ترفندها و آموزش ها - روش ها و تکنیک های کاربردی


اسفند 1399
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            



جستجو




  فیدهای XML

 



جدول ۴-۳۳ آزمون تی مستقل برای متغیر درصد دیرش لکنت در سطح گفتار در گروه آزمایش
پیش از درمان …………………………………………………………………………………………………………………………….۹۵
جدول۴-۳۴ آمار توصیفی برای آزمون تی مستقل…………………………………………………………………….۹۵
جدول ۴-۳۵ آزمون تی درون گروهی برای متغیر درصد دیرش لکنت در سطح گفتار در
گروه آزمایش ……………………………………………………………………………………………………………………………..۹۶
جدول۴-۳۶ آمار توصیفی برای آزمون تی مستقل…………………………………………………………………….۹۷
جدول ۴-۳۷ آزمون تی درون گروهی برای متغیر درصد دیرش لکنت در سطح گفتار در
گروه کنترل ……………………………………………………………………………………………………………………………….۹۷
جدول۴-۳۸ آمار توصیفی برای آزمون تی مستقل………………………………………………………………………۹۷
جدول ۴-۳۹ آزمون تی مستقل برای متغیر درصد دیرش لکنت در سطح گفتار پس از درمان…۹۸
جدول ۴-۴۰ آزمون تی مستقل برای متغیر درصد رفتارهای فیزیکی همراه در سطح گفتار پیش
از درمان ………………………………………………………………………………………………………………………………………..۹۹
جدول۴-۴۱ آمار توصیفی برای آزمون تی مستقل………………………………………………………………………۱۰۰
جدول ۴-۴۲ آزمون تی درون گروهی برای متغیر درصد رفتارهای فیزیکی همراه در سطح گفتار
در گروه آزمایش …………………………………………………………………………………………………………………………..۱۰۰
جدول۴-۴۳ آمار توصیفی برای آزمون تی مستقل……………………………………………………………………..۱۰۱
جدول ۴-۴۴ آزمون تی درون گروهی برای متغیر درصد رفتارهای فیزیکی همراه در سطح گفتار
در گروه کنترل …………………………………………………………………………………………………………………………….۱۰۱
جدول۴-۴۵ آمار توصیفی برای آزمون تی مستقل……………………………………………………………………..۱۰۲
جدول ۴-۴۶ آزمون تی مستقل برای متغیر درصد رفتارهای فیزیکی همراه در سطح گفتارپس از
پیش از درمان ……………………………………………………………………………………………………………………………….۱۰۲
جدول ۴-۴۷ آنالیز واریانس برای متغیرها در سطح گفتار……………………………………………………………۱۰۳
جدول ۴-۴۸ آزمون تی مستقل برای متغیر درصد هجای لکنت شده در سطح خواندن……………..۱۰۴
جدول۴-۴۹ آمار توصیفی برای آزمون تی مستقل………………………………………………………………………..۱۰۵
جدول ۴-۵۰ آزمون تی درون گروهی برای متغیر درصد هجاهای لکنت شده در سطح خواندن در
گروه آزمایش …………………………………………………………………………………………………………………………………۱۰۵
جدول۴-۵۱ آمار توصیفی برای آزمون تی مستقل………………………………………………………………………..۱۰۶
جدول ۴-۵۲ آزمون تی درون گروهی برای متغیر درصد هجاهای لکنت شده در سطح خواندن در
گروه کنترل …………………………………………………………………………………………………………………………………….۱۰۶
جدول۴-۵۳ آمار توصیفی برای آزمون تی مستقل…………………………………………………………………………۱۰۶
جدول ۴-۵۴ آزمون تی مستقل برای متغیر درصد هجای لکنت شده در سطح خواندن پس از
درمان………………………………………………………………………………………………………………………………………………..۱۰۷
جدول ۴-۵۵ آزمون تی مستقل برای متغیر درصد دیرش لکنت در سطح خواندن پیش از
درمان…………………………………………………………………………………………………………………………………………….. ۱۰۸
جدول۴-۵۶ آمار توصیفی برای آزمون تی مستقل………………………………………………………………………..۱۰۹
جدول ۴-۵۷ آزمون تی درون گروهی برای متغیر درصد دیرش لکنت در سطح خواندن در
گروه آزمایش ………………………………………………………………………………………………………………………………..۱۱۰
جدول۴-۵۸ آمار توصیفی برای آزمون تی مستقل………………………………………………………………………..۱۱۰
جدول ۴-۵۹ آزمون تی درون گروهی برای متغیر درصد دیرش لکنت در سطح خواندن در
گروه کنترل …………………………………………………………………………………………………………………………………..۱۱۱
جدول۴-۶۰ آمار توصیفی برای آزمون تی مستقل………………………………………………………………………..۱۱۱
جدول ۴-۶۱ آزمون تی مستقل برای متغیر درصد دیرش لکنت در سطح خواندن پس از درمان…………………………………………………………………………………………………………………………………………………۱۱۲
جدول۴-۶۲ آمار توصیفی برای آزمون تی مستقل……………………………………………………………………….۱۱۳
جدول ۴-۶۳ آزمون تی مستقل برای متغیر درصد رفتارهای فیزیکی همراه در سطح خواندن پیش ازدرمان……………………………………………………………………………………………………………………………………………..۱۱۳
جدول۴-۶۴ آمار توصیفی برای آزمون تی مستقل………………………………………………………………………….۱۱۴
جدول ۴-۶۵ آزمون تی درون گروهی برای متغیر درصد رفتارهای فیزیکی همراه در سطح خواندن در
گروه آزمایش ………………………………………………………………………………………………………………………………….۱۱۵
جدول۴-۶۶ آمار توصیفی برای آزمون تی مستقل………………………………………………………………………۱۱۵
جدول ۴-۶۷ آزمون تی درون گروهی برای متغیر درصد رفتارهای فیزیکی همراه در سطح خواندن
در گروه کنترل ……………………………………….

 

 

جهت دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

……………………………………………………………………………………….۱۱۶
جدول۴-۶۸ آمار توصیفی برای آزمون تی مستقل…………………………………………………………………………۱۱۷
جدول ۴-۶۹ آزمون تی مستقل برای متغیر درصد رفتارهای فیزیکی همراه در سطح خواندن پس ازدرمان……………………………………………………………………………………………………………………………………………..۱۱۸
جدول ۴-۷۰ آنالیز واریانس برای متغیرها در سطح خواندن………………………………………………………….۱۱۹

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[شنبه 1399-12-16] [ 11:59:00 ب.ظ ]




 

  • ابزاری است برای تمرکز کل سازمان به اموری در جهت احول بر عملکرد باید انجام گیرد.

 

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت fumi.ir

 

  • از طریق وحدت استراتژیک میتوانید یکپارچگی در وحدت نسبی را در بین برنامههای عملیاتی مختلف و عموماً غیر مرتبط مانند مهندسی مجدد، کیفیت جامع، طراحی مجدد فرایند و خدمات، مشتریان ایجاد نماید.
  • اهداف و معیارهای کنترل مربوط به فعالیتهای هر بخش به صورت شفاف برای مدیران و کارکنان تبیین میشود.
  • این روش دیدگاهی کل نگر را درباره سازمان و فعالیتهای آن در اختیار مدیران قرار می‎دهد که به کمک آن ارتباط اجزا با یکدیگر و کل معنی و مفهوم بهتری مییابد و تصور جدایی واحدها از یکدیگر به حداقل میرسد.

 

۲-۲۶ معایب کارت امتیازی متوازن
اگرچه چارچوب کارت امتیازی متوازن عملکرد را در سطوح مختلفی از سطح سازمانی گرفته تا سطح تجاری و فردی مورد بررسی قرار میدهد ولی در کاربرد آن دامها و معایبی وجود دارد. بعضی از کاستی های ذکر شده کارت امتیازی متوازن عبارتند از : (کوهزادی، ۱۳۸۹)

  1. وجود تعارض و تنش معنی دار ما بین مدیران عالی و بخشی بدلیل نادقیق وذهنی و زبانی بودن شاخص های کارت امتیازی متوازن و استفا ده از الگوهای نامناسب برای ارزیابی.
  2. کارت امتیازی متوازن در تعریف مجموعه ای از شاخص های کمی تحکیم کننده ارزش‎های عملکرد چه در سطح انفرادی (شاخص عملکرد) و چه برای ادغام ویکپارچگی شاخ ها ضعیف است. به این ترتیب کارت امتیازی متوازن تکنیکی برای تخمین کمی سهم هر گروه شاخص در دستیابی به اهداف چه بطور نسبی وچه مطلق، فراهم نمیکند و همینطور اهمیت نسبی هر کدام از شاخص ها را در منظرخودش مشخص نمیکند.
  3. یکپارچه کردن نتایج نیز توسط کاربران کارت امتیازی متوازن به طور ذهنی انجام میشود.

۲-۲۷ نقاط قوت و ضعف کارت امتیازی متوازن با توجه به معیارها
در کل برای مدل ارزیابی متوازن و بیان نقاط قوت و ضعف آن معیارهای مد نظر قرار میگیرد که عبارتند از: (کاپلان و نوترون، ۱۳۸۸)
معیار ۱اصول و پیش فرضهای مدل
معیار ۲ساختار
این معیار، ساختار مدل را با توجه به مواردی نظیر دیدگاه مدل به ساختمان، جمعیت حوزه ها و عوامل معرفی شده، وضوح و روشنی حوزه ها، انعطاف پذیری ساختار مدل در صورت لزوم ایجاد تغییر در آن مورد بررسی قرار میدهند.
معیار ۳:کارمدی در اجرا.
این معیار، کارآمدی متدو لوژی را در اجراء با توجه به مواردی نظیر سهولت اجرا، فراگیری استفاده، وضوح روش های ارائه شده، برای اجرای متدولوژی و متناسب متدولوژی با هدف عارضهیابی سازمانی مورد بررسی قرار میدهد.
معیار ۴: پشتوانه های علمی و اجرایی
این معیار، مدل کارت امتیازی متوازن را با توجه به پشتوانه علمی و اجرایی از جمله توسعه دهندگان مدل، منابع اطلاعاتی در دسترس و امکانات در دسترس برای اجرای متدولوژی مورد بررسی قرار می دهد. تحلیل مدل با توجه به این معیارها در جداول زیر قابل مشاهده است: (کاپلان و نوترون، ۱۳۸۸)
جدول۲- ۶: نقاط قوت و ضعف مدل BSC با توجه به اصول و پیش فرضهای مدل

 

 

نقاط قوت نقاط ضعف
۱٫     مدل یک مبنای تئوریک برای هر جنبه ارائه میکند.
۲٫     مابین استراتژی و عملکرد ارتباط برقرار میکند.
۳٫     ارتباط منطقی بین وجوه چهارگانه عملکردی ایجاد میکند.
۴٫     مدل بر پایه ایجاد توازن میان عملکرد داخلی و خارجی و معیارهای مالی و غیر مالی، اهداف کوتاه مدت و بلند مدت شاخص‏های عملکردی و نتایج بنا شده است.
۱٫     با توجه به اینکه معیارها بر اساس چشم انداز و استراتژی شرکت نعیین میگردند، در صورتی که استراتژی و چشم انداز شرکت به خوبی تعیین نشده باشد، استفاده از آن برای بخش عملکرد نتایج مناسبی ارائه نمی‎کند.

جدول۲- ۷: نقاط قوت و ضعف مدل BSC با توجه به معیار ساختار

 

 

 

 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:59:00 ب.ظ ]




در مرحله تجزیه و تحلیل آنچه مهم است این است که محقق باید اطلاعات و داده ها را در مسیرهدف تحقیق، پاسخگویی به سوالات و ارزیابی سوالات و فرضیه های خود، جهت داده و مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد.(حافظ نیا،۳۰۵:۱۳۸۷)
داده های این تحقیق پس از ورود به کامپیوتر با بهره گرفتن از نرم افزارهای مناسب مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و هدف از تحلیل داده ها تقلیل آنها و تبدیل آنها به شکل قابل فهم و تفسیر است به نحوی که ، پژوهشگر بتواند روابط بین متغیرهای تحقیق را مورد آزمون قرار دهد.
برای تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده در این پژوهش هم از روش آمار توصیفی و هم از روش آمار استنباطی استفاده شده است.
در ابتدا به کمک روش های آمار توصیفی، به بررسی متغیرهای جمعیت شناختی، مانند: جنسیت، وضعیت تاهل، سن،تحصیلات پرداخته می شود. که برای تجزیه و تحلیل داده ها در این قسمت از از نرم افزار آماری SPSS نسخه ۱۹ استفاده می کنیم.
سپس برای تجزیه و تحلیل داده ها در این پژوهش در سطح استنباطی داده ها ، از نرم افزار لیزرل استفاده می کنیم.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

 

۳-۱۰-۱تحلیل عاملی

به منظور پی بردن به متغیرهای زیر بنایی یک پدیده یا تلخیص مجموعه ای از داده ها از روش تحلیل عاملی استفاده می شود.داده های اولیه برای تحلیل عاملی را به دو دسته کلی می توان تقسیم کرد:
مقاصد اکتشافی
مقاصد تاییدی
در تحلیل اکتشافی، پژوهشگر به دنبال بررسی داده های تجربی به منظور کشف و شناسایی شاخص های ویژه و نیز روابط جالب بین آنهاست، و این کار را بدون تحمیل هرگونه مدل معینی بر روی داده ها انجام می دهد.(هومن،۲۵۴:۱۳۸۸)
ویژگی ها و الزامات تحلیل اکتشافی به شرح زیر است:
این روش، مدل ساختار عاملی را تعیین می کند.
این روش بیشترین واریانس را تبیین می کند.
این روش فاقد فرضیه بوده و خود فرضیه ساز و تئوری ساز است.( کلانتری،۱۹۳:۱۳۸۷)
در تحلیل عاملی تاییدی، محقق مطالعه خود را بر مبنای ساختار عاملی از پیش تعیین شده ،دنبال می کند و در صدد است تا، صحت و سقم ساختار عاملی مجموعه ای از متغیرهای مشاهده شده را مورد آزمون قررا دهد. این تکنیک به محقق اجازه می دهد تا به آزمون این فرضیه که بین متغیرهای آشکار و سازه های نهفته، رابطه وجود دارد را مورد بررسی قرار می دهد. بنابراین بر اساس این تکنیک محقق ابتدا باید به تدوین مدل نظری اقدام کند تا در عمل بتواند آن را محک بزند. تحلیل عاملی تاییدی مورد ویژه ای از مدل معادلات ساختاری است که به ساختار کوواریانس یا مدل روابط ساختاری خطی نیز معروف است.(کلانتری،۱۹۰:۱۳۸۷)
تحلیل عاملی تاییدی دارای ویژگی هایی است که آن را از تحلیل عاملی اکتشافی متمایز می کند:
این روش براساس یک مدل از قبل طراحی شده دنبال می شود که مبتنی بر تئوری ها و مطالعات قبلی است.
در این روش تعداد عامل ها از قبل توسط محقق پیش بینی می شود.
در این روش از قبل مشخص می شود که کدام متغیر ها بر هر یک از عامل بار شده اند.
در این روش خطاها در مدل در نظر گرفته می شود.(کلانتری،۱۹۳:۱۳۸۷)

۳-۱۰-۲ تحلیل ماتریس کوواریانس

در تحلیل عاملی پس از تقلیل متغیرها به عامل از طریق گروه بندی متغییر هایی که بیشترین همبستگی یا همبستگی متوسط دارند، به تشکیل ماتریس کوواریانس پرداخته می شود. در این ماتریس واریانس در قطر اصلی ماتریس قرار می گیرد و هر کدام از آنها نشان دهنده کووایانس هر متغیر با خود آن متغیر است.
بقیه قسمت های ماتریس (به جز قطر اصلی) مقادیر کوواریانس را نشان می دهد. آماره کوواریانس رابطه موجودبین دو متغیر را نشان می دهد.اگر بین متغیرها ارتباط خطی مثبت وجود داشته باشد، کوواریانس مثبت و اگر این ارتباط بین متغیرها عکس باشد، کووایانس منفی و اگر ارتباط خطی بین متغیرها وجود نداشته باشد، کوواریانس صفر خواهد بود.(کلانتری،۳۹:۱۳۸۷)
همچنین ماتریس هبستگی دارای جدولی است که در آن همه متغیر ها بصورت سطر و ستون نوشته شده اند. همبستگی بین هر متغیر با متغیر دیگر در محل تقاطع سطر و ستون مربوط نشان داده می شود. سپس متغیر های دارای بیشترین همبستگی درون یک عامل قرار می گیرند.(دلاور،۲۷۷:۱۳۸۵)

۳-۱۰-۳ مدل معادلات ساختاری[۴۶]

یک مدل معادلات ساختاری کامل از دو مولفه تشکیل شده است:
یک مدل ساختاری که ساختار علی خاصی را بین متغیر های مکنون مفروض می دارد.
یک مدل اندازه گیری که روابطی را بین متغیر های مکنون و متغیرهای نشانگر (اندازه گیری شده) تعریف می کند.(خاکی،۳۳۹:۱۳۸۹)
متغیرهای مکنون در مدل معادلات ساختاری به دو دسته برون زا و درون زا تقسیم می شوند. متغیرهای برون زا ، متغیر هایی هستند که علت تغییرات آنها در مدل منظور نشده و خارج از مدل است. متغیرهای درون زا، متغیرهایی هستند که تغییرات آنها توسط متغییرهای موجود در مدل پیش بینی شده است.(خاکی،۲۳۹:۱۳۸۹)
مدل یابی معادله ساختاری یک تکنیک تحلیل چند متغیری بسیار کلی و نیرومند از خانواده رگرسیون چند متغیری و به بیان دقیق تر بسط مدل خطی کلی است که به پژوهشگر امکان می دهد مجموعه ای از معادلات رگرسیون را بصورت همزمان مورد آزمون قرار دهد. این تکنیک یک رویکرد آماری جامع برای آزمون فرضیه هایی درباره روابط بین متغیرهای مشاهده شده و مکنون استکه گاه تحلیل سازی کوواریانس، مدل یابی علی و گاه نیز لیزرل نامیده شده است.(هومن،۱۱:۱۳۸۸)
مدل معادلات ساختاری بر پایه فرضیه هایی درباره وجود رابطه علی بین متغیرها مدل های علی را با دستگاه معادله خطی آزمون می کند. بدین ترتیب مدل معادلات ساختاری روابط نظری بین شرایط ساختاری معین و مفروض را می آزماید و برآورد روابط علی میان متغیرهای مکنون(مشاهده نشده) و نیز روابط میان متغیرها اندازه گیری شده ( مشاهده شده) را امکان پذیر می سازد. متغیر های مستقل که فرض برآن است بدون خطا اندازه گیری می شوند متغیرهای برونزا یا جریان دهنده و متغیرهای ئابسته یا میانجی ، متغیرهای درونزا یا جریان گیرنده نامیده می شود.(هومن،۱۹:۱۳۸۸)
متغیرهای مشاهده شده بصورت مستقیم، توسط پژوهشگر اندازه گیری می شوند در حالی که متغیر های مکنون به گونه مستقیم اندازه گیری نمی شوند ، بلکه بر اساس روابط یا همبستگی های بین متغیرهای اندازه گیری شده استنباط می شوند.
در مدل معادلات ساختاری روابط بین متغیرهای مشاهده شده و مشاهده نشده را با بهره گرفتن از نمودار مسیر نشان می دهند. این نمودار که نقش اساسی در مدل یابی ساختاری بازی می کند مانند فلوچارت های رایانه ای است که متغیرهایی را که با خطوط بیانگر جریان علی به هم متصل شده اند نشان می دهد.نمودار مسیر را می توان به عنوان وسیله ای برای نمایش این مطلب در نظر گرفت که کدام متغیر ها موجب تغییراتی در متغیرهای دیگر می شود. همه متغیرهای مستقل دارای پیکانهایی هستند که به سوی متغیر وابسته نشانه می روند.ضریب وزنی بالای پیکان قرار می گیرد.(هومن،۱۹:۱۳۸۸)

۳-۱۰-۴ شاخص های برازندگی[۴۷] مدل

شاخص های متفاوتی جهت تعیین برازندگی مدل با واقعیت وجود دارد ،به طور کلی این شاخص ها به سه دسته تعلق دارند : مطلق، نسبی و تعدیل یافته. شاخص های مطلق به واریانس خطا یا واریانس تعدیل شده می پردازندکه پس از برازش مدل باقی می ماند. شاخص های نسبی ، درباره مقایسه یک مدل با مدل های ممکن دیگر می پردازند و در نهایت شاخص های تعدیل یافته به این مطالب می پردازند که مدل مورد نظر چگونه برازندگی و صرفه جویی را باهم ترکیب می کند، یعنی در عین داشتن برازندگی خوب از گستردگی بدون دلیل مدل نیز جلوگیری می شود.

۵-۱۰-۳مجذور کا [۴۸]

وقتی حجم گروه نمونه برابر ۷۵ تا ۲۰۰ باشد ،مقدار مجذور کای یک اندازه معقول برای برازندگی است. اما
برای مدل هایی با n بزرگتر، مجذور کای تقریباً همیشه از لحاظ آماری معنی دار است. علاوه بر این ، مجذور برای مدل هایی با n بزرگتر، مجذور کای تقریباً همیشه از لحاظ آماری معنی دار است. علاوه بر این ، مجذور کای تحت تاثیر مقدار همبستگی های موجود در مدل نیز است . هرچه این همبستگی ها زیادتر باشد، برازش ضعیف تر است.(هومن،۴۱:۱۳۸۸)

۶-۱۰-۳ نسبت  به درجه آزادی

در مورد معنی دار شدن اندازه مجذور کا، درجه آزادی به عنوان اندازه هایی که می توان بر اساس آن بزرگی یا کوچکی  را سنجید، مطرح می شود. هر چند این شاخص فاقد یک معیار ثابت برای الگوی قابل قبول است ، اما اندازه گیری کوچکتر از ۲ معمولاً به عنوان شاخص مطلوب برای نیکویی برازش در نظر گرفته می شود.(هومن،۴۱:۱۳۸۸)

۷-۱۰-۳ریشه خطای میانگین مجذورات تقریب[۴۹]

این شاخص که بصورت اعشاری گزارش می شود، مبتنی بر پارامتر غیر مرکزی است. اگر  کوچکتر از درجه آزادی باشد ، ریشه خطای میانگین مجذورات تقریب برابر صفر بدست می آید. این شاخص برای مدل های خوب برابر ۰۵/۰ یا کمتر است. مدل هایی که ریشه خطای میانگین مجذورات تقریب آنها ۱۰/۰ یا بیشتر باشد برازش ضعیفی دارند . برای این شاخص می توان فاصله اعتماد محاسبه کرد. ایده آل آن است که حد پایین فاصله اعتماد نزدیک به صفر باشد و حد بالایی آن خیلی بزرگ نباشد.(هومن،۱۳۸۸:۴۲)

۸-۱۰-۳ ریشه مجذور میانگین باقی مانده[۵۰]

معیاری است برای اندازه گیری متوسط باقیمانده ها و تنها در ارتباط با اندازه واریانس ها و کووایانس ها قابل تفسیر است. بطور معمول این معیار هر قدر کوچکتر باشد حاکی از برازش بهتر است. (هومن،۴۲:۱۳۸۸)

۳-۱۰-۹ شاخص نکویی برازش[۵۱]

این اندازه تحت تاثیر حجم نمونه است و می تواند برای مدلهایی که به گونه ضعیفی فرمول بندی شده اند بزرگ باشد . کمیت این شاخص از صفر تا یک متغیر است . اندازه یک نشان دهنده برازندگی کامل داده ها با الگو و
و صفرنشان دهنده عدم برازندگی است . هر چه این مقدار به یک نزدیکتر باشد نکویی برازش الگوبیشتر است و هرچه به صفر نزدیک تر نکویی برازش کمتر است .(هومن،۴۲:۱۳۸۸)

۳-۱۰-۱۰شاخص تعدیل یافته نیکویی برازش[۵۲]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:58:00 ب.ظ ]




۳-۴- اجتماع و جامعه آرمانی مثنوی معنوی بخش دیگر اندیشه اجتماعی مولانا، مأخوذ از روابط اجتماعی موجود (وضع موجود) است این بخش از اندیشه اجتماعی مولانا، بایدها ونبایدهای واقع‏گرایانه جامعه است و مولانا آن ها را برای اصلاح و ضابطه‏ مند ساختن روابط انسانی بیان داشته است. در ذیل به نمونه‏ هایی از این‏گونه دیدگاه‏های مولانا، اشاره می‏شود. اندیشه آرمان گرایانه مولوی در باب مسائل اجتماعی، آنگاه که معطوف به انسان «بما هو انسان» می‏شود، کمال‏گرا و ستایش‏گرا است. او انسان را مانند قرآن و عصای موسی و نفس عیسی، مجموعه‏ای از حقایق متعالی و رمز اندر رمز می‏داند؛ مرغ باغ ملکوتش می‏خواند که چند روزی در کنده و زنجیر تن گرفتار آمده است؛ اما آنگاه که انسان را در موجودیت اجتماعی‏اش مورد ارزیابی قرار می دهد، او را موجود مسخ شده‏ای می‏یابد که از فطرت و جبلّت قدسی و عرشی خود خارج شده و به صورت دیو و دد و گرگ آدمخوار، درآمده و جواب خوبی را با بدی می دهد. اندیشه های اصلاحی مولانا در باب اجتماع و جامعه را، می‏توان، به دو بخش تقسیم کرد: برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید. تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی ۴-۳-۱- نگرش های آرمانی در قسمت نخست از اندیشه های آرمان گرایانه مولوی، با دیدگاه‏ها و نگرش‏ هایی که جهت‏گیری آرمان ‏گرایانه دارد و انسان‏آرمانی و مدینه فاضله او را ترسیم می‏کند مواجه ایم؛ یعنی مدینه و جامعه‏ای که مولانا برای مصور ساختن آن ها از تعبیرات نمادینی همچون دریا، بالا، مطلع شمس، نیستان، باغ ملکوت و… کمک می‏گیرد. این مدینه فاضله، جامعه‏ای ورای وضع موجود و حتی دارای طبیعتی است، ورای طبیعت موجود. جامعه مدنی مولانا جامعه‏ای است، اثیری که با نمونه ‏برداری از دنیای مثالی و با تکیه بر آیه کریمه«ان من شی‏ء الا عندنا خزاینه و ماننزله الا بقدر معلوم» (حجر: ۲۱)، باز پروری و بازآفرینی شده است. در آرمان شهر مولانا، مواد و مصالح و عناصر طبیعت و جامعه، نه براساس واقعیات موجود، بلکه آن گونه که مولانا می‏خواسته است با هم ترکیب‏شده و مدینه فاضله مولانا را تشکیل داده است. انسان‏آرمانی مولانا نیز انسانی است آراسته به همه فضیلت‏ها و منزه از همه رذیلت‏ها. مولانا در نگاه آرمان ‏گرایانه، آنچه که می‏بیند، دیو و دد و همراهان سست عنصر است و آنچه که می‏خواهد، شیر خدا و رستم دستان. او این حقیقت تلخ را باور کرده است که انسان مورد جستجو و مورد آرزویش، یافت می‏نشود؛ زیرا دیگران نیز در طلبش روزان و شبان را در نوردیده و سرانجام دست از جستجو کشیده و جز غبار راه، دست‏آوردی نداشته‏اند، اما مولانا با این همه دست از طلب نمی‏دارد و چراغ دستان انسان پژوه وی، خاموش نمی‏گردد و کسانی که قطع امید کرده اند و انسان و جامعه آرمانی را دست نایافتنی می دانند، نهیب می زند: دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست گفتند یافت می نشود جسته ایم ما گفت آنچه یافت می‏نشود، آنم آرزوست (کلیات شمس، ۱۳۷۱: ۱۷۴) انسان‏آرمانی مولانا با جارویی جاودانه و حیرت برانگیز، به امر دوست، دریا را غبار می‏روبد، سجده بی‏ساجد اقامه می‏کند، گردن به شمشیر دوست می‏سپارد تا از هر رگ بریده‏اش صد هزار چراغ بروید. حلقه‏های اتصال جامعه‏ای که مولانا از آن سخن می‏گوید، چه جامعه‏آرمانی و چه جامعه واقع‏گرا، عشق و حکمت است. عشقی که از دل می‏جوشد و مرده را زنده، گریه را خنده و هشیار عافیت جوی را سرمست شوریده و مجنون را زنجیر بریده می‏کند و حکمتی که از سر می‏جوشد و ریشه در اندیشه دارد و ودیعه‏های الهی است که هر کس باید به قدر توان وجودی خود از آن برخوردار گردد، که«من لم یذق لم یدر».

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:57:00 ب.ظ ]




هرآنچت مرادست از ما بجوی بگو تا رسانمت یک ره بکام روم تا زیارت کنم کم و بیش نگویی تو بر ما دروغی دگر که از ما دروغی کند خلق یاد ( ربیع، ۱۳۸۸: ۲۸۸ر ) ونیز حضرت علی، فرزندش را یک روز راه به بدرقۀ او فرستاد. بیست تن از زنان طایفۀ عبدالقیس را با لباس مردانه به محافظت او گماشت؛ عایشه در این مردی و بزرگواری امیر المؤمنین باز بهانه ای برای شکوه و بد گوئی جست، گفت: علی (ع) مردان نامحرم را همراه حرم رسول الله کرد که در بیابان ها با او باشند. وقتی به مدینه رسدند، زنان دستار و شمشیر از خود بر گرفتند و نشان دادند که همه زن و محرم بوده اند. برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید. حمیرا بگفت این چنین عاربس سپردند ما را بنامحرمان پس آنگه بگفت بر سر جمع زود بگفتند آنها که ما دختریم بگفتند و سوی حرم تاختند همی گفت هر کس زهی بوالحسن بگیتی نبوذست چون وی حکیم که مارا زخویشان نبذ یار کس که تا شد بما بر عدو بذ گمان که این بو ترابست قتال جود از این سان سخن ها چرا غم خوریم کزین دختران دوشیزه یافتند نباشد بعالم درون مرد و زن نیاورد گردون به از وی کریم ( ربیع، ۱۳۸۸: ۲۸۹ر– ۲۹۰پ ) «شبی که علی (ع) به خانه ی عبدالله به دیدار عایشه رفت، صفیه بانوی خانه که شوهرش کشته شده بود و به علی (ع) اسائه ی ادب کرد و گفت خدا فرزندانت را یتیم کند چنانکه فرزندان مرا بی پدر کردی. مولا جواب نداد و یکسر به اتاق عایشه رفت و گفت: ( جبهتنا صفیه ) صفیه برروی من در ایستاد. همراهان علی (ع) غضبناک شدند و خواستند این زن فحاش را ادب کنند. امیرالمؤمنین فرمود، خاموش باشید پیغمبر ما فرمان داد، متعرض زنان مشرک و کافر نشویم، چگونه می خواهید به طرف زن مسلمانی دست دراز کنید. همان شب علی (ع) به جای این که عایشه ی شکست خورده را نکوهش کند از او تفقد فرمود. عایشه در دشمنی با علی (ع) دچار عقده ی روحی بود، بیش از همه از جهت نازا بودن خود و پسر آوردن فاطمه (ع) ناراحت و در مخالفت با علی (ع) و خلافت او بی اختیار بود. امام علی رغم فتنه ی عظیمی که عایشه بر ضد او انگیخته بود با منتهای جوانمردی از او دل جوئی کرد تاآن جا که فرمان داد دو جوان کوفی که پشت خانه ی عایشه، شعر در هجو او خوانده بودند،هر یک را صد تازیانه زدند.» (صدر، ۱۳۹۶: ۳۳ ) فردای معرکه ی جمل علی (ع) همان گونه بر کشتگان اردوی خود نماز گذاشت، بر اجساد دشمنان هم نماز خواند و فرمود: اگر نادانسته و به نیّت یاری حق به جنگ من آمده باشند، گناهکار نیستند. همی گفت رحمت کنید ای یلان هرآن کو بیفکند از دست تیغ برآن منهزم کشتۀ ناکثان مدارید رحمت از آن کس دریغ ( ربیع، ۱۳۸۸: ۱۴۵ پ) نسبت به خوارج با اینکه اسائه ی ادب می کردند و اورا علناً کافر می خواندند، بارها فرمود: «مادام که به ما کاری ندارند،با آن ها کاری نداریم و سهم آن ها را از بیت المال می دهیم و اگر مجادله کردند، مجادله می کنیم و اگر دست به کشتارو تباهی زدند،لا علاج با آن ها جنگ خواهیم کرد، با این که امیرالمؤمنین علی می دانست که اگر عامه ی خوارج به اشتباه رفته اند، اغلب شعار آن ها ( لا حکم الا الله ) با جملۀ ( کلمه حق یراد بها الباطل ) جواب می گفت: مع الوصف به حدی نرمی و حوصله کرد. به حدی با بحث و منطق در اقناع آنها کوشید که چند هزار تنشان به کوفه و به معسکر امام باز گشتند. غرض ورزی آن ها از این جا معلوم می شود که روز اوّل می گفتند: کوتاهی در جنگ با معاویه خطا بوده و بایستی به جای تسلیم به حکمیت، جنگ را در میدان صفین دنبال می کردیم. از طرفی می دیدند و می دانستند که عقیده ی امیرالمؤمنین (ع) هم همین بود و برای متقاعد کردن اکثریتی که به تحریک جاسوسان معاویه در میان سپاه علی (ع) اصرار در ترک مخاصمه و تسلیم به حکمیت داشتند، منتهای کوشش و حتی الحاح را کرد. النهایه توفیق نیافت و ادامه ی جنگ علی رغم سپاهیانی که او را تهدید به مرگ کردند، معقول و مقدور نبود. می دیدند فشار به امیرالمؤمنین (ع) تا آن جا بود که گفتند به مالک اشتر فرمان بازگشت بده و گرنه تو را خواهیم گشت. علی (ع) به مالک که نزدیک بود با لشگریان رشید خود به سراپرده ی معاویه دست یابد و او را اسیر یا وادار به فرار کند، الزاماً فرمان ترک مخاصمه داد. مالک که به آسانی نمی توانست از چنین پیروزی چشم بپوشد در بازگشت تعلل کرد. علی (ع) پیغام داد، که اگر چند دقیقه دیرتر بر گردی مرا زنده نخواهی یافت.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:56:00 ب.ظ ]




می توان گفت که پرسش یا سوال اصلی عبارت است از: وضعیت قوانین مربوط به حمایت از مالکیـت های صنعتی ایران، در جهت جلوگیری از واردات موازی در مقایسه با تحولات قوانین بین المللی چگونه است؟ که در آن سوالات فرعی زیر در روند پژوهش مورد توجه قرار گرفته است: ۱٫ واردات موازی دارای چه ماهیت و مبنایی است؟ ۲٫ رابطه واردات موازی با اصل زوال حقوق مالکیت صنعتی چگونه است؟ ۳٫ چالش های موجود در رابطه با قوانین موجود و موازین بین المللی در حکایت از حقوق مالکیت صنعتی کدامها هستند ؟ ۴٫ حمایت از حقوق مالکیت صنعتی و اخذ تدابیر پیشگیرانه، به چه میزان اقدامات نقض آمیز را کنترل کرده و مانع جرائم بیشتر در حوزه حقوق مالکیت صنعتی می گردد؟ ۱-۳- فرضیه های تحقیق مبنای تشکیل واردات موازی کانال های توزیع غیر رسمی و بدون کنترل گمرک در مرز کشورها است و قاچاق محسوب نمی شود. قبول اصل زوال در حقوق مالکیت صنعتی باعث از بین رفتن حقوق مخترعان پس از اولین فروش می شود. قوانین ایران، با وجود ابهامات و نقایص موثر در حمایت از علایم تجارتی و اختراعات و رقابت نامشروع، دارای خلأ هایی برای ایجاد عدالت قضایی، امنیت سرمایه گذاری و اطمینان خاطر مصرف کنندگان کالاها می باشد. برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید. ایجاد هماهنگی بین کشورها و شناخت عوامل به وجود آورندۀ واردات موازی، با ایجاد سازمان ها و ضمانت اجراها و تدابیر خاص در مرزها می تواند اقدامات نقض آمیز را کنترل کرده و مانع جرائم و نقض حقوق مالکیت صنعتی گردد. ۱-۴- پیشینه تحقیق غلامرضا سلیمانی در مقاله ای با عنوان ماهیت بازارهای خاکستری می نویسد: هر سال میلیاردها دلار محصولات خارج از شبکه ها، شعبه ها و کانال های توزیع مجاز وارد بازار جهانی می شود. به عنوان مثال در سال ۲۰۰۳ حجم واردات موازی برای تکنولوژی اطلاعات حدود چهار میلیارد دلار بوده است یا مطالعات می یرو گریفیت در سال ۱۹۹۹ نشان می دهد که فعالیت واردات موازی در کشورهای عضو نفتا بسیار رایج بوده است، و در بعضی از کشورها (آلمان و ژاپن)۲۷ درصد از معاملات در واردات موازی انجام شده اند. در سال های دهه ۱۹۸۰ در آمریکا ارزش معاملات کالاها در واردات موازی بالغ بر ۱۰میلیارد دلار بوده که در برخی محصولات مانند ساعت، سهم بازار کالاهای خاکستری تا ۴۰ درصد بوده است. از طرفی در سطح جوامع، علاقه و تمایل فراوانی برای محافظت مردم از سردرگمی (پریشانی) حاصل از این موضوع یا تقلب در اصل و منشاء کالاهای دارای مارک تجاری وجود دارد. به عبارت دیگر، دیدگاه های بسیار خوبی برای جلوگیری از به کار بردن حق امتیاز و مارک تجاری برای تقسیم نمودن (بخش کردن) بازارها و ایجاد موانع مصنوعی تجارت آزاد، مطرح شده است. از این رو، توافق همگانی درباره سیاست جاری مربوط به واردات موازی وجود ندارد. (سلیمانی، ۱۳۸۹) در مقالۀ اقتصاد پنهان خطر پنهان، نویسندۀ آمریکایی دین کالبریس[۲۰] معتقد است، واردات موازی اصطلاحی است که در سالهای اخیر صحنۀ اقتصاد جهانی را مه آلود کرده است. در اقتصاد خاکستری اشاره به تعداد فزاینده ای از کارگرانی می شود که بدون پرداخت مالیات بر درآمد و یا کمک به خدمات عمومی به عنوان تأمین اجتماعی و خدمات بهداشتی ودرمانی کسب درآمد می کنند. (کالبرس، ۲۰۱۰، ص۷-۶) آمارها از سرویس درآمد داخلی و وضعیت اشتغال وزارت توسعه نشان می دهد که تنها در شهر سان دیگو، ممکن است بین۱۴۰۰۰۰ تا ۱۸۰۰۰۰نفر از کارگران در اقتصاد خاکستری وجود داشته باشد، که این رقم بین ۹ تا ۱۳ درصد از کل کارگران محلی را تشکیل می دهد. عکس مرتبط با اقتصاد

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:56:00 ب.ظ ]




کارآفرینی مقوله ی بسیار مهمی است که بسیاری از کشورها ی توسعه یافته و در حال توسعه توجه جد ی به آن مبذول داشته و می دارند. در این میان، یکی از شاخه ها ی اصلی کارآفر ینی، کارآفر ینی د ر سازمان است که بدون شک سهم چشم گیری در تو فیق و تعالی سازمان ها دارد .(احمدپور، ۱۳۸۳ ، صص ۱۳۲) تغییرات در محصولات و مکا نیسم های بازار، اغلب بدین صورت است که سازمان ها دست به بهره برداری از فرصت هایی می زنند که دیگر سازمان ها دنبال نمی کنند و گاه حتی از وجود آن ها مطلع نیستند. در این زمینه، نوآوری نقش راهبری و عمده را ایفا می کند. کارآفرینی شرکتی ، مجموعه فعالیت هایی است که (Collins & Ram, 2003)بهره برداری از مز ایای رقابتی نوآور ی را در یک سازمان امکان پذیر کرده و رهیافتی در نهادینه کردن نوآوری در سازمان ها است . در حقیقت، کارآفر ینی شرکتی به عنوان دریچه ای به سوی بهره بردار ی از مزایای رقابتی ماندگار ، نوآوری و پیشگامی برای . سازمان ها قلمداد می شود ((Kuratko et al., 2005,)این پژوهش در پی بررسی رابطه ی کارآفرینی، قابلیت بازاریابی، قابلیت نوآوری و مزیت رقابتی است. بر همین اساس پس از مرور ادبیات پرسشنامه ای طراحی شد و ازمون فرضیات بر داده ها انجام شد . در این فصل به بررسی و نتیجه گیری از آزمون فرضیات می پردازیم. جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید. ۲٫۵نتیجه گیری بر اساس فرضیات فرضیه اول: کارآفرینی تاثیر مثبت و معناداری بر قابلیت بازاریابی دارد. این فرضیه در سطح ۹۵ درصد اطمینان تایید شد. د. تحقیقات پیشین نشان داده است که بین کارآفرینی و قابلیت بازاریابی سازمان، همبستگی مثبت و معناداری وجود داردBarret & Weinstein, 1998 pp. 64-67.)) امروزه، بسیاری از سازمان ها و شرکت ها و بسیاری از بخش های اقتصادی و اجتماعی به لزوم کارآفرینی( از نوع فردی یا سازمانی) پی برده اند. این گرایش، عمدتا به دلیل شرایط و وضعیت های پیچیده جدیدی است که سازمان ها را با تنگناهای رقابتی و تکنولوژیکی مواجه ساخته و تداوم روش های سنتی را با مشکل جدی روبرو ساخته است. بهره گیری از کارآفرینان سازمانی و ایده های نوآورانه که سرچشمه آن درون سازمانی است،از جمله استراتژی هایی است که برخی سازمان ها از آن بهره می گیرند.با نهادینه شدن کارآفرینی در سازمان نه تنها افراد سازمان علاقمند به ایجاد تغییر در محیط پیرامون خود می شوند،بلکه موجب ایجاد تغییر در سازمان شده و در نتیجه سازمان سریعتر با محیط وفق می یابد. یکی از این تغییرات توجه به مشتری است.توجه به مشتری یکی از اصول مسلم قابلیت بازاریابی است . بد ین معنا که مشتری واسطه­ اصلی برای رسیدن سازمان به آرمان ها و انجام مأموریت خویش است. بنابراین، کلیه­ کارکنان سازمان طی یک هدف و خواسته­ی مشترک، سعی درشناخت و ادراک نیازهای متعدد(ضمنی، روشن و پنهان ) مشتریان خود و پاسخ گویی شایسته به آنها دارند . این امر طبیعتاً منجر به افزایش خشنودی مشتریان و بالابردن میزان رضایتمندی آن ها از سازمان خواهد شد. شناخت نیاز واقعی مشتر یان، پاسخ گویی مناسب به آن، تلاش در جهت ارائه ی خدمات جد ید به مشتر یان، ایجاد ارتباطات و مناسبات بلندمدت با آنها و در نهایت خشنودی آن ها از نحوه ی ارائه ی خدمات، از مهم تر ین شاخصه های بهبود قابلیت های بازاریابی است( (Heinonen & Korvela,, 200 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی فرضیه دوم: کارآفرینی تاثیر مثبت ومعناداری بر قابلیت نوآوری دارد. این فرضیه در سطح ۹۵ درصد اطمینان تایید شد. کارآفرینی برای ارتقای نوآوری در سازمان ها، توجه و یژه ای به نیروی انسانی دارد. خلاقیت پیش نیاز نوآوری بوده و برای تقویت خلا قیت در نیروی انسانی، از خصوصیات مثبت دیگر الگوهای سازمانی استفاده می شود. در حقیقت، مشخصه هایی مانند مدیریت مشارکتی، خصوصیات سازمان های فراگیر و یادگیرنده، چشم انداز مشترک، ساختارهای منعطف و عدم وجود سلسله مراتب سنتی سازما نی، همگی بسان اهرم ها یی برای تقویت روحیه ی خلاق نیروی انسا نی و در پی آن نیل به نوآوری مستمر در سازمان هستند . به عبارت بهتر، طی یک انتفاع دو سویه، علاوه بر آن که سازمان از حداکثر بهره وری نیروی انسانی خو یش بهره مند می شود، نیروی انسا نی نیز از حیات کار ی خود در سازمان احساس رضا یت خواهد کرد. دوست داشتن، داشتن احساسات خوب و ارزش نهادن برای شغل، از مهم ترین شاخصه های اندازه گیری رضایت مندی کارکنان به شمار می آیند . گرایش به رشد در کارآفرینی همراه با ایجاد واحدها یا بخش های جدید درداخل سازمان و در محدوده­ فرایندهای خدماتی و عملیاتی آن، انجام نوآوری ها ی مستمر بنیادین یا تدریجی در راستا ی ارتقای کیفیت، کاهش ضا یعات و بها ی تمام شده محصول و سرعت بخشیدن به فر ایندها و چرخه های تولید محصول، یا قدم گذاری به عرصه ها و حیطه های جدید کسب و کار، بالا بردن سهم بازار و برقرار ی ارتباط با مشتریان جد ید است . این راهبرد ، در صورت نتیجه بخشی مطلوب، بهبود قابل توجه ی درعملکرد ما لی را نیز در افق میان مدت و بلندمدت صنعت مربوطه به ارمغان خواهد آورد ..(Covin, Green & Slevin, 2006, pp. 65-67) فرضیه سوم: کارآفرینی تاثیر مثبت و معناداری بر مزیت رقابتی پایدار دارد. این فرضیه در سطح ۹۵ درصد اطمینان تایید شد. سازمان­های مختلف در بخش­های گوناگون صنعتی و خدماتی، به شکلی فزاینده در پی استفاده از کارآفرینی به عنوان دریچه ای به سوی بهره برداری از مزایای رقابتی ماندگار هستند . (Kuratko et al., 2005) کارآفرینی تلاش های سازمان در استفاده از مزیت های رقابتی خویش، اکتشاف فرصت ها و قابلیت های مورد نیاز در تعقیب و بهره برداری اثربخش از آن فرصت ها را تسهیل میکند. ((Covin & Miles, 1999 کارآفرینی ، به عنوان یک راهبرد قابل شناسایی مجزا، منجر به افزایش سودآوری (Zahra, 1993) (Guth & Ginsberg, 1990, ) تجدید و نوسازی راهبرد (Vozikis et al., 1999به دست آوردن دانش برای دسترسی­به جریان­های کسب­درآمددرآینده(McGrath, Venkataraman & 1994) موفقیت در عرصه ی بین الملل ، سازماندهی منابع و سوق دادن آن ها به سوی توسعه مزایای رقابتی ،(Birkinshaw, 1997, Covin & Miles, 1999, pp. 50-52; Borch, Huse & )رهبری هزینه و افزایش رضایت­مندی ذی نفعان سازمان ،(Senneseth, 1999, p. 49; Covin, Slevin & Heeley, 1999, p. 175) می شود (Heinonen & Korvela, 2003). نتیجه این تحقیق با نتیجه تحقیق هاینونن و کورولا(۲۰۰۳)سازگار است. در تحقیق هاینونن به بررسی و اندازه گیری سه مورد از دستاوردهای عمده ی به کارگیری کارآفرینی در سازمان یعنی افزایش رضایتمندی مشتریان ، کسب مزیت رقابتی وبهبود عملکرد ما لی و نمایندگی های شرکت سهامی پرداخته اند. تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار) این سه مؤلفه به انحاء مختلف در دیگر پژوهش های یادشده در پیشینه تحقیق برسی شده اند(Barret & Weinstein, 1998)). فرضیه چهارم: قابلیت بازاریابی بر قابلیت نوآوری تاثیر مثبت و معناداری دارد. این فرضیه در سطح ۹۵ درصد اطمینان تایید شد. تحلیل رگرسیونی نشان داد که متغیر قابلیت بازاریابی بر قابلیت نوآوری سازمانی نیز موثر بوده ودارای رابطه خطی با یکدیگر می باشند. نتیجه حاصله با برخی تحقیقات صاحبنظران نظیر هالت،هارلی و نایت(۲۰۰۵) مطابقت دارد. نتایج تحقیقات گذشته نیز نشان می دهد که قابلیت بازاریابی ازعوامل پیش بینی کننده مهمی است که بر نوآوری تأثیر می گذارد. بنابراین شرکت ها با بکارگیری مزایای مرتبط بابازاریابی این توانایی را دارند که قابلیت های نوآور خود را تقویت کنند . سازمان ها برای آنکه در یافتن فرصت های جدید به منظور رضایت مشتریان تاثیرگذار باشند باید به طور دائم بر بازار نظارت کنند. زیرا آگاهی از ترجیحات بازار )نیازها و خواسته های مشتری(، درجه ناسازگاری محصولات جدید با نیازهای مشتری را کاهش می دهد و این آگاهی احتمالاً موفقیت نوآوران را ارتقاء می بخشد. بدین ترتیب قابلیت بازاریابی ، قدرت نوآوری سازمانی را تحت تأثیر قرار داده و شرکت ها را قادر می سازد که هر دو نوآوری فنی )محصول و فرایند( و نوآوری غیر فنی )بازاریابی و سیستم های سازمانی( را دنبال کنند. شرکت های برخوردار از قابلیت بازاریابی بالا از توانایی نظارت بر تغییر نیازهای مشتری همچنین فعالیت رقیب برخوردارند. نتایج حاصله با نتیجه تحقیق ویراواردنا و اکاس (۲۰۰۵) و لی و شیح(۲۰۰۱) هماهنگ است. این بدان معناست که قابلیت بازاریابی برای شرکتی که مبنای آن قابلیت نوآوری است، می تواند به ایجاد قابلیت های نوآوری متمایز و دستیابی به رشد و سود بیشتر کمک کند. از طرف دیگر، نوآوری محصول، برای فعالیت های بازاریابی مفید است و می تواند عملکرد کسب و کار را ارتقاء دهد. بدین ترتیب قابلیت های بازاریابی متمایز، یک شرکت را برای دستیابی به بازارهای هدف با عملکردی بهتر از رقبایش، توانمند می سازد. فرضیه پنجم: قابلیت نوآوری بر مزیت رقابتی پایدار تاثیر مثبت ومعناداری دارد. این فرضیه در سطح ۹۵ درصد اطمینان تایید شد. امروزه جوامع علمی و صنعتی به این نتیجه رسیده اند که سازما نها با تکیه بر نوآوری و تقویت و ترویج نوآوری و فعالیت های نوآورانه در درون خود می توانند برتری های بلندمدت خود را در عرصه های رقابتی حفظ کنند. دو عامل در اهمیت روزافزون نوآوری بیشترین نقش را دارند؛ تغییرات سریع تکنولوژی در صنایع مختلف و در نتیجه کوتاه شدن دوره عمر محصولات و فشرده شدن رقابت.(Boly, Morel & Renaud, 2003) بر نقش نوآوری در عملکرد سازمانی تأکید بیشتری می کنند. علاوه بر این، میزان نوآوری از طریق جهت گیری عوامل پیش بینی کننده افزایش می یابد، شرکت ها همواره باید بتوانند محصولات برتر را تولید کنند و برای افزایش سهم بازار و سایر پیامدهای عملکردی به خصوص زمان مقایسه محصولات شرکت با نوآوری های دیگر شرکت ها، علاقه نشان دهند. همچنین نوآوری به شرکت اجازه می دهد با اصلاح محصولات یا محصول جدید، متنوع کردن خطوط محصول و توسعه قلمرو فعالیت های شرکت، فعالیت های رقبایش را محدود کند. تمام این پیامدها به دستیابی مزیت رقابتی پایدار کمک می کند. قابلیت نوآوری و فرآیندهای مزیت رقابتی وابستگی زیادی به هم دارند، پورتر بیان می کند هر یک از شیوه های جدیدی که شرکت ها از طریق آن برای تنظیم فعالیت ها در زنجیره ارزش و ارائه ارزش بهتر به مشتریان، مزیت رقابتی ایجاد می کنند، یک اقدام نوآوری می باشد. شواهد تجربی از این دیدگاه که نوآوری منجر به مزیت رقابتی )عملکرد قوی تر( می شود، پشتیبانی می کنند. نوآوری یک وسیله برای تغییر سازمان است. نوآوری چه به عنوان پاسخی به تغییرات روی داده در محیط داخلی و خارجی باشد چه به عنوان حرکتی انحصاری، محیط را تحت تاثیر قرار می دهد چرا که محیط ها توسعه داده می شوند. شرکت ها باید زمان بیشتری را برای نوآوری ها در نظر گیرند و مهمترین نوآوری ها آن هایی هستند که به شرکت اجازه دستیابی به انواع مزیت رقابتی را داده و در نتیجه به عملکرد شرکت کمک می کنند. نتیجه این تحقیق با نتیجه تحقیقات ویراواردناکه نشان می دهد قابلیت نوآوری تأثیر مهمی روی مزیت رقابتی پایدار دارد، همراستا است. همچنین ویراواردنا معتقد است که سازمآن های عمومی در صورتی به مزیت رقابتی پایدار دست خواهند یافت که قابلیت های یادگیری متمایزی را دارا باشند. فرضیه ششم: قابلیت بازاریابی بر مزیت رقابتی پایدار تاثیر مثبت ومعناداری دارد. این فرضیه در سطح ۹۵ درصد اطمینان تایید شد. . این بدان معناست که در سطح سازمانهای مورد مطالعه، قابلیت بازاریابی می تواند به طور قابل ملاحظه ای محصول وخدمت رقابتی خود را تحت تأثیر قرار دهد. نتایج تحقیق با تحقیق ویراواردنا و اکاس(۲۰۰۲) مبنی بر این که قابلیت بازاریابی تاثیرات تایید شده ای بر روی مزیت رقابتی پایدار دارد، تطبیق می کند. نتایج تحقیقات نشان می دهد، زمانی که شرکت ها رقیب محور باشند و قابلیت های بین وظیفه ای خوبی داشته باشند قابلیت های نوآوری بازاریابی بهبود می یابد. همچنین نتایج تحقیقات نشان می دهد که قابلیت های بازاریابی از طریق استراتژی های رهبری هزینه و تمایز، به توسعه و حفظ مزیت رقابتی کمک می کند. ۳٫۵نتیجه گیری و پیشنهادات باتوجه به معنی دار بودن رابطه بین کارآفرینی و مزیت رقابتی ، قابلیت نوآوری و قابلیت بازاریابی پیشنهاد می گردد درباره ضرورت شناسایی و بررسی عوامل و شاخص های واحدی در زمینه توسعه فرهنگ کارآفرینی با توجه به شرایط و ویژگی های هر سازمان باشد . همچنین با بهره گرفتن از روش های کمی و کیفی، میزان تأثیر و وزن هر کدام از این عوامل، مورد سنجش قرار گیرد و در نهایت، راهکارها و راه حلهایی برای بکارگیری هر چه بهتر این عوامل به کار گرفته شود. با توجه به معنی داری رابطه بین قابلیت نوآوری سازمانی با مزیت رقابتی پایدار در این تحقیق به سازمانهای مورد مطالعه پیشنهاد می شود که اولاً در ابعاد مختلف نوآوری داشته باشند. ثانیاً نوآوری های بازاریابی، ارائه خدمات و محصولات جدید و فعالیت های مدیریتی را بهبود و ارتقا بخشند. همچنین با عنایت به معنی داری رابطه بین قابلیت بازاریابی با مزیت رقابتی پایدار در این تحقیق به جامعه مورد مطالعه پیشنهاد می شود که در حوزه های خدمات و محصولات برای مشتریانشان ارزش آفرینی کنند. بعلاوه بانک های مورد مطالعه بایستی خودشان را به نحوی متفاوت و متمایز سازند که غیر قابل تقلید باشند و این نیازمند نوآوری های غیرمعمول و غیرمتداول برای سازگاری و پاسخ دهی به تقاضای بازار است. در این رهگذر در صورتی می توان ادعا نمود که شرکت دارای مزیت رقابتی پایدار است که دارای استراتژی مشخصی برای ایجاد ارزش برای مشتریانش باشد. همچنین شرکتها باید برای افزایش قابلیت یادگیری بازار و نوآوری در تصمیماتشان مزیت رقابتی پایدار خود را توسعه دهند و با بکارگیری مزایای مرتبط با قابلیت بازاریابی، قابلیت های نوآور خود را تقویت کنند و از طریق شناسایی و ایجاد قابلیت های خاص که به سازمآن های بازارمحور اختصاص داده می شود، به سمت بازار گرایش بیشتری پیدا کنند. بدین ترتیب با سرعت فزاینده تکنولوژی های جدید، بانک ها برای بقاء و پیشرفت خود باید متفاوت از قبل عمل کنند. بویژه، شرکتها باید به دنبال منابع جدید مزیت رقابتی باشند و اشکال جدید رقابت را بکار بگیرند که این خود نیازمند درک روشن از ماهیت و پویایی های رقابت می باشد. بنابراین با توجه به توسعه شرکت های خصوصی و گسترش فضای رقابت بین آن ها، اگر شرکتها نتوانند قابلیت های محوری یا متمایز خود را برای رسیدن به مزیت رقابتی پایدار توسعه دهند رقبای پیشگام با ارائه خدمات بهتر در بازار نفوذ خواهند کرد و رهبری بازار را به دست می گیرند. این رقبا در کوتاه مدت سودآوری و در بلندمدت بقاء و رشد خود را تضمین خواهند کرد. بنابراین شرکتها زمانی از مزیت رقابتی برخوردار می شوند که بتوانند با ارائه ارزشی برتر، جایگاه خود را در بازار مورد نظر تثبیت کنند. از آنجا که عوامل متعددی بر مزیت رقابتی پایدار تأثیر می گذارد بنابراین پیشنهاد می شود که تحقیقات بعدی سایر عوامل پیش بینی کننده مزیت رقابتی پایدار را بررسی کند. برای مثال چون منابع سازمانی ایجاد ظرفیت فعالیت شرکت محدود است، بنابراین پیشنهاد می شود تحقیقات بعدی ارتباط بین منابع شرکت، مزیت رقابتی پایدار و توسعه قابلیت های بازارمحور فراهم شده توسط شرکت را بررسی کند. همچنین پیشنهاد می گردد تحقیقات جداگانه ای مدل ترکیبی مورد استفاده در این تحقیق را در سایر صنایع کشور بویژه صنایع خدماتی نظیر گردشگری، بیمه، بیمارستآن ها و… بررسی کند. همچنین پیشنهاد می شود در مطالعات آتی به ابعاد و عوامل پیش بینی کننده که می تواند در کوتاه مدت سودآوری و در بلندمدت بقا و رشد سازمان را تضمین کند و در نهایت مزیت رقابتی پایدار را افزایش دهد، با توجه به شرایط فرهنگی، و ضوابط حاکم بر سازمآن ها، پرداخته شود. تصویر درباره گردشگری این پژوهش رابطه ی میان کارآفرینی شرکتی و قابلیت بازاریابی ونوآوری و مزیت رقابتی پایدار مورد سنجش قرار داد که قطعاً خلا ء ابعاد د یگری نیز احساس می شود و خود می تواند یک زمینه پژوهشی مناسب بر ای محقق ین علاقه مند به پژوهش در این وادی باشد. بررسی راه کارهای ارتقا ی گرایش به کارآفر ینی شرکتی در صنعت ودیگر صنا یع و سازمان ها با وجود تایید رابطه ی مستقیم آن با عملکرد در نمونه­ مورد مطالعه، میتواند تکمیل گر ارزش کاربردی پژوهش حاضر باشد. این پژوهش در عرصه­ یکی از صنا یع تو لیدی کشور انجام گردید، پیاده سازی طرح های پژوهشی مشابه در قلمرو کسب و کارها و صنا یع خدما تی و بررسی دستاوردهای کارآفر ینی در این حوز ه ها نیز می تواند نقش تکمیلی ر ا بر ای پژوهش حاضر ایفا کند. بازنگری در قوانین خشک و غیرقابل انعطاف ساز مان که از موانع بروز و رشد و توسعه فرهنگ نوآوری و کارآفرینی محسوب میشود. وجود برنامه های آموزشی با رویکرد کار آفرینانه، برگزاری برنامه ها و کارگاه های آموزشی درباره کارآفرینی در می تواند از عوامل دیگر برای جذب کارکنان به فرهنگ کارآفرینی و توسعه آن باشد. پیشنهاد می شود از تکنولوژی های جدید مانند رایانه به منظور توسعه خلاقیت و فرهنگ کارآفرینی و پیشبرد اهداف کارآفرینانه در صنعت بیشتر استفاده شود. ۴٫۵ محدودیتهای تحقیق هر تحقیق هر چند هم کامل و جامع باشد ،اما محقق در سیر مراحل انجام آن با مشکلات و محدودیتهایی روبه روست که این محدودیتها باعث می شوند نتوان یک تحقیق توصیفی را به صورت طولانی مدت و در تمامی جنبه ها تعمیم داد و همین امر باعث می شود که نیاز به انجام تحقیقات دیگر در راستای مورد نظر تکرا رگردیده تا زمانی که تمامی جنبه ها را در بر گیر د . درتحقیق حاضر نیز علی رغم اینکه سعی شده است ، تمامی جوانب آن بررسی گردد و تا حد امکان تمام شرایط را از لحاظ جامع بودن داشته باشد اما در عین حال با محدودیتهایی روبه روست که غیر قابل اجتناب می باشند. این پژوهش از دو بعد مکانی و موضوعی تحت محدودیت های زیر قرار دارد: ۱- محدودیت مکانی: تحقیق حاضر از نظر مکانی صرفاً محدود به بخش خاصی از صنعت ایران – صنایع تولیدی در شهرک صنعتی- می باشد و این بخش نمی تواند نماینده کاملی از رفتار صنعت در کل کشور باشد. لذا می طلبد که این تحقیق با انجام یک نمونه گیری خوشه ای و یا طبقه ای بتواند تمامی صنایع و مناطق صنعتی در کشور را به عنوان جامعه آماری در نظر گیرد و این محدودیت مکانی را از بین ببرد. ۲- محدودیت موضوعی: از آنجا که در این تحقیق فقط به مطالعه تاثیر کارآفرینی، قابلیت بازاریابی و نوآوری محدودمی شود، موارد دیگری نیز از هریک از متغیرهای مستقل که به طور غیر مستقیم ممکن است بر مزیت رقابتی تاثیرگذار می باشد در نظر گرفته نشده است-نظیر متغیرهای کلان اقتصادی و یا شدت رقابت در صنعت که بر مزیت رقابتی ممکن است موثر باشد -، بنابراین انتظار نمی رود که نتایج بدست آمده کاملا ً جامع باشد. عکس مرتبط با اقتصاد منابع فارسی آذر عادل مؤمنی، منصور. ۱۳۸۰, «آمار و کارُبرد آن در مدیریت»، جلد دوم، چاپ پنجم، تهران : انتشارات سمت. آذر، عادل، مؤمنی، منصور. ۱۳۸۰ «آمار و کارُبرد آن در مدیریت»، جلد اول، چاپ دهم، تهران : انتشارات سمت. احمدپور داریانی، محمود، کارآفرینی ( تعاریف، نظریات، الگوها ) ۰ انتشارات پردیس، ۱۳۷ احمدپور داریانی، محمود و مقیمی، سید محمد، ۱۳۸۵، مبانی کارآفرینی، انتشارات فرا اندیش، چاپ سوم. احمدپور داریانی، محمود. (۱۳۸۰). کارآفرینی، تعاریف، نظریات و الگوها تهران: ناشر شرکت پردیس۵۷ الهی، محمود(۱۳۸۷) بررسی عوامل موثر بر خلاقیت و نوآوری سازمانی از دیدگاه مدیران سازمانهای دولتی مرکز استان کرمان. پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمان. پیکارجو، کامبیز، فرزانه، علی اصغری، کارآفرینی سازمانی و سازمان های کارآفرین، تهران، پژوهشکده تحقیقات استراتژیک، شماره ۲۰ ، ۱۳۸۷٫ خاکی، غلامرضا. ۱۳۸۰، «روش تحقیق در مدیریت»، تهران : مرکز انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی. سعیدی کیا، مهدی، اصول و مبانی کارآفرینی، تهران، انتشارات کیا، چاپ پانزدهم، ۱۳۸۸٫ سرمد، زهره، بازرگان، عباس، حجازی، الهه، (۱۳۸۰)، «روش های تحقیق در علوم رفتاری»، چاپ پنجم تهران : انتشارات آگاه. سکاران, اوما ۱۳۸۱، «روش تحقیق در مدیریت» ترجمه محمد صائبی و شیرازی، چاپ اول، تهران : مرکز آموزش مدیریت دولتی. صمد آقایی، جلیل، سازمان های کارآفرین، انتشارات مرکز آموزش مدیریت دولتی، ۱۳۷۸ فرهنگی، علی اکبر، حسین صفرزاده، کارآفرینی، ( مفاهیم، نظرها، مدل ها و کاربردها)، موسسه کار و تامین اجتماعی، تهران: ۱۳۸۶٫ کارت رایت، راجر، ترجمه: دکتر علی پارسائیان، سازمان های کارآفرین، انتشارات ترمه چاپ اول، تهران: ۱۳۸۳٫ کاتلر، فیلیپ ( ١٣٧٩ )؛ کاتلر در بازاریابی، مترجم: عبدالرضا رضایی نژاد، نشر فرا، چاپ اول . کاتلر، فیلیپ وگری آرمسترانگ ( ١٣٧٩ )؛ اصول بازاریابی، مترجم: بهمن فروزنده، نشرآتروپات، چاپ سوم. کوراتکو، دانلد اف. هاجتس، ریچار دام ( ۲۰۰۱). نگرشی معاصر بر کارآفرینی (جلد اول). مترجم ابراهیم عامل محرابی، نشر دانشگاه فردوسی مشهد. گلستان هاشمی، سید مهدی، مبانی علم کارآفرینی، اصفهان، جهاد دانشگاهی. ۱۳۸۲٫ مردیث، جفری و دیگران، کارآفرینی، ترجمه محمدصادق نجاییان، تهران: انتشارات دفتر بین المللی کار، ۱۳۷۱٫ هزار جریبی، جعفر، کارآفرینی، تهران، پژوهشکده امور اقتصادی، چاپ اول، ۱۳۸۳٫ خنیفر، حسین، کارآفرینی در نظام ارزشی، انتشارات پردیس قم دانشگاه آزاد اسلامی، ۱۳۸۴ مجموعه مقاله های همایش ملی کارآفرینی، زیر نظر دکتر ناظم، انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی ۱۳۸۴ رابرت دی. هیسریچ، کارآفرینی ( ج ۱ )، ترجمه سید علیرضا فیض بخش، انتشارات مؤسسه علمی دانشگاه صنعتی شریف،۱۳۸۳ خسرو شاهی، کاظم، یادداشتهای کارآفرینی، بر ما چه گذشت، انتشارات کتاب فرزانه، ۱۳۸۳ مقیمی، محمد، کارآفرینی در نهادهای جامعه مدنی، انتشارات دانشگاه تهران،۱۳۸۳ شاه حسینی، علی، کارآفرینی، انتشارات آییژ، ۱۳۸۳ کارآفرینی و فنّاوری های پیشرفته، به کوشش حمید هاشمی، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۸۲ موسوی بازرگانی، سید جلال (۱۳۸۶)، فرصت های کارآفرینی فرهنگی در صنعت نشر ایران، انتشارات پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات. Antoncic, Bostjan and Hisrich, Robert (2001). Intrapreneurship: Construct refinement and cross-cultural validation. Journal of Business Venturing 16, 495–۵۲۷٫ Antoncic, Bostjan and Hisrich, Robert(2003). Converting military technology through corporate entrepreneurship. Journal of Management Development, Vol. 23 No. 6, pp. 518-550. Boly, V., Morel, L., & Renaud, J. (2003). Towards a Constructivist Approach to Technological Innovation Management: An Overview of the Phenomena in French SME’s. in International Handbook on Innovation, Elsevier, 2003. Barker, A.T. and Kaynak, E. 1992, “An empirical investigation of the differences between initiating and continuing exporters”, European Journal of Marketing, Vol. 26 No. 3, 27-36 Chiou, W.C., Kuo, H.W., & Iuan Yuan, L. (1999). A Technology Oriented Productivity Measurement Model. International Journal of Production Economics, 60, 69–۷۷٫ Cormican, K., & O’Sullivan, D. (2004). Auditing Best Practice for Effective Product Innovation Management. Technovation,24(10), 819–۸۲۹٫ Dess, Gregory et.al. (2003). Emerging Issues in Corporate Entrepreneurship. Journal of Management 2003 29(3) 351–۳۷۸٫ Garelli, Stephane. 2003,” Competitiveness of Nations, The Fundamentals” IMD World Competitiveness Yearbook Gartner, William and Birley , Sue (2002). Introduction to the special issue on qualitative methods in entrepreneurship research. Journal of Business Venturing 17, 387–۳۹۵٫ Hayton, Tomas (2003). Promoting corporate entrepreneurship through human resource management practices: A review of empirical research. Human Resource Management Review 15, 21–۴۱٫ Hayton, James (2005). Competing in the new economy: the effect of intellectual capital on corporate entrepreneurship in high-technology new ventures. R&D Management 35,2. -Hall, William K.2001.” Survival Strategies in a Hostile Environment.” Harvard Business Review 58 ( September- October), 75-85 -Hoffman, Nicole P.2000,” An Examination of the Sustained Competitive Advantage” Concept: Past, Present and Future.” Academy of Marketing Science Review. Holt, David, Entrepreneurship: New venture creation, Prentice Hall, 2004. Hutt, M. D., Mokwa, M. P., & Shapiro, S. J. (1986). The politics of marketing: Analyzing the parallel political marketplace. Journal +-Kigan, B.L. and Chhokar, J. 2000, “Factors inhibiting export performance of firms: an empirical investigation”, Management International Review, Vol. 26 No. 4, 33-43 Lumpkin, GG Dess, 2001. Linking two dimensions of entrepreneurial orientation to firm performance: The moderating role of environment and industry life cycle. Journal of Business Venturing, PP. 429- 451. Jones, Oswald (2005).Manufacturing regeneration through corporate entrepreneurship Middle managers and organizational Innovation. International Journal of Operations & Production Management, Vol. 25 No. 5, p. 491-511. Porter, Michael e. 1990.” The Competitive Advantage of Nations”, The Macmillan Press LTD. -Porter, Michael E. 2003.” Competitiveness and Economic Development of Golf and Middle Eastern Countries.” Harvard Business School. Stanton W.J.2003 “fundermental of marketing”. Tenth Edition.p64 Song, XM. and ME Parry (1993), “R&D – Marketing Integration Japanese High-Technology Firm Hypotheses and Empirical Evidence”, Journal 0/ the Academy o/Marketing Science _21 (Spring), Vorhies, Harker (2000), “The Capabilities and Performance Advantages of Market-Driven Firms: an EmpiricalInvestigation”, Australian Journal o/Management 25(September), no.2. Weerawardena, I and A O’Cass (2004), “Exploring the Characteristics of the Market-Driven Firms and Antecedents to Sustained Competitive Advantage” Industrial Marketing Management 33419- 428. Yaprak, A. 2005, “An empirical study of the differences between small exporting and non- exporting US firms”, International Marketing Review, Vol. 2 No. 2, Summer, 72-74 ترجمه وب گاه http://bus.colorado.edu/faculty/meyer/6700syl.htm ترجمه وب گاه http://www.quickmba.com/entre/definition karafarini _chist.htm http://karad.irost.org HTTP://www.steptools.com/support/stdev_docs/stiew_auto/stview_auto-2.html http://www.karafarin.com http://www.mgtsplition.com/datalibrary/subjectinfo.asp?id=216 /culture.htm http://www.sharifthinktank.com/HTML/Enterpre_ Abstract کار آفرینی دانش بنیان علم و هنر شناسایی و بهره برداری از فرصت ها برای ایجاد و توسعه ی کسب و کار های جدید و به معنی فعالیتی خلاق برای کسب ارزش افزوده است و کار آفرینی یک قابلیت ذاتی مورثی نیست، بلکه اکتسابی و قابل پرورش است . شرکتها برای کارآفرین بودن باید نوعی توانایی نوآوری را در خودپرورش دهند و آنرا به قابلیت تبدیل نمایند. Knowledge Based Entrepreneurship art and science of identifying and exploiting opportunities for business creation and development of new means of creative activity for creating a business value is not inherent capability testator, and the acquired breeding. companies to have a kind of entrepreneurial innovation capability in Khvdprvrsh and convert it into a feature. نوآوری نیز به نوبه خود برای سود آور بودن نیاز به تجاری سازی دارد و در این میان قابلیت های بازاریابی یک شرکت می تواند موجبات تجاری سازی و رشد و سود آوری شرکتها را فراهم آورد. Innovation, in turn, is needed for profitable commercialization and marketing capabilities in the development and commercialization of a company can provide profitable business. اما آنچه مد نظر است این است که یک سازمان نیاز به پایداری سود آوری در بلند مدت دارد، بعبارتی عملکرد سازمان باید در بلند مدت بهینه باشد تا سازمان بتواند روند تغییر و نوآوری را ادامه دهد. But the main concern is that an organization needs to sustain profitability in the long run, it turns out to be optimal long-term performance of the organization must be the process of change and innovation continue. لذا این تحقیق با هدف شناسایی قابلیت های بازاریابی در صنایع تولیدی ، شناسایی قابل یت های نوآوری ، بررسی مسایل و مشکلات در زمین ه نوآوری و کارآفرینی و ارائه راهکارهایی برای بهبود مزیت رقابتی پایدار انجام شده است. Therefore, this study aimed to identify marketing capabilities in manufacturing, innovation capacity to identify, investigate issues and problems in the field of innovation and entrepreneurship and provide solutions to improve sustainable competitive advantage has been done. سوال اصلی این تحقیق آن است که چه رابطه ای میان کارآفرینی، قابلیت بازاریابی، قابلیت نوآوری و مزیت رقابتی پایدار در شرکتهای شهرک صنعتی کاوه وجود دارد؟ The main questions that the relationship between entrepreneurship, marketing capability, innovation capability and sustainable competitive advantage in Kaveh industrial estate companies are there? در همین راستا با مرور ادبیات تحقیق و بررسی مدلهای تحقیق فرضیات زیر استخراج گردید: کارآفرینی تاثیر مثبت و معناد اری بر قابلیت بازاریابی دارد، کارآفرینی تاثیر مثبت ومعناداری بر قابلیت نوآوری دارد، کارآفرینی تاثیر مثبت و معنا داری بر مزیت رقابتی پایدار دارد ، قابلیت بازاریابی بر قابلیت نوآوری تاثیر مثبت و معناداری دارد. ، قابلیت نوآوری بر مزیت رقابتی پایدار تاثیر مثبت ومعناداری دارد. و در نهایت فرضیه ششم: قابلیت بازاریابی بر مزیت رقابتی پایدار تاثیر مثبت ومعناداری دارد. In this regard, the literature review and survey research models, the following assumptions were identified: positive impact on entrepreneurship and marketing capabilities Mnad legatee has a meaningful, positive impact on entrepreneurship is the ability to innovate, meaningful job creation impact of sustainable competitive advantage has marketing capabilities has a significantly positive effect on innovation capability., meaningful innovation capability has positive impact on sustainable competitive advantage., and the sixth hypothesis: meaningful, positive impact on the marketability of sustainable competitive advantage. سپس پرسشنامه ای تهیه گردید و در بین مدیران صنایع تولیدی شهرک صنعتی کاوه توزیع گردید. The questionnaire was prepared and distributed among the managers of manufacturing industries Kaveh Industrial City. نمونه آماری شامل ۲۵۷ بوده که داده هاس پرسشنامه ها پس از توزیع و جمع آوری وارد نرم افزار spss 21 شده و فرضیات تحقیق ارزیابی گردید. The sample included 257 which were then distributed and collected the questionnaires Haas spss 21 software and hypotheses were evaluated. یافته ها نشان داد Results showed that 3.9 درصد از مدیران ارشد صنایع تولیدی با مدرک فوق دیپلم، ۲۶ . ۱ درصد با مدرک لیسانس ۳٫۹% of the senior managers of manufacturing industries with a high school degree, 26. 1% with MA و ۷۰ درصد دارای مدرک فوق لیسانس می باش ن د. همچنین ۴ . ۳ درصد از مدیران ارشد صنایع تولیدی And 70 percent have a master’s degree may be the crossover. Well 4. 3 percent of the senior managers of manufacturing industries بین ۱ -۵ سال ، ۶۴ . ۲ درصد بین ۵-۱۵ سال و ۳۱ . ۵ درصد دارای بیش از ۱۵ سال سابقه کار هستند . از لحاظ وضعیت متغیرهای تحقیق ، مزیت رقابتی پایدار، قابلیت کارآفرینی و نوآوری و بازاریابی در وضعیت مناسبی قرار داشتند. Between 1 -5 Years, 64. 2% between 5-15 years, and 31. 5% of them are over 15 years of experience. Terms of state variables, sustainable competitive advantage, entrepreneurship and innovation and marketing capabilities were in good condition . قابلیت نوآوری نیز دارای ابعاد فرایندی -که از اهمیت بیشتری برخوردار بود- و محصولی – رده دوم – و سازمانی بوده است. Innovation capability is also an important dimension-the process by which the product – second place – and the organization. یافته های تحقیق حاکی از تایید کلیه فرضیات تحقیق است. The findings indicate that all hypotheses are confirmed. در پایان پیشنهاداتی برای تحقیقات آتی و مدیران ارائه شده است. Finally, suggestions for future research and management is presented. کلید وازه ها: key words: کارآفرینی، قابلیت بازاریابی، قابلیت نواوری و مزیت رقابتی Entrepreneurship, marketing capability, innovation capability and competitive advantage Islamic Azad University Naragh Branch A thesis submitted in partial fulfillment of the requirements for degree of Master of Arts (M.A) Tendency: Management Title: Study on the relationship between entrepreneurship, marketing capability, innovation capability and sustainable competitive advantage in firms Kaveh Industrial City Thesis Advisor: Dr Mohammadali Ghazanfari By: Eshagh Yousefi Baseri Summer 2014 Porter, ME. (1990), Competitive Advantage: Creating and Sustaining Superior Per/onnance, New York: Free Press ↑ Day, G.S., ↑ Atuahene-Gima, K ↑ Zeithaml, VA and MI Bitner ↑ Easingwood, CJ and Mahajan, V ↑ Morris, T and R Westbrook ↑ Vorhies, nw and M. Harker. ↑ Froehle, CM., AV Roth, RB. Chase, and CA Voss ↑ Afuah,. ↑ Drucker, E.P , ↑ Downs, G.W, and L.B. Mohr, ↑ Damanpour, F ↑ Porter, ME ↑ Aharoni, Y, ↑ احمد پور داریانی، محمود ، مبانی کارآفرینی(نظریه ها ، الگوها)، ص ۲۵ ↑ Schumpeter ↑ Hayton, Tomas.” Promoting corporate entrepreneurship through human resource management practices: A review of empirical research”. Human Resource Management Review 15, 21–۴۱٫ ↑ Holt, David, Entrepreneurship: New venture creation, Prentice Hall, p25 ↑ – همان منبع، ص ۳ ↑ – کتاب مجموعه مقاله های همایش ملی کارآفرینی، زیر نظر دکتر ناظم، انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی ۱۳۸۴، ص ۷۳ ↑ – دکتر محمد مقیمی، کتاب کارآفرینی در نهادهای جامعه مدنی، انتشارات دانشگاه تهران، ص ۷۱ ↑ – همان منبع، ص ۷۲ ↑ – کتاب مجموعه مقاله های همایش ملی کارآفرینی، زیر نظر دکتر ناظم، انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی ۱۳۸۴، ص ۷۳ ↑ – همان منبع، ص ۲۹۸ ↑ – دکتر محمود احمدپور داریانی، کتاب کارآفرینی ( تعاریف، نظریات، الگوها ) ۰ انتشارات پردیس، ۱۳۷۸، ص ۱۱ ↑ – کتاب مجموعه مقاله های همایش ملی کارآفرینی، زیر نظر دکتر ناظم، انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی ۱۳۸۴، ص ۱۵ ↑ – همان منبع، ص ۷۲ ↑ – همان منبع، ص ۱۴۴ ↑ ۱و ۲و ۳ – ترجمه وب گاه http://bus.colorado.edu/faculty/meyer/6700syl.htm ↑ ↑ ↑ – رابرت دی . هیسریچ، کتاب کارآفرینی ( ج ۱ )، ترجمه سید علیرضا فیض بخش، انتشارات مؤسسه علمی دانشگاه صنعتی شریف،۱۳۸۳، ص ۲۲ و ۲۳ ↑ – کتاب نگرشی معاصر بر کارآفرینی، ترجمه ابراهیم عامل محرابی، جلد ۱، صفحه ۱ ↑ – وب گاه http://karad.irost.org ↑ – کتاب مجموعه مقاله های همایش ملی کارآفرینی، زیر نظر دکتر ناظم، انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی ۱۳۸۴، ص ۳۴۵ و ۴۶ ↑ – کتاب نگرشی معاصر بر کارآفرینی، ترجمه ابراهیم عامل محرابی، جلد ۱، صفحه ۵۱ ↑ – کتاب مجموعه مقاله های همایش ملی کارآفرینی، زیر نظر دکتر ناظم، انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی ۱۳۸۴، ص ۵۲۴ ↑ ۳- همان منبع ص ۲۶۲ ↑ – همان منبع ص ۹۲ ↑ – همان منبع ص ۹۴ ↑ – وب گاه HTTP://www.steptools.com/support/stdev_docs/stiew_auto/stview_auto-2.html ↑ – کتاب مجموعه مقاله های همایش ملی کارآفرینی، زیر نظر دکتر ناظم، انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی ۱۳۸۴، ص ۳۴ ↑ – همان منبع ص ۴۲ ↑ – همان منبع ص ۵۲۴ ↑ – دکتر حسین خنیفر، کتاب کارآفرینی در نظام ارزشی، انتشارات پردیس قم دانشگاه آزاد اسلامی، ۱۳۸۴، ص ۶۶ ↑ – کتاب نگرشی معاصر بر کارآفرینی، ترجمه ابراهیم عامل محرابی، جلد ۱، صفحه ۵۱ ↑ – همان منبع، ص ۵۷ ↑ – کاظم خسرو شاهی، کتاب یادداشتهای کارآفرینی، بر ما چه گذشت، انتشارات کتاب فرزانه، ۱۳۸۳، ص ۱۹ ↑ Role ↑ Status ↑ صمد آقایی، سازمان های کارآفرین،ص۳۶ ↑ همان منبع ص ۱۵ ↑ پیشین ص ۷ ↑ Intrapreneurship ۶ organization Entrepreneurship ↑ ↑ Hayton, James.” Competing in the new economy: the effect of intellectual capital on corporate entrepreneurship in high-technology new ventures”. P35 ↑ هزار جریبی، جعفر، کارآفرینی، ۱۳۸۳٫ ↑ Collins and Moore ↑ Pinchott ↑ فرهنگی، علی اکبر، حسین صفرزاده، کارآفرینی، ( مفاهیم، نظرها، مدل ها و کاربردها)، ص۳۵ ↑ Vesper ↑ Muzyka ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:55:00 ب.ظ ]




، شباهت ها و تفاوت های اکراه در دو عنوان جداگانه بررسی می شوند . اول – شباهتهای اکراه و اضطرار: ۱- مکره و مضطر هر دو تحت فشار، کاری را انجام می دهند. ۲- مکره و مضطر هر دو کاری را با قصد انجام می دهند. ۳- علت انجام کار، حکم عقل به دفع ضرر یا پذیرش ضرر کمتر است؛ مانند کسی که مجبور شود عضوی از اعضایش را قطع کند تا بیماری شدیدتری را تحمل نکند. پس هر دو اراده انجام کاری را دارند و این منافاتی با کراهت یعنی عدم رضای آنها ندارد.[۳۸] ۴- بر طبق نظر برخی از فقها، مکره و مضطر در مرحله اول کراهت دارند و بعد رضایت دارند. ولی به این معنا نیست که کراهت آن دو (به علت دفع ضرر) تبدیل به رضا شود. بلکه کراهت و رضا دو مرحله ای هستند که در طول هم قرار دارند. برای مثال فردی کراهت دارد منزل خود را بفروشد؛ اما اگر مبلغ زیادی به او بدهند رضایت خود را اعلام می کند؛ در این حالت کراهت تبدیل به رضا می شود.[۳۹] مکره و مضطر، رضای به معنای «طیب نفس معاملی» ندارند؛ اما رضای عقلایی دارند و اگر رضا به معنای طیب نفس، معاملی باشد، باید بسیاری از معاملات، باطل باشند.[۴۰] در نهایت علت عدم نفوذ در معامله مکره، ادله خاصی است که در مورد مضطر وجود ندارد. 5- در هر دو مورد حکم تکلیفی رفع می شود؛ برای مثال مکره و مضطر در شرب خمر یا انعقاد بیع ربوی کار حرامی مرتکب نمی شوند.[۴۱] ۶- در صورت سوء استفاده از اضطرار، معامله اضطراری باید مانند معامله اکراهی غیرنافذ یا باطل (حسب مبانی مورد اختلاف) باشد. ۷- غرض مکره و مضطر، تجارت و منفعت نیست. ۸- اکراه همواره با تهدید خارجی همراه است؛ اضطرار هم گاهی می تواند همراه با تهدید باشد. برای مثال کسی تهدید می کند که مبلغ معینی می خواهد. تهدید شونده برای تهیه آن مبلغ، خانه خود را می فروشد. این مورد، مشمول اضطرار و نه اکراه است. تهدید در این حالت بهطور غیرمستقیم مربوط به معامله می شود. ۹- در هر دو، ضرر ممکن است نسبت به مکره و مضطر یا نزدیکان آنها باشد. در اضطرار مانند اکراه، مصادیق ضرر تنها شامل ضرر جانی و مالی نیست؛ بلکه حیثیت انسان نیز ممکن است در معرض خطر قرار گیرد . دوم- تفاوتهای اکراه و اضطرار: ۱- اضطرار در موردی است که اجبار، خارجی نباشد؛ یعنی از فعل دیگری نشأت نگیرد. برای مثال، گرسنگی یا تشنگی موجب خوردن مردار شود؛ یا وضعیت خاص خود یا نزدیکان، مثل اوضاع و احوال اقتصادی، طبیعی و یا اجتماعی شخص را وادار به انجام معامله کند. در صورتی که بهخاطر بیماری یکی از نزدیکان، معامله ای انجام شود، یا فردی که دچار حادثه یا سانحه شده، قرارداد گزافی منعقد کند، که در حالت عادی این اشخاص به آن رضایت نمی دادند، مورد اضطرار تحقق می یابد. بنابراین در اضطرار، انسانی شخص را به انعقاد قرارداد تهدید نمی کند؛ بلکه شخص تصمیم می گیرد که برای رهایی از وضعیت خاص ، دست به کاری زند که در حالت عادی به آن رضایت نمی دهد. اما در اکراه، تهدید از خارج و بهوسیله شخص یا اشخاصی به منظور عقد قرارداد صورت می گیرد. ۲- منشاء معامله مضطر، ضرورت است؛ آن هم ضرورتی که بیش از حد معمولی و متعارف باشد. ضرورتهای عادی معامله را اضطراری نمی کند؛ چون به هر حال اکثر معاملات در حال ضرورت و نیاز انجام می شوند. اما علت معامله مکره، تهدید خارجی است. ۳- داعی مستقیم مکره، رفع فشار؛ اما داعی مستقیم مضطر، به دست آوردن عوض است، هرچند که داعی غیرمستقیم او رفع فشار است. ۴- اکراه، رافع حکم وضعی است؛ در حالی که اضطرار، رافع حکم وضعی نیست. هرچند که حدیث رفع[۴۲] هر دو را به ظاهر شامل می شود؛ اما معامله اضطراری محکوم به بطلان نیست؛ چون در صورت بطلان معامله ناشی از اضطرار، شخص در حالت اضطرار باقی می ماند و این مخالف با امتنان و توسیع بر اشخاص است.[۴۳] اگر معامله مضطر باطل اعلام گردد، باید بسیاری از معاملات عقلایی نیز باطل اعلام شوند؛ چراکه در زمان حاجت و نیاز انجام می شوند.[۴۴] برای مثال کسی که برای پرداخت دین خود، مجبور به فروش خانه اش می شود، چنانچه معامله اش را صحیح تلقی نکنیم، در حالت اضطرار باقی می ماند؛ در حالی که در اکراه، رفع حکم وضعی نه تنها موجب مشقت نمی شود، بلکه موجب توسیع بر اشخاص است . عکس مرتبط با اقتصاد جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:54:00 ب.ظ ]




امام خمینی در خصوص ملاک کلی مصرف انفال این گونه می فرمایند : دولت در مورد این اموال ولی امر در تصرف در جهت مصالح موضوعه است. ( موسوی خمینی ۱۳۶۸). این نشان می دهد که اساساً حاکم اسلام بر طبق تشخیص خود از مصلحت افراد و جامعه برای این منابع تصمیم می گیرد که البته به این معنا نیست که بدون ضابطه و چارچوب باشد. به طوری که در هر عصری باید بر اساس مقتضیات زمانی و مکانی مطالعات و پژوهش های لازم در خصوص بهترین مدل بهره برداری و مصرف این منابع استخراج شده و سیاستگذاری و تصمیم گیری مناسب صورت بگیرد. در نظام اساسی مبتنی بر ولایت فقیه تصرفات و سیاستگذاری فقیه نیز مقید به رعایت مصالح مسلمین است امام خمینی «ره» بر این نکته این گونه تاکید می نماید: والی هر که باشد مجری احکام شریعت و اقامه کننده حدود الهی و گیرنده خراج و مالیات هاست و در آنها به گونه ای که صلاح مسلمین باشد تصرف می کند. در پرداختن مالیات ها همه یکسان هستند و همچنین در صورتی که مصالح اقتضا کند و مردم را به آنچه والی در آنها صلاحیت دارد فرمان می دهد و بر مردم واجب است اطاعت کنند. (امام خمینی کتاب البیع ج ۴، ص ۴۶۷) در خصوص سیاستگذاری در باب مصرف درآمدهای انفال و درآمدهای عمومی که در مدیریت حکومت اسلامی قرار دارد حاکم اسلامی بر اساس ساز و کار خاص گروه های تخصصی و توانمندهای علمی و اخلاقی خود مسائل را شناسایی کرده و سپس بر اساس مقتضیات و شرایط اولویت بندی می کند و به صدور احکام مورد نیاز می پردازد. دانلود متن کامل پایان نامه در سایت fumi.ir ۲-۳-۶- اصول و راهبردهای مصرف انفال در دولت اسلامی دولت اسلامی در ابعاد مختلف دارای اهدافی است که با داشتن ابزارهای متنوع تامین مالی می تواند به اهداف کلان خود در ابعاد گوناگون برسد که به بیاتی دیگر نشان دهنده وظایف دولت و یا حکومت اسلامی است این وظایف در حوزه های مختلفی چون رشد و توسعه عدالت رفع فقر و فراهم نمودن شرایط کار و کسب درآمد تعلیم و تربیت مطرح است که هر یک دارای مبانی نقلی و سیره ائمه «ع» در زمان خلافت و حکومت ایشان است پس آنچه به عنوان سیاست های مصرف انفال و منابع حاصل از آن طرح خواهد شد انعکاس وظایف دولت اسلامی است. نکته قابل ذکر این است که اگرچه دولت اسلامی مالکیت و در برخی حوزه های عمومی مدیریت منابع را بر عهده دارد ولی بدین معنا نیست که خود دولت یا حکومت باید بهره برداری انفال و ثروت های طبیعی را مستقیما بر عهده بگیرد بلکه می تواند با بهره گرفتن از قراردادهایی همچون واگذاری مدیریت بهره برداری قراردادهای مساقات و مزارعه قراردادهای مشارکت با بخش خصوصی و مناسب با مورد به مدیریت این منابع بپردازد. قبل از ارائه سیاست ها باید به بررسی قواعد و اصول حاکم بر مدیریت انفال بپردازیم بخشی از این قواعد و اصول ناظر بر ماهیت منابع و ثروت های طبیعی است و بخشی دیگر ناظر بر قواعد اسلامی است که ذیلا اشاره می شود. ۲-۳-۶-۱- اصل نقش حاکمیتی دولت در انفال مالکیت یا تحت نظارت بودن منابع انفال در دست حکومت اسلامی به معنای این نیست که دولت و یا مجموعه حکومت باید تصدی و بهره برداری مستقیم از منابع را برعهده بگیرد زیرا شان دولت در بهره برداری از منابع عمومی سیاستگذاری حاکمیت و نظارت است. که می تواند با بهره گرفتن از واگذاری مشروط و یا عقد قرار داد با بخش های خصوصی و مردم به بهره برداری از منابع انفال بپردازد. سیره پیامبر ( ص ) و امامان معصومین (ع) و خلفای دیگر در مورد انفال و فی ء این نبوده که دولت متصدی بهره برداری از این منابع شود بلکه سیره در واگذاری بهره برداری به مردم و نظارت و هدایت درآمدهای حاصل به رفع نیازهای دولت اسلامی بوده است. ۲-۳-۶-۲-اصل مصلحت عمومی اصل مصلحت در مصرف منابع و ثروت های عمومی به این مسئله اشاره می کند که منافع حاصل از مصرف انفال نباید منحصر به گروهای خاصی شود بلکه سیاستگذاری در باب بهره برداری و مصرف درآمدهای حاصل باید به گونه ای باشد که به طور وسیعی منافع آن متوجه عموم مردم شود. بنابراین مواردی همچون رشد اقتصادی و افزایش اشتغال ، امنیت جامعه ، حفظ نظام و یا اجرای برنامه های ملی عام المنفعه و مانند آن در اولویت خواهند بود. البته ذکر این نکته ضروری است که وجود ولایت فقیه و مدیریت آن بر انفال این امکان را می دهد که بر اساس مقتضیات زمان و مکان هر جا که مصلحت بالاتری وجود داشته باشد ، به اجرای آن پرداخته خواهد شد. عکس مرتبط با اقتصاد ۲-۳-۶-۳-اصل آبادانی و عدم تعطیل منابع انفال خداوند انسان ها و زمین را آفرید و آنان را مأمور به آبادانی آن ساخته است ۱« هو انشاکم من الارض و استعمر کم فیها « هود آیه ۶۱ ». از این رو روایات مشوق احیاء و آبادانی زمین است و بر آن آثار حقوقی مترتب می کند و از اهمال و سستی در آباد کردن زمین که در اختیار کسی قرار گرفته و تعطیل و راکد گذاشتن آن پرهیز می دهد. کسانی که منابع انفال به صورت اقطاع و یا بر اساس یک قرارداد مشخص برای بهره برداری در اختیار آنان می گیرند ، موظفند آن را در یک فرصت معمول و متعارف مورد بهره برداری قرار دهند چنانچه آن را رها کرده و به آبادانی یا بهره برداری آن نپردازند از آنان گرفته می شود.و به افراد حقیقی یا حقوقی دیگر برای بهره برداری واگذار می شود . افزون بر این افرادی که حق بهره برداری از منابع انفال به آنان داده می شود باید به صورت فعال و مستمر از این منابع بهره برداری کنند. اگر در ادامه کار آن را تعطیل کنند از آنان گرفته خواهد شد این اصل برگرفته از نظرات بسیاری از فقها در باب انفال است به عنوان مثال شیخ طوسی در این باره قائل است زمینی که مالکی ندارد و متعلق به امام است بر کسی که آن را احیا می کند لازم است مالیات اراضی آن را به امام بپردازد و امام نمی تواند آن زمین را از او بگیرد و به دیگری بدهد مگر اینکه احیا کننده به آباد کردن آن اقدام نکنند و آن چنان که دیگری به آبادی آن می پردازد و مال القباله ای را که شخص دیگری می دهد نپردازد.[۱۵] محقق حلی نیز در خصوص احیا موات بیان می کنند اگر امام «ع» غایب باشد احیا کننده زمین موات مادامی که به آبادانی آن اقدام می کند نسبت به زمین حق اولویت دارد پس اگر آن را رها کند و آثار آبادی آن از بین برود و دیگری آن را احیا کند. مالک آن خواهد شد و امام «ع» با ظهور خود حق دارد از او خلع بد کند[۱۶]. در جای دیگری علامه حلی می فرماید در زمان غیبت امام معصوم احیا کننده یک زمین موات تا زمانی که به عمران و آبادانی آن بپردازد مستحق بهره برداری است.( حلی ۱۳۸۸ ق) ۲-۳-۶-۴- اصل توانایی افراد در واگذاری و بهره برداری از منابع انفال چنانچه تصمیم بر این باشد که منابع خاصی از انفال برای بهره برداری واگذار شود توانایی بهره بردار حقیقی یا حقوقی در استفاده بهینه و کارا از منابع نیز باید مد نظر قرار بگیرد بر این اساس توزیع مساوی منابع انفال به همه مردم برای بهرداری مبنا قرار نمی گیرد بلکه مهارت و توانایی نیز یکی از ملاک ها قرار می گیرد مرحوم علامه حلی در تذکره می فرماید سزاوار نیست تحجیر کنند.آن مقدار تحجیر کند که نمی تواند به آبادی آن قیام کند پس اگر بیشتر تحجیر کرد حاکم او را الزام می کند که آباد کند یا از مقدار اضافی دست بر دارد و بدهد به کسی که آن را آباد کند.[۱۷] ۲-۳-۶-۵- اصل عدم اتکای هزینه های مصرفی به انفال در ادبیات اقتصادی چند دهه گذشته مسئله زیان بار بودن اتکا به منابع طبیعی و درآمدهای حاصل از آن و رابطه منفی بین افزایش درآمدهای حاصل از فروش منابع طبیعی و رشد اقتصادی بسیار مورد تاکید اقتصاد دانان قرار گرفته است. بخصوص اگر بیشتر این درآمدها صرف ولخرجی ها و مصارف بی مورد شود . برای نمونه در دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ با پیش بینی افزایش قیمت کالاها کشورهای صاحب منابع طبیعی به سرمایه گذاری عمومی گسترده ولی بسیار ناکارا اقدام نمودند و گذشت زمان نشان داد. عملکرد آنها نادرست بوده است . بررسی ها نشان می دهد بیشتر نظرات مرتبط با نقش منابع طبیعی در رشد اقتصادی ، منتقد نقش منفی و ضد توسعه ای برای منابع طبیعی هستند. ولی نگاهی به مطالعات این حوزه نشان می دهد که قضاوت درباره نقش منفی منابع طبیعی در رشد اقتصادی متکی بر داده های آماری کشورهایی است که نتوانسته اند درآمدهای حاصل از منابع طبیعی و به طور کلی مکانیسم بهره برداری از این منابع را به درستی مدیریت کنند به بیان دیگر عدم مدیریت و بهره برداری صحیح از این منابع نمی تواند بیانگر نقش منفی بالذات برای منابع طبیعی باشد. چرا که با ارائه الگوی مطلوب بهره برداری و مصرف انفال و منابع طبیعی می توان مسیر رشد اقتصادی را هموار نمود و پایه های رشد اقتصادی را برای داشتن توسعه ای پایدار تقویت نمود. این مهم نیازمند تغییر نگرش نسبت به این منابع و ثروت های ارزشمند و اصلاح سیاست های اقتصادی بهره برداری از منابع و تشخیص درست مصالح عمومی جهت هزینه کرد درآمدهای به دست آمده است. ۲-۳-۷- سیاست های مصرف انفال و درآمدهای آن در دولت اسلامی در این بخش به ارائه سیاست ها درباره مصرف منابع انفال و درآمدهای حاصل از آن می پردازیم . همان گونه که قبلا گفته شد بین سیاست های مصرف انفال و وظایف دولت اسلامی باید هماهنگی و تطابق معنا دارای وجود داشته باشد چرا که دولت و مجموعه حکومت اسلامی با بهره گرفتن از ثروت ها و منابع درآمدی که در اختیار دارد باید بتواند به وظایف خود در حوزه های مختلف عمل نماید. هر چند در بین بحث ها و نظرات مختلفی که در باب وظایف دولت اسلامی به خصوص در اقتصاد مطرح شده اتفاق نظر وجود ندارد ولی می توان فصل مشترکی از نظرات را استخراج کردو به عنوان وظایف اولویت دار دولت اسلامی مطرح نمود. از این رو در این بخش که مربوط به سیاست های مصرف انفال بوده سیاست های پیشنهادی در حوزه های دارای اولویت برای مصرف منابع انفال بر پایه وظایف اصلی دولت اسلامی مطرح شده است. بر این اساس حوزه های دارای اولویت برای استفاده از انفال و درآمدهای آن که در ادامه به توضیح هر یک پرداخته می شود عبارت است از برپایی عدالت و توازن اجتماعی توسعه زیر ساخت های اقتصادی با لحاظ منافع بین نسلی توسعه سرمایه های معنوی و انسانی و کفالت های ضروری. تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی ۲-۳-۷-۱- انفال و برپایی عدالت و توازن اجتماعی عدالت زیر بنای احکام و دستورات اسلامی است برقراری عدالت فراگیر در همه ابعاد آن و از جمله عدالت اقتصادی از اهداف مهم اقتصادی اسلام است و در برخی آیات هدف رسالت انبیا قلمداد شده است. شهید مطهری در این خصوص می گوید: عدالت در اسلام به عنوان یک فلسفه اجتماعی مورد توجه و از هر چیز بالاتر بوده و مبنای سیاست های اسلامی است و به همین خاطر هیچ منظور و هدفی کوچک ترین انحراف از عدالت جایز شمرده نمی شود .مطابق نظریه عدلیه،در واقع اسلام دستورات خود را به گونه ای تنظیم کرده است.که اگر عدالت ، معنایش توازن باشد، باز از آن معنای اعطا کل ذی حق حقه بیرون نیست،توازن اجتماع به این است که حقوق همه افراد رعایت بشود حق اجتماع هم رعایت بشود.(مطهری، ۱۳۶۸) منظور از توازن اجتماعی در اسلام توازن افراد جامعه از حیث سطح زندگی است و نه از جهت درآمد به طوری که اختلاف شدید طبقاتی نباید وجود داشته باشد اسلام برای ایجاد توازن اجتماعی از روش های مختلف قانونی استفاده می کند دولت باید سطح زندگی مردم عقب مانده را با ابزارهای سیاستی که در دست دارد به سطح رفاه عمومی برساند. (صدر، ۱۴۰۸) همان گونه که در بخش جایگاه انفال در صدر اسلام مورد بررسی قرار گرفت می توان گفت یکی از اهداف مهم واگذاری ها و اقطاعات صورت گرفته در صدر اسلام بر پایی عدالت و توازن اجتماعی بوده است بر این اساس سیاست های مصرف انفال در حوزه عدالت و توازن اجتماعی عبارتند از : الف ـ رفع فقر و نیازهای ضروری افراد نیازمند : تا زمانی که فقر در یک جامعه در میان برخی طبقات اجتماعی وجود دارد هیچ ضرورتی بالاتر از رفع فقر وجود ندارد بر اساس تعالیم اسلامی فقر ریشه بسیاری از فسادها و بدبختی های فردی و اجتماعی است. (حکیمی ۱۳۶۷) دولت اسلامی مسئولیت دارد با کنترل و نظارت بر رفتارهای اقتصادی مردم و از طریق اجرای احکام اقتصادی اسلام در عرصه حقوق مالکیت آزادی های فردی و اجتماعی و مقررات توزیع پیش و پس از تولید و توزیع مجدد درآمدها زمینه رفع فقر و توازن اقتصادی را فراهم سازد.(موسویان ۱۳۸۲) در روایات اسلامی در تعیین حد رفع فقر از عبارات حتی تغنیه. تا حدی که او را غنی و بی نیاز کنی و حتی بلحقم بالناس[۱۸] تا اینکه زندگی او به حد دیگران برسد استفاده شده است. (عیوضلو و توتونچیان ۱۳۷۹) بر اساس نظر قرآن کریم مبنی بر وفور منابع طبیعی برای بشر و در اختیار گذاشتن وسایل و نهادهای طبیعی جهت کسب معاش هیچ توجیهی مبنی بر وجود فقر از لحاظ تامین نبودن منابع باقی نخواهد ماند پس حکومت اسلامی باید به بهترین شکل سیاستگذاری با لحاظ عدالت در دسترسی همگان به مواهب و منابع طبیعی فقر و نیازهای ضروری جامعه را در کسب معاش رفع نماید. هر چند زکات به عنوان منبع رفع فقر و نیازمندی در جامعه اسلامی مطرح است و در برخی موارد متوجه افراد خاص نیازمند می شود با اینحال چنانچه قرار باشد از منابع فی برای رفع فقر استفاده گردد باید به برنامه ها و سیاست هایی که منافع آن متوجه همه افراد جامعه می شود،اقدام گردد. توجه شود در حالتی که از منابع انفال استفاده می شود محدودیتی در این خصوص وجود ندارد البته باز هم اولویت با برنامه هایی خواهد بود که منافع آن متوجه آحاد مردم و حتی نسل های آتی شود. ب. ایجاد فرصت های برابر در دسترسی به امکانات اجتماعی : یکی از موارد هزینه ای منابع انفال با هدف عدالت اجتماعی ایجاد برابری فرصت ها در بهره مندی از آموزش امکانات اجتماعی و هر چیزی که بتواند افراد را در مسیر رشد مادی و معنوی کمک کند است اهمیت این مسئله به قدری است که تا زمانی که فرصت ها در همه عرصه ها برابر نباشد. اگرتبعیض در دسترسی به فرصت ها وجود داشته باشد تامین عدالت و توازن اجتماعی در جامعه حاصل نخواهد بود بر این اساس دولت باید برنامه ای را فراهم نماید تا همه افراد جامعه بتوانند از امکانات و خدمات اجتماعی بهره مند شوند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:53:00 ب.ظ ]




فصل دوم قرار و دعوا ۲-۱-انواع قرار قرارها را می توان از جهات مختلف تقسیم بندی نمود: از حیث قابلیّت تجدیدنظر به قرار قطعی و غیر قطعی؛ از جهت قابلیّت فرجام، به قرار نهایی و غیر نهایی قابل تقسیم بندی می باشند. ملاک تمیز قرارهای مزبور همان است که در مورد احکام نیز بررسی شده است امّا تقسیم بندی قرارها به قرارهای اعدادی، قاطع دعوا، شبه قاطع، موقّت و … شایسته ی بررسی جداگانه است(آیین دادرسی مدنی؛جلد ۲ ؛صفحه ۲۳۹ ) ۲-۲– قرارهای قاطع دعوا، آثار، شیوه ی تنظیم و ابلاغ آنها قرارهای قاطع دعوا به قرارهایی گفته می شود که با صدور آنها پرونده از دادگاه رسیدگی کننده به دعوا خارج می شود .در نتیجه، این ویژگی آنها با یکی از ویژگی های حکم مشترک است. پس از بررسی انواع قرارهای قاطع دعوا، شیوه ی تنظیم آنها مورد مطالعه قرار می گیرد. در مورد آثار قرارهای قاطع دعوا، در همین جا تصریح می شود که در محدوده ی مؤدّای خود قابل استناد بوده و مانند احکام، سند رسمی شمرده می شوند و دارای قدرت اثباتی می باشند. افزون بر آن، تنها طریق درخواست «ابطال» قرارهای قاطع دعوا نیز طرح شکایت قانونی متناسب نسبت به آنهاست و مانند سایر آرای دادگاه ها، نمی توانند موضوع دعوای «ابطال» قرار گیرند. قرارهای قاطع دعوا نیز مانند احکام، مشمول قاعده ی فراغ دادرس می باشند .قرارهای قاطع دعوا، غیر از قرار سقوط دعوا که از اعتبار امر قضاوت شده بهره مند است،اعتبار مزبور را ندارند بدین معنا که چنانچه دعوا منتهی به صدور آنها شود، طرح دوباره ی دعوا، در صورتی که با محدودیّت دیگری روبه رو نباشد امکان پذیر است. ۲-۳- انواع قرارهای قاطع دعوا و آثار آن انواع قرارهای قاطع دعوا در زیر بررسی می شود. آثار هر یک نیز هم زمان مورد اشاره قرار می گیرد. ۲-۳-۱-قرار سقوط دعوا و آثار آن قرار سقوط دعوا در مواردی صادر می شود که دعوا، پیش از صدور حکم، زایل شود. بنابراین، در تمام مواردی که حقّ اصلی زایل می شود، نظر به زوال دعوا، دادگاه باید قرار سقوط دعوا را صادر نماید، صرف نظر از این که زوال حق ارادی باشد (مانند اینکه داین از حقّ خود به اختیار صرف نظر نماید؛ مادّه ۲۸۹ ق. م. ) و یا قهری باشد (مانند اینکه صفت ذی حق و شخصی که حق علیه اوست در شخص واحد جمع شود؛ برای مثال پدری از تنها فرزند خود بستانکار است که با فوت پدر صفت داین و مدیون در فرزند جمع می شود). در موارد استثنایی با فوت هر یک از اصحاب دعوا حقّ اصلی زایل می گردد (فوت همسر در دعوای تمکین). در تمام مواردی که حقّ اصلی زایل می گردد (فوت همسر در دعوای تمکین). در تمام مواردی که حقّ اصلی، پیش از صدور حکم، زایل می شود، دعوا نیز زایل یا ساقط می شود و دادگاه باید قرار سقوط دعوا صادر کند. البتّه باید توجّه نمود که قانونگذار، در قانون آ. د. م. ، قرار سقوط دعوا را تنها در موردی پیش بینی نموده که خواهان از دعوای خود به کلّی صرف نظر می نماید (مادّه ۱۰۷ ق. ج. ؛)(۲) در عین حال صدورقرار سقوط دعوا در موارد مزبور و موارد مشابه … ضمناً قرار سقوط دعوا در حکم رأی بر بی حقّی است و چنانچه قطعیّت یافته باشد اعتبار امر مختومه را خواهد یافت. »؛ نظریّه ی مشورتی اداره ی حقوقی، مجموعه ی نظرهای مشورتی، اداره ی حقوقی دادگستری، از سال ۱۳۵۸ به بعد، منبع پیشین، ش. ۱۲۶، ص. ۹۶٫ استرداد دعوا پس از ختم مذاکرات اصحاب دعوا در موردی ممکن است که یا خوانده راضی باشد و یا خواهان از دعوای خود به کلّی صرف نظر کند. در این صورت دادگاه قرار سقوط دعوا صادر نیز متناسب ترین رأیی است که دادگاه باید صادر نامید. جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت jemo.ir مراجعه نمایید. قرار ردّ دعوا و آثار آن- قرار ردّ دعوا از آرایی است که بیش از سایر قرارهای قاطع دعوا از دادگاه ها صادر می شوند. قانونگذار صدر قرار ردّ دعوا را در مواردی پیش بینی نموده که یکی از ایرادات مذکور در بندهای ۳ تا ۱۱ مادّه ۸۴ قانون جدید مطرح شده باشد. در حقیقت به موجب مادّه ۸۹ قانون جدید دادگاه در موارد مزبور قرار ردّ دعوا صادر می نماید افزون بر آن در مواردی که دادگاه قرار اناطه صادر می نماید خواهان، علی القاعده، مکلّف است ظرف یک ماه در دادگاه صالح اقامه دعوا کند و گواهی تقدیم دادخواست را به دفتر دادگاه رسیدگی کننده به دعوای «اصلی» تسلیم نماید، در غیر این صورت قرار ردّ دعوا صادر می شود و خواهان می تواند، پس از اثبات ادّعا در دادگاه صالح، دوباره اقامه ی دعوا کند (مادّه ۱۹ ق. ج.). همچنین، با توجّه به بندهای (ب) و (ج) مادّه ۱۰۷ ق. ج. ، چنانچه خواهان، پیش از ختم مذاکرات طرفین، درخواست استرداد دعوا نماید دادگاه قرار ردّ دعوا صادر می کند. درخواست استرداد دعوا، چنانچه پس از ختم مذاکرات طرفین باشد و خوانده به استرداد راضی باشد، نیز موجب صدور قرار ردّ دعوا می شود (البتّه استرداد دعوا. بند(ج) مادّه ۱۰۷ ق. ج.). مطابق مادّه ۲۹ قانون(قدیم) آیین دادرسی مدنی (بند (ج) مادّه ۱۰۷ ق. ج. ) در موردی دادگاه قرار سقوط دعوا را می دهد که خواهان از دعوای خود به کلّی صرف نظر نماید بنابراین دادگاه نمی تواند (به استناد اینکه خواهان یک قسمت از دعوا را راکد گذاشته) قرار سقوط دعوا را صادر کند. یکی از حقوقدانان نظر داده است که در صورت اقرار قاطع دعوا، دادگاه باید قرار سقوط دعوا صادر نماید: « … پس در مورد اقرار نه حکم صادر می شود و نه قرار. این نظر واقعی است. ( دانشنامه ی حقوقی، چاپ دوم، انتشارات امیرکبیرج. ۴، ص. ۴۶۳-۴۶۲). امّا این نظر قابل دفاع نبوده و نمی باشد. در حقیقت صدور «حکم مستند به اقرار قاطع دعوا» افزون بر آنکه در حکومت ق. ق. ، در بند ۵ مادّه ۴۷۶ و بند ۲ مادّه ۵۲۲ همین قانون پیش بینی شده بود، اکنون نیز در تبصره ی مادّه ۳۳۱ و بند ۱ مادّه ۳۶۹ ق. ج. تصریح گردیده است. وانگهی اقرار نیز از ادلّه ی اثبات دعوا می باشد که به استناد آن باید حکم صادر شود تا محکوم له (مقرّ له) به حقّ خود دست یابد. چنانچه دادگاه تجدید نظر دادخواست نخستین را ناقص تشخیص دهد، به دادخواست دهنده نخستین اخطار می نماید که ظرف ده روز نقص یا نواقص را برطرف نماید. در صورت عدم اقدام دادخواست دهنده و همچنین در صورتی که سمت دادخواست دهنده محرز نباشد دادگاه رأی تجدیدنظر خواسته را فسخ و نسبت به صدور قرار ردّ دعوای نخستین اقدام می نماید (مادّه ۳۵۰ ق. ج. ) در تمام مواردی که دادگاه نخستین، براساس مقرّرات، مکلّف به صدور قرار ردّ دعوا بوده است، چنانچه به این امر اقدام ننموده و بر خلاف قانون به دعوا رسیدگی و حکم صادر نموده باشد دادگاه تجدید نظر خواسته را فسخ و نسبت به صدور قرار ردّ دعوای نخستین اقدام می نماید . آثار قرار ردّ دعوا همان آثار قرار سقوط دعوا است، به استثنای اعتبار امر قضاوت شده که در بین قرارها، ویژه ی قرار مزبور است.. افزون بر آن، قرار ردّ دعوا، در موادّ ۳۶۷ و ۳۶۸ ق. ج. در زمره ی قرارهای قابل فرجام نیامده است . ۲-۳-۲-قرار عدم استماع دعوا و آثار آن قرار عدم استماع دعوا در بند (ب) مادّه ۳۳۲ ق. ج. ، به عنوان یکی از قرارهای قابل تجدیدنظر، مورد اشاره قرار گرفته است؛ امّا در هیچ یک از موادّ این قانون موارد صدور آن پیش بینی نشده است. (۱) قرار عدم استماع دعوا، در مواردی صادر می شود که دعوا با توجّه به سایر موادّ قانون جدید آیین دادرسی مدنی و یا سایر مقرّرات غیر قابل استماع باشد. بنابراین، برای مثال، در صورتی که شخصی راجع به مالکیّت یا اصل حقّ ارتفاق و انتفاع ملکی اقامه ی دعوا کرده سپس، نسبت به دعوای تصرّف عدوانی و ممانعت از حق نسبت به همان ملک اقامه ی دعوا نماید دادگاه باید بر اساس مادّه ۱۶۳ ق. ج. نسبت به صدور قرار عدم استماع دعوا اقدام کند همچنین، چون طبق مادّه ۶۵۴ ق. م. «قمار و گروبندی باطل و دعاوی راجعه به آن مسموع نخواهد بود …»، چنانچه دعوایی اقامه گردد اگر خواهان به ادّعای تولیّت موقوفه ای بر تقاضای ثبت خوانده اعتراض کند عدم ثبوت این ادّعا مستلزم صدور حکم بر بی حقّی مشارالیه می باشد نه قرار ردّ دعوا … . »؛ حکم شماره ۱۴۲۹- ۲۶-۸-۱۳۲۵ شعبه ۱ د. ع. ک. ،همان منبع ، ص. ۲۲۵٫ برای دیدن سابقه ی ورود اصطلاح «عدم استماع دعوا» در حقوق ایران احراز شود و مدّت اجاره نیز پایان یافته باشد، بر اساس قانون مزبور، به صرف پایان یافتن مدّت اجاره، دادگاه نمی تواند حکم تخلیه ی ید مستأجر را صادر کند و باید، افزون بر آن، جهتی مانند نیاز شخصی، تعدّی و تفریط و … اثبات شود، دادگاه باید، بدون ورود در ماهیّت (رسیدگی به وجود رابطه ی استیجاری بین خواهان و خوانده، پایان یافتن مدّت اجاره و …) قرار عدم استماع دعوا صادر نماید. همچنین، در صورتی که دعوا غیر قابل تجزیه و تفکیک باشد (مانند دعوای لازمه ی استدلال دادگاه بر اینکه (طرف دعوای موجر نیز بوده و بایستی به طرفیّت او هم طرح دعوا شده باشد) صدور قرار عدم استماع دعوا است نه حکم به بطلان آن. »؛ حکم شماره ۲۸۸- ۲۵-۲-۱۳۲۳ شعبه ۴ د. ع. ک. ، همان منبع، ص. ۲۲۵٫) دعوای خواهان به خواسته ی خلع ید از یک دستگاه آپارتمان و مطالبه ی اجرت المثل بوده که در جریان دادرسی، خواهان ملک مورد دعوا را به دو نفر دیگر منتقل نموده و خریداران دعوا را تعقیب نموده اند. قرار صادره بر عدم استماع دعوای خریداران از سوی دادرس دادگاه حقوقی یک برخلاف مقرّرات بوده و استنباط از مادّه ۲ قانون (قدیم) آیین دادرسی مدنی (مادّه ۲ ق. ج. )، برای صدور قرار ردّ دعوای آنان استنباط صحیحی نبوده و تخلّف است. دفاع نام برده که قرار صادره را مشاور دادگاه نوشته و به امضای او رسانده موجّه نیست. »؛ دادنامه ی شماره ۳۱۶- ۳-۱۰-۱۳۷۲ د. ع. ا. ق. ، کریم زاده، احمد، همان منبع، ج. ۲، ص. ۲۷۹). صدور قرار ردّ دعوای خواهان ها و عدم استماع آن از طرف رئیس دادگاه حقوقی ۲ به علّت اینکه (خواهان ها مالک سه سهم از ۵ سهم مشاع ملک مورد تخلیه بوده و حکم به خلع ید در مال مشاع به لحاظ اینکه قابل اجرا نیست) صحیح نبوده و منافی با حقّ خواهان هاست زیرا مادّه ۴۳ قانون اجرای احکام مدنی دلالت دارد که از تمام ملک خلع ید می شود ولی تصرّف محکوم له در ملک خلع ید شده مشمول مقرّرات املاک مشاعی است. لذا قاضی مزبور تخلّف از قانون نموده است. »؛ دادنامه ی شماره ۱۴۰- ۳۰-۵-۱۳۷۲، شعبه ی اوّل د. ع. ا. ق. ، همان منبع، ص. ۳۱۸٫ بی اعتباری سندی که بین دو نفر تنظیم گردیده و شخص سوّمی اقامه می کند و تمامی اشخاصی که حقّ علیه آنهاست (دو نفر مزبور) خوانده ی دعوا قرار نگرفته باشند دادگاه باید قرار عدم استماع دعوا صادر کند صدور قرار عدم استماع دعوا، چنانچه در تاریخ تقدیم دادخواست، خوانده فوت نموده باشد نیز متناسب ترین رأی می باشد. قرار عدم استماع، با توجّه به معیار مزبور، در صورتی صادر می شود که قانونگذار در خصوص مورد، قرار ردّ دعوا را پیش بینی ننموده باشد. در حقیقت، برای مثال، بر اساس مادّه ۸۹ ق. ج. دادگاه، در موارد مندرج در بندهای ۳ تا ۱۱ مادّه ۸۴ این قانون باید نسبت به صدور قرار ردّ دعوا اقدام کند. در عین حال نکته ی مهمّی که باید مورد توجّه قرار داد این است که هیچ تفاوتی بین آثار قرار ردّ دعوا و قرار عدم استماع دعوا وجود ندارد. بنابراین صدور هر یک به جای دیگری لطمه ای به حقوق اصحاب دعوا وارد نمی نماید. در حقیقت، در هر دو مورد، هزینه ی دادرسی پرداخت شده قابل استرداد نمی باشد و اگر خواهان، در پرونده ی مطروحه با شکست روبه رو شود چون هیچ یک از دو قرار مزبور در حقوق ایران، دارای اعتبار امر قضاوت شده نمی باشند اقامه ی دوباره ی دعوا پس از صدور هر یک از دو قرار مزبور، علی الاصول، مانعی ندارد، مگر اینکه با مانع دیگری روبه رو شود (مانند اینکه موعد قانونی اقامه ی دعوا پایان یافته باشد). حکم بطلان دعوا در صورتی است که دادگاه رسیدگی به ماهیّت و مستندات نموده و سپس در صورت اقتضا علی الاصول حکم به بطلان دعوای خواهان صادر نماید نه اینکه به لحاظ طرح سابق دعوا و مختوم شدن آن و عدم جواز تجدید و طرح آن حکم به بطلان دعوا داده شود بلکه نتیجه ی این مقدّمه و آن استناد صدور قرار عدم استماع دعوا و عدم تجدید آن است. »؛ حکم شماره ۱۰۴۱- ۲۰-۵-۱۳۱۸ شعبه ۱ د. ع. ک. ، متین، احمد،همان منبع ، ص. ۲۲۵٫ نظر به اینکه همسر خوانده با حضور در دادگاه و ارائه ی یک برگ گواهی فوت اعلام داشته که خوانده در تاریخ … فوت نموده و با توجّه به اینکه دادخواست تقدیمی از ناحیه ی خواهان بعد از فوت خوانده تنظیم شده و با عنایت به اینکه حسب مدلول مادّه ۹۵۶ ق. م. اهلیّت و شخصیّت حقوقی انسان با مرگ او تمام می شود و در مانحن فیه نیز پس از فوت خوانده کلّیّه ی حقوق وی در رابطه با رقبه ی مستأجره به ورثه ی مشارالیه منتقل گردیده است علی هذا طرح دعوا علیه نام برده موقعیّت قانونی نداشته قرار عدم استماع دعوای مطروحه صادر و اعلام می گردد. دادنامه ی شماره ۸۱- ۱۷-۱۲-۱۳۶۵، شعبه ۵۳ دادگاه حقوقی دو تهران، کامیار (کارکن)، محمّدرضا، همان منبع، مجموعه ی سوم، ش. ۲۳، ص. ۴۵٫ تجدیدنظر، به هر علّت که صادر شود، با توجّه به اینکه تجدیدنظر خواهی محدود به مهلت معیّنی است که تا صدور قرار ابطال دادخواست تجدیدنظر، معمولاً، پایان می یابد، موجب می شود که حقّ تجدیدنظر خواهی به طور کلّی از بین برود. ۲-۴-شیوه ی تنظیم و ابلاغ قرار های قاطع دعوا گفته شد که قرارهای قاطع دعوا از این حیث که با صدور آنها پرونده از دادگاه رسیدگی کننده به دعوا خارج می شود، ویژگی مشترکی با حکم دارند. بنابراین شیون ی تنظیم، صدور، ابلاغ و تصحیح آنها، به همان ترتیبی است که در مورد احکام گفته شد صادر می نماید و با صدور آنها پرونده از شعبه خارج می شود (آرای قاطع) به شرح زیر می باشد. ۲-۵-قرار امتناع از رسیدگی چنانچه یکی از موارد ردّ دادرس وجود داشته باشد و امتناع کننده، دادرس شعبه ی بدوی باشد، پرونده جهت اقدام مقتضی نزد رئیس کلّ دیوان فرستاده می شود. ۲-۶-قرار عدم صلاحیّت چنانچه شعبه ی بدوی دیوان تشخیص دهد که رسیدگی به شکایت از صلاحیّت دیوان خارج است، با صدور قرار عدم صلاحیّت و قطعیّت آن، پرونده را به مرجع صالح می فرستد (مادّه ۲۱ آ. د. د. ع. ا. ). ۲-۷-قرار ردّ دادخواست شکایت متعدّدی را که منشأ و مبنای آنها مختلف است. ، صرف نظر از اینکه شاکی یک یا چند نفر باشد، نمی توان به موجب یک دادخواست مطرح نمود مگر آنکه دیوان بتواد به تمام آنها ضمن یک دادرسی رسیدگی نماید. در صورت عدم رعایت این امر، دادخواست به موجب قراری که شعبه ی بدوی دیوا صادر می نماید، رد می شود (مادّه ۲۷ آ. د. د. ع. ا). ۲-۸-قرار ابطال دادخواست چنانچه شاکی دادخواست خود را تا قبل از تاریخ وصول پاسخ طرف شکایت یا انقضای مهلت آن استرداد نماید قرار ابطال دادخواست صادر می شود (مادّه ۳۰ آ. د. د. ع. ا. ) . ۲-۹-قرار ردّ شکایت در صورتی که سمت شخصی که به عنوان نماینده از قبیل وکالت، ولایت و … طرح شکایت نموده محرز نباشد، یا شاکی اهلیّت قانونی برای طرح شکایت نداشته باشد از قبیل صغیر و مجنون و…، و یا شکایت طرح شده متوجّه مشتکی عنه نباشد و یا قبلاً بین همان اشخاص یا اشخاصی که طرفین شکایت قائم مقام آنها هستند رسیدگی و نسبت به آن حم قطعی صادر شده باشد، شعبه ی بدوی دیوان قرار ردّ شکایت را صادر می نماید (مادّه ۲۰ آ. د. د. ع. ا.). روشن است که قرار ردّ شکایت و قطعیّت آن، فی نفسه مانع طرح شکایت دوباره نمی باشد و بنابراین شاکی می تواند با رفع مانع، تجدید شکایت نماید، مگر در مورد هر یک از دو سبب اخیر که رفع آن امکان پذیر نمی باشد. قرار اسقاط شکایت- شاکی می تواد تا قبل از اعلام پایان رسیدگی دیوان، در مرحله ی بدوی و تجدیدنظر از شکایت خود به کلّی صرف نظر نماید. در این صورت دیوان قرار اسقاط شکایت صادر می نماید و تجدید شکایت امکان پذیر نمی باشد (مادّه ۳۱ آ. د. د. ع. ا. ). صدور دستور موقّت- «هرگاه شاکی ضمن طرح شکایت مدّعی گردد که اجرای تصمیمات و یا اقدامات مراجع مصرّح در مادّه ۱۱ قانون دیوان عدالت اداری موجب ورود خسارتی خواهد شد که جبران آن در آتیه متعسّر است می تواند تقاضای دستور موقّت مبنی بر توقیف عملیّات و اقدامات را تا تعیین تکلیف قطعی بنماید…» (مادّه ۱۳ آ. د. د. ع. ا. ). مرجع رسیدگی به تقاضای دستور موقّت شعبه ای است که به اصل دعوا رسیدگی می کند و در صورت اتّخاذ تصمیم به ردّ درخواست، موضوع قابل طرح و رسیدگی مجدّد نخواهد بود مگر آنکه امر حادثی ضرورت رسیدگی مجدّد را ایجاب نماید….» (مادّه ۱۴ آ. د. د. ع. ا). در صورت تقاضای دستور موقّت مدیر دفتر شعبه ی مربوطه مکلّف است بلافاصله پرونده را به ضمیمه ی گزارش لازم به نظر رئیس شعبه برساند» (تبصره ۲ مادّه ۱۳ آ. د. د. ع. ا.). شعبه ی دیوان در صورتی دستور موقّت صادر می نماید که از ناحیه ی شاکی دلایل و مدارک لازم در جهت احراز فوریّت و ضرورت امر ارائه شده باشد و موضوع عملیّات خاتمه نیافته باشد. شعبه پس از بررسی تقاضا و دلایل و مدارک مربوط تصمیم مقتضی اتّخاذ می نماید (مادّه ۱۵ آ. د. د. ع. ا). به موجب مادّه ۱۴ آ. د. د. ع. ا. قرار دستور موقّت و همچنین قرار ردّ درخواست دستور موقّت قابل تجدیدنظر نمی باشد. چنانچه دیوان اقدام به صدور دستور موقّت نماید از تاریخ تقدیم دادخواست قابل اجراست. (مادّه ۱۵آ. د. د. ع. ا). دستور موقّت تأثیری در اصل دعوا ندارد و در صورت ردّ شکایت یا صدور قرار اسقاط یا ابطال یا ردّ دادخواست اصلی یا قرار عدم صلاحیّت و قطعیّت آن بلااثر می گردد»(مادّه ۱۶ آ. د. د. ع. ا). شعبه ی دیوان موظّف است در صورت صدور دستور موقّت، نسبت به اصل دعوا خارج از نوبت رسیدگی و رأی مقتضی صادر نماید» (مادّه ۱۷ آ. د. د. ع. ا). دستور موقّت یا ردّ آن دادنامه می شود. مدیر دفتر مکلّف است دستور موقّت را برای ابلاغ و اجرا به طرف شکایت ارسال نماید (مادّه ۱۸ آ. د. د. ع. ا). درخواست صدور دستور موقّت باید ضمن طرح دعوای اصلی در دادخواست بدوی مطرح شود. درخواست صدور دستور موقّت دردادخواست جداگانه پس از تقدیم دادخواست نسبت به اصل ادّعا در صورتی شنیده می شود که موجب آن بعداً حادث ۱۳۹ شده باشد (تبصره ۱ مادّه ۱۳ آ. د. د. ع. ا). صدور حکم- شعبه ی دیوان، پس از انجام رسیدگی و تکمیل تحقیقات و اخذ نظریّه ی کتبی مشاور، چنانچه مشاور تعیین شده باشد، اقدام به صدور حکم می نماید. البتّه این در صورتی است که پرونده تا آن زمان با یکی از قرارهای مزبور روبه رو نشده باشد(. آیین دادرسی مدنی؛جلد ۱ ؛صفحه ۱۳۷ تا ۱۳۹ آیین دادرسی مدنی؛جلد ۱ ؛صفحه ۱۳۹ تا ۱۴۰ ) ۲-۱۰- قرارهای قابل تجدیدنظر قانونگذار در مادّه ۳۲۲ ق. ج. قرارهای قابل تجدیدنظر را شمارش نموده است. امّا قرارهای شمارش شده در این مادّه که قرارهای قاطع دعوا می باشند در صورتی قابل تجدیدنظرند که حکم راجع به اصل دعا قابل تجدیدنظر باشد. این قرارها عبارت اند از: قرار ابطال دادخواست؛ قرار ردّ دادخواست که از دادگاه صادر شده باشد، قرار ردّ دعوا، قرار عدم استماع دعوا، قرار سقوط دعوا و قرار عدم اهلیّت یکی از اصحاب دعوا که در بندهای (الف) تا (د) مادّه ۳۳۲ مزبور پیش بینی شده اند. این قرارها بررسی شده اند و نیازی به معرّفی آنها در اینجا نمی باشد .آیین دادرسی مدنی؛جلد ۲ ؛صفحه ۳۵۱ قرار ابطال دادخوست یا ردّ دادخواست که از دادگاه صادر شده باشد؛ قرار سقوط دعوا یا عدم اهلیّت یکی از طرفین دعوا، از قرارهای دادگاه نخستین می باشند که به موجب قسمت های ۱ و ۲ از بند (ب) مادّه ۳۶۷ ق. ج. تحت دو شرط مزبور، مستقیماً قابل فرجام می باشند. در این مادّه نیز دو قرار بسیار معمول یعنی قرار ردّ دعوا و قرار عدم استماع دعوا، بی دلیل، مغفول مانده است.آیین دادرسی مدنی؛جلد ۲ ؛صفحه ۴۱۹ ۲-۱۱-ضمانت اجرا قرار ردّ دادخواست- مادّه ۱۰۹ ق. ج. می گوید « … تا وقتی خواهان تأمین ندهد، دادرسی متوقّف خواهد ماند و در صورتی که مدّت مقرّر در قرار دادگاه برای دادن تأمین منقضی شود و خواهان تأمین ندهد به درخواست خوانده قرار ردّ دادخواست خواهان صادر می شود». بنابراین قرار تأمین باید به خواهان ابلاغ شود و مهلت، از تاریخ ابلاغ شروع می شود و این قرار قابل شکایت نمی باشد. در طول زمانی که خواهان باید تأمین بدهد دادرسی متوقّف می ماند. پایان مهلت و ندادن تأمین به خودی خود موجب صدور قرار ردّ دادخواست نمی شود بلکه صدور قرار منوط به درخواست خوانده است. پس اگر خوانده در ضمن درخواست تأمین، صدور قرار ردّ دادخواست خواهان را نیز در صورت ندادن تأمین، به گونه ای صریح یا ضمنی درخواست کرده باشد، با پایان موعد دادگاه می تواند قرار ردّ دادخواست را صادر کند. قرار ردّ دادخواست که در این مورد صادر می شود، از حیث قابلیّت شکایت مشمول قواعد عمومی است و بنابراین در محدوده ی مقرّرات مربوط می تواند قابل تجدیدنظر، فرجام و حتّی اعتراض ثالث باشد. ممکن است مرجع شکایت، قرار را از جمله به این علّت که دعوا واهی نبوده است فسخ و پرونده را برای رسیدگی به ماهیّت دعوا به دادگاه صادر کننده ی قرار برگرداند. دوم- قرارهای قابل تجدیدنظر (پژوهش) قانونگذار در مادّه ۳۲۲ ق. ج. قرارهای قابل تجدیدنظر را شمارش نموده است. امّا قرارهای شمارش شده در این مادّه که قرارهای قاطع دعوا می باشند .در صورتی قابل تجدیدنظرند که حکم راجع به اصل دعا قابل تجدیدنظر باشد. این قرارها عبارت اند از: قرار ابطال دادخواست؛ قرار ردّ دادخواست که از دادگاه صادر شده باشد، قرار ردّ دعوا، قرار عدم استماع دعوا، قرار سقوط دعوا و قرار عدم اهلیّت یکی از اصحاب دعوا که در بندهای (الف) تا (د) مادّه ۳۳۲ مزبور پیش بینی شده اند. این قرارها بررسی شده اند و نیازی به معرّفی آنها در اینجا نمی باشد . بنابراین قانونگذار قرارهای اعدادی یا مقدّماتی را قابل تجدیدنظر اعلام ننموده است؛ پس، این دسته از قرارها مستقلّاً قابل تجدیدنظر نمی باشند، امّا، چون حکم دادگاه ممکن است بر مبنای هر یک از قرارهای اعدادی و نتیجه ی اجرای آن صادر شده باشد، چنانچه حکم قابل تجدیدنظر باشد، تجدیدنظر خواه می توند، ضمن تجدیدنظر از حکم، به عنوان جهت تجدیدنظر، نسبت به قرار اعدادی که نتیجه ی اجرای آن از اسباب موجّهه ی حکم می باشد، شکایت نماید. برای مثال، در صورتی که حکم دادگاه نخستین به استناد نظر کارشناس صادر شده باشد محکوم علیه می تواند، در تجدیدنظر خواهی از حکم، با این استدلال که امر ارجاع شده به کارشناس جنبه ی فنّی و تخصّصی نداشته و علّت محکومیّت او ارجاع چنین امری به کارشناس می باشد، از این قرار، به ترتیب مزبور، مطابق موادّ ۱۲۲۳ و ۱۲۲۵ قانون مدنی رجوع دادستان (رئیس حوزه ی قضایی) به دادگاه برای اثبات جنون و عدم رشد اقامه ی دعوا محسوب بوده و رأی دادگاه مبنی بر ثبوت جنون و عدم رشد حکم است … . »؛ حکم اصراری شماره ۱۱۴۳- ۲۹-۵-۱۳۱۸ ه. ع. شعب حقوقی د. ع. ک. ، متین، احمد، منبع پیشین، ص. ۹۰٫ شکایت نماید تا دادگاه تجدیدنظر، بدون در نظرگرفتن نتیجه ی قرار کارشناسی (یعنی بی اعتبار دانستن قرار) اقدام به رسیدگی و صدور رأی شایسته نماید. در عین حال قانونگذار قرارهایی را «ضمن تجدیدنظر به اصل رأی» صریحاً قابل تجدیدنظر اعلام نکرده بود. هیئت عمومی دیوان عالی کشور در رأی وحدت رویّه ای که بیشتر برای تضمین حقوق دفاعی مردم تنظیم و صادر شده، با استدلالی نه چندان موافق اصول و نصوص معتبر، قابل اعتراض (شکایت) بودن قرارها را اصل دانسته است. گفته شد که قانونگذار، احکام صادره در دعاوی مالی که خواسته یا ارزش آن بیش از سه میلیون ریال باشد و نیز همه ی احکام صادره در دعاوی غیر مالی و همچنین احکام راجع به متفرّعات دعاوی مزبور را، در مادّه ۳۳۱ ق. ج. قابل تجدیدنظراعلام نموده است. در عین حال احکام مزبور، در مواردی، غیر قابل تجدیدنظر شمرده شده اند. احکام و قرارهای غیر قابل تجدیدنظر به ترتیب بررسی می گردند. امّا در همین جا تصریح شود که آرای صادره در دعاوی که خواسته و یا ارزش آن بیش از سه میلیون ریال نباشد، به موجّ مادّه ۳۳۰ و با لحاظ مادّه ۳۳۱ ق. ج. بنابر اصل، غیر قابل تجدیدنظر می باشند جز در فرضی که مادّه ۲۳۴ ق. ج. آ. د. ک. پیش بینی نموده است . از بند (ب) مادّه ۱۹ قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب چنین مستفاد می شود که قرارهای مذکور در مادّه ی یاد شده مربوط به امور حقوقی است نه کیفری، ضمناً از نظر تنقیح مناط مستنبط از مادّه ۱۷۱ قانون آیین دادرسی کیفری مصوّب ۱۲۹۰ که قرار اناطه را جزء قراهای قابل شکایت دانسته و نیز با توجّه به مادّه ۷ قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب که صرفاً احکام را قطعی اعلام نموده و اصل بر قابل اعتراض بودن قرارهایی است که اصدار آنها موجبات اضرار به حقوق اصحاب دعوا را فراهم می سازد و با توجّه به اینکه معمولاً قرارهای قطعی در قانون ذکر می شود و چنین امری در مادّه ۱۳ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری در خصوص قرار اناطه بیان نشده، به نظر اکثریّت اعضای هیئت عمومی دیوان عالی کشور رأی شعبه ۱۸ دادگاه تجدیدنظر استان تهران دایر بر قابل تجدیدنظر بودن قرار اناطه منطبق با موازین قانونی تشخیص می شود … . »؛ رأی وحدت رویّه ی شماره ۶۴۰- ۱۸-۸-۱۳۷۸ ه. ع. د. ع. ک. ، م. ق. ر. ر. ک. ، سال ۱۳۷۸، ص. ۷۸۱٫ قرارها- در قسمت ۱ و ۲ بند (ب) مادّه ۳۶۷ قرارهایی پیش بینی شده که چنانچه از دادگاه های نخستین صادر شوند شخصی که قرار علیه او صادر شده (معمولاً خواهان دعوا) در صورتی که اوّلاً در مهلت مقرّر تجدیدنظر خواهی ننماید و ثانیاً قرار در پرونده ای صادر شده باشد که حکم راجع به اصل آن، به موجب بند (الف) همان مادّه، قابل فرجام باشد می تواند در مهلت مقرّر فرجام خواهی نماید. در نتیجه قرارهای مزبور باید یا در دعاوی صادر شده باشند که «خواسته ی آن» بیش از بیست میلیون ریال است و یا در دعاوی غیر مالی شمارش شده در قسمت ۲ بند (الف) همان مادّه صادر شده باشند (یعنی اصل نکاح و فسخ آن، طلاق، نسب، حجر، وقف، ثلث، حبس و تولیت. قرار ابطال دادخوست یا ردّ دادخواست که از دادگاه صادر شده باشد؛ قرار سقوط دعوا یا عدم اهلیّت یکی از طرفین دعوا، از قرارهای دادگاه نخستین می باشند که به موجب قسمت های ۱ و ۲ از بند (ب) مادّه ۳۶۷ ق. ج. تحت دو شرط مزبور، مستقیماً قابل فرجام می باشند. در این مادّه نیز دو قرار بسیار معمول یعنی قرار ردّ دعوا و قرار عدم استماع دعوا، بی دلیل، مغفول مانده است. قابل فرجام باشد می تواند در مهلت مقرّر فرجام خواهی نماید. در نتیجه قرارهای مزبور باید یا در دعاوی صادر شده باشند که «خواسته ی آن» بیش از بیست میلیون ریال است و یا در دعاوی غیر مالی شمارش شده در قسمت ۲ بند (الف) همان مادّه صادر شده باشند (یعنی اصل نکاح و فسخ آن، طلاق، نسب، حجر، وقف، ثلث، حبس و تولیت. قرار ابطال دادخوست یا ردّ دادخواست که از دادگاه صادر شده باشد؛ قرار سقوط دعوا یا عدم اهلیّت یکی از طرفین دعوا، از قرارهای دادگاه نخستین می باشند که به موجب قسمت های ۱ و ۲ از بند (ب) مادّه ۳۶۷ ق. ج. تحت دو شرط مزبور، مستقیماً قابل فرجام می باشند. در این مادّه نیز دو قرار بسیار معمول یعنی قرار ردّ دعوا و قرار عدم استماع دعوا، بی دلیل، مغفول مانده است. . قرار ردّ دعوا و آثار آن- قرار ردّ دعوا از آرایی است که بیش از سایر قرارهای قاطع دعوا از دادگاه ها صادر می شوند. قانونگذار صدر قرار ردّ دعوا را در مواردی پیش بینی نموده که یکی از ایرادات مذکور در بندهای ۳ تا ۱۱ مادّه ۸۴ قانون جدید مطرح شده باشد. در حقیقت به موجب مادّه ۸۹ قانون جدید دادگاه در موارد مزبور قرار ردّ دعوا صادر می نماید. ایرادات مورد بحث در جلد نخست مورد بررسی مشروح قرار گرفته است . افزون بر آن در مواردی که دادگاه قرار اناطه صادر می نماید . خواهان، علی القاعده، مکلّف است ظرف یک ماه در دادگاه صالح اقامه دعوا کند و گواهی تقدیم دادخواست را به دفتر دادگاه رسیدگی کننده به دعوای «اصلی» تسلیم نماید، در غیر این صورت قرار ردّ دعوا صادر می شود و خواهان می تواند، پس از اثبات ادّعا در دادگاه صالح، دوباره اقامه ی دعوا کند (مادّه ۱۹ ق. ج). یکی از حقوقدانان نظر داده است که در صورت اقرار قاطع دعوا، دادگاه باید قرار سقوط دعوا صادر نماید: « … پس در مورد اقرار نه حکم صادر می شود و نه قرار. این نظر واقعی است. »؛ جعفری لنگرودی، دکتر محمّد جعفر، دانشنامه ی حقوقی، چاپ دوم، انتشارات امیرکبیر، تهران، ۱۳۵۶، ج. ۴، ص. ۴۶۳-۴۶۲٫ امّا این نظر قابل دفاع نبوده و نمی باشد. در حقیقت صدور «حکم مستند به اقرار قاطع دعوا» افزون بر آنکه در حکومت ق. ق. ، در بند ۵ مادّه ۴۷۶ و بند ۲ مادّه ۵۲۲ همین قانون پیش بینی شده بود، اکنون نیز در تبصره ی مادّه ۳۳۱ و بند ۱ مادّه ۳۶۹ ق. ج. تصریح گردیده است. وانگهی اقرار نیز از ادلّه ی اثبات دعوا می باشد که به استناد آن باید حکم صادر شود تا محکوم له (مقرّ له) به حقّ خود دست یابد. اگر خواهان در مقام استرداد داخواست برآید و قبل از اینکه قراری بر ردّ دعوا صادر شود وکیل او از استرداد دادخواست منصرف گردد ردّ دعوا موقعیّت نخواهد داشت. »؛ حکم شماره ۶۹۲- ۳۰-۳-۱۳۳۳ شعبه ۳ د. ع. ک. ، متین، احمد، منبع پیشین، ص. ۲۲۳٫ « … پس در مورد اقرار نه حکم صادر می شود و نه قرار. این نظر واقعی است. »؛ جعفری لنگرودی، دکتر محمّد جعفر، دانشنامه ی حقوقی، چاپ دوم، انتشارات امیرکبیر، تهران، ۱۳۵۶، ج. ۴، ص. ۴۶۳-۴۶۲٫ امّا این نظر قابل دفاع نبوده و نمی باشد. در حقیقت صدور «حکم مستند به اقرار قاطع دعوا» افزون بر آنکه در حکومت ق. ق. ، در بند ۵ مادّه ۴۷۶ و بند ۲ مادّه ۵۲۲ همین قانون پیش بینی شده بود، اکنون نیز در تبصره ی مادّه ۳۳۱ و بند ۱ مادّه ۳۶۹ ق. ج. تصریح گردیده است. وانگهی اقرار نیز از ادلّه ی اثبات دعوا می باشد که به استناد آن باید حکم صادر شود تا محکوم له (مقرّ له) به حقّ خود دست یابد. اگر خواهان در مقام استرداد داخواست برآید و قبل از اینکه قراری بر ردّ دعوا صادر شود وکیل او از استرداد دادخواست منصرف گردد ردّ دعوا موقعیّت نخواهد داشت. »؛ حکم شماره ۶۹۲- ۳۰-۳-۱۳۳۳ شعبه ۳ د. ع. ک. ، متین، احمد، منبع پیشین، ص. ۲۲۳٫ « … پس در مورد اقرار نه حکم صادر می شود و نه قرار. این نظر واقعی است. »؛ جعفری لنگرودی، دکتر محمّد جعفر، دانشنامه ی حقوقی، چاپ دوم، انتشارات امیرکبیر، تهران، ۱۳۵۶، ج. ۴، ص. ۴۶۳-۴۶۲٫ امّا این نظر قابل دفاع نبوده و نمی باشد. در حقیقت صدور «حکم مستند به اقرار قاطع دعوا» افزون بر آنکه در حکومت ق. ق. ، در بند ۵ مادّه ۴۷۶ و بند ۲ مادّه ۵۲۲ همین قانون پیش بینی شده بود، اکنون نیز در تبصره ی مادّه ۳۳۱ و بند ۱ مادّه ۳۶۹ ق. ج. تصریح گردیده است. وانگهی اقرار نیز از ادلّه ی اثبات دعوا می باشد که به استناد آن باید حکم صادر شود تا محکوم له (مقرّ له) به حقّ خود دست یابد. اگر خواهان در مقام استرداد داخواست برآید و قبل از اینکه قراری بر ردّ دعوا صادر شود وکیل او از استرداد دادخواست منصرف گردد ردّ دعوا موقعیّت نخواهد داشت. »؛ حکم شماره ۶۹۲- ۳۰-۳-۱۳۳۳ شعبه ۳ د. ع. ک. ، متین، احمد، منبع پیشین، ص. ۲۲۳٫ چنانچه دادگاه تجدید نظر دادخواست نخستین را ناقص تشخیص دهد، به دادخواست دهنده نخستین اخطار می نماید که ظرف ده روز نقص یا نواقص را برطرف نماید. در صورت عدم اقدام دادخواست دهنده و همچنین در صورتی که سمت دادخواست دهنده محرز نباشد دادگاه رأی تجدیدنظر خواسته را فسخ و نسبت به صدور قرار ردّ دعوای نخستین اقدام می نماید (مادّه ۳۵۰ ق. ج. ). در تمام مواردی که دادگاه نخستین، براساس مقرّرات، مکلّف به صدور قرار ردّ دعوا بوده است، چنانچه به این امر اقدام ننموده و بر خلاف قانون به دعوا رسیدگی و حکم صادر نموده باشد دادگاه تجدید نظر خواسته را فسخ و نسبت به صدور قرار ردّ دعوای نخستین اقدام می نماید . آثار قرار ردّ دعوا همان آثار قرار سقوط دعوا است، به استثنای اعتبار امر قضاوت شده که در بین قرارها، ویژه ی قرار مزبور است. افزون بر آن، قرار ردّ دعوا، در موادّ ۳۶۷ و ۳۶۸ ق. ج. در زمره ی قرارهای قابل فرجام نیامده است. آیین دادرسی مدنی؛جلد ۲ ؛صفحه ۲۴۹ تا ۲۵۰ آیین دادرسی مدنی؛جلد ۲ ؛صفحه ۳۵۱ – انواع قرارهای قاطع دعوا و آثار آن . انواع قرارهای قاطع دعوا در زیر بررسی می شود. آثار هر یک نیز هم زمان مورد اشاره قرار می گیرد. قرار سقوط دعوا و آثار آن- قرار سقوط دعوا در مواردی صادر می شود که دعوا، پیش از صدور حکم، زایل شود.. بنابراین، در تمام مواردی که حقّ اصلی زایل می شود، نظر به زوال دعوا، دادگاه باید قرار سقوط دعوا را صادر نماید، صرف نظر از این که زوال حق ارادی باشد (مانند اینکه داین از حقّ خود به اختیار صرف نظر نماید؛ مادّه ۲۸۹ ق. م. ) و یا قهری باشد (مانند اینکه صفت ذی حق و شخصی که حق علیه اوست در شخص واحد جمع شود؛ برای مثال پدری از تنها فرزند خود بستانکار است که با فوت پدر صفت داین و مدیون در فرزند جمع می شود). در موارد استثنایی با فوت هر یک از اصحاب دعوا حقّ اصلی زایل می گردد (فوت همسر در دعوای تمکین). در تمام مواردی که حقّ اصلی زایل می گردد (فوت همسر در دعوای تمکین). در تمام مواردی که حقّ اصلی، پیش از صدور حکم، زایل می شود، دعوا نیز زایل یا ساقط می شود و دادگاه باید قرار سقوط دعوا صادر کند. البتّه باید توجّه نمود که قانونگذار، در قانون آ. د. م. ، قرار سقوط دعوا را تنها در موردی پیش بینی نموده که خواهان از دعوای خود به کلّی صرف نظر می نماید (مادّه ۱۰۷ ق. ج.) در عین حال صدورقرار سقوط دعوا در موارد مزبور و موارد مشابه ضمناً قرار سقوط دعوا در حکم رأی بر بی حقّی است و چنانچه قطعیّت یافته باشد اعتبار امر مختومه را خواهد یافت. »؛ نظریّه ی مشورتی اداره ی حقوقی، مجموعه ی نظرهای مشورتی، اداره ی حقوقی دادگستری، از سال ۱۳۵۸ به بعد، منبع پیشین، ش. ۱۲۶، ص. ۹۶٫ آیین دادرسی مدنی؛جلد ۲ ؛صفحه ۴۱۶ قرار ابطال دادخوست یا ردّ دادخواست که از دادگاه صادر شده باشد؛ قرار سقوط دعوا یا عدم اهلیّت یکی از طرفین دعوا، از قرارهای دادگاه نخستین می باشند که به موجب قسمت های ۱ و ۲ از بند (ب) مادّه ۳۶۷ ق. ج. تحت دو شرط مزبور، مستقیماً قابل فرجام می باشند. در این مادّه نیز دو قرار بسیار معمول یعنی قرار ردّ دعوا و قرار عدم استماع دعوا، بی دلیل، مغفول مانده است. آیین دادرسی مدنی؛جلد ۲ ؛صفحه ۴۱۹ قرار عدم استماع دعوا و آثار آن- قرار عدم استماع دعوا در بند (ب) مادّه ۳۳۲ ق. ج. ، به عنوان یکی از قرارهای قابل تجدیدنظر، مورد اشاره قرار گرفته است؛ امّا در هیچ یک از موادّ این قانون موارد صدور آن پیش بینی نشده است. (۱) قرار عدم استماع دعوا، در مواردی صادر می شود که دعوا با توجّه به سایر موادّ قانون جدید آیین دادرسی مدنی و یا سایر مقرّرات غیر قابل استماع باشد . بنابراین، برای مثال، در صورتی که شخصی راجع به مالکیّت یا اصل حقّ ارتفاق و انتفاع ملکی اقامه ی دعوا کرده سپس، نسبت به دعوای تصرّف عدوانی و ممانعت از حق نسبت به همان ملک اقامه ی دعوا نماید دادگاه باید بر اساس مادّه ۱۶۳ ق. ج. نسبت به صدور قرار عدم استماع دعوا اقدام کند همچنین، چون طبق مادّه ۶۵۴ ق. م. «قمار و گروبندی باطل و دعاوی راجعه به آن مسموع نخواهد بود …»، چنانچه دعوایی اقامه اگر خواهان به ادّعای تولیّت موقوفه ای بر تقاضای ثبت خوانده اعتراض کند عدم ثبوت این ادّعا مستلزم صدور حکم بر بی حقّی مشارالیه می باشد نه قرار ردّ دعوا … . »؛ حکم شماره ۱۴۲۹- ۲۶-۸-۱۳۲۵ شعبه ۱ د. ع. ک. ، منبع پیشین، ص. ۲۲۵ برای دیدن سابقه ی ورود اصطلاح «عدم استماع دعوا» در حقوق شود که خواسته ی آن مبلغی باشد ک در قمار بر عهده ی خوانده قرار گرفته، دادگاه باید، بر اساس مادّه ی مزبور، نسبت به صدور قرار عدم استماع دعوا اقدام کند. می توان گفت قرار عدم استماع دعوا تنها در صورتی صادر می شود که رسیدگی به ماهیّت دعوا، به علّت مانعی که وجود دارد، قانوناً مجاز نبوده(۱) و یا بیهوده شمرده می شود به گونه ای که حتّی در صورت احراز موضوع مورد ادّعای خواهان ترتّب آثار قانونی بر آن غیر ممکن است. (۲) برای مثال، چنانچه موجر صرفاً به ادّعای پایان یافتن مدّت اجاره ی ملکی که به منظور کسب و پیشه و تجارت واگذار شده، علیه مستأجر ملک دعوای تخلیه اقامه نماید، در حالی که عقد اجاره مشمول قانون موجر و مستأجر سال ۱۳۵۶ باشد، دادگاه باید قرار عدم استماع دعوا صادر نماید. در حقیقت چون حتّی چنانچه رابطه ی استیجاری بین خواهان و خوانده احراز شود و مدّت اجاره نیز پایان یافته باشد، بر اساس قانون مزبور، به صرف پایان یافتن مدّت اجاره، دادگاه نمی تواند حکم تخلیه ی ید مستأجر را صادر کند و باید، افزون بر آن، جهتی مانند نیاز شخصی، تعدّی و تفریط و … اثبات شود، دادگاه باید، بدون ورود در ماهیّت (رسیدگی به وجود رابطه ی استیجاری بین خواهان و خوانده، پایان یافتن مدّت اجاره و …) قرار عدم استماع دعوا صادر نماید. همچنین، در صورتی که دعوا غیر قابل تجزیه و تفکیک باشد (مانند دعوای لازمه ی استدلال دادگاه بر اینکه (طرف دعوای موجر نیز بوده و بایستی به طرفیّت او هم طرح دعوا شده باشد) صدور قرار عدم استماع دعوا است نه حکم به بطلان آن. »؛ حکم شماره ۲۸۸- ۲۵-۲-۱۳۲۳ شعبه ۴ د. ع. ک. ، متین، احمد، منبع پیشین، ص. ۲۲۵٫ دعوای خواهان به خواسته ی خلع ید از یک دستگاه آپارتمان و مطالبه ی اجرت المثل بوده که در جریان دادرسی، خواهان ملک مورد دعوا را به دو نفر دیگر منتقل نموده و خریداران دعوا را تعقیب نموده اند. قرار صادره بر عدم استماع دعوای خریداران از سوی دادرس دادگاه حقوقی یک برخلاف مقرّرات بوده و استنباط از مادّه ۲ قانون (قدیم) آیین دادرسی مدنی (مادّه ۲ ق. ج. )، برای صدور قرار ردّ دعوای آنان استنباط صحیحی نبوده و تخلّف است. دفاع نام برده که قرار صادره را مشاور دادگاه نوشته و به امضای او رسانده موجّه نیست. »؛ دادنامه ی شماره ۳۱۶- ۳-۱۰-۱۳۷۲ د. ع. ا. ق. ، کریم زاده، احمد، منبع پیشین، ج. ۲، ص. ۲۷۹٫ -صدور قرار ردّ دعوای خواهان ها و عدم استماع آن از طرف رئیس دادگاه حقوقی ۲ به علّت اینکه (خواهان ها مالک سه سهم از ۵ سهم مشاع ملک مورد تخلیه بوده و حکم به خلع ید در مال مشاع به لحاظ اینکه قابل اجرا نیست) صحیح نبوده و منافی با حقّ خواهان هاست زیرا مادّه ۴۳ قانون اجرای احکام مدنی دلالت دارد که از تمام ملک خلع ید می شود ولی تصرّف محکوم له در ملک خلع ید شده مشمول مقرّرات املاک مشاعی است. لذا قاضی مزبور تخلّف از قانون نموده است. »؛ دادنامه ی شماره ۱۴۰- ۳۰-۵-۱۳۷۲، شعبه ی اوّل د. ع. ا. ق. ، منبع پیشین، ص. ۳۱۸٫ بی اعتباری سندی که بین دو نفر تنظیم گردیده و شخص سوّمی اقامه می کند) و تمامی اشخاصی که حقّ علیه آنهاست (دو نفر مزبور) خوانده ی دعوا قرار نگرفته باشند دادگاه باید قرار عدم استماع دعوا صادر کند . صدور قرار عدم استماع دعوا، چنانچه در تاریخ تقدیم دادخواست، خوانده فوت نموده باشد نیز متناسب ترین رأی می باشد. قرار عدم استماع، با توجّه به معیار مزبور، در صورتی صادر می شود که قانونگذار در خصوص مورد، قرار ردّ دعوا را پیش بینی ننموده باشد. در حقیقت، برای مثال، بر اساس مادّه ۸۹ ق. ج. دادگاه، در موارد مندرج در بندهای ۳ تا ۱۱ مادّه ۸۴ این قانون باید نسبت به صدور قرار ردّ دعوا اقدام کند. در عین حال نکته ی مهمّی که باید مورد توجّه قرار داد این است که هیچ تفاوتی بین آثار قرار ردّ دعوا و قرار عدم استماع دعوا وجود ندارد. بنابراین صدور هر یک به جای دیگری لطمه ای به حقوق اصحاب دعوا وارد نمی نماید. در حقیقت، در هر دو مورد، هزینه ی دادرسی پرداخت شده قابل استرداد نمی باشد و اگر خواهان، در پرونده ی مطروحه با شکست روبه رو شود چون هیچ یک از دو قرار مزبور در حقوق ایران، دارای اعتبار امر قضاوت شده نمی باشند اقامه ی دوباره ی دعوا پس از صدور هر یک از دو قرار مزبور، علی الاصول، مانعی ندارد، مگر اینکه با مانع دیگری روبه رو شود (مانند اینکه موعد قانونی اقامه ی دعوا پایان یافته باشد. . سایر آثار قرار عدم استماع دعوا همان آثار قرار ردّ دعواست حکم بطلان دعوا در صورتی است که دادگاه رسیدگی به ماهیّت و مستندات نموده و سپس در صورت اقتضا علی الاصول حکم به بطلان دعوای خواهان صادر نماید نه اینکه به لحاظ طرح سابق دعوا و مختوم شدن آن و عدم جواز تجدید و طرح آن حکم به بطلان دعوا داده شود بلکه نتیجه ی این مقدّمه و آن استناد صدور قرار عدم استماع دعوا و عدم تجدید آن است. »؛ حکم شماره ۱۰۴۱- ۲۰-۵-۱۳۱۸ شعبه ۱ د. ع. ک. ، متین، احمد، همان منبع، ص. ۲۲۵٫ نظر به اینکه همسر خوانده با حضور در دادگاه و ارائه ی یک برگ گواهی فوت اعلام داشته که خوانده در تاریخ … فوت نموده و با توجّه به اینکه دادخواست تقدیمی از ناحیه ی خواهان بعد از فوت خوانده تنظیم شده و با عنایت به اینکه حسب مدلول مادّه ۹۵۶ ق. م. اهلیّت و شخصیّت حقوقی انسان با مرگ او تمام می شود و در مانحن فیه نیز پس از فوت خوانده کلّیّه ی حقوق وی در رابطه با رقبه ی مستأجره به ورثه ی مشارالیه منتقل گردیده است علی هذا طرح دعوا علیه نام برده موقعیّت قانونی نداشته قرار عدم استماع دعوای مطروحه صادر و اعلام می گردد. »؛ دادنامه ی شماره ۸۱- ۱۷-۱۲-۱۳۶۵، شعبه ۵۳ دادگاه حقوقی دو تهران، کامیار (کارکن)، محمّدرضا، منبع پیشین، مجموعه ی سوم، ش. ۲۳، ص. ۴۵٫ آیین دادرسی مدنی؛جلد ۲ ؛صفحه ۲۵۰ تا ۲۵۲ قرار ابطال دادخوست یا ردّ دادخواست که از دادگاه صادر شده باشد؛ قرار سقوط دعوا یا عدم اهلیّت یکی از طرفین دعوا، از قرارهای دادگاه نخستین می باشند که به موجب قسمت های ۱ و ۲ از بند (ب) مادّه ۳۶۷ ق. ج. تحت دو شرط مزبور، مستقیماً قابل فرجام می باشند. در این مادّه نیز دو قرار بسیار معمول یعنی قرار ردّ دعوا و قرار عدم استماع دعوا، بی دلیل، مغفول مانده است آیین دادرسی مدنی؛جلد ۲ ؛صفحه ۴۱۹ . منظور از قرارهای شبه قاطع قرارهایی است که با صدور آنها، یا پرونده از گردش رسیدگی خارج می شود (بی آنکه از دادگاه خارج شود، مانند قرار عدم اهلیّت یکی از طرفین دعوا) و یا چنانچه پرونده از دادگاه خارج شود، همان پرونده برای رسیدگی به شعبه یا دادگاه دیگری احاله می شود (مانند قرار عدم صلاحیّت و قرار امتناع از رسیدگی. قرار عدم اهلیّت یکی از طرفین- «قرار عدم اهلیّت یکی از طرفین دعوا، چنانچه از دادگاه نخستین در دعوایی صادر شود که حکم راجع به اصل آن قابل تجدیدنظر باشد، به موجب بند (د) مادّه ۳۳۲ ق. ج. قابل تجدیدنظر در دادگاه تجدیدنظر استان و بر اساس قسمت ۲ بند (ب) مادّه ۳۶۷ ق. ج. تحت شرایطی قابل فرجام در دیوان عالی کشور است. «قرار عدم اهلیّت یکی از طرفین دعوا»، چنانچه از دادگاه تجدیدنظر استان صادر شود به موجب قسمت ۲ بند (ب) مادّه ۳۶۸ ق. ج. مشروط به اینکه اصل حکم راجع به آن قابل رسیدگی فرجامی باشد، قابل فرجام در دیوان عالی کشور است؛ امّا در هیچ یک از موادّ قانونی مورد یا مواردی که دادگاه باید قرار عدم اهلیّت یکی از طرفین دعوا را صادر نماید پیش نشده است. البتّه بر اساس بند ۳ مادّه ۸۴ ق. ج. در صورتی که خواهان به جهتی از جهاتی قانونی از قبیل صغر، عدم رشد، جنون یا ممنوعیّت از تصرّف در اموال در نتیجه ی حکم ورشکستگی اهلیّت قانونی برای اقامه ی دعوا نداشته باشد خوانده می تواند ایراد عدم اهلّیت معروف بوده و می باشد چنانچه وارد باشد، به موجب مادّه ۸۹ ق. ج. ، قرار ردّ دعوا صادر می شود. پس، صدور قرار عدم اهلیّت خواهان، در فرض عدم اهلیبت او، مورد پیدا نمی کند. (۱) خوانده نیز، چنانچه اهلیّت نداشته باشد، می تواند، به موجب مادّه ۸۶ ق. ج. ، از پاسخ به ماهیّت دعوا خودداری کند. در هر حال با توجّه به اینکه حجر هر یک از اصحاب دعوا، بر اساس مادّه ۱۰۵ ق. ج. از موارد توقیف دادرسی است باید گفت در صورتی که خوانده محجور باشد و در دادخواست نماینده ی او (ولی، قیّم و …) مشخّص شده باشد، صدور قرار عدم اهلیّت خوانده بی جا و توقیف دادرسی، به علّت حجر او بی جهت خواهد بود؛ در نتیجه دادگاه باید مبادرت به رسیدگی نموده و نسبت به صدور رأی (که می تواند حکم غیابی باشد) نیز اقدام کند. امّا در صورتی که نماینه ی خوانده محجور در دادخواست مشخّص نشده باشد، ضمن اینکه خوانده می تواند از پاسخ به ماهیّت دعوا خودداری کند. دادرسی، تا تعیین نماینده ی محجور، توقیف خواهد گردید نیز اقدام کند. امّا در صورتی که نماینده ی خوانده محجور در دادخواست مشخّص نشده باشد، ضمن اینکه خوانده می تواند از پاسخ به ماهیّت دعوا خودداری کند، دادرسی، تا تعیین نماینده ی محجور، توقیف خواهد گردید البتّه مشروط به اینکه نماینده ی محجور در دادرسی دخالت ننم اید. بنابراین، صدور قرار عدم اهلیّت خوانده نیز در فرض عدم اهلیّت او، به گونه ای که قاطع دعوا باشد، مورد پیدا نمی کند. امّا چنانچه، در فرض اخیر، دادگاه اعتقاد به محجور بودن خوانده داشته باشد، می تواند با صدور قرار عدم اهلیّت وی دادرسی را متوقّف کند؛ این تنها موردی است که می توان صدور قرار عدم اهلیّت را تصوّر نمود، اگر چه رویّه ی عملی دادگاه ها صدور قرار عدم اهلیّت را حتّی در این فرض تأیید نمی نماید. در قانون قدیم نیز قرار عدم اهلیّت یکی از طرفین دعوا، از قرارهای قابل پژوهش و فرجام به شمار می رفت (بند ۴ مادّه ۴۸۷ و بند ۳مادّه ۵۲۴)؛ امّا در هیج یک از موادّ قانون قدیم نیز موارد صدور قرار عدم اهلیّت پیش بینی نشده بود. عدم اهلیّت خواهان موجب صدور قرار ردّ دعوا شده و عدم اهلیّت خوانده نیز براساس مادّه ۲۹۰ (بند ۲) از موارد توقیف دادرسی شمرده می شد. مطابق مستفاد از مادّه ۵۶ قانون امور حسبی هرگاه عدم اهلیّت خوانده ی بدوی بر دادگاه ثابت شود دادگاه مکلّف است برای تعیین قیّم واقعه را به دادسرا اطّلاع دهد این تکلیف دادگاه اقتضای آن دارد که بر طبق مناط موادّ ۲۰۰ و ۲۹۰ قانون (قدیم) آیین دادرسی مدنی (موادّ ۸۶ و ۱۰۵ ق. ج. ) رسیدگی را توقیف نموده منتظر تعیین قیّم از طرف دادسرا گردد و صدور قرار ردّ دعوای خواهان موردی نخواهد داشت. »؛ حکم شماره ۶۰۹-۲ ۳۱-۲-۱۳۲۱ شعبه ۳ د. ع. ک. ، متین، احمد، منبع پیشین، ص. ۲۲۶٫ این قرار اگر صادر شود ضمن اینکه قاطع دعوا نمی باشد، امّا در محدوده ی موادّ ۳۳۲، ۳۶۷ ق. ج. (قسمت ۲ از بند ب) و ۳۶۸ (قسمت ۲ از بند ب)، حسب مورد، قابل تجدیدنظر و فرجام است و بنابراین در صورت صدور، باید ابلاغ شود که این امر مستلزم تنظیم آن به شکل دادنامه می باشد. آیین دادرسی مدنی؛جلد ۲ ؛صفحه ۲۵۷ تا ۲۵۹ دوم- قرارهای قابل تجدیدنظر قانونگذار در مادّه ۳۲۲ ق. ج. قرارهای قابل تجدیدنظر را شمارش نموده است. امّا قرارهای شمارش شده در این مادّه که قرارهای قاطع دعوا می باشند در صورتی قابل تجدیدنظرند که حکم راجع به اصل دعا قابل تجدیدنظر باشد. این قرارها عبارت اند از: قرار ابطال دادخواست؛ قرار ردّ دادخواست که از دادگاه صادر شده باشد، قرار ردّ دعوا، قرار عدم استماع دعوا، قرار سقوط دعوا و قرار عدم اهلیّت یکی از اصحاب دعوا که در بندهای (الف) تا (د) مادّه ۳۳۲ مزبور پیش بینی شده اند. این قرارها بررسی شده اند و نیازی به معرّفی آنها در اینجا نمی باشد . آیین دادرسی مدنی؛جلد ۲ ؛صفحه ۳۵۱ بنابراین، صدور قرار عدم اهلیّت خوانده نیز در فرض عدم اهلیّت او، به گونه ای که قاطع دعوا باشد، مورد پیدا نمی کند. امّا چنانچه، در فرض اخیر، دادگاه اعتقاد به محجور بودن خوانده داشته باشد، می تواند با صدور قرار عدم اهلیّت وی دادرسی را متوقّف کند؛ این تنها موردی است که می توان صدور قرار عدم اهلیّت را تصوّر نمود، اگر چه رویّه ی عملی دادگاه ها صدور قرار عدم اهلیّت را حتّی در این فرض تأیید نمی نماید. ۱- در قانون قدیم نیز قرار عدم اهلیّت یکی از طرفین دعوا، از قرارهای قابل پژوهش و فرجام به شمار می رفت (بند ۴ مادّه ۴۸۷ و بند ۳مادّه ۵۲۴)؛ امّا در هیج یک از موادّ قانون قدیم نیز موارد صدور قرار عدم اهلیّت پیش بینی نشده بود. عدم اهلیّت خواهان موجب صدور قرار ردّ دعوا شده و عدم اهلیّت خوانده نیز براساس مادّه ۲۹۰ (بند ۲) از موارد توقیف دادرسی شمرده می شد. مطابق مستفاد از مادّه ۵۶ قانون امور حسبی هرگاه عدم اهلیّت خوانده ی بدوی بر دادگاه ثابت شود دادگاه مکلّف است برای تعیین قیّم واقعه را به دادسرا اطّلاع دهد این تکلیف دادگاه اقتضای آن دارد که بر طبق مناط موادّ ۲۰۰ و ۲۹۰ قانون (قدیم) آیین دادرسی مدنی (موادّ ۸۶ و ۱۰۵ ق. ج. ) رسیدگی را توقیف نموده منتظر تعیین قیّم از طرف دادسرا گردد و صدور قرار ردّ دعوای خواهان موردی نخواهد داشت. »؛ حکم شماره ۶۰۹-۲ ۳۱-۲-۱۳۲۱ شعبه ۳ د. ع. ک. ، متین، احمد، منبع پیشین، ص. ۲۲۶٫ این قرار اگر صادر شود ضمن اینکه قاطع دعوا نمی باشد، امّا در محدوده ی موادّ ۳۳۲، ۳۶۷ ق. ج. (قسمت ۲ از بند ب) و ۳۶۸ (قسمت ۲ از بند ب)، حسب مورد، قابل تجدیدنظر و فرجام است و بنابراین در صورت صدور، باید ابلاغ شود که این امر مستلزم تنظیم آن به شکل دادنامه می باشد. آیین دادرسی مدنی؛جلد ۲ ؛صفحه ۲۵۸ تا ۲۵۹ قرار ردّ درخواست و آثار آن- قانونگذار در مادّه ۴۹۲ ق. ج. قرار ردّ «درخواست ابطال رأی داور» را پیش بینی نموده است. در حقیقت، به موجب این مادّه چنانچه درخواست ابطال رأی داور خارج از مهلت مقرّر (حسب مورد، بیست روز و دو ماه؛ مادّه ۴۹۰ ق. ج. ) تقدیم شده باشد، حسب مورد، به موجب قرار دادگاهی که دعوا را به داوری ارجاع نموده و یا دادگاهی که صلاحیّت رسیدگی به اصل دعوا را دارد، ردّ می شود و قرار قطعی است (مادّه ۴۹۲ ق. ج). قرار ردّ درخواست در موارد دیگری که برای گرفتن رأی، تقدیم درخواست تأمین خواسته، قرار ردّ درخواست دستور موقّت و … (دلالت موادّ ۱۱۵ و ۳۲۵ ق. ج. ) آثار قرار ردّ درخواست نیز همان است که در مورد قرار ردّ دادخواست صادر از دادگاه گفته شد. در عین حال، با صدور قرار ردّ «درخواست»، طرح «درخواست» دوباره، گاه به علّت پایان یافتن مهلت، معمولاً غیر ممکن می شود (قرار ردّ درخواست ابطال رأی داور. آیین دادرسی مدنی؛جلد ۲ ؛صفحه ۲۵۶ تا ۲۵۷ – قرارها قرارها مانند احکام، رأی شمرده شده و قسمت عمده ی تصمیمات (اعمال) دادگاه ها را تشکیل می دهند. در دادگاه از شروع دادرسی تا پایان آن معمولاً قرارهای پرشمار و گوناگونی صادر می شود. افزون بر آن حتّی در مواردی نیز که دعوایی اقامه نشده، دادگاه ممکن است نسبت به صدور قرار اقدام کند. در اینجا مناسب است، پس از ارائه ی معیار قرار، به دسته بندی آن پرداخته و سایر مسائل مربوط، از جمله تنظیم، ابلاغ و آثار آن، بررسی شود. معیار قرار و انواع آن ارائه ی معیار قرار، برای تشخیص آن از سایر آرای دادگاه ها (احکام)، از یک سو و تمیز آن از «تصمیمات قضایی» به مفهوم اخص، ضروری است. از سوی دیگر، دادگاه ها در جریان رسیدگی به دعاوی و یا خارج از آن قرارهای گوناگونی صادر می نمایند که مطالعه ی مهم ترین جنبه ی آن که همان آثار آنها است، مستلزم دسته بندی آنها می باشد. معیار قرار قرار در لغت، از جمله، به معنای «ثبات و استوار کردن، استحکام دادن، تعیین و تأکید»(۱) و نیز «حکم محکم تخلّف ناپذیر»(۲) آمده است. در متون قانونی از قرار تعریف «مثبت» ارائه نشده و قانونگذار به تعریف «منفی» اکتفا نموده است. مؤلّفین نیز، در تعریف قرار، به ناچار، همین راه را ادامه داده اند. (۳) در حقیقت، با توجّه به مادّه ۲۹۹ ق. ج. باید گفت قرار دادگاه به تصمیمی (عملی) گفته می شود که رأی شمرده شده و تنها راجع به ماهیّت دعوا بوده و یا تنها قاطع آن باشد و یا هیچ یک از دو شرط مزبور را نداشته باشد که به ترتیب می توان، قرار کارشناسی، قرار ردّ دعوا و قرار تأمین خواسته را نام برد. بنابراین، قرار، در هر حال رأی شمرده می شود و از اعمال قضایی، به مفهوم اخص (تصمیمات ساده ی قضایی)، تصمیمات حسبی و دستورهای دادگاه، متمایز می شود. تمیز قرار از حکم نیز، با توجّه به معیار حکم، به آسانی امکان پذیر است. امّا چگونه می توان موارد صدور قرار را از موارد صدور اعمال قضایی، به مفهوم اخص، تشخیص داد؟ به بیان دیگر در چه مواردی عمل قضایی دادگاه در قالب قرار و در چه مواردی به شکل تصمیم ساده ی قضایی صادر می شود؟ در پاسخ به این پرسش باید توجّه نمود که قانونگذار در مقرّرات مختلف، مواردی که عمل باید در قالب قرار صادر شود را به گونه ای پیش بینی نموده است. برای مثال، در حالی که صریحاً از قرار تأمین (مادّه ۱۱۲ ق. ج. )، قرار ابطال دادخواست (مادّه ۱۰۷ ق. ج. )، قرار ارجاع امر به کارشناس (مادّه ۲۵۷ ق. ج. )، قرار اتیان سوگند (مادّه ۲۷۰ ق. ج. )، قرار توقیف عملیّات اجرایی (مادّه ۵ ق. ا. م. ق. ث. و … مصوّب ۱۳۲۲(۴) و نیز مادّه ۹۳ ق. ا. ا. م. ) و تلویحاً از قرار ردّ درخواست اعاده ی دادرسی (مادّه ۴۳۷ ق. ج. ) به عنوان قالبی که عمل ۱- دهخدا، مرحوم علی اکبر، منبع پیشین، ج. ۱۰، ص. ۱۵۴۱۸٫ ۲- معین، مرحوم دکتر محمّد، منبع پیشین، ج. ۲، ص. ۲۶۵۱٫ ۳- متین دفتری، مرحوم دکتر احمد، منبع پیشین، ج. ۲، ش. ۲۳۶، ص. ۳۵۶؛ جعفری لنگرودی، دکتر محمّد جعفر، منبع پیشین، ج. ۵، ص. ۵۳٫ ۴- م. ق. ر. ر. ک. ، سال ۱۳۲۲، ص. ۳۱٫ قضایی دادگاه ها باید در آن صادر شود، نام برده شده است، هیچ یک از مقرّرات، تصمیم (عمل) «تجدید جلسه ی دادرسی»، «تأخیر جلسه ی دادرسی»، «مطالبه ی اسناد و اطّلاعات از ادارات دولتی» و … که تمام آنها عمل قضایی می باشد را در قالب قرار پیش بینی ننموده است. در نتیجه دقیق ترین ملاک تشخیص مواردی که عمل دادگاه باید در قالب قرار و یا به شکل عمل ساده ی قضایی صادر شود مقرّرات قانونی است، بدین معنا که صدور عمل در قالب قرار در صورتی امکان پذیر و لازم است که قانونگذار صریحاً یا تلویحاً پیش بینی نموده باشد. قرار اعدادی یا مقدّماتی قرار اعدادی یا مقدّماتی(۱) (تحضیری) قراری است که برای این صادر می شود که پرونده را آماده ی صدور رأی قاطع نماید. پس از بررسی انواع قرارهای اعدادی، شیوه ی تنظیم، ابلاغ و آثار آنها مورد بررسی قرار می گیرد. انواع قرارهای اعدادی قرار تحقیق محلّی- در مواردی اصحاب دعوا، برای اثبات ادّعای خود، به اطّلاعات اهل محل استناد می نمایند. برای مثال یکی از اصحاب دعوا که مدّعی است ساختمان موجود در ملکی را ساخته و یا در ملکی متصرّف بوده، برای اثبات این ادّعا، به اطّلاعات اشخاصی که در محل ساکن بوده و یا رفت و آمد داشته اند (دارند) و یا سایر اشخاص استناد می نماید. در این صورت دادگاه قرار تحقیق محلّی صادر می نماید. این قرار، چون برای این صادر می شود که پرونده را آماده ی صدور رأی قاطع نماید از قرارهای اعدادی یا مقدّماتی شمرده می شود (موادّ ۲۴۸ به بعد ق. ج.) قرار معاینه ی محل- در مواردی، اصحاب دعوا، برای اثبات ادّعای خود و یا دادگاه برای احراز موضوع، لازم می دانند که وضعیّت محل و همچنین مال منقولی که حمل آن به دادگاه امکان ندارد، از جهت مورد نظر، معاینه شود؛ در این صورت،دادگاه، به درخواست اصحاب دعوا مو یا رأساً اقدام به صدور قرار معاینه ی محل می نماید. برای مثال، شخص موجر، در دعوای تخلیه ی ید مستأجر از ملکی ادّعای می نماید که مستأجر در مورد اجاره تعدّی و تفریط نموده و در اثبات این ادّعا درخواست می نماید که دادگاه ترتیبی مقرّر نماید که ملک از نزدیک مورد بررسی قرار گیرد؛ در این صورت دادگاه اقدام به صدور قرار معاینه ی محل می نماید. البتّه، در صورتی که موجر چنین درخواستی ننماید دادگاه می تواند، رأساً، نیز به صدور قرار مزبور اقدام کند. صدور قرار معاینه ی محل و همچنین تحقیق محلّی در مرحله ی تجدیدنظر نیز امکان پذیر است (موادّ ۲۴۸ به بعد ق. ج). قرار کارشناسی تشخیص موضوع مورد اختلاف، در مواردی، به این علّت که دارای جنبه ی فنّی و تخصّصی است، مستلزم اظهارنظر اشخاصی است که دارای فن و تخصّص مربوط می باشند. برای مثال، در دعوایی که به خواسته ی اجرت المثل ملکی اقامه شده، دادگاه، چنانچه غاصبانه بودن تصرّفات خوانده را احراز نمود، برای تشخیص میزان اجرت المثل ملک مورد نظر که جنبه ی تخصّصی ارجاع کند. ارجاع به کارشناس نیز باید در قالب قرار مورد عمل قرار گیرد (موادّ ۲۵۷ به بعد ق. ج.) قرار اتیان سوگند- به موجب مادّه ۲۷۱ ق. ج. «در کلّیّه ی دعاوی مالی و سایر حقوق النّاس از قبیل نکاح، طلاق، رجوع در طلاق، نسب، وکالت و وصیّت که فاقد دلایل و مدارک معتبر دیگر باشد سوگند شرعی به شرح موادّ آتی می تواند ملاک و مستند صدور حکم دادگاه قرار گیرد». در موادّ ۲۷۲ به بعد ق. ج. طرفی که باید سوگند یاد نماید، ردّ سوگند، نکول و … پیش بینی شده است؛ امّا مادّه ۲۷۰ ق. ج. تصریح می نماید که دادگاه، در صورت پذیرفتن درخواست سوگند، باید قرار اتیان سوگند صادر نماید؛ بنابراین عمل مزبور نیز بایددر قالب قرار صادر شود (موادّ ۲۷۰ به بعد ق. ج. ) قرار تطبیق- در مواردی که دادگاه، برای رسیدگی به صحّت و اصالت سند، تصمیم می گیرد که سند متنازع فیه را با اسناد «مسلّم الصّدور» تطبیق دهد و آوردن این اسناد به محلّ تطبیق ممکن نبوده و یا به نظر دادگاه مصلحت نباشد، به موجب قرار دادگاه، تطبیق مزبور در محلّی که اسناد و نوشته ها قرار دارد انجام می شود (مادّه ۲۲۵ ق. ج.) قرار اناطه- «هرگاه رسیدگی به دعوا منوط به اثبات ادّعایی باشد که رسیدگی به آن در صلاحیّت دادگاه دیگری است، رسیدگی به دعوا تا اتّخاذ تصمیم از مرجع صلاحیّتدار متوقّف می شود. در این مورد، خواهان مکلّف است ظرف یک ماه در دادگاه صالح اقامه ی دعوا کند و رسید آن را به دفتر دادگاه رسیدگی کننده تسلیم نماید، …» (مادّه ۱۹ ق. ج. ) با توجّه به نصّ مزبور، صدور قرار اناطه در دعاوی حقوقی نیز، در قانون پیش بینی شده است. (۱) قرار اناطه باید در مواردی صادر شود که اثبات ادّعای «منوط به» در صلاحیّت دادگاه دیگری باشد. بنابراین، در صورتی که رسیدگی به ادّعای مروحه محتاج اقامه ی دعوا نباشد (برای مثال، ادّعای جعل نسبت به سند مورد استناد طرف مقابل در همان دادگاه؛ مادّه ۲۲۷ ق. ج. ) دادگاهی که به دعوای اقامه شده رسیدگی می نماید ادّعای مطروحه را نیز مورد رسیدگی قرار می دهد. امّا چنانچه رسیدگی به دعوایی منوط به روشن شدن ادّعایی باشد که مستلزم اقامه ی دعوا است، قانونگذار صدور قرار اناطه را در صورتی مجاز می داند که اثبات ادّعا در صلاحیّت «دادگاه دیگری» باشد؛ در حالی که بین این مورد و حالتی که اثبات چنین ادّعای یمستلزم اقامه ی دعوا بوده و در صلاحیّت دادگاه رسیدگی کننده به دعواست نباید تفاوتی قایل شد (ملاک مادّه ۱۳ ق. ج. آ. د. ک. ). از سوی دیگر، خواهان در صورتی مکلّف است ظرف یک ماه در دادگاه «صالح» اقامه ی دعوا کند و گواهی آن را به دادگاهی که به دعوی «اصلی» رسیدگی می کند تسلیم نماید که دعوا از پیش اقامه نشده باشد و صدور رأی در دعوای اصلی منوط به روشن شدن نتیجه ی دعوای «منوط به» باشد، حتّی اگر دعوای اصلی در دادگاه تجدیدنظر و دعوای «منوط به» در دادگاه نخستین مطرح هرگاه ضمن رسیدگی مشخّص شود اتّخاذ تصمیم منوط است به امری که رسیدگی به آن در صلاحیّت دادگاه دیگری است و یا ادامه ی رسیدگی به آن در همان دادگاه مستلزم رعایت تشریفات دیگر آیین دادرسی می باشد قرار اناطه صادر و به طرفین ابلاغ می شود، ذی نفع مکلّف است ظرف یک ماه موضوع را در دادگاه صالح پیگیری و گواهی آن را به دادگاه رسیدگی کننده ارائه و یا دادخواست لازم به همان دادگاه تقدیم نماید. در غیر این صورت دادگاه به رسیدگی خود ادامه داده و تصمیم مقتضی خواهد گرفت. »؛ مادّه ۱۳ ق. ج. آ. د. ک. باشد. . اشاره شد که اگر چه قرار اناطه در امور حقوقی، در قانون جدید پیش بینی شده است، امّا در حکومت قانون قدیم نیز صدور آن مجاز شمرده می شد. از سوی دیگر اگر چه در بادی امر قرار اناطه به قرارهای شبه قاطع نزدیک به نظر می رسد، امّا اعدادی بودن آن قابل دفاع می باشد. (۲) در حقیقت، پرونده از دادگاه خارج نمی شود و در انتظار ارائه ی گواهی اقامه ی دعوای «منوط به»، به قید وقت احتیاطی و در صورت ارائه ی گواهی در مهلت مقرّر، با صدور قرار توقیف دادرسی، تا ارائه ی رأی قطعی، در دادگاه صادر کننده ی قرار اناطه باقی می ماند. سایر قرارهای اعدادی یا مقدّماتی- در قانون جدید آیین دادرسی مدنی نیز پذیرش درخواست شنیدن گواهی گواهان و حاضر کردن و یا احضار آنها در قالب قرار اعتراض آقای … به وکالت از دفتر آقای (الف) بر دادنامه ی شعبه ی (ج) دادگاه عمومی تهران این است که اگر حقّ فسخی در زمینه ی انتقال ملک مورد دعوا از سوی تجدیدنظر خوانده به خریدار وجود می داشت این حق می بایست فوراً اعمال می گردید به شرح محتویّات پرونده … شعبه ی (د) دادگاه عمومی تهران سازمان (ب) در تاریخ ۱۲-۱۰-۱۳۷۹ مبادرت به تقدیم دادخواست مبنی بر فسخ معامله نموده که در جریان رسیدگی می باشد دادنامه ی تجدیدنظر خواسته متضمّن ردّ دعوای آقای (الف) در موضوع الزام به تفکیک و تنظیم سند رسمی به لحاظ عدم رعایت شرایط مقرّر در سند عادی شماره … است لذا به استناد مقرّرات مادّه ۱۹ ق. ج. قرار اناطه صادر می شود». دادنامه ی شماره ۶۲۸ مورّخ ۳-۱۰-۱۳۸۰، پرونده کلاسه ۷۹- ۱۶۱۱، شعبه ۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران. دو نفر بر عدّه که به عنوان وارث متوفّایی معرّفی شده اند اقامه ی دعوا نموده به اینکه سدس ترکه ی متوفّا که به مادرش تعلّق یافته از طرف مشارالیها به مدّعیان انتقال یافته و بنابراین سهم الارث او را از مدّعی علیهم مورد مطالبه قرار داده و دو نفر از مدّعی علیهم ایراد نموده اند که چون عدّه از ورثه تقاضای حصر وراثت به دادگاه بخش داده و هنوز وراثت ورثه قطعاً معلوم نشده اقامه ی دعوایی مورد است و به همین مناسبت حاکم دادگاه اثبات ادّعا را متوقّف بر اثبات وراثت ناقل به مدّعیان دانسته و جریان را موکول به حصول نتیجه ی رسیدگی دادگاه بخش نموده ایراد بر او به اینکه عملش مخالف موادّ ۲۸ و ۹۷ (۱۹۷) و ۲۹۰ آیین دادرسی مدنی (موادّ ۱۷، ۸۴ و ۱۰۵ ق. ج. ) بوده وارد نیست زیرا همان طوری که اتّفاق می افتد که رسیدگی به امور جزایی موقوف به امر حقوقی می گردد و مادّه ۱۷ اصول محاکمات اجرایی به سندی که طرف مقابل در محکمه ی حقوقی نیز ممکن است این امر اتّفاق بیفتد چنانکه وقتی نسبت به دوایر جزایی از رسیدگی تا حصول نتیجه ی تعقیب جزایی خودداری خواهد کرد و صدور قرار اناطه در امر حقوقی منحصر به این مورد نبوده بلکه ممکن است در عمل محکمه در رسیدگی و اتّخاذ نظر نهایی دایر به حقّانیّت و یا بی حقّی مدّعی محتاج به تعیین امر دیگری باشد که صلاحیّت رسیدگی و تشخیص آن با محکمه ی دیگری است و این قبیل از قرارها که بر اثر آن طبعاً محاکمه موقوف می شود و در عداد قرارهای اعدادی بوده و قرار اعدادی معدود و محدود نبوده بلکه منوط به نظر حاکم محکمه است. »؛ حکم شماره ۳۶۳۰- ۳۰ آبان ۱۳۲۳ م. ع. ا. ق. ، شهیدی، موسی، منبع پیشین، ش. ۹۰، ص. ۴۱٫ پیش بینی نشده است (موادّ ۲۲۹ ). همچنین پذیرش درخواست تأمین دلیل و انجام آن در قالب قرار مقرّر نشده است (موادّ ۱۴۹ به بعد همان قانون) افزون بر آن، تصمیم دادگاه، در رسیدگی توأم به دعاوی که با هم ارتباط کامل داشته و در یک شعبه مطرح می باشند، در قالب قرار پیش بینی نشده است. در عین حال، رویّه ی دادگاه ها بر این قرار گرفته که عموماً، تأمین دلیل را به شکل قرار صادر می نمایند . شنیدن گواهی گواهان و رسیدگی توأم نیز، توسّط برخی قضات، از گذشته های دور، در قالب قرار صادر می شود. ترتیب مزبور با مقرّرات قانونی و ملاک و معیارهای بررسی شده موافقت ندارد. امّا با توجّه به اینکه تصمیمات (اعمال) مزبور، حتّی اگر در قالب قرار صادر شود، به تنهایی قابل شکایت نمی باشند و اگر هم به شکل عمل ساده ی قضایی صادر شوند، ضمن تجدیدنظر و فرجام، علی الاصول، می توانند به نوعی مورد شکایت قرار گیرند، بر شکل صدور آنها اثر مهمّی مترتّب نمی باشد. در هر حال، همان گونه که در یکی از آرا آمده است قرارهای اعدادی «معدود و محدود نبوده بلکه منوط به نظر حاکم محکمه است. قرار قرینه(۱) (تمهیدی) و ساده- در مواردی صدور قرار اعدادی این معنا را می رساند که دادگاه اصل استحقاق خواهان در حقّ مورد مطالبه را احراز نموده و صدور قرار و اجرای آن تنها برای تعیین نوع یا میزان حقوق وی می باشد؛ در چنین صورتی، قرار اعدادی را قرار قرینه یا قرار تمهیدی گویند. برای مثال، چنانچه در دعوایی که خواهان علیه خوانده، به ادّعای غاصبانه بودن تصرّفات وی در ملکی اقامه و درخواست اجرت المثل مدّت تصرّف را کرده باشد و دادگاه، پس از رسیدگی، قرار کارشناسی، به منظور تعیین اجرت المثل ملک، صادر نماید، صدور قرار مزبور قرینه ی پیروزی خواهان در دعوا می باشد. در مقابل قرار قرینه، قرار ساده، قرار داده می شود. بنابراین قرار ساده، قرار اعدادی است که در آن مورد، صدور آن، قرینه ای بر پیروزی خواهان نمی باشد. برای مثال، در دعوای تخلیه ی یدی که موجر، به جهت تعدّی و تفریط اقامه می کند، چنانچه دادگاه، به منظور تشخیص وجود یا عدم تعدّی و تفریط، قرار کارشناسی و یا معاینه ی محل صادر نماید، چون از صدور قرار، پیروزی یا شکست خواهان در دعوا دریافت نمی شود، این قرار اعدادی، این بار، قرار ساده (و نه قرینه) خوانده می شود. با توجّه به مراتب مزبور «قرار قرینه» و «قرار ساده» اصالتی ندارند و نام گذاری دیگری، با توجّه به خصوص مورد، از قرارهای اعدادی است. شیوه ی تنظیم و ابلاغ قرارهای اعدادی گفته شده که قرارهای اعدادی علی القاعده در جریان دادرسی و پیش از اعلام ختم آن صادر می شوند (البتّه صدور قرارهایی مانند قرار کارشناسی در مرحله ی اجرای حکم نیز بسیار رایج است). قانونگذار، شکل و محتویّات قرارهای اعدادی یا مقدّماتی را مشمول مقرّرات ویژه ای قرار نداده است. در حقیقت موادّ ۲۹۶ و ۲۹۷ ق. ج. شکل و محتوای آرای قاطع دعوا را پیش بینی نموده و انصرافی به قرارهای اعدادی ندارد. بنابراین، قرارهای اعدادی روی برگ های صورت جلسه ی معمولی، علی الاصول به خطّ قاضی صادر کننده، نگارش یافته و توسّط وی امضا می شود. در قرارهای اعدادی موضوع قرار، زمان، محل و شیوه ی اجرای قرار، شخصی که باید آن را اجراز نماید و عندالاقتضا، طرفی که باید هزینه ی آن را بپردازد و …، حسب مورد، تصریح می شود. قرارهای اعدادی، برخلاف آرای قاطع دعوا «پاک نویس» نمی شود یا به بیان دیگر به شکل دادنامه تنظیم نمی شود؛ زیرا، افزون بر اینکه قرار به اصحاب دعوا ابلاغ نمی شود، با صدور آنها نیز پرونده از دادگاه خارج نمی گردد و بنابراین، به همان شکلی که صادر شده، در پرونده نگهداری می شود. در نتیجه، اصحاب دعوا، علی القاعده زمانی از صدور قرارهای مزبور آگاه م یشوند که دفتر دادگاه هزینه ی اجرای آن را مطالبه نماید (قرار کارشناسی) و یا تاریخ اجرای آن به آنها ابلاغ گردد (قرار تحقیق محلّی و معاینه ی محل)(۱) و یا برای دیدن نتیجه ی اجرای آن و طرح اعتراض احتمالی دعوت شوند (قرار کارشناسی). بنابراین چون قرارهای اعدادی مستقلّاً قابل شکایت نمی باشند، به هیچ یک از اصحاب دعوا ابلاغ نمی گردند. البتّه اصحاب دعوا از صدور قرارهای اعدادی آگاه چون در هر مورد که دادگاه به صدور قرار معاینه یا تحقیقات محلّی یا کارشناسی مبادرت نماید مفادّ تصمیم و وقت اجرای قرار باید به اصحاب دعوا ابلاغ شود، بنابراین اگر خوانده به وسیله ی انتشار آگهی دعوت شده و در جلسه ی رسیدگی حاضر نگردیده باشد و دادگاه قرار معاینه یا تحقیقات محلّی … صادر نماید وقت اجرای قرار … با انتشار یک نوبت آگهی ده روزه در روزنامه ی کثیرالانتشار باید اعلان شود. »؛ نظریّه ی کمیسیون مشورتی آیین دادرسی مدنی، مجموعه ی نظرهای مشورتی، اداره ی حقوقی وزارت دادگستری، از ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۵، منبع پیشین، ش. ۱۴۴، ص. ۱۵۲٫ عدم جواز اجرا هیچ حکم یا قراری بدون ابلاغ به طرف ولو اینکه ابلاغ واقعی نبوده و قانونی نباشد از مسائلی است که اختصاص به محکمه دون محکمه نداشته و این حکم در همه ی محاکم ولو محاکم فوق العاده و یا اختصاصی جاریست بنابراین اجرای قرار معاینه ی محلّی بدون اینکه آن را به مدّعی علیه ابلاغ و یا او را از موقع معاینه مستحضر سازند تخلّف است. »؛ حکم شماره ۴۳۴۷- ۳۰ مرداد ۱۳۲۷ م. ع. ا. ق. ، شهیدی، موسی، منبع پیشین، ش. ۱۵، ص. ۹٫ می گردند امّا خود قرار به آنها ابلاغ نمی شود. در حقیقت برای مثال، طرفی که باید هزینه ی کارشناس را بسپارد از طریق اخطاری که در این خصوص صادر و به وی ابلاغ می شود از صدور قرار عملاً آگاه می شود. افزون بر آن، در صورت صدور هر یک از قرار تحقیق محلّی و معاینه ی محل، چون دادگاه برای اجرای این قرارها باید دستور تعیین جلسه صادر کند، دستور جلسه و وقت آن را به اصحاب دعوا ابلاغ می نماید. همچنین پس از صدور قرار اتیان سوگند، چنانچه شخصی که باید سوگند یاد کند در جلسه حضور نداشته باشد باید طرفین، با تصریح دستور جلسه دعوت شوند (مادّه ۲۸۶ ق. ج). آثار قرارهای اعدادی آثار حکم مورد بررسی قرار گرفت . اکنون باید بررسی شود کدام یک از آثار حکم را قرارهای اعدادی نیز دارا می باشند. قرارهای اعدادی مانند احکام دارای قدرت اثباتی می باشند. در حقیقت این دسته از قرارها نیز مشمول ضابطه ی مقرّر در مادّه ۱۲۸۷ ق. م. بوده و سند رسمی شمرده می شوند. بنابراین در محدوده ی مؤدّای خود قابل استناد بوده و همچنین اثبات خلاف مندرجات و محتویّات آنها، تحت شرایط مورد اشاره ، علی القاعده جز با طرح و اثبات ادّعای جعل امکان پذیر نیست. امّا قرارهای اعدادی یا مقدّماتی مشمول قاعده ی فراغ دادرس نمی شوند . در حقیقت صدور و اجرای قرارهای اعدادی یا مقدّماتی به منظور آماده نمودن پرونده برای صدور رأی قاطع است و بنابراین پس از صدور اجرای آنها دادرس از رسیدگی به پرونده فارغ نمی شود و مشغول می ماند. این قرارها، به تنهایی قابل شکایت نمی باشند. پرسش این است که آیا دادگاه می تواند پس از صدور هر یک از قرارهای اعدادی از آنها عدول نماید؟ برای مثال، آیا دادگاه می تواند پس از صدور قرار کارشناسی، با عدول از آن، پیش از اینکه قرار اجرا شود و یا حتّی پس از اجرای آن، رأی خود را بدون در نظر گرفتن قرار مزبور و یا نتیجه ی اجرای آن صادر نماید؟ مسلّم است هرگاه موضوعی که برای تشخیص آن قرار اعدادی (در این مثال، کارشناسی) صادر شده، پیش از وصول نظر کارشناس، به طریق دیگری که بعد از صدور قرار ارائه شده (یا حادث گردیده) احراز شود و یا به طول کلّی منتفی شود، عدول از قرار مجاز می باشد. قراری که دادگاه صادر می کند دو قسمت است عدّه از قرارها نهایی و به مثابه ی حکم بوده و امّا چنانچه پس از صدور قرار اعدادی، دادگاه، بدون تحقّق شرط مزبور از قرار عدول نماید عدول از قرار گویای این است که یا در زمان صدور قرار به موضوع و قانون احاطه و یا عنایت لازم نداشته و یا در مقام عدول از قرار، از آنها غافل بوده است که در هر صورت، تخلّف شمرده می شود. (۱) امّا در مقابل، عدول از قرار، فی نفسه، موجب فسخ یا نقض رأی نمی باشد. (۲) در هر حال باید توجّه نمود که عدول از قرارهای اعدادی، تکلیف دعوا را تا یک اندازه معیّن می نماید که فسخ آن مجوّزی ندارد و عدّه ی دیگر که در عین (حین) جریان امر و رسیدگی به طور اعدادی صادر می گردد از قبیل قرار ارجاع به کارشناس و یا رسیدگی به اعتبار سند- این قبیل از قرارها ممکن است به جهتی از جهات موضوع آن منتفی و دیگر حاجتی به اجرای آن نباشد. »؛ حکم شماره ۳۴۸۶- ۲۲ د. ع. ک. ، اصول قضایی- حقوقی (عبده)، منبع پیشین، ش. ۷۶۵، ص. ۹۴٫ با روشن بودن موضوع دعوا دادگاه مجبور نیست تقاضای تحقیق و معاینه را بپذیرد و بدون وجود موجب قانونی نمی تواند آن را رد نماید امّا اگر برای روشن شدن موضوع قرار تحقیق و معاینه ی محل را داد و بعد به جهتی از آن مستغنی گردد می تواند از آن عدول کند. »؛ حکم شماره ۴۹۲- ۳۱۰ د. ع. ک. ، منبع پیشین، ش. ۳۴۰، ص. ۴۲٫ مطابق مادّه ۱۵۵ آیین دادرسی مدنی دادرس دادگاه پس از اینکه رأی خود را داد اعمّ از اینکه رأی نهایی باشد یا غیر نهایی نمی تواند آن را تغییر داده و رأی دیگری به جای آن بدهد مگر آنکه قراری را که داده از قرارهای اعدادی بوده و به واسطه ی انتفاء موضوع یا از جهت دیگری محکمه مستغنی از اجرای آن شده باشد و در غیر این صورت یعنی در جایی که قرار قابل شکایت استینافی و یا اعتراض به وجه دیگری باشد تغییر آن ولو اینکه رأی دهنده به اشتباه خود برخورد جایز نیست بلکه در موقع اتّخاذ تصمیم مکلّف است جهات و اطراف کار را کاملاً در نظر گرفته دقّتی که لازمه ی امر افتاده بنماید تا در اشتباهی که از طرف خود قابل جبران نیست واقع نشود- بنابراین ملغا از اثر کردن قراری که مبنی بر ردّ عرض حال بوده به علّت اینکه اخطار رفع نقص به صورت قانونی به عمل نیامده بود و صادر کردن قرار ثانوی مبنی بر جریان انداختن آن با اینکه سوء نیّتی نداشته تخلّف است. »؛ حکم شماره ۴۷۷۹- ۱۴ آبان ۱۳۲۹ م. ع. ا. ق. ، شهیدی، موسی، منبع پیشین، ش. ۲۴۷، ص. ۱۱۱٫ استناد به جهات و دلایل دیگر با سبق صدور قرار رجوع به کارشناس که کاشف از لزوم و ضرورت آن در نظر دادگاه بوده و حاکی است از اینکه جهات دیگر را کافی برای اثبات دعوا و صدور رأی نمی دانسته رفع اشکال نخواهد بود. »؛ حکم شماره ۲۹۲۴- ۱۴ بهمن ۱۳۱۸ م. ع. ا. ق. ، منبع پیشین، ش. ۴۷۱، ص. ۲۲۳٫ مطابق مادّه ۳۶۲ (مادّه ۲۰۱ ق. ج. ) و مفادّ ۳۷۱ قانون (قدیم) آیین دادرسی مدنی عدم حضور اصحاب دعوا پس از اطّلاع مانع اجرای تحقیقات نمی شود و اگر دادگاه اجرای مجدّد تحقیقات را لازم نداند و رسیدگی اوّل را کافی بداند می بایست وجهی برای عدول خود از تحقیق مجدّد و کافی بودن رسیدگی برای اثبات صحّت مستند ذکر نماید. »؛ حکم شماره ۱۶۸- ۹- ۳۰-۹-۱۳۲۰ شعبه ۴ د. ع. ک. ، متین، احمد، منبع پیشین، ص. ۹۹٫ اگر موضوع دعوا امر فنّی بوده و قرار رجوع به کارشناس به تشخیص خود دادگاه صدور یافته باشد عدول دادگاه از قرار مزبور «به استناد عدول طرفین از این امر» صحیح نخواهد بود. »؛ حکم شماره ۴۳۶۹- ۲۹-۱۲-۱۳۱۹ شعبه ۳ د. ع. ک. ، منبع پیشین، ص. ۳۱۱٫ بدون تحقّق شرط مزبور، مخصوصاً در مواردی که قرینه شمرده شوند می تواند صحّت و اعتبار دادرسی مربوط را با شک و تردید روبه رو نماید. قرارهای اعدادی از اعتبار امر قضاوت شده برخوردار نیستند. اعتبار مزبور ویژه ی احکام است. اعلام بطلان و ابطال قرارهای اعدادی نیز نمی تواند موضوع دعوا در دادگاه ها قرار گیرد. گفته شد که تنها طریق درخواست «ابطال» آرای دادگاه ها می تواند طرح شکایت قانونی متناسب (واخواهی، تجدیدنظر، فرجام و …) نسبت به آنها باشد. در عین حال، قرارهای اعدادی مستقلّاً نیز نمی توانند مورد شکایت قرار گیرند. در حقیقت، قانونگذار در موادّ ۳۳۱ و ۳۳۲ ق. ج. آرای قابل تجدیدنظر را پیش بینی نموده است. آرای قابل فرجام نیز در موادّ ۳۶۷ و ۳۶۸ ق. ج. شمارش شده اند. واخواهی و اعاده ی دادرسی نیز ویژه ی احکام است (مادّه ۳۰۵ و ۴۲۶ ق. ج. ). اعتراض ثالث نسبت به قرارهای اعدادی اگر چه، علی الاصول، می تواند مطرح شود، امّا، چون به حقوق شخص ثالث خللی وارد نمی آورد، منتفی است . طرح شکایت توسّط اصحاب دعوا نسبت به قرارهای اعدادی تنها ضمن شکایت از رأی اصلی امکان پذیر است که در واقع به صورت یکی از جهات شکایت از رأی اصلی مطرح می شود. برای مثال، چنانچه محکوم علیه رأیی که بر اساس نظر کارشناس محکوم شده ادّعا داشته باشد که موضوع ارجاع شده به کارشناس جنبه ی فنّی و تخصّصی نداشته و بنابراین لازم بوده که توسّط خود دادگاه مورد بررسی و تشخیص قرار گیرد و علّت محکومیّت خود را (از جمله) همین امر بداند می تواند جهت مزبور را (نیز) به عنوان جهت درخواست فسخ یا نقض رأی اصی در شکایت از رأی مطرح نماید و در این صورت، شکایت خود نسبت به قرار کارشناسی را به این شیوه عنوان می کند. ۲-۱۲- قرارهای قاطع دعوا، آثار، شیوه ی تنظیم و ابلاغ آنها قرارهای قاطع دعوا به قرارهایی گفته می شود که با صدور آنها پرونده از دادگاه رسیدگی کننده به دعوا خارج می شود در نتیجه، این ویژگی آنها با یکی از ویژگی های حکم مشترک است. پس از بررسی انواع قرارهای قاطع دعوا، شیوه ی تنظیم آنها مورد مطالعه قرار می گیرد. در مورد آثار قرارهای قاطع دعوا، در همین جا تصریح می شود که در محدوده ی مؤدّای خود قابل استناد بوده و مانند احکام، سند رسمی شمرده می شوند ودارای قدرت اثباتی می باشند. افزون بر آن، تنها طریق درخواست «ابطال» قرارهای قاطع دعوا نیز طرح شکایت قانونی متناسب نسبت به آنهاست و مانند سایر آرای دادگاه ها، نمی توانند موضوع دعوای «ابطال» قرار گیرند. قرارهای قاطع دعوا نیز مانند احکام، مشمول قاعده ی فراغ دادرس می باشند قرارهای قاطع دعوا، غیر از قرار سقوط دعوا که از اعتبار امر قضاوت شده بهره مند است،اعتبار مزبور را ندارند ؛ بدین معنا که چنانچه دعوا منتهی به صدور آنها شود، طرح دوباره ی دعوا، در صورتی که با محدودیّت دیگری روبه رو نباشد امکان پذیر است. می توان گفت قرار عدم استماع دعوا تنها در صورتی صادر می شود که رسیدگی به ماهیّت دعوا، به علّت مانعی که وجود دارد، قانوناً مجاز نبوده(۱) و یا بیهوده شمرده می شود به گونه ای که حتّی در صورت احراز موضوع مورد ادّعای خواهان ترتّب آثار قانونی بر آن غیر ممکن است. (۲) برای مثال، چنانچه موجر صرفاً به ادّعای پایان یافتن مدّت اجاره ی ملکی که به منظور کسب و پیشه و تجارت واگذار شده، علیه مستأجر ملک دعوای تخلیه اقامه نماید، در حالی که عقد اجاره مشمول قانون موجر و مستأجر سال ۱۳۵۶ باشد، دادگاه باید قرار عدم استماع دعوا صادر نماید. در حقیقت چون حتّی چنانچه رابطه ی استیجاری بین خواهان و خوانده احراز شود و مدّت اجاره نیز پایان یافته باشد، بر اساس قانون مزبور، به صرف پایان یافتن مدّت اجاره، دادگاه نمی تواند حکم تخلیه ی ید مستأجر را صادر کند و باید، افزون بر آن، جهتی مانند نیاز شخصی، تعدّی و تفریط و … اثبات شود، دادگاه باید، بدون ورود در ماهیّت (رسیدگی به وجود رابطه ی استیجاری بین خواهان و خوانده، پایان یافتن مدّت اجاره و …) قرار عدم استماع دعوا صادر نماید. همچنین، در صورتی که دعوا غیر قابل تجزیه و تفکیک باشد (مانند دعوای لازمه ی استدلال دادگاه بر اینکه (طرف دعوای موجر نیز بوده و بایستی به طرفیّت او هم طرح دعوا شده باشد) صدور قرار عدم استماع دعوا است نه حکم به بطلان آن. »؛ حکم شماره ۲۸۸- ۲۵-۲-۱۳۲۳ شعبه ۴ د. ع. ک. ، متین، احمد، منبع پیشین، ص. ۲۲۵٫ دعوای خواهان به خواسته ی خلع ید از یک دستگاه آپارتمان و مطالبه ی اجرت المثل بوده که در جریان دادرسی، خواهان ملک مورد دعوا را به دو نفر دیگر منتقل نموده و خریداران دعوا را تعقیب نموده اند. قرار صادره بر عدم استماع دعوای خریداران از سوی دادرس دادگاه حقوقی یک برخلاف مقرّرات بوده و استنباط از مادّه ۲ قانون (قدیم) آیین دادرسی مدنی (مادّه ۲ ق. ج. )، برای صدور قرار ردّ دعوای آنان استنباط صحیحی نبوده و تخلّف است. دفاع نام برده که قرار صادره را مشاور دادگاه نوشته و به امضای او رسانده موجّه نیست. »؛ دادنامه ی شماره ۳۱۶- ۳-۱۰-۱۳۷۲ د. ع. ا. ق. ، کریم زاده، احمد، منبع پیشین، ج. ۲، ص. ۲۷۹٫ صدور قرار ردّ دعوای خواهان ها و عدم استماع آن از طرف رئیس دادگاه حقوقی ۲ به علّت اینکه (خواهان ها مالک سه سهم از ۵ سهم مشاع ملک مورد تخلیه بوده و حکم به خلع ید در مال مشاع به لحاظ اینکه قابل اجرا نیست) صحیح نبوده و منافی با حقّ خواهان هاست زیرا مادّه ۴۳ قانون اجرای احکام مدنی دلالت دارد که از تمام ملک خلع ید می شود ولی تصرّف محکوم له در ملک خلع ید شده مشمول مقرّرات املاک مشاعی است. لذا قاضی مزبور تخلّف از قانون نموده است. »؛ دادنامه ی شماره ۱۴۰- ۳۰-۵-۱۳۷۲، شعبه ی اوّل د. ع. ا. ق. ، منبع پیشین، ص. ۳۱۸٫ بی اعتباری سندی که بین دو نفر تنظیم گردیده و شخص سوّمی اقامه می کند و تمامی اشخاصی که حقّ علیه آنهاست (دو نفر مزبور) خوانده ی دعوا قرار نگرفته باشند دادگاه باید قرار عدم استماع دعوا صادر کند. صدور قرار عدم استماع دعوا، چنانچه در تاریخ تقدیم دادخواست، خوانده فوت نموده باشد نیز متناسب ترین رأی می باشد. قرار عدم استماع، با توجّه به معیار مزبور، در صورتی صادر می شود که قانونگذار در خصوص مورد، قرار ردّ دعوا را پیش

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:51:00 ب.ظ ]




باور عمومی و کلی بر این است که برای کسب و اخذ یک نوع از خدمات (اجتماعی) باید به آن شخص پولی، فراتر از حدود مقرر در قانون بپردازد. جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت jemo.ir مراجعه نمایید. یک سیستم غیر دمکراتیک یا یک سیستم سیاسی دمکراتیک اما ناکارآمد و غیر موثر حاکمیت دارد.(ربیعی،۱۳۸۳،۱۷) یک رویه و سیستم کنترل و نظارت شدید بر رسانه ها و مطبوعات اعمال می شود درصورتی که می توان از آنها به عنوان یک اهرم نظارت عمومی بهره جست. رشد اقتصادی ارقام پایینی را تجربه کرده و درآمد سرانه از روند مطلوبی برخوردار نیست. عکس مرتبط با اقتصاد هزینه های نظامی و پلیسی بالا و سنگین و هزینه های اجتماعی کم و پایین است. نسبتهای بدهی فراتر از حد استانداردهای بدهیها بوده و مشخصات سهم بدهی های خارجی در تولید ناخالص داخلی بالاست. بنابراین جای شگفتی نیست که اغلب پژوهشگرانی که روی پدیده فساد (سیاسی) مطالعه می کنند، در زمینه کشورهای جهان سوم و در حال گذار متخصص اند.(دلاپورتا،۱۳۷۵ ،۱۸) مطالعات نشان می دهد که فساد در ابعاد و سطوح مختلف شامل فساد اداری، مالی، سیاسی و فساد «بالانشینان یقه سفید» و «حقوق بگیران گرسنه» از یکسو خود نتیجه توسعه نیافتگی و عقب ماندگی محسوب می شود و از سویی دیگر مانعی برای رسیدن به جامعه ای سالم و رشد یافته است. (ربیعی،۱۳۸۳ ،۲۱) تجربه‏های به دست آمده از کشورهای مختلف نشانگر این است که فساد اداری امری پیچیده و متنوع است. از این رو مبارزه با آن نیز امری مستمر و پیچیده می باشد، در حقیقت فساد (چه در ابعاد اداری و چه در دیگر ابعاد) مانند عفونت است که اگر به اندام و پیکر جامعه راه یابد، آن را یکی پس از دیگری عفونی کرده و از کار می‏اندازد و چه بسا گسترش این عفونت کل پیکره جامعه را فاسد کند. بدین ترتیب اصطلاح فساد اداری که آن را در برابر سلامت اداری به کار می‏برند، مدت زیادی است که مورد توجه اندیشمندان و صاحبنظران مختلف سازمانی قرار گرفته و آنها تلاش کرده اند با ارائه تعاریفی منطبق با اصول سازمانی در جهت رفع آن گام بردارند که وجه اشتراک اغلب تعاریف ارائه شده درباره فساد در دستگاه های دولتی را می‏توان مصادیقی همچون رشوه، اختلاس و سوء استفاده از موقعیت‏های شغلی، برای نفع شخصی، کلاهبرداری، پارتی بازی، بی عدالتی، باج خواهی، ایجاد نارضایتی برای ارباب رجوع (ذینفع) سرقت اموال و دارائی سازمان، فروش اطلاعات محرمانه سازمان به دیگران و نظایر آن چه بصورت فردی یا گروهی و سازمان یافته پدیدار می‏گردد، دانست. عوامل و زمینه‏های گوناگونی وجود دارند که می‏تواند موجب پیدایش و گسترش و ترویج فساد اداری به صورت بالقوه و بالفعل شوند، بر مبنای این عوامل و زمینه‏ها می‏توان راه هایی را شناسائی کرد که اثر بیشتری در کاهش و حذف پدیده فساد اداری در سازمان دارند. اگر سازمان را به صورت یک سیستم در نظر بگیریم، این سیستم از خرده سیستم‏های گوناگون تشکیل شده است که یکی از مهمترین آنها خرده سیستم منابع انسانی است. بر همین اساس در مبارزه با پدیده فساد اداری، تمرکز بر روی عاملی که مستقیماً به همه سازمان مربوط می‏شود، می‏تواند تاثیر خاصی در کاهش فساد در سازمان داشته باشد. هر چند عوامل دیگری همچون فرهنگی – اجتماعی اقتصادی و… یقیناً می‏تواند در کاهش یا افزایش این معضل نقش موثری داشته باشند. ۲-۳-۶)مفهوم و تعریف فساد اداری[۵۰] باید اشاره داشت که فساد اداری به واسطه نگرشها و الگوهای رفتاری مرتبط بهم ایجاد می شود که نه تنها می تواند از ساختار ملی نشات گیرد، بلکه ناشی از ساختار اجتماعی نیز می باشد. به عبارت دیگر فساد اداری از طریق نگرشهای فرهنگی مخرب و الگوهای رفتاری که به طور عمیق در قلب و ذهن کارگزاران خدمات عمومی و ارباب رجوع ریشه دارد، ناشی می شود. (کیدن[۵۱] ، ۲۰۰۰، ۶۲) مفهوم فساد اداری را از جنبه‏ه ای مختلف می‏توان مورد توجه قرار داد. در تعریفی قانونی از فساد اداری که توسط تئو بولد (۱۹۹۰) ارائه گردیده است این نوع فساد را عبارت از استفاده غیر قانونی از اختیارات اداری، دولتی برای نفع شخصی می‏داند. چنین تعریفی هنگامی جامعیت می‏یابد که اولاً قوانین اداری کامل، واضح، عادلانه و فراگیر باشد و برای کلیه فعالیت‏های اداری و دولتی ضوابط دقیق را معرفی کنند. فساد اداری، ابزاری نامشروع در برآوردن تقاضاهای نامشروع از نظام اداری است. فساد اداری که به آن فساد مالی سطح پایین یا سطح خیابانی گفته می شود، همان است که هر روز در برخورد با مدیران عمومی در بخش هایی مانند بیمارستان ها، مدارس، پلیس و گمرک و مواردی از این قبیل رخ می دهد . محققان معتقدند فساد زمانی نمایان می شود که مرز تعریف شده و مشخصی بین سیاست های اقتصادی کشور و تجارت های بخش خصوصی وجود نداشته باشد.( ربیعی ، آصف، ۱۳۹۱، ۴۸) لیکن نباید فراموش کرد که در هر جامعه گروهی از افراد، نفوذ و قدرت سیاسی بالایی دارند و می‏توانند برای انتفاع شخصی قوانین را تغییر دهند. چنین رفتار هایی بر اساس تعریف قانون فساد، فساد تلقی نمی‏شود چون با نقض قانون همراه نیستند. ثانیاً از سوی دیگر امکان دارد در برخی موارد یک کارمند برای نفع رسانی به دوستان و اقوام از اختیارات خود سوء استفاده کند در حالی که هیچ نفع شخصی از این کار عایدش نشود. برخی از محققین برای رفع نقایص فوق معتقدند که فساد اداری را باید با توجه به دیدگاه های عمومی مردم تعریف کرده در این راستا اقدامی مصداق فساد می‏یابد که از دید مردم یک جامعه غیر اخلاقی و مضر تلقی شود. مشکل عمده‏ای که در این تعریف وجود دارد این است که غالباً دیدگاه همه مردم یکسان نیست. بر همین اساس تعریفی از فساد که در حقیقت به دسته بندی انواع فساد اداری از نگاه افکار عمومی جامعه پرداخته است توسط محقق علوم سیاسی هیدن همیر[۵۲] ارائه شده که عبارت از: ۱- فساد اداری سیاه: یعنی عملی که هم از نظر توده مردم و هم از نظرنخبگان سیاسی منفور است و عامل آن باید تنبیه شود، مثل دریافت رشوه برای نادیده گرفتن استاندارد هاو معیارهای ایمنی در احداث مسکن. ۲- فساد اداری خاکستری: یعنی کاری که از نظر اکثر نخبگان منفور است اما توده مردم در مورد آن بی تفاوت هستند. ۳- فساد اداری سفیدong>: یعنی کاری که ظاهراً مخالف قانون است اما اکثر اعضای جامعه نخبگان سیاسی و اکثر مردم عادی آن را آنقدر مضر و با اهمیت نمی‏دانند که خواستار تنبیه عامل آن باشند. مثل چشم پوشی از نقض مقرراتی که در اثر تغییرات اجتماعی ضرورت خود را از دست داده است.(حبیبی،۱۳۷۵، ۱۶) در تعریفی دیگر فساد اداری عبارت است از استفاده نامشروع و غیر قانونی در اختیارات اداری و دولتی برای نفع شخص که دارای دو مشخصه می باشد. ۱- فساد اداری یک عمل یا اقدام منفی است. ۲- فساد اداری عملی است که دارای انگیزه بوده و این انگیزه یا فردی است و یا گروهی که منشأ آن منافع مادی یا غیر مادی می‏باشد.(محمد نبی،۱۳۸۰،۳۲) ویتو تانزی صاحبنظر مباحث فساد در تعریف فساد اداری بر اساس نقش وابستگی های اجتماعی و خانوادگی درتصمیمات کارمندان متعقد است که مسئولان دولتی هرگز اجازه نمی دهند منافع شخصی یا علایق خانوادگی و اجتماعی بر روی تصمیمات اداری آنها تاثیر بگذارد اما در جهان واقعی هم مسئولان دولتی و هم اشخاص بخش خصوصی دراتخاذ تصمیمات حرفه ای خود تحت تاثیر روابط شخصی و خانوادگی قرار می گیرند. میزان تاثیراین عوامل بر تصمیمات اداری به خصوصیات فرهنگی هر جامعه بستگی دارد. او اظهار می دارد کارمندان یا مسئول دولتی هنگامی مرتکب فساد اداری می شود که در اتخاذ تصمیمات اداری تحت تاثیر منافع شخصی یا روابط و علایق خانوادگی و دوستی های اجتماعی قرارگرفته باشد، به عبارت دیگر فساد از نظر وی نقض اصل رفتار براساس حق بی طرفی و مبتنی بر ضابطه است، در این دیدگاه که مبتنی بر نقش دولت در اقتصاد می باشد چنین می انگارد که اصل بی طرفی و پرهیز از هرنوع غرض ورزی و جانبداری ناحق از این و آن مورد احترام مقامات و ماموران دولت است و در تصمیمات اقتصادی که شامل حال بیش از یک طرف می شود روابط شخصی نباید نقشی ایفا کند. فساد از نظر تانزی در بستر شرایطی که دولت ایجاد کرده است می روید ، شرایطی که دست بعضی از اشخاص را باز می گذارد تا موانع را دور بزنند یا بکوشند تا با دادن رشوه به کسانی که در راس برخی دستگاه های دولتی هستند امتیازاتی به دست آورند.(فرج پور،۱۳۸۳،۱۲) مک مولن معتقد است که فساد اداری زمانی رخ می دهد که یک مامور دولت، در ازای انجام کاری که از انجام آن نهی شده است، وجه نقد و یا جنسی را به عنوان رشوه قبول کند.(الوانی،۱۳۷۹،۸۸) ساموئل هانتینگتون نیز تصویر دیگری از فساد اداری ترسیم می کند. به گمان او فساد اداری به رفتار آن دسته از کارکنان بخش دولتی اطلاق می شود که برای منافع خصوصی خود، ضوابط پذیرفته شده را زیر پا می گذارد.(هانتینگتون،۱۳۷۰،۹۰) آنچه درتمامی این تعاریف مشترک است، نوعی هنجار شکنی و تخطی از هنجارهای اخلاقی و قانونی در عملکردهای اداری و سازمانی است و از این روست که فساد اداری و تعریف آن تابعی از هنجارهای مورد قبول در هر جامعه و فرهنگ می شود. تعریف منتخب محقق از فساد اداری؛ به هر عمل سوء اداری از دیدگاه مدیریتی که به نوعی بدور از نقش اصلی کارمند بوده و به دنبال خود نوعی ضرر و زیان به سازمان یا بخش عمومی را همراه دارد، فساد اداری اطلاق می گردد. ۲-۳-۷)انواع فساد اداری‏ هنگامی که از فساد در نظامهای اداری، قضائی و… یک کشور سخن به عمل می‏آید، فوراً عملکرد آن دسته از کارگزاران، کارمندان، قضات، مدیران و یا نمایندگان منتخب و… را به یاد می‏آوریم که بر خلاق قوانین و مقررات و تحت تاثیر روابط و علائق شخصی، خانوادگی و پیوندهای اجتماعی و سیاسی و در جهت منافع مستقیم و غیر مستقیم شخصی اعمالی را انجام می‏دهند به عبارت دیگر هر گونه رفتار اداری که مغایر با قوانین بوده و انگیزه ارتکاب آن نفع شخصی برای یک فرد و یا جمعی از افراد دارای منافع مشترک باشد، فساد است. این تعاریف خلاف هایی چون اختلاس، ارتشاء، کم کاری، تطمیع کارکنان، کند کاری، انتقال اطلاعات با هدف جلب منافع مادی نقدی و یا غیر نقدی برای خود، دوستان و خویشاوندان و همین طور ایجاد تبعیض میان ارباب رجوع به تناسب روابط اجتماعی، شکل ظاهری… را به یاد می‏آورد. در ادامه به تقسیم بندی انواع و اقسام موارد فساد اداری می‏پردازیم. فساد اداری اشکال گوناگونی داشته و قانون شکنی های متعددی را در رابطه با فعالیتهای مختلف دولت شامل می‏شود. نمونه‏های شناخته شده فساد اداری شامل اختلاس، ارتشاء سوء استفاده از اموال و امکانات دولتی، کم کاری، تبعیض بین ارباب رجوع، تسریع کار دوستان و آشنایان و.. می‏باشد. این موارد را تحت عنوان فساد ادرای غیر قانونی بر می‏شماریم. فساد هایی هم هستند که وجهه قانونی دارند. مواردی چون وضع قوانین تبعیض‏آمیز به نفع سیاستمداران قدرتمند و طبقات مورد لطف دولت و بخشیدن انحصارات دولتی به افراد نور چشمی و.. نیز از جمله فسادهای اداری قانونی است. ما در اینجا به اشکال و انواع فساد غیر قانونی که در سازمان‏های دولتی دیده می‏شود می‏پردازیم. از یک دیدگاه فساد اداری می‏تواند از این منابع نشات گرفته باشد: الف: از طرف رهبران سیاسی و مدیران عالی رتبه دولت ب: از طرف کارمندان مشاغل در نظام اداری ج: از طرف شاغلین در بخش خصوصی و شهروندان غیر شاغل. گروه اول که سیاستمداران حکومت می‏باشند، گروه معدودی از افراد می‏باشند که قدرت سیاسی را در یک کشور در دست دارند و تصم یمات مهم کشوری را در زمینه قانونگذاری، سیاست گذاری و تخصیص منابع اتخاذ می‏کنند. این افراد مانند سایر کارمندان دولت، نمایندگان مجلس و مسئولان عالی رتبه قوه قضائیه می‏باشند، هر چند این افراد مانند سایر کارمندان دولت حقوق و مزایای دولتی دریافت می‏کنند لکن از دو منظر با کارمندان معمولی تفاوت دارند. ۱- سیاستگذاران مستقیماً به بقای نظام سیاسی حاکم و قدرت سیاسی علاقمند هستند در حالی که کارمندان فقط مجری قانون هستند . ۲- سیاستگذاران قادرند مقررات و قوانین را تغییر دهند در حالی که کارمندان فقط مجری هستند. گروه دوم کارمندان شاغل در نظام اداری می‏باشند که به صورت رسمی یا قرار دادی در استخدام ادارات، موسسات، نهادها و شرکت‏های دولتی هستند. این افراد وظایف مشخصی در چارچوب دستورالعمل‏ها و قوانین اداری محول می‏شوند و آنها کالا و خدمات دولتی را طبق رهنمودهای سیاستگذراران تهیه و به جامعه ارائه می‏دهند. گروه سوم شاغلین در بخش خصوصی و شهروندان غیر فعال می‏باشد که این گروه قسمت اعظم جامعه را شامل می‏شوند.(حبیبی،۱۳۷۵،۲۴) در روابط دولت با شهروندان انواع گوناگون فساد اداری را می‏توان محتمل دانست. برخی از مهمترین این فسادها به شرح زیر میباشد: ۱- فساد در ارائه کالاها و خدمات دولتی: دریافت کنندگان این کالاها و خدمات می‏توانند افراد حقیقی یا گروه های عمومی باشند که دولت در هر دو مورد می‏تواند در توزیع آنها و میزان دسترسی مردم به آنها تبعیض اعمال نماید. از آنجا که به طور غالب مقدار این کالاها و خدمات محدود است و دولت نیز به جای استفاده از قیمت‏های تعادلی به دلایل مختلف از قیمت‏های نازل‏تری برای فروش آنها استفاده می‏کند میزان تقاضا برای کالاهای و خدمات دولتی همواره بیشتر از عرضه آن است و در نتیجه به علت کمبود عرضه و افزایش تقاضا همواره زمینه‏هایی برای فساد اداری پیش می‏آید. مازاد تقاضا برای یک خدمت یا کالا به کارمندان اداری ارائه کننده آن خدمت یا کالا فرصت می‏دهد تا با تبعیض قائل شدن بین متقاضیان و حتی ایجاد تاخیرهای عمدی، به اخاذی و در خواست رشوه بپردازند. ۲- فساد در فروش اموال و املاک دولتی به شهروندان: بر اساس قانون، فروش اموال و املاک دولتی بایستی از طریق مزایده صورت گیرد. متقاضیان خرید اموال دولتی از طریق تبانی و همکاری کارمندان که مدیریت فروش را بر عهده دارند سعی می‏کنند قیمت معامله را تا حد امکان کاهش دهند. ۳- فساد در خریدهای دولتی از بخش خصوصی: ماموران خرید دستگاه های دولتی موظفند کالاهی مورد نیاز خود را از طریق مناقصه یعنی به ارزان‏ترین قیمت با توجه به کیفیت کالا خریداری نمایند، لکن ممکن است آنان و یا هر مسئول تصمیم گیرنده در مورد خرید و فروشنده برای گران فروشی به دولت با یکدیگر تبانی نمایند و فروشنده در قبال خرید به مأمور خرید درصدی از سود اضافی را به صورت رشوه یا پورسانت بپردازد.(حبیبی،۱۳۷۵،۳۳) در مورد انواع فسادهای اداری مربوط به روابط و فعالیتهای گوناگون موجود در داخل مجموعه دولت (سازمانها) به طور خلاصه وار می‏توان به موارد زیر اشاره کرد. ۱- استفاده شخصی از وسایل و اموال دولتی: چنانچه در ادارات دولتی نظارت کافی وجود نداشته باشد کارمندان ممکن است از وسائل اداری نظیراتومبیل، نوشت‏افزار، لوازم صوتی و… که قابل استفاده برای نفع شخصی است سوء استفاده کنند و در نتیجه استهلاک کالاهای فوق تسریع و باعث افزایش هزینه‏ های دولت گردد. ۲- کم کاری، گزارش مأموریت کاذب، صرف وقت در اداره برای انجام کارهایی به غیر از وظیفه اصلی. این نوع تخلفات که معمولاً از آنها به تخلفات اداری یاد می‏شود بیشتر در بین کارمندان رده‏های میانی و پائینی دستگاه های اداری مشاهده می‏شود. معمولاً این نوع فساد اداری زمانی به وجود می‏آید که کارمندان از وضعیت شغلی خود رضایت کافی نداشته و در نتیجه از تعهد و وجدان کاری ضعیفی نسبت به سازمان و مسئولان رده بالای خود برخور دارند و در هر فرصتی که نظارت مسئولان ما فوق خود را ضعیف ببینند مرتکب چنین مفاسدی خواهند شد. ۳– سرقت مواد اولیه و مواد مصرفی متعلق به دولت (سازمان) توسط کارکنان. این موضوع در شرکت‏های دولتی و ادارات تهیه و توزیع کالا بیشتر از سایر ادارات و مؤسسات مصداق دارد. شرکت‏های دولتی که مستقیماً در امور تولیدی مشارکت دارند به تناسب محصولی که تولید می‏کنند انواع مواد اولیه را خریداری و نگهداری می‏کنند و چون بسیاری از این مواد دارای ارزش مبادله‏ای هستند زمینه وسوسه کارکنان ناسالم را برای سرقت بخشی از آنها به وجود می‏آورند. ۴- استفاده از امکانات نظام اداری برای پیشبرد اهداف سیاسی سیاستمداران و کارمندان عالی رتبه. در کشورهایی که نظام اداری نیز سیاسی شده باشد و انتصاب مسئولان ادارات نه بر اساس شایسته سالاری که بر اساس زدو بند های سیاسی انجام گرفته باشد اغلب دولتمردان دستگاه های اداری را برای انجام فعالیت‏های سیاسی که هیچ گونه ارتباطی با اهداف و وظایف قانونی آن ادارات ندارند مورد استفاده قرار می‏دهند. ۵– فساد قانونی برای انتفاع نخبگان سیاسی و کارمندان دولت. نمونه بارز این رفتار ایجاد انحصارهای قانونی برای شرکتهای خصوصی متعلق به سیاستمداران است. نمونه دیگر استفاده از اختیارات قانونی برای تبدیل اراضی عمومی به ار اضی مسکونی یا صنعتی و سپس واگذاری قطعات تفکیک شده به سیاستمداران. ۶– فساد در توزیع حقوق و مزیا و فرصت‏های شغلی در بین کارمندان دولت (فساد استخدامی) قوانین اداری و استخدامی در بسیاری از کشورها حقوق و مزایا و ارتقای پست سازمانی را در چارچوب معیارها و شایستگی و سنوات خدمت میسر می‏سازد. چنانچه کارمندان مافوق هنگام اتخاذ تصمیم در این موارد، منافع شخصی و یا روابط دوستی و خویشاوندی را در نظر بگیرند فساد در توزیع چنین فرصت هایی رخ خواهد داد. مدیران ارشد و نخبگان سیاسی در انتخاب روسای ادارات و پست‏های کلیدی قدرت مانور بسیاری زیادی دارند، در داخل هر اداره فرصت‏های زیادی برای انجام ماموریت‏های ویژه پیش می‏آید که برای مأمور مورد نظر مزایای گوناگونی را به همراه دارد. یکی از انواع فساد درون سازمانی تبعیض و زیر پا گذاشتن معیارهای شایستگی در توزیع این گونه فرصتهاست.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:51:00 ب.ظ ]




۱-بُؤَسَ قَلْبی کَیـْــفَ ذَلاََّ ۲- لَمْ أکُنْ أخْشَی الذَّی کا صارَ لِلسُّقمِ مَحَلاً؟! نَ وَ قَدْ کَنْتُ مَخَلّی (ابو تمام؛ ۱۴۲۷: ۲ / ۲۹۳) ترجمه ۱- قلبم بینوا گشته چگونه ذلیل شده است و جایگاه بیماری و درد و رنج گشته است. ۲- از آنچه که بود نمی ترسیدم در حالی که تهی بودم. شاعر نفس خود را با نفرین مورد محاسبه قرار می دهد با الفاظی آسان که خالی از نوآوری است اما دارای یک زیبایی است که همچون جریان خون در احساساتش جریان دارد، نفرین به بینوایی یعنی عذاب و شدت بر نفس، او از خلال نفرین نفس خود تعجب می کند که چگونه آن جدایی از معشوقه اش ذلیل می شود؟ و جسم خود را در معرض ناخوشی ها و بلا ها قرار داده است، به سبب عشق، او از عشق نمی هراسد اما از آثار آن که در هجران و ممانعت و اشتیاق ظاهر می شود می ترسد. او نفس خود را از خلال (هزار بار رهایی) رها کرده است تا یک هم آوایی موسیقیایی ایجاد کند که قلب برای رهایی نفسانیت خود بدان منسوب است، چرا که تکرار موسیقی درقافیه دارای یک اثر بزرگ در موسیقی الفاظ مفرد دارد، و این تأکیدی است برای آنچه که در فکر و نفس شاعر جریان دارد. شاعر علی نیز بن جهم (وفات ۲۴۹ هـ ) خود را نفرین می کند و می گوید: برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت ۴۰y.ir مراجعه نمایید. ۱-اَ اَرْقَدْ اللَّیلَ مَسْرُوراً عَدَمْتَ اِذا ۲- اَللهُ یَعْلَمُ اِنَّی قَدْ نَذَرْتُ لــَـــــــهُ عَیشی وَ”اَحْمدُ” یَرْعی لَیلهُ وَ صَبا صِیامَا شَهْرٍ اِذا ما “اَحْمَدُ” رَکِبـــــا (علی بن جهم؛ ۱۹۵۹: ۱۰۹) ترجمه ۱-آیا شادمانه و با خوشحالی شب را به بیداری سپری کنم در حالی که زندگیم را نابود کردم و احمد ایام جوانی را با حالت مریضی شبها بیدار است ۲- خداوند آگاه است که من یک ماه روزه نذرکردم زمانی که احمد سوار بود. شاعر بر خود نمی پسندد که او خوش بگذراند ودوستش مریض باشد، او خود را نفرین می کند به (زندگانیم نابود باد) تا در آن شبهای طولانی و وحشت خوابش را بیان کندو این که او نذر کرده که برای شفای او روزه بگیردو این برگرفته از آیه شریفه سوره مریم است که خداوند از قول حضرت مریم می فرمایند: ﴿… إِنِّی نَذَرْتُ لِلرَّحْمَنِ صَوْمًا… ً﴾(مریم/ ۲۶) (من برای خدا نذر کرده ام که روزه بگیرم ). فصل پنجم تاثیر پذیری اشعار دعایی شاعران عصر عباسی اول از قرآن کریم و ادعیه معصومین (ع) فصل پنجم تأثیر پذیری اشعار دعایی شاعران عصر عباسی اول از قرآن کریم و ادعیه معصومین (ع) ۵-۱٫ نمونه هایی از تاثیر پذیری اشعار دعایی از قرآن و ادعیه مأثوره قرآن کریم بعنوان آخرین کتاب آسمانی و کامل ترین دستور زندگی بشر از اعجاز لفظی و معنوی برخوردار است. کلام رسول مکرم اسلام (ص) که پیام آور این اعجاز الهی است و نیز کلام اهل البیت (ع) که عدل قرآن محسوب می شوند نیز در راستای قرآن کریم است و لذا این دو یعنی قرآن و حدیث حضرات معصومین علیهم السلام بهترین الگوی بشر و خصوصاً الگوی جامعه اسلامی و مسلمانان بوده و هست. شعرای اسلامی و خصوصاً شعرای عصر عباسی اول بعنوان قشر فرهیخته جامعه همواره از نظر ادبی از این کتاب آسمانی و کلام حاملان آن الهام و تأثیرپذیری داشته اند. گر چه در زمان خلفای عباسی مخصوصا دوره عباسی اول ادعیه اهل البیت (ع) به شکل امروزی تدوین نگردیده بود و اصولاً امامان شیعه و پیروانشان تحت نظر شدید بودند و فضای منع تدوین حدیث که زمان خلیفه اول آغاز شده بود تا حدودی حاکم شده بود و تنها قرآن در دسترس اکثریت جامعه اسلامی قرار داشت. با این وجود برخی از شعرای شیعه به واسطه دسترسی به ائمه هدی (ع) در پاره ای از اشعار خود از کلام آنان اقتباس می نمودند. در اینجا منظور از تأثیر پذیری و اقتباس شعر شعرای عصر عباسی اول از قرآن و ادعیه ناظر به تأثیر پذیری از نظر لفظی است گرچه در مواردی نیز علاوه بر تأثیر پذیری لفظی از قرآن و دعای معصومین (ع) کلام شاعر از نظر معنوی نیز تأثیرپذیری داشته است. شاعر علی بن جهم (وفات ۲۴۹ هـ – ۸۶۶ م) متوکل، خلیفه عباسی را مدح نموده و او را اینگونه مورد خطاب قرار می دهد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:50:00 ب.ظ ]




پیشگیری وضعی (Situational Prevention) این نوع پیشگیری که به صورت علمی در دهه ۱۹۸۰ در انگلستان مطرح شد در برگیرنده مجموعه اقدامات و تدابیر غیر کیفری است که از طریق از بین بردن یا کاهش فرصت های مناسب برای وقوع جرم و نامناسب جلوه دادن شرایط و موقعیت پیش جنایی، از ارتکاب جرم جلوگیری می کند. راهبردهای این شیوه، بخشی بر تغییرات محیطی، بخشی بر کنترل بزهکاران و بخشی نیز بر حفاظت از بزه دیدگان تمرکز یافته است.[۱] برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید. پایان نامه رشته حقوق پیشگیری وضعی به عنوان یک نظریه علمی برای کاهش بزهکاری نخستین بار در دهه ۱۹۸۰میلادی توسط کلارک، کورنیش و هی هیور مطرح شد. آنان در آثار خود همواره به اتخاذ تدابیر مناسب و به کارگیری اقدامات لازم به منظور کاهش فرصت ها و موقعیت هایی که موجب رفتار بزهکارانه می شود و همچنین تغییر رابطه بین بزهکار و بزه دیده تأکید کرده اند.[۲] این روش، شیوه ای از پیشگیری است که با تغییر وضعیت فرد در معرض بزهکاری و بزه دیدگی و یا تغییر شرایط محیطی مانند زمان و مکان در صدد است از ارتکاب جرم توسط فرد مصمم به انجام جرم جلوگیری کند. در این روش، گاهی فرد در معرض بزه دیدگی مدنظر قرار گرفته و با حمایت از او یا آن چه در معرض وقوع جرم است، از تحقق عمل مجرمانه جلوگیری می شود. در مواردی نیز با تغییر شرایط محیطی اعم ازمکان و زمان، امکان تحقق جرم سلب یا وقوع آن دشوارتر می شود.[۳] پیشگیری وضعی شامل : از بین بردن کامل برخی از خطرات، کاهش بعضی از خطرات با کاستن از دامنه خسارت وارده، تقلیل برخی از خطرات به وسیله انجام اقدامات امنیتی مانند : نصب دوربین های مدار بسته یا افزایش تعداد افراد پلیس برای ترساندن و بازداشتن از ارتکاب جرم ، انتقال برخی از خطرات به کمک وسایلی مثل : تسهیل بیمه و نظایر آن و پذیرفتن برخی از خطرات که اجتناب ناپذیر بوده و یا رفع آنها هزینه های غیر قابل تحملی را تحمیل می کند، می باشد. این نوع پیشگیری با توجه به شرایط بزهکار، نوع جرم، اهداف و موضوع های جرم و خصوصیات بزه دیده، اقداماتی را به اجرا می گذارد که فرایند آنها موجب از بین رفتن و یا تضعیف موقعیت ها و فرصت های ارتکاب جرم خواهد شد. کاهش فرصت ها و موقعیت های ارتکاب جرم، با توسعه امنیت فیزیکی یا طراحی ساختمان و محله ها که در نهایت موجب خطرناک و پرهزینه شدن اَعمال مجرمانه می شود، همراه است. در این روش از پیشگیری، مدیریت پیشگیری از جرم با تغییر و اصلاح روش زندگی افراد و محیط سکونت آنها، به دنبال خنثی سازی عملیات مجرمانه است که در واقع این قبیل اقدامات مکمل کار پلیسی به شمار می آید. بنابراین پیش بینی، شناخت و ارزیابی خطر جرم و انجام اقداماتی برای رفع یا تقلیل آن را پیشگیری وضعی می گویند؛ که گاهی از آن تحت عنوان «مدیریت کردن خطر جرم» نیز نام می برند.[۴] به نظر می رسد در جرایم جنسی، پیشگیری وضعی مؤثرتر باشد؛ چرا که در این دسته از جرایم اولاً بالا بردن ضریب ایمنی بزه دیده بسیار آسان تر از منصرف کردن بزهکار از ارتکاب جرم است که تحت تأثیر امیال و غرایز درونی طبیعی کنترل نشده اقدام به تجاوز جنسی می کند، ثانیاً به خاطر تبعات بسیار منفی این جرم بر روحیه و روان بزه دیده و نگرانی بزه دیدگان بالقوه به ویژه زنان از این موضوع، می توان به شکل فعال تری از بزه دیده احتمالی برای پیشگیری کمک گرفت.[۵] از زمان ظهور تفکر علمی در مورد جرم و پیشگیری ، تمام توجه جرم شناسان متوجه شخص مجرم و شیوه های مهار بزهکاری یا اصلاح و درمان مجرمین بود. بر این اساس سنگ بنای سیاست جنایی را چه در بعد کیفری و چه غیر کیفری ، مرتکب جرم تشکیل می داد. امّا از چند دهه قبل یعنی از سال ۱۹۴۰ که گروهی از جرم شناسان به دنبال حل معمای بزهکاری و علت شناسی جرم ، پژوهش های خود را بر روی کنشکر دیگر بزهکاری ، یعنی بزه دیده که در واقع ، خود به تنهایی بازیگر نیمی از صحنه جرم می باشد متمرکز نمودند، جزء در مورد جرایم بدون قربانی ، جرم را به عنوان یک رابطه بزهکار و بزه دیده مورد توجه قرار دادند. ۱ میر خلیلی،سید محمود،پیشگیری از بزهکاری،پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تهران، ۱۳۷۸، ص۲۹۷٫ ۲ رجبی پور،محمود،مبانی پیشگیری اجتماعی از بزهکاری اطفال و نوجوانان؛آموزش و پرورش و پیشگیری اجتماعی پلیس،نشر منتهی، ۱۳۸۷،صص ۹۹- ۱۰۰٫ تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی ۳ رهامی ، محسن، جرایم بدون بزه دیده،تهران ،میزان، چاپ اول،۱۳۸۷، ص۱۹۷٫ ۱ بیات ، بهرام و دیگران ، پیشگیری از جرم با تکیه بر رویکرد اجتماعی محور ، تهران،انتشارات معاونت اجتماعی نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ، اداره کل مطالعات اجتماعی ، ۱۳۸۷،صص ۴۲- ۴۳٫ ۲ حداد زاده نیری،محمد رضا،پیشگیری وضعی ازبزه دیدگی، ۱۳۸۸، ص ۳۹٫ بررسی نقش پلیس در پیشگیری از جرم

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:50:00 ب.ظ ]




او به جهت این نیز که، طریق کتاب سُلَیم بن قیس هلالی، از ابان بن ابی عیاش است، دارای اهمیت ویژه میباشد. آثار: له کتاب، کتاب الفرائض و…[۴۴۸] صحابه و راویان زن «العبدیه» نسبت به قبیلۀ عبدالقیس بحرین است.[۴۴۹] و ما در این کوتاه با تمرکز بر افراد قبیلۀ عبدالقیس کسانی از زنان را که با فعالیت مختصر حدیثی نامشان در اهل حدیث وارد شده است، نام میبریم. ۱ـ قنواء بنت رُشَید الهجری او از پدرش روایت دارد[۴۵۰]. ۲ـ ام الأسود بنت زید بن صوحان او به واسطۀ پدرش، از علی† روایت دارد.[۴۵۱] ۳ـ ام المقدام الثقفیّه از حویریه بن مسهر عبدی روایت میکند و عبدالواحد بن مختار انصاری از او حدیث رد الشمس را نقل می کند. ۴ـ نضره بنت أبی خضره (منذر بن مالک) عبدی از امام حسن بن علی†، عایشه، ابونضره عبدی روایت دارد و تابعی محسوب میشود.[۴۵۲] ۵ـ اُم خالد العبدیه او راوی از امام صادق† است.[۴۵۳] ۶ـ اُم شوق العبدیه او از نضره الازدیه روایت معروفی را نقل میکند که چنین است: «لما قتل الحسین بن علی مَطَرت السماء دماً فأصبح جرارنا وکلّ شیءٍ لنا ملأی دماً».[۴۵۴] او را اُم سوق و اُم شرف هم گفتهاند.[۴۵۵] ۷ـ ماایه بنت مُنقِذ (سعید) العبدیه دربارۀ او گفتهاند: «امامیه تقیه لما روی عن ابی جعفر من انها تشیع وکانت دارها مألفاً للشیعه یتحدثون فیها».[۴۵۶] علامۀ شوشتری معتقد است، منظور از ابی جعفر، در این کلام برخلاف نظر علامۀ مامقانی، امام باقر† نیست، بلکه منظور ابوجعفر طبری است. و به تاریخ طبری استشهاد کرده است که از ابو مخنف گزارش اجتماع شیعۀ بصره را، در خانۀ زنی از عبدالقیس به همین نام، گزارش میکند.[۴۵۷] ۸ـ اُم اوفی (افعی) العبدیه[۴۵۸] ۹ـ اُم شبیب العبدیه او از عایشه روایت میکند[۴۵۹] و عمر بن خفص از وی روایت دارد.[۴۶۰] ۱۰ـ اُم البنین بنت شَراحیل العبدیه او از عائذ بن سعد الحبتری (سعید الجسری) روایت دارد.[۴۶۱] ج. روابط حدیثی با دیگر مناطق بررسی و نمایاندن روابط حدیثی موجود بین محدثان بحرین با دیگر مناطق، نشان می دهد این حوزۀ حدیثی، نه یک محیطِ بسته بلکه دارای افرادی بوده است که به دلایل مختلف با غالب شهرهای اسلامیِ آباد آن روز، رابطه داشته اند. به آنجا مسافرت کرده و گاهی در آن شهرها اقامت کرده اند. شاید نتوان این ارتباط ها را «رَحلات الحدیثیه» نامید ولی تبیین دقیق روابط موجود میان محدثان بحرین و دیگر مناطق، جز از بررسی شرح حال و تراجم محدثان بحرین و غیر آنها ممکن نیست. در این کوتاه با توجه به شواهد موجود و پسوند نام محدثان، به ذکر این مناطق و رابطۀ موجود می پردازیم. کوفه شکلگیری شهر کوفه به این ترتیب بود که خلیفۀ دوم، به سعد بن ابی وقاص دستور داد تا محلی را برای هجرت مسلمانان برگزیند، که بین او، و آن شهر، دریا فاصله نباشد.[۴۶۲] سعد، سلمان فارسی و حذیفه بن یمان را، برای مکان یابی فرستاد و آنها به ریگزاری با شنهای سرخ رسیدند و آنجا را انتخاب کردند. سعد نیز در محرم سال هفدهم هجری، از مداین به کوفه آمد و آنجا را طراحی کرد.[۴۶۳] در سالهای بعد، با افزایش جمعیت در کوفه، سعد به نسبشناسان دستور داد تا ساکنان را دستهبندی کنند و در نتیجه مردم کوفه به هفت گروه تقسیم شدند. طبری به روایت سیف بن عمر، این گروه ها را نام میبرد که یک دسته از آنها ایاد، عک، عبدالقیس، اهل هَجَر و ایرانیان هستند.[۴۶۴] باز طبری روایتی را از ابومخنف نقل میکند، که فهرست گروه های ساکن در کوفه، در زمان خلیفه سوم و امیرالمؤمنین علی† است و در این گزارش نیز قیس بن عَیلان و عبدُالقیس یکی از آن گروه ها هستند.[۴۶۵] بلاذری، از قول عامر بن شراحیل شعبی، جمعیت قبایل نزاری (که عبدالقیس و دیگر بحرینیها از آنها هستند) را در کوفه، هشت هزار نفر مینویسد.[۴۶۶] بدین ترتیب، میتوان گفت جمع زیادی از مردم بحرین، که دوستدار خاندان پیامبر بودند، در کوفه حضور داشتند و حضور اینان باعث میشد به تعبیر اشپولر ـ محقق آلمانی ـ کوفه مرکز اصلی تبلیغ شیعیان باشد.[۴۶۷] بررسی تأثیر و تأثر بحرینیها در کوفه، در سالهای بعد، مجال وسیعتری را میطلبد. در این کوتاه تنها به ذکر کوفیهایی که اصالت بحرینی داشتند یا به تعبیری «بحرینیهایِ کوفی» بسنده میکنیم. جهت دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید. صعصعه بن صوحان در کوفه خطبه خوانده و روایت نقل کرده است.[۴۶۸] حسین بن حماد عبدی کوفی[۴۶۹] حسین بن رماس عبدی کوفی[۴۷۰] حفص بن سلیم عبدی کوفی[۴۷۱] حُمید بن سری عبدی[۴۷۲] حُریث بن سری عبدی کوفی[۴۷۳] خالد بن سری عبدی کوفی[۴۷۴] خلیل عبدی کوفی[۴۷۵] خلاد بن عامر مسلمی عبدی کوفی[۴۷۶] سلیمان بن عبدالرحمن عبدی (عنزی) کوفی[۴۷۷] سفیان بن مصعب عبدی کوفی[۴۷۸] عبدالله بن ابی یعفور عبدی کوفی[۴۷۹]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:49:00 ب.ظ ]




ای بر روش تحقیق در علوم انسانی. تهران: انتشارات سمت. حیدری، محمدحسین، اعرابی، زینب، امامی، راضیه (۱۳۹۱). بررسی تطبیقی ارزش ها در اسلام و لیبرالیسم و دلالت های تربیتی و اخلاقی آن. فصلنامۀ اسلام و پژوهش های تربیتی. سال چهارم. شمارۀ دوم. صص ۸۵-۱۰۶ خادمیان، طلیعه(۱۳۸۷). سبک زندگی و مصرف فرهنگی: مطالعه ای در حوزه جامعه شناسی فرهنگی و دیباچه ای بر سبک زندگی فرهنگی ایرانیان. تهران: انتشارات جهان کتاب‏. خالقیان، بلال(۱۳۸۲). روابط انسانی در مدرسه. تهران: انتشارات مهاجر. دلاور، علی (۱۳۸۸). روش تحقیق در روانش شناسیو علوم تربیتی. ویراست چهارم.چاپ بیت و نهم. تهران: نشر ویرایش رشاد، علی اکبر(۱۳۸۲). دموکراسی قدسی.تهران :انتشارات مؤسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر. زارعان، محمدجواد(بی تا).تربیت دینی، تربیت لیبرال. فصل نامه معرفت. شمارۀ ۳۳ .صفحۀ ۸- ۱۵٫ زرقانی، حسن(۱۳۸۲). بررسی مقایسه ای آزادی در اسلام، مارکسیسم و لیبرالیسم. فصل نامۀ علوم سیاسی. سال ششم، شمارۀ بیست و سوم. صفحۀ ۱۷۲-۱۷۳ زمان شعار، الهام (۱۳۹۱). بررسی رابطۀ سبک زندگی و خود کارآمدی عمومی با اضطراب مرگ در سالمندان مقیم آسایشگاه های تهران. کارشناسی ارشد چاپ نشده. دانشگاه علامه طباطبایی. ساداتی نژاد، مهدی(۱۳۸۸). واکنشجریان روشنفکری ایران در برابر لیبرالیسم از دهۀ چهل تا انقلاب اسلامی. فصلنامۀ علمی-پژوهشی مطالعات انقلاب اسلامی. سال پنجم. شماره هفدهم. صفحات ۱۲۷-۱۵۶ سعیدی رضوانی، محمود، باغگلی، حسین(۱۳۸۹). نقدی بر روش های تربیت دینی با تأکید بر برنامۀ درسی پنهان. مشهد: انتشارات آستان قدس رضوی. سعیدی، زهرا (۱۳۹۱). بررسی رابطۀ کیفیت زندگی، سبک زندگی، عملکرد تحصیلی با پیشرفت تحصیلی دانشجویان علوم پژشکی دانشگاه اصفهان. کارشناسی ارشد چاپ نشده. دانشگاه علامه طباطبایی. شریعتمداری، علی(۱۳۸۷). اصول و فلسفۀ تعلیم و تربیت. تهران: انتشارات امیر کبیر. شعاری نژاد، علی اکبر(۱۳۸۳)، فلسفۀ آموزش و پرورش، تهران: انتشارات امیر کبیر. صافی، احمد (۱۳۸۳)، آموزش و پرورش ابتدایی، راهنمایی تحصیلی و متوسطه. انتشارات سمت. ضرغامی، سعید، سجادیه، نرگس، قائدی، یحیی (۱۳۹۱). بازاندیشی مفهومی «پرورش تفکر» همچ.ن بستر فرهنگی تحول نظام آموزشی بر بنیاد نظریۀ انسان عامل. فصلنامۀ راهبرد و فرهنگ. سال پنجم. شمارۀ ۱۷و ۱۸٫ صص۱۲۳-۱۵۱٫ طباطبایی، محمدحسین(۱۳۸۸). بررسی های اسلامی، جلد اول. قم: نتشارات بوستان کتاب. عصاره، علیرضا (۱۳۷۷)، خانواده و ضرورت توجه به اوقات فراغت فرزندان، ماه نامۀ پیوند، شمارۀ دویست و بیست و پنجم. صص۲۲۶-۲۲۷ ف‍اض‍ل‍ی ، م‍ح‍م‍د(۱۳۸۲). م‍ص‍رف و س‍ب‍ک زن‍دگ‍ی . ق‍م : انتشارات ص‍ب‍ح ص‍ادق . فتحی واجارگاه، کوروش(۱۳۸۶).برنامۀ درسی به سوی هویت های جدید: شرحی بر نظریات معاصر برنامۀ درسی. جلد اول. تهران : انتشارات آییژ. فتحی وارجارگاه، کورش، واحد چوکده، سکینه(۱۳۸۱). شناسایی آسیب های تربیت شهروندی در برنامۀ درسی پنهان؛ نظام آموزش متوسطۀ نظری از دیدگاه معلمان زن شهر تهران و بهبود ارائۀ راهکارهایی برای بهبود آن. نشریۀ نوآوری های آموزشی. شماره هفدهم. ص ۱-۳۷ فرزانه پور، حسین، بخشایی زاده، محمد(۱۳۹۰). تساهل ومدارا در قرآن. فصلنامۀ علمی- پژوهشی اندیشۀ نوین دینی.سال هفتم، شمارۀ بیست و پنجم.صفحات ۱۵۸-۱۷۶٫ قطب، محمد(۱۳۶۶). ویژگی های جهان بینی و ایدئولوژی اسلامی. (محمد خامنه ای،مترجم). تهران: انتشارات مؤسسۀ ملّی. کارکنان نصرآبادی، محمد(بی تا). هویت اجتماعی و انحراف اجتماعی در جریان اجتماعی شدن. نورمگز کوهستانی، حسینعلی، خلیل زاده، امینیان(۱۳۸۳). پژوهشی در اوقات فراغت و راه های بهره وری از آن. مشهد: انتشارات مؤسسۀ چاپ و انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد. کیوان فر(۱۳۸۹)، بررسی تطبیقی و تحلیلی اوقات فراغت و فعالیت های فوق برنامۀ مدارس ابتدایی در کشورهای ایران و آمریکا. چاپ نشده. کارشناسی ارشد. دانشگاه علامه طباطبایی گال، مردیت و والتر بورگ و جویس گال (۱۳۸۹). روش های کمی و کیفی در علوم تربیتی و روان شناسی. جلد اول. (احمدرضا صر، مترجم). تهران: انتشارات سمت لوی، الف (۱۳۸۰).برنامه ریزی در مدارس. (فریده مشایخ، مترجم). تهران: انتشارات مدرسه. محمدی، مجید (۱۳۷۹)، لیبرالیسم ایرانی، الگوی نا تمام، تهران: انتشارات جامعۀ ایرانیان برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید. تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:49:00 ب.ظ ]




هدف از ارائه این فصل بیان خلاصه ای از آنچه در این تحقیق ذکر گردید و نتایج حاصل از تحقیق می باشد. ضمن اینکه نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها،نتیجه گیری نهایی از پژوهش انجام شده و پیشنهادات کاربردی تحقیق ارائه می گردد، در انتها توصیه برای تحقیقات آتی ذکر خواهد شد. جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید. یافته های پژوهش و تجزیه و تحلیل آنها در این پژوهش، تاثیر مؤلفه های حسابرس بر محافظه کاری حسابداری­، مورد بررسی قرار گرفته است. به همین منظور، ابتدا هر یک از فرضیه ­ها را بر اساس هر مدل، جداگانه مورد بررسی قرار داده­ایم. بر­این اساس با استفاده ازداده های مربوط به ۱۰۱شرکت در فاصله زمانی ۱۳۸۶-۱۳۹۰­(۵۰۵­شرکت- سال) مورد­آزمون قرارگرفته و­در نهایت نیز تفاوتهای دو­مدل بیان شده است. در این بخش به تفسیر نتایج حاصل از آزمون فرضیه ­ها خواهیم پرداخت. تحلیل فرضیه اول فرضیه اول: بین کیفیت حسابرس و محافظه کاری ارتباط معنا داری وجود دارد. بررسی نتیجه فرضیه در مدل گیولی و هین(معیارمحافظه کاری مبتنی بر اقلام تعهدی): بر اساس این مدل مشخص شده است که متغیر مستقل کیفیت حسابرس بر متغیر وابسته محافظه کاری تاثیری نداشته است و فرضیه فوق در این مدل تأیید نمی شود. با توجه به اینکه در تحقیقات داخلی وخارجی انجام شده به طور مستقیم رابطه بین محافظه کاری و کیفیت حسابرس یافت نشد برای مقایسه نتیجه این فرضیه با سایر نتایج بدست آمده به جای محافظه کاری از نتایج مدیریت سود و اقلام تعهدی استفاده شده است.¹ نتیجه با تحقیقات پیوت و جنین در سال ۲۰۰۵ که به بررسی و مدیریت سود در فرانسه پرداخته اند مطابقت دارد. آنها دریافتند که شرکتهایی که توسط ۵ موسسه بزرگ حسابرسی می شوند، با مدیریت سود کمتری مواجه نیستند و در واقع تفاوتهای کیفیت حسابرسی آنها بر عدم مدیریت سود تاثیری ندارد. ______________________________________________________________ ۱– باتوجه به تحقیقات پائیک و همکاران(۲۰۰۷) و پنمن و ژانگ(۲۰۰۲) همچنین مشایخی و حصارزاده که به بررسی رابطه بین محافظه کاری و مدیریت سود پرداخته اند به این نتیجه رسیده اند که رابطه منفی و معنی داری میان محافظه کاری و مدیریت سود وجود دارد یعنی شرکتهایی که محافظه کاری کمتری دارند ، سودهای پایدارتری خواهند داشت. باتوجه به اینکه محافظه کاری در واقع به گونه ای مدیریت سود می باشد نتیجه آزمون فوق با نتیجه تحقیق آنها مطابقت دارد. فرانسیس و میشل۱ در سال ۲۰۰۵ در پژوهش خود به این نتیجه رسیدند، مدیران شرکتهای دارای اقلام تعهدی بیشتر به منظور ایجاد اطمینان از عدم مشارکت در فرصتهای مدیریت سود، تمایل دارند حسابرسان با کیفیت بالاتری را به کار گیرند .که این پژوهش نیز نشان دهنده عدم رابطه بین کیفیت حسابرس با اقلام تعهدی و محافظه کاری در شرکتها می باشد. بررسی نتیجه فرضیه در مدل معیار نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری: بر اساس این مدل مشخص شده است که متغیر مستقل کیفیت حسابرس بر متغیر وابسته محافظه کاری تاثیری مثبت و معنا دار است و فرضیه فوق در این مدل تأیید میگردد. یعنی چنانچه کیفیت حسابرس یک واحد انحراف استاندارد افزایش پیدا کنند، میزان محافظه‏کاری شرکت‏ها به اندازه ۲۴۷/۰ انحراف استاندارد تغییر پیدا می‏کند. در این مدل مشخص می گردد هرچه کیفیت حسابرس افزایش می یابد، تمایل شرکت برای اعمال روش های محافظه کارانه تر نیز افزایش می یابد. در تحقیق علوی و همکاران که به برسی ارتباط بین کیفیت حسابرسی با پیش بینی سود شرکتها پرداخته اند نتایج تحقیق نشان میدهد که کیفیت سود که بر اساس اندازه حسابرس و تخصص صنعتی حسابرس مشخص شده است با مدیریت سود رابطه معنادار دارد. نتایج تحقیق ژائو و ایلدر نیز نشان داد شرکت­هایی که توسط پنج موسسه­ی بزرگ حسابرسی رسیدگی شدند دارای مدیریت سود کمتری هستند. به نظر محقق درمقایسه نتیجه فرضیه در این مدل با نتایج فرضیه های دیگر، اختلاف جهت رابطه می تواند ناشی از تفاوت نحوه محاسبه متغیر کیفیت حسابرس در این پژوهش، یا استفاده از مدیریت سود به جای محافظه کاری در تحقیقات پیشین باشد. تحلیل فرضیه دوم فرضیه دوم: بین اندازه حسابرس و محافظه کاری ارتباط معنا داری وجود دارد. بررسی فرضیه در مدل گیولی و هین(معیارمحافظه کاری مبتنی بر اقلام تعهدی) و بررسی فرضیه در مدل معیار نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری نشان داده است که رابطه معنی داری بین اندازه حسابرس با وابسته _______________________________________________________________ ۱– Francis, Micheal محافظه کاری وجود ندارد. بنابراین فرضیه فوق در هر دو مدل مورد تایید قرار نگرفت. نتیجه بدست آمده با تحقیق حمید خالقی مقدم و همکاران با عنوان رابطه محافظه کاری و به هنگام بودن سود خالص با اندازه شرکت واندازه مؤسسه حسابرسی یکسان است . نتایج آزمون آنان بیانگر آن است که درحالی که سود خالص شرکتها به طور کلی محافظه کارانه است اما در طی زمان محافظه کارانه تر نشده است. دو عامل اندازه شرکت و اندازه مؤسسه حسابرسی نیز تأثیری بر روی دو ویژگی مورد بررسی سود خالص در پژوهش آنان نداشته اند؛ به گونه ای که سود خالص شرکتهای بزرگ نسبت به کوچک و سود خالص شرکتهای حسابرسی شده توسط سازمان حسابرسی نسبت به سود خالص شرکتهای حسابرسی شده توسط مؤسسات حسابرسی معتمد بورس اوراق بهادار به هنگام تر و محافظه کارانه تر نیستند . لام و چانگ۱ در سال۱۹۹۴ دریافته اند که به طور کلی مؤسسات حسابرسی بزرگ لزوماً کیفیت حسابرسی بهتری از مؤسسات حسابرسی کوچک ارائه نمیدهند. لوئیس هنوک۲ در سال ۲۰۰۵ در پژوهش خود به بررسی رابطه بین کیفیت خدمات مؤسسات حسابرسی و اندازه حسابرس پرداخت و پی برد مؤسسات حسابرسی بزرگ همیشه خدمات بهتری نسبت به مؤسسات کوچک تر ارائه نمی دهند. تحلیل فرضیه سوم فرضیه سوم: بین دوره تصدی حسابرس و محافظه کاری ارتباط معنا داری وجود دارد. بررسی فرضیه در مدل گیولی و هین(معیارمحافظه کاری مبتنی بر اقلام تعهدی) و بررسی فرضیه در مدل معیار نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری نشان داده است که رابطه معنی داری بین دوره تصدی حسابرس با وابسته محافظه کاری وجود ندارد. بنابراین فرضیه فوق در هر دو مدل مورد تایید قرار نگرفت. در هر دو مدل دوره تصدی دارای رابطه مثبت با محافظه‏کاری شرکت‏ها می‏باشند ولی این رابطه در سطح ۵ درصد معنی‏دار نیست. نتیجه این فرضیه با نتیجه تحقیق خلیل زاده و باد آور مطابق می باشد. نتایج تحقیق انان در سال ۱۳۹۱ دلالت بر عدم تاثیر دوره تصدی حسابرس بر ویژگی های کیفی سود و محافظه کاری دارد. ودریافتندکه راهکار چرخش الزامی حسابرس به منظور بهبود کیفیت سود موثر نمی باشد. _________________________________________________________________________________________________________________ ۱-lam , change ۲– Henock Louis نتیجه این تحقیق با نتیجه تحقیق کرمی و همکاران در سال ۱۳۸۸که به بررسی رابطه دوره تصدی حسابرس و گزارشگری سودها ی محافظه کارانه شرکتها پرداختند متفاوت است . انان با بررسی ۵۸ شرکت پذیرفته شده در بورس اورق بهادار تهران طی دوره زمانی ۱۳۸۱ الی ۱۳۸۵ ،دریافتند یک رابطه مستقیم و معنادار بین دوره تصدی حسابرس و محافظه کاری وجود دارد دارد. مشاهده شد با افزایش دوره تصدی محافظه کاری نیز افزایش مییابد. درمجموع، یافته های تحقیق مبین این نکته بود که در دوره تصدی کوتاه، محافظه کاری کمتر است. بنابراین ممکن است چرخش اجباری حسابرس اثر معکوسی روی محافظه کاری سود داشته باشد. همچنین نتیجه تحقیق با نتیجه پژوهش جینکینز و والری ¹متفاوت است آنان با بهره گرفتن از چندین معیار اندازه گیری محافظه کاری یک ارتباط مثبت میان محافظه کاری و طول دوره ارتباط حسابرس – صاحبکار یافتند، آنها نتیجه گیری کردند که محافظه کاری برای شرکتهایی که دوره تصدی حسابرس کوتاه باشد، پایین است به همین جهت چرخش اجباری حسابرس ممکن است اثر بدی بر محافظه کاری داشته باشد. تحلیل فرضیه چهارم فرضیه چهارم: بین نوع اظهارنظر حسابرس و محافظه کاری ارتباط معنا داری وجود دارد. بررسی نتیجه فرضیه در مدل گیولی و هین(معیارمحافظه کاری مبتنی بر اقلام تعهدی): در این مدل نوع اظهارنظر حسابرس دارای رابطه منفی با محافظه‏کاری شرکت‏ها می‏باشند ولی این رابطه در سطح ۵ درصد معنی‏دار نیست. ابراهیم کردلر و سیدی درسال ۱۳۷۸در تحقیق خود در ۷۱ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران به بررسی تاثیر نوع موسسه حسابرسی(سازمان حسابرسی و سایر موسسه­ها) و نوع اظهار نظر حسابرس در گزارش حسابرسی بر روی اقلام تعهدی اختیاری پرداختند و به این نتیجه رسیدند که تنها نوع موسسه­ی حسابرسی با اقلام تعهدی اختیاری ارتباط دارد. بولتر۱ در سال ۲۰۰۴دریافت که اظهارنظر حسابرس تحت تاثیر مدیریت سود قرار نمیگیرد. مطابق با بررسی های بولتر، بخاطر اینکه هزینه عدم حل مشکلات مربوط به مدیریت سود بسیار زیاد می باشد مسایل مربوط به ایجاد کننده مدیریت سود قبل از انتشار اظهارنظر حسابرس حل می شود و در پی آن باعث کاهش بندهای حسابرسی و گاها ارائه اظهارنظر مقبول میشود. اما زمانی که ارتباط بین بندهای شرط رابصورت _________________________________________________________________________________________________________________ ۱– Jenkins and Velury مجزا با مدیریت سود بررسی کردند به این نتیجه رسیدند که با افزایش مدیریت سود احتمال دریافت اظهارنظر تعدیل شده با بند شرط “عدم اطمینان در مورد ادامه فعالیت شرکت” افزایش می یابد. بررسی نتیجه فرضیه در مدل معیار نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری: بررسی نتیجه فرضیه نشان می‏دهد متغیرنوع اظهارنظر حسابرس رابطه معکوس و معناداری با محافظه‏کاری شرکت‏ها در سطح ۵ درصد دارد . همچنین نتیجه ضریب نشان می‏دهد ۵/۱۶ درصد از تغییرات محافظه‏کاری توسط نوع اظهارنظر حسابرس تبیین شده است. باتوف۲ و دیگران به این نتیجه رسیدند که اظهار نظر مشروط حسابرسان رابطه مستقیم با اقلام تعهدی اختیاری دارد یعنی با افزایش مدیریت سود احتمال دریافت اظهارنظر مشروط افزایش می یابد.که این موضوع مخالف با نتیجه بدست آمده در این تحقیق می باشد.برخلاف باتوف بردشا۳ و دیگران به این نتیجه رسیدند که شرکتی که دارای اظهار نظر مقبول است نسبت به شرکتی که دارای اظهارنظر تعدیل شده است دارای اقلام تعهدی اختیاری بیشتری است و اینگونه نتیجه گیری می کند که شاید فرایند حسابرسی جاری در مورد هشدار دادن به سرمایه گذاران درباره مدیریت سود شرکتها بی اثر بوده است. نتیجه گیری نهایی معیار محافظه کاری مبتنی بر اقلام تعهدی : نتایج حاصل از آزمون رگرسیون ، برای بررسی وجود رابطه معنی دار بین مولفه های حسابرسی این پژوهش مشخص می­ کند که، این متغیرها نمی­توانند تاثیر معناداری بر محافظه کاری داشته باشند، در نتیجه فرضیه کلی این تحقیق پذیرفته نمی شود. از بین متغیرهای کنترل­، متغیرهای اهرم مالی رابطه مثبت و اندازه شرکت رابطه منفی و معنی داری با محاظه کاری داشته است. تجزیه و تحلیل آماری داد ه های جمع آوری شده حاکی از عدم پذیرش فرضیه اول است. به علت اینکه این تحقیق در قالب کلی جدید بوده و مطابق با فرضیه اصلی ، تحقیقی از قبل ارائه نشده است لذا مقایسه ی نتیجه بصورت کلی با پژوهشهای پیشین میسر نشد و به نتیجه گیری های ارائه شده در هر فرضیه فرعی بسنده شده است. _________________________________________________________________________________________________________________ ۱-Bultter ۲– bartov ۳– Bradshaw معیار محافظه کاری مبتنی بر نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری: نتایج حاصل از آزمون رگرسیون ، برای بررسی وجود رابطه معنی دار بین مولفه های حسابرسی این پژوهش مشخص می­ کند که، این متغیرها می­توانند تاثیر معناداری بر محافظه کاری داشته باشند، در نتیجه فرضیه کلی این تحقیق پذیرفته می­ شود. از بین چهار مولفه حسابرس ، کیفیت حسابرس و نوع اظهارنظر حسابرس و از بین سه متغیر­کنترل، بازده دارایی بیشتربن تاثیر را بر محافظه کاری داشته و سایر متغیرها، تاثیر معناداری قابل توجهی بر محافظه کاری نداشته است. در نتیجه فرضیه دوم تحقیق در سطح مناسبی از معنی داری پذیرفته می شود. به نظر محقق این معیار می تواند مدل مناسبتری برای سنجش محافظه کاری شرکتها در نظر گرفته شود. در نهایت باتوجه به آنچه بیان شد، نتیجه گیری در زمینه تایید یا رد وجود محافظه کاری در گزارشگری های مالی شرکتها و ارتباط آن با مولفه های حسابرس چندان ساده به نظر نمی آید و نتایج مربوط به آزمون فرض فوق به مدل بررسی و تکنیک آماری مورد استفاده بستگی دارد. به نظر میرسد دلیل اصلی تناقض در نتیجه گیری مدلهای مختلف، توجه هریک از مدلها به جنبه و اثرات گوناگون محافظه کاری بر محیط اقتصادی و بالعکس ، همچنین عوامل رفتاری حسابرس با موضوع محافظه- کاری در گزارشگری مالی باشد. به عنوان مثال در این تحقیق آثار بسیاری از عوامل خارجی مؤثر بر نحوه ی اندازه گیری محافظه کاری ثابت فرض شده است که از آن جمله می توان به نرخ تورم اشاره کرد. عکس مرتبط با اقتصاد در نهایت، به دلیل اینکه محافظه کاری از جمله موضوعات کیفی است، تحلیل و یافتن مدلهای همگرا و بهینه برای اندازه گیری و تحلیل آن کار نسبتا دشواری می نماید و اظهار نظر در این مورد مستلزم انجام تحقیقات بیشتر، ابداع معیارهای با ثبات تر و دقیق تر برای سنجش محافظه کاری و درصورت لزوم کنترل تمامی مولفه های حسابرسی است که هم زمان با اعمال آنها در شرکتها بر محافظه کاری تاثیر گذارند. پیشنهادات کاربردی پژوهش – برای دستیابی به کیفیت بالای حسابرسی در ایران، پیشنهاد میگردد به مؤسسات حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی بیشتر بها داده شود و زمینه برای رقابت این مؤسسات با سازمان حسابرسی فراهم شود. همچنین پیشنهاد میگردد زمینه ای فراهم شودکه مؤسسات حسابرسی و حسابرسان به صورت تخصصی فعالیت نمایند. – اگر چه در این تحقیق، تأثیر تداوم دوره تصدی حسابرس بر محافظه کاری تایید نشد، اما با توجه به مبانی نظری مطرح، سرمایه گذاران هنگام تصمیم گیری برای سرمایه گذاری، به اطلاعات مربوط به تغییر حسابرس توسط شرکت ها توجه کنند، زیرا تغییر حسابرس توسط شرکتها، ممکن است حاوی پیام هایی برای سرمایه گذاران، مبنی بر تمایل شرکتها برای تحریف گزارش های مالی خود، با بهره گرفتن از عدم آشنایی دقیق حسابرس تازه منصوب شده با شرکت صاحب کار باشد. – پیشنهاد میگردد جهت آگاهی استفاده کنندگان از صورت های مالی، مبلغ اهمیت استفاده شده، به عنوان مبنای قضاوت، در گزارش حسابرسی و یا در یادداشت های توضیحی همراه صورت های مالی افشا شود. همچنین آموزش مناسب و مستمر حسابرسان جهت به کارگیری صحیح استانداردهای تدوین شده و تقویت روحیه ی کشف کنندگی در آن ها، به منظور ارتقاء اثربخشی فرایندحسابرسی انجام گیرد. – به سازمان بورس اوراق بهادار پیشنهاد می گردد تا شرکتها را الزام نماید که سطح اعمال محافظه کاری را حفظ نمایند . زیرا حذف کامل اعمال محافظه کاری ممکن است زیانبار باشد. پیشنهاد تحقیقات آتی بر اساس یافته های تحقیق پیشنهادهای ذیل ارائه م یگردد: ۱– مدیریت سود ابعاد مختلفی دارد که در این تحقیق محافظه کاری سود مد نظر قرار گرفت.پیشنهاد می شود در تحقیقات آینده ابعاد دیگر آن، نظیر قابلیت پیش بینی کنندگی سود، بموقع بودن سود، محتوای اطلاعاتی سود و … بررسی گردد. ۲– پیشنهاد می شود در تحقیقات آینده رابطه بین محافظه کاری و سایر مولفه های حسابرس مانند تخصص، حسن شهرت و… بررسی گردد. ۳– با توجه به حذف شرکتهای سرمایه گذاری ،بانک ها و بیمه ها پیشنهاد میگردد تحقیقی در رابطه با مولفه های حسابرسی و محافظه کاری در آن شرکتها انجام پذیرد. منابع و مأخذ منابع فارسی: آذر، عادل و مومنی، منصور ( ۱۳۸۵ ) ، آمار و کاربرد آن در مدیریت، چاپ دهم، انتشارات سمت. ابراهیم کردلر،علی; سیدی ، سید عزیز(۱۳۷۸). “نقش حسابرسان مستقل در کاهش اقلام تعهدی اختیاری”. بررسیهای حسابداری و حسابرسی، دوره ۱۵،شماره ۵۴، صص۱۶-۳ . حسابداری بزرگ اصل، موسی و شایسته مند، حمیدرضا ( ۱۳۹۰ ) “رابطه بین مدت تصدی حسابرس و مدیریت سود.” فصلنامه بورس اوراق بهادار تهران.۲۳۳-۲۱۳ :(۱۳)۴ پورحیدری،امید و غفارلو،عباس(۱۳۹۰) “بررسی ارتباط بین ساختارهای رقابتی محصولات و محافظه کاری مشروط حسابداری”مجله پژوهش های حسابداری مالی سال چهارم، شماره ۲صص ۶۲-۴۱. حساس یگانه،یحیی و شهریاری، (۱۳۸۹) ” بررسی رابطه بین تمرکز مالکیت و محافظه کاری در بورس اوراق بهادار تهران”پژوهشهای حسابداری مالی ، سال دوم،ش ۴، ص . ۷۷-۹۴ . خالقی مقدم، حمید و احمدخان بیگی، مصطفی(۱۳۹۰) ” رابطه محافظه کاری و به هنگام بودن سود خالص با اندازه شرکت و اندازه مؤسسه حسابرسی ” ،بررسیهای حسابداری و حسابرسی، دوره ۱۸ ، شماره۶۴ ،صص ۱ – ۱۸. خلیل زاده، محمد و بادآور نهندی ، یونس ( ۱۳۹۱)”بررسی تاثیردوره تصدی حسابرس بر ویژگیهای کیفی سود در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران”، دانش حسابداری و حسابرسی مدیریت ، سال اول، شماره سوم. ستایش، محمدحسین و جمالیان پور، مظفر (۱۳۸۹) ” بررسی وجودمحافظه کاری در گزارش گری مالی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران” ،پیشرفتهای حسابداری، سال دوم شماره ۱ ، صص ۸۹- ۱۰۶. سدیدی،مهدی و ثقفی، علی و احمدی، شاهین (۱۳۹۰) ” محافظه کاری حسابداری و تاثیر کیفیت سود بر بازده داراییها و بازده سهام”دانش حسابداری ، سال دوم،ش ۶ ، ص۱۲۹. تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار) رجبی ،روح اله (۱۳۸۵) “چالشهای تعویض حسابرس” حسابدار رسمی، شماره ۸ و ۹ صص ۵۳- ۶۲ رحمانی،علی و اثنی عشری، حمیده و ولی زاده لاریجانی ، اعظم (۱۳۹۰) ” محافظه کاری و محتوای اطلاعاتی اقلام صورتهای مالی “بررسیهای حسابداری وحسابرسی، ش ۶۴، ص . ۷۲-۵۷ رضازاده، جواد و عبدالله آزاد، ( ۱۳۸۷ ) ” رابطه بین عدم تقارن اطلاعاتی و محافظه کاری در گزارشگری مالی”، بررسیهای حسابداری و حسابرسی، دوره ۱۵ ، شماره ۵۴ ، ص ۶۳ تا ۸۰ کردستانی،غلامرضا و امیر بیگی لنگرودی،حبیب ( ۱۳۸۷ ) “محافظه کاری در گزارشگری مالی: بررسی رابطه عدم تقارن زمانی سود MTB به عنوان دو معیار ارزیابی محافظه کاری ” فصلنامه بررسیهای حسابداری و حسابرسی،دوره ۱۵ شماره ۵۲ ، صص ۱۰۶-۸۹ کرمی، غلامرضا و بذرافشان ،آمنه (پاییز ۱۳۸۸) “بررسی رابطه دوره تصدی حسابرس و گزارشگری سودهای محافظه کارانه” فصلنامه بورس اوراق بهادار، سال دوم، شماره ۷ ، صص۵۵ – ۸۰ کرمی، غلامرضاو بذرافشان، آمنه و محمدی، امیر ( ۱۳۹۰ ) “بررسی رابطه بین دوره تصدی حسابرس و مدیریت سود” دانش حسابداری.۸۲-۶۵ :(۴) ۲ مجتهدزاده، ویدا و آقایی، پروین ( ۱۳۸۳)”عوامل مؤثر بر کیفیت حسابرسی مستقل ازدیدگاه حسابرسان مستقل و استفادهکنندگان”، بررسیهای حسابداری و حسابرسی،.۵۳- شماره ۷۶ ، مشایخی بیتا، محمد آبادی مهدی ،حصارزاد رضا (۱۳۸۸)” تأثیر محافظه کاری حسابداری بر پایداری و توزیع سود ، بررسیهای حسابداری و حسابرسی.۱۲۴-۱۰۷ :۵۶ نیکومرام،هاشم و بنی مهد بهمن(۱۳۸۸)؛ تئوری حسابداری، انتشارات دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات ،چاپ اول خدامی پور،احمد و ترک زاده ماهانی،علی(۱۳۹۰)” مالیات و محافظه کاری در گزارشگری مالی و مربوط بودن اطلاعات حسابداری ” پژوهش های حسابداری مالی،سال سوم، شماره سوم،۱۲۷ – صص ۱۴۵ منابع لاتین: ۱-Ahmed, A. S., & Duellman, S. Evidence on the role of accounting conservatism in corporate governance. Journal of Accounting and Economics 2007; 43:411–۴۳۷٫ ۲-Ahmed, A. S., Billings, B. K., Morton, R. M. and Stanford-Harris, M. (2002) The role of accounting conservatism in mitigating bondholdershareholder conflicts over dividend policy and in reducing debt costs, The Accounting Review, 77(4), pp. 867-890. ۳-Ahmed ,A , S , Scott Duellman (2010) “Evidence on the Role of Accounting conservatism in Monitoring Managers’ Investment” , Accounting and Finance ,No.3 , PP.23-38 ۴-Azibi, J., Tondeur, H. and Rajhi, M., (2010). “Auditor choice and institutional investor characteristics after the Enron scandal in the French context”, Crises et ouvelles problématiques de la Valeur, Nice: France. ۵-Balkrishna, Harishankar; Coulton, Jeffrey J.; Taylor, Stephen L.(2007) “Accounting losses and earnings conservatism: evidence from Australian Generally Accepted Accounting principles , Vol. 47 Issue 3, pp381-400. ۶-Ball, R., Shivakumar, L.,(2005) “Earnings quality in UK private firms: comparative loss recognition timeliness” Journal of Accounting and Economics 39 (1),83–۱۲۸٫ ۷-Bartov, E., Gul, F. A., and J .S.L. Tusi 2000. Discretionary-accruals models and audit qualifications. Journal of Accounting and Economics Volume 30, Number 3, December,pp. 421-452(32) ۸-Basu, S. (1997), The Conservatism Principle and The Asymmetric Timeliness Earnings, Journal of Accounting & Economics No24, PP.3-37 -Bradshaw, M.T, S,A. Richardson and R.G. Sloan (2001) “Do Analysts and Auditors Use Information in Accruals ” ,Journal of Accounting Research , Vol. 39,N 1,pp. 45-74. ۹-Chen, C. J. , Chen, S. & Su, X. (2001). ‘Profitability regulation, earnings management, and modified audit pinions: Evidence from China’. Auditing: A Journal of Practice and Theory, Vol. 20, pp. 9–۳۰٫ -۱۰Chen, C. Y., C. J. Lin., and Y. C. Lin. (2004). “Audit partner tenure, audit firm tenure and discretionary accruals; does long auditor tenure impair earning quality?” Working paper, Hong Kong University of Science and Technology. ۱۱-Citron, D. B. &Taffler, R. J. (1992) ‘The audit report under going concern uncertainties: An empirical analysis’. Accounting and Business Research, Vol. 22, pp. 337–۴۵٫ ۱۲- Craswell, A. , Stokes, D. J. & Laughton, J. (2002). ‘Auditor independence and fee dependence’. Journal of Accounting and Economics, Vol. 33, pp. 253–۷۵٫ -۱۳Davis, L.R., Soo, B., and Trompeter, G. (2000). “Auditor Tenure, Auditor Independence and Earnings Management,” Working Paper. Boston College. ۱۴- Davidson, R, A, and Neu, D. (1993). ‘A note on the association between audit firm size and audit quality’, Contemporary accounting research, vol. 9, pp 479-488. ۱۵- DeAngelo, L. E. (1981). ‘Auditor size and audit quality’. Journal of Accounting and Economics, Vol. 3, pp. 183–۹۹٫ ۱۶-Dichev, I.D., and V.W. Tang, (2008), “Matching and the changing properties of accounting earnings over the last 40 years”, The Accounting Review, Vol. 83(6), pp. 1425-1460. – Feltham, G. and Ohlson, J. A. (1995) Valuation and clean surplus accounting for operating and financial activities, ContemporaryAccounting Research, 11(2), pp. 689–۷۳۱٫ ۱۷- Frankel, R. M. , M. F. Johnson, and K. K. Nelson. (2002). ‘The relation between auditors fees fornonaudit services and earnings management’. The Accounting Review, 77: 71–۱۰۵٫ -۱۸ Francis J, Micheal S. A re-examination of the persistence of accruals and cash flows. Journal of Accounting and Economics 2005; 43: 413-451. ۱۹- Givoly, D., Hayn, C. The changing time-series properties of earnings, cash flows and accruals: has financial reporting become more conservative? Journal of Accounting and Economics 2000;29 (3): 87– ۳۲۰٫ ۲۰-Givoly, D., C. K. Hayn, and A. Natarajan(2007) Measuring reporting conservatism. The Accounting Review 82 (1): 65-106. ۲۱- Hamilton, J., C. Ruddock, D. Stokes, and S. Taylor. (2005). “Audit partner rotation, earnings quality and earnings conservatism”. Working paper, University of Technology, Sydney, and University of New South Wales. ۲۲-Heninger, bill. “The Effect of Earnings Management on Auditor Litigation. ” working paper, SUNY Buffalo (1997). ۲۳- Iatridis ,G.E.,(2011) , Accounting disclosures , accounting quality and conditional and unconditional conservatism, International review of financial Analysis , vol. 20,pp88 102. ۲۴-Johnson V.E., Khurana I.k.and Reynolds J.k. (2002),”Audit-firm tenure and the quality financial reports”. Contemporary Accounting research, Vol.19, Issu4pp.637-660. ۲۵-Jenkins, D. and U. Velury. (2006). “Does auditor tenure impact the reporting of conservative earnings”? Working paper, University of Delaware. ۲۶- Kam-Wah Lai a, Ferdinand A.Gul,(2008) “Was audit quality of Laventhol and Horwath poor ? “Journal of Accounting and Public Policy 27,217-237 ۲۷-khan,m.,Watts,R.L,(2009). “Estimation and Empirical Properties of a Firm-Year Measure of Accounting Conservatism”. Journal Of Accounting and Economics48 ۲۸- Kim, J.B., and C.H. Yi. (2006). “Does auditor rotation improve audit quality in emerging markets? Korean evidence”. Working paper, Concordia University and Hong Kong Polytechnic University. ۲۹- Klein April & Marquardt Carol (2006) , Fundamentals of Accounting Losses, The Accounting Review, Vol. 81, No. 1, pp. 179–۲۰۶ ۳۰-Knoops. C.D. (2010). Accounting conservatism. ERASMUS UNIVERSITY ROTTERDAM. Erasmus School of Economics marketto- book and conservatism in financial reporting. Journal of Accounting and Economics 44: 2-31. ۳۱- Krishnan, G.V., (2003). “Does Big-6 auditor industry experience constrain earnings management?”, Accounting Horizons 17 (Supplement), 1–۱۶٫ ۳۲-Lara, J.M.G. , Osma ,B.G. and Penalva,F.,(2011) , conditional conservatism and cost of capital , review Accounting studies , Vol. 16,pp.247-271 -۳۳ Li, D. (2007). “Auditor tenure and accounting conservatism”. PhD Thesis, Georgia Institute of Technology. ۳۴-McConnell, J. and Servaes, H. (1995), “Equity Ownership and the Faces of Debt”, Journal of Financial Economics, vol. 27, pp. 595-613. ۳۵- Palmrose, Z. V. (1988). ‘An analysis of auditor litigation and audit service quality’. Accounting Review, Vol. 63, pp. 55–۷۳٫ ۳۶- Peecha, Mark E, et al. (2005). ‘It is all about audit quality: perspectives on strategic – system auditing’. Accounting organization and society, vol. 12, pp. 129-145. ۳۷-Piot , Charles and Janin, Rémi. (2005). ‘Audit Quality and Earnings Management in France’ , CERAG & Pierre Mendès France University (Grenoble 2) and Universite Pierre Mendes, Working Paper. ۳۸-Qiang, X. (2007) The effects of contracting, litigation, regulation, and tax costs on conditional and unconditional conservatism: cross-sectional evidence at the firm level. Accounting Review 82, 759-796 ۳۹- Reynolds, J.K., and J.R. Francis. (2000). “Does size matter? The influence of large clients on officelevel auditor reporting decisions”. Journal of Accounting and Economics 30 (December) 375-400. ۴۰- Ryan, S. (2006) Identifying conditional conservatism. European Accounting Review 15 (4): pp. 511-525. ۴۱- Skinner,D.J. (1994)” Why Firms Voluntarily Disclose Bad-News” Journal of Accounting Research No.32 (1):38-60. ۴۲- Watts. Ross L ,2003 , Conservatism in Accounting ,Part II : Evidence and Research Opportunities , Working Paper, SSRN ۴۳-Wolk, H.I., Francis, J.R., Tearny, M.G. Accounting Theory: A Conceptual and Institutional Approach. PWS-KENT Publishing Company 1989. ۴۴-Zeitun, R. and Tian, G.G. (2007), “Does Ownership Affect a Firm’s Performance and Default Risk in Jordan?”, Corporate Governance, vol. 7, no. 1, pp. 66-82. -۴۵Zimmerman, J.L, 1983. Taxes and firm size. Journal of Accounting and Economics 5, 119-149 ضمائم و پیوست ها جدول حجم نمونه آماری تعداد شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های ۸۵ تا ۹۰ در بورس حضور دارند ۵۱۰ حجم شرکت های واسطه گری وسرمایه گذاری وبانک ها (۴۹) تعداد شرکت هایی که سال مالی آنها منتهی به اسفند نیست (۵۶) تعداد شرکتهای بورسی که تغییر سال مالی داده اند (۳۱) حذف از بورس در بازه مورد نظر (۱۱۳) شرکت هایی که اطلاعات مورد نیاز پژوهش را ندارند (۱۶۰) تعداد شرکت های نمونه آماری ۱۰۱ لیست صنایع مورد استفاده در پژوهش نام صنعت تعداد شرکتهای استفاده شده در نمونه اماری نام صنعت تعداد شرکتهای استفاده شده در نمونه اماری استخراج کانه های فلزی ۱ لاستیک و پلاستیک ۴ پیمانکاری صنعتی ۱ ماشین آلات و تجهیزات ۵ خودرو و ساخت قطعات ۱۲ ماشین آلات و دستگاه های برقی ۳ ساخت دستگاه ها و وسایل ارتباطی ۱ محصولات شیمیایی ۹ ساخت محصولات فلزی ۱ محصولات غذایی و آشامیدنی به جز قند و شکر ۹ سایر محصولات کانی غیرفلزی ۴ محصولات کاغذی ۲ سیمان، آهک و گچ ۱۱ منسوجات ۱ فلزات اساسی ۹ مواد و محصولات دارویی ۱۶ قند و شکر ۲ لوازم پزشکی ۱ کاشی و سرامیک ۹ شرکتهای مورد استفاده در نمونه آماری به تفکیک صنعت ونام حسابرس ردیف نماد نام شرکت نوع صنعت سال ۱۳۸۶ سال ۱۳۸۷ سال ۱۳۸۸ سال ۱۳۸۹ سال۱۳۹۰ ۱ کگل سنگ آهن گل گهر استخراج کانه های فلزی آزموده کاران آزموده کاران آزموده کاران آزموده کاران هشیار بهمند ۲ خصدرا صنعتی دریایی پیمانکاری صنعتی بیات رایان هشیار بهمند هشیار بهمند هشیار بهمند هشیار بهمند ۳ خاهن آهنگری تراکتورسازی ایران خودرو و ساخت قطعات سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی ۴ خاور ایران خودرو دیزل خودرو و ساخت قطعات سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی ۵ خپارس پارس خودرو خودرو و ساخت قطعات سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی ۶ خچرخش چرخشگر خودرو و ساخت قطعات سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی ۷ ختور رادیاتور ایران خودرو و ساخت قطعات آگاه نگر آگاه نگر رهیافت و همکاران رهیافت و همکاران کاربرد ارقام ۸ ختراک ریخته گری تراکتورسازی ایران خودرو و ساخت قطعات سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی ارقام نگر اریا ارقام نگر اریا ارقام نگر اریا ۹ خزامیا زامیاد خودرو و ساخت قطعات سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی ۱۰ خاذین سایپا آذین خودرو و ساخت قطعات فاطر فاطر هوشیار ممیز هوشیار ممیز هوشیار ممیز ۱۱ خفنر فنرسازی خاور خودرو و ساخت قطعات سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی آریان فراز آریان فراز آریان فراز ۱۲ ختوقا قطعات اتومبیل ایران خودرو و ساخت قطعات سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی ۱۳ خبهمن گروه بهمن خودرو و ساخت قطعات فاطر فاطر فاطر فاطر فاطر ۱۴ خلنت لنت ترمز ایران خودرو و ساخت قطعات فریوان هدف فریوان هدف فریوان هدف فریوان هدف فریوان هدف ۱۵ لپارس پارس الکتریک ساخت دستگاه ها و وسایل ارتباطی رایمند و همکاران رایمند و همکاران رایمند و همکاران سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی ۱۶ فاما صنایع آما ساخت محصولات فلزی فریوان هدف فریوان هدف فریوان هدف فریوان هدف فریوان هدف ۱۷ کپشیر پشم شیشه ایران سایر محصولات کانی غیرفلزی دش و همکاران دش و همکاران هدف فریوان هدف فریوان هدف ۱۸ کگاز شیشه وگاز سایر محصولات کانی غیرفلزی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی ۱۹ سفاسیت فارسیت اهواز سایر محصولات کانی غیرفلزی دایا رایان دایا رایان اصول پایه فراگیر اصول پایه فراگیر اصول پایه فراگیر ۲۰ کاذر فرآورده های نسوز آذر سایر محصولات کانی غیرفلزی امجد تراز امجد تراز متین خردمند متین خردمند متین خردمند ۲۱ ساروم سیمان ارومیه سیمان، آهک و گچ دش و همکاران دش و همکاران دش و همکاران دیلمی پور وهمکاران دیلمی پور وهمکاران ۲۲ سبهان سیمان بهبهان سیمان، آهک و گچ مدیریت ممیز سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی ۲۳ ستران سیمان تهران سیمان، آهک و گچ سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی ۲۴ سخزر سیمان خزر سیمان، آهک و گچ آزمون پرداز آزمون پرداز مدیریت ممیز مدیریت ممیز مدیریت ممیز ردیف نماد نام شرکت نوع صنعت سال ۱۳۸۶ سال ۱۳۸۷ سال ۱۳۸۸ سال ۱۳۸۹ سال۱۳۹۰ ۲۵ سرود سیمان شاهرود سیمان، آهک و گچ رایمند و همکاران رایمند و همکاران دیلمی پور وهمکاران دیلمی پور وهمکاران دیلمی پور وهمکاران ۲۶ سصوفی سیمان صوفیان سیمان، آهک و گچ سخن حق سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی دیلمی پور وهمکاران ۲۷ سغرب سیمان غرب سیمان، آهک و گچ رایمند و همکاران آریان فراز آریان فراز آریان فراز فراز مشاور ۲۸ سقاین سیمان قائن سیمان، آهک و گچ آریا بهروش آریا بهروش سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی ۲۹ سکرما سیمان کرمان سیمان، آهک و گچ سخن حق سخن حق سخن حق سخن حق سخن حق ۳۰ سمازن سیمان مازندران سیمان، آهک و گچ سخن حق سخن حق سخن حق سخن حق سخن حق ۳۱ سفارود فارسیت درود سیمان، آهک و گچ آریا بهروش آریا بهروش آریا بهروش فاطر فاطر ۳۲ فالوم آلومتک فلزات اساسی ایران مشهود موسسه مالی فاطر موسسه مالی فاطر موسسه مالی فاطر موسسه مالی فاطر ۳۳ فایرا آلومینیوم ایران_ایرالکو) فلزات اساسی سازمان حسابرسی کاشفان اطهر اطهر اطهر ۳۴ فبیرا صنایع بسته بندی ایران فلزات اساسی رهبین رهبین رهبین آزمون پرداز آزمون پرداز ۳۵ فباهنر صنایع مس شهید باهنر فلزات اساسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی ۳۶ فسپا صنعتی سپاهان فلزات اساسی شراکت شراکت شراکت شراکت شراکت ۳۷ فراور فرآوری مواد معدنی فلزات اساسی بهمند بهمند بهمند بهمند بهراد مشار ۳۸ فوکا فولاد کاویان فلزات اساسی بهرنگ روش بهرنگ روش بهرنگ روش بهرنگ روش دش و همکاران ۳۹ فاسمین کالسیمین فلزات اساسی بهراد مشار بهراد مشار بهراد مشار بهراد مشار بهمند ۴۰ فسپا گروه صنعتی سپاهان فلزات اساسی شراکت شراکت شراکت شراکت شراکت ۴۱ قصفها قند اصفهان قند و شکر سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی ۴۲ قزوین قند قزوین قند و شکر سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی ۴۳ کچینی کارخانه چینی ایران کاشی و سرامیک سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی ۴۴ کاصفا کاشی اصفهان کاشی و سرامیک سازمان حسابرسی اندیشگران پویا دقیق تراز سپاهان دقیق تراز سپاهان دقیق تراز سپاهان ۴۵ کپارس کاشی پارس کاشی و سرامیک آوند ایران مشهود ایران مشهود اصلاح گر رایانه اصلاح گر رایانه ۴۶ کترام کاشی تکسرام کاشی و سرامیک بهمند بهمند بهمند بهمند بهبود ارقام ۴۷ کحافظ کاشی سرامیک حافظ کاشی و سرامیک ایران مشهود ایران مشهود ایران مشهود ایران مشهود ایران مشهود ۴۸ کنیلو کاشی نیلو کاشی و سرامیک سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی آیین محاسبان امین آیین محاسبان امین ۴۹ کلوند کاشی و سرامیک الوند کاشی و سرامیک سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی ۵۰ کسعدی کاشی وسرامیک سعدی کاشی و سرامیک هدف هدف دش و همکاران دش و همکاران دش و همکاران ۵۱ کساوه کاشی وسرامیک سینا کاشی و سرامیک سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی ۵۲ پلاست پلاستیران لاستیک و پلاستیک فاطر فاطر فاطر فاطر فاطر ردیف نماد نام شرکت نوع صنعت سال ۱۳۸۶ سال ۱۳۸۷ سال ۱۳۸۸ سال ۱۳۸۹ سال۱۳۹۰ ۵۳ شپاهن پلاستیک شاهین لاستیک و پلاستیک بیات رایان بیات رایان بیات رایان بیات رایان بیات رایان ۵۴ پلاسک پلاسکو کار لاستیک و پلاستیک آزموده کاران آزموده کاران فاطر فاطر فاطر ۵۵ پکرمان گروه صنعتی بارز لاستیک و پلاستیک سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی بهمند بهمند بهمند ۵۶ لابسا آبسال ماشین آلات و تجهیزات بیات رایان بیات رایان بیات رایان بیات رایان بیات رایان ۵۷ لخزر پارس خزر ماشین آلات و تجهیزات فراز مشاور فراز مشاور آزموده کاران آزموده کاران آزموده کاران ۵۸ لسرما سرما آفرین ماشین آلات و تجهیزات ایران مشهود ایران مشهود ایران مشهود ایران مشهود ایران مشهود ۵۹ تکمبا کمباین سازی ماشین آلات و تجهیزات آگاهان تراز توس رهیافت و همکاران رهیافت و همکاران رهیافت و همکاران رهیافت و همکاران ۶۰ لبوتان گروه صنعتی بوتان ماشین آلات و تجهیزات هژیران هژیران هژیران هژیران هژیران ۶۱ بترانس ایران ترانسفو ماشین آلات و دستگاه های برقی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی ۶۲ بتک کابلسازی تک ماشین آلات و دستگاه های برقی آزمون پرداز آزمون پرداز آزمون پرداز آزمون پرداز آزمون پرداز ۶۳ بشهاب لامپ پارس شهاب ماشین آلات و دستگاه های برقی فراز مشاور فراز مشاور آزموده کاران آزموده کاران آزموده کاران ۶۴ شپمچا پارس پامچال محصولات شیمیایی آروین پیام آریا روش مدیریت دل آرام آریان فراز آریان فراز ۶۵ شصفها پتروشیمی اصفهان محصولات شیمیایی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی کاربرد تحقیق ۶۶ شخارک پتروشیمی خارک محصولات شیمیایی هشیار بهمند هشیار بهمند هشیار بهمند هشیار بهمند هشیار بهمند ۶۷ شتولی تولی پرس محصولات شیمیایی اصول پایه فراگیر اصول پایه فراگیر اصول پایه فراگیر اصول پایه فراگیر آریان فراز ۶۸ شسینا صنایع شیمیایی سینا محصولات شیمیایی فراز مشاور فراز مشاور آزموده کاران آزموده کاران آزموده کاران ۶۹ شرنگی صنعتی و شیمیایی رنگین محصولات شیمیایی فاطر فاطر فاطر فاطر فاطر ۷۰ شکف کف محصولات شیمیایی مفید راهبر مفید راهبر مفید راهبر آریان فراز آریان فراز ۷۱ شلعاب لعابیران محصولات شیمیایی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی ۷۲ شاملا معدنی املاح ایران محصولات شیمیایی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی اصول پایه فراگیر اصول پایه فراگیر ۷۳ غبهپاک بهپاک محصولات غذایی و آشامیدنی به جز قند و شکر آگاهان و همکاران آگاهان و همکاران آگاهان و همکاران آگاهان و همکاران آگاهان و همکاران ۷۴ غبهنوش بهنوش ایران محصولات غذایی و آشامیدنی به جز قند و شکر سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی ۷۵ غگرجی بیسکوئیت گرجی محصولات غذایی و آشامیدنی به جز قند و شکر رهیافت و همکاران رهیافت و همکاران رهیافت و همکاران رهیافت و همکاران رهیافت و همکاران ۷۶ غدشت دشت مرغاب محصولات غذایی و آشامیدنی به جز قند و شکر متین خردمند متین خردمند متین خردمند متین خردمند متین خردمند ۷۷ غسالم سالمین محصولات غذایی و آشامیدنی به جز قند و شکر مدیریت راده مدیریت راده مدیریت راده سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی ۷۸ غپنو صنعتی پارس مینو محصولات غذایی و آشامیدنی به جز قند و شکر ایران مشهود ایران مشهود آزموده کاران آزموده کاران آزموده کاران ردیف نماد نام شرکت نوع صنعت سال ۱۳۸۶ سال ۱۳۸۷ سال ۱۳۸۸ سال ۱۳۸۹ سال۱۳۹۰ ۷۹ غیوان کیوان محصولات غذایی و آشامیدنی به جز قند و شکر فریوان هدف فریوان هدف فریوان هدف فریوان هدف احراز ارقام ۸۰ غالبر لبنیات کالبر محصولات غذایی و آشامیدنی به جز قند و شکر به روز آوران به روز آوران به روز آوران آریا حساب خبره داوران حساب ۸۱ غنوش نوش مازندران محصولات غذایی و آشامیدنی به جز قند و شکر فراز مشاور فراز مشاور رهیافت و همکاران رهیافت و همکاران رهیافت و همکاران ۸۲ چکارن کارتن ایران محصولات کاغذی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی ۸۳ چکارم کارتن مشهد محصولات کاغذی آگاهان تراز توس آگاهان تراز توس آگاهان تراز توس آگاهان تراز توس آگاهان تراز توس ۸۴ نبروج نساجی بروجرد منسوجات کوشا منش هشیار بهمند نوین نگر مانا نوین نگر مانا نوین نگر مانا ۸۵ دالبر البرز دارو مواد و محصولات دارویی اصول پایه فراگیر اصول پایه فراگیر اصول پایه فراگیر اصول پایه فراگیر اصول پایه فراگیر ۸۶ دپارس پارس دارو مواد و محصولات دارویی اصلاح گر رایانه ایران مشهود اصلاح گر رایانه مدبران مستقل مدبران مستقل ۸۷ دهتران تهران دارو مواد و محصولات دارویی فراز مشاور فراز مشاور اطهر اطهر اطهر ۸۸ دارو دارو پخش مواد و محصولات دارویی سپاهان تراز سپاهان تراز سپاهان تراز شراکت شراکت ۸۹ دابور داروسازی ابوریحان مواد و محصولات دارویی دایا رایان کوشا منش کوشا منش کوشا منش رهیافت و همکاران ۹۰ داسوه داروسازی اسوه مواد و محصولات دارویی بهمند بهمند بهمند بهمند بهمند ۹۱ دلر داروسازی اکسیر مواد و محصولات دارویی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی ۹۲ دامین داروسازی امین مواد و محصولات دارویی فراز مشاور فراز مشاور بهمند اصول پایه فراگیر اصول پایه فراگیر ۹۳ ددام داروسازی داملران رازک مواد و محصولات دارویی شهود امین شهود امین شهود امین دش و همکاران دش و همکاران ۹۴ دزهراوی داروسازی زهراوی مواد و محصولات دارویی شراکت شراکت کوشا منش کوشا منش سپاهان تراز ۹۵ دفارا داروسازی فارابی مواد و محصولات دارویی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی سازمان حسابرسی ۹۶ دکوثر داروسازی کوثر مواد و محصولات دارویی فراز مشاور فراز مشاور بهمند اصول پایه فراگیر اصول پایه فراگیر ۹۷ دلقما دارویی لقمان مواد و محصولات دارویی فاطر فاطر فاطر فاطر فاطر ۹۸ دفرا فرآورده های تزریقی مواد و محصولات دارویی ایران مشهود ایران مشهود ایران مشهود ایران مشهود ایران مشهود ۹۹ دکیمی کیمیدارو مواد و محصولات دارویی بهمند بهمند بهمند بهمند بهمند ۱۰۰ دسبحا گروه دارویی سبحان مواد و محصولات دارویی اصول پایه فراگیر اصول پایه فراگیر اصول پایه فراگیر اصول پایه فراگیر اصول پایه فراگیر ۱۰۱ آکنتور کنتورسازی ایران ساخت لوازم پزشکی ترازنما همکاران کاربرد ارقام کاربرد ارقام کاربرد ارقام کاربرد ارقام میانگین اعداد استخراج شده از صورتهای مالی ۵ساله شرکتها ارقام به: میلیون ریال میلیون ریال میلیون ریال میلیون ریال میلیون ریال ریال ردیف نام شرکت سود عملیاتی هزینه استهلاک جریان نقدی حاصل از عملیات جمع داراییها در اول دوره تعداد سهام جمع حقوق صاحبان سهام قیمت بازارسهام کیفیت حسابرس اندازه حسابرس دوره تصدی حسابرس گزارش حسابرس اندازه شرکت اهرم مالی نرخ بازده دارایی ۱ سنگ آهن گل گهر ۳,۴۰۸,۳۱۸ ۱۲۸,۱۵۸ ۲,۷۷۲,۵۸۵ ۷,۱۴۴,۴۵۹ ۲,۳۲۸,۰۰۰,۰۰۰ ۶,۰۹۱,۵۶۹ ۱۲,۹۹۸ ۱ ۰ ۱ ۰ ۶٫۹۹ ۰٫۳۷ ۰٫۳۳ ۲ صنعتی دریایی ۳۶۶,۷۰۹- ۱۹۵,۳۰۶ ۲۲۸,۳۹۲ ۸,۳۹۷,۲۲۲ ۱,۵۰۰,۰۰۰,۰۰۰ ۶۴۷,۱۵۳- ۱,۴۲۱ ۱ ۰ ۱ ۰ ۶٫۹۹ ۱٫۰۷ ۰٫۰۷- ۳ آهنگری تراکتورسازی ایران ۷,۹۰۱- ۱۶,۷۰۵ ۲۷,۱۲۳ ۳۶۳,۲۷۰ ۶۴,۰۰۰,۰۰۰ ۷۱,۶۴۸ ۲,۱۹۳ ۱ ۱ ۱ ۰ ۵٫۶۱ ۰٫۸۳ ۰٫۰۵- ۴ ایران خودرو دیزل ۱,۳۸۷,۰۱۵ ۱۲۷,۹۱۱ ۱,۰۰۹,۰۲۰ ۱۴,۴۱۰,۷۵۰ ۱,۴۷۴,۴۰۰,۰۰۰ ۲,۰۱۵,۵۲۶ ۱,۰۱۸ ۱ ۱ ۱ ۰ ۷٫۱۸ ۰٫۸۲ ۰٫۰۲ ۵ پارس خودرو ۹۶۱,۲۴۸ ۲۹۵,۶۹۹ ۱,۰۶۱,۴۵۱ ۷,۳۳۷,۰۱۴ ۲,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ ۲,۷۰۱,۳۴۱ ۱,۲۳۱ ۱ ۱ ۱ ۰ ۶٫۹۲ ۰٫۶۸ ۰٫۰۷ ۶ چرخشگر ۴۷,۳۵۴ ۱۳,۱۲۵ ۷,۶۵۱ ۸۲۵,۹۸۲ ۱۳۴,۴۰۰,۰۰۰ ۲۴۸,۳۴۵ ۲,۱۹۹ ۰ ۱ ۱ ۰ ۵٫۹۵ ۰٫۷۳ ۰٫۰۹ ۷ رادیاتور ایران ۴۰,۵۶۷ ۸,۶۵۷ ۲۵,۷۳۱ ۴۲۸,۷۹۶ ۱۲۶,۰۰۰,۰۰۰ ۱۹۴,۱۲۴ ۱,۱۶۴ ۰ ۰ ۰ ۱ ۵٫۷۲ ۰٫۶۳ ۰٫۰۴ ۸ ریخته گری تراکتورسازی ایران ۳۵,۵۲۰ ۳۰,۹۳۱ ۵۰,۲۰۹ ۷۲۳,۷۳۳ ۲۱۳,۰۰۰,۰۰۰ ۲۷۶,۵۸۸ ۹۵۲ ۱ ۰ ۱ ۱ ۵٫۸۸ ۰٫۶۴ ۰٫۰۲ ۹ زامیاد ۷۰۹,۷۸۵ ۴۳,۸۶۴ ۵۹,۳۳۰ ۶,۵۱۲,۲۵۱ ۱,۲۰۰,۰۰۰,۰۰۰ ۲,۵۳۸,۹۵۴ ۱,۷۰۸ ۱ ۱ ۱ ۰ ۶٫۸۹ ۰٫۶۷ ۰٫۱۰ ۱۰ سایپا آذین ۴۵,۱۰۱ ۱۰,۵۱۸ ۱۳,۵۵۶- ۶۴۳,۶۴۶ ۱۰۰,۰۰۰,۰۰۰ ۱۷۶,۰۱۴ ۱,۱۵۹ ۱ ۰ ۱ ۰ ۵٫۸۹ ۰٫۸۵ ۰٫۰۲ ۱۱ فنرسازی خاور ۲۹,۹۹۱ ۶,۷۸۱ ۱۵,۴۱۹ ۲۴۶,۷۵۳ ۶۸,۰۰۰,۰۰۰ ۱۰۱,۹۰۲ ۹۷۸ ۰ ۰ ۱ ۱ ۵٫۴۳ ۰٫۶۲ ۰٫۰۶ ۱۲ قطعات اتومبیل ایران ۱۴۲,۱۰۴ ۷۰۵ ۲۶,۳۶۱ ۴۹۹,۹۱۸ ۱۷۸,۶۵۲,۰۰۰ ۴۲۶,۷۵۹ ۲,۲۴۷ ۱ ۱ ۱ ۰ ۵٫۷۷ ۰٫۲۸ ۰٫۲۴ ۱۳ گروه بهمن ۹۹۰,۱۴۲ ۵۷,۲۴۲ ۲۵۳,۴۳۶- ۱۳,۱۹۷,۲۶۱ ۳,۴۵۶,۰۰۰,۰۰۰ ۷,۴۷۵,۴۱۳ ۱,۵۵۶ ۱ ۰ ۱ ۰ ۷٫۱۷ ۰٫۵۰ ۰٫۱۲ ردیف نام شرکت سود عملیاتی هزینه استهلاک جریان نقدی حاصل از عملیات جمع داراییها در اول دوره تعداد سهام جمع حقوق صاحبان سهام قیمت بازارسهام کیفیت حسابرس اندازه حسابرس دوره تصدی حسابرس گزارش حسابرس اندازه شرکت اهرم مالی نرخ بازده دارایی ۱۴ لنت ترمز ایران ۱۹,۵۶۳ ۲,۷۷۱ ۱۶,۴۰۳ ۹۲,۳۱۷ ۲۲,۰۰۰,۰۰۰ ۵۶,۵۲۹ ۲,۲۴۷ ۰ ۰ ۱ ۱ ۵٫۰۱ ۰٫۴۴ ۰٫۱۴ ۱۵ پارس الکتریک ۶۴,۱۹۳- ۵,۱۲۲ ۴۳,۲۲۹- ۷۴۵,۷۸۵ ۳۰۰,۰۰۰,۰۰۰ ۳۹۷,۹۵۵ ۶۷۲ ۱ ۰ ۱ ۰ ۵٫۸۵ ۰٫۴۳ ۰٫۰۳ ۱۶ صنایع آما ۱۲۷,۵۷۴ ۱۴,۵۸۸ ۹۵,۰۰۸ ۵۰۴,۷۱۷ ۱۶۸,۰۰۰,۰۰۰ ۳۵۰,۸۹۷ ۲,۹۲۳ ۱ ۰ ۱ ۱ ۵٫۷۶ ۰٫۳۸ ۰٫۱۸ ۱۷ پشم شیشه ایران ۲۴,۵۹۲ ۱۵,۴۰۹ ۳۵,۷۷۸ ۲۴۳,۳۹۲ ۶۷,۱۴۰,۰۰۰ ۱۱۶,۳۷۶ ۱,۳۱۷ ۰ ۰ ۰ ۱ ۵٫۴۳ ۰٫۵۷ ۰٫۰۶ ۱۸ شیشه وگاز ۲۴,۸۱۸ ۸,۴۴۴ ۲۲,۸۸۰ ۲۵۶,۹۹۳ ۷۴,۸۴۴,۰۰۰ ۱۵۱,۹۹۱ ۱,۵۰۷ ۰ ۱ ۱ ۱ ۵٫۵۸ ۰٫۶۰ ۰٫۰۳ ۱۹ فارسیت اهواز ۶,۷۱۰ ۲,۰۱۳ ۱۱,۸۹۷ ۱۱۰,۷۶۲ ۳۰,۰۰۰,۰۰۰ ۴۸,۴۸۶ ۱,۲۱۵ ۱ ۰ ۱ ۰ ۵٫۰۷ ۰٫۶۶ ۰٫۰۴ ۲۰ فرآورده های نسوز آذر ۱۳,۰۸۸ ۱۳,۹۴۷ ۲۳,۰۹۴ ۴۹۲,۶۵۷ ۱۰۰,۰۰۰,۰۰۰ ۲۶۴,۹۸۷ ۹۳۷ ۱ ۰ ۱ ۰ ۵٫۷۱ ۰٫۴۸ ۰٫۰۱ ۲۱ سیمان ارومیه ۲۶۶,۸۱۶ ۴۴,۶۷۲ ۲۸۶,۲۸۵ ۱,۲۸۱,۹۲۸ ۲۹۷,۴۲۹,۶۰۰ ۶۷۹,۸۷۱ ۴,۰۳۶ ۰ ۰ ۱ ۱ ۶٫۱۹ ۰٫۶۰ ۰٫۱۵ ۲۲ سیمان بهبهان ۱۷۲,۱۲۷ ۱۶,۵۴۱ ۱۷۴,۶۲۵ ۳۹۶,۴۷۳ ۵۵,۰۰۰,۰۰۰ ۲۲۴,۶۰۵ ۱۰,۷۴۶ ۰ ۱ ۱ ۱ ۵٫۶۴ ۰٫۴۸ ۰٫۳۶ ۲۳ سیمان تهران ۹۴۲,۴۶۷ ۱۲۷,۹۶۴ ۸۳۴,۸۳۵ ۳,۷۶۸,۱۳۷ ۱,۲۶۲,۴۹۴,۰۰۰ ۲,۳۲۳,۲۱۱ ۲,۷۳۳ ۰ ۱ ۱ ۰ ۶٫۶۱ ۰٫۴۳ ۰٫۱۸ ۲۴ سیمان خزر ۱۳۴,۹۰۵ ۹۹,۵۵۰ ۲۵۰,۲۲۲ ۱,۲۲۴,۹۸۶ ۲۰۲,۰۰۰,۰۰۰ ۳۳۱,۸۸۵ ۲,۴۷۹ ۰ ۰ ۱ ۱ ۶٫۰۹ ۰٫۷۳ ۰٫۰۶ ۲۵ سیمان شاهرود ۲۵۹,۷۱۳ ۹۴,۳۱۷ ۲۵۷,۱۰۴ ۱,۶۶۵,۹۳۷ ۳۰۰,۰۰۰,۰۰۰ ۵۷۱,۹۲۸ ۲,۹۷۰ ۰ ۰ ۱ ۰ ۶٫۲۴ ۰٫۶۷ ۰٫۱۱ ۲۶ سیمان صوفیان ۲۴۷,۶۲۰ ۷۱,۱۲۱ ۳۳۳,۳۶۳ ۱,۹۲۰,۶۱۷ ۴۳۰,۰۰۰,۰۰۰ ۶۶۶,۵۵۱ ۲,۹۸۰ ۰ ۱ ۱ ۱ ۶٫۳۴ ۰٫۷۰ ۰٫۰۸ ۲۷ سیمان غرب ۱۷۲,۸۸۴ ۷۹,۲۸۹ ۲۳۵,۹۲۰ ۱,۲۷۰,۳۱۰ ۲۳۲,۲۰۰,۰۰۰ ۴۲۱,۴۷۶ ۲,۶۶۰ ۰ ۰ ۱ ۱ ۶٫۱۲ ۰٫۶۸ ۰٫۰۹ ۲۸ سیمان قائن ۱۸۷,۹۵۲ ۴,۰۰۳ ۱۸۱,۴۸۳ ۳۳۲,۱۸۳ ۲۶,۶۱۱,۰۰۰ ۲۲۱,۶۴۰ ۳۷,۷۵۶ ۰ ۱ ۱ ۱ ۵٫۵۸ ۰٫۴۲ ۰٫۴۶ ۲۹ سیمان کرمان ۲۲۰,۶۹۸ ۱۶,۸۸۴ ۲۴۴,۴۴۳ ۹۰۵,۴۵۶ ۲۲۰,۳۲۰,۰۰۰ ۵۹۱,۳۴۷ ۴,۴۹۴ ۰ ۰ ۱ ۱ ۵٫۹۷ ۰٫۳۷ ۰٫۲۵ ردیف نام شرکت سود عملیاتی هزینه استهلاک جریان نقدی حاصل از عملیات جمع داراییها در اول دوره تعداد سهام جمع حقوق صاحبان سهام قیمت بازارسهام کیفیت حسابرس اندازه حسابرس دوره تصدی حسابرس گزارش حسابرس اندازه شرکت اهرم مالی نرخ بازده دارایی ۳۰ سیمان مازندران ۳۸۳,۶۳۶ ۱۸۴,۸۰۶ ۵۵۶,۰۲۱ ۲,۳۷۶,۱۹۷ ۲۷۳,۹۹۶,۰۰۰ ۷۹۶,۲۶۹ ۶,۹۳۶ ۱ ۰ ۱ ۱ ۶٫۴۰ ۰٫۶۸ ۰٫۱۱ ۳۱ فارسیت درود ۶,۳۶۵ ۱,۹۰۳ ۹۳۶- ۲۴۰,۴۲۵ ۹۶,۷۶۸,۰۰۰ ۱۱۰,۳۰۸ ۹۶۱ ۱ ۰ ۱ ۰ ۵٫۴۱ ۰٫۵۷ ۰٫۰۱ ۳۲ آلومتک ۱۴,۷۳۹- ۶,۶۳۳ ۲۴,۴۴۳ ۵۵۰,۲۰۳ ۵۰,۰۰۰,۰۰۰ ۸۵,۸۲۶ ۵,۰۸۳ ۱ ۰ ۱ ۰ ۵٫۶۹ ۰٫۷۷ ۰٫۰۲- ۳۳ آلومینیوم ایران_ایرالکو) ۲۲۰,۵۹۰ ۲۰۵,۲۳۷ ۲۲,۴۵۸ ۴,۴۴۰,۶۹۵ ۱۶۵,۰۰۰,۰۰۰ ۲۲۹,۸۸۳ ۱۰,۹۶۳ ۱ ۰ ۱ ۱ ۶٫۶۹ ۰٫۹۵ ۰٫۰۱- ۳۴ صنایع بسته بندی ایران ۳,۴۶۵ ۱۰,۰۹۰ ۸,۵۴۰ ۳۹۶,۶۴۶ ۵۸,۷۹۲,۲۰۰ ۴۹,۹۸۱ ۱,۱۸۱ ۱ ۰ ۱ ۰ ۵٫۶۱ ۱٫۰۳ ۰٫۰۵- ۳۵ صنایع مس شهید باهنر ۲۰۷,۲۷۷ ۲۷,۳۱۰ ۱۴۸,۹۸۴ ۲,۱۹۶,۱۰۴ ۴۵۰,۰۰۰,۰۰۰ ۵۷۴,۱۴۵ ۱,۱۱۹ ۱ ۰ ۱ ۰ ۶٫۴۰ ۰٫۷۷ ۰٫۰۳ ۳۶ صنعتی سپاهان ۱۹۳,۴۵۴ ۱۸,۶۰۹ ۲۰۷,۰۸۴ ۹۰۸,۱۹۲ ۲۰۰,۰۰۰,۰۰۰ ۴۱۵,۵۸۰ ۳,۸۹۲ ۰ ۰ ۱ ۰ ۶٫۰۲ ۰٫۶۰ ۰٫۱۵ ۳۷ فرآوری مواد معدنی ۲۹,۴۲۷ ۸,۸۳۱ ۲۳,۹۹۹ ۲۰۷,۰۵۲ ۷۶,۸۰۰,۰۰۰ ۱۰۶,۸۷۹ ۴,۵۹۸ ۰ ۰ ۰ ۱ ۵٫۳۵ ۰٫۵۳ ۰٫۱۲ ۳۸ فولاد کاویان ۳۱,۰۲۳- ۴,۲۸۷ ۵۸,۱۹۰- ۱,۳۳۴,۹۸۲ ۲۴۰,۰۰۰,۰۰۰ ۲۴,۵۵۲ ۴,۰۸۶ ۰ ۰ ۱ ۱ ۶٫۲۰ ۰٫۹۸ ۰٫۰۴- ۳۹ کالسیمین ۵۲۶,۷۵۰ ۲۵,۷۵۲ ۳۶۶,۱۱۱ ۱,۶۷۵,۴۰۳ ۲۴۱,۸۰۰,۰۰۰ ۹۳۸,۹۶۷ ۸,۷۰۷ ۱ ۰ ۱ ۰ ۶٫۲۷ ۰٫۵۰ ۰٫۲۵ ۴۰ گروه صنعتی سپاهان ۱۹۴,۳۵۴ ۱۸,۵۹۸ ۲۰۷,۹۸۴ ۹۰۸,۱۹۲ ۲۰۰,۰۰۰,۰۰۰ ۴۱۴,۹۸۰ ۳,۸۹۲ ۱ ۰ ۱ ۰ ۶٫۰۲ ۰٫۶۰ ۰٫۱۵ ۴۱ قند اصفهان ۴۷,۹۱۵ ۵,۰۲۲ ۵۸,۴۰۲ ۲۵۸,۱۸۶ ۲۴,۰۰۰,۰۰۰ ۵۴,۱۱۴ ۱۲,۰۲۱ ۰ ۱ ۱ ۱ ۵٫۴۲ ۰٫۷۵ ۰٫۱۱ ۴۲ قند قزوین ۲۰,۴۹۰ ۲۲,۷۶۱ ۳۴,۵۸۶ ۲۹۳,۵۷۲ ۴۷,۳۳۵,۰۰۰ ۴۳,۷۹۱ ۳,۱۸۷ ۰ ۱ ۱ ۱ ۵٫۴۶ ۰٫۸۵ ۰٫۰۰ ۴۳ کارخانه چینی ایران ۱۳۹,۷۰۹ ۲۵,۱۵۹ ۱۱۴,۸۳۸ ۶۶۸,۱۰۴ ۱۶۷,۰۲۸,۰۰۰ ۳۱۴,۶۳۹ ۲,۳۰۲ ۰ ۱ ۱ ۱ ۵٫۸۶ ۰٫۵۶ ۰٫۱۶ ۴۴ کاشی اصفهان ۳۳,۲۶۵ ۲۰,۳۳۸ ۳۰,۱۸۸ ۶۵۹,۶۸۲ ۱۵۰,۰۰۰,۰۰۰ ۳۰۷,۱۶۵ ۲,۰۹۱ ۱ ۰ ۱ ۰ ۵٫۹۰ ۰٫۶۲ ۰٫۰۴ ۴۵ کاشی پارس ۳۶,۴۴۸ ۲۷,۶۹۳ ۴۵,۳۱۸ ۵۱۶,۳۱۷ ۸۷,۷۵۰,۰۰۰ ۱۱۴,۳۱۷ ۱,۲۰۱ ۱ ۰ ۰ ۰ ۵٫۷۸ ۰٫۵۸ ۰٫۰۲ ردیف نام شرکت سود عملیاتی هزینه استهلاک جریان نقدی حاصل از عملیات جمع داراییها در اول دوره تعداد سهام جمع حقوق صاحبان سهام قیمت بازارسهام کیفیت حسابرس اندازه حسابرس دوره تصدی حسابرس گزارش حسابرس اندازه شرکت اهرم مالی نرخ بازده دارایی ۴۶ کاشی تکسرام ۳,۹۷۶- ۶,۹۳۵ ۵,۵۷۵ ۱۹۱,۲۸۸ ۵۰,۰۰۰,۰۰۰ ۶,۰۸۴ ۹۳۲ ۱ ۰ ۱ ۰ ۵٫۳۲ ۰٫۹۲ ۰٫۰۶- ۴۷ کاشی سرامیک حافظ ۴۶,۲۰۴ ۱۳,۰۰۳ ۴۱,۲۵۶ ۳۳۴,۰۹۵ ۱۰۸,۰۰۰,۰۰۰ ۱۸۰,۸۴۱ ۱,۹۰۶ ۰ ۰ ۱ ۰ ۵٫۵۹ ۰٫۵۴ ۰٫۰۹ ۴۸ کاشی نیلو ۶۳,۲۲۶ ۲۷,۰۱۸ ۶۳,۵۱۰ ۵۳۷,۲۴۷ ۱۰۴,۳۱۸,۰۰۰ ۱۸۳,۱۴۵ ۲,۰۱۱ ۰ ۱ ۱ ۱ ۵٫۷۵ ۰٫۶۷ ۰٫۰۸ ۴۹ کاشی و سرامیک الوند ۱۲۳,۱۱۳ ۴۲,۸۱۶ ۱۳۸,۳۴۱ ۹۳۱,۷۵۷ ۲۵۰,۰۰۰,۰۰۰ ۳۹۶,۳۹۰ ۱,۴۹۰ ۱ ۱ ۱ ۰ ۵٫۹۷ ۰٫۵۸ ۰٫۰۹ ۵۰ کاشی وسرامیک سعدی ۳۶,۲۲۳ ۱۰,۸۶۷ ۱۵,۹۵۲ ۲۶۶,۸۰۹ ۸۹,۰۰۰,۰۰۰ ۷۳,۶۷۲ ۱,۶۸۹ ۱ ۰ ۱ ۰ ۵٫۴۸ ۰٫۷۵ ۰٫۱۱ ۵۱ کاشی وسرامیک سینا ۱۳۲,۸۸۳ ۲۷,۴۹۱ ۱۳۳,۶۱۴ ۴۱۰,۲۶۵ ۱۲۷,۵۷۵,۰۰۰ ۲۱۶,۲۲۱ ۲,۵۱۸ ۰ ۱ ۱ ۱ ۵٫۶۳ ۰٫۴۹ ۰٫۱۹ ۵۲ پلاستیران ۷,۰۶۰- ۶,۹۲۹ ۱,۰۷۴ ۴۴۵,۵۲۶ ۵۷,۶۰۰,۰۰۰ ۵,۸۵۵- ۱,۱۸۸ ۱ ۰ ۱ ۰ ۵٫۶۴ ۱٫۰۱ ۰٫۰۵- ۵۳ پلاستیک شاهین ۵۲,۳۷۷ ۲۶,۸۸۵ ۳,۵۴۱- ۱,۴۱۸,۳۸۷ ۵۷۲,۷۸۲,۶۰۰ ۵۷۸,۶۲۱ ۱,۲۳۴ ۰ ۰ ۱ ۰ ۶٫۱۵ ۰٫۷۵ ۰٫۰۲- ۵۴ پلاسکو کار ۳۹,۰۶۳ ۸,۷۱۶ ۲۸,۶۵۵ ۴۲۰,۲۴۴ ۹۷,۰۰۰,۰۰۰ ۲۵۵,۶۱۱ ۱,۴۰۶ ۱ ۰ ۱ ۱ ۵٫۷۴ ۰٫۵۳ ۰٫۱۲ ۵۵ گروه صنعتی بارز ۴۲۰,۹۵۵ ۱۵۱,۳۲۴ ۳۸۰,۲۶۵ ۲,۸۲۲,۴۶۴ ۶۶۶,۵۰۰,۰۰۰ ۹۷۹,۸۴۷ ۱,۳۳۸ ۱ ۰ ۱ ۰ ۶٫۴۹ ۰٫۶۸ ۰٫۰۹ ۵۶ آبسال ۱۰۱,۳۵۱ ۲۶,۸۳۶ ۱۰۱,۳۲۵ ۸۹۳,۱۹۲ ۲۴۰,۰۰۰,۰۰۰ ۳۵۶,۷۴۹ ۸۱۲ ۰ ۰ ۱ ۰ ۵٫۹۹ ۰٫۶۳ ۰٫۰۶ ۵۷ پارس خزر ۴۰,۲۱۰ ۸,۹۵۴ ۳۰,۸۱۲ ۷۹۶,۹۸۸ ۱۱۰,۸۸۰,۰۰۰ ۲۷۰,۳۱۸ ۱,۷۳۳ ۱ ۰ ۱ ۰ ۵٫۹۱ ۰٫۶۷ ۰٫۰۶ ۵۸ سرما آفرین ۳۱,۴۸۲ ۳,۸۶۸ ۳۰,۱۳۱ ۲۰۷,۲۱۷ ۷۴,۰۰۰,۰۰۰ ۱۱۵,۷۹۰ ۱,۴۹۵ ۱ ۰ ۱ ۰ ۵٫۳۳ ۰٫۴۶ ۰٫۱۳ ۵۹ کمباین سازی ۳۴,۷۴۰- ۴,۰۸۱ ۵,۲۷۶- ۵۰۰,۴۱۵ ۱۱۹,۸۶۸,۰۰۰ ۷۳,۹۸۰- ۹۶۹ ۱ ۰ ۱ ۰ ۵٫۶۷ ۱٫۱۶ ۰٫۱۶- ۶۰ گروه صنعتی بوتان ۲۲۲,۰۲۹ ۴۰,۸۴۰ ۱۱۰,۳۷۹ ۱,۰۸۷,۲۲۷ ۲۵۰,۸۰۰,۰۰۰ ۴۷۸,۱۶۳ ۲,۳۰۹ ۱ ۰ ۱ ۰ ۶٫۱۴ ۰٫۶۶ ۰٫۰۹ ۶۱ ایران ترانسفو ۸۰۱,۳۰۴ ۲۷,۰۴۱ ۴۲۹,۵۲۹ ۵,۲۲۵,۷۶۷ ۳۰۰,۰۰۰,۰۰۰ ۱,۸۰۷,۳۷۸ ۹,۶۷۴ ۰ ۱ ۱ ۱ ۶٫۷۸ ۰٫۷۰ ۰٫۱۲ ردیف نام شرکت سود عملیاتی هزینه استهلاک جریان نقدی حاصل از عملیات جمع داراییها در اول دوره تعداد سهام جمع حقوق صاحبان سهام قیمت بازارسهام کیفیت حسابرس اندازه حسابرس دوره تصدی حسابرس گزارش حسابرس اندازه شرکت اهرم مالی نرخ بازده دارایی ۶۲ کابلسازی تک ۷,۰۶۳- ۱,۷۹۲ ۵,۸۷۰ ۸۸,۷۳۰ ۹,۰۰۰,۰۰۰ ۳۲,۵۱۱- ۵,۵۳۵ ۱ ۰ ۱ ۰ ۴٫۸۸ ۱٫۳۵ ۰٫۱۳ ۶۳ لامپ پارس شهاب ۴۴,۹۷۱ ۱,۹۰۱ ۱۳,۶۲۹ ۴۶۷,۵۷۳ ۵۴۰,۰۰۰,۰۰۰ ۱۸۰,۹۶۶ ۲,۹۹۳ ۰ ۰ ۱ ۰ ۵٫۷۶ ۰٫۶۹ ۰٫۰۶ ۶۴ پارس پامچال ۲۰,۰۵۳ ۱,۵۲۹ ۱۹,۰۶۱ ۱۳۵,۰۲۷ ۱۶,۱۰۰,۰۰۰ ۲۹,۲۸۴ ۲,۶۵۴ ۱ ۰ ۰ ۰ ۵٫۳۵ ۰٫۸۷ ۰٫۰۳ ۶۵ پتروشیمی اصفهان ۳۲۴,۶۵۵ ۲۳,۲۱۴ ۱۴۳,۶۲۵ ۱,۹۵۳,۵۷۶ ۳۰۰,۰۰۰,۰۰۰ ۱,۱۶۰,۶۰۴ ۴,۲۲۲ ۱ ۱ ۱ ۰ ۶٫۴۸ ۰٫۵۹ ۰٫۱۵ ۶۶ پتروشیمی خارک ۳,۳۱۸,۷۷۲ ۲۰۶,۲۷۳ ۳,۳۰۰,۱۶۶ ۶,۵۹۴,۴۰۶ ۱,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ ۵,۴۶۰,۰۹۹ ۱۴,۶۱۲ ۱ ۰ ۱ ۰ ۶٫۸۷ ۰٫۲۶ ۰٫۴۹ ۶۷ تولی پرس ۱۴۸,۴۵۱ ۱۳,۶۳۹ ۳۲,۸۵۱ ۱,۵۱۲,۶۲۲ ۲۰۰,۰۰۰,۰۰۰ ۲۳۸,۸۴۸ ۲,۳۳۵ ۱ ۰ ۱ ۰ ۶٫۲۱ ۰٫۸۵ ۰٫۰۳ ۶۸ صنایع شیمیایی سینا ۱۵,۳۴۹ ۵,۹۶۹ ۱۸,۰۱۷ ۱۰۱,۵۰۲ ۲۳,۶۲۵,۰۰۰ ۴۵,۴۰۳ ۲,۹۳۷ ۰ ۰ ۱ ۱ ۵٫۰۵ ۰٫۵۹ ۰٫۱۱ ۶۹ صنعتی و شیمیایی رنگین ۲۲,۰۸۷ ۴,۸۵۳ ۲۵,۴۷۹ ۱۹۹,۰۲۵ ۴۷,۰۰۰,۰۰۰ ۷۲,۸۰۴ ۱,۲۸۳ ۱ ۰ ۱ ۰ ۵٫۲۹ ۰٫۶۳ ۰٫۰۷ ۷۰ کف ۱۳۱,۵۵۵ ۲۴,۹۹۸ ۹۷,۴۱۵ ۱,۰۲۸,۵۵۷ ۲۵۰,۰۰۰,۰۰۰ ۴۸۹,۲۴۳ ۱,۸۶۳ ۱ ۰ ۱ ۰ ۶٫۱۵ ۰٫۶۵ ۰٫۰۸ ۷۱ لعابیران ۵۱,۸۲۳ ۳,۷۸۰ ۲۴,۷۶۸- ۲۰۱,۸۹۷ ۳۳,۰۴۰,۰۰۰ ۸۶,۳۴۹ ۳,۵۲۱ ۰ ۱ ۱ ۱ ۵٫۴۱ ۰٫۶۷ ۰٫۱۲ ۷۲ معدنی املاح ایران ۱۴۳,۶۴۴ ۱۷,۶۴۸ ۱۴۷,۹۲۳ ۲۷۸,۸۰۹ ۷۰,۰۰۰,۰۰۰ ۲۲۷,۹۸۶ ۶,۹۶۳ ۰ ۱ ۱ ۰ ۵٫۵۱ ۰٫۳۰ ۰٫۳۶ ۷۳ بهپاک ۹۶,۱۶۲ ۳,۶۲۲ ۱۶۴,۴۸۴ ۹۳۲,۳۰۹ ۸۰,۰۰۰,۰۰۰ ۲۰۳,۹۴۵- ۹۹۶ ۱ ۰ ۱ ۰ ۶٫۰۳ ۱٫۱۰ ۰٫۰۷ ۷۴ بهنوش ایران ۲۵۸,۰۱۷ ۳۵,۹۶۰ ۱۱۸,۴۳۸ ۹۴۶,۹۷۶ ۶۵,۸۴۳,۲۰۰ ۲۲۰,۷۱۴ ۱۱,۹۸۸ ۰ ۱ ۱ ۱ ۶٫۱۰ ۰٫۸۲ ۰٫۱۱ ۷۵ بیسکوئیت گرجی ۲۸,۹۱۲ ۴,۳۶۹ ۴,۱۱۱ ۱۰۵,۱۰۳ ۱۶,۰۰۰,۰۰۰ ۱۱,۷۰۶ ۲,۷۳۵ ۱ ۰ ۱ ۰ ۵٫۱۰ ۰٫۹۱ ۰٫۰۱ ۷۶ دشت مرغاب ۱۰۵,۲۲۹ ۲۵,۷۴۶ ۵۷,۲۷۲ ۸۶۵,۷۹۱ ۴۸,۷۶۲,۴۰۰ ۱۴۱,۷۴۷ ۲,۳۰۸ ۱ ۰ ۱ ۰ ۶٫۰۲ ۰٫۸۶ ۰٫۰۲ ۷۷ سالمین ۳۴,۷۲۷ ۳,۸۸۳ ۱۷,۱۰۳ ۲۴۴,۴۹۵ ۳۰,۰۰۰,۰۰۰ ۱۰۲,۰۵۴ ۲,۶۶۳ ۱ ۰ ۱ ۰ ۵٫۴۷ ۰٫۵۷ ۰٫۰۸ ردیف نام شرکت سود عملیاتی هزینه استهلاک جریان نقدی حاصل از عملیات جمع داراییها در اول دوره تعداد سهام جمع حقوق صاحبان سهام قیمت بازارسهام کیفیت حسابرس اندازه حسابرس دوره تصدی حسابرس گزارش حسابرس اندازه شرکت اهرم مالی نرخ بازده دارایی ۷۸ صنعتی پارس مینو ۱۲۲,۷۷۲ ۲۱,۹۱۸ ۷۲,۱۱۲ ۱,۲۶۸,۶۹۱ ۱۷۵,۰۰۰,۰۰۰ ۳۷۹,۹۸۲ ۲,۱۴۸ ۱ ۰ ۱ ۱ ۶٫۱۵ ۰٫۷۳ ۰٫۰۴ ۷۹ کیوان ۲,۶۳۷ ۳,۸۸۵ ۱۳,۴۳۷ ۱۴۱,۳۷۴ ۱۴,۵۰۰,۰۰۰ ۴۸۷ ۳,۱۴۲ ۱ ۰ ۱ ۰ ۵٫۱۷ ۱٫۰۰ ۰٫۰۴- ۸۰ لبنیات کالبر ۱۲,۳۵۴ ۶,۲۸۲ ۱۴,۲۸۵ ۱۷۹,۹۳۸ ۳۶,۴۰۰,۰۰۰ ۱۰۷,۳۶۷ ۲,۳۱۳ ۱ ۰ ۱ ۰ ۵٫۳۵ ۰٫۵۲ ۰٫۰۴ ۸۱ نوش مازندران ۱۰,۶۱۶ ۳,۱۱۸ ۵,۰۸۱ ۱۴۱,۹۶۸ ۵۰,۰۰۰,۰۰۰ ۷۳,۷۷۸ ۱,۲۸۳ ۰ ۰ ۱ ۰ ۵٫۱۹ ۰٫۵۲ ۰٫۱۲ ۸۲ کارتن ایران ۳۶,۶۱۱ ۷,۸۳۱ ۴۲,۰۸۸ ۳۹۲,۶۷۷ ۷۲,۹۰۰,۰۰۰ ۱۵۲,۲۰۱ ۲,۱۵۳ ۰ ۱ ۱ ۱ ۵٫۶۵ ۰٫۶۵ ۰٫۰۷ ۸۳ کارتن مشهد ۳,۱۷۹- ۴,۶۴۳ ۸,۸۱۸ ۱۴۹,۳۶۰ ۱۵,۰۰۰,۰۰۰ ۲۰,۶۱۲- ۸۴۶ ۱ ۰ ۱ ۰ ۵٫۱۵ ۱٫۱۵ ۰٫۱۳- ۸۴ نساجی بروجرد ۴۰,۵۱۹ ۵,۸۴۸ ۳۷,۳۲۲ ۵۴۶,۱۵۱ ۱۴۸,۲۱۲,۰۰۰ ۲۲۸,۶۴۹ ۶۸۸ ۱ ۰ ۱ ۰ ۵٫۷۴ ۰٫۵۸ ۰٫۰۴ ۸۵ البرز دارو ۱۸۰,۲۷۴ ۴,۸۳۳ ۷۰,۴۷۵ ۴۳۸,۵۵۳ ۵۵,۸۰۰,۰۰۰ ۲۵۵,۲۴۹ ۱۱,۱۱۹ ۰ ۰ ۱ ۱ ۵٫۷۶ ۰٫۵۶ ۰٫۲۳ ۸۶ پارس دارو ۲۰۸,۳۳۵ ۵,۳۱۲ ۴۶,۱۲۸ ۵۴۲,۲۵۰ ۷۰,۰۰۰,۰۰۰ ۲۸۹,۱۲۳ ۱۲,۵۸۹ ۱ ۰ ۰ ۰ ۵٫۷۹ ۰٫۵۳ ۰٫۲۹ ۸۷ تهران دارو ۱۹,۰۷۸ ۱۱,۵۸۱ ۳۵,۲۷۳ ۳۰۸,۲۲۸ ۱۲,۰۰۰,۰۰۰ ۵۱,۷۶۶ ۷,۲۵۲ ۰ ۰ ۱ ۱ ۵٫۵۷ ۰٫۸۶ ۰٫۰۳ ۸۸ دارو پخش ۴۸,۹۵۲ ۳,۵۵۳ ۲۷,۳۶۱ ۲۴۲,۶۱۳ ۳۵,۰۰۰,۰۰۰ ۶۸,۴۴۵ ۷,۹۷۷ ۰ ۰ ۱ ۱ ۵٫۴۴ ۰٫۷۴ ۰٫۱۱ ۸۹ داروسازی ابوریحان ۱۱۸,۳۵۳ ۱۰,۵۰۰ ۱۵,۹۹۴ ۴۷۹,۳۸۸ ۶۴,۰۰۰,۰۰۰ ۱۵۱,۷۰۹ ۶,۶۵۲ ۰ ۰ ۱ ۱ ۵٫۷۹ ۰٫۶۳ ۰٫۱۰ ۹۰ داروسازی اسوه ۱۷۴,۸۸۷ ۹,۴۳۶ ۸۵,۳۵۵ ۲۹۰,۶۹۲ ۷۵,۶۰۰,۰۰۰ ۲۵۸,۶۱۶ ۱۳,۴۵۸ ۰ ۰ ۱ ۱ ۵٫۶۴ ۰٫۷۴ ۰٫۳۰ ۹۱ داروسازی اکسیر ۳۰۸,۰۹۳ ۱۴,۲۰۲ ۲۱۶,۳۹۶ ۱,۲۸۸,۶۷۷ ۱۳۵,۰۰۰,۰۰۰ ۳۱۱,۶۴۴ ۸,۲۶۳ ۰ ۱ ۱ ۰ ۶٫۱۷ ۰٫۷۹ ۰٫۱۰ ۹۲ داروسازی امین ۴۷,۰۷۶ ۳,۰۷۶ ۳۴,۳۷۷ ۲۷۰,۰۲۷ ۸۰,۰۰۰,۰۰۰ ۱۲۴,۷۶۲ ۳,۳۹۳ ۰ ۰ ۰ ۰ ۵٫۵۰ ۰٫۶۱ ۰٫۱۳ ۹۳ داروسازی داملران رازک ۱۳۲,۱۵۱ ۲,۰۹۹ ۵۱,۵۱۹ ۳۲۹,۳۴۰ ۳۱,۸۶۰,۰۰۰ ۱۱۰,۱۳۶ ۹,۱۲۷ ۰ ۰ ۱ ۱ ۵٫۶۰ ۰٫۷۲ ۰٫۱۲ ردیف نام شرکت سود عملیاتی هزینه استهلاک جریان نقدی حاصل از عملیات جمع داراییها در اول دوره تعداد سهام جمع حقوق صاحبان سهام قیمت بازارسهام کیفیت حسابرس اندازه حسابرس دوره تصدی حسابرس گزارش حسابرس اندازه شرکت اهرم مالی نرخ بازده دارایی ۹۴ داروسازی زهراوی ۱۹۹,۵۳۹ ۱۳,۰۹۶ ۱۵۷,۶۳۶ ۵۷۲,۴۴۳ ۶۴,۰۰۰,۰۰۰ ۲۴۰,۱۶۹ ۱۵,۹۰۵ ۰ ۰ ۰ ۱ ۵٫۸۲ ۰٫۶۴ ۰٫۲۳ ۹۵ داروسازی فارابی ۲۱۹,۵۵۸ ۵,۱۶۹ ۱۱۰,۳۰۲ ۱,۲۱۲,۶۴۶ ۱۵۰,۰۰۰,۰۰۰ ۵۴۳,۴۱۵ ۸,۱۲۹ ۰ ۱ ۱ ۱ ۶٫۱۳ ۰٫۴۹ ۰٫۱۷ ۹۶ داروسازی کوثر ۵۴,۷۴۲ ۵,۵۱۷ ۲۸,۰۸۹ ۴۸۲,۸۳۱ ۱۳۵,۰۰۰,۰۰۰ ۲۳۷,۶۶۵ ۳,۱۹۲ ۰ ۰ ۰ ۰ ۵٫۷۴ ۰٫۵۷ ۰٫۱۴ ۹۷ دارویی لقمان ۷۸,۲۴۵ ۸,۶۷۵ ۱۰۱,۸۵۹ ۴۵۶,۹۶۵ ۷۵,۰۰۰,۰۰۰ ۱۶۱,۰۳۷ ۳,۸۷۴ ۱ ۰ ۱ ۰ ۵٫۷۶ ۰٫۸۱ ۰٫۰۸ ۹۸ فرآورده های تزریقی ۶۵,۰۸۹ ۲۳,۱۶۰ ۱۰۳,۲۷۳ ۲۰۲,۹۹۹ ۴۲,۲۵۶,۰۰۰ ۱۰۳,۴۵۷ ۵,۳۲۳ ۰ ۰ ۱ ۱ ۵٫۳۹ ۰٫۵۸ ۰٫۱۷ ۹۹ کیمیدارو ۱۴۸,۶۱۱ ۷,۳۸۴ ۵۰,۰۲۵ ۶۲۹,۲۹۹ ۱۶۸,۰۰۰,۰۰۰ ۳۰۹,۱۶۲ ۴,۴۷۳ ۰ ۰ ۱ ۱ ۵٫۸۹ ۰٫۶۰ ۰٫۱۳ ۱۰۰ گروه دارویی سبحان ۱۸۰,۸۶۱ ۳۶۹ ۹۵,۵۰۵ ۵۸۷,۰۸۹ ۲۵۹,۳۶۰,۰۰۰ ۵۵۰,۴۸۲ ۴,۱۲۶ ۰ ۰ ۱ ۱ ۵٫۸۱ ۰٫۱۵ ۰٫۲۸ ۱۰۱ کنتورسازی ایران ۱۲۶,۷۰۳ ۶,۵۸۹ ۳,۵۲۷ ۵۰۹,۸۸۷ ۱۰۵,۰۰۰,۰۰۰ ۲۱۴,۶۵۸ ۸,۵۶۱ ۰ ۰ ۱ ۱ ۵٫۸۴ ۰٫۶۹ ۰٫۱۲ Abstract: Conservatism and the factors which affect it have been always an issue that researches show an interest it. A factor which can influence conservative practices is actually the characteristic of an independent auditor. This research tries to study the connection between some components of an auditor and conservatism in the corporations admitted by to Tehran Stock Exchange. In this research, the criteria of quality and size of an auditor and his/her opinion and term time have been considered as typical components of an auditor, while we have supposed Givoly and Hayn methods and (the ratio of) market value to book value as some criteria to assess conservative practices of 101 corporations active in Tehran Stock Exchange between 1386-1390. The statistic method utilized in this research is correlation analysis with regression through applying SPSS software. The results of hypotheses testing illustrates there is no meaningful connection between components of an auditor and conservatism based on accruals. Therefore, none of these components influence conservative practices. However, there is a meaningful connection between components of an auditor and conservatism based on the criteria of market value to book value, so that the more quality of an auditor increase, the more conservative corporations behave. Besides, there is a reverse connection between the comment that an auditor put and conservatism of a corporation which indicates when a corporation receive a plausible comment, it enjoys a better earnings management and behaves more conservatively in comparison with the corporation that receives conditional accounts. Additionally, the process of current audit quite proves ineffective on warning the investor about the earnings management in corporations. Key Words= Quality of Audit, Auditor Tenure, Size of Auditor, Comment of Auditor, Conservatism ISLAMIC AZAD UNIVERSITY SCIENCE AND RESEARCH BRACH Faculty Of Literature Thesis for receiving «M.A» degree on Accounting Subject: Investigating the relationship between Audit Features and Accounting conservatism Thesis Advisor: Mohammad Reza Abdoli Ph.D. Consulting Advisor: Ali Asghar Mahmoodzadeh Ph.D. By: Mahsa Hajimohammadi Autumn 2013

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:48:00 ب.ظ ]




﴿یا بُنَیَّ إِنِّی أَرى فِی الْمَنامِ أَنِّی أَذْبَحُکَ﴾[۱۶۶].».[۱۶۷]
در دو فصل آینده فضائل و رذایلی که در ادراک آدمی تأثیر می گذارند را نام می بریم و آیات و روایات مربوطه را بیان می داریم ولی رذایل را مقدم بر فضائل می کنیم چرا که در بحث عملی تخلیه مقدّم بر تحلیه است. و تا «تخلیّه» از رذائل حاصل نشود، هرگز «تحلیه» روی نخواهد داد.
چقدر زیبا مرحوم نراقی; در کتاب شریف جامع السعادات می فرمایند:
«بدان که: تا آن گاه که «تخلیه» حاصل نشود، هرگز «تحلیه» روی نخواهد داد و نفس برای درک فیض های قدسانی استعداد نخواهد یافت، آن سان که تا آینه بی زنگار و عاری از تیرگی ها نشود، استعداد پذیرش صورت ها و نقش های روشن را ندارد، مثل بدن که تا آنگاه که بیمار است تصوّر بازگشت سلامتی، برایش ممکن نیست و مثل لباس که تا پاک نباشد، رنگی به خود نمی گیرد.»[۱۶۸]
ایشان نفس انسان را هم این گونه می داند و قائل است که تا از صفت های نکوهیده مثل «تکبّر»، «حسد»، «ریا» و غیره پاک نگردد، مواظبت نمودن بر طاعات و عبادات ظاهری سودی نخواهد داشت.
«به راستی چه فایده ای در آرایش و زیور ظاهر، با فروگذاری باطن؟»[۱۶۹]
البته این مطلب برای افرادی نظیر ماست که آئینه دلها را با زنگار گناه کدر کردهایم. اما آنهایی که از آغاز پیشگیری کردهاند و نگذاشتهاند که صفحه دل آنها چرکین گردد و به روش بدیع قرآن عمل کردهاند برای آنها تخلیه مقدم بر تحلیه نمیباشد.
بزرگان دینی با مراجعه به آیات و روایات متعدد موانع معرفت را برشمرده اند. در این جا بطور مختصر به اقوال سه نفر اشاره می کنیم.
حضرت آیه الله مصباح یزدی موانع معرفت را این گونه طرح می نمایند:
الف) لذات آنی و هوس های لحظه ای ب) آینده نگری افراطی مادّی ج) دشمنی و انزجار نسبت به خدا، پیامبر و دین.[۱۷۰]
حضرت آیه الله مکارم شیرازی نیز موانع و آفات معرفت را در کتاب پیام قرآن این گونه بیان می دارد. ایشان در یک تقسیم بندی کلّی موانع و حجوب را در دو بخش قرار می دهد:
الف) صفاتی که مانع شناخت هستند.
این صفات عبارتند از: هواپرستی ۲- حبّ دنیا ۳- کبر و غرور و مستی ۴- جهل و غفلت ۵- نفاق ۶- تعصّب و لجاجت ۷- تقلید کورکورانه ۸- اَمانی (آرزوهای دور و دراز).
ب) اعمالی که حجاب معرفت می شوند.
این اعمال عبارتند از: ۱- گناهان ۲- کفر ۳- تجاوز و عدوان ۴- سطحی نگری ۵- ارتداد ۶- دروغ و افتراء ۷- پندار (ظنّ) ۸- رهبران فاسد و گمراه ۹- دوستان گمراه ۱۰- تبلیغات و محیط ۱۱- وسوسه های شیطان.[۱۷۱]
همچنین کتاب علم و حکمت در قرآن و حدیث اثر حجت الاسلام و المسلمین ری شهری موانع معرفت را این گونه بیان می دارد:
۱- پیروی از هوس ۲- پیروی از ظنّ ۳- دنیادوستی ۴- گناه ۵- بیماری دل ۶- ستم ۷- کفر ۸- فسق ۹- اسراف ۱۰- غفلت ۱۱- آرزو ۱۲- تکبّر ۱۳- خودپسندی ۱۴- فریب ۱۵- طمع ۱۶- خشم ۱۷- سرگرمی و خنده فراوان ۱۸- خودرأیی ۱۹- تعصّب ۲۰- مجادله ۲۱- لجاجت ۲۲- شراب خواری ۲۳- پرخوری… .[۱۷۲]
با بررسی کتب مختلف و آیات و روایات می توان به این نتیجه رسید که همه رذایل اخلاقی می توانند به نوعی در ادراک و معرفت آدمی ایجاد دگرگونی نموده و مانعی بر سر راه معرفتی ناب باشند. (این تأثیرگذاری میتواند به صورت مستقیم و یا غیرمستقیم باشد.)
فصل دوّم:
رذایلی که بر ادراک تأثیر می گذارند

جهت دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

عدم وصول به مقصد با مرکب گناه و نافرمانی حقّ

گناه آدمی را از رسیدن به مقصد باز می دارد خصوصاً اگر مقصدش عالِم شدن باشد.
از آن جا که جهان بر اساس نظم حرکت می کند و همه موجودات رو به سوی حقّند ﴿إِلَى اللَّهِ الْمَصِیرُ[۱۷۳]. گناه و طغیان، حرکت در جهت خلاف حقّ است؛ زیرا هیچ موجودی در جهان گناه نمی کند و همه در مسیر اطاعت حقّند. چنان که قرآن کریم در این باره می فرماید: ﴿فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ ائْتِیا طَوْعاً أَوْ کَرْهاً قالَتا أَتَیْنا طائِعِینَ[۱۷۴] خداوند متعال به آسمان و زمین فرمود: خواه ناخواه به دستور من، حرکت کنید و به طرف من بیائید. آنها گفتند: ما با طوع و رغبت می آئیم.
بنابراین همه ذرّات عالم به سمت کمال و خداوند در حال حرکتند و مسیر امر الهی را طیّ می نمایند و انسان وارسته هم همراه با این قافله جهانی به سمت حقّ حرکت می کند. از این رو می گوئیم: ﴿إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ‏ نَسْتَعِینُ[۱۷۵]. معنای این لفظ با تعبیر «متکلّم مع الغیر» این است که نه تنها من و سایر انسان ها، بلکه همه موجودات جهان تو را می جویند و تو را عبادت می کنند. از این رو کسی که خلاف مسیر همه موجودات حرکت کند، همه موجودات علیه او قیام می کنند. پس امکان ندارد با خلاف و گناه به مقصد برسد. حتّی اگر دنبال ادراک و معرفت و علم باشد.[۱۷۶]
«همان گونه که دست لرزان قدرت ندارد کاسه بلورین را نگه دارد، نیز قلبی که در نوسان و اضطراب است به خاطر إعمال گناه و دوری از خداوند، نمی تواند جایگاه ودیعه الهی که علم و معرفت است باشد.»[۱۷۷]

قلب مریض

با گناه قلب دچار مرض می گردد و گاهی بر آن مهری نهاده می شود که سخت تر از سنگ می شود و لذا چنین قلب بیماری بر اثر زنگار گناه به قساوت می رسد. آیات ذیل بیانگر قلب بیمار است.
قلب مریض به دنبال فتنه و دستاویز است. ﴿فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَهِ[۱۷۸].
قلب مریض دچار قساوت می گردد. ﴿جَعَلْنا قُلُوبَهُمْ قاسِیَهً[۱۷۹].
قلب مریض به خاطر گناه و مرض زنگار می گیرد. ﴿بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما کانُوا یَکْسِبُونَ[۱۸۰].
بر قلب مریض مهر خورده می شود. ﴿طَبَعَ اللَّهُ عَلَیْها بِکُفْرِهِمْ[۱۸۱].

رذایلی که بر ادراک تأثیر می گذارند (از دیدگاه قرآن و روایت)

 

۱- کفر حجاب قلب

در فرهنگ قرآنی، کفر یکی از موانع شناخت و ادراک می باشد. طبق آیات الهی، انسان کافر دچار لجاجت و عناد شده و کارش به جمود ختم می گردد و انسانی که دُچار جمود شود دیگر انذار و عدم انذار برایش فرقی ندارد.
﴿إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا سَواءٌ عَلَیْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا یُؤْمِنُونَ﴾[۱۸۲].
چنین انسانی را خداوند به عذاب خود دچار نموده بر دل ها و گوش آنان مهر می زند و در برابر دیدگانشان پرده ای حائل می کند که حقایق را نبینند و برای آنان عذابی بزرگ است.
﴿خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ عَلى سَمْعِهِمْ وَ عَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَهٌ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِیمٌ﴾[۱۸۳].
خداوند در قرآن مجید، در آیات متعددی ۹ صفت برای قلب کفّار بیان نموده است. که هر یک از این صفات سبب آن می شود که مجاری ادراکی آنان درست عمل نکرده و حقایق عالم را نیابند.
الف) انکار ﴿قُلُوبُهُمْ مُنْکِرَهٌ﴾ نحل/۲۲٫
ب) تعصّب ﴿فِی قُلُوبِهِمُ الْحَمِیَّهَ﴾ فتح/۲۶٫
ج) انحراف ﴿صَرَفَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ﴾ توبه/۱۲۷٫
د) قساوت ﴿فَوَیْلٌ لِلْقاسِیَهِ قُلُوبُهُمْ﴾ زمر/۲۲٫
ه‍ ) موت ﴿لا تُسْمِعُ الْمَوْتى﴾ روم/۵۲٫
و) زنگار ﴿بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ﴾ مطففین/۱۴٫
ز) مرض ﴿فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ﴾ بقره/۱۴٫
ح) ضیق ﴿یَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَیِّقاً﴾ انعام/۱۲۵٫
ط) طبع ﴿طَبَعَ اللَّهُ عَلَیْها بِکُفْرِهِمْ﴾ نساء/۱۵۵٫
خداوند به خاطر این کفرورزی شان آنها را از نور خارج نموده و در ظلمات داخل می کند.
﴿وَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ…﴾[۱۸۴].

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:47:00 ب.ظ ]




برخی از اوقات نیز مصرف کنندگان نمی توانند اکتساب، مصرف و خلاص شدن از کالاها و خدمات را متوقف سازند. افراد ممکن است به مصرف یک کالا عادت کرده باشند و یا کالایی خاص را بیش از اندازه مصرف کنند.
در نهایت یک مصرف کننده ممکن است مایل به اکتساب، مصرف و یا خلاص شدن از یک کالا یا خدمت باشد، اما قادر به عملی کردن میل درونی خود نباشد. برای مثال فرد تمایل دارد که مسکنی مناسب برای خود خریداری نماید، اما به علت محدودیتهای مالی قادر به برآورده کردن این نیاز درونی نیست.بازاریابان همچنین تمایل دارند که بدانند چرا یک کالا اکتساب،مصرف و دور انداخته نمی شود.
مصرف کنندگان ممکن است اقدام به خرید دستگاه مایکرویو ننمایند، زیرا تصور می کنند که طریقه استفاده از کالا را نمی دانند و یا ممکن است آنها این تصور را داشته باشند که تکنولوژی به سرعت تغییر می کند و انواع جدیدی از این کالا وارد بازار خواهد شد.(فاضلی،۷۶:۱۳۸۲)

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.

 

۲-۲-۴ چگونه یک کالا و یا خدمت اکتساب، مصرف و دور انداخته می شود؟

الف: روش های اکتساب یک کالا یا خدمت: برای اکتساب یک کالا یا خدمت مصرف کنندگان روش های مختلفی را به کار می برند که عبارتند از:

  • خرید: اگر چه معمولاً معمولترین راه بدست آوردن یک کالا خرید است، اما روش های دیگر نیز برای اکتساب به کار می رود.
  • مبادله: مصرف کنندگان می توانند یک کالا را از طریق مبادله با کالا یا خدمتی دیگر بدست آورند. به طور مثال کتابفروشیها،کتابهای کهنه افراد را با کتابهای نو مبادله می کنند.
  • لیزینگ و یا اجاره کردن: مصرف کنندگان برای بدست آوردن کالاهایی مانند اتومبیل و مسکن از این روشها نیز می توانند استفاده کنند.
  • هدیه گرفتن: هدیه گرفتن یکی از روش های اکتساب یک کالا به شمار می رود. هدیه گرفتن در تمام دنیا رایج است و در هر جامعه هنجارها و قوانین و هنجارهایی در مورد هدیه گرفتن وجود دارد. بازاریابان همیشه به دنبال ترغیب کردن افراد به هدیه دادن هستند.
  • پیدا کردن: در برخی از موارد مصرف کنندگان کالاهایی را پیدا می کنند که کسی دیگر آنها را گم کرده است.
  • دزدی: کالاها می توانند از طریق دزدی نیز اکتساب شوند. امروزه به طور روز افزون تولید کنندگان کالا

کالا سعی دارند که این روش اکتساب را با موانع امنیتی کاهش دهند.

  • قرض گرفتن: تصور عمومی بر این است که روش قرض گرفتن همیشه آگاهانه و با رضایت دو طرف صورت می گیرد، در حالیکه گاه این روش به صورت غیر قانونی و عدم آگاهی یکی از طرفین نیز صورت می گیرد. به طور مثال افرادی که یک لباس را خریده و پس از استفاده چند روز به فروشنده برمی گردانند وجه پرداختی خود را باز پس می گیرند. این روش اگر چه در ظاهر غیر اخلاقی و همراه با عدم آگاهی فروشنده است، اما نوعی اکتساب از طریق روش قرض گرفتن محسوب می شود.( اگیلوی۱،۸۷:۱۳۸۲(

ب: روش های مصرف یک کالا یا خدمت:
علاوه بر درک چگونگی اکتساب یک کالا یا خدمت بازاریابان نیازمند درک چگونگی مصرف آن نیز می باشند. مطمئن شدن از استفاده درست از یک کالا یکی از دلایل روشن برای اهمیت درک چگونگی مصرف یک کالا است.برای مثال علیرغم اینکه برروی کالاهای خطرناک طریقه مصرف آن درج شده است، بعضی از مصرف کنندگان بدون توجه به دستور العمل استفاده،اقدام به مصرف کالا می نمایند. لذا شناخت و درک چگونگی مصرف یک کالا امری مهم برای بازاریابان می باشد.( گیلوی[۲۴]،۸۹:۱۳۸۲)
ج: روش های خلاص شدن از یک کالا
در نهایت مصرف کنندگان می توانند در مورد چگونگی خلاص شدن از یک کالا تصمیم بگیرند. به طور کلی چندین روش برای خلاص شدن از یک کالا وجود دارد:

  • عوض کردن کاربری کالا: استفاده از مسواک کهنه برای تمیز کردن کفش و کوتاه کردن شلوار مثالهایی از این روش به شمار می آیند.
  • دور انداختن کالا به طور موقت: قرض دادن یا اجاره دادن یک کالا مثالهایی از این روش محسوب میشود.
  • خلاص شدن دائمی از کالا: دور انداختن یک کالا یا خدمت روش اصلی در خلاص شدن از آنها است، اما مبادله، بخشیدن و فروختن نیز مثالهایی از این روش یعنی خلاص شدن دائمی از پیشنهاد می باشند.

گرایش یک مصرف کننده به خرید لباسهای گرم و تجهیز منزل با وسایل گرما ساز با فرا رسیدن فصل سرما افزایش می یابد. در حالیکه در همان زمان گرایش وی به خرید کولر و لوازم سرمایی از بین می رود. همچنین دندانپزشکان در آمریکا دریافته اند که گرایش به ترمیم دندان قبل از انتخابات در میان سیاستمداران افزایش می یابد. اوقات مختلف در روز نیز بر تصمیم مصرف کننده تأثیر دارند. به طور مثال در وعده های مختلف غذایی یک فرد تمایل به غذاهای مختلف دارد.(کاتلر:۴۶:۱۳۸۴(
نیاز مصرف کنندگان به تغییر نیز می تواند بر تصمیم به اکتساب، مصرف و خلاص شدن از یک کالا و یا خدمت تأثیر داشته باشد. ممکن است شخص تصمیم بگیرد که به جای قهوه، چای مصرف نماید. رخدادهای مختلف نیز می توانند بر رفتار مصرف کننده تأثیر بگذارند. به طور مثال مراسم ازدواج، فارغ التحصیلی و مراسم تدفین نیز می توانند بر زمان اکتساب، مصرف و خلاص شدن تأثیر بگذارند.
تصمیم مصرف کننده در مورد زمان مصرف یک کالا می تواند با توجه به زمان احتمالی مصرف دیگران اتخاذ شود. فرد ممکن است با توجه به زمان مسافرت همکاران خود اقدام به تصمیم گیری در مورد زمان مسافرت کردن نماید. با پیشرفتهای صورت گرفته یک مصرف کننده می تواند یک کالا را از طریق ایمیل ، تلفن، پست و اینترنت خریداری نماید. بازاریابان همچنین میتوانند محل خلاص شدن از یک کالا را تعیین نمایند. به طور مثال جمع آوری، تولید و مصرف نوشیدنیهای مختلف در محلی خاص نمونه ای از این تلاشهای بازاریابان و تولید کنندگان نوشیدنی می باشد. مصرف کنندگان در مورد تعداد دفعات و مدت زمان استفاده از یک کالا یا خدمت تصمیم گیری می نمایند. تصمیمات استفاده از یک کالا یا خدمت در میان افراد مختلف متفاوت است. به عنوان مثال چینی ها قهوه کمتری نسبت به آمریکاییها مصرف می کنند. ولی در عوض مصرف چای بیشتری دارند(ساترلند[۲۵]،۶۵:۱۳۸۳)

۲-۲-۵ رفتار خرید مصرف کننده

مقصود از رفتار خرید مصرف کننده گان نهایی یعنی افراد و خانواده هایی که کالاها و خدمات را برای مصرف
شخصی خریداری می نمایند در هنگام خرید است. افراد در طی روز خریدهای زیادی انجام و رفتارهای خاصی در طی این خریدها از خود نشان می دهند. شناخت این رفتارها و عوامل مؤثر بر آنها به شرکتها در امر جذب مشتری و فروش محصولات کمک خواهد نمود. در محیط اینترنت نیز افراد هنگام خرید رفتارهای خاصی دارند که متأثر از عوامل گوناگون فیزیکی و مجازی است و شرکتهای فعال در تجارب الکترونیکی برای موفقیت در کار خود نیازمند شناخت این رفتارها و عوامل مؤثر بر آنها هستند.اگر چه حالت خرید برای بازاریابان بسیار مهم است،اما رفتار مصرف کننده تنها خرید را شامل نمی شود. بلکه رفتار مصرف کننده شامل سه فعالیت اکتساب ،مصرف و خلاص شدن است. (کاتلر، ۶۱:۱۳۸۴)
اکتساب به روندی اطلاق می شود که شخص طی آن یک پیشنهاد را به دست می آورد. خرید تنها یکی از راه های اکتساب و به دست آوردن کالاست. مواردی از قبیل قرض کردن،مبادله پایاپای،خرید لیزینگی و غیره روش های دیگری هستند که یک شخص می تواند کالاها و خدمات را به دست آورد. مصرف روندی است که از طریق آن فرد از یک کالا و یا خدمت استفاده می کند. علیرغم اینکه بیشتر تحقیقات رفتار مصرف کننده، اکتساب را مورد مطالعه قرار داده اند، مصرف هسته مرکزی رفتار مصرف کننده است و به دلایل زیر از اهمیت قابل ملاحظه ای برخوردار است.( دیویس[۲۶]،۳:۲۰۰۵)
نخست اینکه مصرف کننده یک کالا پیام ضمنی سمبولیکی را به دیگران منتقل می نماید. به عنوان مثال استفاده ازاتومبیلی خاص،نوع پوشش فرد، نوع فعالیتهای تفریحی همگی می توانند شخصیت فرد را به دیگران القاء نمایند
دوم اینکه مصرف می تواند رفتارهای دیگر افراد را تحت تأثیر خود قرار دهد. به عنوان مثال انتقال تجربه منفی یک مصرف کننده به دیگران عاملی است که خرید و یا مصرف یک پیشنهاد را از طرف آنها تحت تأثیر خود قرار می دهد.
خلاص شدن در نهایت روندی است که در آن شخص از پیشنهادی که قبلاً اکتساب نموده است، خلاص می شود. خلاص شدن تنها شامل دور انداختن یک پیشنهاد نیست بلکه مبادله یک پیشنهاد با پیشنهادی دیگر، بخشیدن پیشنهاد به دیگر افراد، تغییر کاربری پیشنهاد همگی از روشهایی هستند که یک مصرف کننده از کالاها و خدمات اکتسابی خود خلاص می شود.( متیلا[۲۷]،۱۴۳:۲۰۰۴)

۲-۲-۶ تصمیم گیری درباره خرید

به طور کلّی تصمیم مشتری برای خرید بر این اساس استوار است که باید بهترین برند خریداری شود. ولی عملاً بین قصد و تصمیم دو عامل دیگر قرار می گیرند.
اوّلین عامل عقیده دیگران است. عوامل تأثیر گذار دیگر عوامل پیش بینی نشده موقعیتی است. قصد خرید بر اساس عواملی نظیر درآمد مورد انتظار خانواده، قیمت مورد انتظار و فواید مورد انتظار از کالا شکل می گیرد.(کاتلر، ۱۳۸۴،۲۱۴)

۲-۲-۷ آمیزه بازاریابی، فنون و شیوه های بازاریابی

با پیمودن راه پژوهش، بخش بندی و گزینش هدف در بازار و تنظیم پیشنهاد های سازنده، نوبت به فعالیتهای پشتیبانی از آنها می رسد که به کارگیری فنون آمیزه بازاریابی است. ابزار کار چهار عامل مهم است. ( کاتلر، ۱۳۸۴، ۸۰)
عناصر آمیخته بازاریابی مجموعه ای از عناصری است که تحت کنترل سازمان است و سازمان می تواند با آمیختن این عناصر به گونه ای مطلوب، به اهداف خود دست یابد، به طوری که این اجزا به عنوان اجزای یک سیستم در جهت نیل به اهداف سازمان عمل کنند .
منظور از آمیزه بازاریابی یا ترکیب بازار، این است که باید مشخص کرد چگونه باید این عوامل را در هم آمیخت .
معمولاً این عوامل را به چهار گونه اصلی طبقه بندی می کنند که عبارتند از محصول ، توزیع ، قیمت و ترویج.(چاک، ۱۳۷۷، ۸۹)
استراتژی بازاریابی یعنی تنظیم و اجرای آمیزه بازاریابی، ابزار کار و تاکتیک ها در بازاریابی ، آمیزه بازاریابی است. (فرهنگ، ۱۳۸۳، ۷)
آمیزه بازاریابی ، آمیخته بازاریابی ، ترکیب بازاریابی ، ابزارهای بازاریابی و تاکتیک های بازاریابی، همگی واژه هایی هستند که برای ترجمهMarketing Mix به کار رفته اند . منظور از آمیزه، آمیخته یا ترکیب این است که بین این اجزاء می بایست یک نگرش سیستمی و هماهنگ برقرار باشد تا بتوانند در تاثیر گذاری و متقاعدسازی مشتریان مؤثر باشند. به عبارتی، محصول مناسب با قیمت مناسب از نظر مشتریان با توزیع مناسب و به کارگیری شیوه های ارتباطی مناسب همگی با هم عمل می کنند و اگر هر یک از این اجزا ناهماهنگ با سایرین باشد نتیجه آن کاهش اثر بخشی و کارایی مجموعه بوده و شرکت را از دستیابی به اهداف باز می دارند. اما منظور از تاکتیک یا ابزار آن است که وسیله و ابزار شرکتها برای جنگیدن در بازار و توفیق بیشتر نسبت به رقبا همین عوامل هستند.(درگی، ۱۳۸۴، ۱۵)
جروم مک کارتی در اوایل دهه۱۹۶۰ آمیزه بازاریابی را با چهار متغیر شناخته شده به عنوان چهار p طبقه بندی کرد که عبارت بودند از محصول ، قیمت ، توزیع (مکان) و ترویج که هر یک از این ابزارهای بازاریابی دارای زیر مجموعه هایی هستند . وقتی از محصول صحبت می کنیم یعنی ترکیبی از کالاها و خدمات که شرکت به بازار مورد نظر ارائه می کند این زیر مجموعه ها عبارتند از : گوناگونی محصول ، کیفیت طراحی، ویژگیها، نام و نشان تجاری ، بسته بندی ، اندازه ، خدمات، تضمین ها ، پشتیبانی ، برگشت و … وقتی از قیمت صحبت می کنیم یعنی مقدار پولی که مشتری باید برای یک محصول بپردازد، زیر مجموعه های آن عبارتند از: فهرست قیمتها، تخفیف، مساعدتهای ویژه، دوره پرداخت، شرایط اعتباری و…
وقتی از توزیع صحبت می کنیم یعنی فعالیتهایی که شرکت انجام می دهد تا محصول را در دسترس مصرف کنندگان مورد نظر قرار دهد، زیر مجموعه های آن عبارتند از کانال های توزیع ( عمده فروش، بنکدار، خرده فروشی ، نمایندگی، شعبه ها) ، میزان پوشش، ترکیب و جور بودن محصول ، میزان موجودی ، ترابری ، تدارکات و …

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:47:00 ب.ظ ]




هدف از این بخش بررسی پژوهش ها و مطالعاتی است که در زمینه سرمایه اجتماعی و سلامت روان و پیشرفت تحصیلی انجام گرفته است. این قسمت خواننده را با کارها و زمینه های قبلی و حیطه مورد مطالعه آشنا می سازد. این فصل ازچهار بخش کلی تشکیل شده است، در بخش اول به مطالعه مبانی نظری سرمایه اجتماعی و در بخش دوم به مبانی نظری سلامت روان ودر بخش سوم به مبانی نظری پیشرفت تحصیلی در نهایت در بخش چهارم به پژوهش های انجام شده داخلی و خارجی و جمع بندی و خلاصه پرداخته می شود.
مفهوم سرمایه اجتماعی
مفهوم سرمایه را می توان از آرای مارکس دنبال کرد.در مفهوم پردازی مارکس، سرمایه بخشی از ارزش اضافی است که سرمایه داران، کسانی که ابزار تولید را در اختیار دارند، از گردش کالاها و پول در فرایندهای تولید و مصرف آن را بدست می آورند. در این گردش، به کارگران در مقابل کار(کالاشان) دست مزد پرداخت می شود که به آنها امکان می دهد کالاهایی(از قبیل غذا، مسکن و لباس) را برای ادامه حیات خود (ارزش مبادله) خریداری کنند. اما کالای پردازش و تولید شده توسط سرمایه داران را می توان با قیمت بالاتری در بازار مصرف فروخت (ارزش مصرف کننده). در این تصویر از جامعه سرمایه داری، سرمایه بیانگر دو عنصر مرتبط اما متمایز است. از یک سو سرمایه بخشی از ارزش اضافی است که به زعم مارکس توسط کارگران تولید شده اما نصیب سرمایه داران می شود. از سوی دیگر، سرمایه بیانگر یک سرمایه گذاری از سوی سرمایه گذاران به امید بازدهی و کسب سود در بازار است. بنابراین سرمایه در مفهوم مارکسی(کلاسیک) نظریه ای در باره روابط اجتماعی استثماری میان دو طبقه است(لین، ۱۹۹۹).
از دهه ۱۹۶۰ به این سو، شاهد ظهور نظریه های جدید سرمایه هم چون سرمایه انسانی، سرمایه فرهنگی و سرمایه اجتماعی هستیم. به طور مثال نظریه سرمایه انسانی شولتز( ۱۹۶۱ ) سرمایه را به مثابه سرمایه گذاری در آموزش با بازگشت سرمایه (سود) معین در نظر می گیرد. کارگران در مهارت های فنی و دانش سرمایه گذاری می کنند تا بتوانند با کسانی که فرایند تولیدرا کنترل می کنندبرای پرداخت به مهارت کارشان وارد مذاکره شوند. به همین ترتیب سرمایه فرهنگی آن گونه که بوردیو( ۱۹۹۰ ) توصیف کرده است بیانگر سرمایه گذاری طبقه مسلط در باز تولید مجموعه ای از نمادها و معانی ای است، که توسط طبقه تحت سلطه، غلط درک و درونی شده و آن ها را به مثابه نمادها و معانی طبقه خود پذیرفته اند. این نظریه می پذیرد که توده ها (طبقه تحت سلطه) به عنوان عاملان اجتماعی می توانند سرمایه گذاری کنند و این نمادها و معانی را بدست آورند. بدین ترتیب تصویر ساختار اجتماعی از مبارزه دو گانه آشتی ناپذیر، به تصویر گفتمان های لایه بندی شده تغییر می یابد. از طرف دیگر در نظریه های سرمایه جدید به جای اینکه سرمایه به عنوان بخشی از فرایند استثمار طبقاتی در جامعه دیده شود ( تحلیل سطح کلان ) ؛ به چگونگی سرمایه گذاری کارگران و عاملان به عنوان کنشگرانی که برای کسب ارزش افزوده کارشان در بازار سرمایه گذاری می کنند پرداخته می شود (تبیین سطح خرد) و کنش یا انتخاب به عنوان مؤلفه های مهم در نظریه های جدید سرمایه ظاهر می شوند. بنابراین در این نظریه ها یک گذر تبیینی از سطح کلان به سطح خرد مشاهده می شود. نظریه های جدید سرمایه همچنین برتعامل کنش های فردی و وضعیت های ساختاری در فرایند سرمایه گذاری تاکید دارند(لین،۲۰۰۲ به نقل ازتوسلی و موسوی، ۱۳۸۹).
تقسیم بندی سرمایه ها
۱- سرمایه ی مادی (اقتصادی)
بطور سنتی، سرمایه ی مادی (اقتصادی)، آن چنان که امروزه متداول است، بیشتر مورد توجه قرار می گیرد. اقتصاددانان اولین گروهی بودند که مفهوم سرمایه ی اجتماعی را در این معنا بکار بردند. آنان این مفهوم را به مثابه دارایی های مالی یا زیرساخت های مادی تعریف کردند، فرهنگ بزرگ علوم اقتصادی، سرمایه ی اجتماعی را کل سرمایه ی های موجود در یک اقتصاد می داند که نه تنها شامل ساختمان و ماشین های تولیدی می شود. بلکه تجهیزاتی مثل بیمارستان، آموزشگاه و صنایع دفاعی را هم در بر می گیرد. این تعریف بعدها با محدودتر شدن به برخی هزینه های دولتی اصلاح گردید و جانشین سرمایه ی اجتماعی برای اقتصاددانان، اصطلاحات دیگری مانند: «زیر ساخت اجتماعی[۱۳]» و خدمات اجتماعی[۱۴] می تواند باشد ( شاه حسینی، ۱۳۸۹).
۲-سرمایه ی انسانی[۱۵]
مفهوم نزدیک دیگر به سرمایه ی اجتماعی، سرمایه ی انسانی است. این مفهوم به معنی سرمایه ی گذاری برای پرورش انسانی فرهیخته، سالم و مطلع است و شامل مراقبت های خانوادگی سال های پیش از آموزش پیش دبستانی، کار آمدی بعد از پایان تحصیلات مدرسه ای، سرمایه ی گذاری در آموزش رسمی دانشگاهی و سرمایه ی گذاری در اطلاعات بازار کار از طریق جستجوی شغل است. در واقع سرمایه ی انسانی را باید مهارت و توانایی (آنچه که در گروه های داوطلبانه بدان شدیداً نیازمندیم) دانست که افراد آن را کسب می کنند؛ مانند توانایی هایی در زمینه کسب میزان تحصیلات، توانایی های کلامی و ارتباطی، اعتماد به نفس، قدرت رهبری و … و از این توانایی ها می توان بعنوان ابزار و محملی برای رشد و توسعه سرمایه ی های اجتماعی استفاده کرد. می توان از جامعه ای که ذخیره مطلوبی از سرمایه ی اجتماعی دارد این انتظار را داشت که در تولید سرمایه ی های انسانی و تقویت آنها نیز موفق باشد. اما در بیان تفاوت میان ای

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.

ن دو وجه سرمایه ی می توان گفت: سرمایه ی اجتماعی متعلق به گروههاست نه به افراد. (فوکویاما، ۱۳۸۹، ص۱۳).
بسترهایی همچون خانواده، سازمان ها و گروه های مدنی که امروزه با گسترش ارتباطات سیار، بسیار اهمیت یافته اند، می تواند محمل مناسبی برای سرمایه ی اجتماعی باشد. به تعبیر دیگر مبنای سرمایه ی اجتماعی در ویژگی های جمعی و ساختاری یک جامعه نهفته است و هنجارهایی که شالوده سرمایه ی اجتماعی را تشکیل می دهد در صورتی معنا پیدا می کند که بیش از یک نفر در آن سهیم باشد( مانند گروه های داوطلبان)، اما سرمایه ی انسانی متعلق به افراد است. (همان، ۲۵).
۳- سرمایه ی فرهنگی[۱۶]
یکی دیگر از مفاهیم نزدیک به سرمایه ی اجتماعی، سرمایه ی فرهنگی است. به تعبیر پیتربوردیو وقتی از سرمایه ی فرهنگی سخن می گوییم مجموعه ای از دانش ها و توانایی های شناختی را مد نظر قرار می دهیم که در شکل کالاها و ابزارهای فرهنگی متجلی می شود. در این معنا که بی شباهت به مفهوم سرمایه ی انسانی در نزد کلمن نیست. سرمایه ی فرهنگی تمام آن چیزی است که امروزه ما بعنوان کالاهای فرهنگی می شناسیم. این کالاها صورتی از سرمایه ی فرهنگی هستند که بر روابط اجتماعی و ساختی شبکه پویا و کارآمد اجتماعی تاثیر می گذارند. صورت دیگر سرمایه ی فرهنگی خود را بیشتر در عادات و نگرش های افراد جامعه نمایان می سازد. در این معنا سرمایه ی فرهنگی، تمایلات، عادات و نگرش هایی را در بر می گیرد که استعداد استفاده از شرایط و توانایی های بالقوه را به افراد می دهد تا بر وجوه شناختی و معرفتی خود بیفزایند. تمام مهارت ها و آمادگی هایی را که می توان در محیط خانه و مدرسه به کودکان آموخت. مثل احساس مفید بودن، توانایی ابراز وجود و اظهار نظر و مهارت های دیگر از این دسته اند. به این ترتیب در می یابیم که سرمایه اجتماعی کمک می کند تا پتانسیل ها و استعدادهایی که پراکنده و بصورت فردی در اختیار افراد جامعه است (یعنی همان سرمایه انسانی و فرهنگی) به شکل جمعی برای رفع مشکلات و معضلات موجود در مناسبات بین فردی به کار گرفته شود.(همان :۲۶).
دو تفاوت مهم سرمایه با دیگر سرمایه ها مانند سرمایه مادی و فیزیکی این است که این مشکل از سرمایه حاصل روابط و تعاملات اجتماعی مبتنی بر اعتماد و مشارکت اعضای گروه های اجتماعی است و به شکل عینی و فیزیکی وجود ندارد و تفاوت دیگر اینکه از نظر کلمن سرمایه اجتماعی هر چه بیشتر مصرف شود افزایش خواهد یافت و درصورت عدم مصرف رو به کاهش و نابودی خواهد گذارد.(همان :۲۶).
۴-سرمایه اجتماعی[۱۷]
– حاصل انباشت منابع بالقوه و یا بالفعلی(مانند تخصص ها و مهارت ها) است که مربوط به مالکیت یک شبکه با دوام از روابط کم و بیش نهادینه شده در بین افرادی است که با عضویت در یک گروه ایجاد می شود.
– «سرمایه اجتماعی در روابط میان افراد تجسم می یابد و موقعی سرمایه اجتماعی بوجود می آید که روابط میان افراد به شیوه ای دگرگون شود که کنش را تسهیل کند.» (کلمن ،۱۹۹۸)
– سرمایه اجتماعی در جریان اصلی جامعه‎شناسی آمریکایی بویژه در روایت کارکردگرایانه آن عبارت است از روابط دوجانبه، تعاملات و شبکه‎هایی که در میان گروه های انسانی پدیدار می‎گردند و سطح اعتمادی که در میان گروه و جماعت خاصی به عنوان پیامد تعهدات و هنجارهایی پیوسته با ساختار اجتماعی یافت می‎شود.
– سرمایه اجتماعی مجموعه هنجارهای موجود در سیستم های اجتماعی است که موجب ارتقای سطح همکاری اعضای آن جامعه گردیده و موجب پایین آمدن سطح هزینه های تبادلات و ارتباطات می گردد یعنی فوکویاما سرمایه اجتماعی را به عنوان توانایی افراد برای کار با یکدیگر در جهت اهداف عمومی در گروه ها و سازمان‎ها تعریف می‎کند. (فوکویاما، ۱۹۹۹).
– از نظر رابرت پاتنام منظور از سرمایه اجتماعی، وجوه گوناگون سازمان‎های اجتماعی نظیر اعتماد، هنجار و شبکه‎ها ست که می‎توانند با ایجاد و تسهیل امکانات هماهنگ، کارایی جامعه را بهتر کنند.(ازکیا و غفاری، ۲۷۸:۱۳۸۷).
– بانک جهانی نیز سرمایه اجتماعی را پدیده ای می داند که حاصل تاثیر نهادهای اجتماعی ، روابط انسانی و هنجارها بر روی کمیت و کیفیت تعاملات اجتماعی است وتجارب این سازمان نشان داده است که این پدیده تاثیر قابل توجهی براقتصاد و توسعه کشورهای مختلف دارد(شیخی، ۱۳۹۰).
سرمایه اجتماعی
سرمایه اجتماعی مفهومی است که تقریباً از دهه ۸۰ میلادی وارد متون توسعه اقتصادی، جامعه‎شناسی و سیاسی شده و یک مفهوم بین رشته‎ای است که در چند حوزه نظریه‎پردازان برجسته روی آن کار می‎کنند که از آن جمله می‎توان به کارهای افرادی چون جیمز کلمن، پیربوردیو، رابرت پاتنام و فرانسیس فوکویاما اشاره کرد.

تعاریف سرمایه اجتماعی
سرمایه اجتماعی واژه ای است که در سالهای اخیر وارد حوزه علوم اجتماعی و اقتصاد گردیده و از این منظر دریچه تازه ای را در تحلیل و علت یابی مسائل اجتماعی و اقتصاد گشوده است. در این زمینه مطالعات وسیعی توسط صاحب نظران و دانشمندان این علوم صورت گرفته و نظریه پردازانی همچون بوردیو ، پاتنام ، کلمن، فوکویاما، لین، جاکوب، گلن لوری، بن پرات و بیکر تعاریف متعددی از سرمایه اجتماعی ارائه کرده اند که در ادامه به تفصیل شرح خواهیم داد(اندیشمند، ۱۳۸۸).
سرمایه اجتماعی از دیدگاه پیر بوردیو
بوردیو سه نوع سرمایه را شناسایی نمود؛ این اشکال سرمایه
عبارت از شکل اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی بودند.شکل اقتصادی سرمایه بلافاصله قابل تبدیل به پول است مانند دارایی های منقول و ثابت یک سازمان. سرمایه فرهنگی، نوع دیگر سرمایه است که در یک سازمان وجود دارد مانند تحصیلات عالیه اعضای سازمان که این نوع سرمایه نیز در برخی موارد و تحت شرایطی قابل تبدیل به سرمایه اقتصادی است و سرانجام شکل دیگر سرمایه، سرمایه اجتماعی است که به ارتباطات و مشارکت اعضای یک سازمان توجه دارد و می تواند به عنوان ابزاری برای رسیدن به سرمایه های اقتصادی باشد (وینتر، ۲۰۰۰ به نقل از الوانی، ۱۳۸۵).
سرمایه اجتماعی از نظر بوردیو بر تعهدات و ارتباطات اجتماعی مبتنی است و خود او آن را چنین تعریف می کند: سرمایه اجتماعی انباشت منابع بالفعل و بالقوه ای است که مربوط به داشتن شبکه ای نسبتأ پایدار از روابط کم و بیش نهادی شده از آشنایی و شناخت متقابل است یا به عبارتی دیگر عضویت در یک گروه برای هر یک از اعضایش از طریق حمایت یک سرمایه جمعی، صلاحیتی فراهم می کندکه آنان را مستحق اعتبار به معانی مختلف کلمه می کند.( بوردیو، ۱۹۹۷، ص۵۱ ).
شاخصی که بوردیو برای سرمایه اجتماعی در نظرمی گیرد عضویت افراد در کلوپ ها است بنابراین از نظر بوردیو ایجاد و اثربخشی سرمایه اجتماعی بستگی به عضویت در یک گروه اجتماعی دارد که اعضای آن، مرزهای گروه را از طریق مبادله اشیاء و نهادها بنیان نهاده اند. این روابط ممکن است از طریق کاربرد یک نام مشترک( خانواده،ملت،انجمن،حزب) و مجموعه ای کانل از کنش ها برای نهادینه کردن، نظیر مبادلات مادی و نمادی تضمین شود. لازم به ذکر است که بوردیو سرمایه اجتماعی را ویژگی انحصاری نخبگان می داند که برای تامین موقعیت نسبی شان طراحی شده است و لذا او بر این باور بود که سرمایه اجتماعی فقط برای افراد مرفه مفید است(فیلد، ۲۰۰۱، ترجمه غفاری، ۱۳۸۸، ص۱۴).
از نظر بوردیو مقدار سرمایه اجتماعی در تملک هر عامل اجتماعی به دو امر وابسته است :
اول) اندازه شبکه ارتباطی که عامل اجتماعی به خوبی بتواند آن ها را بسیج نماید.
دوم) مقدار سرمایه(اقتصادی،فرهنگی،نمادی) هر یک از کسانی که عامل اجتماعی با آنها در ارتباط است. به اعتقاد بوردیو سرمایه اجتماعی به عنوان شبکه ای از روابط یک ودیعه طبیعی یا حتی یک ودیعه اجتماعی نیست بلکه چیزی است که در طول زمان و به تلاش بی وقفه بدست می آید. بوردیو بر قابلیت تبدیل انواع مختلف سرمایه تأکید داشته و سرمایه اقتصادی را ریشه انوا ع دیگر سرمایه می داند و به تعبیر لین( ۲۰۰۱ ) سرمایه اجتماعی از نظر بوردیو لباس مبدل برای سرمایه اقتصادی می باشد.
همان گونه که ملاحظه می شود، از دیدگاه بوردیو سرمایه اقتصادی شکل غالب سرمایه گذاری است و انواع دیگر سرمایه که شامل فرهنگی و اجتماعی است، به عنوان ابزاری برای حصول سرمایه اقتصادی مفهوم پیدا می کنند.
از نظر بوردیو، سرمایه اجتماعی در ممالک سرمایه داری به عنوان ابزاری برای تثبیت و تقویت جایگاه اقتصادی افراد به شمار می رود، در این ممالک، سرمایه اقتصادی پایه است و سرمایه اجتماعی و فرهنگی ابزاری برای تحقق آن محسوب می شوند.می توان نتیجه گرفت که دیدگاه بوردیو در زمینه سرمایه اجتماعی یک دیدگاه ابزاری صرف است. به عبارتی اگر سرمایه اجتماعی نتواند موجب رشد سرمایه اقتصادی شود، کاربردی نخواهد داشت.علاوه بر این در این نوع تحلیل از سرمایه اجتماعی تأثیرپذیری از تئوری سرمایه مارکس کاملأ مشهود است و به نظر میرسد می توان مباحث بوردیو از سرمایه اجتماعی را بیشتر یک رویکرد تضادگرا تلقی کرد(بوردیو، ۱۹۹۹، ترجمه مردیها، ۱۳۸۸).
سرمایه اجتماعی از دیدگاه جیمزکلمن
برخلاف بوردیو، کلمن از واژگان مختلفی برای تعریف سرمایه اجتماعی کمک گرفت؛ وی مفهوم سرمایه اجتماعی را از ابعاد مختلف بررسی کرد. کلمن برخلاف بوردیو معتقد است که سرمایه اجتماعی صرفا محدود به طبقه مرفه نبوده بلکه می تواند برای طبقات پایین نیز مفید باشد. از نظر کلمن سرمایه اجتماعی نشان دهنده یک منبع است زیرا متضمن شبکه های مبتنی بر ارزش های مشترک و اعتماد می باشد(فیلد، ۲۰۰۱، ترجمه غفاری، ۱۳۸۸، ص۳۸).
مفهوم سرمایه اجتماعی یرای کلمن وسیله ای برای تبیین نحوه همکاری و تعاون افراد با همدیگر بود. او بر این باور بود که سرمایه اجتماعی یکی از وسایلی است که افراد به کمک آن می توانند منافعی بدست آورند بنابراین سرمایه اجتماعی از نظر کلمن مفید است و دارای کارکرد می باشد و به همین دلیل سرمایه اجتماعی را یا کارکرد آن تعریف می کند. کلمن برای تعریف سرمایه اجتماعی از نقش و کارکرد آن کمک گرفت و تعریفی کارکردی از سرمایه اجتماعی ارائه داد و نه تعریف ماهوی. بر این اساس، سرمایه اجتماعی عبارت از ا رزش آن جنبه از ساختار اجتماعی که به عنوان منابعی در اختیار اعضاء قرار می گیرد تا بتوانند به اهداف و منافع خود دست پیدا کنند. کلمن سرمایه اجتماعی را بخشی از ساختار اجتماعی می داند که به کنشگر اجازه می دهد تا با بهره گرفتن از آن به منافع خود دست یابد و سرمایه اجتماعی را همانند سایر اشکال سرمایه مولّد می داندکه دستیابی هدف های معینی را امکان پذیر می سازد. کلمن در حالی که بر استفاده افراد از منابع ساختی اجتماعی در کنش هایشان برای بدست آوردن بهترین نتایج تأکید می ورزد ولی بر طبیعت جمعی سرمایه اجتماعی نیز اصرار دارد. او معتقد است که سرمایه اجتماعی ویژگی های معینی دارد که آن را از کالاهای خصوصی، تقسیم پذیر و انتقال پذیر، متمایز می سازد. سپس ویژگ
ی های این کالای عمومی را چنین بر می شمرد:
به آسانی مبادله نمی شوداگرچه این سرمایه منبعی است که ارزش استفاده دارد. سرمایه اجتماعی دارایی هیچ یک از افرادی که از آن سود می برند نیست و این به واسطه صفت کیفی ساختار اجتماعی است که فرد در آن قرار گرفته است. نتیجه فرعی فعالیت های دیگر است و معمولأ شخص خاصی آن را بوجود نمی آوردزیرا انگیزه برای سرمایه گذاری در آن وجود ندارد یا ضعیف است، بر خلاف سرمایه فیزیکی که به واسطه منافع شخصی اش انگیزه برای سرمایه گذاری کاهش نمی یابد. سرمایه اجتماعی با اینکه منبع مهمی برای افراد است و می تواند بر توانایی انجام کنش و کیفیت زندگی آن ها بسیار تأثیر گذار باشد، با وجود این از آنجا که بسیاری از منافع کنش هایی که سرمایه اجتماعی را به وجود می آورند، توسط افرادی غیر از فردی که آن را ایجاد کرده کسب می شود، به سود فرد نیست که آن را بوجود آورد.نتیجه این می شود که بیشتر شکل های سرمایه اجتماعی به شکل نتیجه فرعی فعالیت های دیگر ایجاد یا نابود می شود. اگرچه کلمن به عوامل ایجاد، حفظ و نابودی اجتماعی اشاره دارد و معتقد است عواملی نظیر فروبستگی شبکه اجتماعی و ثبات ساختار اجتماعی و ایدئولوژی در حفظ و نابودی سرمایه اجتماعی موثر هستند. نهایتا اینکه سرمایه اجتماعی در صورت استفاده بیشتر برخلاف بعضی اشکال دیگر سرمایه نه تنها مستهلک نمی شود بلکه افزایش می یابد.
تعاریف بوردیو و کلمن تا حودودی شبیه به هم هستند. هر دو قائل به مشارکت و عضویت فرد در گروه بودنند و ماحصل آن را به عنوان سرمایه تلقی می نمودنند؛ بوردیو برای این مفهوم از واژه چسبندگی و کلمن از واژه ساختار اجتماعی کمک گرفتند. بر خلاف بوردیو که سرمایه اقتصادی را به عنوان هدف غایی در نظر می گرفتند، کلمن، سرمایه انسانی را به عنوان هدف غایی مطرح و سرمایه اجتماعی را به عنوان ابزاری برای حصول به سرمایه انسانی بکار می برد. به عبارتی، کلمن با بهره گرفتن از مفهوم سرمایه اجتماعی سعی در شناخت نقش هنجارها و ارزش ها در داخل خانواده با شبکه های اجتماعی بود تا از این طریق بتواند موجب تقویت سرمایه انسانی شود(کلمن، ۱۹۹۸).

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:46:00 ب.ظ ]




در این فصل به تجزیه و تحلیل داده های آماری و شاخص های مربوطه پرداخته می شود. . بدین منظور ، علاوه بر ارائه داده­ ها به صورت توضیحی، برای درک بهتر از جداول استفاده می­گردد. نتایج تحقیق در سه بخش ارائه می شود.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت ۴۰y.ir مراجعه نمایید.

الف) ویژگی های جمعیت شناختی جامعه پژوهش

ب) یافته های توصیفی پژوهش

ج) یافته های استنباطی

۴-۲-ویژگی های آماری افراد نمونه

الف- ویژگی های جمعیت شناختی جامعه پژوهش

یافته های پژوهش نشان داد که از مجموع۴۰ نفر ی که در این پژوهش شرکت داشته اند تعداد ۱۶نفر (۴۰%) شرکت کنندگان پسر و تعداد ۲۴ نفر (۶۰%) شرکت کنندگان دختر بودند. این یافته ها در جدول (۴-۱). ارائه شده است.

جدول شماره( ۴-۱).فراوانی مطلق و فراوانی درصدی دانشجویان به تفکیک جنس

 

 

 

 

 

 

 

 

جنس فراوانی درصد
دختر ۲۴ ۶۰
پسر ۱۶ ۴۰
مجموع ۴۰ ۱۰۰

بر اساس اطلاعات ارائه شده درجدول شماره (۴-۲) از تعداد ۴۰ دانشجویی که در این پژوهش شرکت داشته اند،

تعدا د ۱۳نفر ( ۵/۳۲%) دانشجوی رشته مهندسی علوم و صنایع غذایی و تعداد ۱۶نفر ( ۰/۴۰%) دانشجوی رشته مهندسی بهداشت محیط و تعداد ۱۱نفر ( ۵/۲۷ %) شرکت کنندگان را دانشجویان رشته بهداشت عمومی تشکیل می دادند.

جدول شماره( ۴-۲).فراوانی مطلق و فراوانی درصدی دانشجویان به تفکیک رشته تحصیلی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

رشته تحصیلی فراوانی درصد
علوم و صنایع غذایی ۱۳ ۵/۳۲
مهندسی بهداشت محیط ۱۶ ۰/۴۰
بهداشت عمومی ۱۱ ۵/۲۷
مجموع ۴۰ ۱۰۰

بر اساس اطلاعات ارائه شده در جدول شماره (۴-۳) از مجموع ۲۴ دانشجوی دختر تعداد۴ نفر (۷/۱۶% ) دانشجوی رشته مهندسی علوم و صنایع غذایی و تعداد ۱۰ نفر (۷/۴۱%) دانشجوی رشته مهندسی بهداشت محیط و تعداد ۱۰نفر ( ۷/۴۱%) شرکت کنندگان را دانشجویان رشته بهداشت عمومی تشکیل می دادند. و از مجموع ۱۶ دانشجوی پسر تعداد ۹نفر (۲/۵۶% ) دا نشجوی رشته مهندسی علوم و صنایع غذایی و تعداد ۶ نفر (۵/۳۷%) دانشجوی رشته مهندسی بهداشت محیط و تعداد ۱نفر ( ۲/۸%) شرکت کنندگان را دانشجویان رشته بهداشت عمومی تشکیل می دادند.

جدول شماره( ۴-۳).فراوانی مطلق و فراوانی درصدی دانشجویان به تفکیک جنسیت و رشته تحصیلی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جنس رشته تحصیلی فراوانی درصد
دختر علوم و صنایع غذایی ۴ ۷/۱۶
مهندسی بهداشت محیط ۱۰ ۷/۴۱
بهداشت عمومی ۱۰ ۷/۴۱
مجموع ۲۴ ۰/۱۰۰
پسر علوم و صنایع غذایی ۹ ۲/۵۶
مهندسی بهداشت محیط ۶ ۵/۳۷
بهداشت عمومی ۱ ۲/۶
مجموع ۱۶ ۰/۱۰۰

با توجه به اطلاعات موجود در جدول (۴-۴) در گروه کنترل ۲۰ نفر دانشجو وجود داشت، که این تعداد تحت تاثیر متغیر مستقل آموزش محتوای رایج مهارت های حل مساله قرار گرفتند. در گروه آزمایش نیز تعداد ۲۰ دانشجو وجود داشت، که این گروه تحت تاثیر متغیر مستقل آموزش محتوا ی مبتنی بر فرا شناخت قرار داشتند .

جدول شماره (۴-۴).مشخصات و تعداد دانشجویان در گروه آزمایش وکنترل

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:45:00 ب.ظ ]




مارتین بابر معتقد به اثر بالقوه شفادهندگی داستان درمورد دردهای روحی بود. او داستان را بعنوان رسانهای میدانست که در آن موضوعات وجودی زندگی، تعلق، امید، شهامت، شکوفایی و عشق در هم بافته میشوند و از یک گروه به گروه دیگر، از یک نسل به نسل دیگر منتقل میشود ( استوا رت، ۲۰۰۵، ترجمه نوابی ن‍‍ژاد،۱۳۸۶ ). شاید مهمترین نفشی که قصه یا حکایت و تمثیل در درمان ایفا می کند، همگانی جلوه دادن مشکلاتی است که مراجع با آنها دست و پنجه نرم می کند . بنابراین مراجع احساس نمی کند که تنها است و مشکلش منحصر به فرد و غیرقابل حل است.
پژوهشگران علم ارتباطات نیز که راه های اثرگزاری بر دیگران را مورد مطالعه قرار میدهند یکی از روش های اقناع یا قانع ساختن مخاطب با ارائه نمونه، استدلال، استنادات محکم یا توسل به روایتهای دیگران میدانند که به اقتضای مورد میتوان از چهار روش اقناعی از جمله استقرایی، قیاسی (منطقی)، اشراقی و الهامی استفاده نمود .گروهی از مردم را با تمثیل، داستان و اسطوره بهتر میتوان قانع نمود و این از جمله شگردهایی که موجب ماندگاری آثاری مثل مولانا شده است(باهر،۱۳۸۶).
تمثیل و داستان بدلیل جذابیت ذاتی خود به طرق گوناگون با خواننده ارتباط برقرار می کنند. و از آنجا ئیکه در سطوح مختلف با افراد ارتباط برقرار می سازد، در سطح وسیعی میتواند برای تغییر خلق و وضعیت روانی با افزایش سطح انرژی فرد یا گروه، به چالش کشیدن رفتارها ی غیر قابل قبول، خلق تداعی های قدرتمند در ذهن شنونده و تقویت خلاقیت، تسهیل ارتباط با بهره گرفتن از حواس چند گانه، فعال سازی نیمکره راست مغز، ساده سازی و نه (ساده انگاری) ایده های پیچیده سودمند واقع شود (صاحبی،بی تا).
روش کاربرد تمثیل در فرایند بازسازی شناختی
در رویکرد شناختی،تمام مشکلات عاطفی و روان شناختیِ افراد از شناخت واره ها[۲۷۱]، خطاهای فکری[۲۷۲]، تحریف های شناختی[۲۷۳] و باورهای ناکارآمد[۲۷۴] (غیر منطقی) ناشی می شود. از دیدگاه شناختی، افراد در مراودات اجتماعی و رخدادهایی که برایشان اتفاق می افتد، اکثراً به هنگام ادراک و تفسیر وقایع دچار خطاهای فکری از قبیل: اغراق، فاجعه پنداری، تحریف، نتیجه گیری شتاب زده، تعمیم مبالغه آمیز و… می شوند. از این رو وقایع و اتفاقات را عامل اصلی ناراحتی و مشکلات خود می پندارند. این در حالی است که وقایع و رویدادها به خودی خود نمی توانند باعث ایجاد مشکلات روان شناختی در افراد شوند، بلکه شیوه فکری[۲۷۵] و سبک پردازش[۲۷۶] اطلاعات و معنادهی به وقایع یا همان تفسیر رویدادهاست که این گونه احساسات و هیجانات منفی را در افراد ایجاد می کند(الیس و هارپر[۲۷۷]، ۱۹۸۱ ) .
درمان به شیوه رفتاری – شناختی روشی استاندارد، ساختار مند و کاملاً طرح و برنامه ریزی شده است. در این روش اصول و فنون کار با مراجع گام به گام تعریف و تعیین می شود اصول و فنون و روش های که قرار است در این مسیر بکار گرفته شوند مشخص شده است: متغیرهای دخیل در مشکل عبارتند از ۱- متغیرهای آغازگر یا ایجاد کننده ۲- متغیرهای زمینه ساز ۳-متغیرهای نگهدارنده و ۴-متغیرهای تعدیل گر. هدف اصلی در این رویکرد حذف یا تعدیل متغیرهای نگهدارنده است که همواره یک فکر و یا باور نادرست است که به آن خطاهای فکری یا باورهای غیرمنطقی می گویند. شش گام اساسی برای آموزش بازسازی شناختی عبارتند از گام اول: شناسایی موقعیت وآنچه باعث رنج و ناراحتی میشود، گام دوم: شناسایی هیجانهاومیزان شدت آنها ،گام سوم: شناسایی افکار، شامل افکار اتوماتیک مقدم بر هیجان، گام چهارم: چالش با افکار و باورهااز طریق شواهد و مدارک موجود برعلیه افکار، گام پنجم: عکس العمل نشان دادن به افکار بیفایده و جایگزین کردن افکارمنطقی بشکل مفید، گام ششم: ارزیابی مجدد باورها ، افکار و هیجانها(شیدلینگر،۲۰۰۴). به منظور فهم مراجع از نوع خطایی که در فکرش وجود دارد درگام چهارم و پنچم مشاوره گروهی از تمثیل استفاده میشود و این مدا خله ،کار چالش با افکار مراجع را به حداقل می رساند. بطور کلی در رویکرد شناختی، ده خطای فکری (تحریف شناختی) و سیزده باور ناکارآمد به منزله عوامل اصلی شکل گیری و تداوم اختلالات هیجانی شناسایی شدهاند که درفرایند درمان شناختی نحوه بازشناسی و بازسازی آنها به افراد آموزش داده میشود (مک مولین، ۲۰۰۰ به نقل از صاحبی ۱۳۸۷)که انسانهای متعارف نیز کمابیش از این خطاهای فکری و باورهای ناکارآمد در فرایند زندگی شان استفاده میکنند.
در جداول( ۶-۲ و ۷-۲ )ابتدا تحریفهای شناختی و باورهای غیر منطقی معرفی شده اند سپس برای هر یک از این تحریف ها و باورها دو تمثیل یا داستان پیشنهاد شده تا به تناسب تشخیص مراجعین از هر کدام استفاده شود.
جدول( ۶-۲ ) تمثیل های مرتبط با تحریفهای شناختی

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت fumi.ir

 

 

 

 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:45:00 ب.ظ ]




حشمتی (۱۳۸۲)، به بررسی روابط عوامل محیطی و استقرار و گسترش تیپ های پوشش گیاهان مرتعی در شمال شرقی استان گلستان پرداخت و برای تعیین همبستگی عوامل محیطی با تیپ های گیاهی، از رج بندی PCA استفاده نمود و به این نتیجه رسید که عوامل محیطی بر استقرار و پراکنش موزاییکی جوامع گیاهی مؤثرند و مهمترین عوامل مؤثر بر تفکیک جوامع گیاهی عمق آب زیرزمینی، جهت شیب و شوری خاک هستند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

کاشی پزها (۱۳۸۱) مهمترین عوامل مؤثر در تفکیک جوامع و زیر جوامع گیاهی منطقه باغ شاد را ارتفاع از سطح دریا، درصد شیب، بافت و عمق خاک گزارش می کند و اشاره می کند که سایر عوامل در انتشار جوامع نقش کمتری دارند.

عصری و مهرنیا (۱۳۸۰) جوامع گیاهی بخش مرکزی منطقه حفاظت شده سفیدکوه را بررسی کردند آنها پراکنش جوامع گیاهی این منطقه را اساساً تحت تأثیر عوامل توپوگرافیکی شامل ارتفاع از سطح دریا، جهت و میزان شیب و عوامل خاکی از جمله عمق و بافت دانستند و بیان کردند که این عوامل موجب استقرار اجتماعات گیاهی در نوارهای ارتفاعی و شیب های مختلف شده اند.

۲-۱-۱ ارتباط خاک با پوشش گیاهی

با توجه به برقراری روابط تنگاتنگ بین اجزای زیست بوم و تابعیت عامل خاک از عوامل اقلیمی، موجودات زنده، پستی و بلندی، سنگ مادر و زمان، بحث روابط بین خاک و پوشش گیاهی مطرح میشود. این روابط یک سویه نیست (جعفری و همکاران، ۱۳۸۱). به عبارت دیگر همبستگی شدید و ارتباط تنگاتنگ بین پوشش گیاهی و خاک به گونهای است که تغییر در وضعیت هر کدام، تأثیر شدیدی در دیگر کارکردهای اکوسیستم میگذارد (حاج عباسی، ۱۳۷۸). خاک ها از یک طرف تعیین کننده گونه های گیاهی هستند و از طرف دیگر گیاهان بر چرخه عناصر غذایی و خصوصیات مکانی خاک ها اثر می گذارند (مقیمی، ۱۳۶۸). ویژگی های فیزیکی و شیمیایی خاک در رابطه با پوشش گیاهی باعث تنوع و پراکنش جغرافیایی گسترده گیاهان می شود (باغستانی میبدی، ۱۳۷۵). Beno (1996) در مطالعات خود در طول ساحل عربستان و کناره خلیج فارس، گیاهان را به عنوان شاخصی از خصوصیات خاک مورد بررسی قرار داد. وی نشان داد که گیاهان شاخص، نماینده ویژگی های خاک هستند و تیپ های مختلف گیاهی با تیپ های خاک منطقه مطابقت دارند. Jin-Tun (2002) در مطالعه روابط پوشش گیاهی با عوامل محیطی دریافت که پراکنش پوشش گیاهی تابعی از اقلیم و خاک است و در اقلیم با شرایط ثابت به منظور مدیریت صحیح اکوسیستم های مرتعی باید ارتباط بین خاک، پوشش گیاهی و موجودات زنده را شناخت.

در مطالعهای که در خصوص رابطه بین پوشش گیاهی با خصوصیات خاک در دشت های بیابانی جنوب صحرای سینا در کشور مصر صورت گرفت، بیان شد که به طور کلی درصد رطوبت و درصد ماده آلی از جمله مهمترین عوامل مؤثر در پراکنش پوشش گیاهی میباشند (Abd El-Ghani, 2003).

رابطه بین خصوصیات خاک و پوشش گیاهی هالوفیت در نواحی ساحلی شمال چین به روش تجزیه مؤلفه های اصلی مورد بررسی قرار داده شد. نتایج این تحقیق نشان داد که شوری، اسیدیته، درصد رطوبت و درصد ماده آلی از جمله عوامل اصلی مؤثر در توجیه تنوع پراکنش پوشش گیاهی در این مناطق میباشند (Wei et al., 2008).

نتایج پژوهشی که با روش تجزیه مؤلفه های اصلی و تجزیه همبستگی در چین انجام شد نشان داد که ویژگی های فیزیکی-شیمیایی خاک مانند مواد غذایی، رطوبت، شوری و اسیدیته که بر روی همگنی زیستگاه تأثیرگذار هستند، الگوی پراکنش جامعههای گیاهی را در این مناطق کنترل میکنند (Yibing, 2008).

Monier و همکاران (۲۰۰۳) در صحرای سینا نشان دادند که هدایت الکتریکی، اسیدیته، آهک، گچ، ماده آلی، سنگریزه و رطوبت اشباع از عوامل مهم تأثیر گذار بر پراکنش گیاهان هستند. Barrett (2006) عمق آب زیر زمینی و بافت خاک را به عنوان عوامل کلیدی تعیین کننده پراکنش جامعه های گیاهی در سواحل دریاچه های شور معرفی کرد. Lu و همکاران (۲۰۰۶) تأثیر تعدادی از فاکتورهای خاک را بر پراکنش بوته ها و علفی ها بررسی کردند و نشان دادند که مهمترین فاکتورهای تأثیر گذار مقدار رطوبت خاک، pH، ماده آلی خاک و پتاسیم در دسترس بودند.

Jafari و همکاران (۲۰۰۳) در منطقه حوض سلطان اثر عوامل خاکی مانند بافت، آهک، pH، EC و یون های محلول را روی توزیع، درصد و تراکم پوشش گیاهی به طور کمّی بررسی کردند و روابط ویژه ای بین نوع گیاه و تنوع خاک یافتند و بیان کردند که نقش شوری و بافت مؤثرتر از سایر عوامل بوده است.

Kosmas و همکاران (۲۰۰۰) طی تحقیقی که در منطقه لسوس (یونان) انجام دادند به این نتیجه رسیدند که از بین فاکتورهای خاک pH، EC، عمق، سدیم و پتاسیم قابل تبادل که مورد بررسی قرار گرفتند عمق خاک در ماندگاری گیاهان چندساله یک عامل بسیار اساسی محسوب می گردد.

Farrukh و همکاران (۱۹۹۴) به طبقه بندی و آنالیز چند متغیره پوشش گیاهی ناحیه سوابی پرداختند و مهمترین عوامل کنترل کننده پراکنش گیاهی در این منطقه را اسیدیته خاک، فسفر و کربنات کلسیم تشخیص دادند.

Jensen (1990) در بررسی اثر گرادیان های محیطی در پراکنش جوامع گیاهی نشان داد که جوامع گیاهی به گرادیان های پیچیده ای از خاک شامل عمق خاک، ظرفیت نگهداری آب و میزان رس عکس العمل نشان داده و pH، نیتروژن، مواد آلی و فسفر از خصوصیات شیمیایی با رج بندی توده ها همبستگی معنی داری داشتند.

Lentz (1984) در تیپ های رویشی درمنه زار، ضمن مطالعه ۲۸ پارامتر از عوامل مورفولوژیکی خاک عنوان کرد که بافت و توالی افق ها، میزان سنگریزه، رنگ، ضخامت افق ها، اندازه ذرات و نوع ساختمان خاک به عنوان معیارهای ارتباطی بین پوشش گیاهی و خاک می تواند در تفکیک تیپ های رویشی مفید واقع شود.

ترنج زر و همکاران (۱۳۹۰) رابطه بین جوامع گیاهی و متغیر های فیزیکی و شیمیایی خاک کویر میقان اراک را مورد مطالعه قرار دادند. آنها برای تعیین عوامل خاکی مؤثر بر پراکنش پوشش گیاهی از آنالیز های PCA و CCA استفاده کردند. نتایج حاصل از آنالیز PCA نشان داد مهمترین عوامل خاکی مؤثر در پراکنش پوشش گیاهی خصوصیاتی نظیر بافت، شوری، سدیم، منیزیم و آهک است. و عوامل مهم مؤثر بر پوشش گیاهی با بهره گرفتن از آنالیز CCA، بافت و شوری را نشان داد.

جعفری و همکاران (۱۳۸۵) رابطه خصوصیات خاک با پراکنش گونه های گیاهی در مراتع استان قم را بررسی کردند. آنها به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آنالیز مؤلفه های اصلی استفاده کردند. نتایج پژوهش آنها نشان داد که مهمترین خصوصیات خاکی مؤثر در تفکیک تیپ های گیاهی بافت، هدایت الکتریکی و آهک خاک است.

تحقیق گرگین کرجی و همکاران (۱۳۸۵) با عنوان بررسی ارتباط برخی گونه های شاخص مرتعی با خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک در کردستان که با روش فیزیونومیک تیپ بندی پوشش گیاهی انجام شده تأیید می کند حضور و درصد تاج پوشش گونه های گیاهی با برخی عوامل خاکی از جمله بافت خاک، درصد اشباع بازی، اسیدیته، سنگ و سنگریزه، سیلت و رس همبستگی دارند. آنها اعلام کردند داشتن اطلاعات درباره خصوصیات خاک در اکولوژی ضروری است.

مختاری اصل و همکاران (۱۳۸۴) در بررسی عوامل مؤثر در استقرار و پراکنش چهار گونه مرتعی شورپسند در مراتع قرخلار مرند بیان کردند که به طور کلی، واکنش گونه ها به عوامل خاکی می تواند به عنوان مؤلفه مهم در گسترش و استقرار این گونه ها برای مناطق شور مورد توجه قرار گیرد و هر گونه گیاهی با توجه به منطقه رویش، نیازهای اکولوژیک و دامنه بردباری با بعضی از خصوصیات خاک رابطه دارد.

ترنج زر و همکاران (۱۳۸۴) رابطه خصوصیات خاک با پوشش گیاهی مراتع وشنوه استان قم را بررسی کردند. آنها بیان کردند به عنوان یک نتجه کلی گیاهان به آن دسته از فاکتورهایی که به جذب مواد غذایی و آب کمک می کند گرایش مثبت نشان می دهند به طوری که در تیپ های مورد مطالعه ماده آلی، بافت، آهک، سنگریزه به ترتیب بیشترین رابطه را با گونه های گیاهی مورد مطالعه نشان دادند.

رضایی (۱۳۸۳) با تحلیل ۳۲ متغیر خاک و شکل زمین در حوزه سد لار به کمک آنالیز مؤلفه های اصلی مهمترین پارامترهای کیفیت خاک رویشگاه را، عمق مؤثر خاک، شاخص حاصلخیزی، ازت کل، پایداری، ساختمان، عمق لایه سطحی و ظرفیت نگهداری آب در خاک دانسته است و نشان داده که متغیرهای گیاهی به خصوصیات فیزیکی خاک نسبت به خصوصیات شیمیایی آن حساستر هستند.

نتابج پژوهش حسینی توسل و جعفری (۱۳۸۲) جهت تعیین میزان تأثیر فاکتورهای خاکی بر جدایی تیپ های گیاهی نشان داد که صفات خاک می تواند یکی از عوامل مهم و مؤثر در تشابه یا تمایز تیپ ها از یکدیگر باشد اگر چه به دلیل تأثیر عوامل متعدد این ارتباط صد در صد نیست. همچنین مشخص شد که ارتباط بین فاکتورهای خاکی و پوشش گیاهی از عوامل مؤثر در تغییرات درصد پوشش تاجی گیاهان مرتعی در جهات و طبقات ارتفاعی مختلف می باشد و فاکتورهایی که بیشترین تغییرات درصد پوشش تاجی گیاهان مورد بررسی را توجیه کردند، به ترتیب درصد سیلت، درصد سنگ و سنگریزه و درصد مواد آلی موجود در خاک بودند.

نتایج تفکیک تیپ های رویشی مختلف مراتع پشتکوه استان یزد در ارتباط با مشخصات خاک با بهره گرفتن از تجزیه مؤلفه های اصلی و آنالیز تطابق کانونیک (CCA) تشان داد که هدایت الکتریکی، بافت خاک، املاح پتاسیم، گچ و آهک از مهمترین عوامل مؤثر در تفکیک پوشش گیاهی منطقه میباشند و هر گونه گیاهی با توجه به منطقه رویش، نیاز های بومشناختی و دامنه بردباری با بعضی از خصوصیات خاک رابطه دارد (جعفری و همکاران، ۱۳۸۱).

نتایج بررسی ارتباطات متقابل خواص فیزیکی و شیمیایی خاک با گونه های غالب مرتعی منطقه مهرزمین قم توسط جعفری و همکاران (۱۳۸۱) نشان داد که پارامترهای مختلف خاکی تأثیر یکسانی بر گونه های گیاهی ندارند و از بین عوامل خاکی مورد بررسی (ضخامت هر افق، میزان هدایت الکتریکی عصاره اشباع، اسیدیته خاک، درصد آهک، میزان پتاسیم، بافت خاک و درصد ماده آلی)، تاج پوشش گونه ها بیشترین همبستگی را با دو عامل میزان پتاسیم و ضخامت افق ها و کمترین همبستگی را با هدایت الکتریکی داشتند.

مهردادی (۱۳۸۰) پس از بررسی خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک بر گونه های مرتعی غالب منطقه کهک قم به این نتیجه رسید که ارتباط خاصی بین خصوصیات خاک و پوشش گیاهی وجود دارد به طوری که تاج پوشش بیشترین همبستگی را با رس و pH نشان داد.

آریاوند و میروکیلی (۱۳۷۴ ) ضمن بررسی رابطه جوامع گیاهی بازفت در غرب استان چهار محال و بختیاری با عوامل محیطی، نتیجه گرفتند که تغییرات ارتفاع از سطح دریا، شیب، نوع و تغییرات خاک و عوامل اقلیمی در انتشار جوامع گیاهی مؤثرند.

۲-۱-۲ ارتباط عوامل فیزیوگرافی و پوشش گیاهی

عوامل جغرافیایی از جمله عرض های جغرافیایی، ارتفاع از سطح دریا، جهات جغرافیایی و درصد شیب زمین موجب محدودیت انتشار گونه های گیاهی می شوند و انتشار آنها به موازات همدیگر صورت می گیرد. مثلاً انتشار گونه های گیاهی در مناطق کوهستانی تابع درجه حرارت و در مناطق پست عامل محدود کننده رطوبت و مقدار آب است. پستی و بلندی بطور مستقیم از طریق تغییر و تعدیلاتی بر روی عوامل محیطی و بطور غیر مستقیم از طریق تأثیر در تشکیل خاک روی جوامع نباتی تأثیرات عمده ای دارد. داشتن مشخصات فیزیوگرافی اراضی مرتعی جهت مدیریت این اراضی ضروری می باشد. با افزایش ارتفاع از سطح دریا، متوسط درجه حرارت هوا کاهش یافته و با توجه به سایر عوامل اقلیمی منجر به تشکیل نواحی اقلیمی گشته، در نتیجه نواحی گیاهی با تنوع گونه ای خاص ایجاد می شود (Muller and Oberlander, 1978). Marsh (1991) بیان می دارد که اختلاف موجود در دریافت انرژی خورشید که از جهت های مختلف جغرافیایی و طبیعت شیب ها ناشی می شود، می تواند تأثیرات عمیقی روی پوشش گیاهی و شرایط محیطی داشته باشد.

از میان عوامل محیطی، پارامترهایی مانند جهت جغرافیایی، میزان شیب، ارتفاع از سطح دریا و سایر عوامل محیطی بر روی پارامترهای شیمیایی و فیزیکی خاک اثرگذار می باشند (Enright etal.,2005؛Solon et al., 2007). ویژگی های پستی و بلندی مانند ارتفاع از سطح دریا، شیب و جهت بر روی خشکی خاک و تبخیر و تعرق گیاهان مؤثر است (Pssama, 1970) و همچنین از جمله عامل هایی هستند که آب قابل دسترس را تحت تأثیر قرار می دهند (Vetaas, 1993). در میان عوامل پستی و بلندی، پارامتر جهت جغرافیایی با ایجاد خرد اقلیم به عنوان عامل مهمی در ایجاد تفاوت های شگرف بین خصوصیات اکوسیستم ها محسوب می شود (Carmel and Kadmon, 1999). در این زمینه Aragon و همکاران (۲۰۰۷)، Goldi(2001) و Schoenholtz و همکاران (۲۰۰۰) هر یک در پژوهش خود ارتباط بین جهت جغرافیایی و پراکنش گیاهان را مورد بررسی قرار داده و به این نتیجه رسیدند که جهت شیب، اثر معنی داری روی ترکیب، ساختار و تراکم جوامع گیاهی و خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک دارد. نتایج پژوهش Rundel (1981) نشان داد که عوامل مؤثر در جهت جنوبی، عمق خاک، میزان هوموس، اسیدیته خاک و در جهت شمالی، تابش نور خورشید است. Mark و همکاران (۲۰۰۰) نیز دریافتند که ویژگی های توپوگرافی (ارتفاع، شیب و جهت شیب)، عامل های اصلی الگوهای پراکنش پوشش گیاهی آلپی در کوهستان آرمسرونگ نیوزلند هستند.

Tavili and Jafari (2009) دریافتند که عامل ارتفاع از سطح دریا، جهت جغرافیایی و شیب با تأثیر بر میزان دما و رطوبت، عوامل عمده کنترل پراکنش گونه های گیاهی می باشند. نتایج مطالعات قلیچ نیا (۱۳۷۸) نیز نشان می دهد که پوشش گیاهی منطقه نردین تحت تأثیر عوامل مختلف زیستی و فیزیکی شکل است و بین عوامل توپوگرافی و ویژگی های گیاهی همبستگی متقابل وجود دارد.

در بررسی ها و تحقیقاتی که در زمینه تغییر دینامیک ساختار پوشش گیاهی در مناطقی که فیزیوگرافی رخساره های گوناگونی دارد، انجام شده، تغییر ارتفاع به عنوان یکی از پارامترهای مؤثر در ساختار پوشش گیاهی، در حالت عام و خاص مطرح می باشد و به تدریج که ارتفاع محلی افزایش می یابد تغییراتی در آب و هوا و به تبع آن در پوشش گیاهی ایجاد می شود و از طرفی در اراضی با شیب تند نیز بواسطه جریان شدیدتر آب، زمین سریعتر خشک شده و همچنین فرسایش شدید خاک، شرایط را برای رشد و نمو گیاهان محدودتر می کند (مبین، ۱۳۵۲). در بررسی رابطه بین پوشش گیاهی و برخی عوامل محیطی بیات موحد (۱۳۷۷) نتیجه گرفته است که ارتفاع یک همبستگی قابل قبولی با درصد پوشش گیاهی دارد و با افزایش ارتفاع درصد پوشش گیاهی نیز افزایش یافته است.

خواجه الدین و یگانه (۱۳۸۹) رابطه ی گونه های گیاهی منطقه ی شکار ممنوع کرکس با عوامل پستی و بلندی و اقلیم را بررسی کردند و رسته بندی ویژگی های گونه ها با عوامل محیطی را با روش تجزیه تطبیقی متعارف (CCA) انجام دادند. نتایج این پژوهش نشان داد در منطقه شکار ممنوع کرکس عوامل فیزیوگرافی و اقلیمی تأثیر بسیار زیادی در استقرار گونه های گیاهی دارند و این عوامل با تأثیر بر یگدیگر عامل عمده ی پراکنش گونه های گیاهی هستند. نتایج تجزیه ی مؤلفه های اصلی نشان داد که مهمترین ویژگی های اقلیمی مؤثر در پراکنش و استقرار گونه های غالب، بارندگی و دما و از بین عامل های پستی و بلندی، عامل ارتفاع از سطح دریا تأثیر به سزایی دارد. این بررسی نشان داد که با افزایش ارتفاع، گونه های بالشتکی پراکنش بیشتری دارند. آنها اینطور استناط کردند که عامل های محیطی مهم دیگری بر پوشش گیاهی منطقه تأثیر گذارند.

خادم الحسینی و همکاران (۱۳۸۶) با بررسی نقش عوامل توپوگرافی و اقلیم در پراکنش پوشش گیاهی مراتع مشجر ارسنجان نشان دادند ارتفاع از سطح دریا و جهت جغرافیایی با تأثیر بر میزان دما و رطوبت، عامل عمده کنترل پراکنش گونه های گیاهی هستند.

با توجه به بررسی پژوهش های انجام شده در مطالعه حاضر و انجام نگرفتن مطالعه ای بر پراکنش پوشش گیاهی منطقه مورد مطالعه، این پژوهش صورت گرفت.

فصل سوم

مواد و روش ها

۳-۱ منطقه مورد مطالعه

۳-۱-۱ موقعیت جغرافیایی منطقه

منطقه تنگ صیاد ناحیه ای کوهستانی و مرتفع با ارتفاع متوسط۲۷۲۰ متر از سطح دریا، وسعتی معادل ۲۷۰۰۰ هکتار بین مختصات جغرافیایی ˝۲۸۰۶/۴۴´۵۸°۵۰ تا ˝۰۸۹۶/۲۵´۱۰°۵۱ طول شرقی و ˝۲۸۸۶/۶´۳°۳۲ تا ˝۵۵۱۶/۷´۱۷°۳۲ عرض شمالی واقع شده است. از نظر تقسیمات کشوری، این منطقه در بخش شرقی شهرستان شهرکرد و بخش غربی شهرستان بروجن در استان چهارمحال و بختیاری و فاصله آن تا شهرستان شهرکرد (مرکز استان) ۱۵ کیلومتر می باشد و نزدیکترین شهر به آن فرخشهر میباشد. شکل ۳-۱ موقعیت منطقه را در ایران و استان چهارمحال و بختیاری نشان می دهد.

 

شکل ۳-۱: موقعیت منطقه مورد مطالعه بر روی نقشه ایران و چهارمحال و بختیاری

این منطقه در سال ۱۳۴۹ از طرف شورای عالی شکاربانی و نظارت بر صید به عنوان منطقهی شکار ممنوع و در سال ۱۳۵۲ با تصویب شورای عالی محیط زیست، به عنوان منطقه حفاظت شده اعلام گردید. در سال ۱۳۷۴ نیز حدود ۵۴۰۰ هکتار از قسمت میانی این منطقه به پارک ملی تبدیل گردید. به این ترتیب منطقه مطالعاتی تنگ صیاد شامل پارک ملی در قسمت میانی و منطقه حفاظت شده در پیرامون آن است (سازمان حفاظت محیط زیست، ۱۳۸۱).

۳-۱-۲ منابع اراضی و خاک منطقه

بر پایه نتایج مطالعات و ارزیابی منابع و قابلیت اراضی، اراضی محدوده به ۶ تیپ و ۱۲ واحد اراضی تقسیم شده است.

حدود ۶۵ درصد از وسعت محدوده مطالعاتی به تیپ کوه ها و تپه ها، ۲۳ درصد به تیپ واریزه های بادبزنی شکل سنگریزه دار، ۷ درصد به تیپ فلات ها و تراس های فوقانی و ۵/۲ درصد به دشت های دامنه ای تعلق می گیرد.

بررسی مشخصات فیزیکی خاکهای محدوده مورد نظر گویای آن است که این خاکها عمدتاً فاقد تکامل پروفیلی بوده و در تحت گروه Lithic Xerorthents و Typic Xerorthents قرار دارند که حاکی از کم عمق یا نیمه عمیق بودن خاکها در رژیم رطوبتی Xeric است.

۳-۱-۳ هوا و اقلیم

بر پایه یافته های مطالعات اقلیمی و نقشه خطوط همباران، میزان بارش در گستره منطقه از حدود ۳۵۰ میلیمتر در دامنههای ارتفاعی کمتر از ۲۱۰۰ متر تا حدود ۶۰۰ میلیمتر در قلل مرتفع منطقه و با بیش از ۲۹۰۰ متر ارتفاع نوسان دارد که نشان میدهد میزان ریزش با افزایش ارتفاع رابطه مستقیمی دارد. شکل بارش نیز در طبقات ارتفاعی با دمای پایینتر از صفر درجه سانتیگراد به شکل برف است. بر این اساس و متناسب با تغییرات میزان بارندگی و درجه حرارت، برحسب تغییرات ارتفاع، سه قلمرو اقلیمی خشک سرد، نیمه خشک سرد و نیمه مرطوب با تابستان معتدل و زمستان بسیار سرد بر اساس تقسیمبندی اقلیمی را میتوان در منطقه تشخیص داد (شیوندی و نظریان، ۱۳۸۶).

۳-۱-۴ زمین شناسی و ژئومرفولوژی منطقه

از لحاظ زمین شناسی این منطقه در پهنه سنندج- سیرجان واقع است که در آن سنگ هایی به سن کواترنری، الیگومیوسن و کرتاسه دیده می شود. بیشتر سنگ های این منطقه آهکی بوده که از نوع آهک های خاکستری، آهک های کریستالیزه، آهک های اوربیتولین دار، آهک نومولیت دار و کنگلومرای آهکی می باشد که با جوشش آنها توسط اسید کلریدریک قابل تشخیص می باشند (درویش زاده،۱۳۷۰).

از لحاظ تکتونیکی این منطقه روی گسل جنوبی رخ قرار گرفته است که سازوکار این گسل از نوع راندگی است. امتداد گسل شمال باختری- جنوب خاوری با شیب به سوی شمال خاوری است (آقانباتی، ۱۳۸۵).

۳-۱-۵ پوشش و ترکیب گیاهی منطقه

در این منطقه ۲۰ تیپ گیاهی تشخیص داده شده و حدود ۲۵۰ گونه متعلق به ۵۲ تیره شناسایی شده است (محیط زیست، ۱۳۸۱). اما ما به دلیل صرف هزینه و وقت زیاد و صعب العبور بودن بعضی تیپ ها فقط در ۶ تیپ رویشی منطقه مطالعه و نمونه برداری انجام دادیم که ویژگی های این ۶ تیپ در ذیل مختصراً شرح داده شده است.

تیپ Ast. alb + Ast.myr + Aca. mic + Cou. ten

گیاهان غالب این تیپ عبارتند از:

Astragalus albispinus – Astragalus myriacanthus – Acanthophyllum microcephalum – Cousinia tenuiramula

این تیپ عمدتاً در منطقه دشتی جنوب کوه بر آفتاب حاجی و تپه ماهورهای شرق فرخشهر گسترش دارد. پوشش گیاهی آن کاملاً تخریب یافته و چرا شده است بطوری که گیاه خوشخوراک در آن دیده نمی شود و چهره ظاهری آن گندمیان یکساله است. تراکم رویشی در این تیپ تا ۱۰ درصد می باشد. گیاهان همراه این تیپ عبارتند از:

Nepeta glomerulosa – Echinophora platyloba – Centourea guabae – Phlomis persica – Hertia angustifolia – Astragalus gossypinus

تیپ Ast.sus+Ast.myr+Ast.spp+Cou.ten+grasses

گیاهان غالب این تیپ عبارتند از:

Astragalus susianus – Astragalus myriacanthus – Astragalus rhodosemius – Astragalus cephalanthus – Astragalus podolobus – Cousinia tenuiramula – Psathyrostachys fragilis – Bromus tomentellus – Agropyrom intermedium

این تیپ در بخش وسیعی از ارتفاعات کوهستانی منطقه حفاظت شده در تنگ کماسون، اطراف چشمه حسن خان، کوه چشمه کوکی، کوه چاله گل سرخی، شیب شرقی کوه دستگرد، اطراف کوه آتش برقی، گردنه بستان شیر به طرف آب شرشر و کوه کورچی گسترش دارد. این تیپ از تراکم نسبی گیاهی خوبی برخوردار است و تراکم آن در حدود ۵۰ درصد می باشد. گیاهان همراه این تیپ عبارتند از:

Scoriola orientalis – Phlomis olivieri – Aconthophyllum microcephalum – Teucrium polium – Eryngium noeanum – Centaurea virgata – phlomis persica – Centaurea gaobae – Artemisia aucheri – Hertia angustifolia – Daphne mucronata – Stipa hohenackeriana – Melica persica – Gundelia toornefortii – Acantholimon erinaceum

تیپ Ast.myr+Ast.spp+Cou.ten+Sti.hoh

گیاهان غالب این تیپ عبارتند از:

Astragalus myriacanthus-Astragalus gossypinus-Astragalus cephalanthus-Astragalus albispinus-Astragalus -Cousinia tenuiramula-Stipa hohenackeriana-Bromus tomentellus

این تیپ در بخش های دامنه ای و دشتی دربرگیرنده مزرعه شیخ رجب، دشت شمالی خط برق فشار قوی تا مزرعه چاه فرهاد و دره ماران و دامنه های شاه مار و دشت دربرگیرنده دره به طرف تنگ صیاد و دامنه های کوه جیلون تا شمال گسترش دارد که به علت دشتی بودن در اغلب نقاط تخریب یافته و چرا شده است. تراکم گیاهی در این تیپ بین ۲۵-۱۰ درصد می باشد. گیاهان همراه این تیپ عبارتند:

Acanthophyllum microcephalum- Scariola orientalis- Phlomis olivieri- Echinophora platyloba- Erangium billardieri- Hertia angostifolia- Erangium noeanum- Nepeta glomerulosa- Pimpinella deverroides

تیپ Ast.myr+Cou.ten+Cou.cyl+Sti.hoh

گیاهان غالب این تیپ عبارتند از:

Astragalus myriacanthus – Cousinia tenuiramula – Cousinia cylindracea – Stipa hohenackeriana

این تیپ در ناحیه وسیعی از دشت های حدفاصل اراضی زراعی و ارتفاعاتی چون کوه پلنگ آباد، کوه کورچی، کوه بستان شیر و پیرکوه (شرق پیرکوه مشهور به دشت احمدآباد) با تراکم نسبی ۱۰ تا ۲۵ درصد متشکل از گیاهان غیرخوشخوراک و اغلب خاردار گسترش دارد، بخش هایی ازآن اراضی زراعی رها شده یا بستر های سیلابی است. گیاهان همراه این تیپ عبارتند از:

Bromus tomentellus – Echinophora platyloba – Scariola orientalis – Eryngium noeonum – Hertia angustifolia – Centaurea gaubae – Astragalus spp

تیپ Ast.myr+Ast.gos+Cou.ten

گیاهان غالب این تیپ عبارتند از:

Astragalus myriacanthus-Astragalus gossypinus-Cousinia tenuiramula

این تیپ در ناحیه نسبتاً وسیع دشتی شمال غرب منطقه حفاظت شده، حد فاصل کوه تنگ لاسون تا پیرکوه گسترش دارد. بخش هایی از این منطقه در اطراف تنگ کماسون زراعی و تخریب یافته است. به دلیل دشت بودن گیاهان مرغوب و خوشخوراک آن از بین رفته و تنها گیاهان خاردار و غیر خوشخوراک باقیمانده اند، در بعضی از موارد فرسایش نیز در اینجا به خوبی مشهود است. تراکم رویشی در این تیپ بین ۲۵-۱۰ درصد می باشد. گیاهان همراه این تیپ عبارتند:

Phlomis persica- Acanthophyllum microcephalum- Stipa hohenackriana- Centaurea gaubae- Bromus tomentellus- Scariola orientalis- Centaurea virgata

تیپ R + Ast. ech

این تیپ در نواحی صخره ای با گیاه پشته ای Astragalus echidnaeformis شامل بخش هایی از شیب جنوب غربی کوه برآفتاب سورک و ارتفاعات صخره ای غرب تنگ صیاد گسترش دارد. ارتفاعات صخره ای مذکور فقط بدلیل وجود گونه ای از گون که نام آن آورده شده از سایر نقاط صخره ای که دارای پوشش گیاهی خاص خودشان می باشند متمایز می شود. گیاهان همراه این تیپ عبارتند از:

Centaurea gaubae – Picris strigosa – Nepeta persica – Amygdalus lycioides – Rhamnus persica

۳-۲ تعیین تیپ های گیاهی منطقه مورد مطالعه

به منظور تعیین تیپ های رویشی که شاخص پوشش گیاهی کل منطقه باشد با توجه به تیپ بندی اولیه که توسط سازمان محیط زیست استان تهیه شده بود و پس از مراجعه به عرصه و بازدیدهای مکرر مرز تیپ ها اصلاح شد و تیپ های رویشی منطقه با توجه به سیمای ظاهری (فیزیونومی) تعیین گردید. سپس اقدام به استخراج محدوده مطالعاتی، نقشه تیپهای گیاهی و تهیه نقشه های مدل رقومی ارتفاع، شیب، جهت و ارتفاع در محیط نرم افزاری ARC GIS9.3 شد.

شکل ۳-۲: نقشه تیپ های رویشی نمونه برداری شده

۳-۲-۱ تهیه مدل رقومی ارتفاع

نقشه DEM یا مدل رقومی ارتفاع نقشه ای است که در آن سطح حوزه مورد نظر به صورت سلول ها یا شبکه هایی در نظر گرفته می شود که این سلول ها در تحقیق حاضر ۲۰*۲۰ متر مربع بوده است. در این سلول ها مرکز هر سلول دارای یک ارتفاع می گردد. برای تهیه نقشه مدل رقومی ارتفاع منطقه مورد مطالعه از نقشه های توپوگرافی ۲۵۰۰۰/۱ منطقه استفاده شد. دراین نقشه ها خطوط توپوگرافی ۱۰ متری دارای ارزش ارتفاعی می باشد، سپس این نقشه ها اسکن گردید و زمین مرجع شد. نقشه های زمین مرجع شده توپوگرافی به کمک نرم افزار Arc view رقومی و چهار ورقه مورد نظر به هم چسبیده شده و بدین ترتیب نقشه خطوط توپوگرافی نهایی حوزه با دقت۲۰ متر تهیه شد. سپس از این نقشه، نقشه مدل رقومی ارتفاع منطقه به دست آمد و در نهایت با استفاده آن، نقشه های ارتفاع، شیب و جهت تهیه گردید و هرکدام در چند کلاس طبقه بندی شدند.

۳-۲-۲ ارتفاع از سطح دریا

ارتفاع از سطح دریا نقش مهمی در مقدار و نوع بارش، میزان تبخیر و تعرق و نوع پوشش گیاهی دارد. نقشه طبقات ارتفاعی حوزه از روی مدل رقومی ارتفاع با قدرت تفکیک مکانی ۲۰ متری تهیه شد (شکل ۳-۳). شکل۳-۳ نشان می دهد بیشترین مساحت مربوط به طبقه ارتفاعی ۲۴۰۰-۲۲۰۰ و کمترین مساحت مربوط به طبقه >3000 می باشد.

شکل ۳-۳: نقشه طبقات ارتفاعی منطقه

۳-۲-۳ شیب

برای معرفی توپوگرافی هر منطقه یکی از عوامل فیزیکی مهم، شیب می باشد. نقشه شیب منطقه از روی مدل رقومی ارتفاع به دست آمد و در مرحله بعد طبقه بندی گردید (شکل ۳-۴). بیشترین مساحت مربوط به طبقه شیب ۲۵-۱۲ درصد است.

شکل ۳-۴: نقشه شیب منطقه

۳-۲-۴ جهت های شیب

جهات جغرافیایی نیز نقش به سزایی در گرفتن انرژی تابشی خورشیدی، برخورداری از بارش و در نتیجه پوشش گیاهی دارد. نقشه جهت منطقه نیز با بهره گرفتن از مدل رقومی ارتفاع به دست آمد (شکل ۳-۵). مطابق با شکل ۳-۵ بیشترین مساحت مربوط به جهت غرب و کمترین مساحت مربوط به جهت شمال است.

شکل ۳-۵: نقشه جهت های شیب منطقه

۳-۳ نمونه برداری عوامل محیطی

در منطقه معرف تیپ های گیاهی نمونه برداری از خاک و ثبت متغیرهای توپوگرافیک به عنوان فاکتورهای تأثیرگذار بر پوشش گیاهی. به شرح زیر انجام گردید :

۳-۳-۱ عوامل توپوگرافی

ارتفاع و مختصات جغرافیایی نقاط نمونه برداری با بهره گرفتن از دستگاه GPS و اطلاعات مربوط به جهت جغرافیایی و درصد شیب نیز در محل ثبت گردید.

۳-۳-۲ عوامل خاکی

ارتباط بین پوشش گیاهی و خصوصیات خاک به عنوان یک ابزار مهم برای ارزیابی مناطق میباشد. بنابراین خاک به عنوان یکی از مهمترین فاکتورهای محیطی در این پژوهش مورد مطالعه قرار گرفت.

به منظور مطالعه و تعیین خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک در هر تیپ رویشی در منطقه ای که از هر لحاظ معرف کل خصوصیات تیپ بود، پروفیل حفر شد که با توجه به عمق ریشه دوانی گیاهان از دو عمق ۱۵-۰ و ۳۰-۱۵ سانتیمتر نمونه خاک برداشت گردید و جهت آزمایشات مختلف بر روی آنها به آزمایشگاه خاکشناسی منتقل شد.

۳-۳-۲-۱ مطالعات آزمایشگاهی

در آزمایشگاه خاک شناسی خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک مورد اندازه گیری قرار گرفت.

الف- خصوصیات فیزیکی

در آزمایشگاه نمونه های خاک بعد از خشک شدن در معرض هوای آزاد، کوبیده شد. سپس نمونه های خاک از الک ٢ میلیمتری عبور داده شد و با توجه به وزن نمونه، قبل از الک کردن و وزن خاک عبور کرده از الک، درصد سنگریزه خاک تعیین شد. بعد از آن بر روی ذرات کوچکتر از ٢ میلیمتر آزمایش های فیزیکی تعیین ذرات نسبی خاک شامل رس، سیلت و ماسه به روش هیدرومتری بایکاس انجام شد (Gee, 1986). جرم مخصوص ظاهری (ρb) به روش کلوخه و پارافین جامد تعیین شد (Blake and Hartge, 1986).

ب- خصوصیات شیمیایی

در بررسی های تجزیه شیمیایی خاک، میزان اسیدیته خاک در گل اشباع با pH متراندازه گیری شد. برای بررسی وضعیت شوری خاک، هدایت الکتریکی در عصاره اشباع با هدایت سنج الکتریکی تعیین گردید (Klute, 1982). اندازه گیری آهک خاک به روش خنثی کردن کربنات کلسیم با اسید کلریدریک و تیتراسیون اسید اضافی با سود اندازه گیریشد (علی احیایی و بهبهانی زاده، ۱۳۷۲). کربن آلی خاک بر اساس روش والکلی و بلاک با بهره گرفتن از دی کرومات پتاسیم به عنوان اکسید کننده در حضور اسید سولفوریک و سپس تیتراسیون دی کرومات پتاسیم مصرف نشده با فروسولفات اندازه گیری شد (Nelson and Sommers, 1982).

نیتروژن کل پس از هضم مقدار ۲/۰ گرم خاک باH2SO4 به روش کجدال اندازه گیری شد (Bremner and Mulvaney, 1982). غلظت فسفر قابل جذب به روش اولسن اندازه گیری شد، بدین گونه که ابتدا نمونه خاک با محلول بی کربنات سدیم ۵/۰ مولار (۵/۸PH=) عصاره گیری شد، سپس فسفر در عصاره خاک به روش رنگ سنجی اندازه گیری شد (Olsen and Sommers, 1982). پتاسیم قابل جذب که شامل شکل محلول و تبادلی آن است با بهره گرفتن از آب مقطر عصاره گیری شد و سپس به کمک دستگاه فلیم فتومتر غلظت پتاسیم نمونه ها قرائت گردید (Rhoades, 1982).

۳-۴ تجزیه و تحلیل داده ها

بعد از جمع آوری داده ها، برای تجزیه و تحلیل عوامل تأثیرگذار بر پراکنش پوشش گیاهی از روش تجزیه و تحلیل چندمتغیره آنالیز مؤلفه های اصلی (PCA) با بهره گرفتن از نرم افزار PC-ORD استفاده شد.

تیپ های گیاهی مورد مطالعه از نظر خصوصیات محیطی با بهره گرفتن از تجزیه وتحلیل واریانس یکطرفه با تکرار نامساوی مورد مقایسه قرار گرفتند. مقایسه میانگین عوامل محیطی که بر تیپ های گیاهی تأثیر گذار شدند، به روش Tukeyدر نرم افزار spss نسخه ۱۹ انجام گرفت.

همچنین آنالیز رگرسیون حداقل مربعات جزیی (PLS) انجام شد. PLS نسخه چند متغیره از رگرسیون است که در شرایطی که تعداد متغیرها بیشتر از تعداد مشاهدات میباشد روش های دیگر رگرسیونی و همچنین تحلیل تطبیقی متعارفی (CCA) کارایی خود را ازدست داده و استفاده از PLS توصیه میشود.

فصل چهارم

نتایج

۴-۱ دامنه تغییرات متغیرهای مورد مطالعه در رویشگاه

اشکال ۴-۱ و ۴-۲ به ترتیب درصد ضریب تغییرات متغیرهای خاک را در عمق ۱۵ -۰ و ۳۰ -۱۵ سانتیمتر نشان میدهد.. با توجه به اینکه دامنه و واحد اندازه گیری داده های مختلف، متفاوت میباشد از ضریب تغییرات یا تغییرپذیری متغیرهای مورد بررسی استفاده شد که نشان میدهد پراکندگی چند درصد میانگین میباشد، بطوری که به همه متغیرها ضریب بدون بعد میدهد و میتوان در خصوص متغیر ها با واحد های متفاوت قضاوت نمود. از آنجا که ضریب تغییرات میتواند الگوی گرادیان ایجاد شده را منعکس کند، بنابراین استدلال میشود بیشترین تغییرپذیری مربوط به سنگریزه عمق دوم و کمترین تغییرپذیری مربوط به اسیدیته میباشد. بطوری که میتوان گفت سنگریزه عمق دوم در محدوده مطالعاتی گرادیان ایجاد نموده است. شکل ۴-۳ درصد ضریب تغییرات پارامترهای توپوگرافی را نشان میدهد. بیشترین ضریب تغییرات مربوط به شاخص دریافت گرما در منطقه میباشد.

شکل ۴-۱: درصد ضریب تغییرات متغیرهای خاکی در عمق ۱۵ -۰ سانتی متری خاک

شکل ۴-۲: درصد ضریب تغییرات متغیرهای خاکی در عمق ۳۰ -۱۵ سانتی متری خاک

شکل ۴-۳: درصد ضریب تغییرات ویژگی های توپوگرافی

۴-۲ نتایج آنالیز مؤلفه های اصلی (PCA)

نام تیپ های موجود در منطقه به همراه کد آنها در جدول ۴-۱ آمده است. با توجه به جدول ۴-۲ که نتایج آنالیز مؤلفه های اصلی بر روی ۲۷ متغیر در شش تیپ رویشی را نشان می دهد، مؤلفه های اصلی اول و دوم به ترتیب ۰۱/۲۲ و ۰۴/۱۹ درصد از تغییرات پوشش گیاهی را توجیه می کنند، که جمعاً دو مؤلفه اول و دوم ۰۵/۴۱ درصد از تغییرات را در بر می گیرند. براساس همبستگی متغیرها با مؤلفه ها، مؤلفه اصلی اول شامل متغیرهای سیلت و اسیدیته عمق اول و مؤلفه اصلی دوم شامل خصوصیات درصد آهک عمق اول، درصد سنگریزه عمق اول و دوم و درصد شیب است (جدول ۴-۳).

جدول ۴-۱: تیپ های گیاهی و کد تیپ های گیاهی در منطقه تنگ صیاد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کد تیپ مخفف نام تیپ تیپ گیاهی
Type1 Ast.alb+Ast.myr+Aca.mic+Cou.ten Astragalus albispinus – Astragalus myriacanthus – Acanthophyllum microcephalum – Cousinia tenuiramula
Type2 Ast.sus+Ast.myr+Ast.spp+Cou.ten+grasses Astragalus susianus – Astragalus myriacanthus – Astragalus rhodosemius – Astragalus cephalanthus – Astragalus podolobus – Cousinia tenuiramula – Psathyrostachys fragilis – Bromus tomentellus – Agropyrom intermedium
Type3 Ast.myr+Ast.spp+Cou.ten+Sti.hoh Astragalus myriacanthus-Astragalus gossypinus-Astragalus cephalanthus-Astragalus albispinus-Astragalus podolobus-Cousinia tenuiramula-Stipa hohenackeriana-Bromus tomentellus
Type4 Ast.myr+Cou.ten+Cou.cyl+Sti.hoh Astragalus myriacanthus-Cousinia tenuiramula-Cousinia cylindracea-Stipa hohenackeriana
Type5 Ast.myr+Ast.gos+Cou.ten Astragalus myriacanthus-Astragalus gossypinus-Cousinia tenuiramula
Type6 R+Ast.ech Astragalus echidnaeformis

جدول ۴-۲: مقادیر ویژه و درصد واریانس مؤلفه های تأثیرگذار بر پراکنش پوشش گیاهی براساس تجزیه مؤلفه های اصلی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مؤلفه ها مقدار ویژه درصد واریانس واریانس تجمعی
۱ ۹۴۴/۵ ۰۱۴/۲۲ ۰۱۴/۲۲
۲ ۱۴۲/۵ ۰۴۵/۱۹ ۰۵۹/۴۱
۳ ۷۱۶/۳ ۷۶۴/۱۳ ۸۲۲/۵۴
۴ ۰۰۰/۳ ۱۱۱/۱۱ ۹۳۳/۶۵
۵ ۸۸۲/۱ ۹۷۲/۶ ۹۰۶/۷۲
۶ ۴۷۳/۱ ۴۵۶/۵ ۳۶۱/۷۸

جدول ۴-۳: همبستگی بین ویژگی های محیطی با مؤلفه های اصلی در تجزیه مؤلفه های اصلی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عامل محیطی مؤلفه اول مؤلفه دوم مؤلفه سوم مؤلفه چهارم
ارتفاع ۰۸۹۹/۰ ۱۲۶۳/۰ ۳۰۳/۰- ۰۰۸۱/۰
جهت ۱۰۱۸/۰ ۰۰۰۳/۰- ۳۲۱۳/۰ ۱۱۰۴/۰-
شیب ۰۸۱۲/۰- ۳۱۳۷/۰- ۲۳۸۷/۰- ۰۲۱۳/۰-
رس ۱ ۲۳۹۵/۰- ۱۷۹۶/۰ ۱۷۷۶/۰- ۲۳۵۹/۰-
رس ۲ ۰۴۳۱/۰- ۱۸۶۸/۰ ۱۰۳۷/۰– ۴۴۱۹/۰-
سیلت ۱ ۳۴۹۴/۰ ۰۱۸۵/۰- ۰۵۸۷/۰ ۱۳۷۹/۰-
سیلت ۲ ۲۸۳۴/۰ ۱۲۵۷/۰- ۱۵۷۵/۰ ۲۵۶/۰-
شن ۱ ۲۷۲۵/۰- ۰۰۰۸/۰- ۰۴۳۳/۰ ۳۵۶۶/۰
شن ۲ ۱۸۳/۰- ۰۸۶۳/۰- ۰۳۸۷/۰ ۴۵۷۹/۰
هدایت الکتریکی ۱ ۰۰۱۱/۰- ۲۷۱۶/۰ ۰۰۱۱/۰- ۰۷۷۵/۰
هدایت الکتریکی ۲ ۲۳۳۱/۰- ۱۸۷۵/۰ ۲۳۳۱/۰- ۰۶۰۱/۰-
کربن آلی ۱ ۱۷۲۳/۰- ۲۶۴۱/۰ ۱۷۲۳/۰- ۱۴۳۲/۰
کربن آلی ۲ ۰۲۹/۰ ۲۱۱۷/۰ ۰۲۹/۰ ۱۷۵۸/۰
اسیدیته ۱ ۳۲۳۵/۰- ۰۳۰۱/۰- ۳۲۳۵/۰- ۱۷۳/۰-
اسیدیته ۲ -۲۷۰۷/۰ ۰۰۷۳/۰- -۲۷۰۷/۰ -۱۰۳۳/۰
آهک ۱ -۱۰۳۵/۰ ۳۶۸۴/۰- -۰۴۳۲/۰ -۰۳۲۳/۰
آهک ۲ -۲۶۰۷/۰ ۲۰۰۳/۰- ۱۲۴۵/۰ ۱۱۲۷/۰-
نیتروژن ۱ ۲۵۰۷/۰ ۰۰۹۹/۰ ۱۲۳۳/۰ ۱۷۹۲/۰
نیتروژن ۲ ۰۸۸/۰ ۰۷۱۷/۰ ۳۶۸۳/۰- ۰۸۷۵/۰
پتاسیم ۱ ۲۷۱۸/۰ ۱۳۵۹/۰ ۰۱۰۸/۰- ۱۰۵۶/۰
پتاسیم ۲ ۲۶۴۳/۰ ۰۹۶۵/۰ ۰۵۳۷/۰- ۱۲۳۳/۰
فسفر ۱ ۱۱۳۵/۰ ۲۵۰۱/۰ ۱۰۹۶/۰ ۱۵۱۳/۰-
فسفر ۲ -۰۲۴۴/۰ ۲۷۰۵/۰ ۱۵۵۵/۰ ۲۰۳۱/۰
سنگریزه ۱ ۱۸۲۸/۰ -۲۹۹۳/۰ ۰۷۱۲/۰ ۱۳۲۶/۰
سنگریزه ۲ ۰۵۲۴/۰ ۳۰۴۷/۰- ۰۵۳۶/۰- ۱۵۲۹/۰
جرم مخصوص ظاهری ۱ ۰۰۴۹/۰ ۰۰۲۳/۰ ۳۶۷۱/۰ ۰۷۳۱/۰
جرم مخصوص ظاهری ۲ -۰۰۳۱/۰ ۲۰۸۶/۰ ۳۴۲۲/۰ ۱۵۱۸/۰

شکل۴-۱ توزیع تیپ های رویشی را در ارتباط با عوامل محیطی نشان می دهد. برای تجزیه و تحلیل این نمودار و توجیه علت پراکنش مکانی تیپ های گیاهی افزون بر عوامل محیطی باید به فاصله نقاط معرف تیپ های رویشی از مبدأ مختصات و علامت جبری ضرایب همبستگی بین ویژگی های محیطی معنی دار شده با مؤلفه ها توجه شود (زارع چاهوکی، ۱۳۸۵). با توجه به اینکه در مؤلفه اصلی اول اسیدیته دارای ضریب همبستگی منفی است، و سیلت دارای ضریب همبستگی مثبت است، از چپ به راست مقدار سیلت افزایش و مقدار اسیدیته خاک کاهش می یابد، بنابراین تیپ هایی که درجهت مثبت محور اول قرار دارند، با اسیدیته رابطه معکوس و با سیلت رابطه مستقیم دارند. در مؤلفه دوم که همه ضرایب مربوط به ویژگی های محیطی معنی دار شده منفی است، از پایین به بالا درصد آهک عمق اول، درصد سنگریزه عمق اول و دوم و درصد شیب کاهش می یابد، بنابراین رویشگاه تیپ هایی که در جهت مثبت محور دوم قرار داشته باشد با ویژگی های محور دوم رابطه معکوس دارند و برعکس (جدول ۴-۳).

همانطور که در شکل ۴-۱ ملاحظه می شود، توزیع تیپ های رویشی منطقه تابعی از عوامل محیطی است. این نمودار نشان می دهد که در منطقه تیپ ۶ (R+Ast.ech) کاملاً از بقیه تیپ ها جدا شده است ولی تیپ Ast.alb+Ast.myr+Aca.mic+Cou.ten و تیپ ۳ (Ast.myr+Ast.spp+Cou.ten+Sti.hoh) زیاد جدا نشده اند. این شکل نشان می دهد که تیپ ۲ Ast.sus+Ast.myr+Ast.spp+Cou.ten+grasses)) و تیپ ۵ (Ast.myr+Ast.gos+Cou.ten) از نظر ویژگی های محیطی محور اول (سیلت و اسیدیته) وضعیتشان عکس هم است، به طوری که تیپ ۲ Ast.sus+Ast.myr+Ast.spp+Cou.ten+grasses)) استقرار در خاک هایی با میزان سیلت زیاد و اسیدیته کم را ترجیح می دهد، در حالی که تیپ ۵ (Ast.myr+Ast.gos+Cou.ten) به استقرار در خاک هایی با میزان سیلت کم و اسیدیته زیاد گرایش بیشتری دارد. همچنین تیپ های ۱ (Ast.alb+Ast.myr+Aca.mic+Cou.ten)، ۶R+Ast.ech) ) و تیپ ۳ Ast.myr+Ast.spp+Cou.ten+Sti.hoh)) با تیپ ۵ (Ast.myr+Ast.gos+Cou.ten) و ۲ Ast.sus+Ast.myr+Ast.spp+Cou.ten+grasses)) از نظر ویژگی های معرف محور دوم (شیب، آهک و سنگریزه) وضعیتشان عکس هم است. به طوری که تیپ های ۱ (Ast.alb+Ast.myr+Aca.mic+Cou.ten)، ۶ (R+Ast.ech) و تیپ ۳ ((Ast.myr+Ast.spp+Cou.ten+Sti.hoh به استقرار در شیب های زیاد و خاک هایی با میزان آهک و سنگریزه زیاد گرایش دارند، در حالی که تیپ های ۲ Ast.sus+Ast.myr+Ast.spp+Cou.ten+grasses)) و ۵ (Ast.myr+Ast.gos+Cou.ten) به استقرار در شیب های کم و خاک هایی با میزان آهک و درصد سنگریزه کم گرایش بیشتری نشان می دهند.

تیپ ۲ (Ast.sus+Ast.myr+Ast.spp+Cou.ten+grasses) با ویژگی های معرف محورهای اول و دوم همبستگی قوی دارد، یعنی این تیپ در مناطق کم شیب با خاک های با مقدار سیلت زیاد، درصد سنگریزه، آهک و اسیدیته کم استقرار می یابد. تیپ ۴ (Ast.myr+Cou.ten+Cou.cyl+Sti.hoh) با ویژگی های معرف محور اول همبستگی دارد، اما این همبستگی قوی نیست.

تیپ ۵ (Ast.myr+Ast.gos+Cou.ten) با ویژگی های معرف محورهای اول و دوم همبستگی قوی دارد و از آنجا که نقطه معرف این تیپ در ربع دوم قرار گرفته است، می توان نتیجه گرفت که این تیپ در مناطقی با شیب کم و خاک های اسیدی با میزان آهک و درصد سنگریزه و سیلت کم مستقر می شود.

تیپ ۶ R+Ast.ech)) با ویژگی های معرف محور اول و دوم همبستگی دارد، اما با توجه به فاصله زیاد آن نسبت به محور اول همبستگی آن با محور دوم قوی تر از محور اول است و بیشتر تحت تأثیر ویژگی های معرف محور دوم (درصد شیب، سنگریزه و آهک) است و خیلی کم تحت تأثیر ویژگی های معرف محور اول قرار دارد.

شکل ۴-۴: نمودار رسته بندی رویشگاه های مورد مطالعه با بهره گرفتن از روش تجزیه مؤلفه های اصلی

(Type 1: Ast.alb+Ast.myr+Aca.mic+Cou.tenType 2: Ast.sus+Ast.myr+Ast.spp+Cou.ten+grasses, Type 3:Ast.myr+Ast.spp+Cou.ten+Sti.hoh, Type 4: Ast.myr+Cou.ten+Cou.cyl+Sti.hoh, Type 5: Ast.myr+Ast.gos+Cou.tenType6: R+Ast.ech)

۴-۲-۱ نتایج مؤلفه های اصلی در عمق ۱۵-۰ سانتیمتری خاک

تجزیه مولفه های اصلی (PCA) برای تعیین مؤثرترین عامل های محیطی در پراکنش ۶ تیپ رویشی منطقه به کار برده شد. عامل های مربوط به محور اول و دوم رسته بندی، به ترتیب ۰۵/۲۶ و ۹۸/۲۱ درصد تغییرات پوشش را توجیه می کنند (جدول ۴-۴). نخستین محور PCA همبستگی قوی با سیلت دارد و محور دوم با سنگریزه و آهک همبستگی زیادی دارد.

جدول ۴-۴: همبستگی بین ویژگی های محیطی با مؤلفه های اصلی در تجزیه مؤلفه های اصلی در عمق۱۵-۰ سانتیمتری خاک

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مؤلفه چهارم مؤلفه سوم مؤلفه دوم مؤلفه اول عامل محیطی
۰۹۲۷/۰- ۴۴۴/۰ ۱۶۶۸/۰ ۰۵۳۲/۰- ارتفاع
۳۱۵۸/۰ ۳۶۳/۰- ۰۳۰۷/۰ ۲۳۰۷/۰- جهت
۰۰۶۴/۰- ۲۵۴۶/۰ ۳۵۹۱/۰- ۲۳۷۶/۰ شیب
۳۲۵۵/۰ ۱۳۷۳/۰ ۳۳۳۷/۰ ۲۷۹۶/۰ رس
۱۱۳۲/۰ ۱۲۸۷/۰ ۱۳۲۶/۰- ۴۱۸۷/۰- سیلت
۴۶۹۱/۰- ۲۹۲۶/۰- ۰۵۸۴/۰ ۲۹۹۶/۰ شن
۴۱۸۸/۰- ۰۵۲۲/۰- ۳۱۴۲/۰ ۱۱۵۸/۰- هدایت الکتریکی
۲۰۰۵/۰- ۰۳۹۵/۰ ۳۹۹۹/۰ ۱۲۹۲/۰ کربن آلی
۰۵۵۸/۰ ۳۴۸۲/۰- ۱۱۵۲/۰ ۳۳/۰ اسیدیته
۰۶۲۳/۰ ۰٫۰۴۰۸- ۴۱۰۸/۰- ۲۲۶۸/۰ آهک
۲۹۹۳/۰- ۱۱۴/۰- ۰۵۷۸/۰- ۳۳۲۷/۰- نیتروژن
۲۴۰۶/۰- ۲۱۰۲/۰ ۱۱۳۶/۰ ۳۴۹۳/۰- پتاسیم
۳۹۳/۰ ۰۵۶۴/۰- ۲۷۲۸/۰ ۲۴۴۲/۰- فسفر
۱۶۴۳/۰- ۱۵۷۴/۰- ۴۱۵۷/۰- ۱۸۰۲/۰- سنگریزه
۰۳۵۱/۰ ۵۲۲۴/۰- ۰۷۶۱/۰ ۱۷۰۲/۰- جرم مخصوص ظاهری
۵۵۷/۱ ۰۱۱/۲ ۲۹۸/۳ ۹۰۹/۳ مقدار ویژه
۳۸۱/۱۰ ۴۰۹/۱۳ ۹۸۷/۲۱ ۰۵۹/۲۶ درصد واریانس
۷۱٫۸۳۶ ۴۵۵/۶۱ ۰۴۶/۴۸ ۰۵۹/۲۶ مقدار کل واریانس

تو زیع تیپ های رویشی در ارتباط با عوامل محیطی مورد مطالعه نشان می دهد که یک تمایز روشنی بین تیپ های ۵ (Ast.myr+Ast.gos+Cou.ten) ، ۲ (Ast.sus+Ast.myr+Ast.spp+Cou.ten+grasses) و ۶ ((R+Ast.ech وجود دارد در حالی که تیپ های ۱ (Ast.alb+Ast.myr+Aca.mic+Cou.ten)، ۳ (Ast.myr+Ast.spp+Cou.ten+Sti.hoh) و ۴ ((Ast.myr+Cou.ten+Cou.cyl+Sti.hoh کمتر از همدیگر جدا شده اند. تیپ ۵ (Ast.myr+Ast.gos+Cou.ten) با ویژگی های معرف محورهای اول و دوم همبستگی قوی دارد، اما از آنجا که نقطه معرف این تیپ در ربع اول قرار گرفته است، می توان نتیجه گرفت که این تیپ در خاک هایی با میزان آهک، درصد سنگریزه و سیلت کم مستقر می شود. تیپ ۲ ((Ast.sus+Ast.myr+Ast.spp+Cou.ten+grasses با ویژگی های معرف محورهای اول و دوم همبستگی قوی دارد، اما از آنجا که نقطه معرف این تیپ در ربع دوم قرار گرفته است، می توان نتیجه گرفت که این تیپ در خاک های سیلتی با میزان آهک و درصد سنگریزه کم مستقر می شود (شکل ۴-۵).

شکل ۴-۵: نمودار رسته بندی رویشگاه های مورد مطالعه با بهره گرفتن از روش تجزیه مؤلفه های اصلی در عمق۱۵-۰ سانتیمتری خاک

(Type 1: Ast.alb+Ast.myr+Aca.mic+Cou.tenType 2: Ast.sus+Ast.myr+Ast.spp+Cou.ten+grasses, Type 3:Ast.myr+Ast.spp+Cou.ten+Sti.hoh, Type 4: Ast.myr+Cou.ten+Cou.cyl+Sti.hoh, Type 5: Ast.myr+Ast.gos+Cou.tenType6: R+Ast.ech)

۴-۲-۲ نتایج تجزیه مؤلفه های اصلی در عمق ۳۰-۱۵ سانتیمتری خاک

جدول ۴-۵ که نتایج مؤلفه های اصلی را برای ۱۵ خصوصیت محیطی نشان می دهد، در عمق۳۰-۱۵ سانتیمتری، مؤلفه های اصلی اول و دوم (محورهای اول و دوم) به ترتیب ۴۷/۲۱ و ۵۸/۱۹ درصد تغییرات پوشش را توجیه می کنند. محور اول با آهک همبستگی مثبت و محور دوم با شیب همبستگی مثبت دارد. با توجه به همبستگی بالای مقدارآهک با مؤلفه اول و همچنین همبستگی درصد شیب با مؤلفه دوم می توان گفت مهمترین عوامل در تفکیک تیپ های رویشی منطقه در عمق ۳۰-۱۵ سانتیمتری متغیرهای محیطی ذکر شده می باشند.

شکل ۴-۶ توزیع تیپ های رویشی را در ارتباط با عوامل محیطی مورد مطالعه نشان می دهد. تیپ های ۳ (Ast.myr+Ast.spp+Cou.ten+Sti.hoh)، ۴ ( (Ast.myr+Cou.ten+Cou.cyl+Sti.hohو ۵ Ast.myr+Ast.gos+Cou.ten) به طور واضح تفکیک نشده اند ولی همانطور که شکل نشان می دهد تیپ ۴ Ast.myr+Cou.ten+Cou.cyl+Sti.hoh)) و تیپ ۵ Ast.myr+Ast.gos+Cou.ten)) بیشتر تحت تأثیر ویژگی محور دوم قرار دارند یعنی در مناطق با شیب کم استقرار می یابند. اما تیپ ۳ (Ast.myr+Ast.spp+Cou.ten+Sti.hoh) با هیچ کدام از محورها همبستگی قوی ندارد.

تیپ ۱ (Ast.alb+Ast.myr+Aca.mic+Cou.ten) و تیپ ۶ (R+Ast.ech) با ویژگی های معرف محور اول و دوم همبستگی دارد، اما همبستگی آن با محور دوم قوی تر از محور اول است و در مناطق با شیب زیاد استقرار می یابد.

تیپ ۲ (Ast.sus+Ast.myr+Ast.spp+Cou.ten+grasses) با ویژگی های معرف محورهای اول و دوم همبستگی قوی دارد و از آنجا که نقطه معرف این تیپ در ربع چهارم قرار گرفته است، می توان نتیجه گرفت که این تیپ در مناطق کم شیب با میزان آهک کم مستقر می شود.

جدول ۴-۵: همبستگی بین ویژگی های محیطی با مؤلفه های اصلی در تجزیه مؤلفه های اصلی در عمق ۳۰-۱۵ سانتیمتری خاک

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مؤلفه چهارم مؤلفه سوم مؤلفه دوم مؤلفه اول عامل محیطی
۰۸۳۱/۰ ۰۳۹۱/۰ ۰۵۹۵/۰ ۳۸۴۹/۰- ارتفاع
۱۳۰۴/۰- ۳۸۶۳/۰- ۱۷۹۹/۰- ۱۵۹۹/۰ جهت
۰۶۹۳/۰ ۰۳۷۸/۰ ۵۰۱۳/۰ ۰۴۷۳/۰ شیب
۶۳۱۵/۰ ۰۱۱۱/۰- ۱۵۵۸/۰- ۱۱۰۵/۰- رس
۰۱۷۱/۰- ۵۹۶۹/۰- ۰۲۰۵/۰- ۰۲۲۳/۰- سیلت
۴۴۲۸/۰- ۳۸۹۲/۰ ۱۴۷۲/۰ ۲۰۳۶/۰ شن
۲۹۴۱/۰ ۳۸۳۳/۰ ۱۵۹۱/۰- ۱۴۷۸/۰ هدایت الکتریکی
۰۰۳۸/۰- ۳۱۷۲/۰ ۰۶۸۱/۰- ۳۸۴۷/۰- کربن آلی
۲۲۹۱/۰ ۰۷۲۷/۰ ۰۳۴/۰- ۳۷۶۶/۰ اسیدیته
۱۶۵۶/۰ ۰۵۲/۰ ۲۴۰۶/۰ ۴۳۸۴/۰ آهک
۰۲۷۴/۰ ۱۱۸۳/۰ ۱۴۵۸/۰ ۳۹۳۹/۰- نیتروژن
۲۴۱۲/۰- ۱۱۲۶/۰- ۰۶۳۵/۰- ۲۸۳۸/۰- پتاسیم
۲۰۸۴/۰- ۲۳۸۴/۰ ۴۰۸۹/۰- ۰۲۸/۰ فسفر
۲۳۳/۰- ۰۰۸۲/۰- ۴۱۳۹/۰ ۰۳۳۲/۰ سنگریزه
۲۳۰۳/۰- ۰۲۸۲/۰ ۴۶۲۳/۰- ۱۶۸۴/۰ جرم مخصوص ظاهری
۹۹۲/۱ ۴۵۱/۲ ۹۳۸/۲ ۲۲۱/۳ مقدار ویژه
۲۸/۱۳ ۳۳۷/۱۶ ۵۸۴/۱۹ ۴۷۴/۲۱ درصد واریانس
۶۷۵/۷۰ ۳۹۵/۵۷ ۰۵۸/۴۱ ۴۷۴/۲۱ مقدار کل واریانس

شکل ۴-۶: نمودار رسته بندی رویشگاه های مورد مطالعه با بهره گرفتن از روش تجزیه مؤلفه های اصلی در عمق ۳۰-۱۵ سانتیمتری خاک

(Type 1: Ast.alb+Ast.myr+Aca.mic+Cou.tenType 2: Ast.sus+Ast.myr+Ast.spp+Cou.ten+grasses, Type 3:Ast.myr+Ast.spp+Cou.ten+Sti.hoh, Type 4: Ast.myr+Cou.ten+Cou.cyl+Sti.hoh, Type 5: Ast.myr+Ast.gos+Cou.tenType6: R+Ast.ech)

۴-۳ نتایج تجزیه و تحلیل مقایسه میانگین

نتایج تجزیه و تحلیل واریانس تیپ های گیاهی بر حسب خصوصیات محیطی نشان داد که این تیپ ها از نظر میزان سیلت، هدایت الکتریکی، نیتروژن، فسفر و جرم مخصوص ظاهری عمق دوم خاک، کربن، اسیدیته و درصد سنگریزه عمق اول خاک و درصد آهک عمق اول و دوم خاک و همچنین از نظر ارتفاع دارای اختلاف معنی دار هستند (جدول ۴-۶). لازم به ذکر است تیپ های Ast.alb+Ast.myr+Aca.mic+Cou.ten و R+Ast.ech به دلیل تعداد کم پروفیل های خاک حفر شده در آنها وارد این آنالیز نشدند و فقط بر روی ۴ تیپ مورد مطالعه آنالیز انجام شد که نام تیپ هایی که روی آنها آنالیز انجام شد در جدول ۴-۷ آورده شده است.

جدول ۴-۶: اثر عوامل محیطی بر تیپ های گیاهی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عامل محیطی نام متغیرها مقدار F مقدار P
خاک رس ۱ ۵۸۸/۱ ۲۵۳/۰
رس ۲ ۱۵۰/۰ ۹۲۸/۰
سیلت ۱ ۴۴۰/۳ ۰۶۰/۰
سیلت ۲ ۳۶۷/۴ ۰۳۳/۰
شن ۱ ۷۶۷/۱ ۲۱۷/۰
شن ۲ ۳۰۳/۱ ۳۲۷/۰
هدایت الکتریکی ۱ ۷۵۱/۱ ۲۲۰/۰
هدایت الکتریکی ۲ ۶۵۳/۸ ۰۰۴/۰
کربن آلی ۱ ۸۷۱/۵ ۰۱۴/۰
کربن آلی ۲ ۳۹۰/۳ ۰۶۲/۰
اسیدیته ۱ ۵۹۹/۶ ۰۱۰/۰
اسیدیته ۲ ۳۷۷/۳ ۰۶۳/۰
آهک ۱ ۵۹۳/۵ ۰۱۶/۰
آهک ۲ ۵۱۱/۱۰ ۰۰۲/۰
نیتروژن ۱ ۴۴۱/۱ ۲۸۹/۰
نیتروژن ۲ ۶۱۲/۶ ۰۱۰/۰
پتاسیم ۱ ۳۶۸/۳ ۰۶۳/۰
پتاسیم ۲ ۹۰۲/۱ ۱۹۳/۰
فسفر ۱ ۶۱۵/۱ ۲۴۷/۰
فسفر ۲ ۸۵۴/۳ ۰۴۵/۰
سنگریزه ۱ ۴۸۲/۴ ۰۳۱/۰
سنگریزه ۲ ۷۳۲/۱ ۲۲۳/۰
جرم مخصوص ظاهری ۱ ۰۳۸/۰ ۹۸۹/۰
جرم مخصوص ظاهری ۲ ۸۶۸/۶ ۰۰۹/۰
توپوگرافی ارتفاع ۴۸۴/۳ ۰۵۸/۰
شیب ۲۹۴/۰ ۸۲۹/۰
جهت شیب ۷۹۴/۰ ۰۹۵/۰
اعداد ۱ و ۲ نشان دهنده عمق اول (۱۵-۰ سانتیمتر) و عمق دوم (۳۰-۱۵ سانتیمتر) پروفیل خاک می باشد.

جدول ۴-۷: نام زیراجتماعات گیاهی به همراه مخفف

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شماره مخفف تیپ گیاهی
Type1 Ast.sus+Ast.myr+Ast.spp+Cou.ten+grasses Astragalus susianus – Astragalus myriacanthus – Astragalus rhodosemius – Astragalus cephalanthus – Astragalus podolobus – Cousinia tenuiramula – Psathyrostachys fragilis – Bromus tomentellus – Agropyrom intermedium
Type2 Ast.myr+Ast.spp+Cou.ten+Sti.hoh Astragalus myriacanthus-Astragalus gossypinus-Astragalus cephalanthus-Astragalus albispinus-Astragalus podolobus-Cousinia tenuiramula-Stipa hohenackeriana-Bromus tomentellus
Type3 Ast.myr+Cou.ten+Cou.cyl+Sti.hoh Astragalus myriacanthus-Cousinia tenuiramula-Cousinia cylindracea-Stipa hohenackeriana
Type4 Ast.myr+Ast.gos+Cou.ten Astragalus myriacanthus-Astragalus gossypinus-Cousinia tenuiramula

۴-۳-۱ عوامل خاکی

بیشترین درصد سیلت در تیپ Ast.myr+Cou.ten+Cou.cyl+Sti.hoh دیده شد و این تیپ به جز با تیپ Ast.myr+Ast.gos+Cou.ten با دو تیپ دیگر اختلاف معنی داری نداشت.

تیپ Ast.myr+Ast.gos+Cou.ten با اختلاف معنی داری بیش از سایر تیپ ها تحت تأثیر هدایت الکتریکی قرار داشته در صورتی که سایر تیپ های مورد مطالعه، اختلاف معنی داری با یکدیگر نداشتند.

بیشترین میزان کربن آلی در تیپ Ast.myr+Ast.gos+Cou.ten دیده شد و این تیپ با دو تیپ Ast.myr+Ast.spp+Cou.ten+Sti.hoh و Ast.myr+Cou.ten+Cou.cyl+Sti.hoh دارای تفاوت معنی داری بود.

دو تیپ Ast.myr+Ast.gos+Cou.ten و Ast.sus+Ast.myr+Ast.spp+Cou.ten+grasses به ترتیب با اختلاف معنی داری بیش از دو تیپ دیگر تحت تأثیر میزان اسیدیته قرار داشته در صورتی که دو تیپ دیگر، اختلاف معنی داری با یکدیگر نداشتند.

کمترین و بیشترین مقدار آهک عمق اول به ترتیب در تیپ Ast.sus+Ast.myr+Ast.spp+Cou.ten+grasses و Ast.myr+Ast.spp+Cou.ten+Sti.hoh مشاهده شد. دو تیپ دیگر به طور متوسطی تحت تأثیر این عامل قرار داشتند.

بین دو تیپ Ast.sus+Ast.myr+Ast.spp+Cou.ten+grasses و Ast.myr+Ast.gos+Cou.ten بیشترین اختلاف معنی دار از نظر مقدار آهک عمق دوم مشاهده شد. در صورتی که دو تیپ دیگر، اختلاف معنی داری با یکدیگر نداشتند.

بیشترین میزان نیتروژن در تیپ Ast.sus+Ast.myr+Ast.spp+Cou.ten+grasses دیده شد و این تیپ با تیپ های Ast.myr+Cou.ten+Cou.cyl+Sti.hoh و Ast.myr+Ast.gos+Cou.ten دارای تفاوت معنی داری بود.

تیپ Ast.myr+Ast.spp+Cou.ten+Sti.hoh و Ast.myr+Ast.gos+Cou.ten به ترتیب کمترین و بیشترین مقدار فسفر را داشتند در حالی که دو تیپ دیگر، اختلاف معنی داری با یکدیگر نداشتند.

تیپ Ast.myr+Ast.gos+Cou.ten به طور محسوسی با سایر تیپ از نظر درصد سنگریزه اختلاف معنی دار داشته و کمتر از ِآنها تحت تأثیر این عامل قرار گرفته بود، در حالی که بیشترین درصد سنگریزه در تیپ Ast.myrr+Cou.ten+Sti.hoh دیده شد.

جرم مخصوص ظاهری بیشترین تأثیر را در تیپ Ast.myr+Cou.ten+Cou.cyl+Sti.hoh و کمترین تأثیر را در تیپ Ast.myr+Ast.spp+Cou.ten+Sti.hoh داشت که تیپ Ast.myr+Cou.ten+ Cou.cyl+Sti.hoh با سایر تیپ ها بجز تیپ Ast.myr+Ast.spp+Cou.ten+Sti.hoh اختلاف معنی داری نداشت (جدول ۴-۸)

۴-۳-۲ عوامل توپوگرافی

تیپ Ast.sus+Ast.myr+Ast.spp+Cou.ten+grasses بیشترین و تیپ Ast.myr+Ast.gos+Cou.ten کمترین میزان ارتفاع را داشتند، در حالی که دو تیپ دیگر، اختلاف معنی داری با یکدیگر نداشتند (جدول ۴-۸).

جدول ۴-۸: مقایسه میانگین اثر عوامل محیطی در تیپ های رویشی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عوامل محیطی تیپ ها
عوامل خاکی واحد Ast.sus+Ast.myr+Ast.spp+Cou.ten+grasses Ast.myr+Ast.spp+Cou.ten+Sti.hoh Ast.myr+Cou.ten+Cou.cyl+Sti.hoh Ast.myr+Ast.gos+Cou.ten
سیلت ۲ درصد ۹۵/۳۱ab ۲۸/۳۶ab ۷۸/۳۸b ۰۰/۲۶a
هدایت الکتریکی ۲ دسی زیمنس بر متر ۱۴/۰a ۱۴/۰a ۱۴/۰a ۱۹/۰b
کربن آلی ۱ درصد ۷۳/۰ab ۳۵/۰a ۲۴/۰a ۰۷/۱b
اسیدیته ۱ عددی ۰۲/۸a ۲۰/۸ab ۱۸/۸ab ۳۲/۸b
آهک ۱ درصد ۳۳/۲a ۷۵/۱۲b ۷۵/۸ab ۰۰/۷ab
آهک ۲ درصد ۵۰/۲۰a ۸۷/۴۴b ۸۷/۳۷ab ۶۷/۵۴b
نیتروژن ۲ درصد ۶۷/۱۵b ۵۰/۱۰ab ۰۰/۴a ۳۳/۷a
فسفر ۲ قسمت در میلیون ۳۳/۱۳ab ۰۰/۵a ۰۰/۱۱ab ۰۰/۱۵b
سنگریزه ۱ درصد ۶۷/۱۰ab ۶۲/۱۸ab ۰۰/۲۱b ۰a
جرم مخصوص ظاهری ۲ عددی ۳۳/۱۰ab ۵۰/۵a ۵۰/۱۴b ۳۳/۱۴b
عوامل توپوگرافی واحد Ast.sus+Ast.myr+Ast.spp+Cou.ten+grasses Ast.myr+Ast.spp+Cou.ten+Sti.hoh Ast.myr+Cou.ten+Cou.cyl+Sti.hoh Ast.myr+Ast.gos+Cou.ten
ارتفاع متر ۱۷/۲۵۲۴b ۳۳/۲۳۲۸ab ۲۶/۲۳۴۱ab ۲۸/۲۲۹۹a
اعداد ۱ و ۲ نشان دهنده عمق اول (۱۵-۰ سانتیمتر) و عمق دوم (۳۰-۱۵ سانتیمتر) پروفیل خاک می باشد.حروف مشابه بیانگر عدم وجود اختلاف معنی دار بین تیپ ها در سطح ۵ درصد است.

۴-۴ نتایج رگرسیون حداقل مربعات جزیی

با توجه به نتایج آنالیز رگرسیون حداقل مربعات جزئی، مؤلفه های اول و دوم به ترتیب ۳۹/۳۹ و ۵۰/۲۱ درصد از تغییرات پوشش گیاهی را توجیه می کنند (جدول ۴-۹). براساس همبستگی متغیرها با مؤلفه ها، مؤلفه اول شامل متغیرهای آهک عمق اول و اسیدیته عمق اول و دوم و مؤلفه دوم شامل خصوصیات درصد رس عمق اول، سیلت عمق دوم است.

شکل ۴-۷ توزیع تیپ های رویشی را در ارتباط با دو مؤلفه اول و دوم نشان می دهد که می توان با توجه به فواصل واحدهای نمونه برداری شده در امتداد محورها، الگوهای موجود در تیپهای رویشی منطقه را استخراج کرد. با توجه به اینکه در مؤلفه اول اسیدیته و آهک دارای ضریب همبستگی مثبت است، بنابراین تیپ هایی که درجهت مثبت محور اول قرار دارند، با این دو خصوصیت رابطه مستقیم دارند. با توجه به ضرایب ویژگی های محیطی معنی دار شده محور اول هر چه از طرف راست محور اول به سمت چپ حرکت می کنیم، ارزش عددی متغیرهای اسیدیته و آهک کاسته شده و در نتیجه تیپهای رویشی که در طرف راست محور اول هستند، از این نظر با تیپهای گیاهی که در طرف چپ محور هستند، متفاوتند. در رابطه با محور دوم نیز با توجه به اینکه ضرایب درصد رس منفی و ضرایب درصد سیلت و جرم مخصوص ظاهری مثبت است، بنابراین رویشگاه تیپ هایی که در جهت مثبت محور دوم قرار داشته باشد با درصد رس رابطه معکوس و با درصد سیلت رابطه مستقیم دارند (جدول ۴-۹).

جدول ۴-۹: مقادیر بارهای مربوط به متغیرهای محیطی در هر یک از مؤلفه ها در روشPLS

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عامل محیطی مؤلفه اول مؤلفه دوم
ارتفاع ۲۳۲۶/۰- ۱۳۷۷/۰-
جهت ۰۳۵۴/۰ ۲۵۳۷/۰
شیب ۰۰۷۱/۰ ۲۱۳۳/۰-
رس ۱ ۱۱۷۶/۰ ۳۵۶۲/۰-
رس ۲ ۰۰۳۵/۰- ۰۲۶۲/۰-
سیلت ۱ ۲۹۴۴/۰- ۳۱۲۱/۰
سیلت ۲ ۱۶۸۹/۰ ۳۶۹۷/۰
شن ۱ ۲۶۸۸/۰ ۱۷۴۷/۰-
شن ۲ ۱۷۸۵/۰ ۱۷۸۱/۰-
هدایت الکتریکی ۱ ۰۷۵۴/۰ ۲۵۵۸/۰
هدایت الکتریکی ۲ ۲۲۳۹/۰ ۰۸۹۶/۰-
کربن آلی ۱ ۰۵۸۹/۰ ۳۱۳۳/۰-
کربن آلی ۲ ۲۲۱۹/۰- ۳۴۶۷/۰-
اسیدیته ۱ ۳۵۸۴/۰ ۱۵۶۸/۰-
اسیدیته ۲ ۳۵۹۴/۰ ۰۱۸۳/۰-
آهک ۱ ۱۲۵۵/۰ ۰۵۸۶/۰-
آهک ۲ ۳۲۰۴/۰ ۱۱۱۹/۰-
نیتروژن ۱ ۱۸۵۴/۰- ۲۷۴۳/۰
نیتروژن ۲ ۲۷۲۶/۰- ۲۷۴۷/۰-
پتاسیم ۱ ۲۵۹۹/۰- ۲۵۸۶/۰
پتاسیم ۲ ۲۷۲۹/۰- ۱۸۶۱/۰
فسفر ۱ ۰۸۰۰/۰- ۱۷۰۷/۰
فسفر ۲ ۰۶۸۸/۰ ۱۲۸۷/۰
سنگریزه ۱ ۱۰۶۸/۰- ۲۱۰۶/۰
سنگریزه ۲ ۰۳۳۷/۰- ۰۴۹۶/۰
جرم مخصوص ظاهری ۱ ۱۶۵۷/۰ ۳۱۲۱/۰
جرم مخصوص ظاهری ۲ ۱۴۵۶/۰ ۳۰۶۸/۰

شکل ۴-۷ نشان میدهد که تیپهای رویشی منطقه تحت تأثیر عوامل محیطی استقرار یافتهاند. همانطور که در شکل ملاحظه میشود به جز تیپهای ۲ (Ast.sus+Ast.myr+Ast.spp+Cou.ten+grasses) و ۳ (Ast.myr+Ast.spp+Cou.ten+Sti.hoh) تمایز روشنی بین بقیه تیپها وجود دارد و به طور واضح از هم تفکیک شدهاند. این شکل نشان میدهد که تیپ ۴ ((Ast.myr+Cou.ten+Cou.cyl+Sti.hoh با ویژگیهای محور اول همبستگی قوی دارد و به استقرار در خاکهای اسیدی با میزان آهک زیاد گرایش بیشتری دارد.

تیپ ۵ ((Ast.myr+Ast.gos+Cou.ten همبستگی قوی با هر دو محور دارد و خاکهای رسی اسیدی با میزان آهک زیاد را ترجیح میدهد و تیپ ۱ (Ast.abl+Ast.myr+Aca.mci+Cou.ten) نیز تحت تأثیر ویژگی هر دو محور است ولی همبستگی آن با محور دوم زیادتر است یعنی در مناطقی با خاکهایی با درصد رس زیاد با میزان سیلت کمتر، بیشتر رویش پیدا میکند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:44:00 ب.ظ ]




۲-۱-۸- فنون و ابزارهای خلق توانمندی در سازمان ها:

بسترسازی اولیه و مناسب در محیط سازمان، اولین نیاز جهت توانمندسازی کارکنان در سازمان است. در سازمان هایی که عوامل تاثیرگذار در توانمندسازی به طور کامل و صحیح اجرا می شود، می توان اطمینان داشت که بهترین استفاده از نیروی انسانی و درنتیجه بیشترین بهره وری در سازمان صورت گرفته است. ولی برای اجرای این عوامل از چه فنون و ابزاری می توان استفاده کرد؟ در زیر به چند نمونه از فنون خلق توانمندی در سازمان ها اشاره شده است و درصورت لزوم توضیحاتی نیز ارائه شده است:
۱- اجرای نظام پیشنهادها در سازمان
۲- تشکیل دوایر کیفیتی
۳- تشکیل گروه های کاری: از جمله وظایف مدیران تشکیل گروه های کاری توانمند است. برای این منظور ایجاد و رشد عوامل چندی در محیط کار، از الزامات به شمار می رود که مدیران و کارکنان با هم در ایجاد و گسترش آنها سهیم هستند. از جمله این موارد عبارتند از: احترام، اطلاعات، کنترل، تصمیم گیری، مسئولیت و مهارت.
۴- ایجاد و به کارگیری سیستم مناسب ارزیابی عملکرد و معرفی کارمند نمونه در دوره های زمانی مشخص.
۵- ایجاد امکانات انگیزشی
۶- غنی سازی شغلی: به منظور غنی سازی شغلی باید اطلاعات کافی در مورد شغل وجود داشته باشد که از طریق تجزیه و تحلیل شغل می توان به آن دست یافت. تجزیه وتحلیل شغل عبارت است از: «روش هایی برای تعیین و شناسایی وظایف، مسئولیت ها، شرایط کاری و ارتباط بین مشاغل و خصوصیات انسانی کارکنان » در واقع، تجزیه و تحلیل شغل خلاصه ای از وظایف، مسئولیت ها، رابطه آن با مشاغل دیگر، دانش و مهارت های مورد نیاز برای تصدی شغل و شرایط کاری است. تجزیه و تحلیل شغل از اساسی ترین و بهترین کارهایی است که کلیه موسسات برای استفاده، پرورش و حفظ منابع انسانی و غنی سازی شغل آنها انجام می دهند. (قاسمی، ۱۳۸۲، ص ۵۴)

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت fumi.ir
۲-۱-۹- عوامل موثر در فرایند توانمندسازی کارکنان:

 

می توانیم در یک جمع بندی کلی عوامل موثر بر توانمندسازی کارکنان را به شرح زیر بیان کنیم:

– مشخص بودن اهداف، مسئولیت ها و اختیارات در سازمان
-غنی سازی مشاغل و ارتقای شغلی کارکنان
-روحیات و تعلق سازمانی
-اعتماد، صمیمیت، صداقت
-تشخیص و قدردانی
-مشارکت و کارگروهی
-ارتباطات
-محیط کاری
-بهینه سازی فرایندها و روش های کار
-اطلاعات، دانش و مهارت شغلی.(اسکات، ۱۳۸۳، ص ۳۶)

۲-۱-۱۰- دستاوردهای برنامه های توانمندسازی:

برنامه های تواناسازی این امکان را به سازمان می دهد که به شیوه ای خلاق و نوآور عمل کرده و برنامه های کسب و کارش را به گونه ای عرضه کند که موقعیت خود را همواره در بهترین حالت حفظ کند. برجسته ترین مزیت بکارگیری این گونه برنامه ها آن است که موجبات تفاهم و تعهد هر چه بیشتر کارکنان و سازمان را فراهم می آورد. به اعتقاد مولفان این مقاله، مسأله تفاهم یکی از مهم ترین منافع حاصله است. هنگامی که کارکنان درک متقابلی از سازمان و وظایف محوله داشته باشند، اغلب خود را جزئی از آن به حساب آورده و برای تعالی سازمان، خود را متعهد می دانند؛ به ویژه این وضع هنگامی صادق است که بین عملکرد سازمان و کارکنان، رابطه ای منطقی مشاهده شود و چنین رابطه ای را درک کنند. ایجاد چنین درکی، درنهایت تفاهم و تعهد ایجاد خواهد کرد. (بابایی، ۱۳۸۱، ص۶۲)
در ادامه به برخی از مهم ترین فواید اجرایی برنامه های توان افزایی اشاره می شود:
– تمرکز بر مشتری مداری و رضایت مراجعان، به عنوان محور اصلی تصمیمات مهم سازمانی؛
– اتخاذ تصمیمات مهم سازمانی به صورت تیمی و گروهی؛
– مشارکت و سهیم کردن کارکنان در مسئولیت ها، مهارت ها و اختیارات سازمانی؛
– کنترل و ارزیابی عملکرد فردی و سازمانی توسط گروه های ارزیابی؛
– ایجاد چابکی در سازمان و انطباق سریع با تغییرات و دگرگونی های محیطی؛
– غالب شدن مهارت کلیدی کار کردن در جمع و با جمع، به عنوان محور اصلی تفکرات سازمانی؛
-تغییر مفهوم قدرت از فرمان دادن به توانایی نفوذ بر دیگران؛
– تغییر مسئولیت مدیران از کنترل صرف به آزادسازی توانایی های نهفته کارکنان.(همان منبع)

۲-۱-۱۱-پیش نیازهای توانمندسازی کارکنان:

توانمندسازی کارکنان مستلزم سه پیش نیاز یعنی: ویژگی های حرفه ای، محیط کاری و سبک رهبری است. این پیش نیازها بستر لازم برای موفقیت برنامه های توانمندسازی را فراهم می آورند و می توان گفت که بدون وجود آنها توانمندسازی کارکنان تقریباً غیر ممکن خواهد بود این پیش نیازها عبارتند از:

۲-۱-۱۱-۱- ویژگی های حرفه ای[۳۸]:

ویژگی های حرفه ای کارکنان همانند زمین حاصلخیزی است که آماده کشت می باشد. این ویژگی ها را می توان به شرح زیربرشماری کرد:

۲-۱-۱۱-۱-۱- آموزش[۳۹]:

آموزش بدین جهت ضروری است که افراد را قادر می سازد به نوعی دانش و شناخت کلی دست یافته تا به عنوان عضوی از یک تیم در تغییر سیستم، فعالانه ایفای نقش نمایند. این نوع آموزش شامل فنون رهبری، مهارتهای حل مشکل، ارتباطات و آماده سازی کارکنان برای ایفای نقش های تیمی می باشد.

۲-۱-۱۱-۱-۲-ارشاد[۴۰]:

ارشاد، اشاره به راهنمایی های دارد که افراد با تجربه به افراد کم تجربه انتقال می دهند تا موجبات آموزش ورشد آنان رافراهم نمایند و سودمندترین رفتارهای افرادباتجربه، رفتارهایی هستند که توان بالقوه افراد را شناسایی، به الگو سازی نقش ها و ارتقاء مسئولیت پذیری و فرصت ها کمک وبر احساس عزت نفس و اطمینان آنان بیفزاید.

۲-۱-۱۱-۱-۳-تعلق حرفه ای[۴۱]:

افراد باید به حرفه خود عشق بورزند و وظیفه سازمان است با اجرای برنامه های مناسب در اعضای خود، تعلق حرفه ای ایجاد نماید. تعلق حرفه ای باعث رشد شخصیتی افراد شده و ابزاری را برای شکل دهی به رفتار آنان فراهم می آورد.

۲-۱-۱۱-۱-۴- شبکه سازی[۴۲]:

شبکه ها تجلی ارتباطات درون سازمانی تلقی می گردند نه سلسله مراتب درون سازمانی. شبکه های واقعی شبکه هایی اند که در محیط واقعی سازمان و نه در نمودار سازمانی شکل می گیرند. شبکه های درون سازمانی پنجره هایی را می گشایند بدون آنکه لطمه ای به احساس عضویت افراد وارد شود. بنابراین شبکه ها پیامد ناخواسته اما مفید سازمان های رسمی اند. آنها می توانند باعث تبادل سریع اطلاعات و باز خورد در بین افراد شده و بر عزت نفس آنها بیافزاید. (محمدی، ۱۳۸۱، ص ۱۶۴)
۲-۱-۱۱-۲- محیط کاری[۴۳]:
محیط کاری افراد بر توانمندسازی آنها موثر است. انجام وظیفه کارکنان در خلاء صورت نمی گیرد. کارکنان به محیطی نیاز دارند که توانمندسازی را تشویق کند. آنان به توانمندی نایل نخواهند شد مگر آنکه نیاز های اساسی شان در محیط کار ارضاء شود و فرهنگ حاکم بر سازمان به ارزش هایی چون اعتماد متقابل، مشارکت فراگیر، کارگروهی و ریسک پذیری بها دهد. (همان منبع، ص ۱۶۵)
تحقق سازمان توانمند، نیازمند وجود یک فرهنگ سازمانی حامی توانمندسازی می باشد. در یک فرهنگ سازمانی توانمندساز، برقراری اجماع، سبک های دموکراتیک، ارتباطات باز سازمانی و رسمیت کم در سازمان، مورد ترغیب و تشویق قرار می گیرد و بروی مسائلی چون تیم سازی و جریان آزاد وتبادل اطلاعات به صورت های عمودی، افقی ومورب، تاکید می شود. (فرهنگی، ۱۳۸۲، ص۱۲۰)همچنین دریک محیط کاری پویا، اطلاعات کافی و منابع لازم جهت انجام موفقیت آمیز کارها باید فراهم گردد. (کان[۴۴]، ۲۰۰۶، ص۱)

۲-۱-۱۱-۳- سبک رهبری[۴۵]:

سبک رهبری کارآمد جزء لاینفک ایجاد محیط پرورش کارکنان توانمند است. مدیران مستبد به دلیل نگرش سنتی قدرت، هرگز قادر به توانمندسازی زیر دستان نخواهند بود. به زعم آنها توانمندسازی کارکنان به مثابه قدرت بخشیدن به رقیبی است در بازی با مجموع صفرکه به هیچ وجه منطقی نیست. بر خلاف مدیران خودکامه که در جهت تضعیف هر بیشتر زیر دستان گام برمی دارند، مدیران توانمندسازی به عنوان یک هادی، مباشر، تسهیل کننده ومربی عمل می کنند. (محمدی، ۱۳۸۱، ص ۱۶۵) به عبارت دیگر می توان گفت فردی که مسوول بهبود عملکرد و مهارت های فردی اعضای گروه است، فراهم کننده محیطی برای بهبود عملکرد تیمی (گروهی) است که یک مهارت اساسی به منظور ایجاد توانمندی محسوب می گردد. (اسکات، ۱۳۷۵، ص ۱۰۱)

۲-۱-۱۲- برنامه های توانمندسازی:

برنامه های مختلف، سطوح متفاوتی از توانمندی را برای کارکنان به ارمغان می آورد. به زعم باون ولالر[۴۶] سه سطح مختلف برای برنامه های توانمندسازی وجود دارد:

۲-۱-۱۲-۱- برنامه های توانمندسازی سطح پایین[۴۷]:

این سطح از برنامه های توانمندسازی شامل برنامه های غنی سازی شغلی و سیستم پیشنهادها می گردد. در غنی سازی شغلی به کارکنان فقط در چارچوب وظایف شغلی شان آزادی عمل محدودی داده می شود. در سیستم پیشنهادها، کارکنان اجازه می یابند تا در زمینه های مربوط به تولید و خدمات، پیشنهادهایی ارائه دهند، اما مدیر ملزم به اجرای این پیشنهاد ها نیست.(محمدی، ۱۳۸۰، ص ۲۱۷)

۲-۱-۱۲-۲- برنامه های توانمندسازی سطح متوسط[۴۸]:

در این سطح، کارکنان از درجه متوسط آزادی عمل در قالب برنامه های مشارکت شغلی، دوایر کنترل کیفیت و تیم های چند وظیفه ای برخوردار می گردند. مشارکت شغلی شیوه خاصی است که به موجب آن کارکنان می توانند در مورد برخی از جنبه های شغلی شان آزادی عمل یافته و چگونگی انجام کارشان را خود سازماندهی نمایند. دوایر کنترل کیفیت و تیم های چند وظیفه ای نیز اجازه می یابند تا به حل مشکلات واحد کاری و یا سازمانی شان بپردازند. (همان منبع)

۲-۱-۱۲-۳- برنامه های توانمندسازی سطح بالا:

تشریح وضعیتی است که درآن کارکنان از آزادی عمل زیادی در زمینه شیوه انجام وظایفشان برخوردار می گردند. آنها نه تنها در عملکرد شغلی بلکه در عملکرد سازمان نیز مشارکت داده می شوند. به اعتقاد باون ولالردراین سطح، اطلاعات مربوط به عملکرد شرکت، در اختیار تمامی افراد قرار می گیرد. کارکنان در زمینه کارتیمی وحل مشکلات سازمان مهارت هایشان را به تکامل رسانده، درتصمیمات مدیریتی واحدهای کاری مشارکت نموده، سودسازمان دربین تمامی اعضای تقسیم گردیده و کارکنان در مالکیت شرکت سهیم می گردند. (همان منبع)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:43:00 ب.ظ ]




کیفری است که مقنن برای جرم معینی پیش بینی نموده و مستقیما مورد حکم قرار می گیرد در واقع مجازات اصلی ضمانت اجرای خاص اوامر و نواهی قانونگذار است و اجرای آن مستلزم صدور حکم قطعی دادگاه است که ضمن آن مجازات از نظر نوع و مقدار و مدت تعیین شده باشد.
دو- مجازات تبعی
اثری است ناشی از حکم جزایی ولی در حکم دادگاه مفید نمی شود و آن هم کیفری است که ثانیا و بالعرض از طرف مقنن بر جرمی مترتب می شود در واقع به تبع مجازات اصلی در مورد محکومین اجرا می شود.
ولی این مجازات ها از نظر تکمیل مجازات اصلی جنبه حصری ندارد و قانونگذار در مواردی مجازات های تکمیلی دیگری را نیز پیش بینی کرده است مانند محرومیت از حقوق اجتماعی که بر اثر اجرای حکم اصلی بر مجازات جرمی مترتب میشود.
سه- مجازات تکمیلی
کیفری است مکمل کیفر اصلی که نسبت به آن جنبه فرعی دارد و از طرف قانونگذار ثانیا و بالعرض برای جرمی معین میشود و مانند کیفر اصلی در حکم دادگاه منعکس است خواه دادرس در تعیین چنین کیفری مختار باشد و خواه ملزم .
البته با توجه با مواد قانونی به نظر می رسد که مجازات تکمیلی تنها در مواردی مصداق پیدا می کند که قانون گذار قاضی را در تحمیل مجازات خاص علاوه بر مجازات های اصلی مخیر کرده باشد. مثل منع اقامت در نقطه یانقاطی خاص یا معرفی نوبتی خود به موسسه ای خاص یا موارد دیگر که به دنبال حکم اصلی اجرا می شود.
ب- طبقه بندی مجازات ها بر حسب ماهیت عینی آن ها
یک-مجازات های بدنی
مجازات های بدنی به مجازات هایی گفته می شود که مستقیما بربدن مجرم وارد شده و دارای خصوصیت ترهیبی و ترذیلی است این مجازات ها از قدیم الایام در تمام جوامع اجرا می شد هر چند شکل اجرای آن در جوامع مختلف ، متفاوت بود و این مجازات ها به شیوه های مثل سلب حیات، یا قطع عضو تازیانه رایج بود حافظه تاریخ حقوق کیفری پر است از اعمال چنین مجازات هایی که گاهی با وحشیانانه ترین شکل علیه مجرمین اعمال می شد با پیشرفت جوامع وتکامل حقوق کیفری و تغییر در مبنای اجرای مجازات ها به مروز زمان اعمال این مجازات ها کاهش یافت تا جایی که در قرون اخیراکثر کشورهای جهان اعمال این مجازات ها را از قوانین کیفری کشورشان حذف کردند.
در این میان می توان به لغو مجازات اعدام و مابقی مجازات های بدنی از قوانین کیفری اکثر کشورها نام برد این مجازاتها درمرحله عمل با معایب فراوانی روبرو هستند.
از جمله :

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

  1. قابل جبران نیستند.
  2. ظالمانه هستند.
  3. متضمن هیچ فایده ای برای فرد و جامعه نیستند .
  4. مخالف روح بشر دوستی و تمدن امروزی هستند.
  5. قبح خونریزی واهانت را در اذهان مردم زائل می کنند و موارد دیگر که از ذکر آنها خودداری می کنیم هر چند نمی توان منکر برخی مزایا به صورت خیلی محدود برای این مجازات ها شد ولی در عمل ، اعمال این مجازات اهدافی حقوق کیفری را تامین نمی نماید در مقررات کیفری کشورمان نیز دردوران قبل از انقلاب اقدامات فراوانی برای حذف کیفر اعدام و بقیه مجازات های بدنی صورت گرفته بود و می رفت که برای همیشه این مجازات ها از قوانین کیفری کشورمان نیز در دوران قبل از انقلاب اقدامات فراوانی برای حذف کیفر اعدام و بقیه مجازات های بدنی صورت گرفته بود و می رفت که برای همیشه این مجازاتت ها از قوانین کیفری کشورمان پاک شود.

اما پس از انقلاب اسلامی و تغییر قوانین در راستای اسلامی کردن قوانین، دوباره کیفرهای بدنی مانند سلب حیات (اعدام – قصاص – رجم) و مجازات های قطع عضو و مجازات تازیانه در قوانین کیفری کشورمان گنجانده شد و جای این کیفرها حتی در قانون تعزیرات خالی نماند و قانونگذار اسلامی برای جرائم زیادی مجازات تازیانه تعیین کرد.
سوال اینجاست که هدف از این همه افراط گری ها چیست ؟
نگارنده معتقد نیست که با قوانین اسلام وقرآن مخالفت بشود ولی معتقد است که وجود بسیاری از این مجازات ها در قوانین تعزیرات ضروری نیست و باید تا جایی که امکان دارد اعمال این گونه مجازات ها کاسته شود چون تجربه نشان داده است که حذف اینگونه مجازات ها نه تنها افزایش جرایم را به دنبال نداشته بلکه در بسیاری موارد باعث کاهش جرائم شده و اجرای این مجازات ها در بسیاری از موارد مخالف با دیدگاه اصلاح و بازپروری مجرم بوده است و اهداف حقوق کیفری را تامین نمی نماید.
دو-مجازات های سالب و محدود کننده آزادی
محرومیت از آزادی یعنی محرومیت از اقامت در محل معین با محرومیت از داشتن شغل معین یا دیگر محرومیتها که بارزترین ومهم ترین انها نگهداری محکوم علیه در محلی به نام زندان است امروز این مجازات از رایجترین مجازات ها در جهان می باشد هر چند زندان در طول حیات خود تکامل یافته و دچار تغییرات اساسی شده است ؛ ولی در گذشته چنین نبوده در ابتدا زندانیان به غل و زنجیر بسته می شدند و در سیاه چال ها نگهداری می شدند ولی با گذشت زمان وتحول در حقوق کیفری و نوع نگاه به مجرم ، زندانها نیز تغییر یافته اند.
امروزه هدف از زندان اصلاح و بازپروری مجرم است ولی متاسفانه با تغییرات فراوانی که انجام شده است به علت معایب فراوانی که زندان با خود دارد حقوق کیفری هرگز نتوانسته به هدف خود از این طریق برسد و دنبال جایگزین های زندان است .تا بتواند معایب مجازات زندان را کاهش دهد بحث تکمیل در مورد مجازات زندان را در فصل های آینده دنبال می کنیم و در اینجا به شرحی مختصر در مورد مجازات های محدود کننده آزادی می پردازیم .
در مجازات های محدود آزادی که در اکثر مواقع به عنوان مجازات تکمیلی اعمال می شوند محکوم علیه شغل و زندگی خود رااز دست نمی دهد مصداق این گونه مجازات ها ممنوعیت از اقامت در نقطه یا نقاط معین و اجبار به اقامت در محل معین یا محرومیت از داشتن شغل معین یا ممنوعیت خروج از کشور یا اخراج بیگانه از کشور که همگی موجب سلب آزادی واقعی از محکوم علیه می شوند. ( یعنی محرومیت از :بعضی از حقوق اجتماعی) که معمولا به عنوان مجازات تکمیلی اعمال می شوند بحث در موردقانون مجازت های اجتماعی در فصول آینده دنبال می شود.
سه-مجازات های مالی
مجازات های مالی شامل جزای نقدی ، ضبط یا مصادره اموال است جزای نقدی در زمره مجازات های تعزیری اصلی یا تتمیمی است بنا به تعریف عبارت است از :
الزام محکوم علیه به استناد حکم محکومیت به پرداختن وجه نقدی به نفع دولت این مجازات که در واقع نقض اصل شخصی بودن مجازات می باشد با اعمالش آثار مجازات به اطرافیان محکوم علیه نیز تحمیل می شود و بار مالی ناشی از تحمل مجازات بر کل خانواده تحمیل میشود ولی به نفع دولت میباشد و بسیاری از معایب زندان را نیز با خود ندارد ولی رعایت عدالت دراین نوع مجازات ممکن نیست چون یک فرد فقیر با یک ثروتمند به یک شکل آثار آن راتحمل نمی کنند و ایجاد تناسب بین جرم و مجازات از هر مجازات دیگری آسان تر است .
چهار-مجازات های ممنوعیت از اشتغال به کسب یا شغل یا حرفه
هدف از این نوع مجازات جلوگیری از تکرار جرم می باشد به این صورت که محکوم علیه به خاطر داشتن شغل خاص یا کسب خاصی مرتکب جرم شده و در صورت ادامه حرفه ی خود مرتکب جرم می شود و جرم خود را تکرار می کند و لی با این مجازات زمینه های ارتکاب جرم از بین رفته و محکوم علیه خلع سلاح می شود و دیگر مرتکب جرم نمی شود .
پنج-مجازات های سالب حق
هر شخصی به خاطر زندگی در جامعه از حقوقی که قانون اساسی هر ملتی برای آن قائل است برخوردار میشود.
ولی گاهی مواقع اشخاص به خاطر نادیده گرفتن هنجارهای جامعه بر اساس قانون از آن محروم می شوند به این محرومیت ها مجازات های سالب حق گفته می شود که می توان از حقوقی مانند حق انتخاب کردن وانتخاب شدن در مجالس ، شوراها، انجمن ها و … که این محرومیت ها باید متناسب با جرم و خصوصیت مجرم در مدت معین باشد .
شش-مجازات های سالب حیثیت
این مجازات به معنای رسوا کردن محکوم علیه و آبروی او رانزد عام و خاص ریختن است کیفر خاصی است که در تتمیم مجازات اصلی به کار می رود هدف این است که از طریق شناساندن محکوم علیه به مردم، مردم دیگر فریب وی را نخورده و در دام وی نیفتند.
۵- اقدامات تامینی و تربیتی
اقدامات تامینی یکی از اشکال واکنش اجتماعی در برابر جرم است هدف اصلی این اقدامات و تدابیر پیشگیری از ارتکاب اعمال بزهکارانه ، بازسازی و بازپذیری اجتماعی بزهکار است (انسل،ترجمه اشوری و ابرند آبادی۱۳۷۰، ۲۶ ) یا به بیان دیگری اقدامات تامینی و تربیتی عبارت است از یک سلسله تدابیر پیشگیرانه ناشی از واکنش جامعه ، برای جلوگیری از تکرار جرم از سوی مجرمین خطرناک که بنا به حکم قانون از جانب دادگاه اتخاذ و درباره آن ها اعمال می گردد .
همچنین اقدامات تامینی به وسایلی و تدابیری اطلاق می شود که در مورد افراد خطرناک مورد استفاده قرار می گیرد(ماده یک قانون اقدامات
تامین و تربیتی ، مصوب ۱۲ اردیبهشت ماه ۱۳۳۹) اقدامات تامینی درجرم شناسی ازجایگاه مخصوصی برخوردار است صرفنظر از توجه عمیقی که نسبت به فرد بزهکاران و حالات روانی او وعلل و انگیزه هائی که به سبب آنها جرم صورت گرفته است مبذول می دارد.
هنگامی که قصد دارد از جرم تعریفی ارائه کند نیز به بروز حالت خطرناک در مجرم استناد جسته و شالوده تعریف خود را بر آن اساس پی ریزی کرده است و سپس اجرای اقدامات تامینی و تربیتی را درباره این بزهکاران خطرناک توصیه می کند.
هدف از اقدام تامینی پیشگیری است که برحسب وضع و حالت خطرناک بزهکار تدابیر خاصی را اتخاذ می کند این تدابیر در نظام کیفری کشور ما جایگاه مشخصی ندارد زیرا به عنوان اقدام تامینی در فقه ناشناخته است و به این دلیل قانون گذار اسلامی همواره در پذیرفتن آن تردید داشته است .
ولی اصل تدابیر پیشگیرانه در اسلام مقبول وعموما از باب حکومت است در قانون مجازات اسلامی نیز بخشی از این تدابیر با عنوان مجازات بازدارنده پیش بینی شده لیکن پاره ای دیگر در ضمن احکام خاص پراکنده است .
اقدامات تامینی بر حسب مصداق به دو دسته تقسیم می شوند :

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

  1. اقدامات تامینی شخصی که شامل بزهکاران به عادت، نارسیدگان روانی و بزهکاران خردسال و نوجوانان و بزهکار گوناگون دیگر می شود.
  2. اقدامات تامینی عینی که دفاع جامعه را در برابر بعضی از اشیا که ممکن است خطرهایی برای او پدید آورند ، تامین می کند مانند: سکه قلب ، اسلحه، اسناد، مواد مخدر و غیره

همچنین اقدامات تامینی برحسب طبع شیوه های به کار رفته به اقدامات حمایتی،تربیتی،درمانی ،مراقبتی و بازدارنده تقسیم می شوندویابرحسب موضوع نیز به اقدامات تامینی بدنی،سالب و محدود کننده آزادی،مالی،منع از اشتغال به کسب یا شغل یا حرفه،سالب حق،انتشار حکم تقسیم می شوندوهمچنین شامل درمان اجباری بیماری های آمیزشی ، منع خروج از کشور ، اقامت اجباری ، توقف و منع فعالیت ، تعطیل موسسه وانتشار حکم می شوند و با دو هدف تامین دفاع جامعه در مقابل مجرم خطرناک و یا موقعیت خطرناک وهمچنین اصلاح و درمان مجرم، اعمال می شوند .
قانون گذار ما نیز در سال ۱۳۳۹ با تصویب قوانین مربوطه آن را مورد توجه قرار داده و هر چند بعد از انقلاب این قانون به صورت متروکه در آمده است .
گفتار سوم : تعریف فردی کردن مجازات ها و مفاهیم مرتبط با آن

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:43:00 ب.ظ ]




فصل اول :
معرفت شناسی

 

نوشتار حاضر قرار است دیدگاه صدرا را در حوزه معرفتشناسی دینی تبیین و بررسی کند. با توجه به اینکه تحلیل دیدگاه صدرا در این رابطه متفرع بر فهم مسائل مطرح در معرفتشناسی است، لازم است نخست به مهمترین مسائل موجود در این حوزه که مستقیماً بر مسائل معرفتشناسی دینی از جمله توجیه باورهای دینی بهخصوص باور به خدا، تأثیرگذار است، پرداخته شود و دیدگاه های معرفتی صدرا در این رابطه جستجو گردد تا مشخص شود وی در حوزه معرفتشناسی دینی چه رویکردی را إتخاذ میکند.
از این رو پس از تعریف معرفتشناسی، به تحلیل معرفت از طریق عناصر سهگانه آن؛ یعنی باور، صدق و توجیه پرداخته، سپس به منابع و ابزارهای شناخت اشاره شده است. سپس در بخش دوم پس از تبیین رویکردها و دیدگاه های اصلی در حوزه معرفتشناسی دینی، دیدگاه صدرا در این رابطه مورد بررسی قرار گرفته است.

 

۱-۱٫معرفت شناسی در جهان غرب

 

۱-۱-۱٫ اهمیت معرفت شناسی

 

مهمترین مشخصه انسان خردورزی است. همین ویژگی است که او را از جرگه حیوانات خارج
میکند. انسان با عقل خود، بسیاری از حقایق عالم را کشف کرده است و به امید شناخت حقایق بیشتر به راه خود ادامه میدهد. بیتردید بدون شناخت، زندگی ممکن نخواهد بود. ابتداییترین شناخت که انسان با حیوان در آن مشترک است، ابتداییترین نیاز به شناخت را پوشش میدهد؛ یعنی نیاز به حفظ بقا و دفع خطرات احتمالی. اما به مراتب این شناخت در انسان پر رنگتر میشود و آن زمانی است که انسان به قوه تعقل در میآمیزد و قدم به دنیای بزرگتری میگذارد. دنیایی که پر از مجهولات است و منتظراین است که معلوم شود. این نوع شناخت با حقیقت انسان مرتبط و متعامل است. حس حقیقتجویی که از بدو تولد در درون انسان ریشه دوانیده است لحظهای او را به حال خود وا نمیگذارد وپی در پی او را تحریک به جستجو و طلب میکند. جستجوی هر آنچه که این حس را تسکین دهد و به آرامش برساند. بشر با این حس است که تمدن را پدید آورده است؛ تمدنی که هیچگاه در حیوانات به چشم نمیخورد.
بدینگونه هر روز اسراری از این جهان پیچیده بر ملا میگردد و آدمی را غرق در شگفتی میسازد. با تمام این تفاصیل بر هیچ یک از ما پوشیده نیست که در بیشتر مواقع، نیز، آدمی به خطا رفته است. در رسیدن به مجهولی بارها طعم شکست را چشیده است و از دستیابی به واقع بازمانده است. هنوز گره های کور بسیاری وجود دارد که گشوده نشدهاند، با اینکه بارها جهت گشودنش تلاش شده است. ولی هر بار بیش از پیش ناتوانی بیداد میکند. سؤال این است که انسان از کجا می داند که هر آنچه که کسب کرده است واقعیت دارد؟ به چه طریقی میتواند ادعا کند بعضی راه ها را به خطا رفته یانرفته؟ اگر معتقد به این هستیم که عقل حقایق هستی را بر ما معلوم میکند، خود این چه مکانیسمی دارد؟ و توان آن در دستیابی به حقیقت چهقدر است؟ و تحت چه شرایطی قادر است به شناخت دست یازد؟
قهراً پاسخ به سؤالات فوق دغدغه آدمی است؛ دغدغه کسی که خواهان یافتن حقیقت ناب و خالص و خلاصی از شک و تردید است. اینگونه سؤال و جوابها در حوزهای به نام معرفت شناسی[۴]سکنی گزیده است. حوزهای که هر آن کس که در پی دستیابی به معرفت حقیقی است ناچار باید قدم در آن گذارد. ازاین رو ضروری است که درابتدا به بحث معرفت شناسی ومسائل آن بپردازیم .

 

۱-۱-۲٫ تعریف معرفت شناسی

 

معرفت شناسی که از ریـشه یونانی ”Episteme” به معنـای شناخت و ”Logos” به معـنای
دانش و نظریه گرفته شده است، به معنای شناخت شناسی میباشد.[۵]معرفتشناسی شاخهای از فلسفه است. بسیاری از فلاسفه اتفاق نظر دارند که معرفت شناسی محوریترین مسئله در فلسفه است. زیرا اگر فلسفه را به شناخت حقایق اشیاء تعریف کنیم لازم است قبل از آن ماهیت خود شناخت محرز گردد. شناخت چیست؟ چه عواملی باعث حصول شناخت میشود؟ آیا اصلاً شناخت حاصل شدنی است؟ چگونه می توان به حقیقت دست یافت؟… همه این سؤالات در حوزه معرفتشناسی مورد بررسی قرار میگیرد.

 

۱-۱-۳٫ تحلیل معرفت

 

معرفت شناسان معاصر رویکردی تحلیلی نسبت به معرفت دارند. مسئله تحلیل یا تعریف معرفت از مباحث بسیار دشوار و مورد اختلاف در معرفت شناسی معاصر است.[۶] در رابطه با معرفت سه امر را باید از همدیگر تفکیک کرد. این تفکیک بستگی به این دارد که مقصود ما از کاربرد معرفت چیست. گاهی همین که واژه معرفت را روشن ساختیم و کاربردها و معانی مختلف آن را دانستیم،کفایت امر میکند. بیان و ایضاح معنای واژه “know” کاری لغت شناسانه یا معنا شناسانه است.
در برخی اوقات هدف نحوه دستیابی انسان به معرفت است که امری روانشاسانه است. گاهی نیز آنچه که مدّ نظر است این است که جهت دستیابی به معرفت چه شرایطی باید مهیا شود تا ما به مقصود نائل شویم که این بر عهده فیسلوف است و از راه تحلیل فلسفی معرفت میسر است. بسیاری از معرفت شناسان صرفاً به ایضاح معنای واژه “know” اکتفا و به تحلیل فلسفی آن وقعی نمینهند. در معرفت شناسی رویکرد روانشناسانه از دایره بحث بیرون است.[۷] از این رو ما نیز ابتدا معرفت را از منظر لغتشناسی مورد لحاظ قرار داده و در ادامه تحلیل فلسفی
آن را به نظاره خواهیم نشست.
۱-۱-۳-۱٫ معنای لغوی واژه معرفت
واژه ”know” که معادل علـم و معرفت داشتن تلقی میشود، در زبان انگیسی دارای کاربردها و معانی گوناگونی از جمله: «تشخیص دادن، دانستــن، آگاهـی داشتن از، ملتفت بودن، شناختــــن و
آشنا شدن با چیزی و…» است.[۸]
ذکر این نکته حائز اهمیت است که حوزه و دامنه واژه معرفت بسی فراتر از کاربرد و اصطلاح فلسفی آن است. به همین منظور جهت رسیدن به کاربرد آن در فلسفه و معرفت شناسی برخی از معانی و کاربردهای “Knowlege” که اسم know است را از نظر میگذرانیم تا به مقصود خود نائل گردیم.
۱-۱-۳-۱-۱٫ معرفت از راه آشنایی[۹]
گاهی آشنایی مانسبت به اشخاص است. مثل اینکه من علی را می شناسم. در این عبارت بعد از “know” مفعول بیواسطه قرار میگیرد.( I know Ali ). گاهی ما به افکارو حالات درونی خود چون عشق، غم، شادی، .. نقاط ضعف و قوت خود علم داریم. مانند زمانهایی که به سردرد خودمان علم داریم. معرفت شناسان در مواقعی معرف از راه آشنایی را به معرفت عینی [۱۰] تعبیر میکنند. در این تعبیر متعلق معرفت یک گزاره نیست، بلکه یک امر عینی یا شیئی معین است. تمام شناختهایی که از راه داده های حسی به دست میآوریم از این نوع معرفت هستند؛ البته قابل ذکر است حیوانات و کودکان نیزاز معرفت هایی که از طریق حواس ظاهری به دست میآیندـ همه آنچه را که می بینیم یا می شنویم یا لمس می کنیم و… ـ برخوردارند.[۱۱]
۱-۱-۳-۱-۲٫ شناخت مهارتی[۱۲]
این نوع معرفت ناظر به امور عملی است، نه نظری[۱۳] و در مورد توانایی بر انجام کارهایی نظیر دوچرخه سواری، اتومبیل رانی، تکلم به زبان بیگانه و… اطلاق میگردد. به طور مثال علی میداند چگونه شنا کند. در این مواقع چون بعد از واژه دانستن از تعبیر «چگونه» استفاده میشود، به آن « دانستن اینکه چگونه»[۱۴] گفته میشود.
۱-۱-۳-۱-۳٫ معرفت گزاره ای[۱۵]
از عنوان کاملاً مشخص است که متعلق این معرفت گزارهها هستند. ویژگی بارز گزارها این است که حامل خبری هستند و با این ویژگی است که دارای ارزش صدق[۱۶]میگردند. یک گزاره از لحاظ منطقی یا کاذب است یا صادق. به عنوان مثال علی میداند که فردا کلاس تعطیل است. در اینجا علی مفاد گزاره را پذیرفته و آن را تصدیق کرده است. فیلسوفان زیادی بر این عقیده هستند که تنها موجودات هوشمند چون انسانها و شاید برخی نخستینان به کمال رسیده[۱۷] و وال سانها[۱۸] مانند )دولفین وخوکوال (میتوانند از چنین معرفتی برخوردار باشند.[۱۹]
از کاربردهای سهگانه معرفت مشخص میشود که کاربردهای آن در زبان های مختلف متفاوت است. به طوری که در فارسی ما در برابر مهارت داشتن، بلد بودن، تجربه کردن و امثال آن به هیچ وجه از واژه معرفت استفاده نمیکنیم. در نهایت اینکه در انگلیسی نیز واژه معرفت تنها بر برخی از کابردها و معانی اطلاق می گردد، نه همه آنها .
از میان این کاربردها آنچه که درکانون توجه معرفتشناسان قرار دارد، معرفت گزارهای است. تا قبل از تحلیل معرفت به باور صادق موجه، قضایا و مفاهیم هر دو در کانون توجه بودند، ولی در پی رویکرد تحلیلی نسبت به معرفت، این معرفت گزارهای است که همه نگاه ها را به سمت خود معطوف ساخته است. به نظر میرسد علت امر این باشدکه هدف معرفت شناس دستیابی به حقیقت وتشخیص صدق از خطا است و تنها گزارهها هستند که متصف به صدق وکذب می شوند. مفاهیم از آن جهت که جنبه حکایتگری از جهان خارج ندارند، علمی را نیز به بار نمیآورند و از محل بحث خارج هستند.
۱-۱-۳-۲٫ تحلیل فلسفی معرفت گزاره ای
تا قبل از سال ۱۹۶۳ مفهوم معرفت یا اصلاً مورد تحلیل قرار نمیگرفت و یا کما بیش به «باور صادق موجه»[۲۰] تعریف میشد[۲۱]. این تعریف سابقهای بس طولانی دارد و تا افلاطون قابل پیگیری است. بسیاری از فیلسوفان قائلند افلاطون اولین کسی است که تحلیل سه بخشی معرفت را ارائه و معرفت را باور صادق باتبیینی عقلانی یابه عبارتی، توجیه (که به یونانی logs خوانده میشود) تعریف کرد.[۲۲] شمارمؤلفههای اصلی در این تعریف باعث شده، تا از آن به تعریف سه جزئی تعبیر شود. سه مؤلّفه و عنصر اصلی معرفت عبارت است از: باور، صدق و توجیه.
به بیان منطقی اگر کسی( s ) ادعای معرفت کرد که می داندp، حصول سه شرط ذیل لازم است:
۱٫p صادق است ؛
۲٫s باور دارد که p؛
۳٫ باور s به p
موجه است.
این شرایط سه گا
نه، شرایط لازم و کافی را در حصول منطقی معرفت به بار میآورند. نبود یکی از شروط کافی است تا از نیل به معرفت محروم شویم. طبق مطالب گفته شده معرفت شناسان تعاریفی از آن ارائه دادهاند که در زیر چند نمونه را از نظر میگذرانیم:
ـ معرفت شناسی شاخهای از فلسفه است که دررابطه با ماهیت، منابع و وسعت دانش بحث می کندو با مفاهیمی چون صدق ، عقلانیت، توجیه وشکلگیری باور مرتبط است .[۲۳]
ـ معرفت شناسی به دنبال تحقیق و بررسی ماهیت معرفت و توجیه باور[۲۴] است.[۲۵]
ـ معرفت شناسی علم توجیه باور یا به گونه ای دقیقتر توجیه باور داشتن است.[۲۶]
ـ معرفت شناسی به طورکلی علمی است که به مطالعه فلسفی ماهیت، منابع، حدود و قلمرو معرفت می پردازد.[۲۷]
ـ معرفت شناسی، نظریه معرفت است. یعنی هر آنچه که معرفت و شناخت را از باور صحیح صرف تمییز می دهد.[۲۸]
از تعاریف بالا کاملاً مشخص است که توجیه و باور از عناصر محوری معرفت به حساب میآیند و آنگاه که پای توجیه در میان باشد بی شک صدق نیز بهطور ضمنی در تعریف گنجانده شده است. از این رو معرفت شناسی علم توجیه باورهای صادق است. در ادامه عناصر محوری معرفت مورد لحاظ قرار میگیرد.
۱-۱-۳-۲-۱٫ باور
اگر تحلیل سنتی معرفت را صحیح بدانیم، در آن صورت باور شرط ضروری معرفت خواهد بود. این تعریف باور را یکی از مهمترین عناصر معرفت به حساب میآورد. طبق این نگرش معرفت بدون باور ممکن نیست.
سؤال مهمی که پیش میآید این است که باورها چگونه پدید میآیند؟ در جواب باید گفت، زمانی که قضیه ای بر انسان عرضه می شود، انسان بر حسب حصر عقلی در برابر یکی از سه حالت، پذیرش (acceptance) انکار یا عدم پذیرش (disacceptance) و یا تعلیق (with old) قرار میگیرد.[۲۹] زمانی می توان گفت شخصی صاحب باور است که در برابر قضیه ارائه شده حالت پذیرش داشته باشد. بنابراین تا زمانی که به گزارهای اعتقاد و باور نداشته باشیم، نمیتوانیم ادعای معرفت کنیم.
۱- ۱-۳-۲-۲٫ صدق[۳۰]
دومیـن مؤلـفه سازنده معرفت، صدق است.کاذب بودن باوری نامـوجه بودن آن را ایـــجاب نمیکند. چرا که باورهای بسیاری وجود دارند که با وجود قرائن، موجه مینمایند اما کاملاً کاذب هستند.[۳۱] نظیر گزاره «زمین ثابت است» که در گذشته مردم بدان باور داشتند و دلایل قابل قبولی برای آن داشتند، اما امروز نامعقول بودن آن محرز شده است و بر آن معرفت اطلاق نمیشود. از این رو بحث از حقیقت صدق از مباحث کلیدی معرفتشناسی معاصر است. صدق شرط عینی معرفت به حساب میآید. نسبت گزاره با جهان خارج را شرط صدق برآورده میکند. از آنجایی که شرط صدق مسئلهای بسیار پیچیده است، عده ای از تحلیل آن سرباز زده از تعریفش شانه خالی کردند و صرفاً به تکریم آن پرداختند و عدهای نیز آن را سهل و ممتنع یافتند و درنهایت از پاسخ به سؤال صدق چیست؟ ناتوان گشتند.[۳۲]
از آن روکه مبحث صدق ابتدا در منطق مطرح گشت، تمرکز آغازین فیلسوفان در مورد صدق درباره تعیین مصادیق صدق و کذب بود. در واقع صدق و کذب وصف قضایا هستند و تنها قضایا متصف به صدق و کذب میشوند. اینکه تعیین کنیم کدام قضیه صادق است و کدام کاذب، در منطق به آن پرداخته میشود. اما به تدریج پای صدق به معرفت شناسی کشیده شد و ماهیت صدق مورد توجه فیسلوفان قرار گرفت.
۱-۱-۳-۲-۲-۱٫ مطابقت

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:42:00 ب.ظ ]




متین دفتری،احمد،آیین دادرسی مدنی،جلد دوم،نشر چاپخانه دانشگاه ،چاپ هفتم،۱۳۷۴
محقق داماد،سید مصطفی،قواعد فقه،بخش مدنی،نشر مرکز نشر علوم اسلامی،چاپ چهارم،۱۳۷۳
محقق داماد،قواعد فقه،بخش مدنی،نشر سمت،چاپ هفتم،۱۳۸۵
محمدی،ابوالحسن،قواعد فقه،نشر یلدا،چاپ اول،۱۳۷۳
موسوی،سید ابراهیم،قاعده لاضرر،مجله حقوقی دادگستری،پاییز و زمستان ۱۳۷۸،شماره ۲۸ و ۲۹
نقیبی،سید ابوالقاسم،خسارت معنوی در حقوق اسلام،ایران و نظام های حقوقی معاصر،نشر امیر کبیر،چاپ اول،۱۳۸۶
نوبخت،یوسف،اندیشه های قضایی،انتشارات کیهان،چاپ سوم،۱۳۷۰
نوری،محمد علی،عقود و تعهدات قراردادی به طور کلی و الزلمات بدون قرارداد از قانون مدنی فرانسه،نشر گنج دانش،چاپ اول،۱۳۸۰
نوین،پرویز،انعقاد و انحلال قراردادها،نشر تدریس،چاپ اول،۱۳۸۴
وارسته،حمید،فرهنگ جامع حقوقی،نشر امیر کبیر،چاپ اول،۱۳۸۶
هیجده نفر از دانشمندان جهان.، تفسیری بر حقوق بیع بین المللی کنوانسیون ۱۹۸۰ وین. ترجمه مهراب داراب پور، نشر گنج دانش،جلد اول،۱۳۷۴
یزدانیان،علیرضا،حقوق مدنی(قلمرو مسئولیت مدنی)،نشر ادبستان،چاپ اول،۱۳۷۹
منابع عربی
ابن اثیر جزرى، مبارک بن محمد، النهایه فی غریب الحدیث و الأثر، جلد سوم، مؤسسه مطبوعاتى اسماعیلیان، قم، بی تا
احمد یزدی،ابوالقاسم،ترجمه شرایع الاسلام،نشر بصیرتی،چاپ سوم،۱۳۶۲
انصاری،شیخ مرتضی،مکاسب،خودآموز مکاسب،نشر جنگل،چاپ اول،۱۳۸۹
بجنوردى، سید محمد، قواعد فقهیه، ۲ جلد، مؤسسه عروج،جلد اول، ۱۴۰۱ ه‍ ق
بجنوردی،القواعد الفقهیه،جلد اول،مطبعه خیام،۱۴۰۲

  1. بجنوردی،سید محمد حسن،القواعد الفقهیه،نشر الهادی،چاپ اول،۱۳۷۷

جبلی عاملی،زین الدین،شرح لمعه،نشر مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی،چاپ سوم،۱۳۶۷
حرّ عاملى، شیخ محمد بن حسن: وسائل الشیعه، ۳۰ جلد، مؤسسه آل البیت علیهم السلام، قم، اول، جلد بیست و پنجم،۱۴۰۹ ه‍ ق
خراسانى، حسین وحید، منهاج الصالحین، ۳ جلد، مدرسه امام باقر، قم، پنجم،جلد سوم، ۱۴۲۸ ه‍ ق
خویى، سید ابو القاسم: محاضرات فی الأصول، جلد اول، انتشارات انصاریان، ۱۴۱۷ هجرى قمری
شیخ مرتضى انصارى، رسائل فقهیه، در یک جلد، کنگره جهانى بزرگداشت شیخ اعظم انصارى، قم، اول، ۱۴۱۴ ه‍ ق
شیرازى، ناصر مکارم: القواعد الفقهیه، ۲ جلد، نشر،مدرسه امام امیر المؤمنین، قم، چاپ سوم، ۱۴۱۱ ه‍ ق
صدوق قمى، شیخ محمّد بن على بن بابویه: من لا یحضره الفقیه، ترجمه على اکبر غفارى، ۶ جلد، نشر صدوق، تهران، اول،جلد چهارم، ۱۴۰۹ ه‍ ق
طباطبایی،سید علی،ریاض المسائل،نشرموسسه نشر اسلامی،چاپ اول،۱۴۴۲ ه.ق
طریحى، فخر الدین، مجمع البحرین، جلد سوم، کتابفروشى مرتضوى، تهران ، سوم، ۱۴۱۶ ه‍ ق
فراهیدى، خلیل بن احمد: کتاب العین، ۸ جلد، نشر هجرت، قم،جلد هفتم، دوم، ۱۴۱۰ ه‍ ق
فیومى، احمد بن محمد مقرى، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر للرافعی، جلد دوم، منشورات دار الرضی،بی تا
قاسم زاده،سید مرتضی،الزام ها و مسئولیت مدنی بدون قرارداد،نشر میزان،چاپ هفتم،زمستان ۱۳۸۸
قمّى، سید محمد حسینى روحانى، القواعد الفقهیه، ۳ جلد، چاپخانه امیر، قم، اول،جلد پنجم، ۱۴۱۳ ه‍ ق
مکارم شیرازی،ناصر،القواعد الفقهیه،چاپ اول،جلد اول،نشر مدرسه الامام المیر المومنین،۱۴۱۱ ه.ق
ملا احمد نراقی،عواید الایام،عایده چهارم،در یک مجلد،نشر بصیرتی،۱۲۴۵
نایینی،میرزا محمد حسن،منیه الطالب،نشر موسسه نشر اسلامی،چاپ اول،۱۴۱۵ ق
نایینی،میرزا محمد حسن،منیه الطالب،نشر موسسه نشر اسلامی،چاپ اول،۱۴۱۵ ق
نجفی،محمد حسن،جواهر الکلام،دار الکتب الاسلامی،تهران،جلد ۳۷،چاپ چهارم،۱۳۷۴

    1. جعفری لنگرودی،محمد جعفر،ترمینولوژی حقوق،نشر گنج دانش،چاپ شانزدهم،۱۳۸۵ ↑
    2. آخوندی،محمود،آیین دادرسی کیفری،نشر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی،چاپ سیزدهم،۱۳۸۶،ص ۲۷۴ ↑
    3. امامی،سید حسن،حقوق مدنی،نشر انتشارات کتابفروشی اسلامیه،چاپ پانزدهم،۱۳۷۴،ص ۲۴۴ ↑
    4. از میانی فقیهانی که قائل به این نظر هستند که عدم النفع ضرر نیست می توان به شهید ثانی ،علامه حلی،صاحب جواهر و آیت الله فاضل لنکرانی اشاره کرد.برای اطلاعات بیشتر به منابع زیر رجوع کنید. نجفی،محمد حسن،جواهر الکلام،دار الکتب الاسلامی،تهران،چاپ چهارم،۱۳۷۴،جلد ۳۷٫علامه حلی،کشف المراد فی تجرید الاعتقاد،نشر ظهوری،چاپ هشتم،۱۳۷۵،شهید ثانی،مسالک الافهام،نشر موسسه المعارف الاسلامیه،۱۴۱۹،بی تا،علامه حلی،منهاج الصلاح فی اختصار المصباح،نشر کتابخانه علامه مجلسی،چاپ اول،۱۳۶۷ ↑

جهت دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.
    1. وارسته،حمید،فرهنگ جامع حقوقی،نشر امیر کبیر،چاپ اول،۱۳۸۶،ص ۸۰۳س ↑
    2. جعفری لنگروردی،محمد جعفر،ترمینولوژی حقوق،نشر گنج دانش،چاپ شانزدهم،۱۳۸۵،ص ۴۴۴ ↑
    3. کاتوزیان،ناصر،اثبات و دلیل اثبات،جلد دوم،نشر میزان،۱۳۸۳چاپ دوم،ص ۲۳۰ ↑
    4. www.hoghatnameh.org ↑
    5. وارسته،حمید،فرهنگ جامع حقوقی،نشر امیر کبیر،چاپ اول،۱۳۸۶،ص ۱۰۶۴ ↑
    6. کاتوزیان،ناصر،قواعد عمومی قراردادها،جلد سوم،نشر میزان،چاپ سوم،۱۳۸۱،ص ۱۹۹ ↑
    7. علامه،سید مهدی،شروط باطل و تاثیر آن در عقود،نشر میزان،چاپ اول،۱۳۸۵،ص ۹۹ ↑
    8. برای مثال می توان به حقوق دانان زیر با کتب زیر اشاره کرد. امامی،سید حسن،حقوق مدنی،نشر انتشارات کتابفروشی اسلامیه،چاپ پانزدهم،۱۳۷۴٫ باریکلو،علی رضا،مسئولیت مدنی،نشر میزان،چاپ دوم،پاییز ۱۳۸۷٫ بهرامی احمدی،حمید، مسئولیت مدنی،نشر میزان،چاپ اول،تابستان ۱۳۸۸٫ متین دفتری،احمد،آیین دادرسی مدنی،جلد دوم،نشر چاپخانه دانشگاه،چاپ اول،۱۳۶۱ ↑
    9. اسماعیل پور،ایرج،بررسی تطبیقی عدم النفع در نظام حقوقی ایران و مقایسه آن با حقوق انگلیس و آمریکا،پایان نامه کارشناسی ارشد حقوق خصوصی،دانشگاه تهران،۱۳۷۴،ص ۱۱ ↑
    10. جعفری لنگروردی،محمد جعفر،ترمینولوژی حقوق،نشر گنج دانش،چاپ شانزدهم،۱۳۸۵،ص ۴۴۵ ↑
    11. جعفری لنگرودی،مجموعه محشی قانون مدنی،نشر گنج دانش،چاپ اول،۱۳۷۹،ص ۲۷۶ ↑

پایان نامه رشته حقوق

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:42:00 ب.ظ ]




کمال گرایی، درواقع باوری غیرمنطقی است که اشخاص نسبت به خود و محیط اطراف خود دارند.افرادی که کمال گرا هستند، معتقدند که خود و محیط اطرافشان باید کامل بوده و هرگونه تلاشی در زندگی باید بدون اشتباه و خطا باشد.
علل و عوامل مؤثر بر کمال گرایی:
۱- وراثت و عوامل زیست شیمیایی: شواهد واضح و مستقیمی در مورد اینکه کمال گرایی علت ژنتیکی و زیست شیمیایی دارد،وجود ندارد. ۲- یادگیری: اگر شما کمال گرا هستید، احتمالاً در کودکی یادگرفته ایدکه دیگران با توجه به کارایی شما در انجام کارها به شما بها می دهند،درنتیجه احتمالاً شما یادگرفته اید درصورتی به خود بها دهید که مورد قبول دیگران واقع شوید. این امر می تواند شما را نسبت به نقطه نظرها و انتقادات دیگران ، آسیب پذیر و به شدت حساس سازد. تلاش برای حمایت از خودتان و رهایی از این گونه انتقادات ، سبب می گردد کامل بودن را تنها راه دفاع از خود بدانید.
ویژگیهای افراد کمال گرا :
• جاه طلبی: تمایل به جاه طلبی و موفقیّت همراه با خودارزشیابیهای انتقادی افراطی و عدم اعتماد به نفس، یکی از مشخصه های افراد کمال گراست. • ترس از بازنده بودن: افراد کمال گرا، غالباً شکست و رسیدن به هدفهایشان را با از دست دادن ارزش و بهای شخصی مساوی می دانند. • ترس از اشتباه کردن: افراد کمال گرا،غالباً اشتباه را مساوی با شکست می پندارند و سعی می کنند از اشتباه پرهیز کنند.کمال گراها فرصت یادگیری و ارتقاء را از دست می دهند. • ترس از نارضایتی: کمال گراها در صورتی که دیگران شاهد نقائص و معایب کارشان باشند،اغلب بدلیل ترس از عدم پذیرش از سوی آنان،دچار وحشت می گردند. تلاش برای کامل بودن درواقع روشی جهت حمایت گرفتن از دیگران بجای انتقاد و طرد شدن و نارضایتی می باشند. • تفکرهمه یا هیچ: افراد کمال گرا ، بندرت بر این باورند که در صورت به پایان رسیدن یک کار ، بطور متوسط هنوز با ارزش هستند. افراد کمال گرا ، در دیدن دورنمای موقعیتها دچار مشکل هستند. برای مثال ، دانش آموزی که همیشه نمره A داشته ، در صورت گرفتن نمره B بر این باور است که من یک بازنده هستم. • ناامیدی:این حالت ممکن است به این علّت روی دهد که آنان خود را افرادی بی کفایت می پندارند و هنگامی که در رسیدن به اهداف خود شکست می خورند و یا تصور می کنند که دیگران بدون هیچگونه کار و تلاشی صاحب پست،مقام و موقعیّت می شوند،دچار ناامیدی می شوند. • تاکید بسیار بر روی بایدها: زندگی افراد کمال گرا ، غالبا براساس لیست پایان ناپذیری از بایدها بنا شده است. افراد کمال گرا با داشتن چنین تاکیدهایی برروی بایدها بندرت بر روی خواسته ها و آرزوهای خود حساب می کنند.
ابعاد کمال گرایی:
۱- کمال گرایی خودمدار: کمال گرایی خودمدار یک مؤلفه انگیزشی است که شامل کوشش های فرد برای دستیابی به خویشتن کامل می باشد.دراین بعد کمال گرایی افراد دارای انگیزه قوی برای کمال،معیارهای های بالای غیرواقعی،کوشش اجباری و دارای تفکر همه یا هیچ در رابطه با نتایج،به صورت موفقیّت های تام یا شکست های تام می باشند.این افراد به حد کافی موشکاف و انتقادگر هستند،به طوری که نمی توانند عیوب و اشتباهات یا شکست های خود را در جنبه های مختلف زندگی بپذیرند(فلت و همکاران۱۹۹۱) ۲- کمال گرایی دیگرمدار: کمال گرایی دیگرمدار یک بعد میان فردی است که شامل تمایل به داشتن معیارهای کمال گرایانه برای اشخاصی است که برای فرد اهمیّت بسیاری دارند.ازاینرو این نوع کمال گرایی ممکن است به روابط بین فردی دشوار منتهی گردد. ۳- کمال گرایی جامعه مدار: در کمال گرایی جامعه مدار دیگران انتظارات اغراق آمیز و غیرواقعی از شخص دارند.اگرچه برآوردن این انتظارات مشکل است ولی شخص باید به این استانداردها نائل آید تا مورد تائید و پذیرش دیگران قرار گیرد.

این معیارهای افراطی معمولاً منجر به احساس شکست،اضطراب،خشم،درماندگی و ناامیدی شده که با تفکرات خودکشی و افسردگی در ارتباط است. تلاش سالم یا کمال گرایی بهنجار انتخاب اهداف سالم و داشتن تلاش و پشتکار با فرایند خودتخرببگر کمال گرایی کاملاً تفاوت دارد.تلاش سالم(سازنده)،منجر به انتخاب اهداف برپایه خواسته های شخصی و آرزوها و نه براساس پاسخگویی به انتظارات خارجی می گردد.به عبارت دیگر اهداف آنها،واقعی،خودجوش(درونی) و ذاتاً قابل حصول است.افراد تلاشگر سالم، از انجام کار در دست اجراء بیشتر از تفکر درمورد نتیجه پایانی آن لذت می برند. وقتی این افراد با تجاربی چون نارضایتی و شکست مواجه می شوند،واکنشهای آنها عموماً به مؤقعیّت ویژه موجود محدود می شود و این موضوع را به احساس ارزشمندی خویش تعمیم نمی دهند.
درمان کمال گرایی:
از روش های شناختی- رفتاری بطور ویژه برای تعدیل و درمان کمال گرایی استفاده می شود.به طورکلّی در این روشها فرض می شود که کمال گرایی از باورهای غیرمنطقی فرد،سخت گیری،انعطاف ناپذیری،بایدها و مطلق گرایی در افکار نشاْت می گیرد.در این روشها مراجع(فرد) می آموزد که خود را بپذیرد و سرزنش نکند.
بیان مسئله:
زندگی کمال گرا غالبا بر اساس لیست پایان ناپذیری از بایدها بنا شده است که با قوانین خشکی برای هدایت زندگی آنها به خدمت گرفته می شود . افراد کمال گرا با داشتن چنین تاکیدهایی بر روی باید ها بندرت بر روی خواسته ها و آرزوهای خود حساب می کنند.
اعتقاد داشتن به این امر که دیگران به آسانی به موفقیت می رسند:
افراد کمال گرا مشاهدات خود را به گونه ای جمع آ

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت fumi.ir

وری می کنند که بگویند افراد دیگر با کمترین تلاش ، خطاهای کم ، استرس های عاطفی کمتر و بالاترین اعتماد به نفس به موفقیت دست می یابند . در عین حال افراد کمال گرا کوششهای خود را پایان نا پذیر و ناکافی تلقی می کنند.
جوانان بعنوان سر مایه های اجتماعی جوامع می توانند با ایفای کارکردهای مناسب یا نامناسب خود،زمینهای ترقی یا رکورد یک جامعه رافراهم نمایند.
در این تحقیق با توجه به اینکه مشارکت متغیر وابسته وجنسیت متغیر مستقل می باشد به طرح مسئله تحقیق اینگونه می پردازیم:آیا بین کمال گرایی و سلامت روان در دانشجویان دانشگاه پیام نور در سال ۹۱-۱۳۹۰ رابطه وجود دارد؟
اهمیت و ضرورت تحقیق
این تحقیق جهت بررسی رابطه سلامت عمومی و کمالگرایی تهیه شده است که می توان بعد از تکمیل این تحقیق اندکی به رابطه بین این دو با یکدیگر آشنا تر شد .
اهداف تحقیق:
هدف کلی:
بررسی رابطه بین سلامت عمومی و کمالگرایی
اهداف جزئی:
۱-بررسی عزت نفس با کمالگرایی
۲-کمالگرایی و سلامت عمومی
۳-مقایسه افسردگی با کمالگرایی
سؤالات تحقیق:
۱-آیا بین جنسیت و کمالگرایی رابطه وجود دارد؟
۲-آیا بین میزان تحصیلات و کمالگرایی رابطه وجود دارد؟
۳-آیا بین وضعیت تأهل و کمالگرایی رابطه وجود دارد؟
۴-آیا بین سن و کمالگرایی رابطه وجود دارد؟
فرضیات تحقیق:
۱-به نظر می رسد بین جنسیت و کمالگرایی و سلامت عمومی رابطه وجوددارد.
۲-به نظر می رسدبین میزان تحصیلات و کمالگرایی و سلامت عمومی رابطه وجود دارد.
۳-به نظر می رسد بین وضعیت تأهل و کمالگرایی و سلامت عمومی رابطه وجود دارد.
۴-به نظر می رسد بین سن و کمالگرایی و سلامت عمومی رابطه وجود دارد.
متغیرهای تحقیق:
متغیر وابسته:سلامت عمومی
متغیر مستقل:افسردگی_ عزت نفس
تعریف متغیرهای تحقیق و بررسی آنها
بررسی الگوهای ذهنی طرحوار های کمال گرایی و تأیید خواهی در افسردگی
بنیادی صورت گرفته که بینش نوینی در نظریات در چند ده ه ی اخیر تلا ش های گسترده ای برای
پیوند دادن میان شناخت درمانی بالینی و پژوهش های
برخاسته از کارهای بالینی ایجاد کرده است . در این
زمینه چارچوب های نظری متفاوتی در علوم شناختی
برای درک شیوه ی تفکر در افسردگی ار ایه شده است .
این د یدگاه ها سطوح متفاوتی از بازنمای ی های شناختی
را، به عنوان پایگاه اثرات وابسته به خلق ، در نظر
گرفته اند.
(۱۹۸۱) بر پایه ی نظریه ی شبکه تداعی باور ۱
بیماران افسرده، رویدادها را منفی تر تعبیر می کنند، و
خلق افسرده به طور انتخابی فعالیت یا دسترسی به
ساختارهای تفسیری منفی را افزایش م ی دهد. بر پایه ی
نظریه ی دسترس پذیری ساختاری ۲، هر هیجان خاص
به صورت گره واره ۳ در شبکه ی تداعی باز نموده می شود
و با بازنمایی های دیگر شبکه ارتباط دارد . فعال شدن
گره واره موجب افزایش دسترسی به مواد هماهنگ با

نتیجه تصویری برای موضوع افسردگی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:41:00 ب.ظ ]




از دیگر جرایم جنسی عمل منافی عفت می باشد که به مطالعه مختصر آن پرداخته می شود.
۳-۱-۲-۱- مفهوم عمل منافی عفت
در جمهوری اسلامی ایران از آنجاییکه قریب به اتفاق رفتار مردم مغایر با اصول اخلاقی و اعتقادی میباشد ، خلاف قانون نیز انگاشته میشود. چرا که به هرحال اعمال منافی عفت اعم از اینکه توسط مرد یا زن متأهل صورت گیرد یا افراد مجرد ، موجب ترویج فساد و فحشا در جامعه خواهد شد و چون فحشا ، جامعه را به تباهی میکشاند لذا شارع مقدس اینگونه اعمال را حرام و ممنوع اعلام داشته است. بنابراین با توجه به مطالب فوق میتوان گفت عمل منافی عفت عبارت است از انجام اعمال و کارهایی است که از نظر اکثریت افراد ملت با اصول اخلاقی و اعتقادات مردم منافات دارد[۱۰۲].
پس مفاهیم عفت و اخلاق به تبعیت از فرهنگ و ارزش های حاکم در جامعه شکل میگیرد و نسبی است. احترام و پایبندی به معیارهای اخلاقی توسط آحاد افراد جامعه به لحاظ سن ، جنس، طبقه اقتصادی و محیط تفاوت داردو براین اساس عمل منافی عفت به نسبت الگوهای حاکم ، متفاوت و دارای اعتبارسنجی میباشند. به دیگر سخن عمل منافی عفت همان برآوردن غرایز و تمایلات جنسی زن از مرد یا مرد از زن به طرق و صور گوناگون است مشروط براینکه منتهی به مواقعه و نزدیکی نگردد.
۳-۱-۲-۲- عناصر اختصاصی و مصادیق
میبایست اذعان داشت که ضابطه و معیار تشخیص عمل منافی عفت در وهله ی اول شرع انور اسلام و سپس عرف جامعه است. در مورد عرف باید به دو نکته ی مهم توجه نمود : اول اینکه حجیت عرف نزد فقهای امامیه مورد اختلاف است زیرا فقهای امامیه حجیت عرف را محدود به مواردی نظیر تفسیر موضوع و بیان اراده طرفین میدانند نه در کلیه ی موارد بنابراین از نظر فقه امامیه ، عرف نمیتواند مولد قانون باشد. دوم اینکه از جمله شرایطی که لازم است تا اسلام عرف را بپذیرد این میباشد که باید نص فقهی در مورد آن مسأله وجود نداشته باشد زیرا با وجود نص نمیتوان به عرف مراجعت داشت. لذا استناد به عرف ضابطه ی دقیق و صحیحی برای تعیین مصادیق عمل منافی عفت نمیباشد.
از اینرو قانونگذار در ماده ۶۳۷ قانون تعزیرات مصوب ۷۵ تنها به دو مورد عمل منافی عفت به صورت تقبیل (بوسیدن) و مضاجعه (همبستر شدن) اشاره کرده است که جنبه حصری نداشته و تمثیلی میباشد. نکته ی قابل توجه در ماده ی مذکور ، عبارت “علقه ی زوجیت” میباشد ، حال منظور مقنن از این علقه ، همان علقه ی زوجیت قانونی است یا علقه زوجیت شرعی؟ در ابتدای امر علقه زوجیت مورد نظر قانونگذار ، همان علقه ی زوجیت قانونی است اما در خصوص مشروعیت علقه ی زوجیت شرعی با توجه به نظریه شورای نگهبان ، چنانچه علقه ی زوجیت به طریق شرعی و غیررسمی بین زن و مردی حاصل شده باشد چون این امر باعث محرمیت دربین آنها خواهد شد فلذا ارتباط بین چنین زن و مردی حتی نامشروع قلمداد نخواهد شد و از مشمول ماده ۶۳۷ ]قانون تعزیرات مصوب ۷۵[ خارج میباشد[۱۰۳]. به نظر برخی منظور از عمل منافی عفت اعمالی نظیر تقبیل، مضاجعه و تفخیذ با زن بیگانه مشروط بر اینکه به حد مواقعه نرسد، میباشد[۱۰۴]. ذکر این نکته ضروری است که اداره حقوقی دادگستری در نظریه شماره ۳۰۲۲/۷ چنین اشعار داشته است: «صرف تنها بودن زن و مرد در یکجا نمیتواند از مصادیق رابطه نامشروع یا عمل منافی عفت به شمار آید».
۳-۱-۳-رابطه نامشروع در محاکم
در رابطه با دعاوی طلاق با موضوع رابطه نامشروع تعداد ۵ پرونده از پرونده های طلاق مورد مطالعه و بررسی قرار گرفت که مطابق با محتویات و مندرجات منعکس در آنها و نیز حضور در جلسات دادرسی، یافته های ذیل به دست آمده است.
جدول شماره ۲- توزیع فراوانی مشخصات خواهان از نظر جنسیت

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

عکس مرتبط با اقتصاد

 

 

 

 

 

 

 

 

جنسیت فراوانی درصد
زن ۴ ۸۰
مرد ۱ ۲۰
جمع کل ۵ ۱۰۰

براساس جدول شماره ۲، بیشترین درخواست طلاق به علت داشتن رابطه نامشروع در کنار سایر عوامل مربوط به زنان می باشد که چیزی حدود ۸۰ درصد می باشد که ایشان آنرا مصداقی از عسر و حرج خویش قرار داده و پس از اثبات آن در محاکم ذیربط ، بدان استناد جسته اند و یا خود زوج در جلسه دادرسی به داشتن این رابطه اقرار داشته است.
همانطور که قبلاً ذکر گردید علت طلاق ازناحیه مردان به ندرت ذکر می گردد و در صورتجلسه منعکس نمی گردد و صرفاً در جریان دادرسی بیان می گردد. این مورد نیز از آن موارد میباشد.
بنابراین میزان رابطه نامشروع در فرایند طلاق، سهم ناچیزی دارد چرا که بسیاری از شعبات دادخواست تقدیمی طلاق زوجه را اگر صرفاً مستند به این علت باشد، رد کرده و رأی به بی حقی مشارالیها صادر می کنند.
جدول شماره ۳- توزیع فراوانی رضایت زوجین از یکدیگر (قبل از طلاق)

 

 

 

 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:40:00 ب.ظ ]




در ماده ۱۱ قانون نمونه آنسیترال (۱۹۹۶)، ماده ۱۱ قانون معاملات الکترونیکی سنگاپور (۱۹۹۶)، بند ۲ ماده ۶۲ لایحه قانونی امضای دیجیتالی مالزی (۱۹۹۷)[۶۹] ، ماده ۳ قانون متحد الشکل تجارت الکترونیکی کانادا (۱۹۹۹)[۷۰]، بند ۱ ماده ۹ دستور العمل تجارت الکترونیکی اروپا (۱۹۹۹) و … بر اعتبار قراردادهایی که با مبادله الکترونیکی ایجاب و قبول تشکیل شده اند، تأکید گردیده است. ماده ۸ کنوانسیون ۲۰۰۵ آنسیترال نیز بر همین امر تأکید دارد.
تصویب قوانین خاص، به مفهوم خروج قراردادهای الکترونیکی از شمول قواعد عام حقوق و قانون مدنی نیست در فرانسه، هیچ تفاوتی میان قراردادهای الکترونیکی و عادی از لحاظ تبعیت از قانون مدنی وجود ندارد. در حقوق ایران نیز باید ایجاب و قبول الکترونیکی را به استناد برخی از مواد قانونی مدنی، از جمله ماده ۱۹۳ به رسمیت شناخت؛ به موجب این ماده، «انشاء معامله ممکن است به وسیله عملی که مبین قصد و رضا باشد، مثل قبض و اقباض حاصل گردد مگر در مواردی که قانون استثنا کرده باشد».
در کامن لا نیز، تشریفات خاصی برای العام اراده لحاظ نشده و در اکثر موارد، مذاکره رو در روی طرفین، کتبی و ممضی و ممهور بودن قرارداد و نیز وجود شاهد برای تشکیل عقد و مبادله اسناد قرارداد به هیچ وجه شرط نیست.
از بعد تاریخی، شناسایی ایجاب و قبول الکترونیکی، در رویه قضایی برای نخستین بار در توافقتنامه های مبادله اینترنتی نرم افزار انجام گرفت. رد یک پرونده، [۷۱] اختلافات ناشی از امکان قائل شدن اثر حقوقی برای توافق حاصله از صرف کلیک بر روی نمایه «من موافقم» مطرح شد و دادگاه اعتبار قرارداد الکترونیکی را تایید کرد. دادگاه عالی نیوجرسی در سال ۱۹۹۹، در پرونده ای دیگر[۷۲] حکم مشابهی صادر کرد و در سال ۲۰۰۰ نیز دادگاه بخش ایالات متحده، قرارداد الکترونیکی استفاده از نرم افزار را معتبر شمرد.
بند دوم: مسائل و ابهامات موجود
سرعت مبادله داده ها در فضای مجازی، نامعلوم یا شفاف نبودن هویت طرف معامله، دخالت اشخاصی غیر از طرفین قرارداد در رابطه الکترونیکی، بسته بودن سیستم فروش برخی از پایگاه های اینترنتی و نامفهوم بودن داده پیام های مبادله شده در برخی از اوقات، مسائلی هستند که باید تکلیف آنها مشخص گردیده و از آنها رفع ابهام شود.
الف – سرعت مبادلات و تأثیر آن در قصد طرفین
قراردادهای الکترونیکی دارای دو ویژگی اصلی، یعنی سرعت و ارزانی هستند. از نظر سرعت، قراردادهای مذاکور را باید از بعد نحوه اعلام ایجاب و قبول به سه دسته، طبقه بندی نمود: یک قراردادهایی که با بهره گرفتن از تلفن و دورنگار تشکیل می شوند. د راین قراردادها، عملاً طرفین رودر روی هم قرار می گیرند و بدین لحاظ، حقوقدانان عموماٌ این دو وسیله را ازوسایل فوی ارتباط [۷۳] به شمار می آورند. در این حالت باید نحوه و شرایط تأثیر قصد طرفین و اعلام اراده را مشابه معامله رود در روی طرفین محسوب داشت.
دو . قراردادهای که از طریق مبادله الکترونیکی داده[۷۴] به شیوه نامه الکترونیکی تشکیل می شوند. در این صورت، نمی توان اینترنت یا شبکه ارتباطی غیر از آن را «وسیله فوری» ارتباط شمرد؛ زیرا ممکن است نامه عمداً یا سهواً به آدرس اشتباهی ارسال شود یا به دلیل اختلالات شبکه واصل نگردد و یا اینکه مدت طولانی در صندوق پست الکترونیکی مخاطب بماند و وی از محتوای آن اطلاع نیابد. این نحوه از مبادله ایجاب و قبول را باید در حکم «قرارداد مکاتبه ای» محسوب و مشمول قواعدحاکم بر آن دانست.
سه قراردادهایی که به صورت بر خط [۷۵] و با انجام افعالی چون «باز کردن بسته» یا «کلیک» تشکیل می شوند در قراردادهای «بسته ای»[۷۶] که برای فروش نرم افزار به کرا می روند، فروشنده به مشتری اطلاع می دهد که باز کردن بسته بندی یا گشودن اسم رمز لوح فشرده از طریق اینترنت، به مفهوم قبول قرارداد و شرایط ضمن آن از سوی مشتری است. قراردادهای بسته از آن جهت اهمیت دارند که فروشندگان بیش از اینکه درصدد پیدا کردن واسطه برای فروش باشند، سعی دارند تا نرم افزارهای خود را به طور مستقیم به کاربران ارائه نمایند.
قراردادهای مبتنی بر کلیک همانند قراردادهای بسته ای، اما مقداری ساده ترند. این قراردادها به طور کامل در محیط بر خط همچون شبک اینترنت، تشکیل می شوند و برای طرفین آن الزام آور هستند. هنگام خرید کالا، نرم افزار یا خدمات بر خط، اغلب به مشتریان توصیه می شود که نمایه، قبول شرایط استاندارد ارائه شده از سوی فروشندگان را انتخاب (کلیک) کنند. از آن جهت که این قرارداد به صرف «کلیک» بر روی نمایه قبول تشکیل می شود، آن را قرارداد کلیک یا قرارداد «مبتنی بر کلیک» می نامند. در قرارداد کلیک، نمایه ای وجود دارد که مشتری با انتخاب آن به وجود اهلیت و قصد و رضای خویش اقرار می کند؛[۷۷] که این امر می تواند در کاهش ادعاهای بعدی موثر باشد.
ب : نامعلوم یا مبهم بودن هویت طرفین ایجاب و قبول
اگرچه، جز در مواردی که ایجاب به مخاطب مشخصی انجام می شود، هویت طرف مقابل، در تشکیل معتبر قرارداد اهمیت خاصی ندارد، با این وجود، گسترش اینترنت و رابطه دور از هم افراد در آن منجر به ظهور پدیده ای به نام «سرقت شخصیت»[۷۸] شده است. بدین مفهوم که برای نمونه در حیطه قرارداها، شخص (الف) خود را با نام (ب) معرفی کرده و به عنوان ایجاب کننده معامله ای با تعهدات سنگین با شخص (ج) رابطه برقرار می کند. تجارب سریع و ارزان با چنین مشکلاتی روبروست و این امر لزوماً به معنای فقدان چاره برای این وضعیت نمی باشد. امروزه از طریق علم رمزگذاری [۷۹] می توان از بروز این مسائل جلوگیری و امنیت معاملات الکترونیکی را بیش از پیش تأمین کرد.
ج – دخالت اشخاصی غیر از طرفین قرارداد در رابطه الکترونیکی
مسئله ای که طرح آن در مورد ایجاب و قبول الکترونیکی مناسب به نظر می رسد، این است که آیا طرفین به هنگام تشکیل قرارداد به طور خاصی در قرارداد شبکه ای به طور مستقیم با وارد مذاکره شده یا این کار را با وساطت شخص ثالثی انجام می دهند؟
مسئله از آنجا ناشی می شود که شخصی با عنوان سرویس دهنده بر خط در شبکه اینترنت دب تشکیل قرارداد نقش دارد؛ بدین معنی که مبادله ایجاب و قبول با دخالت شخص مذکور انجام می گیرد. در پاسخ به مسئله فوق باید گفت؛ دخالت سرویس دهنده، در حدی نیست که بتوان عنوان «وساطت» یا «دلالی» را بدان اطلاق نمود. لذا در موارد فوق نیزف قرارداد به طور مستقیم بین طرفین ایجاب و قبول منعقد می شود و سروس دهنده به عنوان نماینده هیچ کدام از ایشان شمرده نمی شود؛ بلکه او باید همانند «مأمور اداره پست» به حساب آورد. البته باید افزود که اگر این فرد در انجام وظیفه خود یعنی مبادله ایجاب و قبول و ذخیره مدارک مربوط به قرارداد – در صورت تصریح طرفین عمد یا مسامحه ای نماید، بر اساس قواعد عام مسئولیت مدنی می توان علیه وی اقامه دعوا نمود.
د: بسته یا باز بودن سیستم فروش الکترونیکی
ممکن است این بحث مطرح شود که روابط الکترونیکی، به «نبرد فرمها»[۸۰] خاتمه داده است؛ زیرا در اغلب قراردادهای الکترونیکی سیستم بستنه ای برای فروش وجود دارد و مشتری بدون اینکه حق «ایجاب متقابل» داشته باشد، یا باید شرایط فروشنده الکترونیکی را پذیرفته و قرارداد را منعقد نماید و یا اینکه از تشکیل آن صرف نظر کند.
به طور معمولریال در قراردادها تسلسل ایجاب و قبول متقابل تا آن زمان که منجر به قبول نهایی و بی قید و شرط شود، ادامه می یابد. این وضعیت را «نبرد فرمها» نامیده اند. نبرد یا جنگ فرم ها در مواردی است که از شروط استاندارد برای حصول توافق بین طرفین استفاده می شود و با وجود تراضی طرفین در شروط اساسی نظیر قیمت و مقدار، شروط دیگری در فرم پیشنهادی هر کدام از ایشان باقی می ماند که بر آنها توافق نشده است [۸۱] بند ۲ ماده ۱۹ کنوانیون وین، در صورت عدم اعتراض ایجاب کننده، در مدت متعارف به مغایرت های مذکور، شروط قرارداد را عبارت از شروط مذکور در ایجاب، همراه با تعدیل های مندرج در قبول می داند.
ماده ۲-۲ اصول موسسه، با مقداری متفاوت مقرر می دارد: «در موردی که هر دو طرف از شروط استاندارد بهره می گیرند و جز در مورد شروط استاندارد، در بقیه موارد به توافق می رسند، قراردادی بر مبنای شروط توافق شده و هر شرط استانداردی که یکی از طرفین، پیشاپیش به وضوح بیان کند. با بعدا و بدون تأخیر غیر موجه به طرف دیگر اطلاع دهد که قصد ندارد به چنین قراردادی ملتزم باشد».[۸۲]
اگرچه در قراردادهای بسته الکترونیکی، امکان ایجاب متقابل وجود ندارد و مشتری راهی جز قبول بدون قید و شرط آنچه ارائه شده یا انصراف کامل از تشکیل عقد ندارد، با این وجود، نباید این وضعیت را به هیچ وجه به مفهوم «پایان عصر نبرد فرم ها در فضای مجازی» محسوب داشت. زیرا به راحتی میت وان سیستم فروشی طراحی نمود که در آن امکان ایجاب متقابل، ارائه شروط و قیود قراردادی متفاوت و به طور کلی مذاکرات مقدماتی طولانی، وجود داشته باشد. بنابراین قراردادهای الکترونیکی نیز همانند سایر عقود، فرایندی از چانه زنی های منجر به نتیجه است، و دلیلی بر استثنای قراردادهای مذکور از این قاعده عام وجود ندارد. به ویژه در قراردهایی که با مبادله الکترونیکی داده پیام تشکیل می شوند، تصور این وضعیت محال نیست و دادگاه باید در حل مسئله و یافتن حکم منصفانه، قصد و توافق واقعی طرفین و نیز اوضاع و قراین امر را در مورد هر پرونده به طور خاص مورد توجه قرار دهد.
ه : لزوم صراحت و شفافیت ایجاب و قبول الکترونیکی
در مبادله الکترونیکی داده ها، رودر رویی اینترنتی و تشکیل قرارداد از طریق نامه الکترونیکی، داده پیام هایی بین طرفین رد بدل می شود. این داده ها به عنوان وسیله اعلام اراده طرفین قرارداد به شمار می ایند و لذا باید از دو جنبه صریح و شفاف باشند: یک از حیث قواعد عمومی قرارداد، بنابراین اگر محتوای ایجاب یا قبول مشخص نباشد، به گونه ای که نتوان به قصد واقعی موجب یا قابل پی برد، قرارداد محکوم به بطلان است.
دو از جنبه علمی و فنی: داده پیام مبادله شده باید برای طرف مقابل «خوانان» باشد. لذا اگر داده تحت برنامه ای که قابل رمزگشایی نیست، ارسال شود و طرف مقابل از محتوای پیام آگاهی نیابد ولو اینکه ارسال کننده قصد واقعی خود را در آن ابراز داشته و برای خود او خوانا باشد نمی تان حکم به تشکیل قرارداد الکترونیکی نمود.
گفتار دوم: زمان اعتبار ایجاب و قبول الکترونیکی
ایجاب و قبول الکترونیکی، به رغم وجود نظریات متعدد، به هر حال در زمان خاصی «قطعیت» می یابند. واژه ای که بتوان از این نظر آن دو را تحت لوای آن قرارداد، تنها عبارت «زمان اعتبار» است؛ زیرا اعتبار ایجاب به مفهوم صدور قطعی آن از سوی موجب و امکان الحاق قبول بدان است و نتیجه اعتبار و قطعیت قبول، تشکیل قرارداد می باشد. حتی در قراردادهای غیر نافذ که در حقوق اسلامی ممکن است رضا بعدا اعلام گردد، رکن نهایی تشکیل عقد، قبول است و به همین دلیل زمان قطعیت آن با زمان تشیکل قرارداد ملاازمه دارد.
بند اول: اهمیت تشخیص زمان اعتبار ایجاب و قبول
از آنچه گفته شد، روشن می گردد که مکان تشکیل قرارداد با لحاظ «زمان قطعیت قبول» مشخص می گردد؛ مگر اینکه به موجب تراضی طرفین (که در امکان آن تردید وجود دارد)، تایید وصول قبول به عنوان شرط نهایی تشکیل قرارداد، در نظر گرفته شود، که در این صورت تشکیل قرارداد زمانی است که شرط مذکور، تحقق یابد.
در مورد زمان تحقق ایجاب، بحث خاصی وجود ندارد، چه، نمی توان ایجاب را قبل از اطلاع از آن قبول نمود و لذا اطلاع مخاطب از محتوای ایجاب، شرط اعتبار آن است و علی الاصول نمی توان فعل و انفعالات دماغی اشخاص را بدون ابراز آن مبنای تشکیل قرارداد شمرد. بحث تقدم قبول بر ایجاب نیز عقیده ای ساختگی، فاقد اثر حقوقی و غیر قابل پذیرش به نظر می رسد، زیرا نخستین ابراز اراده از سوی یکی از طرفین احتمالی قرارداد، «ایجاب» حساب می آید و به هیچ وجه نمی توان قبل از مذاکرات قرارداد، موجب و قابل را مفروض داشت.
از آن جهت که امکان دارد ایجاب محدود به زمان ماضی باشد یا موجب از آن اعلام انصراف نماید، تعیین زمان تحقق ایجاب و زمان تشکیل قرارداد دارای اهمیت است، زیرا با تشکیل قرارداد، ایجاب و قبول الزام آور می شود و موجب نمی تواند از آن اعلام انصراف نموده یا قابل ان را رد نماید. تعیین زمان تشکیل عقد از جمله برای تشخیص مبداء جریان آثار قرارداد، تعیین قانون حاکم بر عقد و روابط طرفین و نیز مبداء جریان مرور زمان، اهمیت دارد[۸۳] .
در مورد زمان قطعیت قبول در عقد مکاتبه ای، نظریات اعلام، ارسال، وصول و اطلاع ارائه شده که می توان در تعیین زمان تشکیل برخی از اقسام قراردادهای الکترونیکی، آنها را به کار بست. البته با لحاظ دستورالعمل تجارت الکترونیک اروپا، شاید بتوان «نظریه تایید وصول قبول» را نیز بر دیدگاه های فوق افزود. اهمیت پذیرش هر کدام از نظریات فوق، صرف نظر از تشخیص زمان انعقاد قرارداد، در این است که تعیین می کنند چه کسی بار اثبات عدم وصول داده پیام را در صورتی که داده پیام به هر دلیل واصل نشود، بر عهده خواهد گرفت. تشخیص زمان بر مبنای هر کدام از نظریات فوق، حسب مورد در تعیین قانون قابل اجرا و دادگاه صالح بر اختلافات قراردادی موثر خواهد بود .
بند دوم: مبانی و تئوری های تشخیص زمان اعتبار قبول
الف : تحدید اقسام قراردادهای الکترونیکی
قراردادهای الکترونیکی را از نظر زمان اعتبار قبول، باید به پنج دسته عمده تقسیم بندی نمود و حکم هر کدام را به طور جداگانه مشخص کرد.
یک . قراردادهای که با وسایل فوری ارتباط همانند تلفن تشکیل می شوند.
دو. قراردادهایی که با وسایل غیر فوری ارتباط همچون نامه الکترونیکی و مبادله الکترونیکی داده منعقد می شوند.
سه: قراردادهای الکترونیکی که قبول آن به صورت «فعلی است:
چهار: قراردادهای مصرف کننده
پنج: قراردادهای خودکار (اتوماتیک) الکترونیکی.
از میان این پنج دسته، قراردادهای قسم پنجم در گفتار بعد بررسی می شوند و دراینجا به زمان اعتبار قبول در چهار قسم دیگر قراردادهای الکترونیکی ، پرداخته می شود.
ب: زمان اعتبار قبول در « قراردادهای فوری»
سابقه ای بر این نام گذاری دیده نمی شود؛ با این حال از حیث مدت زمان لازم برای مبادله ایجاب و قبول، می توان قراردادها را به عقود فوری و عقود غیر فوری تقسیم بندی نمود. برای دسته نخست، می توان قرارداد منعقده با تلفن و برای دومی، عقود مکاتبه ای را مثال زد.
اگرچه« تجارت الکترونیکی» به مفهوم فعلی آن، با تشکیل قرارداد به وسیله تلفن، هرگز آغاز نشد و شاید دلیل این امر عدم امکان ارتباط گسترده با افراد متعدد در آن واحد بر خلاف اینترنت بود؛ ولی تشخیص زمان اعتبار قبول در قراردادهای فوری آسان است، زیرا مکالمات تلفنی در زمان و مکان مشخصی انجام می شوند. و زمان قطعیت قبول هنگامی است که بعد از اعلام قبول، ارتباط قطع می شود. از آن جهت که با اعلام تلفنی قبول، طرف مقابل نیز از محتوای آن آگاهی می یابد، و عرفاً فاصله ای میان اعلام، وصول و اطلاع از قبول متصور نیست، قرارداد به هنگام استماع قبول توسط مخاطب تشکیل می شود و انصراف بعدی مخاطب از قبول پیش از قطع ارتباط را باید با لحاظ ماده ۳۹۷ ق.م اعمال «خیار مجلس» محسوب دانست.
ذکر این نکته اهمیت دارد که اگر در اینترنت از سیستم تلفن دو سویه[۸۴] برای تشکیل قرارداد استفاده شود، یعنی هر یک از دو طرف بتواند بدون قطع امکان مکالمه طرف دیگر حرف بزند و مکالمه بدون تأخیر (زنده) باشد، در آن صورت از حیث احکام هیچ تفاوتی با تلفن به مفهوم سنتی آن نخواهد داشت.
ج – زمان اعتبار قبول در «قراردادهای غیر فوری»
در قراردادهایی که در آن ایجاب و قبول یا تمام مذاکرات منجر به تشکیل عقد و یا صرفاً قبول قرارداد، از طریق وسایل «غیر فوری» ارتباط صورت می گیرد، همانند عقود مکاتبه ای، زمان اعتبار و قطعیت قبول، مباحث مفصل و پیچیده ای را به خود اختصاص داده است چنانکه گفته شد، در این خصوص نظریات اعلام، ارسال وصول و اطلاع ارائه شده[۸۵] و سیستم های حقوقی مختلف با لحاظ عرف و رویه قضایی و گاه «مصلحت تجاری» یکی از نظریات مذکور را پذیرفته اند. البته، نظریات اعلام دریافت قبول مقبولیت چندانی ندارد و اغلب یکی از دو نظریه «ارسال» و «وصول» به عنوان مبنا مورد توجه قرار گرفته اند.
امروزه با لحاظ مقررات موجودو نظریات حقوقدانان مشهور، تردیدی در تبعیت قراردادهای الکترونیکی غیر فوری از تئوری های فوق وجود ندارد؛ ولی ایکنه کدام یک از تئوری های مذکور مقبولیت بیشتری داشته و به عنوان «قاعده عام» محسوب می شوند، محل تردید است. از یک سو، بند ۲ ماده ۶-۲ اصول موسسه و ماده ۲۴ کنوانسیون وین، نظریه وصول یا دریافت را پذیرفته اند و همین امر باعث شد تا برخی از کشورها به خاطر «مصالح تجاری» خویش در سطح بین المللی و «تسهیل اثبلات وقوع قبول» بر همین نظریه تأکید نمایند. از سوی دیگر حقوق قرارداد برخی از کشورها، همچون ایران، جمهوری چک و ایالات متحده امریکا (ماده ۱۷-۳ قانون متحد الشکل تجاری[۸۶] و بند ۶۳ بازنویسی دوم حقوق قرارداد[۸۷] ) به طور کامل بر نظریه «ارسال» مبتنی است.
بازنویسی (دوم) حقوق قرارداد: همانند قانون بوده و دارای بخشهای مختلفی است که در آن قواعد ماهوی، همانند قوانین موضوعه آمده و توضیح و تفسیرهای لازم ارائه شده است. اما بر خلاف UCC، بازنویسی دوم قانون موضوعه نیست و تنها به عنوان منبع ثانوی همانند کتب مرجع به شمار می آید که فاقد قدرت الزام آور هستند. قواعد موجود در بازنویسی اغلب از آرای صادره محاکم که لزوماً رای اکثریت دادگاهها یا قضات نیست. اقتباس شده است. اولین بازنویسی در سال ۱۹۳۰ تهیه شده و در سال ۱۹۶۰ با توجه به قدیمی شدن آن کار تدوین بازنویسی دوم آغاز گردید. سرانجام در سال ۱۹۸۰ چارچوب نهایی آن منتشر گردید. با توجه به همزمان بررسی و از نظر تحلیلی، تئوری ارسال با ماهیت حقوقی قراردادهای غیر فوری مطابقت بیشتری دارد[۸۸] ، زیرا آنچه برای تشکیل قرارداد (برای مثال در حقوق ایران به استناد ماده ۱۹۱ ق.م) مورد نیاز است «چیزی بیش از قصد انشای همراه با وسیله ابراز آن نیست»[۸۹] و وصول یا اطلاع ایجاب کننده بر محتوای قبول، به هیچ وجه شرط وقوع قبول نمی باشد.[۹۰] حتی در رویه قضایی کشورهایی که بر تئوری وصول تأکید دارند نیز پرونده های وجود دارد که در آنها با لحاظ قراین و امارات بر مبنای نظریه ارسال تصمیم گیری شده[۹۱] و حتی در یک پرونده انگلیسی[۹۲] ، دادگاه، ارسال قبول به ایجاب کننده را شرط ضروری تشکیل قرار داد محسوب ننموده است.
جالب اینکه گاهی، دادگاهها تئوری وصول را نیز اعمال ننموده و بر حسب شرایط پرونده به دیدمان اطلاع تمایل نشان داده اند. چنانکه در قانون تصویب UCC و بازنویسی دوم، این دو مقرره به شدت از هم تأثیر پذیرفته اند؛ اگرچه قلمرو اجرایی آنها تا حدود زیادی متفاوت است.
پرونده ای انگلیس در سال ۱۹۹۵[۹۳] ، دادگاه حکم نمود که تلکس واصل شده در نوزده دقیقه به نیم شب جمعه، تا صبح روز کاری دوشنبه بعد، هیچ اثری ندارد. دراین پرونده اگرچه وصول پیام در زمان مذکور، حتی اگر کسی از محتوای آن آگاه نشده، مفروض است. اما دادگاه چنین نتیجه گرفت که زمان مدنظر گیرنده برای وصول پیام بیش از زمان واقعی دریافت آن اهمیت دارد.
پیش نویس کنوانسیون جدید آنسیترال درباره تشکیل قرارداد به شیوه الکترونیکی در سطح بین المللی، اشاره به زمان قطعیت قبول ننموده و تنها در ماده ۱۰ به زمان ارسال و دریافت داده پیام پرداخته است که در واقع تکرار ماده ۱۵ قانون نمونه (۱۹۹۶) می باشد. به نظر می رسد آنسیترال، به دلیل ذکر زمان تشکیل عقد مکاتبه ای در کنوانسیون سابق آنسیترال (کنوانسیون وین) و به دلیل تنوع قراردادهای الکترونیکی از حیث فوری یا عدم فوری بودن، نیازی به وضع قاعده دراین مورد ندیده است.
سرانجام، در مورد زمان اعتبار قبول در «قراردادهای غیر فوری» باید گفت، اگرچه از لحاظ تحلیلی، عالم اعتبار علی الاصول از قواعد عالم مادی تبعیت می کند و در مورد قرارداد نیز به محض «تحقق قصد انشای طرفین قبول» که با «ارسال قبول» است، باید حکم به تشکیل قرارداد نمود ولی با وجود این در جهانی که «سرعت» و «تسهیل معاملات» در پیشرفت تجاری و اقتصادی اهمیت فراوانی دارد، باید مقداری «عمل گرایانه» برخورد کرد. اگرچه جدایی عالم «ثبوت» و «اثبات» را نمی توان انکار نمود، با این حال توجه بیش از اندازه به بینان های سنتی حقوقی نیز موجب عقب ماندگی خواهد بود. در بحث از دستورالعمل تجارت الکترونیکی اروپا، خواهیم دید که چگونه، حتی کشورهایی که قرن های متمادیز بر مبنای «نظریه ارسال» عمل می کرده اند و رویه قضایی آنها مملو از پرونده هایی است که بر همین مبنا در آنها صدور حکم شده است اگرچه در رویه ای قابل انتقاد نظریه وصول را نیز قانع کننده ندانسته و به تئوری جدید «تایید وصول» گرایش پیدا کرده اند.
د: زمان اعتبار قبول در قراردادهای الکترونیکی «فعلی»
در اینکه ایجاب و قبول هر دو از طریق «فعل» قابل انجامند (ماده ۱۹۳ ق.م)، تردیدی وجود ندارد. تصور این وضعیت در تجارت الکترونیکی نیز محال نیست؛ قبول، اعلام اراده بدون قید و شرط به محتوای ایجاب است و از این جهت که در تقابل با ایجاب منجر به تعهد می شود، آن را می توان با اعلام فعلی تعهد یا اجرای فعلی محتوای ایجاب به منصه ظهور رسانید. در قرارداد مستقیم الکترونیکی[۹۴] ، تحویل مبیع و ثمن هر دو به شیوه الکترونیکی انجام می شود و برای نمونه م یتوان در هنگام ایجاب خرید یک مقاله به شیوه الکترونیکی قید کرد که با ارسال مقاله از سوی مخاطق بدون اینکه نیازی به اعلام صریح قبول باشد قرارداد تشکیل خواهد شد.
از نظر زمان قطعیت و اعتبار قبول، تفاوتی میان قرارداد سنتی و الکترونیکی وجود ندارد. اگرچه حقوقدانان به تصور وقوع فوری «قبض و اقباض»، از حیث در خصوص زمان اعتبار قبول در قراردادهای «فعلی» اجتناب کرده اند، ولی به اختصار باید گفت که حتی اگر میان زمان تسلیم مبیع یا ثمن و دریافت آن از سوی طرف مقابل، فاصله زمانی وجود داشته باشد که در قرارداد الکترونیکی «فعلی» چنین است با استنباط از ماده ۱۹۳ ق.م زمان قطعیت قبول را باید وقتی دانست که تسلیم به مفهوم عرفی آن به طرف مقابل انجام شوند؛ لذا اگر (الف) یک نرم افزار را به قیمت سیصد دلار به (ب) بفروشد و با اینکه دریافت الکترونیکی نشانه قبول بوده ولی به دلیل اختلال در شبکه اینترنت، کالای مذکور به هیچ وجه به دست مشتری نرسد، نمی توان گفت که «قبول فعلی» رخ داده است.
ه: زمان اعتبار قبول در قرارداد با مصرف کنندگان
یکی از اقسام قراردادهای الکترونیکی، قراردادی است که میان تاجر و مصرف کننده[۹۵] ، منعقد می شود. بند (ع) ماده ۲ قانون تجارت الکترونیکی در تعریف مصرف کننده، مقرر می دارد: «مصرف کننده هر شخصی است که به منظوری جز تجارت یا شغل حرفه ای اقدام می کند» به تصریح مواد ۳۳ و ۳۴ ق.ت.ا فروشندگان کالا و خدمات و تأمین کننده باید تمام اطلاعات لازم برای تشکیل قرارداد متعادل را در ضمن ایجاب و شروط پیشنهادی، در اختیار مصرف کنندگان قرار دهند و به موجب ماده ۳۵ همان قانون، اطلاعات اعلام شده باید صراحت لازم را دارا باشد. بدون ورود در بحث مفصل و پیچیده «حمایت از مصرف کننده در حقوق قرارداد»، در مورد زمان اعتبار (قطعیت) قبول در قراردادهای مصرف کننده باید گفت، حمایت از مصرف کننده در حقوق اکثر کشورها ایجاب می کند تا قواعد حمایتی خاصی برای این اشخاص، به ویژه در معاملات الکترونیکی که واجد ویژگی سرعت و عدم شفافیت هویت طرف مقابل هستند، در نظر گرفته شود. در اروپا تمهیداتی در این خصوص اندیشیده شده و بند ۴ ماده ۳ دستورالعمل تجارت الکترونیکی، هر یک از دولت های عضو اتحادیه را به حمایت از مصرف کنندگان و جلوگیری از تبعیض میان ایشان، ملزم نموده است.
در زمینه قراردادها در اکثر کشورها، مصرف کنندگان دارای فرصت انصراف از قرارداد حتی بعد از اعلام قبول می باشند. این فرصت، در حقوق برخی از کشورها بدون تعیین مدت مشخص و صرفاً بر مبنای اعطای مهلت متعارف است؛ چنانکه در حقوق بلزیک به موجب ماده ۲۳ قانون حاکم بر رویه های منصفانه تجارت،[۹۶] و در حقوق آلمان به موجب بند ۲ قانون شروط استاندارد و قیود قراردادی[۹۷] ، مصرف کننده باید مهلت متعارفی رای انصراف از قرارداد داشته باشد. با این حال در حقوق برخی دیگر از کشورها، مهلت مشخصی برای انصراف مصرف کننده از قرارداد الکترونیکی در نظر گرفته شده است؛ برای مثال در حقوق سوئد، به موجب قانون معاملات از راه دور مصوب ۲۰۰۰[۹۸]، مشتری ۱۴ روز از تاریخ وقوع معامله از راه دور، حق انصراف از قرارداد را دارد و برای این اعمال حق، خسارتی نخواهد پرداخت.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

عکس مرتبط با اقتصاد

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:39:00 ب.ظ ]




مسؤولیت ردّ بدل

چنان چه مقبوض به عقد فاسد تلف شود در صورتی که مثلی باشد مثل ان و در صورتی که قیمی باشد قیمت آن مضمون است و در این حکم جز از ظاهر اسکافی خلافی نقل نشده است. او حتّی در قیمی مثل را مضمون می داند.[۱]

با توجه به اهمیت تعریف مال مثلی و قیمی ابتدا به تعریف مثلی و قیمی می پردازیم و سپس دلیل ضمان مثل در مثلی و ضمان قیمت در قیمی و مسایل مترتب بر آن ها را بیان خواهیم کرد.

 

گفتار یکم: تعریف مثلی و قیمی

عنوان مثلی و قیمی از مباحث بسیار مهم در فقه، حقوق و اقتصاد اسلامی می باشد. برخی کالاها روزگاری مثلی بوده‏اند، اما امروزه قیمی هستند و بر عکس. به همین دلیل، اندکی برداشت متفاوت از مفهوم این دو عنوان، موجب تفاوت اساسی در تطبیق هر یک از آن دو بر اموالی همچون گندم، گوسفند، ماشین و… خواهد. فقها در تعریف مثلی و قیمی تعابیر مختلفی به کار برده اند از جمله:

عکس مرتبط با اقتصاد

شیخ انصاری از شیخ طوسی و ابن زهره و ابن ادریس حلّی و محقق و علاّمه و دیگران و احیاناً مشهور فقها نقل می کند که مثلی: «متاعی است که اجزایش از لحاظ ارزش برابر است.»

از تحریر نقل می کند که: «مثلی متاعی است که از لحاظ اجزاء همانند و از لحاظ صفات به هم نزدیک.»

از دروس و روضه نقل می کند: «متاعی است متساوی الاجزاء و المنفعه و متقارب الصفات.»

از غایه المراد: «مثلی متاعی است که در حقیقتِ نوعی اجزایش برابر است.»

از بعضی اهل سنّت نقل می کند: «متاعی است که به کیل و وزن اندازه گیری می شود.»

از بعضی دیگر از اهل سنّت این قید هم اضافه شده است: «مثلی را می توان به طور سَلَم فروخت.»

از دیگری از اهل سنّت، این قید هم علاوه شده: «قسمت از مثلی را می توان به قسمت دیگر فروخت.» و هکذا تعبیرات دیگر[۲] پیداست در هر تعریف قیمی برابر مثلی است.

بر این تعریفات انتقادات بسیاری وارد شده است که در کتب فقهی به صورت مفصل بیان شده است ولی چون این تعریفات شرح اسم است نه بیان حقیقت و به علاوه لفظ مثلی و قیمی در آیه و روایت و سایر ادله وارد نشده آن چه مسلم است، معنا و مفهوم (مثلی و قیمی) از ناحیه شرع بیان نشده و آن چه در دست داریم تعاریفی است که فقها در باب ضمان ذکر کرده‏اند. لذا مناسب است ما هم همان حقیقت را بیان کنیم بدون این که در انتقادات وارد شویم.

به دلیل اختلاف نظرات شدیدی که در تعریف مال مثلی پیدا شده، عده‏ای ـ به حق ـ به دامان عرف پناه برده و معیار تشخیص مال مثلی را عرف می‏دانند. امام خمینی نیز در تحریرالوسیله می‏فرمایند:

«تعیین مال مثلی و قیمی موکول به عرف است و ظاهر این است که چیزهایی که با وسایل ماشینی در این زمان ساخته می‏شود مثلی یا در حکم آن می‏باشد.»[۳]

ایشان در جای دیگر می‏فرمایند: «تعریف فقیهان در عصرهای مختلف بر طبق اشیای مثلی در همان زمان و عصر است.»[۴]

بدیهی است که معیار تشخیص اموال مثلی توسط عرف، میزان رغبت عمومی است. بدین معنا که هر دو مالی که ضمن داشتن تشابه اجمالی ظاهری، میل و رغبت یکسان نوع افراد را نسبت به خود داشته باشند، نسبت به هم مثلی خواهند بود. قانون مدنی ایران هم که نمادی از فقه اسلامی است، در ماده ۹۵۰ چنین می‏گوید:

«مثلی، که در این قانون ذکر شده، عبارت از مالی است که اشیا و نظایر آن نوعا زیاد و شایع باشد؛ مانند حبوبات و نحو آن و قیمی مقابل آن است؛ مع‏ذلک تشخیص این معنی با عرف است.»

قانون مدنی که معمولاً از نظر مشهور فقها پیروی کرده است، در این زمینه از نظر مشهور عدول کرده و به حق، قضاوت را به عرف سپرده است.

گفتار دوم: مستندات ضمان مثلی در مثلی و قیمی در قیمی

همان طور که مسلم است در مقبوض به عقد فاسد قابض مالک مورد معامله نمی شود و باید عین مال را به صاحبش ردّ کند، در این حالت اگر عین مال دچار خسارتی شود قابض علاوه بر ردّ عین باید جبران خسارت هم بکند ولی اگر عین مال تلف شده باشد در صورتی که مال مثلی باشد قابض باید مثل آن را به مالک ردّ کند و در صورتی که قیمی باشد باید قیمت آن را به مالک پرداخت کند.

در مبحث گذشته دانسته شد که مشهور فقها قائل به ضمان قابض هستند و او باید به هر طریق ممکن جبران خسارت کند. دلیل فقها در ضمان مثلی در مثلی و قیمی در قیمی به چند چیز استناد کرده اند از آن جمله:

[۱] ـ انصاری، مرتضی، مکاسب (المحشّی)، جلد ۷، ص ۱۹۸٫

[۲] ـ همان، جلد ۷، ص ۱۹۸؛ خویى، سیدابوالقاسم موسوى، مصباح الفقاهه، جلد ۳، ص ۱۴۵٫

[۳] ـ «بمثله إن کان مثلیا و بقیمته إن کان قیمیا، و تعیین المثلی و القیمی موکول الى العرف، و الظاهر أن المصنوعات بالمکائن فی هذا العصر مثلیات أو بحکمها»، خمینى، سیدروح اللّه ، تحریرالوسیله، جلد ۲، ص ۱۸۰٫

[۴] ـ خمینی، سیدروح الله، کتاب البیع، جلد ۱، ص ۴۸۶٫

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:38:00 ب.ظ ]




پرفسور روتر چنین می گوید: «بیاغراق میتوان گفت که اسیران جنگی در کلیه موارد به جز مورد آزادی خروج از اردوگاه ها، از همان رفتار انسانی مساعد برخوردارند که نیروهای مسلح کشور اسیر کننده» (Reuter, 1973, p 337).
کشور اسیر کننده مسئول رفتاری است که نسبت به اسیران جنگی صورت میگیرد (بند۱ ماده۱۲ عهدنامه سوم). در صورت بدرفتاری با آنان، کشور اسیر کننده مسئولیت بین المللی خواهد داشت ( بند ۱ ماده ۱۲ و ماده ۱۲۹ عهدنامه سوم).

۳-۹-۲- حفظ و نگهداری اسیران

کشور اسیر کننده مکلف است اسیران جنگی را بلافاصله پس از اسارت، از صحنه عملیات جنگی تخلیه نموده و به پشت جبهه و نقاط امن منتقل نماید؛ سپس آنان را به اردوگاه ها یا بازداشت گاه هایی که به این امر اختصاص داده شده و داخل قلمرو کشور اسیر کننده (یا بیطرف) و کاملاً دور از منطقه نبرد است، اعزام کند تا در آنجا نگهداری شوند. مسئولیت هر اردگاه باید با یک افسر فرماندهی از جمعی نیروهای مسلح منظم کشور اسیر کننده باشد. تأمین بودجه نگهداری اسیران نیز با کشور اسیر کننده است (ماده ۳۹عهدنامه سوم).

۳-۹-۳- اعلام مشخصات اسیران

اسیران جنگی به هنگام بازجویی تنها مکلف به اعلام نام و نام خانوادگی، درجه نظامی، تاریخ تولد، شماره شناسایی و یا در صورت نداشتن شماره شناسایی، آثار هویتی مشابه آن می باشند (ماده ۱۷ عهدنامه سوم). در صورت خودداری اسیر از اعلام مشخصات، کشور اسیر کننده میتواند وی را از تمام یا قسمتی از امتیازاتی که به سایر اسیران داده است، محروم نماید (ضیائی بیگدلی، ۱۳۸۰، ص۱۴۹).

۳-۹-۴- ممنوعیت کشورها از اجبار اسیران به دادن اطلاعات

اعمال هر گونه فشار جسمانی یا روانی از سوی کشور اسیر کننده به اسیران جنگی جهت کسب هر گونه اطلاعات، ممنوع است (ماده ۱۷ عهدنامه سوم).

۳-۹-۵- اعلام اسارت به کشور متبوع اسیران

کشور اسیر کننده مکلف است هر مورد اسارت را از طریق دفاتر اطلاعاتی دفاتری که ایجاد آن الزامی است به اطلاع کشور متبوع اسیران برساند (ضیائی بیگدلی، ۱۳۸۰، ص۱۴۹).

۳-۹-۶- شرایط زندگی در اردوگاههای اسیران

شرایط مادی و معنوی در اردوگاه های اسیران باید متناسب با شئون آنان باشد تا سلامتیشان به نحو مطلوبی تأمین گردد. در این رابطه کشور اسیر کننده مسئول فراهم آوردن امکانات و وسایل لازم جهت رفاه اسیران در زمینه های مسکن، پوشاک، تغذیه و مراقبت های بهداشتی و پزشکی است. در مورد تغذیه، جیره غذایی روزانه اسیران باید از جهت کمی، کافی و از نظر کیفی، متنوع باشد (ماده ۲۶ عهدنامه سوم).
مقررات عهدنامه سوم مخصوصاً در زمینه تأمین بهداشت اردوگاه و مراقبتهای پزشکی باید حداقل هر ماه یکبار صورت گیرد. اسیرانی که مزاجشان نیازمند مراقبت های ویژه است، باید به مؤسسات تخصصی انتقال داده شوند. کشور اسیر کننده باید قابلیت کاری اسیران را کنترل نماید.
چنانچه اسیر در شرایط خاصی فوت کند و یا مجروح شود، باید در این مورد تحقیقات به عمل آید» (Torrelli, 1985, p56).

۳-۹-۷- اشتغال به کار اسیران

در مورد اشتغال به کار اسیران، در عهدنامه ۱۹۲۹ ژنو این موارد پیشبینی شده بود (مواد ۲۷ تا ۳۳): کشور اسیر کننده میتواند اسیران سالم، به استثنای افسران و همردیفان آنان را به عنوان کارگر به کار وادارد.
درجهداران را تنها میتوان به کارهای نظارتی مجبور ساخت. نوع کار اسیران باید متناسب با شرافت و سلامتی و درجه نظامی و قابلیت کاری افراد و در جهت حمایت آنان در مقابل دشمن باشد. در نتیجه، نوع کار نباید هیچ گونه رابطه مستقیمی با عملیات نظامی از جمله ساختن یا حمل اسلحه یا مهمات و ملزومات جنگی داشته باشد (ضیائی بیگدلی، ۱۳۸۰، ص۱۵۱).
«در جریان جنگ جهانی دوم در مورد تفسیر عبارت «کار در رابطه مستقیم با عملیات نظامی» مباحثات شدیدی درگرفت؛ زیرا خصیصه جنگ تام[۱۸] ۱۹۳۹ عملاً هر منبع اقتصادی متخاصمان را در جهت هدفهای نظامی شامل میشد…» (Rousseau, 1983, p.92).
مشکلات ناشی از تفسیر عبارت مذکور و سایر ابهامات و نارساییهای عهدنامه ۱۹۲۹ موجب گردید تا در مقررات عهدنامه سوم، قواعد دقیقی ( در مواد ۴۹تا ۵۷) در ارتباط با اشتغال به کار مسیران گنجانیده شود. در این عهدنامه، برای آنکه کار [مجاز برابر مقررات عهدنامه] تغییر ماهیت ندهد و به بهره کشی غیر انسانی یا مشارکت غیر اخلاقی جهت تقویت نیروی جنگی کشور اسیر کننده نینجامد، نوع کاری که اسیران مکلف به انجام آنند دقیقاً مشخص و معین گردید: امور خدماتی اردوگاهها، امور کشاورزی، امور صنایع تولیدی یا استخراجی یا کارخانهای، امور حمل و نقل و بستهبندی کالاها، فعالیتهای بازرگانی یا هنری، خدمات خانهداری و خدمات عمومی (مواد۴۹ تا ۵۷).
هیچ یک از کارهای مذکور نباید دارای خصیصه یا هدف نظامی باشد (ماده ۵۰).
در مقابل، به کارگیری اسیران در کارهای مضر، خطرناک (از جمله خنثی کردن مین) و توهین آمیز ممنوع است (ماده ۵۲). مبادرت به عملیات خطرناک چنانچه با رضایت کامل شخص اسیر باشد، مجاز است. در این حالت، اسیر باید یک دوره تخصصی را بگذراند و وسایل حمایت مناسب در اختیار داشته باشد. اسیران در قبال کاری که انجام میدهند مستحق دریافت دستمزد و غرامت ناشی از بیکاری به گونهای منصفانه و طبق معیارهایی مشخصی هستند.
ماده ۱۳۰ عهدنامه سوم، اجبار اسیر را به خدمت در نیروهای مسلح دشمن «جرم مهم» قلمداد کرده است.

جهت دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

عکس مرتبط با اقتصاد

۳-۹-۸- مصونیت اموال شخصی اسیران

در دوران اسارت، اموال شخصی اسیران به استثنای سلاح هایشان، مصون از هر گونه تعرض و ضبط از جانب کشور اسیر کننده میباشد. در صورتی که پول نقد داشته باشند و ازآنان اخذ گردد، رسید آن باید داده شود (ضیائی بیگدلی، ۱۳۸۰، ص۱۵۲).

۳-۹-۹- اعطای کمک های مادی به اسیران

اسیران حق دریافت کمکهای مادی( انفرادی یا دسته جمعی) از سوی هر کس یا هر کشور و یا هر سازمان و به هر طریقی را دارند. این کمک ها میتواند مواد غذایی، پوشاک، دارو، کتاب و یا سایر لوازم مشابه باشد (ماده ۷۲ عهدنامه سوم).

۳-۹-۱۰- انجام فرائض و مراسم مذهبی اسیران

اسیران با رعایت شرایط و مقررات انتظامی، در انجام فرائض و مراسم مذهبی خویش آزادند و کشور اسیر کننده نمیتواند مانع از اجرای این امور گردد ( ماده۳۴ عهدنامه سوم).

۳-۹-۱۱- مکاتبات اسیران

اسیران پس از استقرار اردوگاه یا بازداشتگاه، حق ارسال و دریافت مراسلات را دارند و مکاتبات آنان معاف از پرداخت هر گونه هزینه پستی است، ولی تابع مقررات سانسور از کشور اسیر کننده میباشد (ماده ۷۰ عهدنامه سوم).

۳-۹-۱۲- منع گروگانگیری اسیران

از اسیران نباید به عنوان گروگان جهت تحقق اهداف سیاسی استفاده شود (ضیائی بیگدلی، ۱۳۸۰، ص۱۵۴).

۳-۹-۱۳- اعمال حقوق مدنی از سوی اسیران

اسیران حق دارند در طول دوران اسارت، حقوق مدنی خود را حفظ و اعمال نمایند. این حقوق بدون قید حصر عبارتند از: حق ازدواج (اصالتاً یا وکالتاًٌ)، حق وصیت (تهیه و تنظیم وصیتنامه)، حق طلاق( پس از طی تشریفات قانونی لازم)، حق انجام معامله (اصالتاً و وکالتاً)، حق اعطای وکالت و حق انعقاد قرارداد.

۳-۹-۱۴- منع اقدامات تلافی جویانه نسبت به اسیران

کشور اسیر کننده نباید هیچ گونه اقدامات تلافی جویانه نسبت به اسیران معمول دارد. «این ممنوعیت به دلیل خصیصه نفرتانگیز خاص استعمال این شیوه علیه حوادث بلا دفاع است» (ضیایی بیگدلی، ۱۳۸۸، ص۱۷۷).

۳-۹-۱۵- شکایات اسیران از وضعیت اسارت

اسیران حق دارند بدون هیچ گونه محدودیتی جهت به نتیجه رساندن شکایاتی که نسبت به کیفیات اسارت دارند، به مقامات نظامی کشور اسیر کننده یا نمایندگان قدرتهای حامی، خواه با وساطت معتمد خود و خواه مستقیماً، مراجعه و درخواست رسیدگی نمایند (ماده۷۸ عهدنامه سوم).

۳-۹-۱۶- فرار اسیران

چنانچه اسیری، پس از به اسارت درآمدن یا در دوران بازداشت در اردگاه، اقدام به فرار کند، از نظر حقوق جنگ عملی مذموم و زشت انجام نداده است، بلکه دقیقاًٌ برعکس، عمل وی منطبق با شرافت نظامی و شهامت میهنپرستی بوده و حتی در بسیاری از مقررات نظامی برای رزمندگان خودی که اسیر میشوند به عنوان یک وظیفه ملی و میهنی تلقی شده است. البته این بدان معنی نیست که کشور اسیر کننده احتیاطات و پیشگیریهای لازم را در جهت مراقبت از اسیران معمول ندارد. در نتیجه، چنانچه اسیری فرار کند و یا سعی در فرار داشته باشد، کشور اسیر کننده میتواند با بهره گرفتن از اسلحه مانع از این اقدام شود. استعمال اسلحه باید در مرحله آخر و پس از اخطار به تسلیم و عدم تسلیم فراری و با توجه به اوضاع و احوال صورت گیرد. در صورتی که اسیر فراری دستگیر شود، تنها مجازات قابل اجرا در مورد وی تنبیه انضباطی خواهد بود و این تنبیه فاقد هر گونه خصیصه کیفری است (مواد ۹۱ تا ۹۴ عهدنامه سوم).

پایان نامه

۳-۹-۱۷- تدابیر انضباطی و کیفری در مورد اسیران جنگی

برخورداری اسیران از حقوق انسانی بدین معنی نیست که آنان دارای مصونیت کیفری باشند، بلکه چنانچه عملی خلاف یا محرمانه را مرتکب شوند، مستحق تنبیه انضباطی یا مجازات کیفری متناسب خواهد بود. اما اعمالی «خلاف» یا «جرم» محسوب میشود که ناقض مقررات حقوق بین الملل و قوانین و مقررات کشور اسیر کننده باشد (مشروط بر اینکه مقررات حقوق داخلی مغایر با مقررات حقوق بینالملل نباشد) و مقررات مذکور صراحتاً برای آن اعمال، تنبیه یا مجازات متناسب تعیین کرده باشد.
به موجب ماده ۸۹ عهدنامه سوم، تنبیهات انضباطی عبارت است از: جریمه، لغو امتیازات خاص، بیگاری و بالاخره بازداشت موقت (مدت بازداشت نباید از سی روز تجاوز کند).
جرایم و مجازاتهای کیفری، موضوع مواد ۹۰ تا ۱۰۸ عهدنامه سوم میباشد. در این مورد اصل مسلم این است که اعمالی باید قانوناً جرم و قابل مجازات محسوب شود که اگر این اعمال از سوی عضوی از نیروهای مسلح کشور اسیر کننده صورت میگرفت نیز قابل مجازات بود؛ از جمله قتل، سرقت، ضرب و جرح. با اینهمه کشور اسیر کننده باید حتی القدور سعی نماید که به جای مجازات های کیفری تنبیهات انضباطی را اعمال نماید. تنبیهات انضباطی از سوی فرمانده مسئول اردوگاه، و مجازات های کیفری از طرف یک دادگاه نظامی و پس از دادرسی قانونی باید صادر و اعلام شود. متهم باید امکان دفاع از خود و برخورداری از مساعدت یک وکیل مدافع صلاحیتدار را داشته باشد. اسیر جنگی حتی در صورت محکومیت کیفری نیز تحت حمایت حقوق بینالملل باقی خواهد ماند.
مجازات مرگ تنها در صورتی قابل اجرا است که حداقل شش ماه از تاریخ صدور حکم آن سپری شده باشد. احکام محکومیت باید به اطلاع قدرت حامی برسد. نماینده قدرت حامی حق حضور در جلسات دادگاه را خواهد داشت. محکومیت اسیران به خلع یا تنزل درجه نظامی ممنوع میباشد (ماده ۴۹ عهدنامه سوم).

۳-۱۰- حمایت بین المللی از اسیران جنگی

حقوق جنگ مسئله حمایت از اسیران را به عهده نهادی به نام «قدرت حامی» واگذار کرده است. در نتیجه، با نقشی که برای « قدرت حامی» شناخته شده، مقررات مربوط به رفتار با اسیران جنگی تضمین گردیده است. قدرت حامی در واقع کنترل کننده اجرای مؤثر مقررات مربوط میباشد. به عبارت دیگر، این قدرت حامی است که کنترل میکند آیا کشور اسیر کننده با اسیران جنگی رفتار انسانی و موافق مقررات دارد یا خیر؟ اما این « قدرت حامی» کیست؟ (ضیایی بیگدلی، ۱۳۸۸، ص۱۷۹).
مقررات عهدنامه سوم، این نقش را به ارکان گوناگونی محول کرده است: کشور حامی، کمیته بین المللی صلیب سرخ، نماینده معتمد اسیران و بالاخره هر سازمان بین المللی که دارای خصیصه انسانی و بشر دوستانه است (همزه زاده و عزیزی، ۱۳۸۷، ص ۲۶۹).

۳-۱۰-۱- کشور حامی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:38:00 ب.ظ ]




۶۶/۵۲c…fC.V. صفات۳۲/۲۰۳۹/۳۷۶/۲۷

*اعداد زیرخطدار و ایتالیک نشانگر تیمارهایی هستند که در صفت مورد نظر بالاترین مقدار را داشتند
*حرف مشترک در هر ستون غیرمعنی دار بودن را نشان میدهد.
۴-۲- متوسط تعداد غده در بوته، وزن غده و تعداد روز تا غدهدهی
نتایج تجزیه واریانس در جدول ۴-۳ نشان داد که برای متوسط تعداد غده در بوته، وزن غده و تعداد روز تا غدهدهی بین کلونهای مختلف در سطح ۱% اختلاف معنیدار وجود دارد که با نتایج ارسلان (۲۰۰۷)، موسیپور گرجی و همکاران (۱۳۸۷ و ۱۳۸۴)، جم و همکاران (۱۳۸۴)، خان و همکاران (۲۰۱۱)، امینی و آگاهی (۱۳۸۴)، صمدیفروشانی و همکاران (۱۳۸۸)، دهدار (۱۳۸۱) و پرویزی (۱۳۸۵) مطابقت داشت.
نتایج مقایسه میانگین برای صفت متوسط تعداد غده در بوته طبق جدول ۴-۴ نشان داد که دامنه تغییرات آن بین ۳۱/۵ و ۸۸/۱۳ عدد بوده و کلون شماره ۴۸ همانطوریکه ارتفاع بوته بیشتری نسبت به بقیه داشت، تعداد غده بیشتری نیز نسبت به ارقام شاهد و بقیه کلونها داشت و در گروه A قرار گرفت، کلون شماره ۳۲ همانطوریکه ارتفاع بوته کمتری نسبت به بقیه داشت، تعداد غده کمتری نیز نسبت به ارقام شاهد و بقیه کلونها داشت و در گروه l قرار گرفت. دامنه تغییرات تعداد غده در تحقیقهای انجام شده توسط امینی و آگاهی(۱۳۸۴) بین ۳۳/۸ و ۱۴ عدد، دهدار (۱۳۸۱) بین ۳/۳ و ۵۲/۴ عدد، موسیپور گرجی و همکاران (۱۳۸۵) بین ۹۸/۳ و ۳۱/۱۰ عدد، خیاطنژاد و همکاران (۲۰۱۱) بین ۱/۶ و ۲/۷ عدد بوده است.
نتایج مقایسه میانگین برای صفت وزن غده طبق جدول ۴-۴ نشان داد که دامنه تغییرات آن بین ۵۵۴ و ۵/۱۲۴۷ گرم بوده و کلون شماره ۴۸ همانطوریکه ارتفاع بوته و متوسط تعداد غده در بوته بیشتری نسبت به بقیه داشت، وزن غده بیشتری نیز نسبت به ارقام شاهد و بقیه کلونها داشت و در گروه A قرار گرفت، کلون شماره ۳۲ همانطوریکه ارتفاع بوته و متوسط تعداد غده کمتری نسبت به بقیه داشت، وزن غده کمتری نیز نسبت به ارقام شاهد و بقیه کلونها داشت و در گروه H قرار گرفت. دامنه تغییرات تعداد غده در تحقیق انجام شده توسط فلنجی و احمدیزاده (۲۰۱۱) بین ۳۳۷ و ۱۲۰۷ گرم بوده است.
نتایج مقایسه میانگین برای صفت تعداد روز تا غدهدهی طبق جدول ۴-۴ نشان داد که دامنه تغییرات آن بین ۳۳/۵۲ و ۶۶/۶۷ روز بوده که متفاوت از نتایج تحقیقات بهعمل آمده توسط پرویزی (۱۳۸۵)میباشد که بین ۵/۳۵ و ۲/۴۳ روز بوده است. تفاوت در زمان غدهزایی بین ارقام و کلونهای سیبزمینی امری است طبیعی و به ژنوتیپ آنها مرتبط میباشد. در این تحقیق کلون شماره ۶۳ نسبت به ارقام شاهد مورد بررسی و سایر کلونها مرحله غدهدهی آن دیرتر آغاز گردید و در گروه A قرار گرفت، کلون شماره ۳۰۲ نسبت به ارقام شاهد مورد بررسی و سایر کلونها مرحله غدهدهی آن زودتر آغاز گردید و در گروه H قرار گرفت، اکثر کلونهایی که زمان غدهزایی آنها زودتر بوده عملکرد بالاتری نیز داشتند. بنابراین پیشبینی میگردد زمان غدهزایی با عملکرد درارتباط باشد. درنتیجه با توجه به این استدلال کلون شماره ۳۰۲ که زمان غدهزایی آن زودتر بوده عملکرد آن برابر با ۲۷/۶۴ تن در هکتار و کلون شماره ۶۳ که زمان غدهزایی آن دیرتر بوده عملکرد آن برابر با ۳۷/۴۵ تن در هکتار بوده است. دامنه تغییرات زمان غدهزایی در تحقیق پرویزی(۱۳۸۵) بین ۵/۳۵ و ۲/۴۳ روز بوده است. نتایج همچنین نشان داد که زمان غدهزایی ارقام شاهد زودرس عموما سریعتر از ارقام شاهد دیررس بود و کلونهای شماره ۱۰۶، ۳۰۲، ۹۳، ۵۷، ۴۸، ۵۶، ۷۹، ۱۱، ۱۵، ۹۸، ۴۰۳ و ۲۰۰ از لحاظ زمان غدهزایی شبیه به شاهدهای زودرس (مارفونا و ساتینا) بودند و کلونهای شماره ۶۰، ۱۰۲، ۶۹، ۳۲، ۱۶، ۶۱۵، ۵۰۵، ۶۳، ۴۰۵ و ۳۰۴ نیز از لحاظ زمان غدهزایی مشابه ارقام شاهد میانرس (بورن، ساوالان و کایزر) بودند.
جدول ۴ – ۳ – تجزیه واریانس مربوط به صفات متوسط تعداد غده در بوته، وزن غده و تعداد روز تا غده دهی.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت ۴۰y.ir مراجعه نمایید.

 

 

 

 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:37:00 ب.ظ ]




که توضیح داده شد می توان اینگونه نتیجه گرفت که درست است که دولت با توجه به مصالحی وارد امور اقتصادی شده و در این زمینه فعالیت می کند اما از لحاظ اعمال قواعد و مقررات مربوط به حقوق رقابت نسبت به دولت باید گفت که این قوانین نسبت به دولت نیز اجرا و اعمال می شود و در این خصوص تفاوتی میان دولت و سایر اشخاص وجود ندارد البته باید برخی از فعالیت های اقتصادی دولت در این زمینه را مستثنی کرد که این موضوع در جای خود مورد بحث و بررسی قرار خواهد گرفت حتی با بررسی قانون نحوه اجرای سیاست های کلی اصل چهل و چهارم قانون اساسی هم می توان به این نتیجه دست یافت چرا که در این قانون هیچگونه تخصیصی نسبت به دولت مبنی بر اینکه این قواعد و مقررات در خصوص دولت اجرا نمی شود وجود ندارد پس باید دولت را در هنگامی که تصدی امور اقتصادی را برعهده دارد را مشمول این قوانین دانست.

عکس مرتبط با اقتصاد

۳ _ ۱ _ ۲ _ تاجر بودن طرفین

با توجه به اینکه از قواعد و مقررات مربوط به حقوق رقابت تحت عنوان حقوق رقابت تجاری یاد می شود این سوال مطرح است که آیا طرفین وتابعین این قواعد و مقررات نیز بایستی حتما تاجر باشند یا اینکه این قواعد و مقررات در مورد اشخاص غیر تاجر هم اعمال می شود و آنها نیز ملزم به رعایت هستند؟ در پاسخ به این مسئله در ابتدا باید مشخص شود که در نظام حقوقی کشور ما به چه کسی تاجر گفته می شود یا به عبارتی شرط تاجر تلقی کردن اشخاص چه می باشد؟ در این خصوص قانون تجارت دو تعریف جداگانه از تاجر ارائه داده است از یک طرف بر اساس ماده یک قانون تجارت تاجر کسی است که به امور تجارتی می پردازد ضمن اینکه در ماده دو قانون تجارت امور تجاری را تعریف کرده و همچنین مستنبط از ماده سه قانون تجارت تمام شرکت های تجاری را تاجر تلقی می کند در حالیکه ممکن است بعضی از آنها یعنی شرکتهای سهامی خاص و عام برای امور تجاری تشکیل نشده باشند و موضوع فعالیت آنها امور مندرج در ماده دو قانون تجارت نباشد.[۱۳۱]

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)

پس بطور کلی با توجه به مواد یک و دو قانون تجارت برای مشخص شدن تاجر می توان گفت قانونگذار در نظام حقوقی ما از ضابطه موضوعی استفاده کرده است. ضابطه موضوعی در ماده دو قانون تجارت بیان شده است به موجب این ماده «معاملات تجارتی از قرار ذیل است: ۱ _خرید یا تحصیل هر نوع مال منقول به قصد فروش یا اجاره اعم از اینکه . . .» پس به موجب این ماده هر کس این معاملات را انجام دهد تاجر تلقی می گردد بنابراین در نظام حقوق کشور ما برای مشخص شدن تاجر از سیستم موضوعی استفاده شده است باید توجه داشت که اگر چه اعمال مندرج در بندهای ده گانه ماده دو از اعمال تجاری هستند، لکن صرف انجام آنها موجب تاجر شناخته شدن شخص نمی شوند بلکه اعمال مذکور باید شغل معمولی شخص باشد.[۱۳۲]البته این مسئله دارای یک استثنا می باشد و آن در مورد شرکت های تجاری است که صرف نظر از موضوع و فعالیتشان تاجر تلقی می گردند.

حال با توجه به آنچه که توضیح داده شد به این مسئله می پردازیم که مقررات حقوق رقابت در مورد چه اشخاصی اعمال می شود؟ آیا این مقررات فقط ناظر به روابط تجاری و بین تجار است یا اینکه غیر از این موارد هم قواعد و مقررات مربوط به حقوق رقابت اعمال می گردد؟

در حقوق اتحادیه اروپا قواعد و مقررات مربوط به حقوق رقابت در مورد فعالان تجاری اعمال می گردد در این اتحادیه مفهوم تاجر در متن معاهده بیان نشده است اما در دعوای هافزوالسر علیه مکروتون[۱۳۳]مطرح شده که آنچه مهم است فعالیت اقتصادی است و داشتن شخصیت حقوقی یا صدق عنوان تاجر بر شخص ضرورتی ندارد و شامل کلیه اشخاص می گردد حتی در پرونده فینال جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه، سازمانهای فرانسوی برگزار کننده جام جهانی مشمول قواعد رقابت تلقی شده و به واسطه فروش بلیط بر اساس تبعیض ملیتی و سوء استفاده از موقعیت خود محکوم شدند.[۱۳۴]

در حقوق آمریکا طبق قانون شرمن صرف نظر از اینکه اشخاص تاجر باشند یا غیر تاجر مشمول قواعد و قوانین مرتبط به حقوق رقابت می شوند اما در قانون کلاینتون کلیه ممنوعیت ها منسوب به اشخاص تاجر شده است و با اضافه کردن قید (اشخاصی که به بازرگانی اشتغال دارند) این محدودیت ها را شامل تجار دانسته است.[۱۳۵]

در حقوق ایران و با توجه به عدم تغییر قانون تجارت از سال ۱۳۱۱ هجری شمسی تاکنون در خصوص تعیین مفهوم تاجر و با توجه به قانون اجرای سیاست های کلی اصل چهل و چهارم قانون اساسی این مسئله مطرح است که آیا قواعد و مقررات حقوق رقابت در نظام حقوقی ایران صرفا در مورد تجار و در روابط بین آنها اعمال می شود یا خیر؟

با توجه به مواد ۴۳ تا ۵۲ قانون اجرای سیاست های کلی اصل چهل و چهارم قانون اساسی بنظر می رسد که با توجه به اطلاق عنوان اشخاص در این موارد فرقی بین تاجر و غیر تاجر وجود ندارد و این قوانین در مورد کلیه اشخاص اعم از تاجر و غیر تاجر اعمال می شود چرا که به موجب ماده ۴۳ این قانون «تمامی اشخاص حقیقی و حقوقی بخش های عمومی ، دولتی، تعاونی و خصوصی مشمول مواد این فصل هستند» و همچنین با توجه به صدر ماده ۴۴ قانون مذکور «هرگونه تبانی از طریق قرارداد، توافق و یا تفاهم (اعم از کتبی، الکترونیکی، شفاهی و یا عملی) بین اشخاص که یک یا چند اثر زیر را به دنبال داشته باشد به نحوی که نتیجه آن بتواند اخلال در رقابت باشد ممنوع است :

۱ _مشخص کردن قیمتهای خرید یا فروش کالا یا خدمت . . .»

پس با توجه به اطلاق این مواد می توان قائل به این مسئله شد که در اعمال قواعد و مقررات حقوق رقابت فرقی بین تاجر و غیر تاجر بودن طرفین وجود ندارد و نباید به صرف اینکه طرفین تاجر تلقی نمی شوند از اعمال قواعد و مقررات مربوط به حقوق رقابت امتناع ورزید.

در این خصوص نظر مخالفی نیز وجود دارد که مبتنی بر این است که قواعد و مقررات مربوط به حقوق رقابت صرفا بین تجار و در روابط آنها قابل اعمال است و در این خصوص این چنین استدلال شده است که قانونگذار در ماده ۱۱ قانون اجرای سیاست های کلی اصل چهل و چهارم قانون اساسی در تعریف رقابت آن را وضعیتی دانسته که تعدادی تولید کننده، خریدار و فروشنده در آن فعالیت می کنند، لذا با توجه به سیاق واژه فعالیت در این بند، این احتمال قوی است که حقوق رقابت شامل معاملات تصادفی و غیر مکرر اشخاص عادی نمی شود و از طرف دیگر قانونگذار در بند ۴ ماده ۱ به تعریف بنگاه به عنوان یکی از اصلی ترین تابعین حقوق رقابت پرداخته است و آن را یک واحد اقتصادی دانسته که در تولید کالا و یا خدمات فعالیت می کند اعم از اینکه دارای شخصیت حقیقی یا حقوقی باشد پس بنظر می رسد که قانونگذار قصد داشته است با تعریف خود از بنگاه آن را موجودی عام تر و بیشتر از یک تاجر و شرکت بداند که تنها وجه تمییز آن فعالیت اقتصادی است لذا با توجه به این مطالب نمی توان از اطلاق و عموم این مواد استفاده کرد و آن را شامل اشخاص عادی دانست.[۱۳۶]

اما بر این نظر ایرادات زیر وارد است که با توجه به این ایرادات می توان به این نتیجه رسید که قواعد و مقررات حقوق رقابت هم در مورد تجار و هم در مورد غیر تجار اعمال می شود.

اول اینکه در ماده ۴۳ قانون اجرای سیاست های کلی اصل چهل و چهارم قانون اساسی، قانونگذار به صراحت تمامی اشخاص حقیقی و حقوقی بخشهای عمومی، دولتی، تعاونی و خصوصی را مشمول این قواعد و قوانین حقوق رقابت دانسته در حالیکه خود قانونگذار که به مفهوم تاجر واقف بود می توانست این قوانین را تنها مشمول تجار بداند.

دوم اینکه بر فرض اینکه ما این قوانین را تنها در مورد تجار قابل اعمال بدانیم حال شخصی که تاجر نیست و شغل خود را معاملات تجاری قرار نداده تنها یک مرتبه کالایی خاص را احتکار کند و از معامله کردن آن استنکاف بورزد و با این عمل خود باعث اخلال در رقابت شود آیا می توان به صرف اینکه شخص مزبور تاجر محسوب نمی شود و این عمل را یک مرتبه انجام داده است از اعمال قواعد و قوانین حقوق رقابت امتناع ورزید؟

لذا با توجه به دلایل مطرح شده بنظر می رسد تابعین قواعد و مقررات حقوق رقابت با توجه به اطلاق قانون گذار و استفاده از لفظ اشخاص شامل کلیه اشخاص اعم از تاجر و غیر تاجر می گردد و نباید به صرف اینکه شخصی تاجر نیست از اعمال این قواعد و قوانین امتناع ورزید و همچنین با توجه به اهداف پیدایش حقوق رقابت نیز می توان به این نتیجه رسید.

۳ _ ۲ _ اعمال تابع حقوق رقابت

یکی از مباحثی که در اجرای قواعد و قوانین حقوق رقابت نقش کاربردی دارد این است که بدانیم چه اعمالی در زمره این قوانین قرار می گیرند اینکه آیا صرف انجام یک عمل ضد رقابتی باعث اجرای قواعد و قوانین حقوق رقابت می شود یا خیر؟ یا اینکه انجام یک عمل ضد رقابتی وقتی تحت شمول قواعد و قوانین حقوق رقابت قرار می گیرد که دارای اثر محسوس بر رقابت داشته باشد؟ لذا این مباحث در زیر مورد بحث و بررسی قرار می گیرند.

بطور کلی برای اینکه عملی را تحت شمول قواعد و مقررات حقوق رقابت بدانیم به دو نوع می توان عمل کرد: اول اینکه لیستی از اعمالی که تاثیر محسوس بر رقابت ندارند را تهیه کنیم و سپس سایر اعمال را مشمول قواعد و قوانین حقوق رقابت بدانیم روشی که کمیسیون اروپایی در طول سالیان متمادی برای تعیین اعمال ضد رقابتی به آن اقدام نمود.[۱۳۷]این کمیسیون اقدام به انتشار مجموعه نظریاتی کرده است که در آن توافقاتی که از نظر کمیسیون فاقد تاثیر محسوس بر بازار می باشند ذکر شده است این نظریات برای آگاهی یافتن شرکت ها و فعالان اقتصادی از این نکته است که کدامیک از توافقاتشان خارج از قواعد مربوط به حقوق رقابت است با توجه به اینکه مبنای نظریات جمع آوری شده توسط کمیسیون قواعد حقوقی و عرف تجاری پذیرفته شده در اکثر کشورهای دارای حقوق رقابت است نوعا مبنای عمل قرار گرفته است و بر خلاف آن رفتار نمی شود.

دومین روش این است که در نظام حقوقی یک کشور برای اینکه مشخص شود عملی تحت شمول قواعد و قوانین حقوق رقابت قرار می گیرد یک سری معیارها توسط قانونگذار بیان می شود حال چنانچه عملی دارای این معیارها باشد تحت شمول قواعد و قوانین حقوق رقابت قرار می گیرد بدون اینکه قرار باشد لیستی توسط قانون گذار تهیه شود و اعمال تحت شمول قواعد و قوانین حقوق رقابت ذکر شود روشی که به نظر می رسد قانونگذار کشور ما در هنگام تدوین قانون اجرای سیاست های کلی اصل چهل و چهارم قانون اساسی مد نظر قرار داده است و در بررسی این قانون می توان به این نتیجه دست یافت چرا که در ماده ۴۵ قانون مذکور از این روش استفاده شده است در صدر این ماده قانون گذار بیان کرده که اعمال ذیل که منجر به اخلال در رقابت می شوند ممنوع است پس از نظر قانونگذار کشور ما برای اینکه عملی تحت شمول قواعد و قوانین حقوق رقابت قرار بگیرد اولین شرط آن این است که انجام آن عمل منجر به اخلال در رقابت شود پس بیان این شرط قانونگذار در بندهای یازده گانه این ماده یک سری اعمال را بیان کرده که با توجه به صدر ماده اگر باعث اخلال در رقابت شوند ممنوع و تحت شمول قواعد و مقررات حقوق رقابت قرار می گیرندکه ان اعمال با توجه به ماده مذکور عبارتند از[۱۳۸]: ۱ _احتکار و استنکاف از معامله ۲_قیمت گذاری تبعیض آمیز ۳ _تبعیض در شرایط معامله ۴ _قیمت گذاری تهاجمی ۵ _اظهارات گمراه کننده ۶ _فروش یا خرید اجباری ۷ _عرضه کالا یا خدمت غیراستاندارد ۸ _مداخله در امور داخلی و یا معاملات بنگاه یا شرکت رقیب ۹ _سوء استفاده از وضعیت اقتصادی مسلط ۱۰ _محدود کردن قیمت فروش مجدد ۱۱ _کسب غیرمجاز، سوء استفاده از اطلاعات و موقعیت اشخاص

پس با توجه به این ماده انجام هریک از این اعمال به تنهایی عمل را تحت شمول قواعد و مقررات حقوق رقابت قرار نمی دهد و با توجه به صدر ماده می توان گفت معیار مد نظر قانون گذار در این خصوص اخلال در رقابت است پس صرف انجام یک عمل به عنوان مثال احتکار و استنکاف از معامله و یا قیمت گذاری تبعیض آمیز و یا تبعیض در شرایط معامله و . . . به تنهایی باعث نمی شود که آن عمل تحت شمول قواعد و مقررات حقوق رقابت قرار گیرد بلکه عمل مزبور باید منجر به اخلال در رقابت شود این مسئله در ماده ۴۴ قانون مذکور نیز مد نظر قانون گذار قرار گرفته است چرا که به موجب صدر این ماده «هرگونه تبانی از طریق قرارداد، توافق و یا تفاهم (اعم از کتبی، الکترونیکی، شفاهی و یا عملی) بین اشخاص که یک یا چند اثر زیر را به دنبال داشته باشد به نحوی که نتیجه آن بتواند اخلال در رقابت باشد ممنوع است» پس تبانی چه از طریق قرارداد، توافق یا تفاهم اعم از اینکه کتبی، الکترونیکی، شفاهی و یا عملی چنانچه یکی از نتایج زیر را داشته باشد: (۱_مشخص کردن قیمتهای خرید یا فروش کالا یا خدمت و نحوه تعیین آن در بازار به طور مستقیم یا غیرمستقیم.

۲_محدود کردن یا تحت کنترل درآوردن مقدار تولید، خرید یا فروش کالا یا خدمت در بازار.

۳ _تحمیل شرایط تبعیض آمیز در معاملات همسان به طرفهای تجاری

۴ _ملزم کردن طرف معامله به عقد قرارداد با اشخاص ثالث یا تحمیل کردن شروط قرارداد به آنها.

۵ _موکول کردن انعقاد قرارداد به قبول تعهدات تکمیلی توسط طرفهای دیگر که بنا بر عرف تجاری با موضوع قرارداد ارتباطی ندارد.

۶ _تقسیم یا تسهیم بازار کالا یا خدمت بین دو یا چند شخص.

۷ _محدود کردن دسترسی اشخاص خارج از قرارداد، توافق یا تفاهم به بازار)

و نتیجه آن اخلال در رقابت باشد مشمول قواعد و مقررات مربوط به حقوق رقابت می شود.

پس به طور کلی و با ملاحظه مواد ۴۴ و ۴۵ قانون اجرای سیاست های کلی اصل چهل و چهارم قانون اساسی این نتیجه بدست می آید که اعمالی مشمول قواعد و مقررات مربوط به حقوق رقابت قرار می گیرند که انجام آن عمل منجر به اخلال در رقابت شود در غیر این صورت صرف انجام یک عمل را نمی توان مشمول قواعد ومقررات مربوط به حقوق رقابت دانست.

۳ _ ۲ _ ۱ _ عناصر تشکیل دهنده اعمال مشمول حقوق رقابت

یکی از مسائلی که در زمینه اعمال مشمول حقوق رقابت مطرح می شود مشخص کردن این مسئله است که یک عمل در صورت وجود چه شرایطی تحت شمول قواعد و مقررات حقوق رقابت قرار می گیرد.

بطور کلی برای اینکه عملی در زمره قواعد و مقررات حقوق رقابت قرار گیرد باید چند شرط داشته باشد اولین شرط وجود توافق، تصمیم یا عمل هماهنگ است دومین شرط داشتن موضوع یا اثر ضد رقابتی است و سومین شرط داشتن تاثیر محسوس است و آخرین شرط تاجر بودن طرفین است که این شرط قبلا مورد بررسی قرار گرفت لذا جهت خودداری از اطاله مطلب از توضیح و تحلیل بیشتر شرط مذکور خودداری می شود و در ذیل به بررسی سایر شروط می پردازیم:

۳ _ ۲ _ ۱_ ۱ _ وجود توافق، تصمیم یا عمل هماهنگ

یکی از عناصر تشکیل دهنده اعمال مشمول قواعد و مقررات مربوط به حقوق رقابت وجود توافق، تصمیم یا عمل هماهنگ است لذا در ابتدا به بررسی مفهوم این سه عنوان می پردازیم:

واژه توافق[۱۳۹]با قرارداد دارای تشابه است و در بسیاری از موارد این دو به جای هم به کار برده می شوند اما باید دانست که رابطه میان این دو واژه عموم و خصوص مطلق است پس هر قراردادی الزاما یک توافق نیز است اما ممکن است توافقی وجود داشته باشد که قرارداد به مفهوم اصطلاحی نباشد. توافق در حقوق رقابت، مانند سایر رشته های حقوقی، انواع تعهدات قراردادی را در بر می گیرد که مکتوب یا شفاهی بودن، رسمی و غیر رسمی بودن در شمول قواعد رقابت بر آن بی تاثیر است. پس هر رابطه طرفینی که جوهر آن را اراده طرفین تشکیل می دهد را باید توافق دانست البته در این خصوص باید توجه داشت که توافقات ضد رقابتی الزاما به معنای توافقات و عقود عهدی نیستند بلکه ممکن است در یک عقد تملیکی به صورت شرط ضمن عقد مبتنی بر انجام رفتاری خاص در بازار صورت گیرد که منافی حقوق رقابت باشد.

تصمیم در لغت به معنی اراده کردن، آهنگ کاری کردن[۱۴۰]و در حقوق رقابت تصمیم، عمل یکجانبه ای است که از سوی اتحادیه های صنفی و بازرگانی یعنی مجموعه ای از افراد صنفی یا بنگاه های اقتصادی صادر می شود و آنچه در اینجا مد نظر است تصمیماتی است که جنبه ی تبانی گرانه داشته باشد. البته در این خصوص باید توجه داشت که در اعمال یکجانبه که یک بنگاه منحصرا عملی را انجام می دهد و مانع ورود رقبا در بازار می شود تبانی جز شروط یک تصمیم محسوب نمی گردد. پس منظور از تصمیم در حقوق رقابت تبانی در اموری است که بر رقابت در بازار تاثیر گذاشته و آن را مخدوش می کند.

اعمال هماهنگ[۱۴۱]عبارتند از هر گونه مشارکت بین شرکت ها که بدون تحقق عنوان توافق، برای حذف رقابت بین فعالان تجاری صورت می گیرد. پس در اعمال هماهنگ دو یا چند شخص با انجام اعمالی مانع فعالیت رقیب در بازار شده و از این طریق باعث اخلال در امر رقابت می شوند.

همانطور که گفته شد یکی از عناصر اعمال ضد رقابتی توافقات، تصمیمات و یا اعمال هماهنگی است که جهت اخلال در رقابت صورت می گیرد لذا پس از بررسی مفهوم هریک از این اعمال در ادامه به بررسی وضعیت ضد رقابتی این اعمال می پردازیم:

۳ _ ۲ _ ۱ _ ۱ _ ۱ _ توافق

واژه توافق شامل انواع موافقت نامه ها، تفاهم نامه ها، و قراردادهای مکتوب و شفاهی است که ممکن است به صورت صریح واقع شوند یا ضمنی. آنچه در مبحث توافق رخ می دهد این گونه است که دو یا چند فعال تجاری با توافق یکدیگر و برای رسیدن به منافع خود اقداماتی انجام می دهند که باعث فشار به سایر فعالان و ایجاد اخلال در رقابت در بازار می شوند در این توافقات تفاوتی میان اینکه توافق به صورت صریح باشد یا ضمنی وجود ندارد البته در توافقات غیر صریح باید توجه داشت که اثبات قصد طرفین امری است بسیار مشکل.

سوالی که در این مبحث مطرح می گردد این است که اگر یکی از طرفین توافق به علت وابستگی اقتصادی به طرف دیگر، توافق را بپذیرد در حالیکه باطنا راضی به پذیرش توافق نباشد آیا می توان گفت که توافق بوجود نیامده است؟

جواب این سوال را می توان با توجه به قواعد عمومی قراردادها و مبحث اضطرار داد. در بسیاری از قراردادهایی که منعقد می گردند این امکان وجود دارد که یکی از طرفین بعلت اضطراری که داشته راضی به انعقاد قرارداد شده و در این خصوص مطابق ۲۰۶ قانون مدنی چنین عقدی صحیح است چرا که به موجب این ماده «اگر کسی در نتیجه اضطرار اقدام به معامله کند مکره محسوب نشده و معامله اضطراری معتبر خواهد بود» بنابر این بنظر می رسد در این موارد باید قائل به وجود توافق بین طرفین شد و در نفوذ این توافقات نباید تردید نمود بنابراین در چنین وضعیتی عمل ضد رقابتی محقق گردیده و شخصی که در نتیجه اضطرار بوجود آمده توافق نموده است نمی تواند در این خصوص به اضطرار خود استناد نماید.

در این مبحث باید توجه داشت که ضرورتی ندارد اتفاق نظر از طریق تقابل میان خود طرفین حاصل شود بلکه ممکن است بواسطه شخص ثالث میان فعالان تجاری توافق در مورد انجام رفتاری خاص در بازار صورت پذیرد و در این موارد هم قواعد و قوانین حقوق رقابت حاکم بر توافق می باشند.

۳ _ ۲ _ ۱ _ ۱ _ ۲ _ تصمیم

منظور از تصمیم اقداماتی است که از جانب اتحادیه ها و انجمن های تجاری صورت می پذیرد یعنی این اتحادیه ها و انجمن ها تصمیماتی اتخاذ می نمایند که جنبه ی تبانی گرانه دارد در بحث اتحادیه ها هم حتما لازم نیست که اتحادیه، اتحادیه تجاری باشد بلکه حتی شامل انجمن های کشاورزی و . . . نیز می شود پس اتحادیه ها نیز گاهی اوقات تصمیماتی اتخاذ می کنند و مورد قبول اعضا واقع می شود و از این طریق باعث اخلال در بازار شده و مرتکب اعمال ضد رقابتی می شوند تصمیمات این اتحادیه ها و انجمن ها به خصوص در جایی دارای اثر ضد رقابتی محسوس تری است که تعداد زیادی از فعالان بازار عضو این اتحادیها و انجمن ها هستند و تصمیمات این اتحادیه ها و انجمن ها تاثیر بیشتر و محسوس تری بر اشخاص و فعالانی دارد که عضو این اتحادیه ها و انجمن ها نیستند. پس اتحادیه ها و انجمن ها با تصمیماتی که اخذ می نمایند اقدامات ضد رقابتی مرتکب و از از این طریق بر رقابت تاثیر می گذارد.

۳ _ ۲ _ ۱ _ ۱ _ ۳ _ اعمال هماهنگ[۱۴۲]

یکی از رفتارهای ضد رقابتی اعمال هماهنگ است در اعمال هماهنگ فعالان تجاری بدون اینکه توافقی بین شان وجود داشته باشد به گونه ای عمل می کنند که باعث حذف رقبا می شود یعنی اینکه در این وضعیت فعالان با اطلاع پیدا کردن از خط مشی یکدیگر مطابق این خط مشی عمل نموده و نتیجه آن حذف رقبا و اخلال در بازار است. ریشه این اعمال هماهنگ را باید در حقوق آمریکا جست و جو کرد در این کشور معیار تحقق این اعمال این است که هر یک از رقبا، دیگری را در رفتار و خط مشی خود در بازار مطلع نماید و طرف مقابل بتواند از این طریق سیاست بازاری خود را تعیین کند. پس در اعمال هماهنگ فعالان تجاری به طرق مختلف از خط مشی یکدیگر مطلع شده و بر اساس آن عمل می کنند.

اثبات اعمال هماهنگ امری است مشکل اما در راه اثبات این مسئله می توان از دو نوع ادله نام برد:

اول: ادله ای که مستقیما حکایت از تعامل و مشارکت دارند مانند مبادله اطلاعات محرمانه تجاری، طرح ها، ملاقات ها و . . .

دوم: ادله ای که بطور غیر مستقیم حاکی از تعامل و مشارکت میان اشخاص است مانند اینکه این اشخاص قیمت محصولات را در زمانی مشخص و یا به میزانی مشخص افزایش می دهند در این دسته از ادله باید توجه داشت که مدارک باید از وضوح کافی برخوردار باشند.

با توجه به آنچه که در خصوص توافق و اعمال هماهنگ گفته شد برخی معتقدند که هیچگونه تفاوتی میان توافق و اعمال هماهنگ وجود ندارد و در واقع اعمال هماهنگ به نوعی توافقاتی هستند که بصورت ضمنی واقع می شوند و تمییز آنها از یکدیگر هیچگونه فایده عملی هم ندارد اما باید گفت در این خصوص بین توافقات و اعمال هماهنگ تفاوت وجود دارد در این خصوص در اتحادیه اروپا پرونده ای مطرح شد و طرفین ادعاهایی را مطرح کردند که پذیرش آن تمییز بین توافق و اعمال هماهنگ را دارای آثار عملی مهمی می نمود: طرفین بیان نمودند که توافق می تواند بواسطه ضد رقابتی بودن مشمول ممنوعیت در حقوق رقابت باشد حتی اگر آنچنان که مد نظر طرفین بوده اجرا نگردد. اما رفتاری که به شکل مستقیم و غیر مستقیم اجرا نشده است نمی تواند مشمول عنوان عمل هماهنگ قرار گیرد پس در توافقات صرف وجود توافق برای ضد رقابتی بودن کفایت می کند اما در اعمال هماهنگ علاوه بر اثبات و احراز اتفاق نظر بین اشخاص باید انجام اقداماتی برای اثر بخشیدن و اجرای آن نیز محرز گردد. بر همین اساس در جایی که طرفین اثبات کنند بر مبنای اتفاق نظر عملی را انجام نداد هاند رفتار ضد رقابتی تحقق نیافته است ولی در توافق نیاز به اثبات این موضوع نمی باشد و صرف وجود توافق ضد رقابتی است.[۱۴۳]

سوالی که در این مبحث مطرح می شود این است که آیا صرف وجود یک سری اعمال دسته جمعی دال بر ضد رقابتی بودن این اعمال است یا خیر؟ به عبارت دیگر آیا در اعمال هماهنگ باید قصد مشترک بین طرفین احراز شود یا خیر؟ در این خصوص باید توجه داشت اگر وجود قصد مشترک بین طرفین را برای ضد رقابتی بودن عمل انجام شده ضروری بدانیم این وظیفه مدعی است که این مسئله را اثبات نماید. ولی باید گفت که از آنجا که هدف از حقوق رقابت حفظ استقلال اقتصادی فعالان تجاری و رونق بازار رقابتی در جامعه است پس باید موازات و تشابه رفتارها در بازار را ضد رقابتی قلمداد کرد چرا که رقبا از سیاست قیمت گذاری در بازار آگاه شده و بر طبق آن عمل می نمایند و این مسئله بر خلاف اهداف وضع قواعد و مقررات حقوق رقابت است و با توجه به این اهداف باید قائل به این شد که برای ممنوع تلقی کردن این اعمال صرف انجام آن ضد رقابتی محسوب می گردد و نیازی به اثبات قصد مشترک نمی باشد.

۳ _ ۲ _ ۱ _ ۲ داشتن موضوع یا اثر ضد رقابتی

با بررسی قوانین کشورهای مختلف در خصوص انواع اقدامات ضد رقابتی می توان به این نتیجه رسید که این اقدامات در یک تقسیم بندی به دو دسته تقسیم می گردند دسته اول اقداماتی که فی النفسه ضد رقابتی تلقی می گردند یا به عبارتی دارای موضوع ضد رقابتی هستند. موضوع یک اقدام زمانی فی النفسه ضد رقابتی است که بتوان با بررسی آن، قصد و اراده طرفین را برای تحدید رقابت احراز نمود مانند توافقات ایجاد کننده روابط ساختاری که به موجب آن طرفین استقلال اقتصادی خود را از دست می دهند چنین توافقاتی در صورتی مشمول معافیت شوند معتبر می باشند و در غیر اینصورت حتی اگر موضوع آنها اجرا نشود یا برای مدت زمانی خاص اجرا نگردد بی اعتبار می باشند.

دسته دوم اقدامات ضد رقابتی، اقداماتی هستند که فی النفسه ضد رقابتی نبوده و دارای موضوع ضد رقابتی نیستند در این دسته اقدام طرفین ناقض حقوق رقابت نیست اما اجرای آن دارای اثر ضد رقابتی در بازار است پس در این دسته، اقدام طرفین اثر فوری و آنی ندارد بلکه اثرات آن بالقوه و مربوط به آینده هستند به عنوان مثال می توان در این دسته از اقداماتی نام برد که ضد رقابتی نیستند ولی اجرای آن می تواند دارای اثر ضد رقابتی باشد در این دسته باید توجه داشت که آن چه مهم است آثار اقدام مزبور است پس حتی ممکن است علیرغم الغای آن آثار ضد رقابتی ادامه داشته باشد.

در این مبحث باید توجه داشت که در بررسی اقدامات مربوط به دسته اول یعنی اقداماتی که فی النفسه ضد رقابتی هستند نیازی به بررسی اقدامات مزبور نیست و بررسی آثار این اقدامات تنها در مواردی صورت می گیرد که موضوع آنها ضد رقابتی نباشد پس اگر از قیود و شروط اقدام ضد رقابتی بتوان به قصد طرفین مبنی بر اخلال در رقابت پی برد نیازی به بررسی آثار اقدام ضد رقابتی نیست و بررسی آثار این اقدامات صرفا در اعمال مندرج در دسته دوم بعمل می آید.

۳ _ ۲ _ ۱ _ ۳ داشتن تاثیر محسوس

یکی از شرایطی که برای ضد رقابتی دانستن اعمال بر خلاف قواعد و مقررات مربوط به حقوق رقابت بیان شده داشتن تاثیر محسوس بر بازار و رقابت است. در این خصوص بیان شده است که اقدامات اشخاص را در صورتی می توانیم ضد رقابتی تلقی کنیم که در بازار و رقابت در آن تاثیر محسوس داشته باشد تا مشمول قواعد و مقررات حقوق رقابت قرار گیرد پس اقداماتی که تاثیر محسوس در رقابت ندارند را نمی توان ضد رقابتی تلقی کرد به عنوان مثال چنانچه دو شرکت ضعیف در بازار اقدام به تثبیت قیمت ها بنمایند بدلیل اینکه این اقدام آنها فاقد تاثیر محسوس بر رقابت و بازار است نمی توان آن را ضد رقابتی تلقی کرد بر همین اساس در اتحادیه اروپا یک قاعده وجود دارد که به قاعده «عدم اعتنا به موراد کم اهمیت»[۱۴۵]معروف است و بر اساس آن نباید به اقداماتی که اهمیت چندانی بر رقابت و بازار ندارند توجه کرد و آنها را ضد رقابتی تلقی کرد.[۱۴۶]

در این مبحث این سوال مطرح می شود که چگونه می توان فهمید یک اقدام دارای اثر ضد رقابتی محسوس است یا خیر؟ در این خصوص کمیسیون اروپا روند آسانی را برای این مسئله و با توجه به قاعده «عدم اعتنا به موراد کم اهمیت» در نظر گرفته است و آن این است که این کمیسیون در فواصل زمانی طی اعلامیه هایی به نام «یادداشت راجع به توافق ها، تصمیم ها و فعالیت های دسته جمعی همسوی با اهمیت کمتر» خط مشی مشخصی را برای اجرای این قاعده تعیین می نماید آخرین یادداشت این کمیسیون مربوط به سال ۲۰۰۱ است که در آن یادداشت های قبلی را مورد تجدید نظر قرار داده بر اساس این یادداشت اقدامات زیر مشمول ممنوعیت نمی باشند:[۱۴۷]

الف) کالا یا خدمات موضوع توافق کمتر از ده درصد از کل بازار آن کالا یا خدمات نسبت به رقبا و پانزده درصد آن نسبت به اشخاص غیر رقیب در آن حوزه از بازار مشترک که تحت تاثیر این توافق قرار گرفته است.

ب) توافق میان موسسه های کوچک و متوسط

ج) توافق های افقی مشروط به اینکه شبکه های موازی در بازار وجود داشته باشد و شبکه مورد نظر نیز سهمی کمتر از پنج درصد بازار را در اختیار داشته باشد.[۱۴۸]

اما در نظام حقوقی کشور ما با توجه به قانون اجرای سیاست های کلی اصل چهل و چهارم قانون اساسی متوجه می شویم که این مسئله به صراحت در قانون مذکور مطرح نشده حال بر این اساس دو نتیجه می توان گرفت اول اینکه از منظر قانون گذار ایران داشتن تاثیر محسوس برای ضد رقابتی دانستن اقدامات لازم و ضروری نمی باشد دوم اینکه در نظام حقوقی کشور ما مانند اتحادیه اروپا داشتن تاثیر محسوس در خصوص اقدامات ضد تجاری لازم است و در غیر اینصورت نمی توان آنها را ضد رقابتی دانست با توجه به این مسائل باید قائل به این شد که در نظام حقوقی ما و در قوانین مربوط به حقوق رقابت نیز باید اقدامات مذکور تاثیر محسوس بر بازار و رقابت بر آن داشته باشد این مسئله را می توان با توجه به اهداف وضع قواعد و قوانین مربوط به حقوق رقابت استنباط کرد چرا که هدف از وضع این قواعد و مقررات افزایش کارآیی بازار، رفاه مصرف کننده، تخصیص بهتر منابع، جلوگیری از ایجاد انحصارات، جلوگیری از اخلال در رقابت و . . . می باشد حال چنانچه شخصی اقدامی انجام دهد که تاثیر محسوسی بر بازار و رقابت نداشته باشد و مغایر با این اهداف نباشد نمی توان اقدام شخص مزبور را اقدامی ضد رقابتی دانست پس داشتن تاثیر محسوس بر بازار و رقابت در آن را باید از شرایط لازم برای ضد رقابتی دانستن یک اقدام دانست و بدون آن نباید عمل مزبور را ضد رقابتی دانست.

سوالی که در این خصوص مطرح می شود این است که اگر داشتن تاثیر محسوس در نظام حقوقی ما لازم و ضروری است پس معیار شناخت این تاثیر محسوس چه می باشد و چگونه باید آن را در اقدامات انجام شده مورد ارزیابی قرار داد؟ در این خصوص قانونگذار کشور ما مانند کمیسیون اروپایی معیاری را بیان نکرده که بتوان بر اساس آن اقدام کرد لذا باید معیار مورد نظر را با توجه به قوانین و مقررات استنباط کرد در این خصوص باید به قانون نحوه اجرای سیاست های کلی اصل چهل و چهارم قانون اساسی و صدر ماده ۴۵ این قانون مراجعه کرد و بر این اساس معیار داشتن تاثیر محسوس در بازار را بدست آورد بر اساس صدر این ماده «اعمال ذیل که منجر به اخلال در رقابت می شود، ممنوع است» پس با توجه به این ماده می توان گفت که اعمالی را می توان ضد رقابتی دانست که منجر به اخلال در رقابت شوند پس معیار مدنظر قانونگذار اخلال در رقابت می باشد و اعمالی که تاثیر محسوسی در بازار و رقابت ندارند و موجب اخلال اخلال در رقابت نمی گردند را نباید ضد رقابتی دانست.

فصل چهارم

استثناءات وارد بر حقوق رقابت

فصل چهارم : استثناءات وارد بر حقوق رقابت

در خصوص انعطاف پذیری قوانین بطور معمول با توجه به اوضاع و احوال به دو طریق عمل می شود اگر قانون مورد نظر صریح نباشد و تاب تفسیر را داشته باشد با توجه به مقتضیات زمانی و مکانی تفسیر می شود اما گاهی اوقات قانونگذار، قانون را بطور صریح وضع می کند به طوریکه قانون وضع شده قابل تفسیر نمی باشد در چنین مواردی برای مشخص شدن استثناهای این قوانین چاره ای جز تخصیص آن قانون وجود ندارد تخصیص در لغت به معنای محدود کردن، خاص کردن و در اصطلاح تخصیص قوانین محدود کردن حکم قانون عام نسبت به برخی از افراد آن است و به دو صورت قوانین توسط قانونگذار تخصیص می شوند اولین حالت این است که قانونگذار در همان قانون پس از ذکر حکم عام موارد تخصیص زده شده را بیان می کند. حالت دوم این است که قانونگذار به موجب قانونی دیگر اقدام به تخصیص قانون وضع شده می نماید.

در حقوق ایران با توجه به مواد ۴۳، ۴۴ و ۴۵ قانون اجرای سیاست های کلی اصل چهل و چهارم قانون اساسی شاید به نظر آید که در نظام حقوقی کشور ما برای قواعد و مقررات حقوق رقابت هیچگونه استثنایی بیان نشده است و کلیه اعمال مشمول این دسته از قواعد و مقررات می گردند اما با مشاهده ماده ۱ قانون مذکور و اینکه در این ماده قانونگذار به تعریف انحصار قانونی و انحصار طبیعی پرداخته است این نتیجه به دست می آید که قانونگذار این نوع انحصارات را پذیرفته و همچنین با توجه به بند ۳ ماده ۲ و بند (ج) ماده ۳ نیز مشاهده می شود که برخی از فعالیت های اقتصادی و شرکت های خاص در انحصار دولت قرار گرفته است. پس این موارد استثناءاتی است که بر قواعد و مقررات حقوق رقابت وارد است لذا پس از آنکه قلمرو حقوق رقابت و اعمالی که مشمول قواعد و مقررات حقوق رقابت می شوند مورد بررسی قرار گرفت در این مبحث به بررسی استثناءات حقوق رقابت می پردازیم که این موارد در دو بخش جداگانه که در بخش اول به مواردی که تخصصا از شمول قواعد و مقررات حقوق رقابت خارجند و در بخش دوم به مواردی که تخصیصا از شمول این قواعد خارجند پرداخته خواهد شد.

در اینجا ذکر این نکته لازم است که مشخص کردن این موارد برای این است که بدانیم قواعد و مقررات حقوق رقابت در خصوص چه اعمالی اجرا نمی شود.

۴ _ ۱ _ مواردی که تخصصا خارجند

در این بخش از بررسی استثناءات وارد بر حقوق رقابت به بررسی استثناهای تخصصی می پردازیم. منظور از این استثناها مواردی هستند که تخصصا از شمول قواعد و مقررات حقوق رقابت خارجند. در ابتدا باید مشخص کنیم منظور از این که گفته می شود عملی تخصصا از شمول این قواعد و مقررات خارج است به چه معناست در علم اصول فقه منظور از تخصص این است که موضوعی واقعا از شمول حکم عام خارج باشد و به اصطلاح خروج موضوعی دارد به عنوان مثال هر گاه بگویند مردی که به سن خاصی برسد باید خدمت نظام وظیفه انجام دهد در این حالت زنان از موضوع خارج هستند.[۱۴۹]

در حقوق رقابت نیز وقتی استثناءات تخصصی مورد بررسی قرار می گیرند آن مواردی را شامل می شود که موضوعا تحت شمول قواعد و مقررات حقوق رقابت قرار نمی گیرند در این خصوص برای اینکه بدانیم چه مواردی موضوعا تحت شمول قواعد و مقررات حقوق رقابت قرار نمی گیرند باید این موضوع را با توجه به قانون اجرای سیاست های کلی اصل چهل و چهارم قانون اساسی و ماده ۴۵ این قانون مورد بررسی قرار دهیم.

در صدر ماده ۴۵ قانون مذکور بیان شده است اعمال ذیل که منجر به اخلال در رقابت می شوند ممنوع است. سپس در یازده بند این اعمال و قواعد مربوط به آن را بیان کرده است که عبارتند از: ۱_احتکار و استنکاف از معامله ۲_قیمت گذاری تبعیض آمیز ۳ _تبعیض در شرایط معامله ۴ _قیمت گذاری تهاجمی ۵_اظهارات گمراه کننده ۶_فروش یا خرید اجباری ۷ _عرضه کالا یا خدمت غیر استاندارد ۸ _مداخله در امور داخلی و یا معاملات بنگاه یا شرکت رقیب ۹_سوء استفاده از وضعیت اقتصادی مسلط ۱۰_ محدود کردن قیمت فروش ۱۱_کسب غیر مجاز، سوء استفاده از اطلاعات و موقعیت اشخاص.

قانونگذار در این ماده پس از بیان این موارد به تبیین آنها پرداخته است .با توجه به صدر ماده مذکور این اعمال در صورتی ممنوع هستند و قواعد و مقررات مربوط به حقوق رقابت در مورد آنها اعمال می شوند که منجر به اخلال در رقابت شوند همانطور که قبلا نیز بیان شد رقابت در بازار وضعیتی است که در آن فعالان تجاری تلاش می کنند تا با فعالیت سود بیشتری بدست آورند و دولت ها برای تضمین این رقابت در بازار، جلوگیری از ایجاد انحصارات، افزایش رفاه و . . . اقدام به وضع قواعد و مقررات مربوط به حقوق رقابت می نمایند لذا به کلیه رفتارهایی که افراد بر خلاف این قواعد و مقررات اقدام می نمایند و باعث ایجا محدودیت در رقابت و اخلال در این امر می گردند را اخلال در رقابت می گویند. حال با توجه به آنچه که بیان شد چنانچه شخصی یکی از اعمال مندرج در ماده ۴۵ قانون اجرای سیاست های کلی اصل چهل و چهارم قانون اساسی را مرتکب شود به عنوان مثال اقدام به احتکار کالایی نماید یا اقدام به قیمت گذاری تبعیض آمیز نماید صرف انجام این اعمال ممنوع تلقی نمی گردد و تنها در صورتی ممنوع تلقی می گردند که منجر به اخلال در رقابت گردند و چنانچه منجر به اخلال در رقابت نگردد ممنوع نمی باشد و موضوعا از شمول قواعد و مقررات مربوط به حقوق رقابت خارج هستند و استثنای تخصصی در این خصوص محسوب می گردند پس در این موارد برای اینکه بدانیم عملی به عنوان مثال کسب غیر مجاز، سوء استفاده از اطلاعات و موقعیت اشخاص یا اظهارات گمراه کننده و یا . . . مشمول قواعد و مقررات مربوط به حقوق رقابت است یا خیر باید این مسئله مورد بررسی قرار گیرد که آیا عمل مزبور منجر به اخلال در رقابت شده یا خیر؟ اگر منجر به اخلال در رقابت نشده باشد موضوعا از شمول قواعد و مقررات حقوق رقابت خارج هستند و استثنای تخصصی تلقی شده و نیازی به اینکه قانونگذار صراحتا اعمال مزبور را از شمول قواعد و مقررات مربوط به حقوق رقابت خارج بداند نمی باشد و این اعمال موضوعا از شمول این قواعد و مقررات خارج هستند.

در نهایت با توجه به صدر ماده ۴۵ قانون اجرای سیاست های کلی اصل چهل و چهارم قانون اساسی این نتیجه بدست می آید که اعمالی که منجر به اخلال در رقابت نمی شوند موضوعا از شمول قواعد و مقررات مربوط به حقوق رقابت خارج بوده و استثنای تخصصی تلقی می گردند.

در حقوق اتحادیه اروپا در بند ۳ ماده ۸۱ به کمیسیون اجازه داده شده است که برای اعمال ضد رقابتی نا محسوس معافیت هایی در نظر گرفته شود به موجب این بند توافقها و تصمیمات و فعالیت های گروهی و هماهنگ میان بنگاه های تجاری در صورتی که مستلزم هیچگونه اقدام ضد رقابتی برای تهیه محصولات و خدمات آن بنگاه نباشد و مشروط به تحمیل محدودیت نباشد و در صورتی که به جهت بهبود وضعیت تولید یا توزیع محصولات یا کالا و یا در جهت پیشرفت فناوری و اقتصاد و به نفع مصرف کنندگان باشد از شمول بند ۱ ماده ۸۱ مستثنی شوند. در این خصوص باید توجه داشت که این استثناءات مربوط به اعمالی می شوند که ذاتا ضد رقابتی هستند مهمترین این معافیت ها عبارتند از:

۱ _ آئین نامه شماره ۲۰۰۰/۲۶۵۹ در مورد توافقات مربوط به تحقیق و توسعه[۱۵۰]که به موجب آن طرفین می توانند در انجام تحقیقات راجع به توسعه محصولات خود مشارکت کرده و از اطلاعات یکدیگر مطلع شوند.

۲ _ آئین نامه راجع به انتقال تکنولوژی به شماره ۲۰۰۴/۷۷۷۲

۳ _ آئین نامه توافقات تولید تخصصی به شماره ۲۰۰۰/۲۵۶۸ که بر اساس آن نوعی مشارکت بین رقبای موجود یا آینده صورت می گیرد که هریک از طرفین برای تمرکز تمامی امکانات و منابع خود در تولید محصولی خاص سایر تولیدات و فعالیت خود را محدود نمایند و از تولیدات یکدیگر استفاده می کنند.[۱۵۱]

۴ _ آئین نامه موانع عمومی[۱۵۲]به شماره ۹۹/۲۷۹۰ که جای گزین آئین نامه معافیت های گروهی قراردادهای بخش انحصاری شماره ۸۳/۱۹۸۳ و آئین نامه معافیت های گروهی قراردادهای خرید انحصاری شماره ۸۳/۱۹۸۴ و آئین نامه معافیت های گروهی قراردادهای نمایندگی از نوع فرانچایزینگ به شماره ۸۸/۴۰۸۷ گردید.[۱۵۳]

۴ _ ۲ _ مواردی که تخصیصا خارجند

تخصیص در علم اصول فقه عبارت است از بیرون بردن فرد یا افرادی از حکمی که برای همه افراد عام وضع شده است پس در اینجا بدون دخالت و تصرف در موضوع فرد یا افرادی از حکم خارج می شوند.[۱۵۴]

در این مبحث از حقوق رقابت به بررسی استثناهای تخصیصی می پردازیم منظور همین است یعنی مواردی را مورد بررسی قرار می دهیم که مشمول قواعد و مقررات حقوق رقابت می شوند ولی قانون گذار بنا به مصالحی این موارد از از قواعد و مقررات مربوط به حقوق رقابت استثنا نموده که و این قواعد و مقررات در خصوص این اعمال رعایت نمی گردند در این خصوص باید توجه کرد که موضوع مورد بحث مشمول این قواعد ومقررات می شود منتهی قانونگذار بنا به مصالحی آن را از شمول قواعد و مقررات حقوق رقابت خارج کرده است پس بر خلاف استثناهای تخصصی که موضوع عملا از قواعد و مقررات مربوط به حقوق رقابت خارج بود در اینجا موضوع مشمول قواعد و مقررات حقوق رقابت می شود ولی قانونگذار آن را استثنا نموده است.

نکته ای که در این مبحث باید مورد توجه قرار گیرد این است که از آنجا که قواعد و مقررات حقوق رقابت جزء قواعد آمره و مربوط به نظم عمومی می باشند و امکان توافق بر خلاف آنها وجود ندارد لذا امکان اینکه عملی با توافق از حیطه قواعد و مقررات حقوق رقابت خارج گردد وجود ندارد همچنین در این موارد صرفا باید عملی از حیطه قواعد و مقررات حقوق رقابت خارج گردد نیاز به اعلام از سوی قانون گذار است پس در این موارد نیاز به اعلام صریح قانون گذار است.

همانطور که قبلا نیز بیان شد از آنجا که مبنای قانونی حقوق رقابت در نظام حقوقی ما قانون اجرای سیاست های کلی اصل چهل و چهارم قانون اساسی و بالاخص مواد ۴۳، ۴۴ و ۴۵ این قانون است با بررسی این مواد به نظر می رسد که قانونگذار در حقوق رقابت استثنایی قائل نشده است و کلیه اعمال را مشمول این قواعد دانسته است اما با مشاهده ماده ۱ این قانون و اینکه در این ماده قانون گذار در بند ۱۲ به تعریف انحصار پرداخته است و در بندهای ۱۳ و ۱۴ نیز انحصار طبیعی و قانونی را تعریف کرده است این نتیجه به دست می آید که قانون گذار در خصوص انحصارات این دو نوع انحصار را پذیرفته است پس یکی از استثناءات تخصیصی قواعد و مقررات مربوط به حقوق رقابت انحصارات طبیعی و قانونی هستند و همچنین با توجه به بند ۳ ماده ۲ و بند (ج) ماده ۳ قانون گذار فعالیت های اقتصادی و شرکت های خاصی را در انحصار دولت قرار داده است اموری مانند شبکه های مادر مخابراتی و امور واگذاری بسامد (فرکانس) و . . . پس این موارد استثناهای تخصیصی محسوب می گردند لذا در ادامه به بررسی این استثناءات می پردازیم.

۴ _ ۲ _ ۱ _ انحصار طبیعی[۱۵۵]

انحصار وضعیتی از بازار است که سهم یک یا چند بنگاه از عرضه یا تقاضای بازار به میزانی باشد که قدرت تعیین قیمت یا مقدار را در بازار داشته باشند یا ورود اشخاص جدید محدودیت وجود داشته باشد.[۱۵۶]

بنگاه ها در حالتهای مختلف می توانند در موقعیت انحصاری قرار گیرند تبانی، سازش با سایر رقبا و . . . از مواردی است که بنگاه ها را در موقعیت انحصاری قرار می دهد برای جلوگیری از پیدایش این موقعیت دولتمردان قوانین و مقررات حقوق رقابت را وضع می نمایند تا از پیدایش و تشکیل انحصارات جلوگیری نمایند و یکی از اهداف حقوق رقابت نیز همین مسئله می باشد اما گاهی اوقات انحصارات نیز پذیرفته شده یکی از مواردی که انحصار مورد پذیرش قانون گذار انحصارات طبیعی هستند قانونگذار در بند ۱۳ قانون اجرای سیاست های کلی اصل چهل و چهارم قانون اساسی به تعریف این نوع انحصار پرداخته است به موجب این بند «انحصار طبیعی: وضعیتی از بازار که یک بنگاه به دلیل نزولی بودن هزینه متوسط، می تواند کالا یا خدمت را به قیمتی عرضه کند که بنگاه دیگری با آن قیمت قادر به ورود یا ادامه فعالیت در بازار نباشد» پس از آنجا که این نوع انحصار مد نظر قانون گذار قرار گرفته هیچگونه مانعی برای آن وجود ندارد و یکی از استثناهای تخصیصی قواعد و مقررات مربوط به حقوق رقابت تلقی می گردد.

انحصارات

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:37:00 ب.ظ ]




، سوالات، فرضیه های تحقیق و پیشینه و …..است.
فصل دوم: جرم و مراحل ارتکاب آن
در این فصل کلیاتی را پیرامون جرم بیان خواهیم نمود، بعد از آشنایی با مفهوم جرم به بررسی مراحل ارتکاب جرم می پردازیم.
فصل سوم: ارکان شروع به جرم
در این فصل به بررسی ارکان شروع به جرم خواهیم پرداخت. ارکان شروع به جرم عبارت است از: رکن قانونی، مادی و روانی. ابتدا به بررسی هر یک از ارکان خواهیم پرداخت سپس ارکان شروع به جرم را بررسی خواهیم نمود.
فصل چهارم: شروع به جرم در جرایم مطلق
در این فصل ابتدا به شروع به جرم با نهاد های مشابه خواهیم پرداخت سپس شروع به جرم در جرایم مطلق را مورد بررسی قرار خواهیم داد.
فصل پنجم: نتیجه گیری
بالاخره در این فصل از مطالبی که بیان نمودیم نتیجه ای که مد نظر می باشد را ارائه خواهیم کرد.
فصل دوم: جرم و مراحل ارتکاب آن
در هر فرهنگی، افراد، انواع مختلفی از رفتارهایی را که باید در موقعیت های مختلف انجام دهند، از طریق نهاد خانواده، رسانه ها و … میآموزند و شکل هر رفتاری، معین میشود، مثلاً سلام کردن بعنوان یک هنجار، جامعه به افراد خود یاد می دهد که در چه مکانهایی و به چه کسانی باید سلام کرد و شکل سلام کردن و معنی عینیت یافته آن را یاد می دهد. حال اگر به رفتارهای مردم توجه شود، رفتارهای مشترک بین اکثریت و شکل های تقریباً ثابت آن رفتارها را می توانیم پیدا و نحوه و چگونگی آنها را مشخص کنیم. به چگونگی رفتار که به وسیله کنشگران اجتماعی یا اکثریت آنها رعایت می گردد، قاعده رفتاری می گوییم. قاعده های رفتاری از روان فرد مستقل بوده و قائم به اجتماع افراد هستند. لذا پدیده های اجتماعی می باشند. حال به این قاعده های رفتار که از طرف جامعه و فرهنگ آن، به همه افراد آموخته شده اند و توقع اجتماعی هم این است که همگان آنرا رعایت کنند، در اصطلاح جامعه شناسی هنجار و یا الگوی عمل می گویند(صدیق اورعی: ۱۳۴۷، ۲۵).
هنجارها یا الگوهای عمل را از این حیث که چه کسی ضامن اجرای آنهاست، به سه دسته تقسیم می شوند:
دستهای که به طور رسمی و مدون در جامعه وجود دارد و سازمانهای رسمی جامعه، مراعات آن را تضمین کرده اند که اصطلاحاً قانون نامیده می شوند. دسته دیگر به صورت احکام شرعی بیان شده و ضامن اجرای آنها خداوند متعال است. این دسته از الگوهای عمل، خود به چهار دسته کلی واجبات، محرمات، مستحبات و مکروهات تقسیم می شوند. دسته سوم از هنجارها، که مردم یا آحاد یک جامعه، ضامن اجرای آن هستند، هنجار (به معنی خاص) نامیده میشود. این دسته، از حیث شدت و ضعف کنترل اجتماعی، به دو دسته آداب اجتماعی و عادات اجتماعی تقسیم می گردد. آداب اجتماعی به قاعده های رفتاری پذیرفته شده ای اطلاق می شود که جامعه زیر پا گذاشتن آنها را تحمل نمی کند. «گراهام سامنر» از این دسته به عنوان میثاق(عرف) اجتماعی یاد می کند. عادت اجتماعی به قاعده های رفتاری اطلاق می شود که توسط اکثریت افراد جامعه رعایت می شود، اما جامعه در قبال تخلف از آن، بردباری نشان می دهد. اکنون بر حسب این که هنجار به کدامیک از تعاریفی که در بالا ارائه شد، محدود شود، نابهنجاری را می توان به سه دسته کلی تقسیم نمود:

  1. معصیت
  2. جرم
  3. کجروی

معصیت: به اعمالی که بر خلاف هنجارهای دینی( احکام شرعی)صورت گرفته باشد، معصیت گفته می شود که خود بر دو نوع است:
الف. ترک واجبات: اعمالی که بر خلاف بایدهای دینی صورت گرفته است، مانند نماز نخواندن.
ب. ترک محرمات: اعمالی که بر خلاف نبایدهای دینی صورت گرفته است، مانند تهمت زدن.
در این دسته از ناهمنوایی، مجازات کننده اصلی خداست. گرچه ممکن است بواسطه تبدیل هنجارهای دینی به فرهنگ و قانون، مردم و نمایندگان حکومت نیز به اعمال مجازات متخلفین از هنجارهای دینی بپردازند(حیدری چروده:۱۳۸۳، ۱۵۴).
کجروی: کجروی عبارت است از رفتاری که به طریقی، با انتظارهای رفتار مشترک اعضای یک جامعه، سازگاری ندارد و بیشتر افراد جامعه، آن را ناپسند و نادرست میدانند(ربانی و شاهنوشی:۱۳۸۰، ۸۴).
نیک گهر، کجروی را فرایندی می داند که طی آن، افراد از مدار مراقبت اجتماعی و الگوهای بهنجارخارج می شوند. اشخاصی که مطابق الگوهای رفتاری معمول، متداول و بهنجار عمل نمی کنند، نابهنجار یا کجرو نامیده می شوند (نیک گهر: ۱۳۶۹، ۳۴۹).
آبراکرامبی نیز در تعریفی مشابه، رفتار کجروانه را هر گونه عدول از حالت معمول که در اجتماع مورد نهی باشد، تعریف می کند(آبراکرامبی: ۱۳۶۷، ۱۱۶).
کوئن نیز معتقد است هر گونه رفتاری که با چشمداشت های جامعه یا گروه معینی در داخل جامعه تطبیق نداشته باشد، انحراف یا کجروی نامیده می شود. انحراف به دوری جستن از هنجار اطلاق می شود و زمانی رخ می دهد که یک فرد یا یک گروه، معیارهای جامعه را رعایت نکند(کوئن:۱۳۸۰، ۱۶۰).
یکی از نشانه های بارز کجروی، برآورده نشدن انتظارت متعارف نقش هایی است که شخص، متصدی و ایفاگرآنها است و از یک نقش اجتماعی انتظار می رود نیاز خاصی را تامین و در راستای هدف شناخته شده ای عمل کند. همین برآوردن یا برآورده نکردن انتظارات متعارف و عمل کردن یا نکردن در راستای هدف شناخته شده، معیاری است برای تشخیص معنای فرهنگی همنوایی وکجروی( نیک گهر: پیشین، ۳۵۱).
بنابراین رفتار کجروانه هم شامل رفتارهای مغایر با هنجارهای عام است وهم شامل رفتارهایی مغایر با هنجارهای خاص. با این حال در فرایند جامعه پذیری، فرد تنها یک نقش عمومی وکلی را یاد نمی گیرد، بلکه نقش های اجتماعی خاص و جزیی متناظر با گروه های عمده اجتماعی را که در آنها مشارکت دارد را نیز می آموزد. بنابراین بهنجار بودن رفتار، در ارتباط با کارکردها وهدف های هرگروه سنجیده می شود. یک فرد معین ممکن است شوهر یا پدری بهنجار باشد، ولی در ایفای نقش های اقتصادی یا سیاسی مشخصی نابهنجار باشد، اطلاق کجرو به یک فرد به معنای کجرو بودن او در تمام زمینه ها نیست(پیشین، ۳۵۴).
۲-۱-مفهوم شناسی جرم
جرم در لغت به معنای «گناه» آمده است و در اصطلاح، علیرغم تعاریف زیادی که از جرم شده، هنوز هم این موفقیّت بدست نیامده تا از جرم، آنچنان تعریفی به عمل آید که مورد قبول همگان قرار گیرد و در زمان و مکان واجد ارزش باشد و دلیل این امر نیز این است که پدیدۀ جرم، بر حسب نظر دانشمندان و محققان، دارای مبانی و صور گوناگون است.به سخنی دیگر، آنچه که از نظر یکی جرم محسوب می شود، بر حسب دیگری نه تنها ممکن است عنوان جرم به خود نگیرد، بلکه امکان دارد که حتی عملی پسندیده به شمار آید(شامبیاتی:۱۳۸۴، ۲۱۳).
جرم در زبان قرآن و به تبع آن در فقه اسلامی، عبارتست از انجام دادن فعل یا گفتن قولی است که شارع مقدس آنرا منع کرده است. به عبارت دیگر افعال و اقوالی جرم تلقی می شوند که مغایر با احکام یا اوامر و نواهی باری تعالی باشند به طوری که در آیۀ دوازدهم سورۀ مائده «یَجرمنّکُم» به معنای کارهای زشت و ناپسند وارد شده است و نیز لفظ «مجرمین» در آیۀ چهل و هشتم از سورۀ قمر نیز ناظر به اعمال و رفتار زشت کسانی است که در گمراهی به سر می برند. همین معنا را می توان از آیاتی که در باب انواع جرایم مشمول است قصاص نفس، قصاص عضو، دیه، حد زنا، حد قذف، حد سرقت در قرآن کریم وارد شده است استشهاد نمود(ولیدی: ۱۳۷۲، ۱۳).
تعریف جرم کار آسانی نیست،گفته میشود جرم عملی است که نظم اجتماعی را برهم میزند، اما این تعریف نه تنها مشکلی را حل نمیکند، بلکه یک مشکل را به سه مشکل تبدیل میکند:
۱-منظور از نظم چیست؟
۲-منظور از اجتماع کدام اجتماع است؟
۳-تشخیص این امر با کیست؟(ستوده: ۱۳۸۲، ۶۵).
برخی از مهمترین تعاریف جرم عبارتند از: جرم عبارت است از هر شیوه، رفتاری که قانون را نقض کند. هر جا که قانون وجود دارد، جرم نیز وجود دارد. قوانین، هنجارهاییاند که توسط حکومت ها، به عنوان اصولی که شهروندان باید از آنها پیروی کنند، تعریف شده اند(گیدنز: پیشین، ۱۳۳).
عدهای از حقوقدانان معتقدند که نقص قانون هر کشوری در اثر عمل خارجی، در صورتی که انجام وظیفه یا اعمال آن را تجویز نکند و مستوجب مجازات هم باشد،جرم نامیده میشود(تاج زمان: ۱۳۸۳، ۴۳).

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت fumi.ir

عکس مرتبط با اقتصاد

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:36:00 ب.ظ ]




شکل ۱-۱- نمودار مسیر مدل درونداد پژوهش ۱-۳- اهمیت و ضرورت پژوهش اهمیت نظری پژوهش: مرور ادبیات نظری نشان می دهد که تاکنون پژوهشی که رابطه بین متغیرهای اشتیاق شغلی و رهبری اصیل و سرمایه روانشناختی در قالب مدل علی به ویژه در مورد دبیران تربیت بدنی، در داخل و خارج کشور را نشان بدهد، وجود ندارد. در خصوص ضرورت و اهمیت پرداختن به سازه اشتیاق شغلی باید گفت که بر اساس تحقیقات انجام شده اشتیاق شغلی معلمان از جمله مهم ترین ابزار برای انجام کاری مطلوب تر و صحیح تر می باشد. هرچقدر این اشتیاق شغلی در معلمان افزایش یابد باعث بهتر شدن روند شغلی آن ها و به تبع آن پرورش شاگردانی مستعدتر در رشته تحصیلی شان می شود (کریستین و همکاران،۲۰۱۱ ، کان، ۱۹۹۰، شوفلی و همکاران، ۲۰۱۱، فیلیپس، ۲۰۰۹). از این رو پرداختن به این متغیر و بررسی آن از طریق متغیرهای رهبری اصیل و سرمایه های روانشناختی بسیار با اهمیت است. برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت ۴۰y.ir مراجعه نمایید. درخصوص ضرورت و اهمیت پرداختن به رهبری اصیل و سرمایه های روانشناختی باید به این نکته توجه داشته باشیم که رهبران با فراهم کردن فضای روحی و انگیزشی باعث به وجودآمدن محیطی مناسب برای افزایش نشاط معلمان در کار می شوند، پس بنابراین در این جا نقش مؤلفه های سرمایه روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری و خوش بینی) مشخص می شود. که رهبر با به کارگیری این مشخصه ها می تواند فضایی شاد و سر زنده را برای معلمان فراهم کند (شلایر،۲۰۱۴، کوگینز،۲۰۱۲). از این رو پرداختن به این متغیرها بسیار با اهمیت است. لذا پژوهش حاضر بر آن است که در چارچوب یک مدل علی به تبیین نقش اشتیاق شغلی معلمان به ویژه معلمان تربیت بدنی در رابطه با دو متغیر رهبری اصیل و سرمایه های روانشناختی بپردازد. طبیعی است که انجام چنین مطالعه­ای ضمن کمک به روشن تر شدن روابط میان متغیرها، با افزودن به دانش موجود در زمینه متغیرهای مورد نظر می تواند رهیافت های مفیدی را در اختیار برنامه ریزان و مسئولان و دست اندر کاران آموزش و پرورش قرار دهد. اهمیت کاربردی پژوهش: با توجه به آشکار شدن اهمیت اشتیاق شغلی در سال های اخیر، شناسایی و بررسی عوامل و متغیرهای موثر بر آن حائز اهمیت فراوانی است. در همین راستا پژوهش حاضر بر آن است تا با بررسی دو متغیر بسیار مهم و تاثیرگذار یعنی رهبری اصیل و سرمایه های روانشناختی برخی مؤلفه های تاثیرگذار بر اشتیاق شغلی را شناسایی کرده و زمینه را برای ارتقاء عملکرد شغلی معلمان فراهم آورد. اشــتیاق معلمان به طور جدایی ناپذیری با اقدامات رهبران مرتبط اســت. اشتیاق شغلی معلم نتیجه ویژگی های شــخصی مثل دانش، مهارت هــا، توانایی ها، خلق و خو، نگرش و شــخصیت؛ محتوای ســازمانی شامل رهبری، تنظیم محیط فیزیکی و اجتماعی و شــیوه های منابع انســانی است که مســتقیما بر فرد، فرایند و محتوای اجزای عملکرد شــغلی تاثیر می گذارد (مارکوس[۲۳]، ۲۰۱۰ ). این اعتقاد به عنوان یک پشتوانه تجربی و عملی در بافت آموزشی به کارمی رود. نتایج این پژوهش می تواند به عنوان مبنای برنامه ریزی دقیقی برای موضوعات اجتماعی دبیران تربیت بدنی قرار گیرد و همچنین وضعیت موجود در سه متغیر مورد مطالعه در جامعه احصاء می گردد که می تواند به عنوان نقشه راه اداره کل آموزش وپرورش شیراز قرارگیرد. خروجی های این پژوهش می تواند به عنوان راهبردهای برنامه ریزی در جامعه آماری مورد مطالعه قرار گیرد. تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی ۱-۴- هدف های پژوهش هدف اصلی: ارائه مدل پیش بینی اشتیاق شغلی با توجه به رهبری اصیل و سرمایه های روانشناختی در میان دبیران تربیت بدنی شیراز می باشد. اهداف فرعی: تعیین اثرات مستقیم ادراک از رهبری اصیل(خودآگاهی، اخلاق مداری، پردازش متوازن، شفافیت رابطه ای) بر سرمایه های روانشناختی (تاب آوری، امیدواری، خودکارآمدی، خوش بینی). تعیین اثرات مستقیم سرمایه های روانشناختی (تاب آوری، امیدواری، خودکارآمدی، خوش بینی) بر اشتیاق شغلی. بررسی اثرات غیرمستقیم ادراک از رهبری اصیل(خودآگاهی، اخلاق مداری، پردازش متوازن، شفافیت رابطه ای) بر اشتیاق شغلی از طریق سرمایه های روانشناختی (تاب آوری، امیدواری، خودکارآمدی، خوش بینی) ۱-۵- فرضیه ها خودآگاهی برمؤلفه های سرمایه روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری، خوش بینی) دارای اثرمستقیم مثبت است. اخلاق مداری بر مؤلفه های سرمایه روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری، خوش بینی) دارای اثر مستقیم مثبت است. پردازش متوازن بر مؤلفه های سرمایه روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری، خوش بینی) دارای اثر مستقیم مثبت است. شفافیت رابطه ای بر مؤلفه های سرمایه روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری، خوش بینی) دارای اثر مستقیم مثبت است. خودکارآمدی بر اشتیاق شغلی اثر مستقیم مثبت دارد. امیدواری بر اشتیاق شغلی اثر مستقیم مثبت دارد. تا ب آوری بر اشتیاق شغلی اثر مستقیم مثبت دارد. خوش بینی بر اشتیاق شغلی اثر مستقیم مثبت دارد. خودآگاهی از طریق مؤلفه های سرمایه های روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری، خوش بینی) بر اشتیاق شغلی اثر غیرمستقیم مثبت دارد. اخلاق مداری از طریق مؤلفه های سرمایه های روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری، خوش بینی) بر اشتیاق شغلی اثر غیرمستقیم مثبت دارد. شفافیت رابطه ای از طریق مؤلفه های سرمایه های روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری، خوش بینی) بر اشتیاق شغلی اثر غیرمستقیم مثبت دارد. پردازش متوازن از طریق مؤلفه های سرمایه های روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری، خوش بینی) بر اشتیاق شغلی اثر غیرمستقیم مثبت دارد. ۱-۶- تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها اشتیاق شغلی تعریف مفهومی: سکاوفیلی و همکاران[۲۴]، (۲۰۰۷) اشتیاق شغلی را به میزان انرژی، دلبستگی به شغل و اثربخشی حرفه ای اشاره دارد. اشتیاق را یک تفکر مثبت و واقعی دانسته که به وسیله قدرت، فداکاری و جذابیت توصیف می شود. اشتیاق شغلی دارای سه حیطه است که عبارتند از: جذب:به میزان تمرکز و غرق شدن فرد در کارش اشاره دارد که این امر کناره گیری از شغل را برای فرد دشوار می سازد. نیرومندی:در این بعد، فرد تلاش فراوانی در انجام کارش، مبذول می دارد و بر موقعیت های دشوار، پافشاری می کند. همچنین بعد نیرومندی بیان می کند کارکنانی که از نیرومندی بیشتری برخور دارند، بیشتر توسط کارشان برانگیخته می شوند و هنگامی که با مشکلی مواجه می شوند و یا جرو بحث کاری وجود دارد، مقاومت بیشتری از خود نشان می دهند، به بعد نیرومندی، به عنوان یک مفهوم انگیزشی توجه شده است (فلیپس، ۲۰۰۹). وقف خود: این بعد به صورت با درگیری شدید روانی فرد با کار خود، مشخص می شود که ترکیبی از احساس معنی داری، اشتیاق و چالش می باشد. این بعد به شکل سنتی با مفهوم دلبستگی شغلی نکات مشترک زیادی دارد. تعریف عملیاتی: اشتیاق شغلی نمره ای است که آزمودنی از طریق پاسخ به پرسشنامه اشتیاق شغلی شوفلی(۲۰۰۳)، کسب می کنند. رهبری اصیل تعریف مفهومی: رهبران اصیل کسانی هستند که با برخورداری از ویژگی های فوق نا خودآگاه منشأ اثرگذاری بر دیگران می شوند. هرچند اگر خودآگاهانه برای تقویت اثر خود بر دیگران تلاش مضاعف کنند، ممکن است تحولاتی در محیط پیرامونی خود ایجاد کنند. دیگران به آن ها اعتماد می کنند و نگرانی ها و ابهامات خود را با حضور آن ها به آرامش و اطمینان تبدیل می کنند (علوی،۱۳۹۳). رهبری اصیل شامل چهار مؤلفه می­باشد: خودآگاهی، اخلاق مداری، پردازش متوازن، شفافیت رابطه­ای. خودآگاهی: این مؤلفه به عنوان آگاهی یا اعتماد به شخصیت، ارزش ها، انگیزه ها، احساسات و ادراکات شخصی تعریف می شود. اخلاق مداری:بیان کننده یک فرایند خودکنترلی است که به موجب آن رهبران، ارزش هایشان را با اهداف و فعالیتهایشان تطبیق می دهند. پردازش متوازن:میزانی است که در آن رهبر، اطلاعات را قبل از تصمیم گیری تحلیل می­ کند و خواستار دیدگاه هایی ازسوی پیروان است که موضع گیری های او را مورد چالش قرار می­دهد. شفافیت رابطه ای: میزانی است که رهبر اصالت خود را به دیگران نشان می دهد، اطلاعات را با دیگران تسهیم می کند و افکار و احساسات واقعی خود را ابراز می کند. تعریف عملیاتی: رهبری اصیل نمره ای است که آزمودنی در پاسخ به پرسشنامه رهبری اصیل، پرسشنامه استاندارد آوولیو، گاردنرو والیوم[۲۵] (۲۰۰۶) توسط پایگاه پارس مدیر، ساخته شده است، کسب کرده است. سرمایه روانشناختی تعریف مفهومی: سرمایه روانشناختی عبارت است از مجموعه ­ای از صفات و توانمندی­های مثبت افراد و سازمان­ها که می ­تواند مانند یک منبع قوی در رشد و ارتقاء فرد و سازمان نقش داشته باشد. امیدواری، خوش­بینی، خودکارآمدی و استقامت (تاب­آوری یا انعطاف­پذیری) مؤلفه ­های سرمایه روانشناختی هستند (کوگینز، ۲۰۱۲). امیدواری: یکی از سازه ­هایی است که به عنوان شاخص توانمندی در بهزیستی مثبت افراد مورد توجه واقع شده است. خوش بینی:اسناد درونی بالنسبه ثابت و کلی در مورد حوادث مثبت است. خودکارآمدی:به معنی اطمینان داشتن به توانایی­های موردنیاز در دستیابی به موفقیت و باور به داشتن قدرت در غلبه بر تکالیف چالش­انگیز است. تاب­آوری:را ظرفیت روانی مثبت برای برگشت، جهش از مصیبت و تغییر مثبت در جهت پیشرفت تعریف کرده ­اند که فرد را برای پذیرش مسئولیت آماده می کند (علی پور و همکاران، ۱۳۹۲). تعریف عملیاتی: سرمایه روانشناختی نمره ای است که فرد از پاسخ به پرسشنامه سرمایه روانشناختی لوتانز و همکاران، ۲۰۰۷ به دست می آورد. فصل دوم مبانی نظری و پیشینه تحقیق در این بخش ادبیات تحقیق مورد بحث قرار می گیرد و شامل دو بخش می باشد، ابتدا بخش پیشینه نظری، که در این بخش به تعریف متغیرها، بیان ابعاد و مؤلفه های آن ها پرداخته می شود. بخش دوم پیشینه تجربی، که شامل تحقیقات انجام شده در داخل و خارج، مرتبط با موضوع پژوهش می باشد. ۲-۱- پیشینه نظری ۲-۱-۱- اشتیاق شغلی تاکنون تعاریف بسیاری در مورد اشتیاق شغلی مطرح شده است اما هنوز در این زمینه تعریفی که مورد قبول و تأیید همگان باشــد ارائه نشده است. دلیل این عدم وحدت را این چنین بیان می کند: اشتیاق شــغلی کارکنان، از پارادایم های جدید حوزه منابع انسانی بوده و به دلیل راه های متنوع بهره برداری از آن، تعاریف چندگانه ای را داراســت. اکثر تعاریف اذعان دارند که اشتیاق از منابع شخصی و محیطی نشأت می گیرد. به نظرگیبونز[۲۶] (۲۰۰۶) اشتیاق شغلی افراد با استعداد، یک رابطه ی احساسی هوشــی است که کارمند با شغل، سازمان، مدیر و همکارانش وجود داشــته و بر روی تلاش های مضاعف او در کارش تأثیرگذار اســت(به نقل از زرگران مقدم، ۱۳۹۰). بالاین و اسپارو[۲۷] ( ۲۰۰۹) نیز اشــتیاق را یک تفکرمثبت و واقعی دانســته که به وســیله ی قدرت، فداکاری و جذابیت توصیف می شود و موجبــات تمایل و رضایت افراد را در اشتیاق به انجام کار فراهم می نماید. تراس و همکارانش[۲۸] (۲۰۰۶) اشتیاق را حاصل ایجاد فرصت برای کارکنان و همکارانش در برقراری ارتباط با همکاران و مدیران خود می دانند. اشتیاق شغلی کارکنان از نظر هویت[۲۹] (۲۰۰۴)مقدار اشتیاق و علاقه ای است که کارکنان به سازمان خود دارند. یکی از بررسی های انجام شده توسط بکر، آلبرشت و لیتر[۳۰] (۲۰۱۱) تشــخیص دادند که اجماع رو به رشــدی وجود دارد مبنی بر آنکه اشــتیاق می تواند معنای سطح بالایی از انرژی و همچنین ســطح بالایی از درگیری شــغلی باشد. (اینسئوگلو و وار[۳۱]،۲۰۱۲ ، به نقل از مقیمی مفرد، ۱۳۹۳). در اکثر مواقع اشــتیاق به عنوان تعهد فکری و عاطفی نســبت به سازمان تعریف شده است، یا میزان تلاش اختیاری که توسط کارکنان در شغل شان به نمایش گذاشته می شود (فرانک[۳۲] و همکاران، ۲۰۰۴، نقل از عسگری، ۱۳۹۰). رابینسون [۳۳]و همکاران (۲۰۰۴) نیــز اشــتیاق را به عنوان نگرش مثبت کارکنان نســبت به ســازمان و ارزشهای آن تعریف کردند. کریستین و همکاران (۲۰۱۱ ) نیز اشتیاق شغلی را این گونه تعریف کرده است: حالتی از ذهن که نسبتا بادوام است و نشانگر سرمایه گذاری هم زمان انرژی های افراد بر روی تجارب و یا عملکردهای کاری است. کان، (۱۹۹۰) اشــتیاق فــردی را ابــراز و بکارگیری خود فردی اعضای ســازمان در نقشهای کاری تعریف کرد. وی به عنوان اولین فردی که از اصطلاح اشــتیاق شغلی اســتفاده کرد، معتقد بود که در اشــتیاق، افراد خود را به لحاظ فیزیکی، شــناختی و عاطفی در طول ایفای نقش ابراز و به‏ کار می گیرند. شوفلی و همکارانش متداول ترین تعریف را از مفهوم اشتیاق شــغلی ارائه دادند. آنها اشتیاق شغلی را یک وضعیت مثبت و رضایت بخش ذهنــی در ارتباط با کار توصیف کرده اند که در این وضعیت شخص یک احساس نیرومندی و ارتباط مؤثر با فعالیت هــای کارش دارد و خودش را به عنوان فردی توانمند برای پاســخگویی به تقاضاهای شغلی می داند. آنها بیان کردند که اشتیاق چیزی بیش از یک وضعیت هیجانی گذرا و خاص می باشد و به یک حالت پایای ســرایت کننده و هیجانی شناختی اشاره دارد که بر روی یک موضوع، واقعه یا رفتار خاص متمرکز می شود.( شوفلی و همکاران، ۲۰۱۱، به نقل از زرگران مقدم، ۱۳۹۰) اشــتیاق شغلی کارکنان مشتمل بر سه جنبه شناختی، عاطفی و رفتاری می باشد. جنبه شــناختی اشتیاق شغلی مربوط به باورهای کارکنان درباره ســازمان، رهبران و شــرایط کار می باشد. جنبه عاطفی اشتیاق شغلی مربوط به چگونگی احساس کارکنان و نحوه نگرش آن ها نســبت به سازمان، رهبران و شرایط کار می باشد. نهایتاً جنبه رفتاری اشتیاق شغلی کارکنان، عاملی است که برای سازمان ایجــاد ارزش افزوده نمــوده و در برگیرنده تلاشهــای آگاهانه و داوطلبانه کارکنان برای افزایش سطح اشتیاق شغلی خود می باشد که منجر به انجام وظایف با حذف وقت و علاقه می­گردد (فیلیپس، ۲۰۰۹). اغلب اشــتیاق شــغلی کارکنان را در تضاد با فرســودگی شغلی توصیف کرده اند. فرسودگی شــغلی ترکیبی از فرسودگی احساسات، زوال کیفیت و کاهش فضیلت می باشــد.در حقیقت طیف مقابل اشتیاق شغلی کارکنان بیکاری و بی قید و بندی نســبت به کار است که با واژه فرسودگی شــغلی در ارتباط می باشــد. زمانی که افراد، رها از قید و بند و تعهد باشــند، به صورت فیزیکی و احساســی و کاملا آگاهانه خود را از کار کنار می کشند. امــا با وجود تعاریف مختلف، نظریه پــردازان مدیریت معتقدند که اشتیاق شــغلی نتیجه ارتباطات دوطرفه بین کارمند و کارفرماست و کارهایی که باید به وسیله هر دو طرف انجام شود. آنها معتقدند هنگامی که مدیران فلسفه رهبری خدمت گزار را به‏کار ببرند که نقش اصلی مدیر حمایت و خدمت به کســانی اســت که آنها را رهبری می کند، محیط مستعد اشــتیاق کارکنان می گردد. ۲-۱-۱-۱- ابعاد اشتیاق شغلی ۱٫جذب : یکی از ابعاد اشتیاق شغلی، جذب است که مخصوصا به تمرکز و غرق شدن در کار اشاره دارد و وجه مشخصه آن، این است که برای افراد وقت سریع می گذرد و فرد به سختی می تواند از کارخود جدا شود. اخیرا تحقیقات نشان داده است که تجربه جذب به میزان درگیری در کار مربوط است به طوری که فرد گذر زمان را تشخیص نمی دهد. این بدان معنا است که گاهی برخی از افراد در زمان و شرایطی جذب کاری می شوند که برای آنان لذت بخش است و افراد برای آن بهای زیادی را می پردازند، تنها به خاطر اینکه این کار را داشته باشند. تجارب درگیری در کار و متوجه نشدن گذر زمان، معمولا هم خارج از زمینه کاری رخ می دهد(برای مثال کارهایی که به صورت سرگرمی صورت می گیرند). و هم ممکن است در همه حوزه ها و زمینه های زندگی صورت گیرد. تجارب درگیری در کار، هنگامی به وجود می آید که تعادل مناسبی بین نیازهای شغلی (مثل چالش برانگیزی آن) و مهارت حرفه ای کارکن ایجاد شود. تفاوت عمده ای که درمفهوم درگیری در کار و جذب وجود دارد، مقاومتی است که فرد از لحاظ ذهنی هنگام کار مبذول می دارد، که این حادثه ممکن است در همه زمینه های زندگی شان اتفاق بیفتد(اگوت[۳۴] و همکاران،۲۰۰۷). نیرومندی: بعد نیرومندی، به سطوح بالای انرژی و ارتجاعی بودن ذهن کارکنان هنگام کار اشاره دارد، به گونه ای که کارکنان تلاش قابل ملاحظه­ای برای انجام کارش مبذول می­دارد و نیز در موقعیت های دشوار پا فشاری می­ کند. همچنین بعد نیرومندی بیان می­ کند، کارکنانی که از نیرومندی بیشتری برخور دارند، بیشتر توسط کارشان برانگیخته شده و هنگامی که با مشکلی برخورد می کنند و یا جرو بحث کاری وجود دارد، مقاومت بیشتری از خود نشان می دهند. به بعد نیرومندی به عنوان یک مفهوم انگیزشی توجه شده است. این مطلب با در نظر گرفتن تعریف انگیزش شغلی تئوری اتکنسون[۳۵](۱۹۶۴) ارائه شده است. در این تعریف، انگیزش شغلی، نیرو و توان انجام کار یا مقاومت جهت انجام آن کار ایجاد می کند( به نقل از پور عباس، ۱۳۸۷). ۳٫وقف خود: سومین مؤلفه اشتیاق شغلی، وقف کردن خود در کار می باشد که با درگیری شدید روانی شخص نسبت به کار خود مشخص می شود و ترکیبی از احساس معنی داری، اشتیاق و چالش می باشد. این بعد به شکل سنتی با مفهوم دلبستگی شغلی، نکات مشترک زیادی دارد و به عنوان درجه ای که فرد ازلحاظ روانی خود را وابسته و مربوط به شغلش می داند عنوان شده است. هم چنین دلبستگی، به این که چگونه یک کار می تواند نیازهای کنونی یک فرد را پاسخ گوید، اشاره دارد (ماونو و کینونن[۳۶]،۲۰۰۰). هم دلبستگی شغلی و هم وقف کردن، به عنوان پدیده های پایدار و بادوام اشتیاق شغلی محسوب می شوند که تفاوت آن ها تاکنون به شکل دقیق مورد بحث قرار نگرفته است، در حالی که وقف کردن یک موضوع واضح ترو روشن تری نسبت به دلبستگی شغلی می­باشد. هنگامی که احساس وقف کردن وجود دارد، اشتیاق، الهام بخشی، غرور و چالش انگیزی بیشتری نسبت به وقتی که منحصرا به ارزش کار در زندگی کارکنان توجه می شود، وجود دارد. اخیرا محققین به این نکته توجه کرده اند که نیرومندی و وقف کردن را با هسته اصلی ابعاد اشتیاق شغلی مقایسه کنند، در حالی که وضعیت کنونی جذب شباهت زیادی به درگیری در کار دارد (اگوت و همکاران، ۲۰۰۷). ۲-۱-۱-۲- اشتیاق شغلی و مفاهیم مرتبط بحثی که عده ای در مورد اشــتیاق شغلی مطرح کرده اند این است که تعاریفی که برای این مفهوم ارائه شــده اســت شبیه به تعاریف دیگر ساختارهای شناخته شده مثل تعهد سازمانی[۳۷] و رفتار شهروندی سازمانی[۳۸] است. اما با وجود این که اشتیاق شغلی، با دیگر نگرش های مربوط به شغل مثل رضایت شغلی، دلبستگی شغلی، و انگیزش درونی مرتبط است، در عین حال با آن ها تفاوت دارد. گروهی از محققان معتقدند که اشــتیاق نشــأت گرفته از دو مفهوم است که به صورت علمی شــناخته شده و موضوع پژوهش های تجربی زیادی بوده است؛ تعهد و رفتار شهروندی سازمانی (مارکوس،۲۰۱۰). بررسی اثر تبادل رهبر پیرو بر رضایت شغلی کارکنان از طریق نقش میانجی سرمایه روانشناختی اشتیاق شغلی با دو مفهوم بالا شباهت دارد. اما رابینسون و همکاران (۲۰۰۴) بیان کردند که نه تعهد و نه رفتار شــهروندی ســازمانی به انــدازه کافی هر دو جنبه اشــتیاق را منعکس نمی کند (نقل از زرگران مقدم، ۱۳۹۰). رافرتی[۳۹] و همکاران (۲۰۰۴) نیز اشــتیاق شغلی را از دو مفهوم قبلی، تعهد و رفتار شــهروندی سازمانی متمایز کردند، به دلیل اینکه اشــتیاق به وضوح نشــان دهنده یک فرایند متقابل دوطرفه بین کارکنان و ســازمان است (به نقل از زرگران مقدم، ۱۳۹۰). طبق نظر ساکس[۴۰] (۲۰۰۵) تعهد سازمانی با اشتیاق متفاوت است؛ چرا که در آن اشاره به نگرش و دلبستگی فرد نسبت به سازمان است، در حالی‏که اشتیاق صرفا یک نگرش نیسـت. اشتیاق درجه ای اســت که یک فرد به کارش توجه می کند و مجذوب عملکرد نقش خود می شــود. به علاوه در حالی‏که شــهروندی سازمانی شامل رفتارهای داوطلبانه و غیررسمی است که می تواند به همکاران و سازمان کمک کند تمرکز اشتیاق روی ایفای نقش رسمی است، نه صرفا فرانقش ها و رفتارهای داوطلبانه. پژوهش های اخیر همچنین نشان داد که تعهد کارکنان و رفتارهای شهروندی ســازمانی بخش های مهم و پیش بینی‏کننده های اشــتیاق کارکنان اســت. به این صورت که تعهد به عنوان دلبستگی مثبت به سازمان و تمایل به صرف انرژی برای موفقیت سازمان، احساس غرور و افتخار از عضویت در سازمان و شناســایی خود با آن و شهروندی سازمانی یک رفتار مشــاهده شده در محتوای کار اســت که خود را از طریق ابتکارات نوآورانه، جستجوی فرصت هایی برای پیشرفت و فراتر رفتن از قرارداد استخدام نشان می­دهد. با این حال، این ساختارها به همراه هم ســاختار بزرگتر اشتیاق شغلی را تشــکیل می دهد و هیچ‏کدام به تنهایی نمی توانند به عنوان جایگزینی برای اشتیاق عمل کنند (رحیمی و همکاران، ۱۳۹۰). از جملــه مفاهیم دیگری که با اشــتیاق شــغلی همپوشــانی مفهومی دارد رضایت شــغلی اســت. ریچمن (۲۰۰۶) معتقد است که اشــتیاق با رضایت شــغلی نیز مرتبط اســت. با این تفاوت که رضایت شغلی شامل ارزیابی نتایج واقعی یک شغل در مورد نتایج مطلوب است، در حالی‏که اشتیاق شــامل ارزیابی تجربیات کاری فرد و رفتارهای کاری اوســت. رضایت شــغل یک نظر مثبت در مورد شــغل اســت و با ایده افزایش تلاش با شــور و شوق که خاص اشتیاق شــغلی است، مطابقت ندارد. کارکنان مشتاق نسبت به موقعیت شــان احســاس رضایت می کنند، امــا فراتر از رضایت صرف، آن­ها انگیزه دارنــد که برای انجام یک وظیفه انرژی خود را افزایش دهند (اینسئوگلو و وار، ۲۰۱۲، به نقل از مقیمی مفرد، ۱۳۹۳). محققان دیگر رضایت را به عنوان بخشــی از اشتیاق شغلی در نظر گرفتند، اما رضایت فقط می تواند منعکس‏کننده روابط ســطحی و فعل و انفعالی باشــد. اشتیاق تمایل به سرمایه گذاری خود و توسعه تلاش های اختیاری برای کمک به موفقیت کارفرماســت که بسیار فراتر از رضایت ساده با ترتیبات ساده استخدام یا وفاداری اساسی به کارفرماست (مارکوس، ۲۰۱۰). طبق نظر”می”[۴۱] و همکاران(۲۰۱۱ ) اشــتیاق در علوم اجتماعی رابطه بســیار نزدیکی با ساختارهای دلبستگی شغلی و غرقه شدن در کار دارد. طبق تعریف کانونگو[۴۲] (۲۰۰۹) دلبستگی شــغلی یک حالت شــناختی یا اعتقادی شناسایی روانی است. طبق تعریفی دیگر، دلبســتگی شغلی به اهمیت نیازها و پتانسیل یک شغل برای ارضای این نیازها بســتگی دارد (زرگران مقدم، ۱۳۹۰). بنابراین دلبســتگی نتیجه یک قضاوت شــناختی در مورد توانایی های یک شغل برای ارضای نیازهاست. مشاغل در این دیدگاه با تصویر فرد از خود مرتبط است. علاوه بر این اشتیاق مستلزم اســتفاده فعال از عواطف و رفتارهــا علاوه بر شناخت هاســت (می و همــکاران، ۲۰۱۱، به نقل از زرگران مقدم ۱۳۹۰). ۲-۱-۱- ۳- محرک های اشتیاق شغلی با توجه به اهمیت بحث اشــتیاق شــغلی، جهت گیری بسیاری از پژوهش ها به ســمت تعییــن عواملی که منجر به اشــتیاق کارکنان می شود، معطوف شد. مؤسســه مدیریت و توسعه پرسنل[۴۳] با پژوهش بر روی این مفهوم اذعان نمود که هیچ فهرســت قطعی برای محرک های اشــتیاق وجود ندارد. اما از نظر آنها محرک های اصلی اشتیاق عبارتند از: داشتن فرصت برای ارائه و پرورش نظرات از سوی کارکنان. آگاهی کارکنان از آنچه در سازمان رخ می دهد. اعتقاد کارکنان به اینکه مدیرشــان به ســازمان متعهد است (پیریایی و همکاران،۱۳۹۰). رابطــه قوی مدیر- کارمند یک جزء مهم در اشــتیاق کارکنان است. مؤسسه توسعه ابعاد بین المللی به عنوان یک شرکت مشاوره ای در زمینه منابع انسانی، بیان می کند که مدیر برای ایجاد یک نیروی کار مشــتاق باید پنــج کار انجام دهد: توازن تلاش ها با اســتراتژی، قدرت دادن، ترویــج و ترغیب به همکاری و کار گروهی، کمک به افراد برای رشد و توسعه و حمایت و به رسمیت شناختن افراد. گــزارش پرینز[۴۴] (۲۰۰۳)، ۱۰ ویژگی محیــط کار را که منجر به اشتیاق کارکنان می شود شناسایی کرد. سه ویژگی مهم تر در میان ۱۰ ویژگی لیست شده توســط “پرینز” عبارتند از: علاقه مدیریت ارشد به رفاه کارکنان، کار چالش برانگیــز و اختیار و قدرت تصمیم گیری (مارکوس۲۰۱۰). گیبونز (۲۰۰۶) محرک های اشتیاق شغلی را به صورت زیر بر شمرده است: اعتمــاد: میزانی که رهبران ســازمان از کارکنان مواظبت کرده، حرف ها و نظراتشان را می شنوند و به آن پاسخ می دهند. ماهیت شغل: میزان مشارکت و استقلال کارکنان. رابطه بین عملکرد فردی و عملکرد سازمانی: مقداری که کارکنان مقاصد شرکت را درک می کنند و می دانند که چگونه به بهترین نحو در شیوه های دستیابی به آن مشارکت کنند. فرصت های رشد شغلی: میزان فرصت هایی که کارکنان برای رشد و ترفیع شغلی دارند و یا مسیر شغلی شان به روشنی تعریف شده باشد. فخر و مباهات به شــرکت: مقداری که کارکنان از کار و سازمان خود راضی بوده و از آن احساس عزت نفس می کنند. همکاران و اعضای تیــم: گرایش ها و نظرهای همکاران درباره شغل و شرکت. پرورش کارکنان: مقدار تلاشی که برای پرورش مهارت کارکنان صورت می گیرد. رابطه با مدیر مستقیم: مقداری که کارکنان برای این رابطه ارزش قائل هستند (به نقل از زرگران مقدم، ۱۳۹۰(. از مدیران همه ســطوح سازمان انتظار می رود که با صداقت و درســتی رفتار کنند، به کارکنان خود احتــرام بگذارند. به طور مؤثر با کارکنان گفتگو کنند و آنان را در تصمیم گیری درگیر نمایند. از طریق گفتگوهــای چهره به چهره و دو نفره روابــط مطلوب را پروش دهند و احســاس کارکنان را نسبت به شغلشان سرشــار از فخر و مباهات نماینــد (هیــوز و راگ، ۲۰۰۸، به نقل از مقیمی مفرد،۱۳۹۳). گیبونــز (۲۰۰۶) تأکید مضاعفی بر اهمیت بعضی از این عوامل نموده و بیان داشته است که محرک های هیجانی چون رابطه ی فرد با مدیر مستقیم خود و تفاخر و مباهات در کار، چهار برابر بیشــتر از محرک های عقلایی مثل پرداخت مزایا بر تلاشهای کاری کارکنان مؤثرند. بر اهمیت احســاس ارزشــمند بودن و درگیر بودن به عنوان یک محرک کلیدی اشتیاق کارکنان تأکید کردند. این احساس تحت تأثیرعناصر دیگری مثل مشــارکت در تصمیم گیری ها و فرصت هایی که کارکنان برای توســعه و پیشرفت در مشاغل شان دارند قرار می گیرد که هر یک تأثیر متفاوتی روی حدی که کارکنان احساس ارزشمند و درگیر بودن و به دنبال آن اشــتیاق خواهند داشت، دارند (رابینسون و همکاران، ۲۰۱۰، به نقل از زرگران مقدم، ۱۳۹۰(. اشتیاق آموزش وتوسعه شغلی مدیریت فوری عملکرد وارزیابی ارتباطات فرصت های برابر/ رفتار منصفانه پرداخت و مزایا سلامتی وامنیت اهمیت احساس ارزشمند و درگیربودن شکل ۲-۱- مدل محرکهای شغلی (رابینسون وهمکاران ۲۰۱۰، نقل از زرگران مقدم،۱۳۹۰) شکل(۲-۱) که براساس مدل تشخیصی رابینسون وهمکاران (۲۰۱۰) ارائه شده است. مطابق نظر رابینسون و همکاران این مدل می تواند راهنمایی مفید برای سازمان و نسبت به آن جنبه های زندگی کاری باشد که برای حفظ و بهبود اشتیاق کارکنان نیازمند توجه جدی است. بعضی از محرک ها در مدل بالا از الزامات اساسی یا قراردادی برای سازمان هستند(عوامل بهداشتی) مانند پرداخت و مزایای و بهداشت و ایمنی در حالی که دیگرمحرک ها حوزه هایی هستند که سازمان باید برای اطمینان از ارتباطات مؤثر و مدیریت و همکاری، تلاش بیشتری انجام دهد (عوامل انگیزشی، زرگران مقدم، ۱۳۹۰). محققــان پنــا[۴۵] (۲۰۰۷) یک مدل جدید به نام”سلســله مراتب اشــتیاق” ابداع کردند که شبیه مدل سلســله مراتب نیازهای مازلو است. در پایین این سلسله مراتب نیازهای اساسی پرداخت و مزایا قراردارد. هنگامی که یک کارمند از این نیازها راضی است به فرصت های توسعه، امکان ترفیع و سپس سبک رهبری توجه می کند که در مدل معرفی شده اســت. در نهایت، هنگامی که همه موارد بالا پایین تر از سطح آرمان و آرزوی کارمند باشد، کارمند به توازن ارزش – معنی در کار توجه می کند که توســط حس ارتباط، داشــتن هدف مشترک و حس معناداری در کار نشــان داده می شود. شکل (۲-۲) سلسله مراتب اشتیاق پنا (۲۰۰۷) را نشان می دهد. معنادرکار فرصت های تفریع و پیشرفت یادگیری وتوسعه افزایش اشتیاق در رهبری، اعتماد و احترام سازمان پرداخت، ساعات کاری، شکل ۲-۲- سلسله مراتب اشتیاق (پنا،۲۰۰۷) این مدل نشــان می دهد که کارکنان در پــی یافتن معنی در کار هســتند. پنا (۲۰۰۷) معناداری در کار را به عنــوان وضعیتی تعریف می کند که یک شــغل از طریق ارزش قائل شــدن بــرای کارکنان، قدردانی، ایجاد حس تعلق و هماهنگی با ســازمان و احساس سهیم بودن در سازمان، تحقق اهداف را برای کارمند به ارمغان می آورد. در این مدل، همان طور که سلســله مراتب به سمت بالا صعود می کند و ســازمان با موفقیت محرک های اشتیاق را برآورده می سازد، کارکنان بالقوه بیشــتری را جذب می کنــد و کارکنان موجــود خود را نیز مشتاق تر می سازد. از نظر ونس[۴۶] (۲۰۰۶) اشــتیاق کارکنان به طور جدایی ناپذیری با اقدامات کارفرما مرتبط اســت. برای روشــن کردن این موضوع که اقدامات کارفرما بر عملکرد و اشــتیاق شــغلی تأثیر می گذارد او یک مدل عملکرد شغلی ارائه داد. بر طبق این مدل، اشتیاق شغلی کارمند نتیجه ویژگی های شــخصی مثل دانش، مهارت هــا، توانایی ها، خلق و خو، نگرش و شــخصیت؛ محتوای ســازمانی شامل رهبری، تنظیم محیط فیزیکی و اجتماعی و شــیوه های منابع انســانی است که مســتقیما بر فرد، فرایند و محتوای اجزای عملکرد شــغلی تاثیر می گذارد (مارکوس، ۲۰۱۰(. اکثر محرک هایی که منجر به اشــتیاق شــغلی می شوند ماهیت غیرمالی دارند؛ بنابراین هر ســازمانی کــه از رهبری متعهد برخوردار است می تواند به سطح مطلوب اشتیاق با صرف هزینه های کم دست پیدا کند. توجه ویژه ای باید به این امر شود که سازمان ها پاداش ها را غیرمالی انتخاب کنند، مخصوصا به طوری‏ که احساس قدردانی افراد و حس تقدیر از آنها را تقویت کنند و همچنین آنها را ترغیب نمایند تا بیشتر خود را به شغل متعهد نمایند (هولکو و همکاران، ۲۰۱۲، به نقل از مقیمی مفرد،۱۳۹۳). این به این معنی نیست که مدیران باید جنبه های مالی کارکنان را نادیده بگیرند. در واقع عملکرد باید با پاداش در ارتباط باشد. همان طور که اشــاره شد هیچ فهرســت قطعی برای محرک های اشــتیاق وجود ندارد. هر یک از مدل هــا و مطالعات تحقیقاتی طیف وســیعی از عوامل مختلف و اهمیت هر یک را در تحریک اشــتیاق کارکنان مورد بحث قرار داده اســت. آنچه می توان نتیجه گرفت این است که ســازمان در درجه اول قدرت نفوذ بر روی طیف وسیعی از عوامــل (قراردادی و خارج از قرارداد) را دارد و کارکنان نیز درجات مختلفی از اهمیت برای هر یک از این عوامل قائلند (پیریایی و همکاران، ۱۳۹۰). ۲-۱-۱-۴- پیشایندها و پیامدهای اشتیاق شغلی اگر چه پژوهش های اندکی در رابطه با عوامل پیش بین اشتیاق کارکنان وجود دارد. مشخص کردن چند پیشایند بالقوه از مدل کان (۱۹۹۰)و ماسلاخ و همکاران (۲۰۰۱) ممکن است. گرچه ممکن است پیشایندها برای اشتیاق شغلی و سازمانی متفاوت باشند، فرض های مساوی برای هردو نوع اشتیاق ارائه شده است. اشتیاق کارکنان، پیامدهای مثبتی برای سازمان دارد.یک توافق عام وجود دارد که بین اشتیاق کارکنان و نتایج رابطه است. به هرحال اشتیاق یک سازه در سطح فردی است و اگر منجر به نتایج تجاری گردد. در ابتدا باید بر بازده های سطح فردی اثر بگذارد. در این راستا می توان انتظار داشت اشتیاق کارکنان با نگرش ها، نیات و رفتارهای کارکنان مرتبط باشد. کان (۱۹۹۰) بیان کرد که اشتیاق هم منجر به بازده های فردی می شود. (یعنی کیفیت کارافراد و تجربیات انجام آن کار برای همان افراد) و هم بازده های سازمانی (یعنی رشد و بهره وری سازمانی). دلایل چندی وجود دارد که انتظار داشته باشیم. اشتیاق به بازده­های کاری مرتبط باشند. تجربه اشتیاق به عنوان تجربه و حالت ذهنی و ارضاگر کاری توصیف شده است. این تجارب مثبت احتمالا منجر به بازده های کاری مثبت می شوند. همان طور که توسط شاوفیلی و باکر(۲۰۱۱) مطرح شده است کارکنان دارای اشتیاق شغلی بالا وابستگی بیشتری به سازمان داشته و تمایل کمتری به ترک آن دارند. برطبق نظریه مبادله اجتماعی، وقتی که فرد و سازمان، به قوانین مبادله ای متعهد می مانند، در نتیجه یک رابطه وفادارانه و قابل اعتماد و تعهد متقابل برقرار خواهد بود. به عبارتی افرادی که به درگیر کردن خودشان ادامه می دهند به علت تداوم مبادلات مطلوب متقابل چنین رفتار می­ کنند و در نتیجه، افراد دارای اشتیاق بالاتر بیشتر احتمال دارد که با کارفرمایشان روابط با کیفیت تر و با اطمینان تری داشته باشند و بنابراین بیشتراحتمال خواهد داشت که نگرش ها و نیات مثبتی نسبت به سازمان را گزارش دهند. به علاوه پند پژوهش تجربی رابطه بین اشتیاق و بازده های کاری را گزارش کرده اند. برای مثال یافت شده که اشتیاق با تعهد سازمانی رابطه مثبت و با قصد ترک رابطه منفی دارد و با عملکرد شغلی و رفتار برون نقش مرتبط است (روکالاینین[۴۷]،۲۰۰۷). ۲-۱-۱-۵- استراتژی های مناسب جهت افزایش اشتیاق شغلی امروزه با توجه به تنوع بالای نیروی کار، یک رویکرد یکسـان، برای اشتیاق شغلی همه کارکنان موفق نخواهد بود. به دلیل گســتردگی دامنه نیازهای کارکنان، توجه به انعطاف پذیری امری ضروری است. کیفیــت روابط بین مدیران و کارکنــان به عنوان یک پیوند حیاتی برای افزایش اشــتیاق شــغلی کارکنان به حســاب می آید. علاوه بر رهبران، مدیران مســتقیم نیز نقش اساسی در افزایش سطح اشتیاق شغلی کارکنان بازی می کنند. تحقیقات نشان می دهد اعتماد مدیران و نیز اعتماد افراد به میل درونی شان به شغل می تواند ابزاری برای افزایش اشتیاق شغلی کارکنان در کارشان باشد. مدیران موظف به شناســایی مؤلفه های کلیدی اشتیاق شــغلی کارکنان و طراحی روش هایی جهت ارزیابی پیشرفت کارکنان در این زمینه می باشند. آنان باید منابع مالی و غیرمالی مورد نیاز برای اجرای برنامه های اشــتیاق شغلی کارکنان را فراهم نمایند و این چنین حمایت خود را در پیاده ســازی اســتراتژی اشتیاق شغلی کارکنان تکمیل نمایند (کوهل و همکاران[۴۸]، ۲۰۰۹). گیبونــز (۲۰۰۶) معتقد اســت که عامل حیاتــی دیگر در افزایش اشتیاق شغلی کارکنان بسترسازی مناسب برای برقراری ارتباط شفاف از طرف رهبران به وسیله نشر اطلاعات صحیح از چشم انداز، اهداف و انتظارات می باشد. زمانی که رهبران فرصت های مداوم برای گفتگوو مباحثه را در سازمان گسترش دهند، این امر منجر به ایجاد اعتماد، بهبود درک کارکنان از کلیت سازمان و ساخت فضای حمایتی از کار تیمی می­ شود. ارتباطات شفاف در سازمان، جریان آزاد دریافت بازخور و ارائه گزارش را در میان کارکنان و مدیران تشویق می کند (زرگران مقدم، ۱۳۹۰). استراتژی اثرگذار دیگر در افزایش اشتیاق شغلی کارکنان، مسطح سازی ساختاری سازمان هاست. ساختارهای ســازمانی کوتاه، استقلال داخلی و پاســخگویی کارکنان را از طریق تعامل بیشتر میان اعضای سازمان افزایــش می­دهد. ســیروتا[۴۹] (۲۰۰۵ ) مؤثرین ساختار برای سازمان را ساختاری می داند که مشتمل بر تیم های خود مدیریتی باشد. او بیان داشته است که سازمان ها برای افزایش و نگهداری ســطح اشتیاق شــغلی کارکنان خود باید بر موقعیت برنده – برنده، اعتماد پایدار، دیدگاه بلندمدت، برتری، شایستگی، تصمیم گیری یکپارچه، ارتباطات باز، نفوذ متقابل، شــناخت، پیگیری و درمان روز به روز و اشتراک مالی متمرکز باشند. یکی از اســتراتژی هایی که می تواند موجب افزایش اشتیاق شغلی شــود، در نظر گرفتن زمان های کافی و مناسبی جهت فراغت افراد از شغل شــان می­باشد. تعهدات شغلی تحت تأثیر تجاربی است که در طول فراغت از کار حاصل می­ شود. تجزیه و تحلیل ها نشان می دهدکه این جدائی فکری و روانی در طول استراحت کوتاه مدت به طور قابل توجهی می ­تواند تغییرات را در اشــتیاق شغلی پیش بینی کند، جداسازی فکری و فیزیکی از تقاضاهای مرتبط با کار به افراد اجازه می­دهد که منابع و نیروهای تقلیل یافته را ترمیم کنند که این ترمیم خــود را در افزایش حالت مثبت در کار ظاهــر می کند. بعد از یک استراحت کوتاه مدت، یک شخص کاملا مشتاق به کار از خود اشتیاق شغلی بیشتری را نشان می دهد نسبت به فردی که اشتیاق کمتری در کار دارد. یعنی فرد کاملا مشتاق به کار خیلی بهتر تمام نیروی به دست آمده اش را صرف کار می کند(به نقل از مقیمی مفرد، ۱۳۹۳). سوننتیج[۵۰] و همکاران (۲۰۰۸) نیز اذعان دارند زمانی که اشــتیاق شــغلی بالا است، جدایی روانی از شغل در طول زمان استراحت بسیار مهم است.به خصوص کارکنان با اشتیاق شغلی بالا نیاز به زمان استراحت دارند تا بتوانند خودشــان را از کار دور کنند. دور شــدن از کار بهتر است با فعالیت ها و مســئولیت هایی باشد که با شــغل فرد مرتبط نباشد. از آنجایی که کارکنان با اشتیاق شغلی بالاسطح پایینی از خستگی ها و ناراحتی ها را تجربه می کنند، همین امر باعث می شود که آنها منابع شناختی و احساسات بیشتری برای رسیدگی کردن به فشارهای موقع کار داشته باشند و همچنین قادر باشند اتفاقات منفی کار را به اتفاقات مثبت کار تبدیل کنند فعالیت اشــخاص از طریق توسعه دادن راهکارهای کاری موفق و همچنین افزایش ســطح انگیزه های درونی و بیرونی افراد می تواند باعث افزایش اشــتیاق آن ها شــود. در این صورت فعالیت اشخاص را باید به عنوان یک منبع برای تعهدات شــغلی دانست. منابع شخصی مثل باور به سودهای شخصی باعث افزایش سطح اشتیاق شغلی فرد می شود. به دنبال تعریف و طرز کار ارائه شده از فعالیت اشخاص، این امر می تواند به عنوان منابع شـخصی برای کاهش تقاضاهای شغلی، رسیدن به اهداف شغلی، و یا رشد اهداف فردی در نظر گرفته شود که تمام این موارد باعث افزایش اشتیاق شغلی کارمندان می­ شود (دیکرز و همکاران، ۲۰۰۹، به نقل از پور عباس،۱۳۸۷). استراتژی های اشتیاق شغلی کارکنان برای سازمان ها با اندازه های مختلف، متفاوت می باشد. مطالعات نشان داده است که سازمان های کوچک در زمینه اشتیاق شغلی کارکنان به مزیت های بزرگی دست یافته اند. افرادی که در ســازمان های کوچک مشغول به کار هستند، نســبت به افرادی که در ســازمان های بزرگ کار می کنند، نگرش بهتری در مورد شغل و رهبران خود دارند (بدلی، ۱۳۸۹). ۲-۱-۱-۶- مزایای افزایش اشتیاق شغلی کارکنان اشــتیاق شــغلی کارکنان منافع بســیاری را به صورت مستقیم و غیرمســتقیم برای ســازمان و افراد در پی دارد این منافع در سطوح متفاوتی از سازمان نمودار می گردد. بعضی منافع فقط در محیط داخلی سازمانی هویدا می گردند؛ در حالی‏که بعضی از منافع تأثیر مستقیمی بر ذی نفعان خارجی سازمان دارند. مزایای داخلی اشتیاق شغلی کارکنان شامل بهبود مدیریت دانش، کاهش غیبــت کارکنان، بهبــود روحیه کارکنــان، افزایش ایمنی، قابلیت اســتفاده بیشتر از داوطلبان داخلی با اســتفاده از برنامه های جانشــین پروری، کاهش جابجایی کارکنان و افزایش انگیزه آنان می باشد مزایای خارجی اشتیاق شغلی کارکنان شامل افزایش بهره وری، افزایش حاشیه سود و درآمد، افزایش سطح وفاداری مشتریان و افزایش توانایی جذب کارکنان با استعداد از خارج از ســازمان با اتکا به شدت کارفرمای برگزیده شده می باشد. اثرات مثبت اشتیاق شغلی کارکنان نه تنها به نفع سازمان، بلکه به نفع تک تک کارکنان می باشــد. این مزایا ممکن است شامل افزایش بهــره وری کارکنان، بالا رفتن نرخ دســتمزد، افزایش عزت نفس و بهبود سلامتی کارکنان باشد. اکسل رود[۵۱] (۲۰۰۲) علاوه بر موافقت با مزایای برشــمرده برای افزایش اشــتیاق شغلی کارکنان، درباره تأثیر پیاده ســازی اشتباه این استراتژی هشدار داده و بیان داشــته است که اگر اشتیاق شغلی کارکنان به صورت ناصحیح و ناقص اجرا گردد، بدبینــی و تردید همچون بیماری فراگیر همه سازمان را در برخواهد گرفت (هاشمی شیخ شبانی و همکاران، ۱۳۹۱). ۲-۱-۱-۷- اشتیاق شغلی؛ معیاری مهم در محیط یکی از مفاهیم روانشناسی مثبت گـرا در حیطه شغل اشتیاق شغلی محسوب مـی شود و در واقع به عنـوان برجسته ترین مفهوم مثبت سازمانی، به ویژه در بین مشاوران سازمانی مطرح است. اشتیاق شغلی به عنوان یک حالت ذهنی مثبت و نیرومند نسبت به شغل تعریف شده است که سه مشخصه اصلی آن نیرومندی، وقف خود و جذب می باشد. کارکنان مشتاق انرژی زیادی دارند، بیشتر درگیر شغل می شوند و شدیداً با شغل خود هم ذات پنداری می کنند طبق پژوهشی که درطی قرن پیش بر روی ۶۰۰ مدیر ارشد اجرایی از کشورهای سراسر دنیا انجام گرفته است، اشتیاق کارکنان یکی از پنج چالش مهم پیش روی مدیران بوده است. پژوهشی در انگلستان نشان می دهد که تنها ۱۷% کارکنان این کشور اشتیاق شغلی نشان دارند. همچنین محققین ایالات متحده دریافته اند که کمتر از نیمی از کارکنان این کشور کاملاً مشتاق به کار هستند و این خلاء اشتیاق با کاهش بهره وری، باعث تحمیل هزینه ای به مبلغ ۳۰۰ ملیارد دلار بر کسب و کار ایالات متحده می گردد. اشتیاق شغلی کارکنان یکی از پنج معیار برای جایزه سالانه سلامت محیط شغلی توسط انجمن روانشناسی امریکا شناخته شده است. برخی از مزایای احتمالی وجود کارکنان مشتاق به شرح زیر است. کارکنان مشتاق در سازمان خواهند ماند، از سازمان و محصولات و خدمات آن دفاع خواهند کرد و در موفقیت کسب و کار سهیم خواهند بود. آن ها عملکرد بهتری داشته و بیشتر برانگیخته خواهند شد. آن ها یک ارتباط عاطفی با سازمان برقرار می کنند. این امر در نگرش آن ها نسبت به مشتریان سازمان، اثر می گذارد و در نتیجه رضایت مشتری و سطوح خدمات ارتقاء می یابد. اشتیاق شغلی باعث ایجاد شوق تعهد و انطباق با استراتژی ها و اهداف سازمان می شود. اعتماد کارکنان را به سازمان افزایش می دهد. اشتیاق شغلی حس وفاداری در یک محیط رقابتی ایجاد می کند. اشتیاق شغلی یک محیط کاری پرانرژی را فراهم می کند. اشتیاق شغلی به رشد کسب و کار کمک می کند. کارکنانی که اشتیاق بالایی دارند فراتر از انتظار کار می کنند. ازجمله عوامل تأثیرگذار بر اشتیاق شغلی بحث سبک های رهبری است، بنابراین در ادامه سبک رهبری اصیل به عنوان جدیدترین سبک را مورد بررسی قرار می دهیم. ۲-۱-۲- رهبری اصیل ۲-۱-۲- ۱- تعاریف رهبری در این جا برخی تعاریف رهبری ارائه می شود. رهبری را این چنین تعریف می کند. «رهبری عبارت است از عمل تاثیرگذاری بر افراد به طوری که از روی میل و علاقه برای هدف های گروهی تلاش کنند». رهبری، قوت اراده رهبر برای تحت تاثیر قراردادن رهروان و برانگیختن اطاعت، احترام، وفاداری و تعاون آن ها است (تری[۵۲]،۱۹۶۰، به نقل از فقهی فرهمند، ۱۳۸۷) رهبری عبارت از نوع خاصی از رابطه قدرت که به وسیله ادراک عضوگروه مشخص می شود مبنی بر اینکه عضو دیگر حق دارد که با توجه به فعالیت وی به عنوان یکی ازاعضای گروه برای او الگوی رفتاری تعیین کند.(فیدلر[۵۳]،۱۹۹۴، به نقل از مؤمنی، ۱۳۹۰) ازنظراستاگدیل[۵۴] (۱۹۸۱) « رهبری فراگرد نفوذ و فعالیت های یک گروه سازمان یافته در جهت تعیین هدف و برآوردآنهاست». برنز(۱۹۷۸) رهبری را این چنین تعریف کرد: « آماده ساختن زیردستان برای اهداف مشخصی که نماینده ارزش ها و انگیزه ها، خواسته ها و نیازها و آنان انتظارات رهبران و زیردستان است» (به نقل از مؤمنی، ۱۳۹۰). شومرهون، هانت واوزبون[۵۵] (۲۰۰۵) رهبری را موردی خاص از تأثیر شخصی فرد بریک گروه با یک فرد می دانند. که آنان را وادار می سازد تا آنچه را که رهبرمی خواهد انجام دهند.به عبارتی رهبری، فرایند نفوذ در فعالیت های یک گروه سازمان یافته در جهت شکل گیری و نیل به اهداف است (به نقل از خلیلی باهر، ۱۳۹۲). ازنظر سرتین[۵۶] (۱۹۹۰) رهبری درواقع صرفا ناشی ازخصوصیات فردی رهبران نیست و نمی تواند باشد. بلکه شامل خصوصیات روابط بین رهبر و پیروان نیز می باشد. پس رهبری نوعی تبادل اجتماعی است. به رغم تعاریف متعددی که از رهبری ارائه شده همه آنها در چند مورد با هم مشترک هستند. الف) رهبری یک فرایند دو جانبه است. فرایند رهبری اقتضا می کند که رهبر هم تأثیرگذار بر بیرون و هم تأثیرپذیر از آن ها باشد. ب) رهبری در داخل یک گروه اتفاق می افتد. رهبری هنراداره کردن خود و دیگران است. ج) رهبری با تغییر آمیخته است رهبری شامل تأثیرگذاران و تغییر دادن گروهی از افراد که هدف عمومی مشترکی دارند، می شود (به نقل از فقهی فرهمند، ۱۳۸۷). ۲-۱-۲-۲- رویکردها وتئوری های سنتی ونوین رهبری رویکردها و تئوری های رهبری برای معرفی روش های جدیدی از تفکر شکل گرفته اند که می ­تواند کمکی باشد به محققان در تمرکز برحوزه های مساله دار، کمک در امر تصمیم گیری و مبنایی برای پیش بینی موقعیت هایی که ممکن است مورد استفاده رهبران قرار گیرد (هوی و میسکل[۵۷]، ۲۰۰۸). جدول شماره ۲-۱:رویکردها وتئوری های سنتی رهبری ومؤلفه ها ی آن رویکرد ارائه دهنده سال ارائه مولفه ها و ویژگی ها صفات مشخصه رهبری[۵۸] استاگدبل و هوس[۵۹] ۱۹۰۴ تاکید برخصوصیات ونگرش های رهبران؛ اعتقاد به ذاتی بودن امر رهبری و توانایی ها و ویژگی های آن. رفتار رهبری[۶۰] محققان دانشگاه های آیووا[۶۱]، اوهایو[۶۲]، میشیگان، مک گریگور[۶۳] ۱۹۷۳ تعیین سبک وروش رهبران و شیوه آنان در برخورد با زیردستان، تاکید بر رفتار رهبری؛ ارتباط بین سبک رهبری باقدرت و تمایل زیردستان به پیروی کردن؛ اکتسابی بودن رهبری؛ آموزش افراد درجهت تربیت آنان برای رهبرشدن. رهبری اقتضایی[۶۴] فیدلر[۶۵] ۱۹۶۷ عملکرد رهبرمتاثراست از میزان کنترل و میزان نفوذ وی ؛ تاکید بر جو محیطی و شرایط گروه؛ تاکید برساختار و موقعیت گروه؛ تاکید بر قدرت ناشی از پست و مقام رهبر. مسیر – هدف[۶۶] ایوانز[۶۷] هاوس ومیشل[۶۸] ۱۹۷۰-۱۹۷۴ تاکید بر تطبیق رفتارهای رهبر با اقتضائات وضعیتی (شامل ویژگی های کارکنان و ویژگی های محیط کاری)؛ چگونگی نفوذ رهبر بر برداشت های زیردستان از هدف های کاری وشخصی وارتباط میان این دودسته هدف های کاری و شخصی در راستای اثرگذاری بررضایت خاطر کارکنان؛ پذیرش رهبر به وسیله زیردستان وانگیزش برای عملکرد کاری. رهبری فرمند (کاریزماتیک)[۶۹] وبر[۷۰] – هاوس ۱۹۴۷-۱۹۷۷ تاکید بر رفتار نمادین رهبر؛ پیام های الهام بخش و رویایی؛ ارتباطات غیرکلامی؛ گرایش به ارزش های ایدئولوژیک، تحریک فکری پیروان توسط رهبر؛ ایجاد تغییر در پیروان خود به واسطه تغییر در اهداف، ارزش ها، نیازها، عقاید و آرزوهای آنان. رهبری مشارکتی[۷۱] وروم ویتون[۷۲] ۱۹۷۳ بیانگررابطه میان رفتاررهبر- زیردستان و میزان مشارکت افراد در تصمیم گیری باتوجه به شرایط مختلف وتوجه به نتایج عملکرد؛ ارائه قوانین درراستای تعیین استراتژی ویژه؛ رعایت مجموعه قوانین ومقررات؛ توجه به شرایط مختلف محیطی. رهبری وضعیتی هرسی وبلانچارد[۷۳] ۱۹۷۷ درجه کارآیی و اثربخشی هرسبک خاص از رهبری منوط است به وجود اوضاع مناسب با آن؛ انتخاب سبکی سازگار با موقعیت در یک زمان معین. رهبری تمام عیار[۷۴] باس وآوولیو[۷۵] ۱۹۹۳ الگویی مبتنی بر یک مدل سلسله مراتبی؛ قرارگرفتن کارکرهای رهبری برروی یک دامنه ازفعالیت های منفعل، غیرموثرتافعال؛ در برگیرنده سه نوع سبک رهبری تعامل گرا،تحول گرا وانفعالی / اجتنابی وشامل سه پیامدرفتاری: تلاش بسیار، رهبری اثربخش و رضایت، تبیین بهتر فرایندهای رهبری؛ دیدن اشتباهات و تحریفات توسط رهبر؛ اثربخشی رهبری آن است که به طور منظم هم ازرفتارهای رهبری تحول گرا (نفوذآرمانی، ملاحظات فردی، انگیزش الهام بخش، تحریک ذهنی) و هم ازپاداش مشروط رهبری تعامل گرا استفاده کند. رهبری راهبردی تایلور ۱۹۶۰ اثرگذاری رهبر برموقعیت مطلوب سازمان وفرهنگ سازمانی؛ تصمیم گیری پر بعد و پر برآیند؛ تصمیمات جهت دار، بلندمدت و بنیادی؛ سازواری سیستم ازطریق توسعه یادگیری سازمانی، نفوذ در حلقه های سازنده و ساختار تعاملی سازمان؛ فراهم کردن زمینه نفوذ بیشتر از طریق اعتمادسازی وتوسعه سرمایه اجتماعی در درون و برون سیستم و توسعه پتانسیل انگیزشی؛ هدایت از طریق سیاست گذاری واجماع برسر محیط جهانی پیچیده، مبهم، غیر قابل اطمینان و فرار؛ تخصص بهینه منابع؛ در نظرگرفتن کلیه تمایلات، تفاوت های شخصیتی، برنامه ها، ذی نفعان سازمان و فرهنگ های مختلف. رهبری خدمت گزار گرین لیف[۷۶] ۱۹۷۷ برابری رهبر با زیردستان در راستای هدایت آنان؛ برابری تمام اعضای سازمان در حقوق، اطلاعات و چشم اندازهای سازمان؛ نقش رهبر به عنوان تسهیل گر در شکل گیری گروه درسازمان. رهبری تحول گرا برنز باس[۷۷] ۱۹۷۸-۱۹۸۵ تاکید برخصوصیات اخلاقی و ایده آل های متعالی مانند آزادگی، عدالت، برابری، صلح و انسانیت؛ برانگیختن زیردستان به منظور تلاش بیشتر درجهت دستیابی به اهداف سازمان؛ ارتقای سطح آگاهی زیردستان از اهمیت و ارزش نتایج مشخص؛ واداشتن زیردستان به فراتر رفتن ازمنافع فردی به خاطر تیم،سازمان و نظام؛ ارتقای سطوح نیازهای زیردستان به نیازهای مرتبه بالاتر؛ تاکید بر نفوذ آرمانی، انگیزش الهام بخش، تحریک عقلانی، ملاحظات فردی. رهبری اصیل مؤسسه رهبری گالوپ ۲۰۰۴ تمرکز بر خود کنترلی وخودآگاهی رهبر و پیروان؛ نقش تعدیل گر مثبت سازمانی و تأکید بر عمل. رهبری معنوی براون وتروینو ۲۰۰۶ تأکید بر ارزش ها، عقاید و رفتارهای افراد ودادن انگیزه به آن ها. منابع این جدول: نقل از جعفری، ۱۳۹۱ : ۱۴-۱۷٫ موضوع رهبری یکی ازموضوعات بسیار مهم مباحث مربوط به علم رفتار سازمانی می باشدکه البته از دیرباز و از زمان انسان های اولیه به انحاء مختلف مطرح و مورد عمل قرار گرفته است. درحدود یک صد سال اخیر که نظریات سیستمی در خصوص سازمان ها شکل گرفته است، موضوع رهبری سازمان نیز از موضوعات مهم و قابل توجه بوده که مباحث مختلف وتحقیقات و پژوهش های انجام شده در زمینه رهبری منجر به پیدایش رویکردها وتئوری ها ی سنتی و نوین رهبری را با ذکر مولفه های مهم آنها نشان می دهند. ۲-۱-۲-۳- رهبری خدمت گزار برای نخستین بارگرین لیف، به عنوان اندیشمند مدیریتی، مفهوم خدمت گزار را درمقاله خود با عنوان خادم به مثابه رهبر، و یک کتاب بعدی خود که مقاله رهبری خدمت گزار: سفری به سوی ماهیت قدرت مشروع و بزرگی رادرخودداشت مطرح کرد. بنا براعتقاد گرین لیف و همکاران و همفکران او، رهبری خدمت گزار ریشه در فراهم کردن خدمت به دیگران دارد و این خدمت از احساس طبیعی، یا تمایل به خدمت او سرچشمه می گیرد (سسیک،۲۰۰۰ ؛ باس[۷۸]،۲۰۰۰). همچنین، اعتقاد براین است که برخلاف بیشتر مدل های رهبری که در کار مشاهده می شود، سپس درقالب های رفتاری تبیین می شود. رهبری خدمت گزار از درون رهبر می جوشد و از اصول، ارزش ها و عقاید او سرچشمه می گیرد (اینگرام[۷۹]،۷ ،۲۰۰۳، به نقل از فقهی فرهمند، ۱۳۸۷). رهبر از طریق خدمت به دیگران است که می خواهد به اهداف برسد. انگیزش و رفتار رهبری خدمت گزار منحصرا از اصول، ارزش ها و عقاید شخصی وی حاصل می شود.. ۲-۱-۲-۴- رهبری اصیل: پاسخی به چالش ها و ابهامات نظریه خدمت گزار نظریه رهبری خدمت گزار نواقص و نارسایی هایی دارد و این نواقص و نارسایی ها ضرورت ارائه نظریه ای جدید را نشان می دهد. این نظریه جدید نظریه رهبری اصیل است. اندیشمندان آن، آوولیو و گاردنر، با پژوهش بر نظریه های پیشین به خصوص نظریه رهبری خدمت گزار تلاش داشته اند نظریه ای رضایت بخش برای جامعه علمی و مدیران سازمانی ارائه کنند. ۲-۱-۲-۵- پیشینه و خاستگاه رهبری اصیل ریشه مفهوم اصالت به فلسفه یونان باز می گردد (آوولیو وگاردنر، ۲۰۰۵) و معنای آن «با خود صادق بودن[۸۰]» است (آوولیو وگاردنر، ۲۰۰۵؛ ایلیس و همکاران،۲۰۰۵؛ ایکلی، ۲۰۰۵). منشا این بحث به مسائل فلسفی وروانشناسی مربوط می شود (آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵؛ ایلیس و همکاران، ۲۰۰۵). دو روانشناس انسان گرا، کارل راجرز ومازلو، به مباحث مربوط به اصالت بیشتر پرداخته اند. راجرز ومازلو بر انسان های خود واقع گرا[۸۱] یا کاملا عمل گرا توجه دارند؛ بنابر تعریف این دو، انسان های خود واقع گرا با ماهیت طبیعی خود سازگار هستند و به طورواضح و صحیح، خود و زندگی خود را می­بینند (به نقل از آوولیوو گاردنر،۲۰۰۵). مازلو معتقد است که انسان های خود واقع گرا دارای عقاید محکم اخلاقی هستند (مازلو،۱۹۷۱، ص ۴۳۶). این ایده های روانشناسی انسان گرایانه اندیشه هایی را برای ظهور ایده توسعه رهبری اصیل ایجاد کرد. ۲-۱-۲-۶- رهبری اصیل و توسعه رهبری اصیل[۸۲] جامعه شناسی و آموزش از اولین حوزه هایی بود که مفهوم «اصالت» در رهبری را به کار بردند. همچنین، جامعه شناسی به نام سیمن[۸۳] مقیاسی را برای اندازه گیری اصالت و عدم اصالت تهیه کرد (برومباگ[۸۴]، ۱۹۷۱). با چند سال تاخیر، هندرسون و هوی[۸۵] در سال ۱۹۸۳ساخت «اصالت» را در رهبری آموزشی به کار بردند و مقیاس سیمن را با تعدیل هایی به کار گرفتند. با افزایش توجه به دیدگاه های مثبت روانشناسی و اخلاقی در رهبری سازمانی، این مفهوم درسازمان ها نیز به کار گرفته شد. پژوهش های گسترده در مورد دیدگاه های مثبت روانشناسی نشان می دهند که پدیده های (اخلاقی) مثبت سازمانی که به رفاه روانشناسی (کارکنان) منجرمی شود گسترش یافته است. این پدیده متفاوت از مطالعات سنتی است که در پی تنها یک حالت یعنی بهترین شرایط انسانی بودند (کامرون، داتون و کوین، ۲۰۰۳، ص۴، به نقل از مؤمنی،۱۳۹۰). این حوزه نوظهور و بافت مناظره آشکار درباره اهمیت ویژگی های مثبت عملکرد انسانی همانند تجربه احساسات مثبت، اعتماد به نفس، امیدواری و توفیق به رفاه اجتماعی و روانشناسی گسترش یافته است. در این حوزه و بافت، بحث های نظری اخیر در مورد پایه های اخلاقی و انسانی رهبری سازمانی شکل گرفت و رویکردهای رهبری (با دیدگاه های اخلاقی) مثبت به وجود آمدند (لوتانز و آوولیو،۲۰۰۸ ، می و همکاران،۲۰۱۱). نتیجه این تلاش های موزون و هم راستا مفهوم رهبری اصیل است که بنا به اعتقادی، مفهوم ریشه ای برای رویکردهای رهبری (بادیدگاه های اخلاقی) مثبت همانند رهبری کاریزما، اخلاقی و تحول گرا و خدمت گزار است (آوولیو و گاردنر،۲۰۰۵) ریشه های مفهومی رهبری اصیل با تعریف متداول امروزی آن را می توان در کار لوتانز و آوولیو یافت. این دو پژوهشگر به هنگام تحقیق در مورد توسعه رهبری اصیل بر روانشناسی مثبت و دیدگاه های مثبت تاکید داشتند. پژوهش های بعدی وارد حوزه سازمانی شد. از جمله کامل ترین تعریفی که از رهبری اصیل در سازمان ارائه شد، تحقیق آوولیو، لوتانزو والومبوآ[۸۶] است. این سه محقق (۲۰۰۴، ص۴) رهبر اصیل را این چنین تعریف می­ کنند: رهبر اصیل آگاهی عمیقی نسبت به طرز تفکر و رفتار خود دارد و از ارزش­ها دیدگاه­ های اخلاقی، دانش و نقاط قوت خود و دیگران آگاه است؛ از بافتی که در آن فعالیت می­ کنند آگاه است؛ و اعتماد به نفس دارد، امیدوار، خوش بین و انعطاف پذیر است و خصوصیات اخلاقی بسیار خوبی دارد. در ادامه پژوهشگران تلاش کردند تا تعریف اصیل را ارتقاء دهند. اما در نهایت همین تعریف مبنای نظریه رهبری اصیل قرار گرفت. در تعریف رهبری اصیل تلاش شده است تا این ساخت چند بعدی و چند سطحی باشد؛ به این معنا که عناصر حوزه های متفاوت را همچون ویژگی­های درونی، حالت ها، رفتارها، بافت ها و ویژگی ها داشته باشد. همچنین، سطح های متفاوت را – سطح فردی، تیمی و سازمانی- شامل شود (آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵؛ یا مارینو و همکاران، ۲۰۰۸). به دلیل درنظرگرفتن چند بعد و چند سطح این است که اندیشمندان سعی داشته اند تعریفی جامع وکامل ارائه دهند که پیچیدگی های پدیده را در بر گیرد (آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵؛ یا مارینو و همکاران، ۲۰۰۸) همانند بافتی که رهبری اصیل درآن فعالیت دارد (باس، ۱۹۹۰؛ راست[۸۷]، ۱۹۹۱؛ یوکل[۸۸]، ۲۰۰۲). زیرا معتقد بودند که رهبری اصیل در بافت سازمانی بسیار متعالی به وجود می آید و رشد می کند (آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵؛ ایلیس و همکاران، ۲۰۰۵). لازم به ذکراست آنچه به عنوان هسته رهبری اصیل مورد توجه است خودآگاهی و خودتنظیمی متمرکز باشد (آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵؛ ایلیس و همکاران، ۲۰۰۵). شمیرو ایلام (۲۰۰۵) نیز رهبری اصیل را تا حدودی به طورمشابه تعریف کردند؛ نکته جالب در تعریف آنان تأکید این دو اندیشمند بر بداعت رهبر است به این معنا که رهبر اصیل کپی رهبران پیشین نیست، دیدگاه های فردی خاص خود را دارد و بر ارزش های خود پایبند است. اما آوولیو و گاردنر بر دیدگاه های اخلاقی تأکید بیشتری دارند (آوولیو و گاردنر،۲۰۰۵، ص۳۲۲-۳۲۳). شمیرو ایلام (۲۰۰۵) و گاردنر و همکاران (۲۰۰۵) به هنگام بحث در مورد خودآگاهی و خودتنظیمی کارکنان، بر فرایندهای درونی کارکنان تأکید دارند اما آوولیو و گاردنر (۲۰۰۵) معتقدند که خودآگاهی و خودتنظیمی رهبراست که تعیین کننده عناصر خودآگاهی و خودتنظیمی کارکنان است. به عبارت دیگر، خودآگاهی و خودتنظیمی کارکنان را وابسته به شخصیت و حالت ها و رفتارهای رهبر می دانند. نکته دیگردر مورد تمایز دیدگاه شمیر و ایلام با دیدگاه آوولیو و گاردنر این است که شمیر و ایلام به بحث توسعه رهبران اصیل می ­پردازد اما تمرکز بیشتر آوولیو وگاردنر بر توسعه رهبری اصیل است و معتقد هستند کار ایشان مشکل تر است زیرا بحث توسعه رهبری اصیل شامل توسعه روابط اصیل بین رهبران وکارکنان است که فرایندهای پیچیده ای را در بر می گیرد. نکته مهم دیگر این است که با یک برنامه آموزشی نمی توان به فرایند توسعه رهبری اصیل دست یافت؛ اندیشمندان این حوزه معتقد هستند که این برنامه گسترده تر از یک برنامه آموزشی است، و به کل برنامه زندگی فرد مربوط است (آوولیو، ۲۰۰۵، آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵؛ شمیر و ایلام، ۲۰۰۵). در ادامه به تبیین نظریه رهبری اصیل از دیدگاه آوولیو و گاردنر می پردازیم. از مباحث فوق این نتیجه به دست می آید که تعاریف متفاوتی برای اصالت رهبرعنوان شده است اما تعریف آوولیو و همکاران اساس تعریف رهبراصیل قرارگرفته است. همچنین، آوولیو و گاردنر بحث نظریه رهبری اصیل را برای نخستین بار مطرح کرده اند. این دو پژوهشگر بر خلاف دیگر پژوهشگران این حوزه، بر بحث «وجود» یعنی ابعاد خودآگاهی و خودتنظیمی متمرکز شده اند و همان طور که دربخش نقد درونی رهبری خدمت گزار عنوان شد، «وجود» علت اصلی رفتارهای انسان و متعاقبا رهبر است. همچنین، رهبری را فراتر از بحث رشد و تعالی خود رهبر می دانند و روابط رهبر اصیل و پیروان او را نیز مدنظر قرارداده اند. ۲-۱-۲-۷- نظریه رهبری اصیل با بحران اخلاق در مدیریت، ضرورت طرح نظریه ای جدید مطرح شده است که بتواند معضلات مدیریت را بر طرف کند. بر این اساس، در سال ۲۰۰۴، نظریه رهبری اصیل دریک کار تیمی توسط آوولیو و گاردنر در مؤسسه رهبری گالوپ [۸۹] ازدانشگاه نبراسکا- لینکولن مطرح شد. پس ازتحقیق بر ۸۰ مقاله در مورد رهبری و بررسی نقاط قوت وضعف آن ها، نظریه رهبری اصیل مطرح شد و در اختیار پژوهشگران و کارشناسان و مدیران قرار گرفت. تمایز اصلی این نظریه با دیگر نظریه های اخیر در زمینه رهبری این است که این نظریه برچالش جوامع امروزی یعنی مسائل اخلاقی، عدم اطمینان و تغییرهای پیوسته تمرکز کرده است. همچنین، تئوری رهبری اصیل کلی تراست و برپایه یک کارمیدانی قراردارد (آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵، ص ۳۱۶؛ تور و آفوری[۹۰]، ۲۰۰۸؛ یامارینو[۹۱] و همکاران، ۲۰۰۸). ارزش های فی نفسه برتر[۹۲] (یعنی ارزش های جهان شمول همانند عدالت اجتماعی، برابری، روشن فکری، ارزش های نیک خواهی همانند صداقت، وفاداری، مسئولیت پذیری) و عواطف مثبت معطوف به دیگران[۹۳] (یعنی سپاسگزاری، حسن نیت، قدردانی و توجه به دیگران ) نقش اساسی را در ظهور و رشد نظریه رهبری اصیل ایفا می کنند (آوولیو و گاردنر،۲۰۰۵، ص۳۱۸). ۲-۱-۲-۸- مؤلفه های رهبری اصیل ۱- خودآگاهی: این مؤلفه به عنوان آگاهی یا اعتماد به شخصیت، ارزش ها، انگیزه ها، احساسات و ادراکات شخصی آنها تعریف می شود. رهبران خودآگاه، ضعف ها و قوت های خود را می شناسند، می­دانند که چگونه رفتارشان، دیگران را تحت تاثیر قرار می دهد، خودشان را می شناسند و می دانند خواهان چه هستند. ۲- جنبه اخلاقی درونی شده: بیان کننده یک فرایند خود کنترلی است که به موجب آن رهبران، ارزش­هایشان را با اهداف و فعالیتهایشان تطبیق می دهند. رهبران اصیل در مقابل فشارهای خارجی که بر خلاف استانداردهای اخلاقیشان است از طریق فرایند کنترل درونی مقاومت می کنند. ۳- پردازش متوازن: میزانی است که در آن رهبر، اطلاعات را قبل از تصمیم گیری تحلیل می کند و خواستار دیدگاه هایی ازسوی پیروان است که موضع گیری های او را مورد چالش قرار می دهد. در واقع رهبران اصیل توانایی شنیدن، تفسیرکردن و پردازش اطلاعات مثبت و منفی را قبل از تصمیم گیری و اتخاذ هر اقدامی دارند. ۴- شفافیت رابطه­ای: میزانی است که رهبر اصالت خود را به دیگران نشان می دهد، اطلاعات را با دیگران تسهیم می کند وافکارو احساسات واقعی خود را ابراز می کند. یک رهبر اصیل باید به انتقال این اطلاعات در یک حالت باز و صادق به دیگران از طریق خود افشاسازی حقیقی بپردازد. (میرمحمدی، رحیمیان، جلالی خان آبادی، ۱۳۹۱). ۲-۱-۲-۹- اجزای رهبری اصیل آوولیو و گاردنر با تکیه برعلم تجربی «خود» و متعاقب آن فرایند توسعه فردی (رهبر و کارکنان) را شناسایی و تبیین کرده اند. این دو محقق با پژوهش بر ۸۰ مقاله رهبری مشابه، متغییرهای تجربی را برای شناسایی فرایند توسعه فردی ارائه کرده اند (آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵). همچنین، بنا بر اعتقاد آوولیو و گاردنر، تحقق فرایند توسعه فردی نیازمند پشتوانه های اخلاقی است تا از هرگونه انحراف و نقصانی جلوگیری شود و آن ها را تحت عنوان “سرمایه های مثبت روانشناسی” و “دیدگاه های مثبت اخلاقی ” معرفی می­ کنند (آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵). از این رو، با تکیه بر علم تجربی و پشتوانه های اخلاقی، فرایند توسعه فردی رهبرشکل می گیرد: درون رهبر ارزش­های فطری متعالی وجود دارد (که همان سرمایه مثبت روانشناسی رهبر و دیدگاه های مثبت اخلاقی است) و رشد و تعالی یافته است (می و همکاران، ۲۰۱۱؛ آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵؛ ایگلی، ۲۰۰۵؛ براون و تروینو، ۲۰۰۶). رهبر با شناخت این ارزش ها و با پشتوانه آن ها، خود را می شناسد که به آن خودآگاهی می گویند (آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵؛ ایگلی، ۲۰۰۵؛ براون و تروینو، ۲۰۰۶) و بر اساس آن، معیارهای درونی را برای تنظیم رفتار خود تعریف و تبیین می کند و این امرخود تنظیمی نام دارد (آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵؛ شمیر و ایلام، ۲۰۰۵؛ تور و آفوری، ۲۰۰۸). سپس با تکیه بر این دو بعد، رفتار و فرآیندهای رهبری را شکل می دهد و اجرا می کند (آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵؛ ایگلی، ۲۰۰۵؛ براون و تروینو، ۲۰۰۶ و تور و آفوری، ۲۰۰۸). بر این اساس، رهبر الگویی متعالی و رشد یافته برای پیروان است و پیروان برای رشد و تعالی درفرآیند توسعه فردی خویش و متعاقب آن عملکرد خود باید به او اقتدا کنند (آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵؛ ایگلی، ۲۰۰۵؛ براون و تروینو، ۲۰۰۶). این ارتباط و وابستگی بین رشد و تعالی رهبر و پیروان برای نخستین بار در نظریه رهبری اصیل عنوان شده است. در نهایت نیز نظریه رهبری اصیل عنوان می کند که چنین رهبر و کارکنانی سازمان را به عملکردی پایدار و بدون نقص می رسانند که فراتر از هر انتظاری است. از توضیحات فوق، مشخص می شود که این نظریه بر ارزش ها و عناصراخلاقی توجه فراوان دارد. همچنین پایه نظریه رهبری اصیل «رهبر» است؛ در نظریه رهبری اصیل پایه و اساس رفتار رهبر «خود» رهبر است. به عبارت دیگر، هسته رهبری اصیل خود آگاهی و خودتنظیمی رهبر است (آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵؛ ایگلی، ۲۰۰۵؛ براون و تروینو، ۲۰۰۶). در ادامه هر یک از عناصر به طور مجزا توضیح داده می شود: ۱- سرمایه مثبت روانشناسی[۹۴] آوولیو و گاردنر عنوان می کنند که سرمایه مثبت روانشناسی حالت های مثبت روانشناسی همانند اعتماد به نفس، امیدواری، خوش بینی و انعطاف پذیری هستند که درون فرد به طور ذاتی وفطری وجود دارند (آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵). این ویژگی ها منابع فردی در رهبری اصیل هستند. زمانی که با بافت مثبت سازمانی همراه می شوند، رفتارهای خودآگاهی و رفتارهای خود تنظیمی را رشد و بهبود می دهند (این صفات ارزش های فی نفسه برترهستند که همان طورکه در بخش قبل ذکر شد، در ذات انسان وجود دارند). سرمایه های روانشناسی نقش اساسی در توسعه و رشد افراد، تیم ها و جوامع دارند (لوتانز، ۲۰۰۲، ۲۰۰۲؛ لوتانز و آوولیو، ۲۰۰۳؛ سلیگمن[۹۵]، ۲۰۰۲؛ سلیگمن، سیکزنتمیهالی[۹۶]، ۲۰۰۰؛ اسنایدر و لوپز[۹۷]، ۲۰۰۲؛ به نقل از آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵). ۲- دیدگاه مثبت اخلاقی[۹۸] عامل مهم دیگر در رهبری اصیل دیدگاه مثبت اخلاقی است (لوتانز و آوولیو، ۲۰۰۳؛ می و همکاران، ۲۰۰۳). دیدگاه، مثبت اخلاقی[۹۹] می شود و رهبر باید این عوامل اخلاقی را داشته باشد تا بتواند رهبری اصیل باشد. بنابر دیدگاه آوولیو و گاردنر، این دیدگاه نیز همانند سرمایه های روانشناسی ذاتی و فطری هستند. این عوامل سرمایه های اخلاقی رهبر اصیل هستند و در فرایند تصمیم گیری به رهبرکمک می کنند تا به تصمیم های واضح و اخلاقی توفیق یابد همانند شجاعت، انعطاف پذیری و تأثیر گذاری. این نکته قابل ذکر است که ظرفیت های اخلاقی و روانشناسی مدنظر است که عملیاتی باشند تا بتوانند در فرایند تصمیم گیری به رهبر اصیل کمک کنند(این صفات عواطف مثبت معطوف به دیگران هستند). بنا به اعتقاد آوولیو و گاردنر (۲۰۰۵)، این دو بعد ویژگی های ذاتی و درونی رهبری اصیل هستند که به دیگر ابعاد رهبری اصیل منتهی می شوند. ۳- خودآگاهی رهبر[۱۰۰] پایه رهبری اصیل و نقطه شروع رهبری اصیل خود آگاهی است (ایلیز و همکاران، ۲۰۰۵؛ شمیر و ایلام، ۲۰۰۵) خودآگاهی یعنی آگاهی از وجود خود[۱۰۱] و آن وجود داخل بافتی شکل می گیرد که در آن برای مدتی آن «خود» کار و فعالیت می کند. خودآگاهی فرآیندی نوظهور[۱۰۲] است که فرد پیوسته استعدادها، توانمندی ها، اهداف و.. را درک می کند. مؤلفه های خودآگاهی عبارتند از: ارزش ها[۱۰۳] شناخت در مورد هویت[۱۰۴] عواطف[۱۰۵] اهداف / انگیزه ها[۱۰۶] تاکنون تمرکز بیشتر بر ارزش ها، شناخت ها و عواطف بوده است زیرا در ادبیات نظری تعریف بیشتری در مورد این مؤلفه ها وجود دارد. ۴- خودتنظیمی رهبر[۱۰۷] در رهبری اصیل خودتنظیمی این گونه تعریف می شود: خودتنظیمی فرآیندی است که از طریق آن رهبران اصیل ارزش های خود را با اهداف و عملکردهایشان تنظیم می کنند. به طور دقیق تر، در فرایند خود تنظیمی، رهبران خودهای اصیل خود را به زیردستان خود منتقل می کنند. در رهبری اصیل توفیق به این فرایند ملزم به داشتن شرایط زیراست (استاجکویک و لوتانز[۱۰۸] ،۱۹۹۸، به نقل از آوولیو و همکاران، ۲۰۰۵). تنظیم استانداردهای درونی/ از درون هدایت شده (که به صورت فرموله شده و تدوین شده (درون فرد) وجود دارند یا به وجود می آیند). ارزیابی اختلاف بین استانداردها و نتایج واقعی یا مورد انتظار. مشخص کردن فعالیت های برنامه ریزی شده و مورد نظر برای بر طرف کردن اختلاف ها. برای محقق شدن خود تنظیمی دو شرط بیان شده است (دسی و رایان، ۲۰۰۰، به نقل از آوولیو و همکاران، ۲۰۰۵ ). اصالت[۱۰۹]در رهبری زمانی محقق می شودکه فرآیندهای تنظیمی از درون هدایت شوند نه از طریق استانداردها و فرآیندهای بیرونی. اصالت رهبری شامل فرایند غیرمتعصبانه[۱۱۰]و متعادل[۱۱۱] ، اصالت و وضوح (صراحت) ارتباطی[۱۱۲] و رفتارهای اصیل است. ۵- رفتارها/ فرآیندهای رهبر منظور رفتارها و فرآیندهایی از طریق آن ها رهبر بر پیروان خود تأثیر می گذارد. به عبارت دیگر، رفتارهایی است که رهبر را به عنوان الگو برای زیردستان معرفی می کند. رفتارهای زیر به عنوان رفتارهای اصیل برای رهبری پیشنهاد شده است: فرآیندهای شناسایی اجتماعی و فردی رهبر که به وسیله آن زیردستان با رهبران اصیل و ارزش های آن ها آشنا می شوند (گاردنر و همکاران، ۲۰۰۴؛ آوولیو و همکاران، ۲۰۰۴؛ گاردنر، ۲۰۰۵و ایلیز و همکاران، ۲۰۰۵؛ به نقل از آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵)، مدل سازی مثبت (شامل فرایند خودآگاهی و خودتنظیمی، حالت های مثبت روانشناسی و یا دیدگاه مثبت اخلاقی است) که مکانیزمی اساسی است که به وسیله آن رهبران اصیل زیردستان خود را تحت تأثیر قرارمی دهند و آن هارا رشد می دهند، افکار عاطفی و تعاملات مثبت اجتماعی که رهبران اصیل بین خود و زیردستان ایجاد می کنند. آوولیو و گاردنر معتقد هستند که اگراین عوامل وجود نداشته باشند تنها چیزی که باقی می ماند نقش های اصیل و زیردستان است نه خود واقعی آن ها. در نهایت، تمام این پنج فرایند، رهبری را به رهبری اصیل تبدیل می کند. اما تفاوتی که این نظریه با نظریه های پیشین خود دارد توجه به پیروان رهبر و بافت و شرایط محیطی است. درادامه به این مباحث می پردازیم: خودآگاهی و خودتنظیمی پیروان ارزش ها، هویت و عواطف خود را می شناسند و رفتارشان را تنظیم می کنندو به اهدافی توفیق می یابند که مدنظر و موافق با اهداف رهبران ایشان است. از این رو انتظار می رود که پیروان عقاید و باورهای مورد حمایت رهبررا درونی کنند. این نظریه مطرح می کند که خود واقعی و ممکن پیروان در این صورت رشد و بهبود می یابد (آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵). بافت سازمانی ازآن جایی که تمام تعاملات رهبری در بافتی پویا و نوظهور رخ می دهد[۱۱۳]، مهم است که پژوهشگران بافت را در پیش بینی های اثربخشی و توسعه رهبری، در نظر بگیرند (آوولیو، ۲۰۰۵؛ دی[۱۱۴]، ۲۰۰۰؛ هاوس و آدیتا[۱۱۵]؛ ۱۹۹۷؛ لاندن[۱۱۶]، ۲۰۰۲؛ به نقل از آوولیو و گاردنر،۲۰۰۵). با در نظر گرفتن بافت سازمانی به عنوان نقش تعدیل گر در ارتباط عملکرد و رهبری اصیل (گاردنر و همکاران، ۲۰۰۵؛ لوتانز و آوولیو، ۲۰۰۳؛ به نقل از آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵)، این فرصت فراهم می شود تا رهبری اصیل دربافت پایدار و منسجم شود (بافت از دیدگاه آوولیو و گاردنر (محیط و شرایط) متنوع است که حاصل ناآرامی، عدم اطمینان و چالش می باشد). این شرایط می تواند رهبری اصیل خلق کند. بافت چهار مؤلفه دارد: عدم اطمینان، فراگیری، اخلاق و پایه های مثبت. (به این معنا که در محیط اصیل، جو/ فرهنگی فراگیر در شرایطی بدون اطمینان وجود دارد که بر اصول اخلاقی و مثبت پایه گذاری می شود) (آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵). این شرایط مستقیما به خودآگاهی رهبر و زیردستان او بر می گردد. برای رهبری اصیل و ایجاد اصالت، نیازمند محیطی هستیم که درآن دستیابی به اطلاعات، منابع و حمایت و فرصت برابر یادگیری برای همه فراهم باشد و رهبران و کارکنان را توانمندو توانا سازد تا کارهای خود را با اثربخشی بیشتری انجام دهند. برای این منظور، رهبراصیل باید جو سازمانی کاملی را بهبود و ارتقاء دهد که خود و زیردستان اوپیوسته رشد و تعالی یابند(گاردنر و همکاران، ۲۰۰۵؛ لوتانز و آوولیو، ۲۰۰۳؛ به نقل از آوولیووگاردنر، ۲۰۰۵). این بعد نیز به نوبه خود قطعا متأثر از بافت محیطی دیگری نسبت به آن است که برای ظهور بحث رهبراصیل وتوسعه رهبری اصیل قضیه­ای مقدم و اساسی فرض می شود (منظور شرایط جامعه و دنیا است که حاکم بر سازمان ها و انسان ها می باشد). هدف نظریه رهبری اصیل: عملکردی پایدار و تمام عیار و فراتر از انتظارات هدف نظریه رهبری اصیل دستیابی به عملکرد پایدار و تمام عیار وفراتراز انتظارات[۱۱۷] و رشد عملکرد پایدار است. تعاریف مختلفی ازعملکرد پایدار و تمام عیار در حوزه رهبری اصیل شده است (به طور مثال واتسون، ۲۰۰۳؛ بیر،۲۰۰۱؛ وابرتس و داولینگ، ۲۰۰۲؛ به نقل از آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵). اما تعریف آوولیو و گاردنر (۲۰۰۵) جدیدترین و در برگیرنده تمام تعاریف است. بنا بر تعریف این دو محقق، عملکرد پایدار و تمام عیار شامل دانش ضمنی[۱۱۸] و منابع غیرمحسوس غیرمالی[۱۱۹] است. این موارد در برگیرنده سرمایه روانشناسی و اجتماعی و انسانی است و مشخص می کند چگونه سازمان به طور اصولی حرکت کند. رشد عملکرد پایدار نیز رشدی حقیقی و منسجم و یکپارچه[۱۲۰] است که با توجه به معیارهای متنوع عنوان شده که عناصراصلی عملکرد سازمانی هستند محقق می شود. مفهوم دیگری که در این تعریف عنوان شده است عملکرد فراتر از انتظارات است. این عبارت از تحقیق مفهومی باس (۱۹۸۵) در مورد رهبری تحول گرا گرفته شده است. برای دستیابی به عملکردی فراتراز انتظارات باید عملکردی را هدف قرار داد که تمام عملکردهای مدل های پیش از خود را شامل شود و فراتر از آن ها برود. اصل پایه ای در نظریه رهبری اصیل بنا بر دیگاه آوولیو و گاردنر، نظریه رهبری اصیل بر پایه اصلی قرارگرفته است که ارتباط اصلی را در فرایند رهبری اصیل نشان می دهد. آوولیو و گاردنر معتقدند که فرایند توسعه فردی که مجموعه خودآگاهی و خودتنظیمی است، عامل اساسی برای رفتار فرد است. به عبارت دیگر، فرایند توسعه فردی رفتار انسان را شکل می دهد. از این رو، فرایند توسعه فردی یا همان خودآگاهی و خود تنظیمی به هر نحوی شکل بگیرد رفتار انسان نیز متعاقب آن بر همان اساس بروز می کند. رفتارها و عملکرد انسانفرآیند توسعه فردی: خودآگاهی خودتنظیمی شکل ۲-۳: اصل پایه ای درنظریه رهبری اصیل برهمین اساس و با توجه به اجزای دیگررهبری اصیل مدل رهبری اصیل به دست می آید. برتری های درونی و رفتاری رهبر سرمایه های فطری اخلاقی و روانشناسی خودآگاهی و خودتنظیمی فرایند توسعه فردی رهبر رفتار و فرآیندهای رهبر سرمایه های فطری اخلاقی و روانشناسی خودآگاهی و خودتنظیمی فرایند توسعه فردی پیروان رفتار و عملکرد پیروان شکل ۲-۴: مدل مفهومی رهبری اصیل شایسته سالاری و مقبولیت رهبرازسوی جامعه از مباحث فوق این نتیجه حاصل شد که منشأ نظریه رهبری اصیل فرایند توسعه فردی رهبر (خودآگاهی و خود تنظیمی) است. رهبر فردی است که در این دو بعد به کمال رسیده است زیرا رهبر با پشتوانه سرمایه اخلاقی و فطری که در خود به طور تمام و کمال به عینیت رسانیده است، توانسته خود را به طورکامل بشناسد و به استعدادهای درونی خود دست یابد. از این رو شایسته و لایق تابعیت است. دیگران نیز در فرایند توسعه فردی خود (خود آگاهی و خود تنظیمی) باید به او اقتدا کنند و او را سرمشق و الگو قرار دهند تا در نهایت تلاش و عملکرد گروه، تیم و یا سازمانی که تحت رهبری و هدایت رهبری اصیل است به بهترین نتیجه منتهی شود. این مباحث نشان می دهد که نظریه رهبری اصیل مبتنی بر شایسته سالاری است و هرفردی که در فرایند توسعه فردی به تعالی رسیده است و در این فرایند از همه برتر باشد لایق رهبری است و برای دستیابی به بهترین عملکرد و نتیجه، افراد نیز باید از او تبعیت کنند و ازآن فراتر، در فرایند توسعه فردی خود باید رهبر را الگو قرار دهند و از او پیروی کنند. اما از طرف دیگر، برای جلوگیری از استبداد و خودرأیی مطلق، این نظریه پیشنهاد می کند که در مواردی که تفاوت های ارزشی مشخص و اثرگذار است، رهبربرای ارزش گذاری از مذاکره استفاده کند (ایگلی، ۲۰۰۵). به عبارت دیگر، رهبردر فرایند رهبری از دیدگاه ها و نظرات دیگران نیز باید بهره بگیرد و از نظر اجماع پیروی کند. بنابراین، در نظریه رهبری اصیل، هر چند بحث شایسته سالاری حکم فرما است و رهبر برترین فردی است که در فرایند توسعه فردی به کمال رسیده و دیگران موظف به اطاعت و پیروی رضایتمند دیگران و جلوگیری از استبداد، رهبر از آراء و نظرات آنان نیز استفاده می کند. البته این نکته را نیز می توان نتیجه گرفت که این جلب رضایت وآراء افراد محدود است و اولویت با نظر و دیدگاه رهبراست زیرا او است که در فرایند توسعه فردی به کمال رسیده است و بهتر از دیگران درستی و نادرستی را تشخیص می دهد و عالم تراست. با توجه به مباحث این بخش این مهم حاصل می شود که در نظریه رهبری اصیل ملاک واقعی شایسته سالاری است اما برای تحقق این نظریه نیازمند مقبولیت از جانب افراد نیز است (مؤمنی، ۱۳۹۰: ۶۵-۴۶). از جمله عوامل مؤثر در ارتباط اشتیاق شغلی و رهبری اصیل، که به عنوان نقش واسطه ای عمل می کند، سرمایه روانشناختی است که در ادامه به آن پرداخته می شود. ۲-۱-۳- سرمایه­ روانشناختی روانشناسی مثبت­نگر رشته تازه­ای در روانشناسی است. روانشناسی مثبت­نگر در اواخر دهه ۱۹۹۰ بر پا شده و تمرکز آن بیشتر بر قدرت­ها و توانایی­های فرد است تا جستجو در ضعف­ها و نقص­های او (حسینی­قمی، ۱۳۹۰). روانشناسی مثبت­­نگر به عنوان رویکردی تازه در روانشناسی، بر فهم و تشریح شادمانی و احساس ذهنی بهزیستی و همچنین پیش ­بینی دقیق عواملی که بر آنها مؤثرند، تمرکز دارد. این رویکرد از منظری مثبت­گرایانه با ارتقای احساس ذهنی بهزیستی و شادمانی، در عوض درمان نواقص و اختلالات سرو کار دارد. بنابراین، روانشناسی مثبت­نگر تکمیل کننده روانشناسی بالینی سنتی است. فهم، درک و شفاف­سازی شادمانی و احساس ذهنی بهزیستی، موضوع محوری روانشناسی مثبت نگر است (سلیگمن و همکاران[۱۲۱]، ۲۰۰۵). موضوع اصلی روانشناسی مثبت­نگر، تحقیق کردن درباره تجربیات ذهنی مثبت مانند: بهروزی، خشنودی، رضایت خاطر، لذت، امید، خوش­بینی، روانی، شایستگی، عشق، عشق به کار، جرأت، پشتکار، خودمختاری، مهارت میان فردی، استعداد، خلاقیت، ابتکار، دوراندیشی، خرد، مسئولیت میان فردی، نوع­دوستی، وجدان­ کاری و پرورش دیگران است (حسینی­قمی، ۱۳۹۰). یکی از مهمترین متغیرهایی روانشناسی مثبت­گرا، سرمایه روانشناختی می­باشد. در ادامه این متغیر و مؤلفه ­های آن معرفی شده ­اند. سرمایه روانشناختی عبارت است از مجموعه ­ای از صفات و توانمندی­های مثبت افراد و سازمان­ها که می ­تواند مانند یک منبع قوی در رشد و ارتقاء فرد و سازمان نقش داشته باشد. امیدواری، خوش­بینی، خودکارآمدی و استقامت (تاب­آوری یا انعطاف­پذیری) مؤلفه ­های سرمایه روانشناختی هستند. امیدواری حالتی انگیزشی است و سه مؤلفه عاملیت، طرح و هدف دارد. خوش بینی اسناد درونی بالنسبه ثابت و کلی در مورد حوادث مثبت است. خودکارآمدی به معنی اطمینان داشتن به توانایی­های مورد نیاز در دستیابی به موفقیت و باور به داشتن قدرت در غلبه بر تکالیف چالش­انگیز است و تاب­آوری را ظرفیت روانی مثبت برای برگشت، جهش از مصیبت و تغییر مثبت در جهت پیشرفت تعریف کرده ­اند که فرد را برای پذیرش مسئولیت آماده می کند (علی پور و همکاران، ۱۳۹۲). در واقع، لوتانز و همکارانش در توسعه چارچوب رفتار سازمانی مثبت­گرا در سازمان­ها، سرمایه روانشناختی مثبت­گرا را به عنوان یک عامل ترکیبی و منبع مزیت رقابتی سازمان­ها مطرح کرده ­اند. آن ها بر این باورند که سرمایه روانشناختی، با تکیه بر متغیرهای روانشناختی مثبت گرایی همچون: امیدواری، خوش بینی، تاب­آوری و خودکارآمدی منجر به ارتقای ارزش سرمایه انسانی(دانش و مهارت­ های افراد) و سرمایه اجتماعی( شبکه روابط میان آنها) در سازمان می­ شود. بنا براین، سرمایه روانشناختی، از متغیرهای روا نشناختی مثبت گرایی تشکیل شده است که قابل اندازه ­گیری، توسعه و پرورش هستند و امکان اعمال مدیریت بر آنها وجود دارد (سیماراصل و فیاضی، ۱۳۸۸). در سال­های اخیر، پژوهش­های تجربی فراوانی در زمینه تأثیرهای سرمایه روانشناختی بر متغیرهای سازمانی مانند: رضایت شغلی، عملکرد و تعهد سازمانی صورت گرفته است. نتایج این پژوهش­ها نشان از آن دارد که رابطه معنی­داری میان سرمایه روانشناختی و این متغیرهای سازمانی وجود دارد. نکته جالب توجه آن است که همبستگی میان سرمایه روانشناختی با هر یک از متغیرهای سازمانی، قوی­تر از همبستگی میان تک تک اجزای تشکیل دهنده سرمایه روانشناختی (امیدواری، خوش بینی، خودکارآمدی و تاب­آوری) و متغیرهای سازمانی است و این بدان معنا است که سرمایه روانشناختی دارای اثری هم افزاینده است. در مجموع، در مقوله رفتار سازمانی مثبت­گرا، سرمایه روانشناختی به مثابه درون دادی در نظر گرفته می شود که برون داد آن، سطح عملکرد سازمان است. لوتانز و همکارانش با پژوهش­هایی که در این زمینه انجام داده اند، به این نتیجه رسیده ­اند که می­توان با تقویت سرمایه روانشناختی در سازمان، عملکرد آن را دست کم تا ۱۰ در صد ارتقا داد (لوتانز و اولیو[۱۲۲]، ۲۰۰۷). لوتانز و همکاران(۲۰۰۶) معتقدند که سرمایه­ روانشناختى فراتر از سرمایه­ انسانى و سرمایه­ اجتماعى است و به طور مستقیم با اینکه “شما که هستید” و مهم تر اینکه “شما که خواهید شد” مرتبط است. بحث تئورى منابع روانشناختى هابفل[۱۲۳] (۲۰۰۲) بیان مى­کند که بسیارى از سازه­هاى روانشناختى به عنوان شاخص­هاى سازه­هاى محورى گسترده تر یا “منابع روانشناختى”، بهتر درک مى شوند. در این رابطه، منبع مشترک اساسى بین این چهار قابلیت، یک “تلاش کارگزارى مثبت” است. که نشان دهنده­ تمایل افراد براى اقدام بر محیط به عنوان کارگزار، بر پایه ارزیابى­هاى مثبت فردى از موقعیت مى­باشد. آنچه در اینجا مهم مى­نماید، تمایز قائل شدن بین سرمایه روانشناختى و احساسات مقطعى است. سرمایه روانشناختى برخلاف احساسات مثبت، دوره زمانى طولانى­ترى دارد و احتمالاً در طول زمان، کمتر تغییر مى­کند. همچنین، سرمایه روانشناختى را مى­توان در رابطه با هر دو شرایط خاص و عمومى، مفهوم­پردازی کرد. در حالى که احساسات مثبت، نوعاً مربوط به برخى از “شرایط معنادار شخصى” هستند. اجزاى سرمایه روانشناختى، منابعى شخصى شامل منابع ذهنى، اجتماعى و روانشناختى را شکل مى­دهند که به نوبه خود به حالتى از سلامت کارى مانند عجین شدن شغلى منجر مى شود (به نقل از کریمی­ مزیدی و همکاران، ۱۳۹۱). نتایج پژوهش­های انجام شده در زمینه رفتار سازمانی مثبت گرا حاکی از آن است که ظرفیت های روانشناختی از قبیل: امیدواری، تاب آوری، خوش بینی و خودکارآمدی، در کنار هم، عاملی را با عنوان «سرمایه روانشناختی» تشکیل می­ دهند. به عبارت دیگر، برخی متغیرهای روانشناختی، از قبیل: امیدواری، تاب آوری، خوش بینی و خودکارآمدی، در مجموع یک منبع یا عامل نهفته جدیدی را تشکیل می­ دهند که در هر یک از این متغیرها، نمایان است (اوی و همکاران[۱۲۴]، ۲۰۰۶). از این رو، در ادامه به ادبیات نظری مربوط به اجزای سرمایه روانشناختی پرداخته می­ شود: ۲-۱-۳-۱- اجزای سرمایه روانشناختی ۱- امیدواری امید یکی از سازه ­هایی است که به عنوان شاخص توانمندی در بهزیستی مثبت افراد مورد توجه واقع شده است. ایده امید از زمان پیدایش نوع بشر وجود داشته است. زمانی که متقاعد می­شویم آینده به طور کلی غم­افزار و پوچ است، ممکن است اراده­مان را برای بردباری در زمان حال نیز از دست بدهیم. طبق نظر اگوستین «امید تنها با چیزهای خوب و آینده سروکار دارد و ارتباط مستقیم با فرد امیدوار دارد» هنگامی که هدف امید برآورده می­ شود، دیگر امید نیست بلکه تبدیل به دارایی فرد می­ شود همچنین امید اساس پشتکار افراد است (وال و همکاران[۱۲۵]، ۲۰۰۴). لوپز و همکارانش[۱۲۶] (۲۰۰۷) بیان می کنند که قدرت امید به عنوان یک نیروی انگیزشی در تمام دوران معاصر مورد بحث بوده و در قرن گذشته صاحب نظران پزشکی و روانشناسی آن را بررسی کرده اند. بیش از ۴۰ سال پیش، اثر جروم فرانک[۱۲۷] (۲۰۰۸) امید را فرآیندی مفهوم سازی کرد که در تمام رویکردهای روان درمانی مشترک است (به نقل از بهاری، ۱۳۸۹). از نظر اسنایدر[۱۲۸] (۲۰۰۲) امید فرایندی است که طی آن افراد ابتدا اهداف خود را تعیین می­ کنند، سپس راهکارهایی برای رسیدن به آن اهداف خلق می­ کنند و بعد از آن انگیزه لازم برای به اجرا درآوردن این راهکارها را ایجاد کرده و در طول مسیر حفظ می­ کنند. از این روی، امید یعنی انتظار مثبت برای دست یابی به هدف ها. این انتظار مثبت، خود دارای دو بعد گذرگاه و عامل است؛ یعنی: عامل + گذرگاه = امید (اسنایدر، ۲۰۰۲). نظریه امید چارلز ریک اسنایدر(۲۰۰۰) ملقب به سلطان امید برای اولین بار نظریه­اش را درباره امید مطرح کرد و آن را مرکب از «قدرت اراده»، «قدرت راه­یابی»، «داشتن هدف» و «تشخیص موانع» دانست. بر اساس این فرض که امید موجب امید بیشتر می­ شود، روابط خانوادگی، دوستی­های امید بخش می­توانند به عنوان عوامل روابط خواهر و برادری امید افزا عمل کنند (پرچم و همکاران، ۱۳۹۲). مدتی بعد ورثینگتون[۱۲۹] (۲۰۰۵) از مولفه دیگری در امید به نام «قدرت صبر» موقعی که ما تغییری نمی بینیم، یاد کرد. او درباره بازسازی امید می­نویسد که زن و شوهر باید بتوانند با هم ارتباط برقرار کنند، اختلافاتشان را حل کنند، و آسیب­ها را جبران کنند. زن و شوهر باید الف) اراده برای بهسازی ازدواجشان داشته باشند، ب) باید به راه­هایی برای بهسازی ازدواجشان دست یابند، و ج) اعتقاد به صبر برای ازدواجشان داشته باشند و در عین حال برای بهبود ازدواجشان فعالانه بکوشند. به طور خلاصه، زوج­ها به امید احتیاج دارند تا بتوانند مشکلات را طلاق دهند نه اینکه شریک زندگیشان را به عنوان مشکل ببینند. باید این نگرش و طرز فکر را جدی گرفت تا زوج­ها برای مدتی طولانی از مشکلاتشان مرخصی بگیرند. راه این کار، امید است زیرا امید هسته اصلی ازدواج و برای موفقیت هر ازدواجی لازم است(به نقل از علاء الدینی، ۱۳۸۷). بر خلاف گروپمن[۱۳۰] (۲۰۰۵) که امید را مانند دارونما نافعال تلقی می­ کند و آن را انتظار، تمایل و باور می­داند، اسنایدر معتقد بود که تلقی امید به عنوان مؤلفه­ای که دارای اجزایی مثل چشمداشت و آرزوست، تلقی منفعلانه­ای است و در عوض مضمون فعالی از امید را معرفی می­ کند که شامل داشتن هدف، قدرت برنامه ریزی و قدرت اراده برای دستیابی به هدف با در نظر گرفتن موانع رسیدن به هدف و رفع آنهاست. از نظر او، هدف که اولین مؤلفه امید است همان چیزی است که فرد آن را انجام می­دهد یا می­خواهد آن را داشته باشد و می ­تواند کوچک یا بزرگ باشد. کولریج[۱۳۱] (۱۹۱۲؛ به نقل از اسنایدر، ۲۰۰۱) می گوید، «امید بدون هدف نمی­تواند زنده بماند». بنابراین، اهداف نقطه ثقل نظریه امیدند. این بدان معنی است که نه اهداف ۱۰۰ درصدی قابل پیگیری­اند، نه اهداف صفر درصدی قابل دفاع­اند. در واقع، اشخاص امید را تحت شرایط احتمالی متوسط از رسیدن به هدف رونق بخش می­بینند. قدرت برنامه ­ریزی یا راهیابی، دومین جزء است و همان تصور توانایی یافتن راه­هایی به سوی هدف مورد نظر است، مثل «من می توانم برای این وضع راهی پیدا کنم». سرانجام، قدرت اراده یا پایوری، جزء سوم امید، یک نیروی سوق دهنده در تفکر امیدبخش است. در واقع همان نیرویی است که شخص را به سوی هدف می کشاند؛ یعنی تصور داشتن اراده برای به کارگیری راه­های پیدا خلق شده برای رسیدن به هدف است و به صورت «باخودگویی مثبت» درونی مثل: «من می­توانم این کار را بکنم»، «من آماده­ام»، «من به اوضاع مسلطم» است. در این نظریه، قدرت اراده در آدمی نهفته است و چیزی نیست که باید آموخته شود یا از هیچ به وجود آید. در عوض می تواند افزایش یابد و به سوی اهداف خاصی سوق داده شود (به نقل از بهاری، ۱۳۸۹). اسنایدر(۲۰۰۲) عقیده داشت که امید ماهیتی اضدادی دارد زیرا در چارچوب نظریه امید حتی کسی که قصد خودکشی دارد برای هدفی البته بسیار منفی در حال نقشه کشیدن(برنامه ­ریزی) است؛ یعنی او با تمام امید می­کوشد خودش را بکشد. به عقیده او خودکشی در نهایت ممکن است بازتاب تجلی آخرین تفکر امید بخش باشد. وقتی تعقیب اهداف مربوط به زندگی مسدود می­ شود، مردم سرشار از یأس و جستجو برای هدفی می­شوند که آنها را از دام­های غیرقابل تحمل برهاند. مرگ همان هدف غایی است. هر چند که شخص ممکن است با تصمیم برای تعقیب مرگ مبارزه کند. از نظر او، افراد خودکشی­گرا از نظر فکری فعال و پرتوان می­شوند تا راهی برای رسیدن به هدفشان یعنی مرگ پیدا کنند. در واقع، بر اساس این دانش بالینی است که متخصصان زمانی باید نسبت به اقدام به خودکشی که مرگ­آور است، نگران باشند که سه شاخص مطرح باشد: نخست، شخص شروع به توصیف مرگ خود در قالب کلمات روشن(هدف) کند؛ دوم، این طور به نظر بیاید که شخص دارای موج عظیمی از انرژی(تفکر پایورانه) است؛ و سوم، شخص طرح و نقشه­های خاصی درباره اینکه چگونه این تصمیم را عملی کند(تفکر رهیاب) دارا باشد. با این که درماندگی صحنه روانی را برای خودکشی از طریق تثبیت شخص روی هدف مرگ آماده می­سازد؛ اما تفکرات پایورانه و رهیاب این سناریو مرگ آور را تکمیل می­ کند. بنابراین، اصول تفکر امیدبخش را برای خودکشی قطعاً می­توان به کار بست. ورثینگتون[۱۳۲] (۲۰۱۰) در تأیید نظریه امید اسنایدر می­نویسد: «تصور داشتن قدرت راه­یابی یا برنامه ­ریزی بدون تصور داشتن قدرت اراده، امیدی در پی ندارد. و تصور داشتن قدرت اراده بدون تصور قدرت راه­یابی، معنای امید را نمی­دهد. با این حال، او معتقد است که امید چیزی بیش از دست و پنجه نرم کردن با موانع است و شامل پشت کار است(به نقل از علاء الدینی، ۱۳۸۷). بنابراین، اسنایدر(۲۰۰۰) در پاسخ به این سوال که امید به راستی چیست، آن را یک حالت انگیزشی مثبت می­داند که مبتنی بر حس پایوری و راهیابی و ناشی از تعامل فرد با محیط است. به سخن دیگر، امید، ظرفیت تصور توانایی ایجاد مسیرهایی به سمت اهداف مطلوب و تصور داشتن انگیزه برای حرکت در این مسیرهاست. او در تعریف دیگری، امید را مجموعه ­ای ذهنی می­داند که مبتنی بر حس متقابل اراده، و برنامه ­ریزی برای رسیدن به هدف است که دارای دو بعد شناختی به هم مرتبط: ۱- قدرت پایوری و ۲- قدرت راه­یابی است. به عقیده وی تفکر پایورانه. افکاری­اند که افراد در مورد توانایی خود برای شروع و حفظ حرکت در مسیر انتخاب شده به سمت هدف دارند. تفکر عاملیتی یا پایورانه یک مؤلفه انگیزشی است. که معرف ارزیابی از تواناییش برای حفظ حرکت در مسیر هدف، و تصور شخص از تواناییش برای شروع حرکت در مسیرهای تعیین شده به سمت هدف است. همچنین، او تفکر رهیاب را عبارت از تصور توانایی شخص برای شناسایی و ایجاد مسیر به سمت هدف می داند(به نقل از پرچم و همکاران، ۱۳۹۲). نقش موانع در پرورش امید برای داشتن تفکر امیدوارانه باید یاد بگیریم چطور با موانع روبرو شویم و بدین منظور باید گذرگاه هایی مختلف را در نظر بگیریم؛ به عبارت دیگر، تفکر امیدوارانه با غلبه بر موانع ایجاد می­ شود؛ پس موانع، لزوماً از زندگی حذف نمی­شوند و حتی می­توانند باعث ارزشمندتر شدن هدف شوند(اسنایدر، ۲۰۰۲). به طور کلی، برخورد با مانع در راه رسیدن به هدف، ممکن است برخی واکنش­های هیجانی منفی را ایجاد کند؛ اما این واکنش­ها در همۀ افراد، یکسان نیست و افراد دارای امید زیاد، هنگام برخورد با موانع، به دلیل ایجاد راه­های جایگزین برای رسیدن به هدف، پاسخ­های هیجانی سازگارتری می­ دهند؛ همچنین هنگام نبود امکان برای دست­یابی به هدف اصلی، از هدف­های جایگزین استفاده می­ کنند. آن ها در هر یک از حیطه­های زندگی خود، چندین هدف را مشخص می­ کنند و به این ترتیب، هنگام رویارویی با مانع می­توانند انعطاف­پذیر باشند و به دنبال هدفی دیگر بروند یا بر دیگر حیطه­های زندگی خود تأکید کنند؛ در حالی که افراد دارای امید کم، به روشنی نمی­دانند چطور باید به هدف­های خود برسند و هنگام رویارویی با موانع چگونه عمل کنند. در واقع، افراد امیدوار در نتیجۀ تجربه کردن سختی­ها، به این باور رسیده ­اند که می­توانند خود را با مشکلات و کاستی­های بالقوه وفق دهند(علاءالدینی، ۱۳۸۷). هنگام رویارویی با موانع، افراد از مرحله­های روا نشناختی خاصی می­گذرند که در همۀ انسان­ها، طبق الگویی خاص ایجاد نمی­شوند؛ اما به طور کلی، فرد از امید به سمت خشم، از خشم به سمت ناامیدی و از ناامیدی به سمت بی احساسی پیش می­رود(اسنایدر، ۲۰۰۲). مراحل نا امیدی به نظر می رسد که نا امیدی نیز یک اتفاق نیست بلکه یک فرایند است. یعنی از جایی شروع می­ شود و به نا امیدی ختم می­ شود. تشخیص بین مراحل روانشناختی که فرد بدان طریق می ­تواند هنگامی که تفکر هدفمندش با مانع برخورد می­ کند، پیش برود بسیار مهم است. همان طور که گفته شد موانع قادرند که پاسخ­های هیجانی منفی ایجاد کنند. این مراحل درباره تمام افراد محدود به الگوی خاصی نمی­ شود؛ اما به طور کلی آن­ها از امید به سمت غضب، از غضب به سمت یاس، و از یأس به سمت بی تفاوتی پیش می­روند(اسنایدر، ۲۰۰۲). الف) غضب وقتی شخصی شدیداً عصبانی می­ شود که اولین واکنش به موقعی است که با منع بزرگی برخورد کرده است، هنوز انرژی دارد و سعی می کند اهداف دیگر را دنبال کند(البته این واکنش لزوماً عاطفی نیست). مردم اغلب هنگامی که غضبناک­اند اعمال تکانشی، خودشکن، و بدجوری را مرتکب می شوند. ب)یأس هنگام یأس، که قدم بعدی در این پیشروی فرضی است، فرد هنوز روی هدف مسدود شده متمرکز است. اما درباره غلبه بر مانع یا موانع مربوط احساس عجز می­ کند. براون و هریس[۱۳۳] (۱۹۷۸) به طور واضح و مختصر یأس را به صورت، «اوه، بازم یه چیز دیگه»، توصیف می­ کنند. با این حال، در افرادی که یأس را تجربه می­ کنند، تفاوت­هایی وجود دارد. برای مثال، بعضی افراد با وقایع ظاهراً بی ضرر مانند گم کردن کلید یا ناتوانی از پیروز شدن در بحث با همسرشان فوراً مأیوس می­شوند. همین طور، بعضی از مردم به ویژه مشکلات را پیچیده تصور می­ کنند که به نوبه خود بیشتر احساس ناشایستی می­ کنند و منابع روانشناختی­شان را از دست می­ دهند. به علاوه، به اعتقاد براون و هریس (۱۹۷۸) مردم ممکن است به دلیل فقدان آگاهی یا اطلاع از اینکه چگونه مشکلات را حل کنند، در یأس و نومیدی بلغزند (به نقل از بهاری، ۱۳۸۹). ج) بی تفاوتی سرانجام، اشخاص زمانی که شکست خود را تصدیق می­ کنند و دست از تعقیب اهداف می­کشند، بی تفاوت می­شوند. بی ­تفاوتی، به صورت «فقدان علاقه یا توجه، به ویژه به موضوعات دارای اهمیت کلی است» (پایکت و همکاران[۱۳۴]، ۱۹۹۷). بی تفاوتی، فقدان هیجان یا احساس یا منفعل بودن توصیف می­ شود. این یک حالت نباتی و عاری از توجه است که شخص حس رشد مداوم خود را از دست می­دهد و موجب دلواپسی نزدیکانش می­ شود(به نقل از اسنایدر، ۲۰۰۲). این که چه کسی این مراحل را از امید تا بی تفاوتی طی می کند، به سطح امید اختیاری و نیز به ماهیت هدفی که مسدود شده، بستگی دارد. برای نمونه وقتی تصور می­ شود که هدف مهمی مسدود شده، که اهداف مکرراً با مانع مواجه می­شوند یا اهمیت موانع بسیار زیاد است، شخص هرگونه تعیین هدف را نادیده می­گیرد. برای مثال، پیتمن و پتیمن[۱۳۵] (۱۹۷۹) پی بردند که وقتی شرکت کننده ها فقط دو بار در یک تکلیف شکست می خوردند عملکرد آن­ها بعدها بهتر می شد، اماوقتی شش بار در یک تکلیف شکست می خوردند، عملکرد آنها به طرز چشمگیری تحلیل می­رفت. باید خاطر نشان کرد برای اشخاص آسیب پذیرتر حتی یکبار شکست در انجام کاری می ­تواند در آن­ها این تصور را به وجود آورد که ادامه دادن به آن کار ناممکن است، در نتیجه انگیزش آن­ها برای هرگونه تکلیف جدید کمتر می­ شود (به نقل از بهاری، ۱۳۸۹). ۲– تاب­آوری هسته مرکزی سازه تاب­آوری را این پیش فرض تشکیل می دهد که فطرتی زیست شناختی برای رشد و کمال در هر انسان وجود دارد (برای نمونه طبیعت خود اصلاح­گری ارگانیسم انسانی) که به طور طبیعی و در شرایط معین محیطی می تواند آشکار شود. به باور ماستن[۱۳۶] (۲۰۰۱) هنگامی که فاجعه از سر بگذرد و نیاز های اولیه انسانی تأمین گردد، آن گاه تاب­آوری به ظهور می­رسد. در نتیجه فرایند تاب آوری، اثرات ناگوار، اصلاح یا تعدیل می­شوند و یا حتی ناپدید می­گردند (به نقل از رحیمیان و اصغرنژاد، ۱۳۸۷). به طور کلی واژه تاب آوری به عوامل و فرایندهایی اطلاق می­ شود که خط سیر رشدی را از خطر گرفتاری به رفتارهای مشکل­زا و آسیب روانشناختی محافظت کرده و علی­رغم وجود شرایط ناگوار به پیامدهای سازگارانه منتهی می­ شود( محمدی و همکاران، ۱۳۸۵). البته تاب­آوری، تنها پایداری در برابر آسیب ها یا شرایط تهدید کننده نیست و حالتی انفعالی در رویارویی با شرایط خطرناک نمی ­باشد، بلکه شرکت فعال و سازنده در محیط پیرامونی خود است . از این رو، تاب­آوری جایگاه ویژه­ای در حوضه­های روانشناسی تحول و بهداشت روانی یافته است. گارمزی[۱۳۷] و ماستن (۱۹۹۱) تاب آوری را “یک فرایند، توانایی، یا پیامد سازگاری موفقیت آمیز با شرایط تهدید کننده” تعریف نموده ­اند. به بیان دیگر تاب آوری، سازگاری مثبت در واکنش به شرایط ناگوار است (والر[۱۳۸]، ۲۰۰۱، به نقل از سامانی و همکاران، ۱۳۸۶). همچنین، زیمبرمن و ارونکومار[۱۳۹] (۱۹۹۴) تاب آوری را به عنوان توانایی بازگشت به حالت اولیه پس از دشواری یا آن عوامل و فرایندهایی که مسیر مخاطره به رفتار مشکل یا آسیب­شناسی را قطع می­ کند و بدان وسیله حتی در حضور شرایط چالش ­برانگیز و تهدید کننده به پیامدهای سازگارانه منجر می شود، توصیف می­ کنند(به نقل از علاء الدینی، ۱۳۸۷). از طرفی، ورنر[۱۴۰] و اسمیت[۱۴۱] (۱۹۹۲) تاب­آوری را ساز و کار ذاتی خود اصلاح­گری انسان می­دانند. افزون بر آن به باور ورنر (۱۹۹۷) تاب­­آوری صرف نظر از خطرات تهدید کننده، عاملی بالقوه در همه افراد برای تغییر است (به نقل از رحیمیان و اصغرنژاد، ۱۳۸۷). به عبارت دیگر می توان گفت تاب­آوری، توانمندی فرد در برقراری تعادل زیستی- روانی، در شرایط خطرناک است (کانر و دیویدسون[۱۴۲]، ۲۰۰۳، به نقل از سامانی و همکاران، ۱۳۸۶). به طور کلی می توان گفت تاب آوری بیانگر ظرفیت افراد برای سالم ماندن و مقاومت و تحمل در شرایط سخت و پر خطر است که فرد نه تنها بر آن شرایط فائق می­آید، بلکه طی آن و با وجود آن قوی­تر نیز می­گردد (فولادچنگ و موسوی، ۱۳۸۷). ویژگی های افراد تاب آور ۱- احساس ارزشمندی: پذیرفتن خود به عنوان فردی ارزشمند، و احترام قایل شدن برای خود و توانایی­هایشان، بی قید و شرط دوست داشتن و سعی در شناخت نقاط مثبت خود و پرورش دادن آن­ها و از طرف دیگر شناخت نقاط ضعف خود و کتمان نکردن آن­ها از ویژگی­های افراد تاب­آور می­باشد. علاوه بر آن این افراد سعی می­ کنند که نارسایی­ها را با واقع بینی بر طرف کرده و در غیر این صورت با این ویژگی­ها کنار می­آیند. ۲– مهارت در حل مسئله: افراد تاب آور ذهنیتی تحلیلی- انتقادی نسبت به توانایی­های خود و شرایط موجود دارند، در مقابل شرایط مختلف انعطاف پذیرند و توانایی شگفت انگیزی درباره پیدا کردن راه حل­های مختلف درباره یک موقعیت یا مسأله خاص دارند. همچنین توانایی ویژه­ای در تجزیه و تحلیل واقع بینانه مشکلات شخصی و پیدا کردن راه حل­های فوری و راهبردهای دراز مدت برای حل و فصل مشکلاتی که به آسانی و سریع حل نمی­شوند را دارا هستند. ۳- کفایت اجتماعی: این دسته از افراد مهارت­ های ارتباط با دیگران را خیلی خوب آموخته­اند.آن­ها می­توانند در شرایط سخت هم، شوخ طبعی خودشان را حفظ کنند، می­توانند با دیگران صمیمی شوند و در مواقع بحرانی از حمایت اجتماعی دیگران بهره ببرند؛ ضمن اینکه این گونه آدم­ها می­توانند سنگ صبور خوبی باشند، وقتی برایشان حرف می­زنید خوب گوش می­ دهند و خودشان را جای شما می­گذارند. در ضمن آن­ها طیف وسیعی از مهارت ­ها و راهبردهای اجتماعی شامل مهارت­ های گفتگو، جرأت­مندی، آمادگی برای گوش دادن به دیگران و احترام گذاشتن به احساسات و عقاید دیگران که در تعاملات اجتماعی بسیار مهم است را دارا هستند. ۴- خوش بینی: افراد تاب­آور اعتقاد راسخ به این دارند که آینده می ­تواند بهتر باشد. همچنین، احساس امید و هدفمندی و باور به اینکه می­توانند زندگی و آینده خود را کنترل کنند و موانع احتمالی نمی­تواند آنها را متوقف سازد، از ویژگی چنین افرادی است. ۵- همدلی : تاب­آورها، دارای توانایی برقراری رابطه توأم با احترام متقابل با دیگران هستند که موجب به هم پیوستگی اجتماعی یعنی احساس تعلق به افراد، گروه­ها و نهادهای اجتماعی می­ شود(ماستن و همکاران[۱۴۳]، ۱۹۹۹). در مجموع، لوتانز و همکاران(۲۰۰۷) معتقدند که افراد تاب­آور، دارای این ویژگی­ها هستند: واقعیت­های زندگی را به سهولت می پذیرند. ایمان دارند که زندگی پرمعنا است (این باور معمولاً به وسیله ارزش­های آن­ها حمایت می­ شود). دارای توانایی­های چشمگیری برای وفق دادن سریع خود با تغییرات بزرگ هستند. مدل­های تاب­آوری الف) مدل تاب آوری کامپفر چارچوب تاب­آوری کامپفر[۱۴۴] (۱۹۹۹) یک مدل تبادلی تاب­آوری است، و شامل «هم سازه فرایند و هم سازه پیامد» است (گلانز و جانسون[۱۴۵]، ۱۹۹۹). این مدل تا اندازه­ای بر ماهیت تعاملی محتوای محیطی و تاب آوری درونی (فرایند تبادلی محیطی-شخص)، و عوامل تاب­آوری درونی و پیامدهای انسجام مجدد (فرایندهای تاب­آوری) گرایش یافته است. فرایندهای تاب­آوری شامل فرایندهای منحصر به فرد کنار آمدن است که از طریق مواجهه­های قبلی فرد با چالش و استرسورها آموخته شده اند. فریدمن[۱۴۶] (۲۰۰۲)، این فرایند را «سرچشمه تاب­آوری» نامیده است(به نقل از کردمیرزا نیکوزاده، ۱۳۸۸). متغیرهای این مدل به شرح زیر است(کردمیرزا نیکوزاده، ۱۳۸۸): استرسورها، مثل: مشکلات اقتصادی و شغل. عکس مرتبط با اقتصاد عوامل خطرآفرین محیطی، مثل: فقدان حمایت اجتماعی، منابع اقتصادی محدود یا فرصت­های شغلی محدود، تعارض با همسر، یا داشتن فرزندانی که در رشد زندگی اجتماعی بازداری شده ­اند. عوامل حفاظتی محیطی، مثل: شبکه حمایتی اجتماعی، امنیت شغلی، فرصت­های شغلی یا آموزشی و پذیرش کمک حرفه­ای. فرایندهای تبادلی محیط-شخص، مثل: ادراک شخص از وابستگی به مواد، قاب­دهی مجدد وابستگی به مواد و تغییر محیطی. عوامل شناختی، مثل: قابلیت حل مسئله، بینش، عزت نفس، ظرفیت برای یادگیری توانایی شخص برای قاب­دهی مجدد تجربه وابستگی به مواد. عوامل هیجانی، مثل: همدردی، حس شوخ طبعی، و توانایی برای بازسازی عزت نفس. عوامل معنوی، مثل: حس غایت، توانایی برای رؤیا، و مرجع کنترل درونی. مهارت­ های رفتاری، مثل: ارتباط مؤثر، مهارت­ های اجتماعی، انعطاف­پذیری، و بهزیستی جسمانی. کامپفر(۱۹۹۹) باور داشت که تاب آوری، بازگشت به تعادل اولیه یا رسیدن به تعادل سطح بالا (در شرایط تهدید کننده) است، و از این رو سازگاری موفق در زندگی را فراهم می­ کند. بنابراین افراد با سطح تاب آوری بالا، بیشتر احتمال دارد که احساسات مثبت را تجربه کنند، سطح بالاتری از اعتماد به نفس دارند و سازگاری روانشناختی بهتری نیز نسبت به افراد دارای تاب آوری پایین، دارند. همچنین بیان می­ کند که افراد دارای تاب آوری پایین زمان روبرو شدن با پیشامدهای پر استرس، برخوردهای خشک و بدون انعطاف ازخود نشان می­ دهند و تمایل دارند از روش­های قبلی برای مقابله استفاده کنند، و بسیار آشفته می­شوند. در عین حال کامپفر به این نکته نیز اشاره می­نماید که سازگاری مثبت با زندگی، هم می ­تواند پیامد تاب­آوری به شمار رود و هم به عنوان پیش­آیند، سطح بالاتری از تاب­آوری را سبب شود. وی این مسئله را ناشی از پیچیدگی تعریف و نگاه فرآیندی به تاب­آوری می­داند (ووک[۱۴۷] و همکاران، ۲۰۰۷). ب) مدل تاب­آوری اورال و همکاران بر طبق مدل های ارائه شده از سوی اورال، آتروس و پاولسن[۱۴۸] (۲۰۰۶) سه حوزه عملکردی برای تاب آوری تعریف و بر آنها تمرکز شده است. تاب آوری به عنوان یک ویژگی شخصیتی یا توانایی پیش ­بینی افراد در مقابل تأثیرات منفی ناملایمات و احتمال خطر فرض می­ شود. یک وضعیت روحی مثبت یا سلامت روانی(مثل درک مثبت، خود پنداری، پیشرفت تحصیلی، موفقیت در وظایف و…) یا فقدان بیماری روحی روانی علیرغم وجود یا احتمال خطر تعریف می­گردد. یک فرایند پویا که بر کنش بین متغیرهای فردی و پیرامونی تأثیر گذاشته و در طول زمان تغییر می­ کند. این تعریف به دلیل چهارچوب فراگیر و تلفیق ویژگی­های فردی با محیطی ایجاد تاب­آوری بیش از تعاریف قبلی مورد توجه است(به نقل از یزدانی، ۱۳۹۱). هاندرسن[۱۴۹] (۲۰۰۴) تاب آوری را ترکیبی از ۶ عامل زیر معرفی می کند: فراهم سازی حمایت مهربانانه طراحی و ارتباط سازی برای افزایش امیدواری فرصت سازی برای مشارکت معنادار پیشاهنگی در پیوند های اجتماعی مرزبندی شفاف و سازگار آموزش مهارت های زندگی همچنین، لاتر و همکاران[۱۵۰] (۲۰۰۰) و ماستن و کواتسورث[۱۵۱] (۱۹۹۸) خصوصیات تاب آوری را به این شرح توصیف نموده اند: برخورداری از تیزهوشی و مهارت عقلانی، توانائی در صمیمیت و گسستگی توانایی در مفهوم پردازی موضوعات متعدد، دستیابی فرد به این اعتقاد که حق زندگی کردن دارد. برخوردار بودن از توانایی یادآوری و فراخوانی اشخاص و موضوعات خوب و نگهداری آن­ها(نمادهای خوب) در ذهن. برخورداری از توانایی در لمس عواطف، بجای این که وی هر زمان که عواطف مهم وی برانگیخته شدند، آن­ها را انکار یا سرکوب کند. داشتن هدف در زندگی برخورداری از توانائی جذب و استفاده از حمایت اجتماعی برخورداری از توان در نظر گرفتن احتمالات در زندگی و استفاده مطلوب از دستورات اخلاقی جامعه مدنی. نیاز و توانایی در کمک به دیگران. برخورداری از خزانه عاطفی و برخورداری از دیدگاهی نوع دوستانه نسبت به دیگران. در مجموع می توان گفت که تاب­آوری فرایندی پویا است که در آن تأثیرات محیطی و شخصیتی در تعاملی متقابل بر یکدیگر اثر می گذارند. پژوهش های تاب­آوری الگوهای نظری رشد انسان را که پیش از این توسط اریکسون، برونفن، پیاژه، کلبرگ، گیلیان، استینر، مزلو و پیرس مطرح شده بود، مورد تأیید قرار می دهند. در تمامی این الگوهای نظری، در حالی که بر ابعاد مختلف رشد انسانی(روانی- اجتماعی- شناختی- اخلاقی- معنوی) تأکید می شود، هسته مرکزی این رویکردها را این پیش فرض تشکیل می دهد که فطرتی بیولوژیک برای رشد و کمال در هر انسان وجود دارد-طبیعت خود اصلاح گری ارگانیسم انسانی- که بطور طبیعی و تحت شرایط معین محیطی می ­تواند آشکار شود. همان­گونه که ماستن می گوید: هنگامی که فاجعه از سر بگذرد و نیازهای اولیه انسانی تأمین گردد، آن گاه تاب­آوری احتمال ظهور می­یابد (به نقل از سامانی و همکاران، ۱۳۸۶). ۳– خوش­بینی محققان مطالعه بر روی خوش­بینی را به عنوان یک سازه روان شناختی درقرن بیستم آغاز کردند (میلیگان[۱۵۲]، ۲۰۰۳) خوش­بینی معادل کلمه لاتین به معنی بهترین است. تیگر[۱۵۳] (۱۹۷۹) خوش بینی را خلق یا نگرشی می­داند که با در نظر گرفتن انتظار فرد و اجتماع همراه است؛ یعنی فرد آنچه مطلوب اجتماع است را نسبت به آنچه برای خود سودمند می­داند در نظر می­گیرد. با توجه به این تعریف می­توان استنباط کرد که خوش­بینی مفهومی عینی یا واحد نیست و با مضامین آن مشخص می­ شود. زیرا در مورد هر فرد آنچه به عنوان خوش­بینی در نظر گرفته می­ شود به چیزهایی که برای او مطلوب و خواستنی است، بستگی دارد(پترسون[۱۵۴]، ۲۰۰۰؛ به نقل از بهاری، ۱۳۸۹). خوش­بینی را توانایی بهتر نگریستن به دنیا و وقایعی که در آن اتفاق می­افتد و توانایی برخورد درست با واقعیات زندگی تعریف کرده ­اند(به نقل از گنجی، ۱۳۸۵). خوش بینی با بهره­ گیری از راهبردهای کنار آمدن فعال ارتباط دارد. خوش بینی، نگرش­ها و گرایش­های مثبت برنامه ­ریزی برای بهبود، جستجوی اطلاعات و بازسازی موقعیت­های بد بر حسب مثبت­ترین جنبه­هایشان را پیش بینی می کند(اسنایدر و لوپز[۱۵۵]، ۲۰۱۲). تایلر[۱۵۶] (۱۹۷۹) خوش­بینی را روحیه یا نگرشی تعریف می­ کند که با توقع درباره آینده اجتماعی یا مادی مرتبط است؛ آینده­ای که فرد ارزیابی کننده، از نظر اجتماعی به دلیل منافع یا لذتی که برایش دارد، مطلوب تلقی می­ کند(مکاینس و چان[۱۵۷] ۲۰۰۶، به نقل از محمدی و همکاران،۱۳۸۵). انواع خوش­بینی خوش بینی سرشتی یا گرایشی خوش بینی سرشتی یا گرایشی یک انتظار کلی است دایر بر این که در آینده بیشتر رویدادهای خوب اتفاق خواهند افتاد تا رویدادهای بد. شیبر و همکاران (۱۹۸۵) استدلال می­ کنند که افراد خوش بین در رویارویی با دشواری­ها به دنبال کردن هدف­های با ارزش خود ادامه می­ دهند و یا با به کارگیری کنار آمدن مؤثر، خودشان و حالت­های شخصی­شان را تنظیم می­ کنند تا این که بتوانند به هدف­های خود برسند. خوش­بینی سرشتی با سلامت خوب و پاسخ مثبت به مداخله­های پزشکی در بعضی شرایط مانند بیماری قلبی و سرطانی همبسته است. تأثیر خوش­بینی سرشتی بر بهبودی از طریق شیوه ­های پزشکی را می­توان مدیون راهبردهای کنار آمدن مؤثر، مثل تعریف مجدد یا چارچوب­بندی مجدد زندگی دانست. در مقابل، افراد بدبین از راهبردهای کنار آمدن اجتنابی استفاده می کنند یا از کنار آمدن با مشکلات شانه خالی می کنند (ترجمه کریمی و افراز،۱۳۸۷). ۲ .خوش بینی تبیینی استاد مارتین سلیگمن (۱۹۹۸) و همکارانش خوش­بینی را به جای یک صفت شخصیتی گسترده به عنوان یک سبک تبیینی، مفهومی کرده ­اند. بر طبق این دیدگاه، افراد خوش­بین رویدادها یا تجربه­های منفی را با نسبت دادن علت آنها به عوامل بیرونی گذرا و خاص مانند اوضاع و احوال حاکم، تبیین می­ کنند. برعکس، افراد بدبین رویدادها یا تجربه­های منفی را با نسبت دادن علت آنها به عوامل درونی و شکست شخصی تبیین می کنند (ترجمه کریمی و افراز،۱۳۸۷). افراد خوش­بین، افراد بدبین افراد بدبین افراد منفعل­تر هستند واحتمال کمتری وجود دارد که برای اجتناب از وقایع بد دست به اقداماتی بزنند وزمان وقوع حادثه برای توقف کردن آن کاری بکنند. در حقیقت، یک سیکل معیوب ایجاد می شود اگر افراد بدبین وقایع بد بیشتری داشته باشند واگر این وقایع بیشتر منجر به بیماری شوند، افراد بدبین باید بیماری بیشتری داشته باشند، دلیل نهایی که افراد خوش­بین باید از سلامتی بهتری برخوردار باشند مربوط است به حمایت اجتماعی، ظرفیت حفظ رفاقت عمیق وعشق، به نظر می رسد که برای سلامت جسمانی اهمیت داشته باشد. افراد میانسالی که حداقل یک دوست دارند و می توانند نیمه شب به او زنگ زده ومشکلات خود را در میان بگذارند باید سلامت جسمانی بهتری داشته باشند از کسانی که دوستی ندارند. مجردها آمادگی بیشتری برای افسردگی دارند تا افراد متأهل حتی یک تماس اجتماعی معمولی، می تواند سدی باشد در مقابل بیماری. افرادی که تمایل دارند موقع بیماری خود را از دیگران جدا کنند به مریضی گرایش بیشتری دارند (به نقل از خدایی، ۱۳۸۶). نتیجه تصویری برای موضوع افسردگی خوش­بین­ها حالت اطمینان پایدار دارند و معتقدند که ناملایمات را می­توان به شیوه موفقیت­آمیزی اداره کرد، اما بدبین­ها مردد و ناپایدار هستند و انتظار بدبختی دارند(اسنایدر و لوپز، ۲۰۰۲). خوش­بینی با افسردگی کمتر، ناراحتی کمتر و حتی زایمان بهتر و سالم­تر در زنان باردار همراه بوده است (یالی و لوبل[۱۵۸]، ۲۰۰۲). علاوه بر این خوش­بینی با عملکرد تحصیلی و شغلی هم رابطه مثبت دارد(نانیس و رایت[۱۵۹]، ۲۰۰۳). همچنین، سگرستروم[۱۶۰] (۲۰۰۱) در پژوهشی مشاهده کرد کسانی که در بدبینی نمره بالایی می­گیرند به احتمال بیشتری به محرک­های منفی توجه می­ کنند، و افراد خوش­بین به هر دو محرک مثبت و منفی توجه می­ کنند(به نقل از حمزه­زاده و همکاران، ۱۳۹۱). خوش­بینی نقش مهمی در سازگاری با رویدادهای استرس­زای زندگی دارد. هنگام رو به رو شدن با یک چالش، افراد خوش­بین حالت اطمینان و پایدار دارند(حتی اگر پیشرفت، سخت یا کند باشد). اما بدبین ها مردد و ناپایدارند. این تفاوت ممکن است در شرایط سخت بیشتر باشد. خوش­بین­ها بر این باورند که ناملایمات می­توانند به شیوه موفقیت­آمیزی اداره شوند. اما افراد بدبین انتظار بدبختی دارند. خوش­بین­ها جبرگرایی، سرزنش و فرار را کمتر به کار می برند، بر جنبه­ های منفی موقعیت متمرکز نمی­شوند یا در زمینه سرکوب نشانه­هایشان کوشش نمی­کنند و موقعیت­های غیرقابل تغییر را به جای تلاش در فرار از آن­ها، می­پذیرند. خوش­بین­ها هم چنین به واسطه کنار آمدن در برابر بیماری­های شدید و نگرانی­های مربوط به تهدیدهای سلامتی از بدبین­ها متمایز می­شوند. به طور کلی خوش­بین­ها نسبت به بدبین­ها گرایش بیشتری به کاربرد راهبردهای مسأله دار دارند(اسنایدر و لوپز، ۲۰۰۲). رشد خوش بینی رشد خوش بینی را سلامت روانی والدین، نوع سرمشق دهی نقش ارائه شده توسط والدین و میزان تشویق یا پاداشی که والدین در برابر خوش­بینی به فرزندان­شان ارائه می دهند مشخص می کند (آبرامسون و همکاران[۱۶۱] ۲۰۰۰، گیلهم[۱۶۲]، ۲۰۰۰) به احتمال زیاد افراد خوش­بین از خانواده­هایی هستند که در آن­ها پدر یا مادر افسردگی نداشته­اند والدین افراد خوش­بین برای به کاربری سبک تبیین خوش­بینانه، نسبت دادن موفقیت به عواملی درونی، کلی، و ثابت و تبیین شکست ها براساس عوامل بیرونی مشخص و گذرا، سرمشق­های نقشی خوبی برای فرزندان خود هستند افراد خوش­بین از خانواده­هایی هستند که در آن والدین از شکست های خود را می­فهمند و آن­ها را به جای عوامل درونی به عوامل بیرونی نسبت می­ دهند (به نقل از موسوی ­نسب و تقوی، ۱۳۸۵). چنانچه جوانان به خانواده­هایی متعلق باشند که ضربه­های روانی عمده (مثل بیکاری وفقر) را تجربه کرده و با این بدبیاری ها به خوبی کنار آمده و از آن خلاص شده ­اند خوش­بین بار می­آیند، والدین افراد خوش­بین فرزندان­شان را تشویق می­ کنند تا با شکست­هایشان به نحو خوش­بینانه برخورد کنند و بدین ترتیب خوش­بینی و پشت­کار را به روش­های مختلف تقویت کنند. به احتمال زیاد افراد بدبین از خانواده­هایی هستند که والدین افسرده­اند سبک تبیینی بدبینانه را به فرزندان­شان سرمشق می­ دهند وبه گونه افتراقی رشد سبک تبیینی بدبینانه را تقویت می کنند جایی که والدین فرزندان را سرزنش و شکست آن­ها را به عوامل درونی، کلی و ثابت نسبت می­ دهند به احتمال زیاد این کودکان در بزرگی بدبین بار می­آیند کودک آزاری و غفلت از آن­ها نیز کودکان را در معرض آسیب پذیری پرورش سبک تبیینی بدبینانه و افسردگی قرار می­دهد. خوش­بینی، با به تأخیر انداختن رضامندی­های ناشی از منافع گذرا و کوتاه مدت به امید دستیابی به هدف­های بلند مدت نیز رابطه دارد و به احتمال زیاد افراد خوش­بین ایمان دارند که هدف های بلند مدت قابل دسترس­اند (ترجمه کریمی و افراز،۱۳۸۷). مطالعات آینده­نگر و گذشته­نگر نشان داده­اند که افراد دارای سبک تبیینی خوش­بینانه در مقایسه با افراد دارای سبک تبیینی بدبینانه، کم تر احتمال دارد که به هنگام رویارویی با رویدادهای فشارانگیز عمده­ی زندگی، به ضعف سلامت جسمانی یا افسردگی دچار شده و یا به خودکشی دست بزنند برعکس افراد بدبینی که در کودکی با رویدادهای فشارزای عمده­ زندگی (مانند تعارض مزمن بین پدر و مادر، طلاق، یا غم از دست دادن مادر) روبه رو می­شوند احتمال بیشتر می­رود که به افسردگی دچار شوند اگر آن ها از یک رابطه­ حمایت اجتماعی خوب برخوردار باشند احتمال افسردگی کاهش می­یابد، اما اگر افسردگی باعث شود که آن­ها در مدرسه موفق نشوند و مورد سرزنش قرار گیرند، اسناد این شکست ها به صورت درونی، کلی و ثابت موجب می شود که افسردگی تشدید گردد و به صورت دایمی درآید. خوش­بینی در بزرگسالی با پیشرفت بهتر در تحصیلات دانشگاهی عملکرد ورزشی؛ سازگاری شغلی و خانوادگی همراه است(ترجمه کریمی و نیلوفری،۱۳۸۸). ۴- خودکارآمدی یکی از ابعاد«خود» در نظریه شناختی- اجتماعی بندورا خودکارآمدی است که به توانایی ادراک شده­ فرد در انطباق با موقعیتی خاص گفته می­ شود. مفهوم خودکارآمدی به قضاوت افراد درباره توانایی آن­ها در انجام یک کار یا انطباق با یک موقعیت خاص است. بندورا خودکارآمدی را به عنوان باور و قضاوت فرد از توانایی خود بر سازمان و انجام رشته­ای از اعمال که برای تولید نتایج مورد نظر نیاز است تعریف کرده است(زارع زاده، ۱۳۸۵). همچنین، بندورا و همکاران[۱۶۳] (۱۹۹۵) خودکارآمدی را عبارت از باورهای افراد به توانایی­هایشان در بسیج انگیزه­ها، منابع شناختی و اعمال کنترل بر یک رخداد معین تعریف کرده ­اند. یکی از جنبه­ های اساسی خوکارآمدی شخص، این باور است که فرد از راه اعمال کنترل می ­تواند بر پیامدهای زندگی خود اثر بگذارد. به ویژه در هنگام رویارویی با عوامل استرس زا، داشتن احساس کنترل بر شرایط، عاملی مهم در سازگاری با موقعیت­های گوناگون است (به نقل از مسعودنیا، ۱۳۸۶). خودکارآمدى جزیى از خودپنداره فرد مى­باشد که به باورهاى فرد در رابطه با توانایى­هایش جهت انجام تکالیفى که در آینده با آن­ها روبه رو مى­شود، مربوط است (بندورا، ۱۹۹۷، به نقل از کیامرثی و همکاران، ۱۳۹۰). ابعاد خودکارآمدی بطور کلی باورهای خودکارآمدی از لحاظ سطح، نیرومندی و عمومیت با یکدیگر تفاوت دارند: سطح:باورهای خودکارآمدی از لحاظ سطح متفاوت می­باشند به طوری که باورهای خودکارآمدی در یک حوزه ممکن است در حد فعالیت­های ساده، متوسط و دشوار باشند.لذا انتخاب فعالیت­ها باید مبتنی بر میزان و نیرومندی احساس خودکارآمدی افراد باشد. انتخاب نادرست یا فعالیت منجر به تضعیف احساس خودکارآمدی می­گردد. افراد در رویارویی با فعالیت­ها و تکالیف خیلی ساده، احساس کاذب خودکارآمدی و در مواجهه با فعالیت­ها و تکالیف خیلی دشوار احساس عدم خودکارآمدی خواهند کرد. نیرومندی:یکی دیگر از ابعاد خودکارآمدی، بعد نیرومندی است. باورهای خودکارآمدی ضعیف در اثر تجارب ناموفق به سهولت بی اعتبار می­گردند. اما افرادی که اعتماد بالایی نسبت به توانایی­های خود دارند در برابر مشکلات و سختی­ها نیز کارآمدی خویش را حفظ می کنند. بنابراین، احساس خودکارآمدی هر چقدر نیرومندتر باشد ثبات و دوام آن بیشتر خواهد بود، همچنین رابطه بیشتری نیز با رفتار پیدا می­ کند. عمومیت:افراد ممکن است در حد یک حوزه یا تنها بخشی از آن حوزه خود را کارآمد بدانند. باورهای خودکارآمدی در این بعد، متأثر از عواملی همچون شباهت فعالیت­ها و حیطه­ بروز آن­ها در رفتارهای شناختی و عاطفی، کیفیت شرایط و ویژگی­های افرادی که آن رفتار یا فعالیت به آنان مربوط می­گردد، می­باشد(بندورا، ۲۰۰۰، به نقل از کدیور، ۱۳۹۰). منابع خودکارآمدی باورهای خودکارآمدی عمدتاً مبتنی بر منابع اطلاعاتی پنج گانه به شرح ذیل شکل می گیرد: انطباق­های عملکرد:بندورا(۱۹۸۶) معتقد است که انتظارات کارآمدی در تجربیاتی که شخص در آنها مهارت دارد، ریشه دارد. تجارب موفق متمایلند که انتظارات سطح بالا ایجاد کنند در حالی که تجارب شکست تمایل به تولید انتظارات سطح پائین دارند. یکبار که انتظارات کارآمدی قوی و بالا ایجاد شد، به هر حال احتمال اینکه شکست­های موقتی تأثیر زیادی بر قضاوت فرد از قابلیت­های خود داشته باشد اندک است. بر عکس، یک­بار که انتظارات کارآمدی ضعیف و پائین ایجاد شد، موفقیت­های گهگاهی در قضاوت افراد از قابلیت­های خودشان چندان مؤثر نیستند. به هرحال، انتظارات سطح پائین می ­تواند به وسیله موفقیت­های فراوان و مکرر تغییر یابد. از طریق چنین کوشش­هایی بالاخره افراد می­توانند بر مشکل­ترین موانع غالب آیند و چیره شوند (به نقل از عزیزی ­ابر قوئی، ۱۳۸۹). موثرترین و با نفوذترین منبع خودکارآمدی، دستاوردهای عملکرد است. افراد در کارها و فعالیت­هایی که مشغول می­شوند نتیجه اعمالشان را تفسیر می­ کنند و از این تفسیرها برای گسترش باورها و عقاید درباره توانایی­شان برای درگیر شدن در کارها و فعالیت­های بعدی استفاده می­ کنند. معمولاً نتایجی که به عنوان نتایج موفق تفسیر می­شوند، خودکارآمدی را افزایش می دهند و آن دسته که به عنوان نتایج ناموفق تفسیر می­شوند آن را کاهش می­ دهند (پاجاریس[۱۶۴]، ۲۰۰۲). تجربیات جانشینی:دومین منبع شکل­ گیری خودکارآمدی، تجربیات جانشینی است که به وسیله عمل دیگران ایجاد می­ شود، تأثیرات این منبع نسبت به انطباق­های عملکردی ضعیف­تر می باشد. قسمتی از تجربه­های جانشینی به وسیله مقایسه­های اجتماعی با دیگران ساخته می­ شود.مشاهده الگوهای شکست در صورتی که مشاهده­گر توانایی خود را قابل مقایسه و شبیه به الگو بداند تأثیر منفی بر روی خودکارآمدی خواهد داشت اگر مشاهده­گر توانایی خود را بالاتر از الگو بداند تأثیری منفی بر مشاهده­گر نخواهد داشت و همچنین اگر فردی مشاهده نماید که افراد دیگر با وجود تلاش نمی­گردند وی در آن حوزه نیز تأثیرات مدل­سازی به طور ویژه­ای به این زمینه مربوط می­ شود، بخصوص زمانی ­که شخص در مورد انجام کاری تجربه قبلی کمی دارد. اگر مدل­ها راه­های بهتر انجام کارها را به افراد آموزش دهند، با این وجود حتی افراد با تجربه و خودکارآمد، خودکارآمدی­شان را در سطح بالایی افزایش می­ دهند. تجربه جانشینی زمانی قدرتمند است که ناظران شباهت­هایی را در بعضی ویژگی­های مشاهده شونده ببینند. مشاهده موفقیت­های چنین مدل­هایی به مشاهده گر کمک می­ کند که توانایی­های خود را باور کند (اگر آن­ها می­توانند چنین کاری را انجام دهند پس من هم می­توانم). یک مدل مهم و مشخص در زندگی یک نفر می ­تواند به القا کردن باورهای شخصی که راه و روش زندگی را تحت تأثیر قرار می دهد کمک کند (پاجاریس، ۲۰۰۲). ترغیب کلامی:باورهای افراد نسبت به توانایی­های خود از طریق ترغیب کلامی که اشخاص دریافت می­ کنند، تحت تأثیر قرار می­گیرد. پیغام­های کلامی و تشویق­های اجتماعی به اشخاص کمک می­ کنند که تلاش بیشتری به کار برند و پشتکار مورد نیاز برای موفقیت را تداوم بخشند و این امر به رشد پیوسته مهارت ­ها و کارآمدی شخصی منجر می­ شود. بسیاری از والدین که کودکان خود را تشویق می­ کنند تا باور کنند که می­توانند در مراتب مختلف زندگی موفق شوند و آن­ها را برای تلاش کردن تشویق می­ کنند شاید با این عمل، رشد مهارت ­ها و حس خودکارآمدی آنها را تسریع کنند. به هر حال، این تشویق باید در حد واقعی و معقول باشد زیرا ترغیب تلاش­ های ناموفق برای انطباق با اهداف ممکن است انتظارات کارآمدی پائین ایجاد کند. همچنین والدینی که همیشه تلاش­ های کسب مهارت فرزندان خود را از طریق استهزا، انتقاد و تحقیر، ناچیز می­انگارند باعث شکل­ گیری خودکارآمدی پائین در فرزندان می­شوند(به نقل ازعزیزی ­ابرقوئی، ۱۳۸۹). برانگیختگی هیجانی:حالات فیزیولوژیکی از قبیل ترس، برانگیختگی، خستگی و حالات خلقی، اطلاعاتی درباره خود کارآمدی فراهم می­ کند. فشار روانی و تنش اغلب به عنوان شاخص­ های آمادگی برای شکست تفسیر می­ شود، همچنین خلق فرد نیز می ­تواند تأثیر عمده­ای روی باورهای خودکارآمدی داشته باشد، به طور مثال خوش بینی و خلق مثبت باورهای خودکارآمدی را افزایش می­ دهند، در صورتی که ناامیدی و افسردگی باورهای خودکارآمدی را کاهش می دهند. موقعیت­های مشکل باعث ایجاد حالت­های برانگیختگی بالا در اکثر افراد می­گردد و افراد با توجه به این اطلاعات، قابلیت توانایی خود را قضاوت می­ کنند، چون برانگیختگی بالا عملکرد افراد را کاهش می­دهد و بیشتر احتمال دارد که افراد منتظر شکست باشند و انتظارات کارآمدی پائین داشته باشند (به نقل از فراهانی، ۱۳۸۷). تلفیق اطلاعات کارآمدی:بندورا بر این اعتقاد است که اکتساب و تشکیل قضاوت­های خودکارآمدی تنها از طریق یک بعد صورت نمی­گیرد، بلکه اطلاعات کارآمدی تلفیق و ترکیبی از منابع متفاوت هستند (بندورا،۱۹۹۷، به نقل از زارع­زاده، ۱۳۸۵). باورهای خودکارآمدی باورهای خودکارآمدی (الدرمن[۱۶۵]، ۲۰۰۴؛ ارمرد[۱۶۶]، ۲۰۰۳؛ پاجارس، ۲۰۰۳؛ به نقل از کدیور، ۱۳۹۰) بر چهار فرایند زیر تأثیر می گذارند: ۱٫فرایندهای شناختی: باورهای خودکارآمدی به صورت های مختلف بر فرایندهای شناختی تأثیر می­گذارند. در بیشتر رفتارهای هدفمند، اهداف بر اساس آینده­نگری انتخاب می شوند. هدف­گزینی افراد بر اساس ارزیابی از توانایی­های خود است. افراد دارای خود­کارآمدی قوی­تر، هدف­های چالش انگیزتری برای خود انتخاب می­ کنند و نیز تعهد بیشتری نسبت به اهداف خود نشان می­ دهند. بیشتر فعالیت­ها در آغاز با تفکر شکل می گیرد. سپس، باورهای افراد بر این رفتارها تأثیر می گذارد. افراد دارای خودکارآمدی بالا، روش های مفید و مؤثری برای عملکرد در پیش می­گیرند، اما افرادی که به کارآمدی خود شک دارند از تجسم موفق اعمال ناتوان­اند. ۲٫فرایندهای انگیزشی: باورهای خودکارآمدی در تنظیم انگیزشی فرد، نقشی اساسی بر عهده دارند (بندورا،۱۹۹۳). بر اساس نظریه شناختی-اجتماعی، افراد خود را بر می­انگیزانند و اعمال و رفتارشان را به طور پیش بینی شده با بهره گرفتن از دور اندیشی هدایت می کنند. آنان همچنین پیامدهای اعمال آینده خود را پیش بینی می کنند، هدف­هایی برای خود انتخاب و برنامه­هایی جهت واقعیت بخشیدن به رویداد های ارزشمند آینده طراحی می کنند. از نظر بندورا، سه نوع برانگیزاننده شناختی وجود دارد که عبارت است از: اسنادهای علّی، انتظارات پیامدی و اهداف درک شده. فرایندهای عاطفی:باورهای افراد در مورد توانایی های خود، هم بر میزان فشار روانی و افسردگی ناشی از موقعیت­های تهدیدآمیز و هم بر سطح انگیزش آنها تأثیر می­گذارد. این تأثیر، میانجی عاطفی باورهای خودکارآمدی است. کارآمدی ادراک شده در کنترل عوامل فشارزا، نقشی مرکزی (محوری) دارد. افرادی که به توانایی خود در کنترل تهدیدها اعتماد دارند، به الگوهای فکری نگران کننده نمی­اندیشند. اما افرادی با باورهای ضعیف، در کنترل تهدید­ها به شدت مضطرب می شوند. این افراد به کمبودهایشان فکر می­ کنند و محیط خود را از بسیاری جنبه­ها پر خطر می­بینند، تهدیدها را بزرگ جلوه می­ دهند و درباره آنچه به ندرت اتفاق می افتد نگران می­شوند؛ سرانجام، به تبع تفکرات ناکارآمد، به خود بدبین شده، سطح عملکردشان را تضعیف می­ کنند. فرایندهای گزینشی:تاکنون بحث در مورد فرایندهای فعال ساز کارآمدی بود؛ فرایندهایی که افراد را قادر می ساخت تا محیط­های م‍‍‍‍ؤثری بسازند. انسان در اصل، محصول محیط خود است. بنابراین، باورهای خودکارآمدی باعث می شود فرد بتواند زندگی­اش را با انتخاب فعالیت­ها و محیط شکل داده و آن را تحت تأثیر قرار دهد. افراد از فعالیت و موقعیت­هایی که فراتر از توانایی­شان است، اجتناب می­ کنند، اما بلافاصله فعالیت­های چالش انگیزی را به عهده می گیرند و موقعیت­هایی را انتخاب می­ کنند که از عهده آن برمی­آیند. با این انتخاب­ها، افراد توانمندی­ها، علایق و روابط اجتماعی مختلفی ایجاد می­ کنند و روابط اجتماعی مختلفی ایجاد می­ کنند که بر زندگی­شان تأثیر می­گذارد. ویژگی­های خودکارآمدی لوتانز و همکاران(۲۰۰۷) برای خودکارآمدی ویژگی­هایی برشمردند که عبارتند از: خودکارآمدی در هر زمینه­ای مختص همان قلمروی فعالیت است و به سادگی نمی­توان آن را به دیگر عرصه های زندگی فرد، تعمیم داد. کسب خود- کارآمدی در هر فعالیتی مبتنی بر تمرین و کسب تسلط در آن رشته فعالیت است. در هر فعالیتی، هر چند فرد دارای خودکارآمدی باشد، همیشه امکان ارتقای خودکارآمدی وجود دارد. خودکارآمدی فرد تحت تاثیر باور دیگران به توانایی­های فرد است. خودکارآمدی فرد، تحت تاثیر عواملی مانند: دانش و مهارت­ های فرد، سلامتی جسمی و روانی او و نیز شرایط بیرونی دربرگیرنده فرد است. از طرفی، افراد با خودکارآمدی بالا دارای این پنج ویژگی زیر هستند(به نقل از سیماراصل و فیاضی، ۱۳۸۸): هدف­های والایی برای خود تعیین می کنند و ایفای وظایفی دشوار برای رسیدن به آن هدف­ها را بر عهده می گیرند. به استقبال چالش­ها می­روند و برای رویارویی با چالش­ها سخت تلاش می کنند. انگیزه فردی آن­ها به شدت بالا است. برای دستیابی به هدف­های خود از هیچ تلاشی مضایقه نمی­کنند. در رویارویی با موانع، ثابت قدم هستند. ۲-۱-۳-۲- سرمایه روانشناختی سازه ای متفاوت از دیگر سرمایه ها تحقیقات پیشین از سرمایه انسانی که بر رشد ظرفیت ها و مهارت های فردی، تأکید می کند، حمایت می کنند. بر این اساس محققان ذکر کرده اند که سازمان های موفق با هوش ترین و بهترین کارکنان را جذب می کنند، به کار می گمارند، رشد می دهند و نگه می دارند و بنابراین سرمایه انسانی نیرومندتر دارند (لیندمولم، فری من[۱۶۷]،۲۰۰۷). دیگر محققان به سرمایه اجتماعی اشاره می کنند که برروابط و شبکه ها و پیوندهای اجتماعی هم برای سازمان ها با اهمیت است زیرا به عنوان اهرمی برای دستیابی به اطلاعات بیشتر و نتایج بهتر از طریق تأثیر گذاری بیشتر، قدرت کنترل و اتحاد سازمانی، به کار می رود (آدلرو وون[۱۶۸]،۲۰۰۷، به نقل مقیمی مفرد، ۱۳۹۳). اسنل[۱۶۹] (۲۰۰۶) ذکر می کند که در کارکرد مدیریت منابع انسانی سرمایه انسانی و سرمایه اجتماعی باید به یک اندازه به کار روند زیرا مدیریت سرمایه انسانی در ایجاد زیربنایی برای اثربخشی به کار می رود در حالی که مدیریت سرمایه اجتماعی کلیدی برای پایان یافتن کار است. به هرحال علاوه برداشتن سرمایه انسانی و اجتماعی یک سازمان به این نیز نیازدارد که ازنظرروانشناختی سالم باشد تا بتواند رقابت داشته باشد. بر این اساس سرمایه روانشناختی منفعت های چندی درهمه سطوح از قبیل افراد، مدیران و کلا در سطح سازمان دارد(به نقل از مقیمی مفرد، ۱۳۹۳). نظریه پردازان سرمایه روانشناختی معتقدند که سرمایه روانشناختی افراد را به چالش می کشاند تا در جستجوی این سوال برآیند که چه کسی هستند و بنابراین به عنوان نتیجه به خودآگاهی بهتر می رسند که برای رشد رهبری ضروری می باشد (ریچارد[۱۷۰]، ۲۰۱۲). اصطلاح سرمایه، همچنین در کنار استفاده سنتی در اقتصاد و تجارت، برای نشان دادن ارزش منابع انسانی (سرمایه انسانی) همانند دیگر مفاهیمی مثل سرمایه عقلانی، سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی به کار می رود. سرمایه روانشناختی به واسطه الگوی سرمایه گذاری منابع روانی رشد کرده است که ناشی از کسب پاداش های تجربی از لحظه حال می باشد، درحالی که احتمال سودمندی هایی در آینده را نیز افزایش می دهد.سرمایه روانشناختی درباره حالتی از مؤلفه های زندگی درونی شماست. وقتی شما این مؤلفه ها (کارآمدی، خوش بینی، امیدواری و تاب آوری) را جمع می کنید، تجارب و سرمایه با ارزشی به وجود می آید (کرس تینگ[۱۷۱]،۲۰۱۰). ۲-۱-۳- ۳- پیامدهای سرمایه ­های­ روانشناختی این سازه مفهومی، زیر مجموعه ­ای از روانشناسی مثبت­گرا می­باشد که با ویژگی­های زیر مشخص می شود: باور فرد به توانایی­هایش برای دستیابی به موفقیت در انجام وظایف معین، ایجاد اسنادهای مثبت در مورد موقعیت­های اکنون و آینده، داشتن پشتکار در دنبال کردن اهداف و پیگیری راه­های لازم برای رسیدن به موفقیت و تحمل کردن مشکلات و بازگشت به سطح معمولی عملکرد و حتی ارتقاء از آن تا دستیابی به موفقیت­ها. امیدواری، خوش بینی و خودکارآمدی و تاب­آوری همواره با بهزیستی روانی رابطه دارند. به نظر افرادی که دیدگاه مثبتی نسبت به دنیا و خودشان دارند به راحتی می­توانند از اتفاقات ناگوار دوری کنند. آن­ها به رفتارهایی می­پردازند که آن­ها را از وضعیت ناگوار فعلی می رهاند(هاشمی­نصرت آبادی و همکاران، ۱۳۹۱). از طرفی، نتایج پژوهش­های انجام شده در حوزه سرمایه­ روانشناختی نشان می­دهد که رابطه معناداری میان آن و پیامدهای سازمانی وجود دارد. برای مثال، سرمایه روانشناختی، سطح استرس کارکنان را تحت تاثیر قرار می­دهد؛ فرایند تحول سازمانی را تسهیل می کند (آلیو و لوتانز، ۲۰۰۶) و به عنوان متغیر میانجی، نقش تعیین کننده ­ای در رابطه­ بین حمایت سازمانی و عملکرد شغلی دارد (لوتانز و همکاران، ۲۰۰۷). لوتانز و همکارانش با پژوهش­هایی که در این زمینه انجام دادند، به این نتیجه رسیدند که می­توان با تقویت سرمایه­ روانشناختی در سازمان، عملکرد آن را ارتقا داد(می­یر و بیکر[۱۷۲]، ۲۰۰۴). در مطالعه دیگری، فردریکسون[۱۷۳] (۲۰۱۱) نشان داد که سرمایه­ روانشناختی موجب کاهش انحرافات رفتاری و تعدیل رفتار شهروندی سازمانی می­ شود. او در این تحقیق، هویت سازمانی را به عنوان متغیر تعدیل کننده مطرح کرد (به نقل از نجاری و همکاران، ۱۳۹۲). به عقیده آوی و همکارانش (۲۰۰۹)، سرمایه روانشناختی به عنوان عاملی تلقی شده است که برای درک بهتر تفاوت در علائم و نشانه های درک استرس و نیز بر قصد و تصمیم کارکنان به ترک کار و رفتارهایی که از آنان به منظور جستجوی شغل در سازمان­های دیگر رخ می­دهد­، مورد استفاده قرار می­گیرد. نتایج این تحقیق نشان می­دهدکه با ارتقاء سرمایه روانشناختی می­توان با ایجاد حس امید، خود­کارآمدی، خوش­بینی و تاب­آوری در سازمان، ماندگاری کارکنان در سازمان را افزایش داد. ۲-۲- پیشینه تجربی تحقیق ۲–۲-۱- رابطه میان رهبری اصیل واشتیاق شغلی پژوهش های چندی روابط میان اشتیاق شغلی و رهبری اصیل را بررسی کرده اند که نتایج برخی از این پژوهش ها در ذیل آورده می شود. تحقیقات انجام شده درداخل کشور نقی زاد ه باقی، زاهد بابلان، آخربین، (۱۳۹۲) در پژوهشی با عنوان «نقش سبک رهبری خدمت گزار و یادگیری سازمانی در اشتیاق شغلی پرستاران، دانشگاه علوم پزشکی اردبیل » به این نتیجه رسیدند که بین سبک رهبری و یادگیری سازمانی با اشتیاق شغلی رابطه مثبت و معنی دار وجود داشت. و سبک رهبری خدمت گزار و یادگیری سازمانی دارای میانگین بالاتری نسبت به میانگین مفهومی بودند، همچنین نتایج نشان داد که سبک رهبری خدمت گزار و یادگیری سازمانی می تواند اشتیاق شغلی را پیش بینی نماید. میرمحمدی، رحیمیان، جلالی خان آبادی، (۱۳۹۱) در پژوهشی با عنوان «رهبری اصیل و دلبستگی شغلی: اعتماد به مثابه متغیر میانجی» هدف این پژوهش بررسی رابطه رهبری اصیل و دلبستگی شغلی با توجه به نقش اعتماد است. اعتماد بین فردی به عنوان متغیر میانجی اثر کامل در رابطه بین رهبری اصیل و دلبستگی شغلی دارد. به عبارت دیگر، رهبری اصیل از طریق اعتماد بین فردی، میزان دلبستگی شغلی کارکنان را تحت تاثیر قرار می دهد. کاهه (۱۳۹۱) در پژوهشی با عنوان «رابطه رهبری اصیل با عملکرد خلاق و اشتیاق به کارکارکنان شرکت خودروسازی زامیاد» نشان می دهد که متغیر میانجی اشتیاق به کار، اثر نسبتا کاملی در رابطه بین رهبری اصیل و عملکرد خلاق دارد و رهبری اصیل با تأثیرگذاری بر روی اشتیاق به کارکنان، می تواند نقش به سزایی در بهبود عملکرد خلاق داشته باشد. این پژوهش به طورتجربی رهبری اصیل را به عنوان یک الگوی رفتاری مناسب جهت بهبود اشتیاق به کار کارکنان و شکوفایی عملکرد خلاق در سازمان معرفی می نماید. تحقیقات انجام شده در خارج کشور گوتیرز (۲۰۱۴) در تحقیق خود با عنوان «اکتشاف جو روانی، محیط کار دوستی و نیازهای روانی در رهبری تحول آفرین و اشتیاق شغلی» نشان داد بین رهبری تحول گرا و اشتیاق کار رابطه معنی داری وجود دارد و نیازهای روانی تا حدی به رابطه واسطه ای بین رهبری و اشتیاق کار مربوط می شود. یان لیو (۲۰۱۲) در پژوهش خود با عنوان «ارتباط رهبری اصیل و اشتیاق رفتار و عملکرد شغلی» نشان داد که از رهبری اصیل می توان برای پیش بینی امنیت روانی کارکنان، تعامل شغل، سلامت مثبت کارکنان، اشتراک دانش و رفتار انحرافی کارکنان استفاده کرد. و همچنین رابطه بین رهبری اصیل و عملکرد شغلی از طریق اثر میانجی تعامل کار به صورت غیرمستقیم حمایت می شود. ویفالد[۱۷۴] (۲۰۰۸) در پژوهش خود با عنوان« بررسی اشتیاق شغلی، رهبری تحولی و رابطه ساختاری روانشناختی» نشان داد که با بهره گرفتن از رگرسیون سلسله مراتبی یک ارتباط قوی بین اشتیاق شغلی، رهبری و ساختار روانشناختی وجود دارد. ۲-۲-۲- رابطه میان سرمایه روانشناختی و اشتیاق شغلی پژوهش های چندی روابط میان اشتیاق شغلی وسرمایه روانشناختی را بررسی کرده اند که نتایج برخی از این پژوهش ها در ذیل آورده می شود. تحقیقات انجام شده در داخل کشور مقیمی مفرد (۱۳۹۳) درپژوهشی با عنوان «بررسی رابطه سرمایه روانشناختی با اشتیاق شغلی و میل ماندن در شغل کارکنان بهره برداری شرکت نفت گچساران» به این نتیجه دست یافته که بین مؤلفه های سرمایه روانشناختی و اشتیاق شغلی رابطه معناداری وجود دارد. نجاری و همکاران (۱۳۹۲) در پژوهشی با عنوان بررسی و تبیین نقش سرمایه روانشناختی در پیامدهای سازمانی به یافته های زیر دست یافتند که سرمایه روانشناختی آثار و پیامدهای مثبتی بر عملکرد شغلی، رضایت شغلی و تعهد سازمانی دارد. در این میان، مؤلفه تاب آوری دارای بالاترین رتبه و خوش بینی، پایین ترین رتبه را داشته اند. همچنین این بررسی نشان داد که جو سازمانی نقش متغیرتعدیل گرمیان سرمایه روانشناختی و پیامدهای سازمانی ایفا می کند. هاشمی شیخ شبانی و همکاران (۱۳۹۲) در پژوهشی با عنوان «بررسی اثر جو روانشناختی و خود ارزشیابی های محوری بر عملکرد وظیفه ای و قصد ترک شغل با میانجی گری اشتیاق شغلی در کارکنان شرکت صنایع چوب و کاغذ ایران (چوکا)» نشان داد که جو روانشناختی هم به طور مستقیم و هم از طریق اشتیاق شغلی و فقط از طریق اشتیاق شغلی با عملکرد وظیفه ای رابطه دارد. همچنین خودارزشیابی های محوری هم به طور مستقیم و هم از طریق اشتیاق شغلی با عملکرد وظیفه ای و فقط از طریق اشتیاق شغلی با قصد ترک شغل رابطه دارد. شهبازی (۱۳۹۲) درتحقیقی با عنوان «تأثیر آموزش سرمایه روانشناختی بر عملکرد شغلی و اشتیاق شغلی» نشان داد که تأثیر معنادار مداخله آموزشی بر سرمایه روانشناختی و اشتیاق شغلی بود ولی تأثیری بر عملکرد شغلی نداشت. دیانتی نسب (۱۳۹۲) در پژوهش خود با عنوان « بررسی نقش واسطه گری استرس شغلی در رابطه بین سرمایه روانشناختی و عملکرد شغلی کارکنان واحد عملیاتی منطقه دشت گز نفت و گاز گچساران» به این نتیجه رسید که بین استرس شغلی و عملکرد شغلی رابطه منفی و معنادار و بین سرمایه روانشناختی و عملکرد شغلی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد، استرس شغلی و عملکرد شغلی با واسطه گری روانشناختی رابطه معناداری وجود دارد. علیپور، صفاری نیا، صرامی فروشانی، آقاعلیخانی، آخوندی (۱۳۹۲) در پژوهشی با عنوان «بررسی اثربخشی مداخله سرمایه روانشناختی لوتانز بر فرسودگی شغلی کارشناسان شاغل در شرکت ایران خودرو دیزل». نتیجه به دست آمده این است که : با توجه به یافته ها می توان گفت برنامه مداخله ای لوتانز بر کاهش فرسودگی شغلی به ویژه خرده مقیاس های خستگی هیجانی و مسخ شخصیت موثر است. بنابراین می تواند راهکار اجرایی مناسبی جهت کاهش فرسودگی شغلی باشد. رحیمی و همکاران (۱۳۹۱) درتحقیقی با عنوان« رابطه سرمایه روانشناختی در محیط کار کارکنان با شور و شوق کاری آنان در سازمان» نشان داد که همبستگی میان مجموع عوامل روانشناختی مثبت با شور و شوق کاری قوی تر از همبستگی میان تک تک اجزای تشکیل دهنده آن است و این بدان معناست که عوامل سرمایه روانشناختی در محیط کار دارای اثری هم افزاینده است. در مجموع یافته ها نشان داد متغیرهای سرمایه روانشناختی در محیط کار هم چون خوش بینی، عاطفه مثبت و سرزندگی از آن جهت که می توانند رفتارهای انگیزشی و کاری کارکنان را پیش بینی نمایند. جمال زاده (۱۳۹۱) در پژوهشی با عنوان «بررسی رابطه میزان اشتیاق شغلی و ابعاد نگرش های کاری کارکنان در دستگاه های اجرایی شهرستان کاشمر» نشان داد که میزان اشتیاق شغلی در بین کارکنان اجرایی شهرستان کاشمر به مقدار زیاد می باشد، همچنین بین اشتیاق شغلی و ابعاد نگرش های کاری کارکنان از منظرانرژی حرفه ای، فداکاری حرفه ای و شیفتگی حرفه ای رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین یافته های این پژوهش نشان می دهد که بین میزان اشتیاق شغلی و ابعاد نگرش های کاری از منظر رضایت شغلی و تعهد سازمانی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.اما بین اشتیاق شغلی و قصد ترک خدمت رابطه معناداری وجود ندارد. نتایج این پژوهش گویای ارتباط تأثیر مفاهیم سازمانی مثبت در ایجاد پیامدهای مثبتی چون رضایت شغلی و تعهد سازمانی است. مدیران سازمان ها باید با تأکید بیشتر برای ایجاد اشتیاق درکارکنان نسبت به شغلشان، پیامدهای مثبت حاصل ازآن را به خود و سازمان ها یشان بازگردانند. تحقیقات انجام شده درخارج کشور هربرت (۲۰۱۱) نیز در پژوهش خود با عنوان «رابطه سرمایه روانشناختی با برخی نگرش های شغلی» نشان داد که سرمایه روانشناختی با استرس شغلی و فرسودگی رابطه منفی دارد و با اشتیاق شغلی رابطه مثبت دارد. که همگی به شکل مستقیم و یا غیرمستقیم تأثیر به سزایی درتمایل به ماندن در سازمان کارکنان دارند. لوک[۱۷۵] (۲۰۱۱) نیز در پژوهش خود که در میان ۲۰۰ پزشک هندی به بررسی رابطه هیجانات مثبت و سرمایه روانشناختی با میانجی گری استرس شغلی ادراک شده، رضایت شغلی پرداخته بود نشان داد که هیجانات مثبت روی سرمایه روانشناختی تأثیر می گذارد و سرمایه روانشناختی نیز نقش میانجی بین استرس شغلی ادراک شده، رضایت شغلی و در نهایت تمایل به خروج از سازمان دارد. هاستینگ (۲۰۱۰) در پژوهش خود نشان داد که رابطه مثبت و معناداری بین مؤلفه های سرمایه روانشناختی و اشتیاق کارکنان وجود دارد. هر چند، تمام مؤلفه های سرمایه روانشناختی در ایجاد اشتیاق از اهمیت برخور داررند با این حال دو مؤلفه امیدواری و خودکارآمدی از قابلیت پیش بینی بالاتری برخوردار هستند. آوی و همکاران (۲۰۰۶) نشان دادند که منابع مثبت کارکنان یا همان سرمایه روانشناختی آن ها رابطه مثبت دارد. براساس این مطالعه هیجانات مثبت به طورمستقیم بارفتارهای مدنی سازمان رابطه دارند، در این مطالعه همچنین نشان داده شد که سرمایه روانشناختی با اشتیاق شغلی ازطریق هیجانات مثبت رابطه غیرمستقیم دارد. در اولین مطالعات در مورد رابطه بین سرمایه روانشناختی و پیامدهای شغلی، لوتانز و همکاران (۲۰۰۵) در مطالعه ای در بین کارگران چینی، رابطه بین هرکدام از مؤلفه های سرمایه روانشناختی با عملکرد شغلی و همین طور رابطه سرمایه روانشناختی کلی را با عملکرد آزمودند که نتایج نشانگر این بود که سرمایه روانشناختی با عملکرد شغلی حتی بیشتر از هرکدام مؤلفه هایش به تنهایی رابطه مثبت مستقیم دارد. ۲-۲-۳- رابطه میان رهبری اصیل و سرمایه روانشناختی پژوهش های چندی روابط میان رهبری اصیل و سرمایه روانشناختی را بررسی کرده اند که نتایج برخی از این پژوهش ها در ذیل آورده می شود. تحقیقات انجام شده در داخل کشور میرمحمدی، رحیمیان (۱۳۹۳) در پژوهشی با عنوان «بررسی تأثیر رهبری اصیل برخلاقیت فردی کارکنان با توجه به نقش میانجی گری سرمایه روانشناختی» نشان دادند که همبستگی مثبت و معناداری بین دو متغیر رهبری اصیل و سرمایه روانشناختی وجود دارد و رهبری اصیل قابلیت های سرمایه های روانشناختی را تحت تأثیر قرار می دهد. نیک پی (۱۳۹۳) در پژوهشی با عنوان «بررسی تأثیر ادراک رهبری اصیل بر رفتار شهروندی سازمانی از طریق سرمایه روانشناختی در میان اعضای هیأت علمی دانشگاه های خرم آباد»، نتایج پژوهش حاکی از آن است که رهبری اصیل به طور مستقیم و غیرمستقیم بر رفتارهای شهروندی سازمانی تأثیرگذار است، البته تأثیر غیر مستقیم رهبری اصیل بر هر دو بعد رفتار شهروندی سازمانی بیشتر از تأثیر مستقیم آن است. همچنین نتایج پژوهش نشان داد ادراک رهبری اصیل زنان و مردان متفاوت نیست اما میزان سرمایه روانشناختی و رفتار شهروندی سازمانی مردان بیشتر از زنان می باشد. سطح ادراک رهبری اصیل، میزان سرمایه روانشناختی و رفتار شهروندی سازمانی اعضای هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی لرستان در بین دانشگاه های مورد مطالعه پائین تر است. در نهایت مشاهده گردید مرتبه علمی اعضای هیأت علمی در ادراک رهبری اصیل، میزان سرمایه روانشناختی و رفتار شهروندی سازمانی آنان تأثیرگذار نمی باشد. خلیلی باهر (۱۳۹۲) در پژوهشی با این عنوان« بررسی ارتباط رهبری اصیل با خلاقیت با توجه به نقش میانجی سرمایه روانشناختی کارکنان اداره کل آموزش فنی وحرفه ای استان گیلان» نشان می­دهد بین تمام متغیرهای تحقیق ارتباط معناداری وجود دارد و نقش متغیر میانجی محدود می باشد. تحقیقات انجام شده درخارج کشور شلایر (۲۰۱۴) در تحقیق خود با عنوان« نقش تعدیل کنندگی فرهنگ سازمانی و اقلیم روانی در رابطه بین رهبری اصیل و رفتارهای تعارض سازنده » بیان می کند که با بهره گرفتن از رگرسیون چند متغیره نشان داد که بین رهبری اصیل و رفتارهای تعارض سازنده رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. کوگینز (۲۰۱۲) در پژهش خود با عنوان« رابطه برداشت پیروان از رهبران، رفتاررهبری خدمت گزار به دنبال چهارجزء سرمایه روانشناختی» و با بهره گرفتن از رگرسیون چندگانه سلسله مراتبی نشان می دهد که بین رهبری خدمت گزار و اجزاء سرمایه روان شناختی (امید، خودکارآمدی) رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. رندی پون (۲۰۱۲) در تحقیق خود با عنوان «تأثیر رهبری یکپارچه به دنبال سلامت روان و سرمایه روانی» نشان می دهد که بین رهبری یکپارچه و سرمایه روانی که شامل امید، خوش بینی و انعطاف پذیری است رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. رینولدز (۲۰۱۰) در پژوهش خود با عنوان «اثر یک رویکرد قوی به رهبری توسعه در سرمایه روانشناختی و ظرفیت های رهبری مبتنی بر ایمان مذهبی مؤسسات آموزش عالی» نشان داد که بین رهبری معتبر با چهارحالت سرمایه روانشناختی رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. کارول عبدالله (۲۰۰۹) درپژوهش خود با عنوان «مطالعه رابطه رفتارهای رهبری مثبت و پیروان سرمایه روانی» بیان می کند که همبستگی در رهبری مثبت و سرمایه روانی نزدیک به صفراست و از نظر آماری معنی دار بوده است. و همچنین بیان می کند که هر دو رفتار رهبری و سرمایه روانشناختی از یکدیگر مستقل هستند. بریاند[۱۷۶] (۲۰۰۹) در پژوهش خود با عنوان« رابطه بین رهبری اصیل، رضایت، نیاز روانی و انگیزه» نشان می دهد که بین رهبری اصیل و نیازهای روانی و انگیزه رابطه معنی داری وجود ندارد. ۲-۳- جمع بندی پیشینه وارائه چارچوب نظری پژوهش : به منظور ارائه یک مدل مناسب جهت پیش بینی اشتیاق شغلی دبیران تربیت بدنی، دامنه گسترده ای از مطالعات از لحاظ پیشینه نظری و تجربی مورد بررسی قرار گرفت. به طورکلی مرور پیشینه نشان داد که با یک نگاه سیستمی می توان بر اساس مؤلفه های رهبری اصیل و سرمایه های روانشناختی الگوی مناسبی را جهت پیش بینی اشتیاق شغلی دبیران تربیت بدنی ارائه نمود. همان طور که بحث کردیم مرور ادبیات نظری و تحقیقات قبلی نشان می دهد از یک سو رهبری اصیل منجر به سرمایه روانشناختی می شود. که در این تحقیقات بیان شده است: (خلیلی باهر، ۱۳۹۲؛ نیک پی، ۱۳۹۳؛ میرمحمدی، رحیمیان، ۱۳۹۳؛ بریاند، ۲۰۰۹؛ کارول عبدالله، ۲۰۰۹؛ رینولدز،۲۰۱۰؛ رندی پون، ۲۰۱۲؛ کوگینز،۲۰۱۲؛ شلایر، ۲۰۱۴). و همچنین از سوی دیگر پژوهش ها نشان داده اند که سرمایه روانشناختی منجر به اشتیاق شغلی می گردد. (جمال زاده، ۱۳۹۱؛ رحیمی و همکاران، ۱۳۹۱؛ علی پور،صفاری نیا، صراحی فروشان، آقاعلیخانی، آخوندی،۱۳۹۲؛ دیانتی نسب، ۱۳۹۲؛ شهبازی،۱۳۹۲؛ هاشمی شیخ شبانی و همکاران، ۱۳۹۲؛ نجاری و همکاران، ۱۳۹۲؛ مقیمی مفرد، ۱۳۹۳؛ لوتانز و همکاران، ۲۰۰۵؛ آوی و همکاران، ۲۰۰۶؛ هاستینگ، ۲۰۱۰؛ لوک،۲۰۱۱؛ هربرت، ۲۰۱۱). بر این اساس مفروضه و مساله اساسی مورد نظر پژوهش حاضر مطابق با ادبیات نظری و پیشینه تجربی، بررسی نقش واسطه ای سرمایه های روانشناختی در رابطه میان ادراک از رهبری اصیل و اشتیاق شغلی می باشد. فصل سوم روش تحقیق در این فصل ابتدا طرح پژوهش جامعه آماری معرفی می شود. سپس به روش نمونه گیری و نحوه آن ها پرداخته و در ادامه ابزار گردآوری داده ها و روش های تعیین قابلیت اعتماد[۱۷۷] و اعتبار[۱۷۸] مقیاس ها معرفی می گردد. در گام بعد به بحث پیرامون مراحل اجرای پژوهش پرداخته و در پایان نیز روش های آماری مورد استفاده جهت تجزیه و تحلیل داده های گردآوری شده، آورده می شود. ۳-۱- روش و طرح تحقیق روش اجرای این پژوهش توصیفی (غیرآزمایشی) طرح پژوهش از نوع طرح های همبستگی است. زیرا روابط بین متغیرهای رهبری اصیل و سرمایه های روانشناختی و اشتیاق شغلی در چارچوب مدل علی بررسی می شود. پژوهش حاضر از منظر هدف کاربردی است، چون نتایج این پژوهش می تواند جهت ایجاد اشتیاق شغلی در دبیران تربیت بدنی مورد استفاده معلمان، برنامه ریزان و مسئولان آموزش و پرورش قرار گیرد. ۳-۲- جامعه آماری پژوهش جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دبیران تربیت بدنی شیراز در سال ۱۳۹۴ می باشد که تعداد آن ها طبق بررسی میدانی صورت گرفته ۶۰۷ نفرکه برابر با (۳۱۲ مرد و ۲۹۵ زن ) می باشد. ۳-۳- روش نمونه گیری و حجم نمونه: در این پژوهش برای ­انتخاب­ نمونه آماری با توجه به در دسترس بودن چارچوب نمونه گیری و پایین بودن حجم جامعه آماری پژوهش از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده گردید. حجم نمونه از طریق جدول مورگان ۲۳۴ انتخاب گردید. که از این تعداد ۱۱۷ مرد و ۱۱۷زن می باشند. ۳-۴- ابزار گردآوری داده ها برای گردآوری داده ها در این پژوهش بر اساس پرسشنامه اشتیاق شغلی شوفلی (۲۰۰۳) شامل خرده مقیاس های انرژی، تعهد، جذب می باشد و سؤالات ۱۷-۱مربوط به اشتیاق شغلی است. و پرسشنامه رهبری اصیل آوولیو، گاردنر و والیوم (۲۰۰۶) توسط سایت پارس مدیر ساخته شده است. شامل خرده مقیاس های خودآگاهی، پردازش متوازن، اخلاق مداری، شفافیت رابطه ای می باشد. سؤالات ۳۲-۱۸ مربوط به رهبری اصیل است. و سرمایه روانشناختی لوتانز (۲۰۰۷)، شامل خرده مقیاس های خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری و خوش بینی می باشد. سؤالات ۵۶-۳۳ مربوط به سرمایه روانشناختی است. ۳-۵- مقیاس اشتیاق شغلی در این پژوهش جهت سنجش متغیر اشتیاق شغلی از پرسشنامه اشتیاق شغلی شوفلی (۲۰۰۳) استفاده شده است. این پرسشنامه مشتمل بر ۱۷ گویه بوده و سه مؤلفه انرژی، تعهد و جذب را مورد سنجش قرار می دهد. در پرسشنامه کلی پژوهش سوالات ۱ تا ۱۷ مربوط به این متغیر می باشد. پاسخ های فراگیران به هر کدام از گویه های این پرسشنامه نیز بر روی طیف هفت درجه ای لیکرت (۶-۰)، همیشه، بیشتراوقات، اغلب، بعضی اوقات، به ندرت، تقریبا هرگز، هرگز ثبت می گردد. در این طیف به ترتیب نمرات ۶، ۵، ۴، ۳،۲،۱،۰ به پاسخ های همیشه، بیشتراوقات، اغلب، بعضی اوقات، به ندرت، تقریبا هرگز، هرگز تعلق می گیرد. لازم به ذکر است که این پرسشنامه در داخل کشور نیز در مطالعات متعددی از جمله مقیمی مفرد (۱۳۹۳) مورد استفاده قرار گرفته و نتایج حاکی از قابلیت های فنی مناسب این پرسشنامه می باشد. در ادامه به بحث پیرامون ویژگی های فنی پرسشنامه اشتیاق شغلی پرداخته می شود. ۳-۵-۱- قابلیت اعتماد (پایایی) برای تعیین قابلیت اعتماد این پرسشنامه از روش آلفای کرو نباخ استفاده شد. ضریب آلفای کرونباخ گزارش شده توسط گوتیرز (۲۰۱۴)، برای مقیاس اشتیاق شغلی بین ۸۰/۰ تا ۸۸ /۰ می باشد. در پژوهش حاضر ضریب آلفای کرونباخ برای مقیاس اشتیاق شغلی ۷۲/ ۰به دست آمد. که بیانگر ثبات اندازه گیری این مقیاس می باشد. ۳-۵-۲- اعتبار(روایی) تعیین اعتبار این پرسشنامه براساس تأیید اساتید راهنما، مشاور و متخصصان مشخص می شود. ضمنا برای تأیید روایی پرسشنامه در داخل کشور تحقیق نیک پی (۱۳۹۳)، گزارش شده است. ۳-۶- مقیاس رهبری اصیل در این پژوهش جهت اندازه گیری رهبری اصیل فراگیران از پرسشنامه آوولیو، گاردنر و والیوم (۲۰۰۶) از سایت پارس مدیر استفاده شده است. و مشتمل بر۱۵ گویه می باشد. مؤلفه های آن شامل چهار خرده مقیاس خودآگاهی، پردازش متوازن، اخلاق مداری، شفافیت رابطه ای می باشد. در پرسشنامه کلی پژوهش سوالات ۱۸تا ۳۲ مربوط به این متغیر می باشد. پاسخ های فراگیران به هر کدام از گویه های این پرسشنامه بر روی طیف لیکرت پنج درجه ای شامل خیلی زیاد، زیاد، تا حدودی، کم، خیلی کم ثبت می گردد. در این طیف به ترتیب نمرات ۵، ۴، ۳، ۲ و ۱ به پاسخ های خیلی زیاد، زیاد، تا حدودی، کم، خیلی کم تعلق می گیرد. سؤالات ۲۱-۱۸ مربوط به خودآگاهی، سؤالات ۲۴-۲۲مربوط به پردازش متوازن، سؤالات ۲۸-۲۵مربوط به اخلاق مداری، سؤالات ۳۲-۲۹ مربوط به شفافیت رابطه ای است. لازم به ذکر است که برخی از خرده مقیاس های این پرسشنامه در داخل کشور در پژوهش نیک پی (۱۳۹۳) و کاهه (۱۳۹۱) مورد استفاده قرار گرفته و نتایج حاکی از قابلیت های فنی مناسب این پرسشنامه می باشد. ۳-۶-۱- قابلیت اعتماد(پایایی) برای تعیین قابلیت اعتماد این پرسشنامه از روش آلفای کرونباخ استفاده شد. ضریب آلفای کرونباخ گزارش شده توسط یان لیو (۲۰۱۲) برای هر چهار خرده مقیاس خودآگاهی، پردازش متوازن، اخلاق مداری و شفافیت رابطه ای به ترتیب ۹۱/۰، ۹ ۷/۰، ۸۷/۰و ۸۷/۰ می باشد.. در مطالعه حاضر نیز ضرایب آلفای کرونباخ برای خرده مقیاس های خودآگاهی، پردازش متوازن، اخلاق مداری، شفافیت رابطه ای به ترتیب برابر با ۷۹/۰، ۷۸/۰، ۷۵/۰و۷۲/۰ به دست آمد که این ضرایب حاکی از قابلیت اعتماد مطلوب این پرسشنامه می باشد. ۳-۶-۲ – اعتبار(روایی) روایی پرسشنامه با بهره گرفتن از تکنیک تحلیل عاملی تاییدی مورد بررسی قرار گرفته است. آوولیو وگاردنر در پژوهش های مختلف روایی و پایایی پرسشنامه را تایید کرده اند. تعیین اعتباراین پرسشنامه براساس تأیید اساتید راهنما، مشاور و متخصصان مشخص می شود. ۳-۷- مقیاس سرمایه روانشناختی برای اندازه گیری سرمایه روانشناختی از پرسشنامه سرمایه ­های روانشناختی لوتانز(۲۰۰۷) استفاده شده است. و مشتمل بر ۲۴ گویه می باشد. مؤلفه های آن شامل چهار خرده مقیاس خودکارآمدی، امیدواری، انعطاف پذیری (تاب آوری)، خوش بینی می باشد.. در پرسشنامه کلی پژوهش سوالات ۳۳ تا ۵۶ مربوط به این متغیر می باشد. پاسخ های فراگیران به هر کدام از گویه های این پرسشنامه بر روی طیف لیکرت شش درجه ای شامل خیلی مخالف، مخالف، تاحدی مخالف، تاحدی موافق، موافق، خیلی موافق ثبت می گردد. در این طیف به ترتیب نمرات ۶،۵،۴، ۳، ۲ و ۱ به پاسخ های خیلی مخالف، مخالف، تاحدی مخالف، تاحدی موافق، موافق، خیلی موافق تعلق می گیرد. سؤالات ۳۸-۳۳ مربوط به خودکارآمدی، سؤالات ۴۴-۳۹ مربوط به امیدواری، سؤالات ۵۰-۴۵ مربوط به تاب آوری، ۵۶-۴۶ مربوط به خوش بینی می باشد. لازم به ذکر است که برخی از خرده مقیاس های این پرسشنامه در داخل کشور در پژوهش های مقیمی مفرد (۱۳۹۳) و شهبازی(۱۳۹۲) مورد استفاده قرار گرفته و نتایج حاکی از قابلیت های فنی مناسب این پرسشنامه می باشد. ۳-۷-۱- قابلیت اعتماد (پایایی) برای تعیین قابلیت اعتماد این پرسشنامه از روش آلفای کرونباخ استفاده شد. لوتانز(۲۰۰۷) گزارش کرد که نسبت کای دو این آزمون برابر با ۶/۲۴ است و آماره های CFI، RMSEA در این مدل به ترتیب ۹۷/۰ و ۰۸/۰ هستند. همچنین، میزان پایایی این پرسشنامه در ایران بر اساس آلفای کرونباخ ۸۵/۰ به دست آمد(بهادری­خسروشاهی و همکاران، ۱۳۹۱). ضریب آلفای کرونباخ گزارش شده توسط رینولدز (۲۰۱۰) برای هر چهار خرده مقیاس امید، خودکارآمدی، تاب آوری و خوش بینی به ترتیب ۸۰/۰ -۷۲/۰، ۸۵/۰ -۷۵/۰، ۷۲/۰- ۶۶/۰، ۷۹/۰- ۶۹/۰ می باشد.. در مطالعه حاضر نیز ضرایب آلفای کرونباخ برای خرده مقیاس های امید، خودکارآمدی، تاب آوری و خوش بینی به ترتیب برابر با ۷۳/۰، ۷۵/۰، ۷۲/۰و۷۱/۰ به دست آمد که این ضرایب حاکی از قابلیت اعتماد مطلوب این پرسشنامه می باشد. ۳-۷-۲- اعتبار(روایی) تعیین اعتبار این پرسشنامه براساس تأیید اساتید راهنما، مشاور و متخصصان مشخص می شود. ضمنا برای تأیید روایی این پرسشنامه در داخل کشور تحقیق نجاری و همکاران (۱۳۹۲)، بیان شده است. ۳-۸- شیوه اجرای پژوهش پس از تأیید موضوع و تصویب پروپوزال توسط گروه و همچنین تعیین پایایی و روایی پرسشنامه و اخذ مجوزهای لازم از دانشگاه، فرم نهایی پرسشنامه تهیه گردید و بعد ازآن با هماهنگی حراست نواحی چهارگانه آموزش و پرورش شیراز و گرفتن تأییدیه از بخش های تحقیقات و پژوهش این چهار ناحیه، این پرسشنامه در میان دبیران تربیت بدنی نواحی مختلف شیراز اجرا شد. ضمنا درحین اجرای پرسشنامه توضیحات لازم به دبیران مربوطه ارائه شد، و به آن ها اطمینان داده شد که مطالب پرسشنامه محرمانه است، و در اختیار کسی قرار نمی گیرد و صرفا جهت انجام پژوهش حاضر می باشد. ۳-۹- روش های آماری برای تجزیه و تحلیل داده های حاصل از این پژوهش از شاخص های آمار توصیفی (میانگین – انحراف استاندارد- کجی و کشیدگی ) و آمار استنباطی (همبستگی پیرسون و روش تحلیل مسیر) به وسیله نرم افزار Lisrel استفاده گردید. ضمنا دراین پژوهش متغیرهای خودآگاهی، پردازش متوازن، اخلاق مداری، شفافیت رابطه ای به عنوان متغیرهای برون زا و متغیرهای خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری، خوش بینی و اشتیاق شغلی به عنوان متغیرهای درون زا در نظر گرفته شد. فصل چهارم یافته های پژوهش در این فصل با هدف تحلیل داده ها ابتدا شاخص های آمار توصیفی مربوط به متغیرهای پژوهش گزارش و سپس ماتریس همبستگی متغیرها، ضرایب مسیر، مشخصه های نکویی برازش و نمودار مسیر مدل برازش شده ارائه شده است . ضمنا تحلیل یافته ها بدون در نظر گرفتن متغیر جمعیت شناختی انجام شده است. ۴-۱- شاخص های آمار توصیفی متغیرهای پژوهش در جدول ۱-۴ شاخص های آمار توصیفی برای نمونه مورد بررسی (۲۳۴n=) شامل میانگین، انحراف استاندارد، کجی و کشیدگی برای متغیرهای مورد نظر آورده شده است. جدول ۴-۱: شاخص های آمار توصیفی متغیرهای پژوهش متغیر میانگین انحراف استاندارد کجی کشیدگی خودآگاهی ۰۰/۱۵ ۹۷/۳ ۵۲/۰ ۳۶/۰ اخلاق مداری ۱۵/۱۳ ۵۴/۴ ۰۰/۱ ۰۵/۱ پردازش متوازن ۷۸/۱۰ ۶۲/۲ ۱۱/۰- ۰۹/۰ شفافیت متوازن ۷۲/۱۳ ۹۶/۳ ۲۴/۰ ۱۱/۰ خوش بینی ۸۵/۲۳ ۱۲/۵ ۱۶/۰ ۴۰/۰- خودکارآمدی ۶۶/۲۵ ۳۵/۲ ۲۵/۰ ۱۱/۱ امیدواری ۹۷/۲۲ ۴۸/۴ ۴۳/۰ ۴۰/۰ تاب آوری ۵۸/۲۲ ۱۰/۳ ۱۱/۰ ۳۶/۰- اشتیاق شغلی ۲۳/۷۸ ۶۲/۴ ۸۳/۰ ۱۷/۰- همان طور که در جدول ۱-۴ مشاهده می شود با توجه به مقادیر بدست آمده کجی و کشیدگی برای متغیرهای پژوهش که تقریبا بین ۱- و ۱+ قرار دارد، توزیع تمامی متغیرها نرمال است. همچنین بررسی نتایج آزمون کالموگرف اسمیرنف و عدم معنی داری نتایج این آزمون نیز فرض نرمال بودن توزیع متغیرها را تایید کرد. بنابراین می توانیم جهت تجزیه و نحلیل یافته های پژوهش از مدل تحلیل مسیر استفاده کنیم. ۴-۲- ماتریس همبستگی از آنجایی که پایه و اساس مطالعات تحلیل مسیر همبستگی بین متغیرها می باشد، در ادامه ماتریس همبستگی متغیرهای پژوهش آورده می شود. جدول ۴ -۲: ماتریس همبستگی متغیرهای پژوهش متغیرها ۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ خودآگاهی ۱ اخلاق مداری **۲۴/۰ ۱ پردازش متوازن **۲۶/۰ **۲۵/۰ ۱ شفافیت رابطه ای **۲۴/۰ **۱۳/۰ **۲۷/۰ ۱ خوش بینی **۲۳/۰ **۲۱/۰ **۱۶/۰ **۲۴/۰ ۱ خودکارآمدی **۳۰/۰ **۲۹/۰ **۲۹/۰ *۲۷/۰ **۲۴/۰ ۱ امیدواری **۳۴/۰ **۲۷/۰ **۲۲/۰ **۲۸/۰ *۱۲/۰ **۲۳/۰ ۱ تاب آوری **۲۳/۰ **۳۵/۰ **۲۸/۰ **۲۷/۰ **۱۶/۰ **۲۸/۰ **۲۲/۰ ۱ اشتیاق شغلی **۱۶/۰ **۲۵/۰ **۲۹/۰ **۲۶/۰ **۳۴/۰ **۴۴/۰ **۴۱/۰ **۳۶/۰ ۱ ۰۱/۰ P < ** ۰۵/۰ P < * با توجه به جدول ۴-۲ می بینیم که از میان متغیرهای برونزا(مولفه های رهبری اصیل) به ترتیب پردازش متوازن(۲۹/۰)، شفافیت رابطه ای (۲۶/۰)، اخلاق مداری (۲۵/۰)، و خودآگاهی(۱۶/۰) بالاترین تا پایین ترین ضریب همبستگی را با اشتیاق شغلی دارا می باشند که تمامی این ضرایب از نظر آماری در سطح ۰۱/ معنی دار می باشند. از میان متغیر های درونزا(مولفه های سرمایه های روانشناختی) نیز به ترتیب خودکارآمدی(۴۴/۰)، امیدواری(۴۱/۰)، تاب آوری(۳۶/۰) و خوش بینی(۳۹/۰)بالاترین تا پایین ترین ضریب همبستگی را با اشتیاق شغلی دارا هستند که تمامی این ضرایب از نظر آماری در سطح ۰۱/۰ معنی دار هستند. ضمنا در ماتریس فوق بالاترین ضریب همبستگی مربوط به رابطه بین خودکارآمدی و اشتیاق شغلی (۴۴/۰) و پایین ترین ضریب همبستگی در این ماتریس مربوط به رابطه امیدوار و خوش بینی (۱۲/۰) است که از نظر آماری اولی در سطح ۰۱/۰ و دومی در سطح ۰۵/۰ معنی دار است. ۴-۳- تحلیل مسیر در این پژوهش برای بررسی اثرات مستقیم و غیرمستقیم مولفه های رهبری اصیل(خودآگاهی، اخلاق مداری، پردازش متوازن، شفافیت متوازن) و ابعاد سرمایه های روانشناختی(خودکارآمدی، امیدواری، خوش بینی، تاب آوری) بر اشتیاق شغلی یک مدل فرضی بر اساس پیشینه نظری و تجربی طراحی شد که در فصل اوّل ارائه شده است. فرضیه های ارائه شده در فصل اوّل نیز بیانگر روابط علی میان متغیرهای موجود در مدل است. در این پژوهش بررسی همزمان فرضیه ها در قالب مدل اوّلیه صورت می گیرد. برای ارزیابی مدل فرضی این پژوهش، ابتدا با بهره گرفتن از روش بیشینه احتمال به برآورد پارامترها می پردازیم. پارامترهای برآورد شده شامل ضرایب اثر مستقیم، ضرایب اثر غیر مستقیم و ضرایب اثر کل می باشد که برای هر کدام از این پارامترها جدول جداگانه ای حاوی ضرایب برآورد استاندارد شده، خطای استاندارد برآورد و ارزش t مربوط به آزمون معنی داری این پارامترها ارائه شده است. در ضمن با توجه به این ضرایب تأیید یا عدم تأیید فرضیه های پژوهش مورد بررسی قرار می گیرد. در نهایت نیز مشخصه های برازندگی مدل و نمودار مدل برازش شده پیش بینی اشتیاق شغلی بر اساس رهبری اصیل و سرمایه های روانشناختی آورده می شود. ۴-۳-۱- اثرات مستقیم در این قسمت با توجه به اطلاعات مندرج در جدول ۴-۳ به بحث و بررسی پیرامون رد یا تایید فرضیه های مرتبط با اثرات مستقیم متغیرها بر یکدیگر می پردازیم. در ادامه جدول ۴-۳ مربوط به اثرات مستقیم آورده می شود. جدول ۴-۳- برآوردهای ضرایب اثر مستقیم متغیرها برآوردها پارامتر استاندارد شده خطای استاندارد برآورد t اثر مستقیم خودآگاهی بر : خوش بینی **۱۵/۰ ۰۴/۰ ۷۱/۲ خودکارآمدی **۱۷/۰ ۰۳/۰ ۳۱/۳ امیدواری **۲۴/۰ ۰۳/۰ ۶۲/۴ تاب آوری ۰۹/۰ ۰۴/۰ ۷۵/۱ اثر مستقیم اخلاق مداری بر: خوش بینی **۱۴/۰ ۰۳/۰ ۵۳/۲ خودکارآمدی **۱۹/۰ ۰۴/۰ ۶۶/۳ امیدواری **۱۷/۰ ۰۳/۰ ۲۵/۳ تاب آوری **۲۷/۰ ۰۵/۰ ۱۹/۵ اثر مستقیم پردازش متوازن بر: خوش بینی ۰۳/۰ ۰۵/۰ ۶۱/۰ خودکارآمدی **۱۵/۰ ۰۵/۰ ۷۸/۲ امیدواری ۰۵/۰ ۰۴/۰ ۰۲/۱ تاب آوری **۱۴/۰ ۰۴/۰ ۶۰/۲ اثرمستقیم شفافیت متوازن بر: خوش بینی **۱۸/۰ ۰۵/۰ ۳۰/۳ خودکارآمدی **۱۶/۰ ۰۳/۰ ۰۷/۳ امیدواری **۱۸/۰ ۰۲/۰ ۵۶/۳ تاب آوری **۱۷/۰ ۰۴/۰ ۲۸/۳ اثرمستقیم خوش بینی بر: اشتیاق شغلی **۲۱/۰ ۰۴/۰ ۶۹/۴ اثرمستقیم خودکارآمدی بر: اشتیاق شغلی **۲۷/۰ ۰۴/۰ ۸۹/۵ اثر مستقیم امیدواری بر: اشتیاق شغلی **۲۹/۰ ۰۵/۰ ۴۶/۶ اثر مستقیم تاب آوری بر: اشتیاق شغلی **۱۹/۰ ۰۳/۰ ۳۱/۴ ۰۱/۰ P < ** ۰۵/۰ P < * فرضیه ۱: مولفه خودآگاهی رهبری اصیل بر خودکارآمدی، امیدواری، خوش بینی و تاب آوری دارای اثر مستقیم و مثبت می باشد. با توجه به اطلاعات مندرج در جدول ۴-۳ اثر مستقیم خودآگاهی بر خوش بینی برابر با ۱۵/۰ و با توجه به مقدار(۷۱/۲ t = ) در سطح ۰۱/۰ معنی دار است. اثر مستقیم خودآگاهی بر خودکارآمدی برابر با ۱۷/۰ و با توجه به مقدار(۳۱/۳ t = ) در سطح ۰۱/۰ معنی دار است. همچنین اثر مستقیم خودآگاهی بر امیدواری برابر با ۲۴/۰ و با توجه به مقدار(۶۲/۴t = ) از نظر آماری در سطح ۰۱/۰ معنی دار است. در نهایت اثر مستقیم خودآگاهی بر تاب آوری برابر با ۰۹/۰ و با توجه به مقدار(۷۵/ ۱ t = ) از نظر آماری معنی دار نیست. بنابراین فرضیه اول پژوهش در ارتباط با اثر مستقیم مولفه خودآگاهی بر تاب آوری رد و در ارتباط با اثر مستقیم و مثبت این متغیر بر سایر مولفه های سرمایه روان شناختی (برخود کارآمدی، امیدواری، خوش بینی و تاب آوری) تایید می گردد. فرضیه ۲: مولفه اخلاق مداری رهبری اصیل بر خودکارآمدی، امیدواری، خوش بینی و تاب آوری دارای اثر مستقیم و مثبت می باشد. با توجه به اطلاعات مندرج در جدول ۴-۳ اثر مستقیم اخلاق مداری بر خوش بینی برابر با ۱۴/۰ و با توجه به مقدار(۵۳/۲ t = ) در سطح ۰۱/۰ معنی دار است. اثر مستقیم اخلاق مداری بر خودکارآمدی برابر با ۱۹/۰ و با توجه به مقدار(۶۶/۳ t = ) در سطح ۰۱/۰ معنی دار است. همچنین اثر مستقیم اخلاق مداری بر امیدواری برابر با ۱۷/۰ و با توجه به مقدار (۲۵/۳t = ) از نظر آماری در سطح ۰۱/۰ معنی دار است. در نهایت اثر مستقیم اخلاق مداری بر تاب آوری برابر با ۲۷/۰ و با توجه به مقدار (۱۹/ ۵ t =) از نظر آماری در سطح ۰۱/۰ معنی دار است. بنابراین فرضیه دوم پژوهش در ارتباط با اثر مستقیم و مثبت مولفه اخلاق مداری بر ابعادسرمایه های روان شناختی(برخودکارآمدی، امیدواری، خوش بینی و تاب آوری) تایید می گردد. فرضیه ۳: مولفه پردازش متوازن رهبری اصیل بر خودکارآمدی، امیدواری، خوش بینی و تاب آوری دارای اثر مستقیم و مثبت می باشد. با توجه به اطلاعات مندرج در جدول ۴-۳ اثر مستقیم پردازش متوازن بر خوش بینی برابر با ۰۳/۰ و با توجه به مقدار(۶۱/۰ t = ) از نظر آماری معنی دار نیست. همچنین اثر مستقیم پردازش متوازن بر خودکارآمدی برابر با ۱۵/۰ و با توجه به مقدار(۷۸/۲t = ) از نظر آماری در سطح ۰۱/۰ معنی دار است. اثر مستقیم پردازش متوازن بر امیدواری برابر با ۰۵/۰ و با توجه به مقدار(۰۲/۱ t = ) از نظر آماری معنی دار نیست. در نهایت اثر مستقیم پردازش متوازن بر تاب آوری برابر با ۱۴/۰ و با توجه به مقدار(۶۰/۲ t = ) از نظر آماری در سطح ۰۱/۰ معنی دار است. بنابراین فرضیه سوم پژوهش در ارتباط با اثر مستقیم و مثبت مولفه پردازش متوازن بر امیدواری و خوش بینی رد و در ارتباط با اثر این متغیر بر خودکارآمدی و تاب آوری تایید می گردد. فرضیه ۴: مولفه شفافیت متوازن رهبری اصیل بر خودکارآمدی، امیدواری، خوش بینی و تاب آوری دارای اثر مستقیم و مثبت می باشد. با توجه به اطلاعات مندرج در جدول ۴-۳ اثر مستقیم شفافیت متوازن بر خوش بینی برابر با ۱۸/۰ و با توجه به مقدار(۳۰/۳ t = ) در سطح ۰۱/۰ معنی دار است. همچنین اثر مستقیم شفافیت متوازن بر خودکارآمدی برابر با ۱۶/۰ و با توجه به مقدار(۰۷/۳t = ) از نظر آماری در سطح ۰۱/۰ معنی دار است. اثر مستقیم شفافیت متوازن بر امیدواری برابر با ۱۸/۰ و با توجه به مقدار(۵۶/۳ t = ) در سطح ۰۱/۰ معنی دار است. در نهایت اثر مستقیم شفافیت متوازن بر تاب آوری برابر با ۱۷/۰ و با توجه به مقدار(۲۸/۳ t = ) در سطح ۰۱/۰ معنی دار است. بنابراین فرضیه چهارم پژوهش در ارتباط با اثر مستقیم و مثبت مولفه شفافیت متوازن بر ابعاد سرمایه های روانشناختی(برخودکارآمدی، امیدواری، خوش بینی و تاب آوری) تایید می گردد. فرضیه ۵: بعد خوش بینی سرمایه های روانشناختی بر اشتیاق شغلی دارای اثر مستقیم و مثبت می باشد. با توجه به اطلاعات مندرج در جدول ۴-۳ اثر مستقیم خوش بینی بر اشتیاق شغلی برابر با ۲۱/۰ و با توجه به مقدار(۶۹/۴t = ) در سطح ۰۱/۰ معنی دار است. بنابراین فرضیه پنجم پژوهش در ارتباط با اثر مستقیم و مثبت خوش بینی بر اشتیاق شغلی تایید می گردد. فرضیه ۶: بعد خودکارآمدی سرمایه های روانشناختی بر اشتیاق شغلی دارای اثر مستقیم و مثبت می باشد. با توجه به اطلاعات مندرج در جدول ۴-۳ اثر مستقیم خودکارآمدی بر اشتیاق شغلی برابر با ۲۷/۰ و با توجه به مقدار(۸۹/۵t = ) در سطح ۰۱/۰ معنی دار است. بنابراین فرضیه پنجم پژوهش در ارتباط با اثر مستقیم و مثبت خودکارآمدی بر اشتیاق شغلی تایید می گردد. فرضیه ۷: بعد امیدواری سرمایه های روانشناختی بر اشتیاق شغلی دارای اثر مستقیم و مثبت می باشد. با توجه به اطلاعات مندرج در جدول ۴-۳ اثر مستقیم امیدواری بر اشتیاق شغلی برابر با ۲۹/۰ و با توجه به مقدار (۴۶/۶t = ) در سطح ۰۱/۰ معنی دار است. بنابراین فرضیه هفتم پژوهش در ارتباط با اثر مستقیم امیدواری بر اشتیاق شغلی تایید می گردد. فرضیه ۸: بعد تاب آوری سرمایه های روانشناختی بر اشتیاق شغلی دارای اثر مستقیم و مثبت می باشد. با توجه به اطلاعات مندرج در جدول ۴-۳ اثر مستقیم تاب آوری بر اشتیاق شغلی برابر با ۱۹/۰ و با توجه به مقدار(۳۱/۴t = ) در سطح ۰۱/۰ معنی دار است. بنابراین فرضیه هشتم پژوهش در ارتباط با اثر مستقیم تاب آوری بر اشتیاق شغلی تایید می گردد. ۴-۳-۲ – اثرات غیرمستقیم در این قسمت با توجه به اطلاعات مندرج در جدول ۴-۴ به بحث و بررسی پیرامون رد یا تایید فرضیه های مرتبط با اثرات غیرمستقیم متغیرها بر یکدیگر می پردازیم. در ادامه جدول ۴-۴ مربوط به اثرات غیرمستقیم آورده می شود. جدول ۴-۴ برآورد ضرایب اثر غیر مستقیم متغیرها برآوردها پارامتر استاندارد شده خطای استاندارد برآورد t اثر غیرمستقیم خودآگاهی بر: اشتیاق شغلی **۱۶/۰ ۰۳/۰ ۷۶/۵ اثر غیرمستقیم اخلاق مداری بر: اشتیاق شغلی **۱۸/۰ ۰۳/۰ ۱۸/۶ اثر غیرمستقیم پردازش متوازن بر: اشتیاق شغلی **۰۹/۰ ۰۴/۰ ۵۶/۳ اثر غیرمستقیم شفافیت رابطه ای بر: اشتیاق شغلی **۱۷/۰ ۰۳/۰ ۸۸/۵ ۰۱/۰ P < ** ۰۵/۰ P < * فرضیه ۹: مولفه خودآگاهی رهبری اصیل از طریق واسطه گری ابعاد سرمایه های روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، خوش بینی و تاب آوری) بر اشتیاق شغلی دارای اثر غیر مستقیم و مثبت می باشد. با توجه به اطلاعات جدول ۴-۴ اثر غیر مستقیم مولفه خودآگاهی بر اشتیاق شغلی برابر با ۱۶/۰ و با توجه به (۷۶/ ۵ t = ) در سطح ۰۱/۰ معنی دار است. لازم به ذکر است که با توجه به عدم معنی داری اثر مستقیم خودآگاهی بر تاب آوری که در بحث اثرات مستقیم به آن اشاره شد، این اثر غیر مستقیم و مثبت صرفا از طریق سایر مولفه های سرمایه روانشناختی(خودکارآمدی، امیدواری، خوش بینی) صورت گرفته است. بنابراین فرضیه نهم پژوهش در ارتباط با نقش واسطه ای مولفه تاب آوری در میان خودآگاهی و اشتیاق شغلی رد و در ارتباط با واسطه گری سایر مولفه های سرمایه روانشناختی(خودکارآمدی، امیدواری، خوش بینی) در میان این دو متغیر تایید می گردد. فرضیه ۱۰: مولفه اخلاق مداری رهبری اصیل از طریق واسطه گری ابعاد سرمایه های روانشناختی(خودکارآمدی، امیدواری، خوش بینی و تاب آوری) بر اشتیاق شغلی دارای اثر غیر مستقیم و مثبت می باشد. با توجه به اطلاعات جدول ۴-۴ اثر غیر مستقیم مولفه اخلاق مداری بر اشتیاق شغلی برابر با ۱۸/۰ و با توجه به (۱۸/ ۶t = ) در سطح ۰۱/۰ معنی دار است. لازم به ذکر است که این اثر غیر مستقیم و مثبت اخلاق مداری بر اشتیاق شغلی از طریق مولفه های سرمایه روانشناختی(خودکارآمدی، امیدواری، خوش بینی و تاب آوری) صورت گرفته است. بنابراین فرضیه دهم پژوهش در ارتباط با نقش واسطه ای سرمایه روانشناختی(خودکارآمدی، امیدواری، خوش بینی و تاب آوری) در میان بعد اخلاق مداری و اشتیاق شغلی تایید می گردد. فرضیه ۱۱: مولفه پردازش متوازن رهبری اصیل از طریق واسطه­گری ابعاد سرمایه ­های روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، خوش بینی و تاب آوری) بر اشتیاق شغلی دارای اثر غیر مستقیم و مثبت می باشد.. با توجه به اطلاعات جدول ۴-۴ اثر غیر مستقیم مولفه پردازش متوازن بر اشتیاق شغلی برابر با ۰۹/۰و با توجه به (۵۶/۳ t = ) در سطح ۰۱/۰ معنی دار است. ضمنا با توجه به عدم معنی داری اثر مستقیم پردازش متوازن بر خوش بینی و امیدواری این اثر غیر مستقیم صرفا از طریق سایر ابعاد سرمایه روانشناختی یعنی خودکارآمدی و تاب آوری صورت می گیرد. بنابراین فرضیه یازدهم پژوهش در ارتباط با نقش واسطه ای و مثبت خودکارآمدی و تاب آوری در میان پردازش متوازن و اشتیاق شغلی تایید و در ارتباط با نقش واسطه ای خوش بینی و امیدواری در میان این دو متغیر رد می گردد. فرضیه ۱۲: مولفه شفافیت متوازن خدمت گذار از طریق واسطه گری ابعاد سرمایه های روانشناختی(خودکارآمدی، امیدواری، خوش بینی و تاب آوری) بر اشتیاق شغلی دارای اثر غیر مستقیم و مثبت می باشد. با توجه به اطلاعات جدول ۴-۴ اثر غیر مستقیم مولفه شفافیت متوازن بر اشتیاق شغلی برابر با ۱۷/۰و با توجه به (۸۸/۵ t = ) در سطح ۰۱/۰ معنی دار است. لازم به ذکر است که این اثر غیر مستقیم و مثبت از طریق مولفه های سرمایه روانشناختی(خودکارآمدی، امیدواری، خوش بینی و تاب آوری) صورت گرفته است. بنابراین فرضیه دوازدهم پژوهش در ارتباط با نقش واسطه ای سرمایه روانشناختی(خودکارآمدی، امیدواری، خوش بینی و تاب آوری) در میان بعد شفافیت متوازن و اشتیاق شغلی تایید می گردد. ۴-۳-۳- اثرات کلی یکی دیگر از پارامترهای برآورد شده اندازه گیری اثرات کل می باشد که از ترکیب اثرات مستقیم و غیرمستقیم بدست می آید. در برخی موارد متغیرها بر یکدیگر اثر مستقیم و یا فقط غیرمستقیم دارند که در این صورت اثر کل برابر با اثر مستقیم و یا غیرمستقیم می باشد. با توجه به اینکه اثرات مستقیم و غیرمستقیم تمامی متغیرها در جداول مربوطه آورده شده و تمامی متغیر های پژوهش بر اشتیاق شغلی فقط دارای اثر مستقیم یا غیرمستقیم هستند، در اینجا جهت اجتناب از تکرار از آوردن جدول جداگانه ای جهت بررسی اثرات کل خودداری می کنیم. در ادامه به مقایسه اثرات مستقیم، غیر مستقیم و کل متغیرها بر اشتیاق شغلی پرداخته می شود. ۴-۳-۴ – مقایسه اثرات مستقیم، غیرمستقیم و کل متغیرها بر اشتیاق شغلی از دیگر ویژگی های تحلیل مسیر امکان مقایسه اثرات کل، مستقیم و غیرمستقیم متغیرها بر یکدیگر می باشد. بر این اساس در جداول ۴-۵ به منظور مقایسه اثرات مستقیم، غیرمستقیم و کل متغیرها بر اشتیاق شغلی، برآورد ضرایب استاندارد شده اثرات مستقیم، اثرات غیرمستقیم و اثرات کل متغیرها بر اشتیاق شغلی گزارش شده است. جدول: ۴ -۵ ضرایب استاندارد شده اثرات مستقیم، غیرمستقیم و کل متغیرها بر اشتیاق شغلی متغیرها برآوردها اثرات مستقیم اثرات غیرمستقیم اثرات کل به روی اشتیاق شغلی از: خودآگاهی – **۱۶/۰ **۱۶/۰ اخلاق مداری – **۱۸/۰ **۱۸/۰ پردازش متوازن – **۰۹/۰ **۰۹/۰ شفافیت رابطه ای – **۱۷/۰ **۱۷/۰ خوش بینی **۲۱/۰ – **۲۱/۰ خودکارآمدی **۲۷/۰ – **۲۷/۰ امیدواری **۲۹/۰ – **۲۹/۰ تاب آوری **۱۹/۰ – **۱۹/۰ همان طور که در جدول ۴-۵ مشاهده می کنیم هیچ کدام از ابعاد رهبری اصیل به عنوان متغیرهای برونزای پژوهش (خودآگاهی، اخلاق مداری، پردازش متوازن، شفافیت رابطه ای) بر اشتیاق شغلی دارای اثر مستقیم نیستند. در حالی که اثر غیر مستقیم هر چهار بعد رهبری اصیل شامل خودآگاهی (۱۶/۰)، اخلاق مداری(۱۸/۰)، پردازش متوازن(۰۹/۰) و شفافیت متوازن (۱۷/۰) بر اشتیاق شغلی از نظر آماری در سطح ۰۱/۰ معنی دار است که این امر بیانگر نقش واسطه ای موثر متغیر سرمایه های روان شناختی در میان مولفه های رهبری اصیل و اشتیاق شغلی است. همچنین مشاهده می گردد که بیشترین اثر غیر مستقیم بر اشتیاق شغلی مربوط به مولفه اخلاق مداری و بیشترین اثر مستقیم بر این متغیر مربوط به مولفه امیدواری می باشد. ۴-۳- ۵- واریانس تبیین شده در جدول ۴-۶ واریانس تبیین شده متغیرهای پژوهش آورده شده است. ردیف متغیر واریانس تبیین شدهR2 ۱ خوش بینی ۱۱/۰ ۲ خودکارآمدی ۱۹/۰ ۳ امیدواری ۱۹/۰ ۴ تاب آوری ۲۰/۰ ۵ اشتیاق شغلی ۳۵/۰ جدول ۴-۶: واریانس تبیین شده متغیرهای پژوهش ۴-۳- ۶- مشخصه های برازندگی مدل و مدل برازش شده جهت بررسی برازندگی مدل از شاخص های برازندگی استفاده شده است. بطور کلی از میان مشخصه های برازندگی متنوعی که وجود دارد، در این پژوهش شاخص های برازش x2/df، RMSEA، [۱۷۹]CFI، GFI و AGFI گزارش می شود. در جدول زیر مشخصه های برازندگی مدل پیش بینی اشتیاق شغلی ارائه شده است. جدول ۴-۷: مشخصه های نکویی برازندگی مدل پیش بینی اشتیاق شغلی مشخصه برآورد نسبت مجذور کای به درجه آزادی (/df2x) ۳۹/۲ =۱۰/۲۳٫۹۲ شاخص برازندگی تطبیقی (CFI) ۹۸/۰ شاخص نکویی برازش (GFI) ۹۸/۰ شاخص تعدیل شده نکویی برازش (AGFI) ۹۳/۰ جذر برآورد واریانس خطای تقریب (RMSEA) ۰۶/۰ با توجه به مشخصه های نکویی برازش که درجدول ۴-۷ گزارش شده برازش مدل پیش بینی اشتیاق شغلی در سطح مطلوبی می باشد. در ادامه نمودار مسیر مدل برازش شده همراه با پارامترهای برآورد شده(مقادیر استاندارد) ارائه شده است (شکل ۴-۱). شکل ۴-۱ نمودار مسیر و برآورد پارامترهای مدل برازش شده پیش بینی اشتیاق شغلی ۰۱/۰ P < ** ۰۵/۰ P <* در ادامه شکل ۴-۲ مربوط به نمودار مسیر مدل برازش شده بر اساس مقادیر t آورده شده است. فصل پنجم بحث و نتیجه گیری پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای سرمایه های روانشناختی در میان ابعاد رهبری اصیل و اشتیاق شغلی انجام شده، برای این منظور بر اساس مباحث تجربی و نظری قبلی مدلی را ارائه کردیم و بر اساس روش تحلیل مسیر در این جامعه آماری مورد آزمون قرار دادیم. مشخصه های مدل نشان داد که داده های جمع آوری شده با این جامعه آماری برازش مناسب دارد. در ادامه به بحث در مورد اثرات مستقیم و غیرمستقیم فرضیه ها می پردازیم و در ادامه پیشنهادهای کاربردی، پیشنهادهایی برای تحقیقات آتی، محدودیت ها و موانع آورده می شود. ۵-۱- فرضیه های مرتبط با اثرات مستقیم فرضیه ۱: خودآگاهی بر مؤلفه های سرمایه روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری، خوش بینی) دارای اثرمستقیم مثبت است. یافته های مربوط به فرضیه فوق نشان می دهد که خودآگاهی به عنوان یکی از مؤلفه های رهبری اصیل بر خودکارآمدی دارای اثر مستقیم، مثبت و معنادار است. این یافته با نتایج تحقیقات (خلیلی باهر،۱۳۹۲؛ میرمحمدی، رحیمیان، ۱۳۹۳ و بندورا و همکاران، ۱۹۹۷، نقل از کیامرثی و همکاران، ۱۳۹۰؛ ایلیز و همکاران، ۲۰۰۵؛ شمیر و ایلام، ۲۰۰۵؛ کارول عبدالله، ۲۰۰۹؛ رندی پون، ۲۰۱۲؛ شلایر، ۲۰۱۴) همخوانی دارد. اما با یافته های تحقیقات (بریاند، ۲۰۰۹) همخوانی ندارد. یافته دیگر مربوط به فرضیه فوق این است که خودآگاهی بر امیدواری به صورت مثبت و معنی داری اثر می گذارد. این یافته با نتایج تحقیقات (خلیلی باهر، ۱۳۹۲؛ میرمحمدی، رحیمیان، ۱۳۹۳و اسنایدر، ۲۰۰۶، نقل از پرچم و همکاران، ۱۳۹۲؛ کارول عبدالله،۲۰۰۹ ؛ رندی پون، ۲۰۱۲؛ شلایر، ۲۰۱۴) همخوانی دارد. اما با یافته های تحقیقات ( بریاند، ۲۰۰۹) همخوانی ندارد. یافته دیگرمربوط به فرضیه فوق این است که خودآگاهی برتاب آوری به صورت مثبت ومعنی داری اثر می گذارد. این یافته بانتایج تحقیقات (خلیلی باهر،۱۳۹۲؛ میرمحمدی، رحیمیان، ۱۳۹۳و والر، ۲۰۰۱، به نقل از سامانی و همکاران، ۱۳۸۶؛ کارول عبدالله، ۲۰۰۹؛ رندی پون،۲۰۱۲ ؛ شلایر،۲۰۱۴) همخوانی دارد. اما با یافته های تحقیقات (بریاند،۲۰۰۹) همخوانی ندارد. یافته دیگر مربوط به فرضیه فوق این است که خودآگاهی برخوش بینی به صورت مثبت ومعنی داری اثر می گذارد. این یافته بانتایج تحقیقات (خلیلی باهر،۱۳۹۲؛ میرمحمدی، رحیمیان، ۱۳۹۳و میلیگان،۲۰۰۳؛ کارول عبدالله،۲۰۰۹؛ رندی پون،۲۰۱۲؛ شلایر،۲۰۱۴) همخوانی دارد. اما با یافته های تحقیقات( بریاند، ۲۰۰۹) همخوانی ندارد.. با توجه به یافته فوق می توان گفت که اگر معلمان احساس کنند، مدیران مدارس از شخصیت، ارزش ها و انگیزه های خود آگاهند، معلمان آن مدارس تاب و تحمل مواجهه با مشکلات و سختی ها را دارند، همیشه مستقل و مثبت نگر بوده و درکارشان به توانمندی هایشان اعتماد می کنند. چرا که چنین افرادی در مدارس می توانند شاگردان مستعدتر و با انگیزه تری را تربیت کنند. فرضیه ۲ : اخلاق مداری برمؤلفه های سرمایه روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری، خوش بینی) دارای اثرمستقیم مثبت است. نتایج مربوط به فرضیه فوق نشان می دهدکه اخلاق مداری برخودکارآمدی دارا ی اثرمستقیم، مثبت و معناداراست. این یافته با نتایج تحقیقات(خلیلی باهر،۱۳۹۲؛ میرمحمدی، رحیمیان، ۱۳۹۳و آوولیو و گاردنر،۲۰۰۵؛ بندورا و همکاران،۱۹۹۷، نقل از کیامرثی و همکاران،۱۳۹۰؛ ایلیز و همکاران، ۲۰۰۵؛ شمیر و ایلام،۲۰۰۵؛ کارول عبدالله،۲۰۰۹؛ رندی پون،۲۰۱۲؛ شلایر،۲۰۱۴) همخوانی دارد. اما با یافته های تحقیقات( بریاند، ۲۰۰۹) همخوانی ندارد. یافته دیگرمربوط به فرضیه فوق این است که اخلاق مداری برامیدواری به صورت مثبت و معنی داری اثر می گذارد. این یافته با نتایج تحقیقات (خلیلی باهر،۱۳۹۲؛ میرمحمدی، رحیمیان، ۱۳۹۳و اسنایدر، ۲۰۰۶،نقل از پرچم و همکاران،۱۳۹۲؛ کارول عبدالله، ۲۰۰۹؛ رندی پون،۲۰۱۲؛ شلایر،۲۰۱۴) همخوانی دارد. اما با یافته های تحقیقات (بریاند، ۲۰۰۹) همخوانی ندارد. یافته دیگرمربوط به فرضیه فوق این است که اخلاق مداری برتاب آوری به صورت مثبت و معنی داری اثر می گذارد. این یافته بانتایج تحقیقات (خلیلی باهر،۱۳۹۲؛ میرمحمدی، رحیمیان، ۱۳۹۳و و الر، ۲۰۰۱، به نقل از سامانی و همکاران،۱۳۸۶ ؛ کارول عبدالله، ۲۰۰۹؛ رندی پون، ۲۰۱۲؛ شلایر،۲۰۱۴) همخوانی دارد. اما با یافته های تحقیقات (بریاند،۲۰۰۹) همخوانی ندارد. یافته دیگرمربوط به فرضیه فوق این است که اخلاق مداری برخوش بینی به صورت مثبت و معنی داری اثر می گذارد. این یافته با نتایج تحقیقات(خلیلی باهر،۱۳۹۲؛ میرمحمدی، رحیمیان، ۱۳۹۳و میلیگان،۲۰۰۳؛ کارول عبدالله، ۲۰۰۹؛ رندی پون، ۲۰۱۲؛ شلایر،۲۰۱۴) همخوانی دارد. اما با یافته های تحقیقات( بریاند،۲۰۰۹) همخوانی ندارد. به طورکلی نتایج بالا نشان می دهد که اگر معلمان احساس کنند مدیران مدارس، ارزش هایشان با اهداف و فعالیتهایشان منطبق است، آن ها برای رسیدن به اهداف خود، راه های متعدد را طی می کنند، از کارهای طاقت فرسا ترسی نداشته و به همین دلیل به آینده کاری خود خوش بین هستند، این باعث ایجاد محیط آموزشی با عملکرد خوب و همچنین انگیزه معلمان، به خصوص معلمان تربیت بدنی برای کار و فعالیت های ورزشی دو چندان می شود. فرضیه ۳ : پردازش متوازن برمؤلفه های سرمایه روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری، خوش بینی)دارای اثرمستقیم مثبت است. نتایج مربوط به فرضیه فوق نشان می دهد که پردازش متوازن برخودکارآمدی دارا ی اثرمستقیم، مثبت و معناداراست. این یافته با نتایج تحقیقات(خلیلی باهر،۱۳۹۲؛ میرمحمدی، رحیمیان، ۱۳۹۳و آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵؛ بندورا و همکاران، ۱۹۹۷،نقل ازکیامرثی و همکاران،۱۳۹۰؛ ایلیزو همکاران، ۲۰۰۵؛ شمیر و ایلام، ۲۰۰۵؛ کارول عبدالله، ۲۰۰۹؛ رندی پون، ۲۰۱۲؛ شلایر، ۲۰۱۴) همخوانی دارد. اما با یافته های تحقیقات( بریاند، ۲۰۰۹) همخوانی ندارد. یافته دیگر مربوط به فرضیه فوق این است که پردازش متوازن بر امیدواری به صورت مثبت و معنی داری اثر می گذارد. این یافته بانتایج تحقیقات(خلیلی باهر،۱۳۹۲؛ میرمحمدی، رحیمیان، ۱۳۹۳و اسنایدر، ۲۰۰۶، نقل از پرچم و همکاران،۱۳۹۲؛ کارول عبدالله، ۲۰۰۹؛ رندی پون، ۲۰۱۲؛ شلایر، ۲۰۱۴) همخوانی دارد. اما با یافته های تحقیقات( بریاند، ۲۰۰۹) همخوانی ندارد. یافته دیگرمربوط به فرضیه فوق این است که پردازش متوازن برتاب آوری به صورت مثبت و معنی داری اثر می گذارد. این یافته با نتایج تحقیقات (خلیلی باهر،۱۳۹۲؛ میرمحمدی، رحیمیان، ۱۳۹۳و والر،۲۰۰۱، به نقل از سامانی و همکاران،۱۳۸۶ ؛ کارول عبدالله، ۲۰۰۹؛ رندی پون، ۲۰۱۲؛ شلایر، ۲۰۱۴) همخوانی دارد. اما با یافته های تحقیقات (بریاند، ۲۰۰۹) همخوانی ندارد. یافته دیگرمربوط به فرضیه فوق این است که پردازش متوازن برخوش بینی به صورت مثبت ومعنی داری اثر می گذارد. این یافته با نتایج تحقیقات (خلیلی باهر،۱۳۹۲؛ میرمحمدی، رحیمیان، ۱۳۹۳و میلیگان،۲۰۰۳؛ کارول عبدالله، ۲۰۰۹؛ رندی پون، ۲۰۱۲؛ شلایر، ۲۰۱۴) همخوانی دارد. اما با یافته های تحقیقات (بریاند، ۲۰۰۹) همخوانی ندارد. به طورکلی نتایج بالا نشان می دهد که اگر معلمان به این نتیجه برسند که مدیران مدارس به تحلیل اطلاعات قبل از تصمیم گیری می پردازند و همیشه از دیدگاه های دیگران بهره می برند، معلمان نیز به تبع آن ها درباره استراتژی های مدرسه بحث می کنند و در این راستا اطلاعاتی به همکاران ارائه می دهند و مشکلات کاری خود را با روش های متعدد مدیریت می کنند، در این چنین محیط آموزشی فضا برای کار کردن معلمان تربیت بدنی فراهم است. همچنین در این فرضیه این نتیجه به دست آمد که برخلاف انتظار ما، پردازش متوازن بر امیدواری و خوش بینی اثر ندارد. به این دلیل است که معلمان احساس می کنند که برخی از تصمیمات اتخاذ شده توسط مدیرانشان قبل از ابلاغ به آن ها صورت گرفته، که این از لحاظ فرهنگی یا ارتباطات فردی و سازمانی صحیح نمی باشد. که این ارتباطی با امیدواری و خوش بینی ندارد. : شفافیت رابطه ای بر مؤلفه های سرمایه روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب فرضیه۴ آوری، خوش بینی)دارای اثرمستقیم مثبت است. نتایج مربوط به فرضیه فوق نشان می دهد که شفافیت رابطه ای بر خودکارآمدی دارا ی اثر مستقیم، مثبت و معنادار است. این یافته بانتایج تحقیقات (خلیلی باهر،۱۳۹۲؛ میرمحمدی، رحیمیان، ۱۳۹۳و آوولیو و گاردنر،۲۰۰۵؛ بندورا و همکاران،۱۹۹۷، نقل از کیامرثی و همکاران،۱۳۹۰؛ ایلیز و همکاران، ۲۰۰۵؛ شمیر و ایلام،۲۰۰۵؛ کارول عبدالله، ۲۰۰۹؛ رندی پون، ۲۰۱۲؛ شلایر،۲۰۱۴) همخوانی دارد. اما با یافته های تحقیقات (بریاند، ۲۰۰۹) همخوانی ندارد. یافته دیگرمربوط به فرضیه فوق این است که شفافیت رابطه ای بر امیدواری به صورت مثبت و معنی داری اثر می گذارد. این یافته با نتایج تحقیقات خلیلی باهر،۱۳۹۲؛ میرمحمدی، رحیمیان، ۱۳۹۳و اسنایدر،۲۰۰۶، نقل ازپرچم و همکاران،۱۳۹۲؛ کارول عبدالله،۲۰۰۹؛ رندی پون،۲۰۱۲؛ شلایر،۲۰۱۴) همخوانی دارد. اما با یافته های تحقیقات( بریاند،۲۰۰۹) همخوانی ندارد. یافته دیگرمربوط به فرضیه فوق این است که شفافیت رابطه ای بر تاب آوری به صورت مثبت و معنی داری اثر می گذارد. این یافته با نتایج تحقیقات(خلیلی باهر،۱۳۹۲؛ میرمحمدی، رحیمیان، ۱۳۹۳و والر، ۲۰۰۱، به نقل از سامانی و همکاران،۱۳۸۶ ؛ کارول عبدالله، ۲۰۰۹؛ رندی پون،۲۰۱۲؛ شلایر، ۲۰۱۴) همخوانی دارد. اما با یافته های تحقیقات( بریاند،۲۰۰۹) همخوانی ندارد. یافته دیگر مربوط به فرضیه فوق این است که شفافیت رابطه ای برخوش بینی به صورت مثبت و معنی داری اثر می گذارد. این یافته با نتایج تحقیقات(خلیلی باهر،۱۳۹۲؛ میرمحمدی، رحیمیان، ۱۳۹۳و میلیگان،۲۰۰۳؛ کارول عبدالله، ۲۰۰۹؛ رندی پون، ۲۰۱۲؛ شلایر، ۲۰۱۴) همخوانی دارد. اما با یافته های تحقیقات( بریاند، ۲۰۰۹) همخوانی ندارد. به طورکلی در مورد یافته بالا می توان گفت که اگر معلمان به این نتیجه برسند که مدیران مدارس افکار و احساسات واقعی خود را ابراز می کنندو به بیان دیدگاه های خود به صورت شفاف می پردازند، معلمان آن مدارس، می توانند با تجزیه و تحلیل مشکلات از پس آن ها بر آیند و همیشه از خود انتظار بهترین نتیجه را داشته باشند و به راحتی ابراز عقیده کنند، در چنین محیطی است که با تعامل گره از کار معلمان به خصوص معلمان تربیت بدنی باز شده و به راحتی به کارهایشان ادامه می دهند. فرضیه ۵: خودکارآمدی براشتیاق شغلی اثرمستقیم مثبت دارد. یافته مربوط به فرضیه فوق این است که خودکارآمدی براشتیاق شغلی به صورت مستقیم، مثبت و معناداری اثر می گذارد. این یافته با نتایج تحقیقات(جمال زاده، ۱۳۹۱؛ رحیمی و همکاران، ۱۳۹۱؛ علی پور، صفاری نیا، صراحی فروشانی، آقاعلیخانی، آخوندی، ۱۳۹۲؛ دیانتی نسب، ۱۳۹۲؛ شهبازی، ۱۳۹۲؛ هاشمی شیخ شبانی و همکاران، ۱۳۹۲؛ مقیمی مفرد،۱۳۹۳ و لوتانز و همکاران، ۲۰۰۵؛ آوی و همکاران، ۲۰۰۸؛ هاستینگ، ۲۰۱۰؛ لوک، ۲۰۱۱؛ هربرت، ۲۰۱۱) همخوانی دارد. با توجه به یافته فوق می توان گفت معلمانی که خود را با موقعیت های خاص تطبیق می دهند و به توانایی هایشان درسازمان ایمان دارند و بر این اساس می توانند اطلاعاتی را به همکاران ارائه دهند، این اشخاص درحرفه شان از اشتیاق و نشاط خوبی بر خور دارند که این خود باعث رشد و تعالی شاگردان در درس و فعالیتشان می شود. فرضیه ۶ : امیدواری براشتیاق شغلی اثرمستقیم مثبت دارد. نتایج مربوط به فرضیه بالا این است که امید بر اشتیاق شغلی به صورت مستقیم، مثبت و معناداری اثرمی گذارد. این یافته با نتایج تحقیقات (جمال زاده، ۱۳۹۱؛ رحیمی و همکاران، ۱۳۹۱؛ علی پور، صفاری نیا، صراحی فروشانی، آقاعلیخانی، آخوندی، ۱۳۹۲؛ دیانتی نسب، ۱۳۹۲؛ شهبازی، ۱۳۹۲؛ هاشمی شیخ شبانی وهمکاران، ۱۳۹۲؛ مقیمی مفرد،۱۳۹۳و ورثینگتون،۲۰۰۵؛ آوی و همکاران، ۲۰۰۸؛ هاستینگ، ۲۰۱۰؛ لوک، ۲۰۱۱؛ هربرت،۲۰۱۱) همخوانی دارد. به طورکلی نتایج بالا نشان می دهد که معلمانی که دارای «قدرت اراده»، «قدرت راه­یابی»، «داشتن هدف» و «تشخیص موانع» هستند و در موقعیت های شغلی که در تنگنا قرار می گیرند، می توانند به راه های متعدد برای رهایی از آن فکر کنند، پس بر این مبنا، آنان در خدمت آموزشی و تعلیم و تربیت موفق هستند و نتیجه عملکردشان به وجود آمدن نسلی با نشاط و امیدوار است. فرضیه ۷ : تا ب آوری براشتیاق شغلی اثرمستقیم مثبت دارد. یافته مربوط به فرضیه فوق این است که تاب آوری بر اشتیاق شغلی به صورت مستقیم، مثبت و معناداری اثرمی گذارد. این یافته با نتایج تحقیقات(فولادچنگ موسوی،۱۳۸۷؛ جمال زاده، ۱۳۹۱؛ رحیمی و همکاران، ۱۳۹۱؛ علی پور، صفاری نیا، صراحی فروشانی، آقاعلیخانی، آخوندی، ۱۳۹۲؛ دیانتی نسب، ۱۳۹۲؛ شهبازی، ۱۳۹۲؛ هاشمی شیخ شبانی و همکاران، ۱۳۹۲؛ مقیمی مفرد،۱۳۹۳و ورنر و اسمیت، ۱۹۹۲؛ آوی و همکاران، ۲۰۰۸؛ هاستینگ، ۲۰۱۰؛ لوک، ۲۰۱۱؛ هربرت، ۲۰۱۱) همخوانی دارد. به طور کلی در مورد یافته فوق می توان گفت که دبیران تاب آور طبق گفته لاتر و همکاران (۲۰۱۰)، ذهنیتی تحلیلی- انتقادی نسبت به توانایی­های خود و شرایط موجود دارند، در مقابل شرایط مختلف انعطاف پذیرند و توانایی شگفت انگیزی درباره پیدا کردن راه حل­های مختلف درباره یک موقعیت یا مسأله خاص دارند. همچنین توانایی ویژه­ای در تجزیه و تحلیل واقع بینانه مشکلات شخصی و پیدا کردن راه حل­های فوری و راهبردهای دراز مدت برای حل و فصل مشکلاتی که به آسانی و سریع حل نمی­شوند را دارا هستند. براین اساس در عملکردشان از شور و نشاط خوبی برخوردارند. فرضیه ۸ : خوش بینی براشتیاق شغلی اثرمستقیم مثبت دارد. یافته مربوط به فرضیه بالا این است که خوش بینی بر اشتیاق شغلی به صورت مستقیم، مثبت و معناداری اثرمی گذارد. این یافته با نتایج تحقیقات (جمال زاده، ۱۳۹۱؛ رحیمی وهمکاران، ۱۳۹۱؛ علی پور، صفاری نیا،صراحی فروشانی، آقاعلیخانی، آخوندی، ۱۳۹۲؛ دیانتی نسب، ۱۳۹۲؛ شهبازی، ۱۳۹۲؛ هاشمی شیخ شبانی و همکاران، ۱۳۹۲؛ مقیمی مفرد،۱۳۹۳و تایلر،۱۹۷۹؛ هاستینگ،۲۰۱۰؛ لوک،۲۰۱۱؛ هربرت،۲۰۱۱ ) همخوانی دارد. به طورکلی نتایج بالا نشان می دهد که معلمانی که در رویارویی با ناکامی ها، انتظار بهترین نتیجه را دارند و به توانایی ها وتلاش و همتشان ایمان دارند، در حرفه آموزشی خود و تربیت نسلی خوش بین موفق ترند. در ادامه به ترتیب به بحث و بررسی پیرامون اثرات غیرمستقیم می پردازیم. ۵-۲- فرضیه های مرتبط با اثرات غیرمستقیم فرضیه ۹ : خودآگاهی ازطریق مؤلفه ها ی سرمایه های روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری، خوش بینی) براشتیاق شغلی اثر غیر مستقیم مثبت دارد. یافته مربوط به فرضیه فوق این است که خودآگاهی از طریق خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری و خوش بینی بر اشتیاق شغلی به صورت غیر مستقیم تأثیر مثبت دارد. در خصوص اثر غیر مستقیم خودآگاهی در اشتیاق شغلی معلمان تربیت بدنی اگر چه هیچ پژوهشی مستقیما این رابطه را در داخل و خارج کشور مورد بررسی قرار نداده ولی با توجه به اثر مستقیم خودآگاهی بر سرمایه روانشناختی تحقیقات ( کاهه، ۱۳۹۱؛ میرمحمدی،رحیمیان، جلالی خان آبادی، ۱۳۹۱؛ نقی زاده باقی، زاهدبابلان، آخربین، ۱۳۹۲؛ تحقیقات ایلیزو همکاران، ۲۰۰۵؛ ویفالد، ۲۰۰۸؛ گوتیرز، ۲۰۱۴). ازیک سو و رابطه سرمایه های روانشناختی با اشتیاق شغلی ( مقیمی مفرد، ۱۳۹۳؛ نجاری و همکاران، ۱۳۹۲؛ شهبازی، ۱۳۹۲؛ هاستینگ، ۲۰۱۰؛ لوک، ۲۰۱۱؛ هربرت، ۲۰۱۱). از سوی دیگرمی توان این یافته راتبیین نمود. به طورکلی نتایج بالا با توجه به دیدگاه آوولیو و گاردنر، (۲۰۱۰) نشان می دهند که اگر معلمان احساس کنند مدیران مدارس از شخصیت، ارزش ها و انگیزه های خود آگاهند، معلمان آن مدارس تاب و تحمل مواجهه با مشکلات و سختی ها را دارند، همیشه مستقل و مثبت نگر بوده و درکارشان به توانمندی هایشان اعتماد می کنند. چرا که چنین افرادی درمدارس می توانند شاگردان مستعدتر و با انگیزه تری را تربیت کنند. و بدیهی است که این سبب افزایش اشتیاق و نشاط معلمان به خصوص معلمان تربیت بدنی می شود. فرضیه ۱۰ : اخلاق مداری از طریق مؤلفه ها ی سرمایه های روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری، خوش بینی) بر اشتیاق شغلی اثر غیر مستقیم مثبت دارد. یافته مربوط به فرضیه فوق این است که اخلاق مداری از طریق خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری و خوش بینی بر اشتیاق شغلی به صورت غیرمستقیم تأثیر مثبت دارد. در خصوص اثر غیرمستقیم اخلاق مداری در اشتیاق شغلی معلمان تربیت بدنی اگرچه هیچ پژوهشی مستقیما این رابطه را درداخل و خارج کشور مورد بررسی قرار نداده ولی با توجه به اثر مستقیم اخلاق مداری برسرمایه روانشناختی تحقیقات (نقی زاده، زاهدبابلان، آخربین،۱۳۹۲؛ میرمحمدی، رحیمیان، جلالی خان آبادی،۱۳۹۱؛ لوتانز و آوولیو،۲۰۱۰؛ می و همکاران، ۲۰۱۲؛ ویفالد، ۲۰۰۸؛ گوتیرز، ۲۰۱۴) ازیک سو و رابطه سرمایه های روانشناختی با اشتیاق شغلی ( مقیمی مفرد، ۱۳۹۳؛ نجاری و همکاران، ۱۳۹۲؛ شهبازی، ۱۳۹۲؛ هاستینگ،۲۰۱۰؛ لوک، ۲۰۱۱؛ هربرت،۲۰۱۱). ازسوی دیگر می توان این یافته را تبیین نمود. به طورکلی نتایج بالا نشان می دهد اگر معلمان احساس کنند که مدیران مدارس، ارزش هایشان با اهداف و فعالیتهایشان منطبق است، آن ها برای رسیدن به اهداف خود، راه های متعدد را طی می کنند، از کارهای طاقت فرسا ترسی نداشته و به همین دلیل به آینده کاری خود خوش بین هستند، این باعث ایجاد محیط آموزشی با عملکرد خوب و همچنین انگیزه و اشتیاق معلمان، به خصوص معلمان تربیت بدنی برای کار و فعالیت های ورزشی دو چندان می شود. فرضیه ۱۱: شفافیت رابطه ای ازطریق مولفه ها ی سرمایه های روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری، خوش بینی) براشتیاق شغلی اثرغیر مستقیم مثبت دارد. یافته مربوط به فرضیه فوق این است که شفافیت رابطه ای از طریق خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری و خوش بینی براشتیاق شغلی به صورت غیرمستقیم تأثیرمثبت دارد. در خصوص اثر غیرمستقیم شفافیت رابطه ای در اشتیاق شغلی معلمان تربیت بدنی اگرچه هیچ پژوهشی مستقیما این رابطه را در داخل و خارج کشور مورد بررسی قرار نداده ولی با توجه به اثر مستقیم شفافیت رابطه ای بر سرمایه روانشناختی تحقیقات( نقی زاده، زاهدبابلان، آخربین، ۱۳۹۲؛ میرمحمدی، رحیمیان، جلالی خان آبادی، ۱۳۹۱؛ لوتانز و آوولیو، ۲۰۱۰؛ می و همکاران، ۲۰۱۲؛ ویفالد، ۲۰۰۸؛ گوتیرز، ۲۰۱۴) ازیک سو و رابطه سرمایه های روانشناختی با اشتیاق شغلی ( مقیمی مفرد، ۱۳۹۳؛ نجاری و همکاران، ۱۳۹۲؛ شهبازی،۱۳۹۲؛ هاستینگ،۲۰۱۰؛ لوک،۲۰۱۱؛ هربرت،۲۰۱۱). از سوی دیگرمی توان این یافته را تبیین نمود. به طورکلی نتایج بالا نشان می دهد که اگر معلمان به این نتیجه برسند که مدیران مدارس افکار و احساسات واقعی خود را ابراز می کنند و به بیان دیدگاه های خود به صورت شفاف می پردازند، معلمان آن مدارس، می توانند با تجزیه و تحلیل مشکلات از پس آن ها بر آیند و همیشه از خود انتظار بهترین نتیجه را داشته باشند و به راحتی ابراز عقیده کنند، در چنین محیطی است که با تعامل گره از کار معلمان به خصوص معلمان تربیت بدنی باز شده و بر شور و نشاط آن ها افزوده می شود. فرضیه ۱۲ : پردازش متوازن از طریق مولفه ها ی سرمایه های روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری، خوش بینی) براشتیاق شغلی اثرغیر مستقیم مثبت دارد. یافته مربوط به فرضیه بالا این است که پردازش متوازن از طریق خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری و خوش بینی بر اشتیاق شغلی به صورت غیرمستقیم تأثیر مثبت دارد. در خصوص اثر غیر مستقیم پردازش متوازن در اشتیاق شغلی معلمان تربیت بدنی اگرچه هیچ پژوهشی مستقیما این رابطه را در داخل و خارج کشور مورد بررسی قرارنداده ولی با توجه به اثر مستقیم پردازش متوازن بر سرمایه روانشناختی تحقیقات( نقی زاده، زاهدبابلان، آخربین،۱۳۹۲؛ میرمحمدی، رحیمیان، جلالی خان آبادی،۱۳۹۱؛ لوتانز و آوولیو،۲۰۱۰؛ می و همکاران، ۲۰۱۲؛ ویفالد،۲۰۰۸؛ گوتیرز،۲۰۱۴) از یک سو و رابطه سرمایه های روانشناختی با اشتیاق شغلی ( مقیمی مفرد، ۱۳۹۳؛ نجاری و همکاران،۱۳۹۲؛ شهبازی،۱۳۹۲؛ هاستینگ،۲۰۱۰؛ لوک،۲۰۱۱؛ هربرت،۲۰۱۱) از سوی دیگر می توان این یافته را تبیین نمود. به طورکلی نتایج بالا نشان می دهد که اگر معلمان به این نتیجه برسند که مدیران مدارس به تحلیل اطلاعات قبل از تصمیم گیری می پردازند و همیشه از دیدگاه های دیگران بهره می برند، معلمان نیز به تبع آن ها درباره استراتژی های مدرسه بحث می کنند و در این راستا اطلاعاتی به همکاران ارائه می دهند و مشکلات کاری خود را با روش های متعدد مدیریت می کنند، در این چنین محیط آموزشی فضا برای کار کردن معلمان تربیت بدنی فراهم است و اشتیاق بیشتری را به کار نشان می دهند. ۵-۳- نتایج ضمنی پژوهش در ارتباط با یافته های فوق می توان گفت که عامل حیاتــی در افزایش اشتیاق شغلی معلمان بسترسازی مناسب برای برقراری ارتباط شفاف از طرف رهبران به وسیله نشر اطلاعات صحیح از چشم انداز، اهداف و انتظارات می باشد. زمانی که رهبران فرصت های مداوم برای گفتگو و مباحثه را در سازمان گسترش دهند، این امر منجر به ایجاد اعتماد، بهبود درک معلمان از کلیت سازمان و می شود. ارتباطات شفاف در سازمان ارائه گزارش را در میان معلمان و مدیران تشویق می کند. از میان متغیرهای درون زا (خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری، خوش بینی) امیدواری بیشترین اثر مستقیم و مثبت را بر اشتیاق شغلی دارد. این یافته در پژوهش اسنایدر(۲۰۰۲) مشاهده می شود. همچنین از میان متغیرهای برون زا (خودآگاهی، اخلاق مداری، پردازش متوازن، شفافیت رابطه ای) اخلاق مداری بیشترین اثر غیرمستقیم را بر اشتیاق شغلی دارد. این یافته در پژوهش لوتانز و آوولیو(۲۰۰۸) مشاهده می شود. هیچ کدام از ابعاد رهبری اصیل به عنوان متغیرهای برونزای پژوهش (خودآگاهی، اخلاق مداری، پردازش متوازن، شفافیت رابطه ای) بر اشتیاق شغلی دارای اثر مستقیم نیستند. در حالی که اثر غیر مستقیم هر چهار بعد رهبری اصیل شامل خودآگاهی، اخلاق مداری، پردازش متوازن و شفافیت رابطه ای بر اشتیاق شغلی معنی دار است که این امر بیانگر نقش واسطه ای موثر متغیر سرمایه های روانشناختی در میان مولفه های رهبری اصیل و اشتیاق شغلی است. در تبیین بررسی نقش واسطه ای سرمایه روانشناختی گوتیرز(۲۰۱۴)، یان لیو(۲۰۱۲) بیان می دارند که حفظ نقش واسطه ای سرمایه روانشناختی بهترین راهکار است و بهتر است این نقش با بهره گرفتن از ابعاد چهار وجهی سرمایه های روانشناختی آزموده شود.. ویفالد(۲۰۰۸) نیز با بهره گرفتن از رگرسیون سلسله مراتبی بیان می دارد که یک ارتباط قوی بین اشتیاق شغلی و رهبری و ساختار روانشناختی وجود دارد. در بین مؤلفه های سرمایه های روانشناختی بیشترین واریانس تبیین شده به ترتیب به تاب آوری، خودکارآمدی، امیدواری، خوش بینی اختصاص دارد. همچنین با توجه به این که میزان واریانس تبیین شده هیچ کدام ازمتغیرهای موجود در مدل صد درصد نیست به نظرمی رسد عوامل دیگری در پیش بینی این متغیرها نقش دارند. بررسی مشخصه های برازندگی نشان داد که مدل پیشنهادی این پژوهش جهت پیش بینی اشتیاق شغلی از برازش مناسبی برخوردار است. در بررسی کلی مدل نیز می بینیم که مدل پیشنهادی با یک سری تغییرات جزئی تقریبا میان دبیران تربیت بدنی قابل کاربرد است و می تواند در تصمیم گیری های دست اندرکاران آموزش وپرورش مورد استفاده قرار گیرد. ۵-۴- پیشنهادهای کاربردی پژوهش ۱- با توجه به اثرمستقیم رهبری اصیل بر سرمایه روانشناختی، بنابراین پیشنهاد می شود که مدیران مدارس با بهره گرفتن از شاخصه های سرمایه، نقشه راهی را برای دبیران تربیت بدنی خود فراهم کنند. به این صورت که رهبران با ایجاد محیطی امن، چه ازنظر حمایت عاطفی و چه از نظر حمایت مالی در جهت اطمینان بخشی و خوش بینی دبیران گام برداشته، و لذا چنین عملکردی از سوی رهبر سبب فراهم آمدن محیطی فعال و پویا می شود. ۲- با توجه به اثرمستقیم سرمایه روانشناختی بر اشتیاق شغلی معلمان، بنابراین پیشنهاد می شود که دبیران با افزایش امیدواری، تاب و تحمل مشکلات، اعتماد به توانایی هایشان و خوش بینی در خود و دوستانشان، باعث افزایش روحیه و شادمانی در کار می شوند. و همان طورکه می دانیم رسالت دبیران تربیت بدنی به عنوان دبیری که با سلامتی جسمی شاگردان درگیر است، لذا افزایش این مشخصه ها در او به سلامتی و نشاط شاگردان می انجامد. ۳- باتوجه به نقش غیرمستقیم رهبری اصیل در افزایش اشتیاق شغلی معلمان، بنابراین پیشنهاد می شود که مدیران با شناســایی مؤلفه های کلیدی اشتیاق شــغلی معلمان و طراحی روش هایی جهت ارزیابی پیشرفت آن ها تلاش کنند. و همچنین مدیران آموزش و پرورش نیز با فراهم کردن امکانات و رفع مشکلات، بستری را برای افزایش اشتیاق در معلمان تربیت بدنی فراهم کنند. ۴- نتایج نشان داد از میان مؤلفه های رهبری اصیل، اخلاق مداری بیشترین اثر غیرمستقیم را بر اشتیاق شغلی دارد. بنابراین پیشنهاد می شود که اگرمعلمان تربیت بدنی احساس کنند که مدیرانشان از اخلاق خوب و خوش برخوردارند، این سبب افزایش شور و نشاط آن ها درحرفه تربیت بدنی می شود و بدیهی است که درچنین محیطی دانش آموزان بیشتر به ورزش و حفظ سلامتی رو می آورند. ۵- نتایج نشان داد از میان مؤلفه های سرمایه روانشناختی، امیدواری بیشترین اثر مستقیم و مثبت را بر اشتیاق شغلی دارد. بنابراین پیشنهاد می شود که مدیران و دست اندرکاران تعلیم و تربیت عواملی را که منجر به افزایش امیدواری به کار می شود، را مورد توجه قرار دهند. به عنوان مثال با افزایش حقوق و دستمزد، و دادن پاداش های ماهیانه این احساس را دو چندان کنند. ۵-۵- پیشنهادهایی برای پژوهش های آینده ۱- در مدل برازش شده این پژوهش میزان واریانس تبیین شده اشتیاق شغلی(۳۵/۰)است. این امر بیانگرتأثیرعوامل دیگری بر اشتیاق شغلی است که در پژوهش مورد بررسی قرار نگرفته اند. بنابراین پیشنهاد می شود در پژوهش های آتی مؤلفه های دیگر فرسودگی شغلی، میل ماندن در شغل و درگیری شغلی مورد بررسی قرارگیرد. ۲- پژوهش حاضردر میان دبیران تربیت بدنی شیراز انجام شده است. لذا پیشنهاد می شود چنین پژوهشی در میان دبیران

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:36:00 ب.ظ ]




در این تحقیق تاثیر روش های یادگیری مشارکتی و یادگیری انفرادی بر یادسپاری اطلاعات علمی درس علوم تجربی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی شهر پیرانشهر مورد بررسی قرار گرفت . در این فصل ابتدا به بحث و بررسی درباره یافته ها و نتایج بدست آمده از تحلیل فرضیه ها که در فصل چهارم مطرح شد و به تفسیر نهایی و پیامدها به اختصار می پردازیم. سپس محدودیت های تحقیق بیان شده و در نهایت به ارائه یشنهادهای پژوهشی و کاربردی می پردازیم.

۵-۲ خلاصه ی پژوهش

پژوهش حاضر که با روش آزمایشی از نوع شبه تجربی صورت گرفته است،بدنبال این موضوع بوده که بر اساس پیشینه ی نظری و عملی به بررسی تاثیر روش تدریس مشارکتی و انفرادی بر پادسپاری اطلاعات علمی دانش آموزان دختر پایه ششم شهر پیرانهر در سال تحصیلی ۹۴-۹۳ بپردازد. در این راستا یک فرضیه اصلی و سه فرضیه فرعی برای این طرح ارائه گردید.اکنون با عنایت به مجموعه تحلیل های انجام شده در فصل چهارم پژوهش، طی فصل حاضر عمده ترین نتایج حاصل از بررسی فرضیه های پژوهش، به بحث گذاشته خواهد شد.

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت jemo.ir مراجعه نمایید.

 

۵-۳ بحث و نتیجه گیری پیرامون فرضیه ها و سوال تحقیق

۵-۳-۱ فرضیه اصلی

فرضیه ی اصلی اول تحقیق مبنی بر این بود که به نظر می رسد روش های تدریس مشارکتی و یادگیری انفرادی بر افزایش یادسپاری اطلاعات علمی درس علوم تجربی دانش آموزان دختر پایه ششم تأثیر دارد. برای تعیین اثر، روش های تدریس مشارکتی و انفرادی بر افزایش یادسپاری اطلاعات علمی گروه کنترل و آزمایش با توجه به ماهیت فرضیه ی پژوهشی از تحلیل کواریانس استفاده شد.

نتایج حاکی از آن است اثر روش های تدریس بر میزان یادسپاری اطلاعات علمی( ۰۵/۰ P≤،۰۰۰/۰ P=، ۵/۸۵ =۱، ۴۷F) می باشد، پس فرضیه صفر یعنی تساوی میانگین نمره یادسپاری اطلاعات علمی در بین دانش آموزان گروه های انفرادی و مشارکتی رد می شود و با اطمینان ۹۵ درصد می توان ادعا کرد که روش های مذکور بر میزان یادسپاری اطلاعات علمی تاثیر دارند. بنابراین شواهد لازم برای تأیید فراهم گردیده و با در نظر داشتن این شرایط فرضیه ی اصلی تحقیق تایید می گردد. جانسون با بررسی بسیاری از یافته های پژوهشی گزارش می کند که هم آموزی یا روش مشارکتی اثربخش تر از یادگیری انفرادی یا رقابتی است. روش مشارکتی یا آموزش در گروه سبب انگیزش بیشتر در فراگیران می شود و بازخورد مثبت نسبت به تجر به های آموزشی و آموزگار در آنها به همراه می آورد. در این راستا نتایج حاصل از این تحقیق با تحقیقات لینگ (۱۹۹۳) ، کوام (۱۹۹۹)، ایوبی (۱۳۷۷)، همسو بوده است. اما نتایج تحقیق قدرتی (۱۳۸۰) همسویی لازم را نداشته است

۵-۳-۲ نتایج بررسی فرضیه فرعی اول پژوهش

فرضیه ی فرعی اول تحقیق مبنی بر این بود که یادگیری مشارکتی بر یادسپاری اطلاعات علمی درس علوم تجربی دانش آموزان دختر پایه ششم تاثیر دارد. لذا در این فرضیه نیز برای بررسی این موضوع از آزمون لون استفاده شد اثر روش تدریس مشارکتی بر میزان یادسپاری اطلاعات ( ۰۵/۰ P≤،۰۰۰/۰ P=، ۷۵/۹۱ =۱، ۴۷F) می باشد، پس فرضیه صفر یعنی تساوی بین میانگین نمره یادسپاری اطلاعات علمی دانش آموزان گروه آزمایش مشارکتی و کنترل رد می شود و با اطمینان ۹۵ درصد می توان نتیجه گرفت که روش تدریس مشارکتی بر میزان یادسپاری اطلاعات علمی تاثیر مثبت گذاشته است. پس شواهد لازم برای تأیید فراهم گردیده و با در نظر داشتن این شرایط فرضیه فرعی اول تحقیق تایید می گردد. پس نتایج معنادار می باشد. نتایج بدست آمده از تجزیه و تحلیل فرضیه فرعی اول با نتایج تحقیقات گلیس (۲۰۰۳)، فیشر و شاکار(۲۰۰۴)،حقانی و رجالی(۱۳۸۵) همسو بوده است و با نتایج تحقیق آزادی (۱۳۷۹)، علی پاکیزه همسویی لازم را داشته است و در تبین آن اینکه روش تدریس مشارکتی بر میزان یادگیری و یادداری دانش آموزان تاثیر دارد و میزان انگیزش دانش آموزان در این روش تدریس بهتر از روش تدریس پیش سازماندهنده عمل می کند.

۵-۳-۳ نتایج بررسی فرضیه فرعی دوم پژوهش

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:35:00 ب.ظ ]




انتشار و چاپ۲محصولات غذایی۱۷فلزات۱۹قند وشکر۲منسوجات۵جمع کل شرکتها۱۴۹

۳-۹- آمار توصیفی
دراین تحقیق،جهت توصیف و تفسیر اطلاعات علاوه بر استفاده از جداول ونمودارهای آماری از شاخصهای مرکزی و پراکندگی یعنی میانگین،میانه،انحراف معیار، واریانس و غیره استفاده شده است(خاکی، ۱۳۸۴، ۳۲۰)..
۳-۱۰- مدل مورد استفاده در تحقیق
با توجه به مطالب مذکور در مورد متغیرهای تحقیق، مدل پژوهش به صورت زیر نشان داده میشود:

که در آن ۰β ضریب ثابت، K ارزش افزوده اقتصادی وجریان نقدی آزاد، ML اهرم مالی، G رشد و EPS عایدی هر سهم و  ضریب خطا که برای هر دوره مستقل میباشد،دارای توزیع نرمال بوده و مستقل از عوامل رگرسیونی است.
۳-۱۱-آزمون فرضیه های تحقیق
برای برآورد الگوهای رگرسیون خطی دو یا چند متغیره معمولاً از روش کمترین مجذورات معمولی استفاده میشود. این روش دارای ویژگیهای مطلوب آماری مانند بهترین برآوردکننده خطی بدون تورش میباشد. روش آماری مورد استفاده در این پژوهش، روش رگرسیون چند متغیره با بهره گرفتن از داده های ترکیبی است. روش رگرسیون ترکیبی با توجه به وضعیت عرض از مبدا ( ضریب ثابت ) معادله به سه روش کلی زیر قابل انجام است:
۱٫مدل تخمین تجمیعی[۵۹]: روشی که عرض از مبداءها و ضرایب بین مقاطع و دوره ها یکسان باشد منتهی جملات خطا در طول دور ه ها و بین خطا ها متفاوت باشند. در این حالت مثل این است که ما به تعداد مقاطع ضرب در تعداد دوره ها یعنی N.T مشاهده داریم.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

عکس مرتبط با اقتصاد

  1. مدل اثرات ثابت[۶۰]:در این مدل هر یک از مولفه ها یک مقدار ثابت مخصوص به خود دارد و به دلیل آنکه برای کار کردن با هر یک از این مقادیر ثابت، یک متغیر مجازیدر نظر گرفته می شود، تخمین زن اثرات ثابت، تخمین زن متغیرهای مجازی حداقل مربعات نیز نامیده می شود.
  2. مدل اثرات تصادفی[۶۱]:یک روش جایگزین برای تخمین مدل اثرات ثابت، تخمین مدل اثرات تصادفی است. تفاوت چنین مدلی با اثرات ثابت این است که در آن عرض از مبدأ مختص هر یک از متغیرها مقادیر ثابتی نیستند، بلکه به صورت تصادفی انتخاب می شوند.

برای انتخاب مدل تخمین مناسب تر ازبین مدلهای فوق دو آزمون زیر انجام میگیرد:
۳-۱۱-۱-آزمون لیمر[۶۲] (آزمون برابری عرض از مبداءها):

آماره این آزمون دارای توضیح F میباشد و در واقع مثل این است که ما با دو مدل مقید و غیرمقید مواجه هستیم که در مدل مقید، عرض از مبداءها ثابت و یکسان هستند:

: مجموع مجذورات پسماندهای مدل مقید
SSRUR : مجموع مجذورات پسماندهای مدل غیر مقید
N :تعداد مقطعها
‏T :دوره زمانی
K :تعداد متغیرهای توضیحی مدل
NT : تعداد مشاهدات تعدیل شده
حال آماره آزمون را محاسبه و با آماره حاصل از جدول مقایسه میکنیم. اگر آماره محاسبه شده بزرگتر از آماره جدول باشد فرضیه   رد می شود و رد شدن   به این معنی است که عرض از مبداءها برای مقاطع مختلف متفاوت میباشد. استفاده از مدل Pooling، در صورت رد شدن فرضیه   ، ناسازگار بوده و کارایی هم نخواهد داشت.
۳-۱۱-۲-آزمون هاسمن[۶۳] (گزینش بین اثرات ثابت و اثرات تصادفی):
براساس این آزمون وجود اختلاف بین تخمین زن های روش اثرات ثابت و روش اثرات تصادفی، به عنوان فرض صفر در نظر گرفته شده. به این ترتیب با رد فرض صفر می توان نتیجه گرفت که استفاده از روش اثرات تصادفی بهتر است.
آماره این آزمون که دارای توزیع کای- دو با درجه آزادی برابر با تعداد متغیرهای مستقل است، به صورت زیر محاسبه میشود:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:34:00 ب.ظ ]




موضوع پژوهش حاضر بررسی رابطه بین درک شنیداری و به­ کارگیری راهبردهای شنیداریِ فراشناختی، شناختی و اجتماعی – عاطفی توسط ۴۵ فارسی­آموز غیرایرانی است. رابطه بین جنسیت و ملیت فارسی­آموزان با به­ کارگیری راهبردهای شنیداری نیز مد نظر پژوهش حاضر است. در فصل حاضر ابتدا یافته­ های پژوهش حاضر، حاصل از تحلیل آماری داده­ ها در فصل چهار، با پژوهش­های انجام شده در این حوزه که در فصل دو برشمرده شدند، مقابله می­شوند. در ادامه هر یک از فرضیه ­های پژوهش نیز با توجه به داده ­های آماری مورد بررسی قرار خواهند گرفت.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

– ۵ -۲ بحث

نتایج حاصل از تحلیل داده­ ها را می­توان با نظر به پژوهش­های پیشین مورد بحث و بررسی قرار داد. یونگ (۱۹۹۷، ۱۹۹۶) به این نتیجه رسید که توانایی بالاتر در مهارت شنیدن، ارتباطی با به­ کارگیری راهبردها، بسامد به­ کارگیری و نیز نوع آن­ها ندارد و بسندگی کلی زبانی تأثیر بیش­تری بر درک بالاتر شنیداری دارد. داده ­های پژوهش حاضر تا حدی با نتایج یونگ همسو است، از این منظر که شنوندگان موفق و ناموفق در بسامد کاربرد راهبردها تفاوتی با یکدیگر ندارند، لیکن شنوندگان موفق نسبت به نوع راهبرد حساس هستند و دست به انتخاب می­زنند.

پترز (۱۹۹۰) نیز نتیجه گرفت بین شنوندگان موفق و ناموفق تفاوتی در انواع به­ کارگیری راهبردها وجود ندارد، اما بیان داشت در میزان به­ کارگیری موفقیت­آمیز راهبردها تا حدی تفاوت وجود دارد. پژوهش حاضر با یافته پترز همسوست. همه آزمودنی­های پژوهش حاضر نیز انواع راهبردهای فراشناختی، شناختی و اجتماعی – عاطفی را به­کار گرفتند، لیکن بین گروه موفق و ناموفق از نظر میزان به­ کارگیری راهبردها تا حدی تفاوت وجود دارد.

اومالی و همکاران (۱۹۸۹) نیز متذکر شدند که در شنیدن موفقیت­آمیز، راهبرد نظارت از مجموعه راهبردهای بالابه­پایین جنبه پیش­نیاز دارد و نشان می­دهد فرد در مواجهه با متن شنیداری از فراشناخت بهره می­برد. در پژوهش حاضر نیز سطح معناداری راهبرد نظارت قابل­توجه است.

وندرگریفت (۱۹۹۷a) نیز بیان داشت آن­چه زبان­آموزان متوسط را از مبتدی­ها متمایز می­ کند، راهبرد نظارت بر درک است. زبان­آموزان سطح متوسط از راهبرد نظارت که راهبردی فراشناختی است بهره
می­برند، در حالی که زبان­آموزان سطح مبتدی بسیار به ترجمه، انتقال و تکرار که از راهبردهای پردازشی پایین­به­بالاست روی می­آورند. وی در پژوهش (۲۰۰۳b) خود با اطمینان اظهار داشت که شنوندگان موفق­تر به طرز چشم­گیری راهبرد نظارت را به­کار می­گیرند.

گوه (۱۹۹۸) نیز بر تفاوت به­ کارگیری راهبردها توسط شنوندگان موفق صحه گذاشته است و بیان داشته است که شنوندگان ناموفق نمی­توانند برخی از راهبردهای فراشناختی مانند ارزیابی را به­کار بندند­. البته در پژوهش وی میزان به­ کارگیری راهبرد فراشناختی ارزیابی توسط شنوندگان موفق نیز به­گونه معناداری بالاتر از گروه ناموفق بود. در پژوهش حاضر به­عکس این معناداری به دست نیامد­ و گروه موفق و ناموفق هردو به یک میزان راهبرد فراشناختی ارزیابی را به کار گرفتند و گروه موفق از راهبرد فراشناختیِ نظارت بیش­تر استفاده کردند. راهبرد نظارت نیز مانند راهبرد ارزیابی جزو مجموعه راهبردهای فراشناختی است.

پژوهش حاضر به صورت تک سطحی صورت گرفت، همگی زبان­آموزان در سطح پیشرفته قرار داشتند، زبان­آموزان موفقِ در درک شنیداری هم از راهبرد پردازشی بالابه­پایینِ نظارت و هم راهبرد پردازشی پایین­به­بالای انتقال بیش­تر استفاده کردند، گرچه سطح معناداری راهبرد نظارت بیش از انتقال است. چنین به نظر می­رسد که زبان­آموزان موفق در مهارت شنیدن در به­ کارگیری راهبردها دست به انتخاب می­زنند؛ یعنی همان ادعایی که وندرگریفت (۲۰۰۳a) مطرح کرد و آن این­که شنوندگان ماهر در به­ کارگیری راهبردها انعطاف­پذیرتر عمل می­ کنند و راهبردهای فراشناختی مانند توجه انتخابی و نظارت را بیش­تر به­کار می­گیرند. در حالی که میزان به­ کارگیری راهبردهای شناختی مانند توضیح و استنتاج نزد شنوندگان کارآمد و ناکارآمد کم و بیش یکسان است، شنوندگان کارآمد بنا به الزام فعالیت از ترکیب بهتری متناسب با آن متن بهره می­برند و از آن­جا که شنوندگان کم­مهارت از راهبرد نظارت کم­تر استفاده می­ کنند، توضیح و استنتاج آن­ها نیز از عمق کافی برخوردار نیست، بافتمند نیست و سطح گفتمان را دربرنمی­گیرد.

یکی از دلایلی که در پژوهش حاضر شنوندگان ناموفق نیز سه دسته کلی راهبردها را به میزان برابر با گروه موفق به کار برده­اند می ­تواند این باشد که برای سنجش سطح بسندگی شنیداری از متون واقعی استفاده شد. چنان­چه در بخش پیشینه پژوهش ذکر شد، بنابر نظر کیم (۱۹۹۹) و ماکارو (۲۰۰۷)،
زبان­آموزان به متون واقعی گرایش بیش­تری دارند و در تعامل با این متون ذهن آن­ها برای به­ کارگیری راهبردها فعال می­ شود و از این منظر زبان­آموزی که در مهارت شنیدن کم­تر موفق است، لزوماً فاقد توانایی به­ کارگیری راهبردهای شنیداری نیست و متون واقعی میزان راهبردی عمل کردن این گروه از زبان­آموزان را نیز بالا می­برد.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

 

تحلیل دیگر می ­تواند این باشد که در پژوهش حاضر برای سنجش سطح بسندگی شنیداری از آزمون شنیدن استفاده شد. این آزمون از درستی کافی برخوردار بود، لیکن از آن­جا که در ایران آزمون معیارین­ برای تعیینِ سطح فارسی­آموزان وجود ندارد، سطح کلی زبانی آن­ها با ثابت نگه داشتن سطح آموزشی کنترل شد و ممکن است سطح زبانی کلی زبان­آموزها از جمله دانش ساختواژی دو گروه چندان با هم تفاوت نداشته باشد و همانطور که ماکارو (۲۰۰۷) بر این نکته تأکید کرده است، دانش بالاتر ساختواژی بر بالا رفتن سطح درک شنیداری تأثیرگذار است. فیلد (۲۰۰۴) نیز بیان داشته است در فرایند شنیدن،
به­خصوص وقتی سطح مهارت نسبتاً پایین است، طبیعت به­ کارگیری راهبردها بسیار متغیر است. در پژوهش حاضر نیز شنوندگانِ کم­تر موفق از انوع راهبردها استفاده کرده ­اند تا فرایند درک شنیداری را برای خود آسان­تر سازند.

از طرف دیگر، انعطاف­پذیری در کاربرد و تعامل با اطلاعات درون­متنی با رویکرد شنوندگان موفق این پژوهش همخوانی دارد؛ به این معنی که شنوندگان بنا بر الزامات متن شنیداری انواع راهبردها را با هم درآمیخته­اند و خود را محدود به به­ کارگیری راهبرد خاص نکرده ­اند، گرچه راهبرد فراشناختی نظارت به شکل معناداری توسط گروه موفق بیش­تر به­کار گرفته شده است.

در مورد رابطه جنسیت با به­ کارگیری راهبردها، باید گفت در پژوهشی که بیکن (۱۹۹۲) بر روی دانشجویان زبان اسپانیایی انجام داد، به تفاوت­های آماری اندکی بین شنوندگان زن و مرد دست یافت. در پژوهش وی زنان راهبرد نظارت را بیش­تر به­کار می­بردند، اما این تفاوت­ها تأثیر چندانی بر سطح درک شنیداری نداشت. وندرگریفت نیز (۱۹۹۷b) بیان داشت در به­ کارگیری راهبردهای شنیداری و رابطه آن با درک شنیداری موفقیت­آمیز تفاوت­های ناچیز و بی­اهمیتی بین زنان و مردان وجود دارد. در پژوهش حاضر نیز در صورتی که بین زنان و مردان، صرف­نظر از موفقیت­ در درک شنیداری، تفاوتی در
به­ کارگیری راهبردها وجود داشت، رابطه این تفاوت با موفقیت­آمیز بودن درک شنیداری بررسی می­شد، لیکن نه در سه دسته کلی راهبردها و نه در زیرمجموعه راهبردهای فراشناختی و شناختی تفاوت معناداری در میزان به­ کارگیری راهبردها بین دو گروه مشاهده نشد.

درباره رابطه ملیت آزمودنی­ها با به­ کارگیری راهبردها، باید گفت بنابر نظر مارک و لتهام (۱۹۸۷) و لانگ (۱۹۹۰) چنین برمی­آید که تفاوت فرهنگی یعنی پیشینه مذهبی و آموزشی متفاوت موجب تفاوت در به­ کارگیری راهبردها می­ شود و متغیری تأثیرگذار است، لیکن دانش پیشین تعامل بالایی با به­ کارگیری راهبردها دارد و به عقیده یونگ (۱۹۹۷) و ماکارو (۲۰۰۷) آشنا بودن موضوع متن و بنا بر کیم (۱۹۹۹) و ماکارو (۲۰۰۷) واقعی بودن متون شنیداری تأثیر بالایی در انگیزش فعالیت ذهنی مربوط به به­ کارگیری راهبردها دارند. در پژوهش حاضر نیز تفاوت در ملیت، تأثیری در به­ کارگیری راهبردها توسط
فارسی­آموزان نداشت. یکی از دلایلی که تفاوتی بین ملیت­های متفاوت دیده نشد می ­تواند این باشد که متون شنیداری پژوهش همگی متون واقعی بودند و کلیه شنوندگان به­گونه یکسانی در به­ کارگیری راهبردها از توانایی برخوردار بودند. دلیل دیگر می ­تواند این باشد که موضوع متون همگی موضوع­هایی آشنا بودند که نیاز به دانش پیشینِ خاصی مرتبط با فرهنگ و شیوه آموزشی یک ملیت خاص نداشت. از این رو، تفاوت ملیت تحت شعاع واقعی بودن و آشنا بودن موضوع متون شنیداری قرار می­گیرد و تفاوتی در به­ کارگیری راهبردها پدید نمی­آورد.

-۵-۳ فرضیه ­های پژوهش

در این بخش به­ طور مستقیم فرضیه ­های پژوهش را مرور می­کنیم.

فرضیه اول: فارسی­آموزان از انوعِ متفاوت راهبردهای شناختی، فراشناختی و اجتماعی- عاطفی به میزان­های متفاوت استفاده می­ کنند.

داده­ ها نشان داد تفاوت معناداری بین سه دسته کلی راهبردها در میزان به­ کارگیری وجود ندارد و میانگین هیچ یک از سه دسته کلی راهبردها کم­تر از شاخص ۰٫۰۵ نیست؛ یعنی گرچه
فارسی­آموزان از هر سه دسته این راهبردها استفاده می­ کنند، از یک دسته به­خصوص بیش از یک دسته دیگر استفاده نمی­کنند. می­توان نتیجه گرفت، مجموع آزمودنی­ها، صرف­نظر از میزان توانایی در مهارت شنیدن، از انواع راهبردهای شنیداری به میزان کم و بیش یکسان استفاده کرده ­اند تا فرایند درک را برای خود آسان­تر سازند. به این ترتیب، بخشی از فرضیه اول پژوهش به تأیید می­رسد که فارسی­آموزان از انواع متفاوت راهبردها استفاده می­ کنند، اما تفاوت معناداریِ در به­ کارگیری سه دسته کلی راهبردها وجود ندارد. این­که به­ کارگیری راهبردهای شنیداری تا چه میزان در افزایش درک شنیداری فارسی­آموزان مؤثر بوده است و چه تفاوتی در میزان تأثیرگذاریِ هر راهبرد وجود دارد، به بررسی فرضیه دوم پژوهش موکول می­ شود.

فرضیه دوم: به­ کارگیری راهبردهای شناختی، فراشناختی و اجتماعی-عاطفی منجر به درک بالاتر شنیداری فارسی­آموزان می­ شود.

بر اساس داده­ ها، بین آزمودنی­های موفق و ناموفق در مهارت شنیداری، تفاوت معناداری در
به­ کارگیری سه دسته کلی راهبردهای شنیداریِ فراشناختی، شناختی و اجتماعی – عاطفی وجود نداشت. لیکن گروه موفق یعنی گروهی از فارسی­آموزان که از درک شنیداری بالاتری برخوردار هستند، راهبرد نظارت از مجموعه فراشناختی و راهبرد انتقال از مجموعه شناختی را بیش­تر به­کار می­بردند. بنابراین، درباره فرضیه دوم پژوهش باید گفت که گرچه در میزان تأثیرگذاری سه دسته کلی راهبردها در درک بالاتر شنیداری تفاوتی وجود ندارد، لیکن دست­کم به­ کارگیری دو دسته از راهبردها یعنی راهبرد فراشناختی نظارت و راهبرد شناختی انتقال در افزایش درک شنیداری مؤثر است.

فرضیه سوم: میزان تأثیرگذاری راهبردهای فراشناختی، شناختی و اجتماعی-عاطفی در افزایش درک شنیداری متفاوت است.

تحلیل داده ­های پژوهش، بررسی فرضیه سوم را نیز ممکن می­سازند. در میزان تأثیرگذاری کلی سه دسته راهبرد تفاوتی وجود ندارد، اما فارسی­آموزانی که از درک شنیداری بالاتری برخوردار هستند، از راهبردهای خاصی از مجموعه فراشناختی، یعنی راهبرد نظارت و راهبرد انتقال از مجموعه شناختی استفاده می­ کنند و میزان به­ کارگیری این راهبردها توسط آنان بالاتر است. از بین دو راهبرد فراشناختیِ نظارت و راهبرد شناختیِ انتقال، میزان تأثیرگذاریِ راهبرد انتقال بیش­تر است. به­ طور کلی، در مورد فرضیه سه باید گفت در میزان تأثیرگذاری بخش عمده­ای از راهبردها در افزایش درک شنیداری، تفاوت معناداری وجود ندارد، لیکن از بین دو راهبرد تأثیرگذار در ارتقاء درک شنیداری، یعنی راهبرد نظارت و انتقال، میزان تأثیرگذاریِ راهبرد فراشناختیِ نظارت بیش از راهبرد شناختیِ انتقال است.

فرضیه چهارم: در نحوه به­ کارگیری راهبردهای شنیداریِ فراشناختی، شناختی و اجتماعی – عاطفی بین فاسی­آموزان زن و مرد تفاوت وجود دارد.

تحلیل داده­ ها در فصل سه پژوهش نشان داد که در فرایند درک شنیداری از میان
فارسی­آموزان غیرایرانی بین گروه جنسیتی زنان و مردان تفاوت معناداری در میزان به­ کارگیری سه دسته کلی راهبردهای فراشناختی، شناختی، اجتماعی – عاطفی وجود ندارد. این تفاوت در زیرمجموعه راهبردهای فراشناختی و شناختی نیز معنادار نمی ­باشد.

فرضیه پنجم: در نحوه به­ کارگیری راهبردهای شنیداریِ فراشناختی، شناختی و اجتماعی – عاطفی بین فاسی­آموزان با ملیت­های مختلف تفاوت وجود دارد.

از تحلیل داده­ ها چنین نتیجه گرفته شد که در میان فارسی­آموزان غیرایرانی با ملیت­های مختلف تفاوت معناداری در میزان به­ کارگیری سه دسته کلی راهبردهای فراشناختی، شناختی واجتماعی – عاطفی وجود ندارد. این تفاوت در زیرمجموعه راهبردهای فراشناختی و شناختی نیز معنادار نمی ­باشد.

-۵-۴ یافته­ های پژوهش

با نگاه به بستر فراهم آمده از بحث پیرامون فرضیه ­های پژوهش می­توان یافته­ های پژوهش حاضر را چنین برشمرد:

۱: نخست آن­که راهبردهای شنیداری به­عنوان فعالیت­های ذهنی که خاستگاهی شناختی دارد توسط فارسی­آموزان استفاده می­شوند.

۲: هم فارسی­آموزانی که در مهارت شنیدن موفق هستند و هم فارسی­آموزانی که کم­تر موفق هستند، راهبردهای شنیداری اعم از فراشناختی، شناختی و اجتماعی-عاطفی را به­کار می­برند؛ یعنی فارسی­آموزان گرایش به راهبردی عمل کردن برای تسهیل فرایند شنیدن دارند. عدم توانایی کافی در درک شنیداری منجر به عدم به­ کارگیری راهبردهای شنیداری نمی­ شود. شنونده ناموفق نیز به­هر روی می­کوشد از راهبردها بهره گیرد.

۳: کلیه فارسی­آموزان، چه گروهی که موفق­تر هستند و چه گروهی که کم­تر موفق هستند، سه دسته کلی راهبردهای فراشناختی، شناختی و اجتماعی – عاطفی را کم­وبیش به یک میزان استفاده می­ کنند.

۴: شنوندگان موفق از راهبرد نظارت بردرک که راهبردی فراشناختی است و نیز راهبرد انتقال که راهبردی شناختی است بیش از گروه ناموفق استفاده می­ کنند.

۵: میزان تأثیرگذاری راهبرد فراشناختی نظارت در افزایش درک شنیداری بیش از راهبرد شناختی انتقال است و این خود نشانگر اهمیت راهبردهای فراشناختی است.

۶: شنونده موفق، شنونده­ای است که مطابق با الزامات فعالیت شنیداری در به­ کارگیری راهبردها دست به انتخاب می­زند.

۷: صرفاً استفاده از راهبردهای فراشناختی منجر به درک بالاتر شنیداری نمی­ شود و راهبردهای شناختی نیز در تعامل با راهبردهای فراشناختی در افزایش درک شنیداری نقش بازی می­ کنند.

۸: فارسی­آموزانی که در مهارت شنیدن موفق­تر هستند، بین الگوهای پردازشی بالابه­پایین (راهبرد فراشناختیِ نظارت) و الگوهای پردازشی پایین به بالا (راهبرد شناختیِ انتقال) تعامل برقرار می­ کنند.

۹: تأثیر راهبرد فراشناختی نظارت در افزایش درک شنیداری بیش از راهبرد شناختی انتقال می­باشد.

۱۰: پژوهش حاضر، همسو با پژوهش­های پیشین، تا حدودی تأثیر زیرمجموعه­ای از راهبردهای فراشناختی را در افزایش درک شنیداری به تأیید می­رساند.

۱۱: در به­ کارگیری راهبردهای شنیداری بین فارسی­آموزان زن و مرد تفاوتی وجود ندارد.

۱۲: در به­ کارگیری راهبردهای شنیداری بین فارسی­آموزان با ملیت­های متفاوت، تفاوتی وجود ندارد.

می­توان گفت، یافته­ های پژوهش حاضر در مجموع با یافته­ های پژوهش­های پیشین در حوزه راهبردهای شنیداری و رابطه به­ کارگیری این راهبردها با درک شنیداری که در بخش پیشینه پژوهش و بحث پیرامون فرضیه ­ها در این فصل به تفصیل درباره آن­ها سخن رفت، همسو است. راهبردهای شنیداری به­­گونه­ای پویا توسط فارسی­آموزان به­کار گرفته می­شوند. هم شنوندگان موفق و هم کم­تر موفق در به­ کارگیری راهبردها توانا هستند. آن­چه تا حدودی موجب ارتقاء درک شنیداری می­ شود، انتخاب در به­ کارگیری راهبرد و انعطاف­پذیری در کاربرد آن است. در پژوهش حاضر شنونده موفق زبان فارسی زبان­آموزی است که از میان راهبردهای فراشناختی، شناختی و اجتماعی- عاطفی، از راهبرد فراشناختی نظارت و راهبرد شناختی انتقال بیش­تر استفاده می­ کند و تأثیر راهبرد نظارت در افزایش درک شنیداری معنادارتر از راهبرد نظارت است. به این ترتیب، می­توان در جهت آموزش راهبردهای شنیداری، به ویژه راهبردهای فراشناختی، به فارسی­آموزان برنامه ­ریزی کرد تا با آموزش راهبردها به­ کارگیری آن­ها تقویت شود. از این رهگذر، درک شنیداری فارسی­آموزان می ­تواند ارتقا یابد و با در نظر گرفتن اهمیت مهارت شنیدن در فراگیری زبان دوم، افزایش توانش در مهارت شنیدن موجب بالا رفتن سطح بسندگی فارسی­آموزان در مهارت­ های دیگر شود.

-۵ -۵ پیشنهادهایی برای پژوهش­های آتی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:34:00 ب.ظ ]




اتحاد نژاد، شاپور (۱۳۸۰) “نظر دبیران در خصوص میزان مهارتهای اثر بخش مدیران و رابطه آن با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دبیرستان های شهر شیراز”، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه شیراز.
اچسون، کیت و دامین گال، مردیت (۱۳۸۰) “نظارت و راهنمایی تعلیمات (کاربرد فنون کلینیکی) “، ترجمه محمدرضا بهرنگی، تهران: کمال تربیت.
استرون، حسین (۱۳۷۷) “تعهد سازمانی . مدیریت در آموزش و پرورش” ، دوره پنجم ،شماره مسلسل ۱۷، ص ۷۴-۷۳٫
اسدی، علی (۱۳۷۴) “بررسی نقش دانش ومهارت های مدیریتی رؤسای دبیرستان های کشاورزی در موفقیت آموزشی این مراکز”، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده کشاورزی دانشگاه تربیت مدرس ۰
اسدی، حمید (۱۳۸۶) “بررسی میزان رضایت شغلی کارکنان دانشکده علوم پزشکی شهید بهشتی بر مبنای نظریه دوعاملی هرزبرگ”، پایان نامه فوق لیسانس رشته مدیریت آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی.
انتصاری، ناهید (۱۳۷۹) “بررسی نیازهای آموزشی در سه مهارت های فنی، انسانی و ادراکی و ارائه الگوی مناسب برای آموزش ضمن خدمت به مدیران مدارس راهنمایی دخترانه تهران”، پایان نامه کارشناسی ارشد رشته مدیریت آموزشی دانشکده روان شناسی وعلوم تربیتی دانشگاه تهران.
انتصاری، ناهید (۱۳۷۹) “بررسی نیازهای آموزشی در سه مهارت های فنی، انسانی و ادراکی و ارائه الگوی مناسب برای آموزش ضمن خدمت به مدیر ان مدارس راهنمایی دخترانه تهران”، پایان نامه کارشناسی ارشد رشته مدیریت آموزشی دانشکده روان شناسی وعلوم تربیتی دانشگاه تهران
انصاری جابری، مسعود (۱۳۸۹) “بررسی نقش مدیر درایجاد و رشد خلاقیت ونوآوری در مدرسه”، نقل از وبگاه تکنولوژیست آموزشی.
انصاف، زهرا (۱۳۷۷) “بررسی رابطه سبک مدیریت مدیران با اثر بخشی آنان از نظر دبیران”، سازمان آموزش و پرورش استان تهران.
ایران نژاد پاریزی، مهدی و پرویز ساسان گهر (۱۳۷۱) “سازمان ومدیریت: از تئوری تاعمل” تهران: نشر بانکداری ایران.
ایران نژاد پاریزی، مهدی و پرویز ساسان گهر (۱۳۷۱) “سازمان ومدیریت: از تئوری تاعمل”، تهران :نشر بانکداری ایران، فصلنامه علوم تربیتی، سال ۵ – شماره ۱۷ – بهار ۹۱
ایمانی، جواد (۱۳۸۸) “بررسی رابطه ی عدالت سازمانی و تعهد سازمانی با رضایت شغلی در بین معلمان مدارس استثنایی شهرستان بندرعباس”، فصلنامه علوم تربیتی دانشگاه آزاد تبریز، سال دوم، شماره ۵، ص: ۳۳
آذر ،عادل (۱۳۷۴) “تجزیه وتحلیل کیفیت دوره های آموزشی ضمن خدمت مدیران و ارائه الگوی آموزشی مناسب”، نشریه علمی و خبری دانشگاه شاهد، شماره ۸ و ۷ بهار و تابستان.
بابایی زکلیکی، محمد علی و مؤمنی، نونا (۱۳۸۶) “رهبران و خلق فضای سازمانی متعالی”، ماهنامه تدبیر، سال هجدهم، شماره ۱۸۶
براخوری مقدم، محمدجواد (۱۳۷۹) “مقایسه قابلیت انطباق نظریه های مزلو و هرزبرگ در شرایط فرهنگی ایران”، پایان نامه فوق لیسانس مدیریت صنعتی دانشگاه آزاد اسلامی، ص ۶۵-۶۰
بیان، حسام الدین (۱۳۷۰) “آئین مدیریت”، تهران: مرکز آموزش مدیریت دولتی.
پرداختچی، محمد حسن (۱۳۷۴) “مدیریت آموزشی به عنوان قلمرو حرفه ای”، فصلنامه مدیریت در آموزش و پرورش، شماره ۱۳،بهار.
پرداختچی، محمد حسن (۱۳۷۴) “مدیریت آموزشی به عنوان قلمرو حرفه ای”، فصلنامه مدیریت در آموزش و پرورش، شماره ۱۳ ،بهار.
پورمند، صغری (۱۳۸۶) ” نقطه های عزیمت در تحول بنیادین آموزش و پرورش”، روزنامه کیهان، شماره ۱۹۰۴۵
جاسبی، عبدالله (۱۳۷۶) “اصول و مبانی مدیریت”، تهران، دانشگاه آزاداسلامی.
جوانمرد، مجید (۱۳۸۰) “بررسی ادراکات مدیران و دبیران نسبت به مهارتهای روابط انسانی مدیران در دبیرستانهای شهر اصفهان”، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، رشته مدیریت آموزشی دانشگاه اصفهان.
چکیده مقالات همایش علمی “برنامه درسی ملی: چشم اندازها و راهبردها” (۱۳۸۷). تهران: دبیرخانه برنامه درسی ملی
حسینی نیا، مجتبی(۱۳۸۵) “بررسی میزان برخورداری مدیران سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس کشور از مهارتهای سه گانه مدیریتی (فنی، انسانی، ادراکی) از نگاه کارکنان و تأثیر آن بر اثربخشی آنها”، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه شهید بهشتی، دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی.
حیدری، زهرا و همکاران (۱۳۸۹) “بررسی رابطه بین جو سازمانی و مدیریت تعارض از دیدگاه دبیران”، فصلنامه تازه های روانشناختی صنعتی و سازمانی، سال اول، شماره ۳، ص: ۷۴-۶۵
خورشیدی، عباس (۱۳۸۱) “بررسی تأثیر سن، جنسیت، تجربه به طور اعم و کنترل بر رضایت شغلی معلمان”، پایان نامه فوق لیسانس مدیریت آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی.
دری، بهروز (۱۳۷۳) “آموزش مدیریت در نظام سازمانی”، تهران: وزارت فرهنگ و آموزش عالی.
رضاییان، علی (۱۳۷۴) “مدیریت رفتار سازمان”، تهران: انتشارات دانشکده مدیریت دانشگاه تهران.
رنجبریان، بهرام (۱۳۷۵) “تعهد سازمانی”، مجله دانشکده علوم اداری و اقتصاد دانشگاه اصفهان. سال دهم، شماره ۱و۲، ص ۵۷-۴۱٫
رمضان زاده دارایی، عیسی (۱۳۸۶) “بررسی چگونگی تحول بنیادین در آموزش و پرورش”
رون، سید امیر (۱۳۸۵) “ضرورت تحول ساختار در سازو کار وزارت آموزش و پرورش با رویکرد علمی و اصولی”، روزنامه رسالت، شماره ۵۸۹۲
زارع، امیر (۱۳۸۶) “ارتباط جو سازمانی و بهره وری کارکنان در بیمارستانهای عمومی”، آموزشی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، پایان نامه ی کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات تهران
زکی، محمدعلی (۱۳۷۷) “بررسی ابعاد ذهنیت فلسفی مدیران فصلنامه دانش مدیریت، شماره ۴۱ و ۴۲، تابستان و پاییز.
زهرائیان، زهرا سادات (۱۳

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت ۴۰y.ir مراجعه نمایید.

۸۰) “بررسی نگرش اعضاء
هیئت علمی دانشگاه اصفهان در مورد میزان ارتباط رفتارهای مدیریتی مدیران گروه های آموزشی با مولفه های ساختار سازمانی (ارگانیکی- مکانیکی) “، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، رشته مدیریت آموزشی دانشگاه اصفهان.
ساروقی، احمد (۱۳۷۵) “تعهد سازمانی و رابطه آن با تمایل به ترک خدمت”. فصلنامه مدیریت دولتی، شماره ۳۵، ص ۷۳-۶۵٫
سلطانی راد، کاووس (۱۳۷۵) “بررسی بهداشت روانی مدیران و رابطه آن با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در مدارس ابتدایی شهر همدان”، پایان نامه کارشناسی ارشد. دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران.
سلیمانی، نادر (۱۳۸۶) “بررسی نگرش و شیوه های برخورد کارکنان مدارس با تعارض”، فصلنامه مدیریت آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرمسار، سال اول، شماره ۱، ص: ۹۲-۸۱
سید عباس زاده، میرمحمد (۱۳۷۴) “کلیات مدیریت آموزشی”. ارومیه: دانشگاه ارومیه.
سیوانی نژاد، ع (۱۳۸۷) “بررسی نقش سبک رهبری مدیران بر رضایت شغلی دبیران متوسطه پایان نامه کارشناسی ارشد”، رشته مدیریت – پسرانه شهرستان خوی درسال تحصیلی ۸۶-۸۷، آموزشی، دانشگاه آزاد تبریز.
صادقیان، رامین (۱۳۸۲) “بررسی پیرامون تأثیر عوامل رضایت از شغل و محیط شغلی در سطح کارایی کارکنان دیپلم به بالا در شرکت ایران خودرو”، پایان نامه فوق لیسانس مدیریت صنعتی دانشگاه آزاد اسلامی.
صالحی، سید حسن (۱۳۸۰) “فرهنگ مشارکت”، شماره ۲۹ .
صبوری، مراد (۱۳۸۹) “بررسی میزان مهارت های مدیریتی مدیران مدارس ابتدایی شهرستان جاسک و رابطه آن با جو سازمانی و رضایت شغلی آنها”، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، رشته مدیریت آموزشی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت.
صدوقی، حسن (۱۳۸۴) “بررسی میزان تأثیر سن، سابقه کار، میزان تحصیلات، ویژگیهای شخصیتی، درون گرایی، برون گرایی بر رضایت شغلی کارکنان شرکت مخابرات ساوه”، پایان نامه فوق لیسانس مدیریت آموزشی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز.
صفاری آشتبانی، مرتضی (۱۳۸۲) “بررسی رابطه ابهام تضاد نقش با خشنودی شغلی در کارخانجات گروه ملی صنعتی فولاد ایران”، پایان نامه فوق لیسانس مدیریت دولتی دانشکده. مدیریت دانشگاه تهران، ص: ۵
صفاری، پویا و همکاران (۱۳۸۹) “بررسی عوامل مرتبط با رضایت شغلی و رابطه آن با جو سازمانی در بین کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد دماوند”، فصلنامه علمی پژوهشی فراسوی مدیریت دانشگاه آزاد تبریز، سال ۴، شماره ۱۵ ، ص: ۱۶۰- ۱۴۵
صفاریان همدانی، سعید (۱۳۸۴) “بررسی تأثیر اجرای طرح طبقه بندی مشاغل و برخی از عوامل دیگر بر رضایت شغلی کارکنان کارخانجات شیر پاستوریزه تهران”، پایان نامه کارشناسی ارشد، رشته مدیریت آموزشی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات.
طوسی، محمدعلی (۱۳۸۰) ” بررسی موانع مشارکت در نظام اداری ایران”، تهران: مرکز آموزشی مدیریت دولتی
عباسی، طیبه (۱۳۸۱) “بررسی مهارتهای مورد نیاز مدیران در مدیریت مسیر شغلی کارکنان”، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس.
عراقی، محمود (۱۳۷۳) ” بررسی رابطه رضایت شغلی و تعهد سازمانی در کارکنان مجتمع فولاد اهواز”. پایان نامه کارشناسی ارشد، چاپ نشده ، دانشکده علوم اداری و اقتصاد دانشگاه اصفهان.
عزیزی، غلامرضا (۱۳۸۶) “بررسی میزان رضایت شغلی کارکنان شرکت سالمین بر اساس عوامل مذکور در تئوری هرزبرگ”، رشته مدیریت آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز، فصلنامه علوم تربیتی، سال ۵ – شماره ۱۷ – بهار ۹۱
علاقه بند، علی (۱۳۷۸) “مقدمات مدیریت آموزشی”، چاپ بیست و سوم. تهران: نشر روان.
فخاریان، محمد (۱۳۸۵) “بررسی رابطه آموزش، کنترل کیفیت فراگیر”، گروه شغلی، سن، سابقه کار، میزان تحصیلات و وضعیت تأهل کارگران شرکت لاستیک پارس با رضایت شغلی آنها، رشته مدیریت آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران.
قاسمی پویا، اقبال (۱۳۷۸) “چرا مدرسه محوری، رشد معلم”، شماره ۱۶٫ – ۴

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:26:00 ب.ظ ]




ارتباطات

 

تضمین: دانش و مهارت کارکنان و توانایی آنان جهت ارتقا و ایجاد اعتماد و اعتقاد در مشتریاندسترسی
فهم و درک مشتریانهمدلی: مراقبت و توجه خاص کارکنان به مشتریان در هنگام ارائه خدمات.

 

جهت آشنایی بیشتر و برطرف شدن هر گونه ابهامی، پنج بعد کیفیت خدمات در ذیل تشریح شده اند:
ظواهر و ابعاد فیزیکی: این شاخص دربرگیرنده کلیه تجهیزات، تسهیلات، فضای عمومی سازمان، ظاهر کارکنان و نهایتا مجراهای ارتباطی می شود.
قابلیت اطمینان: توانایی ارائه خدمتی که به مشتری وعده داده شده است. به صورت صحیح و قابل اطمینان و مداوم به عنوان مثال مشتریانی که به بخش اورژانس یک بیمارستان مراجعه میکنند، انتظاراتی نظیر انجام سریع تشریفات پذیرش، توجه و مراقبت خاص و ویژه از طرف کادر پزشکی و . .. دارند. قابلیت اطمینان معیاری از توانایی بخش اورژانس جهت تامین این انتظارات است.و معنای دیگر قابلیت اطمینان عمل کردن به تعهدات اولیه است. یعنی اگر سازمان خدماتی، وعده هایی در زمینه خدمات به مشتریان می دهد می بایستی به آن عمل نماید.
مسئولیت پذیری: تمایل به کمک کردن به مشتری و ارائه خدمت به موقع. این بعد از کیفیت خدمات بر روی داشتن حساسیت از طرف کارکنان نسبت به انجام خدمت، هشیار بودن در قبال درخواستهای مشتریان، تاکید دارد. درواقع معیار تعریف مسئولیت پذیری «مدت زمانی است که مشتری دریافت کننده خدمت می بایست منتظر بماند» با در نظر گرفتن حساس بودن محصول خدماتی ونیز حضور مستقیم مشتری در این خط تولید پر واضح است که هرچه این مدت زما ن کوتاه تر باشد رضایت بیشتری را درمشتری ایجاد می کند.. به عنوان مثال در بخش اورژانس بیمارستان با توجه به وضعیت خاص بیمار، طولانی شدن زمان انتظار برای انجام معاینه نارضایتی شدیدی را در وی و همراهانش ایجاد می کند. این زمان معرف مسئولیت پذیری پرسنل سازمان است.
تضمین: این شاخص نشان دهنده میزان توانایی و شایستگی پرسنل سازمان در انتقال حس اعتماد و اطمینان نسبت به انجام خدمات به مشتری است. در صنایع خدماتی که در درجه اهمیت بالایی قرار دارد. نظیر خدمات درمانی، خدمات حقوقی و … این بعد از کیفیت بسیار مهم است.
همدلی: توجه خاص به مشتری، این شاخص به این معنی است که برخوردی که باهر مشتری می شود متناسب با خلق و خو و به طور کلی ویژگی های شخصیتی وی باشد، به گونه ای که مشتریان بپذیرند که برای سازمان خدماتی که به آن مراجعه کرده اند مهم بوده و سازمان آنها را درک نموده است.

 

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

 

۲-۱۰) بدست آوردن و حفظ مشتری

 

بدست آوردن مشتری اصلی ترین و ابتدایی ترین فعالیت یک بنگاه تجاری است که در این راه از ابزارهای مختلفی مانند تبلیغات استفاده می کند. بعداز بدست آوردن مشتری حفظ مشتریهای سودآور توام با افزایش مشتریها در اولویت قرار می گیرد.

 

مدل زیر چرخه جذب و حفظ و رشد مشتری را نشان می دهد.

 

 

 

شکل۲-۳- مدل جذب و حفظ مشتری(Olakunle,2010)

 

۲-۱۱) شاخصهای سنجش عملکرد بازار

 

متغیرهای سنجش عملکرد بازار جز اصلی سیستم های کنترلی مدیریت است. برنامه ریزی خوب و تصمیمهای کنترلی، نیازمند چگونگی عملکرد واحهاست. مدیریت سطح بالا باید مدیران و کارکنان را برای دستیابی به هدف سازمان تحریک نماید. ارزیابی عملکرد و پاداشها، عنصر کلیدی در جهت تحریک مدیران است. ارزیابی عملکرد واحدهای سازمانی ، پیش نیازی در جهت تخصیص منابع است و مقایسه مبلغ پیش بینی و واقعی، رهنمودی در جهت تخصیصهای آتی به شمار می آیند. ارزیابی عملکرد مدیران سطح بالا را در تصمیم گیری در مورد حقوق، پاداش، ارزیابی های آتی و شاخصهای توسعه کمک می کند. این معیارها را می توان در دو شاخه معیارهای سنتی و نوین دسته بندی کرد ( صمدی، لرگانی، ۱۳۸۷،ص۱۲).

 

۲-۱۲)ایجاد ارزش برای مشتری

 

سازمانهایی که در ارائه ارزش به مشتریان خود، فعال تر هستند، سطح رضایت مشتریان آنها بالاتر خواهد بود و احتمال بیشتری وجود دارد تا این امر برای آنها تبدیل به یک موقعیت رقابتی شود. بنابراین، یکی از متداول ترین روشها جهت تعیین میزان ارضای نیازها و خواسته ها از طریق کالاها وخدمات ارائه شده توسط سازمانها سنجش رضایت مشتری است. با وجود این، در مقایسه با ادبیات بازاریابی محصولات مصرفی، ادبیات بازاریابی صنعتی به دلایلی مثل محیط بزرگ و رو به رشد و آشفتگی و پیچیدگی بازار رشد زیادی نداشته و در متون مدیریتی بدان کمتر پرداخته شده است. بنابراین، نیاز به درک جامع تری از مدیریت بازاریابی صنعتی در حال حاضر احساس می شود(Micheal H.Morris,1988,p.29).

 

۲-۱۳) تفاوت بین ارزش ادراکی و رضایت مشتری

 

در بازاریابی مقوله رضایت مشتری نقش مهمی را ایفا می کند و محققان آن را به عنوان یک تعیین کننده (predictor) قوی برای متغیرهای رفتاری از قبیل مقاصد مربوط به تکرار خرید، تبلیغات دهان به دهان و وفاداری مورد قبول قرار دادند. با وجود این، نکته مبهمی در بین محققان وجود دارد . از یک طرف رضایت از یک فرایند شناختی (cognitive) نشات می گیرد که به وسیله آن عملکرد درک شده، با بعضی استانداردها مقایسه می شود و از سوی دیگر، احساس رضایت ضرورتا نشان دهنده بیان عقیده ای احساسی است. بنابراین، بعضی شاخصهای رضایت، بعد شناختی و بعضی دیگر طبیعت احساسی و تاثیر پذیر آن را نشان می دهند. ولی در اکثر تحقیقات به عمل آمده، دیدگاه عاطفی پذیرفته شده است. به عنوان نمونه، رضایت مدیر خرید از یک عرضه کننده صنعتی حالتی ذهنی و عاطفی است که از ارزشیابی تمام جنبه های مربوط به رابطه تجاری نشات می گیرد. با این حال اخیرا، نقش محوری رضایت در تحقیقات بازاریابی صنعتی مورد سوال قرار گرفته است. به عنوان مثال، بین نتایج نظرسنجی ها و سنجشهای رضایت مشتری که امتیازات بالایی را نشان می دهند و کاهش در سهم بازار تناقض وجود دارد. بعضی محققان اعتقاد دارند که در مدل های معمول رضایت مشتری، عملکرد شرکتها بر اساس ادراکات مشتریان فعلی سنجیده می شود و در تجزیه و تحلیل نتایج، نقش مشتریان بالقوه و همین طور غیر مشتریان، در نظر گرفته نمی شود (Andreas Eggert , Wolfgang Ulaga,2002,p.108 ).
گراس (Gross) (1997) مقوله ارزش را جایگزین مقوله رضایت کرد، با این توجیه که ارزش تعیین کننده (پیش بینی کننده) مناسب تری برای متغیرهای مربوط به بازده در بازارهای صنعتی است. عقیده «گراس» این بود که مقوله رضایت در بازارهای صنعتی، از بازارهای مصرفی تبعیت می کند. می توان به طور خلاصه تفاوتهای رضایت مشتری و ارزش ادراکی مشتری را اینگونه برشمرد که
۱-رضایت مشتری ساختاری تاثیر پذیر و عاطفی دارد در حالی که ارزش ادراکی مشتری ساختاری شناختی دارد. ۲- ارتباط رضایت مشتری با مرحله بعد از خرید است اما ارزش ادراکی مشتری با فرایند قبل / بعد از خرید ارتباط دارد. ۳- جهت گیری رضایت مشتری فنی و تکنیکی است در حالی که جهت گیری ارزش ادراکی مشتری استراتژیک است ۴- رضایت مشتری تنها مشتریان فعلی را می سنجد ولی ارزش ادراکی علاوه بر مشتریان فعلی، مشتریان بالقوه را نیز می سنجند ۵- در رضایت مشتری محصولات عرضه کننده در حالی که در ارزش ادراکی مشتری، محصولات عرضه کننده و رقبا سنجیده می شود. Andreas Eggert , Wolfgang Ulaga,2002,p.108 )
مدل مفهومی سنجش رضایت مشتری صنعتی: خوشبختانه پایه علمی مقوله روابط صنعتی، بسیار غنی است. در آغاز دهه ۱۹۵۰ بسیاری از محققان و صاحبان مشاغل صنعتی نیاز به طراحی مدل های رفتار خرید سازمانی را به عنوان چیزی جدای از رفتار خرید مشتری احساس کردند. در این مدل مفهومی، چارچوبی برای توصیف چگونگی رخ دادن خرید سازمانی و افراد درگیر در خرید سازمانی ارائه می شود. مدل مفهومی که در شکل شماره ۱ نشان داده می شود، روابط خریدار- فروشنده را به عنوان «رشته های تماسstrands of contact » فردی چندگانه، که تماما بین سازمانهای خریدار – فروشنده شکل گرفته اند، را به نمایش می گذارد. این «رشته های تماس» می تواند به عنوان ترکیب و بافت کلی رابطه بین شرکتها نگریسته شود. «پرده نفوذ influence screen» یا مقدار نفوذی که نقاط برخورد با خریدار، روی فرایند خرید دارد، نقاط قوت این رشته های تماس را با توجه به سنجش رضایت مشتری تعیین می کند. (Rossomme,2003,p.181)بنابراین هدف سنجش رضایت مشتری در محیط صنعتی، این است که رابطه بین عرضه کننده و مشتریان به طور کلی سنجیده شود و نیاز مبرمی وجود دارد که از رویکرد و روش منبع خبری کلیدی به یک درجه بالاتری از ساختار شبکه ای مثلا «یک جفت بین سازمانی» انتقال صورت گیرد. این جفت خریدار-فروشنده از طریق نقشهای هر یک در فرایند خرید، بهتر دیده می شوند، تا اینکه به آنها در عنوانهای سازمانی خاص نگریسته شود. بنابراین، مناسب تر این است که در ابتدا نقش عرضه کننده و نقش مشتریان بررسی گردد و سپس تعیین افراد و سنجش آنها در هر یک از نقشها، صورت گیرد. نقشهای عرضه کننده: از جانب عرضه کننده در این مدل مفهوم نقشهای مرزی یا کارمندانی که در مرز بین سازمانهای دیگر و بیرونی خود کار می کنند، لحاظ شده است و در این مدل نقشهایی که تعامل قابل توجه تری با مشتری دارند، متمایز شده است. همچنین این نقشها با برچسبها و عناوین بخشی معمول مثل فروش، منابع فنی، زنجیره عرضه ، خدمات مشتریان و پشتیبانی بعد از فروش نشان داده می شوند. نقشهای مشتری: دراین مدل،نقشهای کلیدی مرکزخرید، با هم ترکیب شده اند که این نقشها قبلا در بخش رفتار خرید سازمانی شرح داده شده اند و عبارتند از: کاربران – نفوذگذارها – خریداران – تصمیم گیرندگان و دروازه بان ها. در این مدل نقشهای مشتری، به ترتیب تداوم ارتباط با ابتدا نقشهایی که مربوط به فرایند قبل از خرید می شوند (تصمیم گیرنده – نفوذگذار – دروازه بان) و سپس با نقشهایی که با فرایند خرید و بعد از خرید سرو کار دارند (خریدار – کاربر)، تنظیم می شوند. با این حال، بعضی محققان صنعتی ، تمرکز کمتری روی تصمیم گیرنده، خریدار و کاربر دارند و معتقدند که باید به نفوذگذار و دروازه بان که رضایت آنها در تصمیم خرید عاملی حیاتی است، بیشتر پرداخته شود. با این حال، با اینکه در ادبیات رفتار خرید سازمانی، این نقشها از نظر تاثیر در تصمیم خرید تعریف می شود، مدل مفهومی رضایت مشتری روی نقاط برخورد و ارتباط آنها با رخدادهای قبل از خرید – خرید – و بعد از خرید تاکید می کند. در مقوله رضایت مشتری مهم، این ارتباطات و برخوردها مهم هستند که به طریق آنها جفت اصلی (ارتباط) یک نقش با همتای خود در سازمان عرضه کننده تعریف می شود. (Jeanne Rossomme,2003,p.183).

 

۲-۱۴) رضایت مشتری، رمز بقا در بازار رقابتی

 

پس از آنکه سازمان بین المللی استاندارد (ISO) مولودی بنام ISO 9000 را به عنوان سیستم استاندارد کیفیت به وجود آورد، سازمان ها و تولید کنندگان در سراسر جهان یکی بعد از دیگری با پی بردن به خصوصیات ذاتی و ارزشی این سیستم، خود را در مسیر اخذ گواهینامه آن قرار دادند تا خود را از گرفتاری های شخصی محوری و سلیقه سالاری برهانند و ارگانیسم بدنه کار و فعالیت خود را سازماندهی کنند و به ساز و کار خود سامانی دهند .
در سال های دور، شرایط غیر رقابتی ناشی از محدودیت عرضه و نبود رقیبان قدرتمند از یک سو، و توجه تولید کنندگان صرفاً به کیفیت تولید یا خدمات خود از سوی دیگر و وجود این تفکر که کیفیت بالا در نهایت توفیق لازم در موفقیت و تصرف بازار را بدست خواهد آورد سبب شد تا به موضوع مهمی بنام «رضایت مشتری» کمتر پرداخته شود .
در حالی که امروزه بسیاری از تولید کنندگان، بخشی از تولیدات خود را به شکل سفارش و طراحی مشتری یا Customers Design ارائه می دهند، زیرا فرایند رضایت مشتری صرفاً به کیفیت محصول ختم نمی شود .
در واقع امروز، سرمایه گذاران و تولید کنندگان نه از سر ارزش گذاری که از روی ناچاری و به عنوان یک استراتژی مهم، به لحاظ افزایش درآمد و سود به جلب رضایت مشتری و راز و رمز بدست آوردن دل او روی آورده اند و هر تولید کننده ای که سودای انحصار طلبی در سر می پروراند در اقتصاد رقابتی کنونی، باید جلب رضایت مشتری را مدنظر قرار دهد.
در مدیریت نوین امروز نیز موفقیت اقتصادی-تجاری منوط به داشتن یک سیکل اجرایی است که دو سر قطر آن را مشتری تشکیل میدهد و ورودی ها و خروجی ها در نهایت در فرایند تولید سبب جلب رضایت مشتری     می گردد و مدیریت، این رضایت مندی را به صورت Feed Back به سیستم خود اعمال می کند .

 

عکس مرتبط با اقتصاد

 

۲-۱۵)شناسائی توقعات مشتری

 

مهمترین و اصلی ترین مرحله در پروسه جلب رضایت مشتری، شناسایی توقعات، انتظارات و احیاناً الزامات مطروحه از طرف مصرف کننده است و این مهم از روی حدس و ظن و گمان تحقق نمی یابد، بلکه فقط با مراجعه به مشتری و دریافت نقطه نظرات او محقق می گردد. در این راستا، سازمان ها و تولید کنندگان ضمن بهره گیری از تکنیک ها و فنون آماری به نظرسنجی از مشتریان می پردازند و روش های گوناگون پستی یا تلفنی و یا حضوری را به کار می گیرند .
از عواملی که در رضایت مشتری دخیل است به شرح زیر می توان نام برد .
نیازها و خواستگاههای مشتری، باورهای مشتری، تجربیات گذشته مشتری در ارتباط با همان تولید کننده یا عرضه کننده، پیام هایی که مصرف کننده دریافت می کند از طریق ارتباط دو طرفه و تبلیغات سازمان،تجربیات گذشته مشتریان در رابطه با سایر عرضه کنندگان همان کالا یا خدمت،آرا و عقاید و نظریات دوستان و آشنایان مشتری در رابطه با آن کالا یا خدمت،عوامل وضعیتی و موقعیتی مربوط به شرایط مشتری، مانند میزان پول، نحوه پرداخت وجه و مدت زمان آن، زمان موجود برای دریافت کالا یا خدمت وغیره.
در واقع برنامه شناسائی توقعات مشتری با بهره گیری از اطلاعات بدست آمده از موارد یاد شده تهیه و تنظیم و به مرحله اجرا در می آید .

 

 ۲-۱۶)  طراحی کالا یا خدمت بر اساس توقعات و نیاز مشتری

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:23:00 ب.ظ ]




هدف پژوهش حاضر مقایسه تأثیر توجه متمرکز بر خود بر سوگیری حافظه در افراد با اضطراب اجتماعی میباشد. بدین منظور افراد با اضطراب اجتماعی در سه شرایط آزمایشی مختلف توجه متمرکز بر خود (افزایش، کاهش و کنترل) مقایسه گردیدند. در پژوهش حاضر به طور مشخص سه بعد از ابعاد شناختی (زمان واکنش، حساسیت پاسخ   d و سوگیری پاسخ   ) مورد بررسی قرار گرفت. که هر یک از ابعاد در ارتباط با گروه های آزمایشی گروه کنترل مورد بحث و بررسی قرار خواهد گرفت.

سوال اول پژوهش به این موضوع میپردازد که آیا بین گروه افزایش و کاهش توجه متمرکز برخود بر زمان واکنش با گروه کنترل به واژه‏های دارای بار هیجانی اضطرابی در افراد دچار اضطراب اجتماعی تفاوت وجود دارد؟

توجه متمرکز بر خود، آگاهی از اطلاعات داخلی را به عنوان نشانه های اضطرابی (ضربان قلب، سرخ شدن) افزایش میدهد. در حمایت از آن، مطالعات نشان میدهند که افراد اضطراب اجتماعی به انگیختگی درونیشان توجه دارند (دود، هادسون و همکاران ۲۰۱۱). انتظار بر این است که در شرایط توجه متمرکز بر خود، افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی به نشانه های هیجانی سریعتر پاسخ دهند. اما نتایج پژوهش حاضر نشان داد که زمان واکنش در بین گروه های مورد مطالعه تفاوت معناداری ندارد. یعنی شرکتکنندگان در هر سه شرط آزمایشی نسبت به بازشناسی واژه های هیجانی مختلف، زمان واکنش یکسانی دادند. بنابراین یافتهها با مدل نظری کلارک و ولز (۱۹۹۵) و نیز مطالعات موسی، لپین، کلارک و همکاران (۲۰۰۳) و کلز[۱۴۹] و هیمبرگ (۲۰۰۵) ناهمخوان است. برادلی، موگ، هامیلتون[۱۵۰] (۱۹۹۸) دریافتند که افراد با اضطراب منتشر، واکنش کوتاهتری به واژه های تهدید کننده دارند. مطالعه دیگری حتی زمان بسیار کوتاهتری با قالب تصویر در افراد اضطرابی سوگیری توجه نسبت به محرکهای تهدیدآمیز نشان داد (موگ و برادلی ، ۱۹۹۹). علاوه بر این کلز و هیمبرگ (۲۰۰۵) پیشنهاد کردند در مطالعات اضطراب اجتماعی تصویر چهره ممکن است محرک بهتری از واژه باشد. در مقایسه با کلمات، تصاویر صورت اثر تهدید بالاتری داشته باشد و ممکن است به طور بالقوه حاوی اطلاعات بیشتری باشد.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

سوال دوم پژوهش به این موضوع میپردازد که آیا بین گروه افزایش و کاهش توجه متمرکز برخود بر سوگیری پاسخ () با گروه کنترل به واژه های دارای بار هیجانی اضطرابی در افراد دچار اضطراب اجتماعی تفاوت وجود دارد؟

براساس نتایج بدست آمده میزان   برای افراد دچار اضطراب اجتماعی که در معرض توجه متمرکز به خود قرار گرفتند معنیدار نبود. به این معنی که در هیچ از شرایط آزمایشی، شرکت کنندگان سوگیری پاسخ به هیچ یک از کلمات نشان ندادند. انتظار بر این بود که افراد در شرایط افزایش توجه متمرکز به خود دارای   پایین یا پاسخ «بلی»به کلمات منفی داشته باشند و یا دارای   بالا نسبت به کلمات مثبت یا پاسخ «خیر » داشته باشد. به عبارت دیگر شرکتکنندگان در شرایط افزایش به کلمات منفی سهیلگیر و تمایل به حدس زدن باشند و در شرایط کاهش توجه متمرکز به خود به کلمات منفی پاسخ «خیر» بیشتری نسبت به شرایط افزایش دهند. بنابراین، این یافته با مدل نظری کلارک و ولز (۱۹۹۵) و با مطالعات کلوچر، کانسین و همکاران (۱۹۹۵):لاند و اوست (۱۹۹۷) ناهمخوان است. ویبراتور مغناطیسی که برای تغییر توجه متمرکز به خود در افراد اضطراب اجتماعی ساخته شد امکان دارد باور پذیر نباشد و در نتایج مطالعه تاثیر داشته باشد. آن بعید به نظر میرسد، زیرا افراد اضطراب اجتماعی که بر قدرت سنجش انگیختگی درونی این ابزار را باور نداشتند، حذف شدند. با توجه به اینکه شرکتکنندگان در این مطالعه دانشجویان کارشناسی ارشد بودند، کلمات به‏کار رفته در این مطالعه بر روی نوجوانان دارای اضطراب اجتماعی هنجاریابی شده بود (استوار و همکاران، ۱۳۸۶) احتمالا به لحاظ سنی بر نتیجه مطالعه تاثیر داشته است.

سوال سوم پژوهش به این موضوع میپردازد که آیا بین گروه افزایش و کاهش توجه متمرکز برخود در حساسیت پاسخ (′ d) با گروه کنترل به واژه های دارای بار هیجانی اضطرابی در افراد دچار اضطراب اجتماعی تفاوت وجود دارد؟

براساس نتایج بدست آمده میزان ′ d برای کلمات منفی در افراد اضطراب اجتماعی که در معرض توجه متمرکز برخود قرار گرفتند معنی دار بود و در کلمات مثبت معنیدار نبود. به این معنی که افزایش توجه متمرکز به خود موجب افزایش حساسیت پاسخ به کلمات منفی نسبت به گروه کنترل و گروه کاهش توجه متمرکز به خود داشت. به عبارت دیگر افراد اضطراب اجتماعی در شرایط افزایش توجه متمرکز به خود نسبت به شرایط کاهش و کنترل از قدرت تمیز بالاتر برای کلمات منفی داشتند یعنی توانایی جداسازی کلمات اصلی یا قدیمی از کلمات جدید داشتند. بنابراین یافته با مدل نظری کلارک و ولز (۱۹۹۵) و با مطالعات فوا، فرانکلین (۱۹۹۶) و لاندو و اوست (۱۹۹۷) همخوانی است. کلارک و ولز یک مدل اضطراب اجتماعی را توسعه دادند که در آن به پردازش توجه متمرکز به خود به عنوان یکی از منابع اصلی حمایت از باور های منفی اضطراب اجتماعی در نظر گرفته شده است. اینکه از دیدگاه دیگران چگونه به نظر می رسند و افراد دیگر چه فکری در مورد آنها دارند. آنها پیشنهاد کردند که تفسیر منفی نشانه های اضطرابی مکانیسم اصلی درگیر در حفظ اضطراب اجتماعی است. بنابراین بازخورد کاذب بر ضربان قلب صرف نظر از پیامد های عاطفی و سطح اضطراب، باعث شناخت غیر مفید می شود. بنابراین افراد دچار اضطراب اجتماعی ارزیابی منفی از نشانه های اضطرابی دارند و این اطلاعات را با قضاوتی نادرست برای عملکرد اجتماعی خود بکار می برند و در شرایط اضطراب اجتماعی نقطه ضعف نشان دهند. تغییر توجه از معنای منفی نشانه های انگیختگی درونی موجب بهبود عملکرد و اضطراب می شود. این مطالعه از روش هایی که در درمان شناختی فوبی اجتماعی استفاده می شود حمایت می کند و به تغییر توجه به دور از نشانه های انگیختگی تاکید دارد.

محدودیتهای پژوهش

 

  • یافته های پژوهش حاضر از افراد اضطراب اجتماعی و دانشجویان به دست آمده است، بنابراین شاید نتوان این نتایج را به افراد غیر دانشجو تعمیم داد.
  • انتخاب آزمودنیها براساس گزارش شخصی صورت گرفته است. از آنجا که در روش های خود گزارشدهی، افرادمی خواهند تصویر جامعهپسندی از خود ارائه دهند لذا این موضوع میتواند انتخاب آزمودنیها را با خطا همراه سازد.

    1. پیشنهادهای پژوهشی
  • در رابطه با گروه نمونه توصیه میشود که چنین مطالعاتی بر روی افرادی (افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی) انجام شود که واژه‏های هیجانی بیشترین معنی را برایشان داشته باشد.
  • در رابطه با گروه نمونه توصیه میشود که چنین مطالعاتی بر روی افراد اضطراب اجتماعی بجای واژه های هیجانی از تصاویر هیجانی و یا موقعیتهای شبیهسازی شده استفاده شود.

نتایج این پژوهش عمدتا بر نقش کاهش اثرات محرکهای منفی و تهدید کننده بیش از افزایش اثرات محرکهای مثبت و تشویق کننده بر کاهش اضطراب در افراد اضطراب اجتماعی تاکید دارد، البته این امر نیازمند تحقیقات پژوهشی و بالینی بیشتر است.
منابع
استوار، صغری. خیر، محمد و لطفیان، مرتضی (۱۳۸۵). بررسی سوگیری حافظه (شناختی) در نوجوانان با اختلال اضطراب اجتماعی، فصلنامه روانشناسی، ۳۹، ۳۶۴-۳۴۹
استوار، صغری. خیر، محمد و لطفیان، مرتضی (۱۳۸۶). تبیین نقش واسطه ای توجه متمرکز بر خود و خود کارآمدی اجتماعی برارتباط بین اضطراب اجتماعی و سوگیریهای شناختی در نوجوانان، پایان نامه کارشناسی ارشد علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شیراز.
تقوی، محمد رضا (۱۳۸۲). روش شناسی پژوهش در حافظه بازشناسی و معرفی آماری علامت یابی (SAD)، مجله علوم اجتماعی و انسانی دانشگاه شیراز، (۱)۲۰، ۸۰-۷۱٫
سادوک. بنجامین، سادوک. ویرجینیا، (۲۰۰۷). خلاصه روان پزشکی. جلد سوم، ترجمه پورافکاری، نصرالله، تهران، شهر آب، (۱۳۹۰).
دادستان، پریرخ، (۱۳۷۶).روانشناسی مرضی و تحولی از کودکی تا نوجوانی. تهران: انتشارات رشد.
داداش زاده،حسین ،یزداندوست، رخساره، غرایی، بنفشه ، اصغر نژاد فرید، علی اصغر (۱۳۹۱). اثربخشی درمان
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:22:00 ب.ظ ]




این تحقیق به شیوه ی پیمایشی انجام شده است. بدین معنا که داده های تحقیق درباره ی تهدید یا فرصت های عوامل برون سازمانی، و قوت یا ضعف عوامل درون سازمانی و استراتژی های حاصل از آنها، از طریق نظرسنجی و پرسش از مدیران و کارشناسان ارشد گردآوری شده است.

قلمرو مکانی این تحقیق، شرکت مصنوعات فلزی سنگین واقع در تهران می باشد. جامعه ی آماری این تحقیق را مدیران اصلی شرکت و مهندسان پروژه ها تشکیل داده است که مجموعا تعداد آنها به دوازده نفر می رسد.

۴-۲ یافته های تحقیق

۴-۲-۱ مروری برتاریخچه ی شرکت

شرکت مصنوعات فلزی در سال ۱۳۶۸ در تهران با هدف توسعه ی صنعت در بخش خصوصی از طریق طراحی و ساخت انواع سازه های فلزی در تهران به ثبت رسید. این شرکت در ابتدا فعالیت های خود را با ساخت سازه های فلزی در کارخانه ی کوچکی نزدیک تهران، شهرستان کرج، شهریار آغاز کرد. به تدریج با توسعه ی زیرساخت های کشور به خصوص در صنایع نفت، گاز و پتروشیمی و بهره برداری از میادین نفتی و گازی کشور، این مجموعه نیز برآن شد تا فعالیت های خود را با این روند هم راستا ساخته و توانمندی خود را در بخش طراحی و مهندسی افزایش داده و دامنه ی جدیدی از فعالیت یعنی ساخت تجهیزات مکانیکال ثابت به ویژه مخازن تحت فشار، مخازن ذخیره و مبدل های حرارتی را به سبد کالای خود اضافه کند و طی سال های گذشته موفق به همکاری در پروژه های متعددی در صنایع نفت، گاز، پتروشیمی و نیروگاهی گردید که از آن دست می توان به طرح HDPE پتروشیمی جم و مارون، طرح تولید Co پتروشیمی فن آوران، طرح سولفیران پالایشگاه فجرجم کنگان، طرح افزایش ظرفیت پالایشگاه شازند اراک، طرح های توسعه ی میدان گازی پارس جنوبی و بسیاری از پروژه های دیگر اشاره نمود.

این شرکت در سال۱۳۸۴ سبد کالایی خود را مطابق نیازهای روز و روند آتی بازار تغییر داد و طراحی و ساخت تجهیزات فرآیندی نظیر جداکننده های نفت و گاز، دستگاه های هوازدا، فلزاستاک، مخازن کروی دو جداره، دی سالترها و هیترهای حرارتی مستقیم و غیرمستقیم را نیز به دامنه ی فعالیت های مهندسی خود افزود و جهت قابلیت تحقق این اهداف با شرکت های معتبری همچون CEDEC،Paresa s.p.a،Stork Thermeq توافق نامه ی همکاری برای طراحی فرآیندی، تامین قطعات داخلی و نظارت بر ساخت را به امضا رسانید.

جهت دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

۴-۲-۲ تهیه ماتریس SWOT

در این مرحله جدول (۴-۱( برای آگاهی از نقاط قوت و ضعف و فرصت ها وتهدیدهای شرکت مصنوعات فلزی در راستای انجام پروژه هایش و همچنین استراتژی های تدوین شده توسط مدیران و مهندسان و در نهایت، رتبه بندی استراتژی ها تنظیم گردید.

جدول۴-۱: ماتریس swot

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  نقاط قوت نقاط ضعف

§  توانمندی نیروی انسانی داخل شرکت و در کارخانه§  دانش و آگاهی و تکنولوژی به روزدرطراحی مخازن

 

§  آموزش مهندسان خبره

§  ارائه خدمات ویژه پس از ساخت در صورت نیاز متناسب با شرایط جغرافیایی استقرار مخزن

§  حفظ مشتریان قدیمی

§  عدم توانایی در نگهداری افراد با سابقه بالا به علت تاخیر در پرداخت دستمزد§  نداشتن واحد تحقیق و توسعه

 

§  عدم تطبیق ساختار و پستهای موجود با نوع و حجم فعالیت

§  کاهش توان مالی شرکت

فرصت استراتژی های مبتنی بر قدرت و فرصتها استراتژی های مبتنی بر نقاط ضعف و فرصتها

§  افزایش تقاضای کارفرمایان خارجی برای مشارکت در پروژه ها§  امکان دستیابی به تکنولوژی های جدید در ساخت

 

§  وجود دانش فنی و خلاقیت در طراحی بهینه ی مخازن و…

§  وجود فرصت های سرمایه گذاری در کشور عراق

§  استفاده از سرمایه گذاران راغب جهت توسعه§  افزایش دانش فنی مهندسان و خلاقیت در طراحی با بهره گرفتن از نرم افزارهای پیشرفته §  تقلید از رقبا برای حفظ سهم بازار§  افزایش توان مالی شرکت از طریق جذب فرصت های موجود در عراق
تهدیدها استراتژی های مبتنی بر نقاط قوت و تهدیدها استراتژی های مبتنی بر نقاط ضعف و تهدیدها

§  وجود رقبای خارجی در مناقصه ها§  وجود موانع گمرک برای واردات برخی قطعات

 

§  نوسان قیمت ارز

§  احتمال از دست دادن پروژه به علت مشکلات مالی شرکت

§  متوقف ساخت پروژه به علت کمبود برخی متریال نظیر الکترود و…

§  پیشنهاد ارائه خدمات رایگان پس از ساخت به مشتری به منظور حفظ پروژه§  استفاده از نیروی متخصص و خبره برای واحد انبار و کنترل موجودی §  کاهش هزینه های مازاد شرکت§  برون سپاری پروژه های برنده شده درمناقصه هاجهت افزایش سهم بازار
  • تفکیک استراتژی های تدوین شده در مرحله قبل در چهار منظر کارت امتیاز دهی متوازن

در این مرحله نیز از تیم خبره خواسته می شود تا به تفکیک استراتژی ها در چهار منظر مالی، مشتری، فرآیندهای داخلی و رشد و یادگیری بپردازند که نتایج آن در جدول زیر ارائه شده است.

جدول۴-۲: تفکیک استراتژی ها در قالب BSC

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منظر مالی منظر مشتری منظر فرآیندهای داخلی منظر رشد و یادگیری  
استفاده از سرمایه گذاران راغب جهت توسعه پیشنهاد ارائه خدمات رایگان پس از ساخت به مشتری به منظور حفظ پروژه استفاده از نیروی متخصص و خبره برای واحد انبار و کنترل موجودی افزایش دانش فنی مهندسان و خلاقیت در طراحی با بهره گرفتن از نرم افزارهای پیشرفته  
افزایش توان مالی شرکت از طریق جذب فرصت های موجود در عراق برون سپاری پروژه های برنده شده در مناقصه هاجهت افزایش سهم بازار  
کاهش هزینه های مازاد شرکت  
تقلید از رقبا برای حفظ سهم بازار  
  • قرار دادن استراتژی های تفکیک شده ی مرحله ی قبل در خانه کیفیت

در این مرحله استراتژی ها نقش “چگونه ها” و معیارهای اسکیدمور و مارسدن نقش “چه چیزها” را ایفا می کند که نمای کلی آن در فصل سوم نشان داده شد.

  • استفاده از تکنیک غربال سازی فازی به منظور غربال سازی استراتژی های اولیه

در این تکنیک استراتژی های اولیه نقش “گزینه ها” و معیارهای اسکیدمور و مارسدن نقش “معیارها” را بر عهده دارند. همان طور که در فصل سوم توضیح داده شد در این مرحله ابتدا از خبرگان یعنی مدیران و مهندسان پروژه که تعداد آنها دوازده نفر است خواسته شد که درجه اهمیت معیارها را از دید خود در قالب مقیاس های زبانی بیان کنند. نتیجه آن در جدول زیر آورده شده است. معیارها با Cنمایش داده شده است.

C1=سرعت C2=قطعیت و یقین C3=انعطاف پذیری C4=سطح کیفیت C5=پیچیدگی C6=اجتناب از ریسک C7= مسئولیت

جدول ۴-۳: درجه اهمیت معیارها از دید افراد خبره Ikj))

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

C7 C6 C5 C4 C3 C2 C1 معیارهاخبرگان
VH H M VH OU M L ۱
OU M H H VH M M ۲
H H M H H H M ۳
H VH M VH H H L ۴
VH H M VH VH M M ۵
H M H OU H H M ۶
VH H M VH VH H H ۷
H H M H H M L ۸
VH H H H OU H H ۹
VH M H H H H L ۱۰
OU H H H OU H H ۱۱
VH VH M H VH H M ۱۲

در مرحله ی بعد از افراد تیم خبره خواسته شد تا میزان امکان اقناع معیارهای مورد نظر توسط استراتژی ها را مشخص نمایند. در ابتدا به بررسی استراتژی اول پرداخته می شود که به این ترتیب، هفت استراتژی دیگر نیز مورد بررسی قرار خواهند گرفت.

جدول ۴-۴: میزان امکان اقناع معیارها توسط استراتژی از دید خبرگان ijk)∏(

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

C7 C6 C5 C4 C3 C2 C1 معیارهاخبرگان استراتژی
OU H M OU M VH H ۱ استفاده از سرمایه گذاران راغب جهت توسعه
VH H M VH M OU H ۲
H M M OU H H VH ۳
OU H M H M VH H ۴
VH H H OU M VH H ۵
H H H VH H VH H ۶
VH M H H VH VH H ۷
OU H M VH H M M ۸
H M M H H H H ۹
H M M H M H M ۱۰
H M M VH M H H ۱۱
OU H M M M VH H ۱۲

مرحله بعدی مشخص نمودن ارزیابی واحد هر فرد خبره از هر استراتژی می باشد، به عبارتی نمره واحد فرد خبره ی k ام در ارتباط با گزینهi ام، که برای این کار ابتدا باید اندازه منفی جدول اهمیت معیارها(جدول ۴-۳) را به دست آورد که روش به دست آوردن آن در فصل دوم توضیح داده شد.

جدول ۴-۵: اندازه منفی اهمیت معیارها Neg(Ikj)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

C7 C6 C5 C4 C3 C2 C1 معیارهاخبرگان
VL L M VL N M H ۱
N M L L VL M M ۲
L L M L L L M ۳
L VL M VL L L H ۴
VL L M VL VL M M ۵
L M L N L L M ۶
VL L M VL VL L L ۷
L L M L L M H ۸
VL L L L N L L ۹
VL M L L L L H ۱۰
N L L L N L L ۱۱
VL VL M L VL L M ۱۲

سپس در این مرحله با توجه به Neg(Ikj) و ijk)∏( که محاسبه شده، نمره واحد هر فرد خبره (Uik) را در مورد استراتژی مذکور به صورت زیر به دست می آوریم که مراحل به دست آوردن آن در فصل دوم شرح داده شد.

جدول ۴-۶: نمره هر فرد خبره در خصوص استراتژی Neg(Ikj) ˅ ∏ikj

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

min C7 C6 C5 C4 C3 C2 C1 معیارهاخبرگان استراتژی
M OU H M OU M VH H ۱ استفاده از سرمایه گذاران راغب جهت توسعه
M VH H M VH M OU H ۲
M H M M OU H H VH ۳
M H M M H M VH H ۴
H VH H H OU M VH H ۵
H H H H VH H VH H ۶
M VH M H H VH VH H ۷
M OU H M VH H M H ۸
M H M M H H H H ۹
M H M M H M H H ۱۰
M H M M VH M H H ۱۱
M OU H M M M VH H ۱۲

در مرحله ی بعد Bij را به دست می آوریم که عبارت است از j امین نمره خوب برای i امین استراتژی که به ترتیب نزولی می باشد.

جدول ۴-۷: ترتیب نزولی نمره خبرگان از استراتژی (Bij)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

H B11
H B12
M B13
M B14
M B15
M B16
M B17
M B18
M B19
M B110
M B111
M B112

سپس تابع اجتماع بدنه ی تصمیم گیری را که به صورت تابع متوسط Q(k) است، با بهره گرفتن از فرمول زیر محاسبه کردیم.

QA(K) = Sb(K)

b(K) = Int = Int =Int

همانطور که در فصل دوم توضیح داده شد، k تعداد افرادی است که باید بر سر استراتژی به توافق برسند.r در این فرمول تعداد خبرگان می باشد.

K=1,QA(1)=S{Int[1+]}=S1=N

K=2,QA(2)=S{Int[1+]}=S2=VL

K=3,QA(3)=S{Int[1+]}=S2=VL

K=4,QA(4)=S{Int[1+]}=S3=L

K=5,QA(5)=S{Int[1+]}=S3=L

K=6,QA(6)=S{Int[1+]}=S4=M

K=7,QA(7)=S{Int[1+]}=S4=M

K=8,QA(8)=S{Int[1+]}=S5=H

K=9,QA(9)=S{Int[1+]}=S5=H

K=10,QA(10)=S{Int[1+]}=S6=VH

K=11,QA(11)=S{Int[1+]}=S6=VH

K=12,QA(12)=S{Int[1+]}=S7=OU

در نهایت ارزیابی کلی استراتژی “استفاده از سرمایه گذاران راغب جهت توسعه” بر اساس فرمول زیر محاسبه گردید.

Xi=Max{Q(j)

X1=Max{N˄H ,VL˄H ,VL˄M ,L˄M ,L˄M ,M˄M ,M˄M ,H˄M ,H˄M ,VH˄M , VH˄M,OU˄M} =Max{ N, VL , VL , L, L , M , M , M, M, M, M , M } =M

بنابراین ارزیابی کلی استراتژی “ استفاده از سرمایه گذاران راغب جهت توسعه” ،برابر M می باشد.

– ارزیابی استراتژی دوم (افزایش توان مالی شرکت از طریق جذب فرصت های موجود در عراق)

جدول ۴-۸: میزان امکان اقناع معیارها توسط استراتژی دوم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

C7 C6 C5 C4 C3 C2 C1 معیارهاخبرگان استراتژی
VH M H M OU H OU ۱ افزایش توان مالی شرکت از طریق جذب فرصت های موجود در عراق
OU M H M VH H VH ۲
H M M H OU VH H ۳
VH M H M H H OU ۴
VH H H M OU H VH ۵
VH H H H VH H H ۶
VH H M VH H H VH ۷
M M H H VH M OU ۸
H M M H H H H ۹
H M M M H M H ۱۰
H M M M VH H H ۱۱
VH M H M M H OU ۱۲

جدول ۴-۹: نمره هر فرد خبره در خصوص استراتژی دوم

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:22:00 ب.ظ ]




آماری اثرات مستقیم، غیرمستقیم و کل هریک از متغیرها مورد بررسی قرار می گیرد.

 

شکل ۱-۱- نمودار مسیر مدل درونداد پژوهش

۱-۳- اهمیت و ضرورت پژوهش

اهمیت نظری پژوهش: مرور ادبیات نظری نشان می دهد که تاکنون پژوهشی که رابطه بین متغیرهای اشتیاق شغلی و رهبری اصیل و سرمایه روانشناختی در قالب مدل علی به ویژه در مورد دبیران تربیت بدنی، در داخل و خارج کشور را نشان بدهد، وجود ندارد. در خصوص ضرورت و اهمیت پرداختن به سازه اشتیاق شغلی باید گفت که بر اساس تحقیقات انجام شده اشتیاق شغلی معلمان از جمله مهم ترین ابزار برای انجام کاری مطلوب تر و صحیح تر می باشد. هرچقدر این اشتیاق شغلی در معلمان افزایش یابد باعث بهتر شدن روند شغلی آن ها و به تبع آن پرورش شاگردانی مستعدتر در رشته تحصیلی شان می شود (کریستین و همکاران،۲۰۱۱ ، کان، ۱۹۹۰، شوفلی و همکاران، ۲۰۱۱، فیلیپس، ۲۰۰۹). از این رو پرداختن به این متغیر و بررسی آن از طریق متغیرهای رهبری اصیل و سرمایه های روانشناختی بسیار با اهمیت است.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

درخصوص ضرورت و اهمیت پرداختن به رهبری اصیل و سرمایه های روانشناختی باید به این نکته توجه داشته باشیم که رهبران با فراهم کردن فضای روحی و انگیزشی باعث به وجودآمدن محیطی مناسب برای افزایش نشاط معلمان در کار می شوند، پس بنابراین در این جا نقش مؤلفه های سرمایه روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری و خوش بینی) مشخص می شود. که رهبر با به کارگیری این مشخصه ها می تواند فضایی شاد و سر زنده را برای معلمان فراهم کند (شلایر،۲۰۱۴، کوگینز،۲۰۱۲). از این رو پرداختن به این متغیرها بسیار با اهمیت است.

لذا پژوهش حاضر بر آن است که در چارچوب یک مدل علی به تبیین نقش اشتیاق شغلی معلمان به ویژه معلمان تربیت بدنی در رابطه با دو متغیر رهبری اصیل و سرمایه های روانشناختی بپردازد. طبیعی است که انجام چنین مطالعه­ای ضمن کمک به روشن تر شدن روابط میان متغیرها، با افزودن به دانش موجود در زمینه متغیرهای مورد نظر می تواند رهیافت های مفیدی را در اختیار برنامه ریزان و مسئولان و دست اندر کاران آموزش و پرورش قرار دهد.

اهمیت کاربردی پژوهشبا توجه به آشکار شدن اهمیت اشتیاق شغلی در سال های اخیر، شناسایی و بررسی عوامل و متغیرهای موثر بر آن حائز اهمیت فراوانی است. در همین راستا پژوهش حاضر بر آن است تا با بررسی دو متغیر بسیار مهم و تاثیرگذار یعنی رهبری اصیل و سرمایه های روانشناختی برخی مؤلفه های تاثیرگذار بر اشتیاق شغلی را شناسایی کرده و زمینه را برای ارتقاء عملکرد شغلی معلمان فراهم آورد. اشــتیاق معلمان به طور جدایی ناپذیری با اقدامات رهبران مرتبط اســت. اشتیاق شغلی معلم نتیجه ویژگی های شــخصی مثل دانش، مهارت هــا، توانایی ها، خلق و خو، نگرش و شــخصیت؛ محتوای ســازمانی شامل رهبری، تنظیم محیط فیزیکی و اجتماعی و شــیوه های منابع انســانی است که مســتقیما بر فرد، فرایند و محتوای اجزای عملکرد شــغلی تاثیر می گذارد (مارکوس[۲۳]، ۲۰۱۰ ). این اعتقاد به عنوان یک پشتوانه تجربی و عملی در بافت آموزشی به کارمی رود. نتایج این پژوهش می تواند به عنوان مبنای برنامه ریزی دقیقی برای موضوعات اجتماعی دبیران تربیت بدنی قرار گیرد و همچنین وضعیت موجود در سه متغیر مورد مطالعه در جامعه احصاء می گردد که می تواند به عنوان نقشه راه اداره کل آموزش وپرورش شیراز قرارگیرد. خروجی های این پژوهش می تواند به عنوان راهبردهای برنامه ریزی در جامعه آماری مورد مطالعه قرار گیرد.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

۱-۴- هدف های پژوهش

هدف اصلی:

ارائه مدل پیش بینی اشتیاق شغلی با توجه به رهبری اصیل و سرمایه های روانشناختی در میان دبیران تربیت بدنی شیراز می باشد.

اهداف فرعی:

  1. تعیین اثرات مستقیم ادراک از رهبری اصیل(خودآگاهی، اخلاق مداری، پردازش متوازن، شفافیت رابطه ای) بر سرمایه های روانشناختی (تاب آوری، امیدواری، خودکارآمدی، خوش بینی).
  2. تعیین اثرات مستقیم سرمایه های روانشناختی (تاب آوری، امیدواری، خودکارآمدی، خوش بینی) بر اشتیاق شغلی.
  3. بررسی اثرات غیرمستقیم ادراک از رهبری اصیل(خودآگاهی، اخلاق مداری، پردازش متوازن، شفافیت رابطه ای) بر اشتیاق شغلی از طریق سرمایه های روانشناختی (تاب آوری، امیدواری، خودکارآمدی، خوش بینی)

۱-۵- فرضیه ها

  1. خودآگاهی برمؤلفه های سرمایه روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری، خوش بینی) دارای اثرمستقیم مثبت است.
  2. اخلاق مداری بر مؤلفه های سرمایه روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری، خوش بینی) دارای اثر مستقیم مثبت است.
  3. پردازش متوازن بر مؤلفه های سرمایه روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری، خوش بینی) دارای اثر مستقیم مثبت است.
  4. شفافیت رابطه ای بر مؤلفه های سرمایه روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری، خوش بینی) دارای اثر مستقیم مثبت است.
  5. خودکارآمدی بر اشتیاق شغلی اثر مستقیم مثبت دارد.
  6. امیدواری بر اشتیاق شغلی اثر مستقیم مثبت دارد.
  7. تا ب آوری بر اشتیاق شغلی اثر مستقیم مثبت دارد.
  8. خوش بینی بر اشتیاق شغلی اثر مستقیم مثبت دارد.
  9. خودآگاهی از طریق مؤلفه های سرمایه های روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری، خوش بینی) بر اشتیاق شغلی اثر غیرمستقیم مثبت دارد.
  10. اخلاق مداری از طریق مؤلفه های سرمایه های روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری، خوش بینی) بر اشتیاق شغلی اثر غیرمستقیم مثبت دارد.
  11. شفافیت رابطه ای از طریق مؤلفه های سرمایه های روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری، خوش بینی) بر اشتیاق شغلی اثر غیرمستقیم مثبت دارد.
  12. پردازش متوازن از طریق مؤلفه های سرمایه های روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری، خوش بینی) بر اشتیاق شغلی اثر غیرمستقیم مثبت دارد.

۱-۶- تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها

اشتیاق شغلی

تعریف مفهومیسکاوفیلی و همکاران[۲۴]، (۲۰۰۷) اشتیاق شغلی را به میزان انرژی، دلبستگی به شغل و اثربخشی حرفه ای اشاره دارد. اشتیاق را یک تفکر مثبت و واقعی دانسته که به وسیله قدرت، فداکاری و جذابیت توصیف می شود. اشتیاق شغلی دارای سه حیطه است که عبارتند از:

  • جذب:به میزان تمرکز و غرق شدن فرد در کارش اشاره دارد که این امر کناره گیری از شغل را برای فرد دشوار می سازد.
  • نیرومندی:در این بعد، فرد تلاش فراوانی در انجام کارش، مبذول می دارد و بر موقعیت های دشوار، پافشاری می کند. همچنین بعد نیرومندی بیان می کند کارکنانی که از نیرومندی بیشتری برخور دارند، بیشتر توسط کارشان برانگیخته می شوند و هنگامی که با مشکلی مواجه می شوند و یا جرو بحث کاری وجود دارد، مقاومت بیشتری از خود نشان می دهند، به بعد نیرومندی، به عنوان یک مفهوم انگیزشی توجه شده است (فلیپس، ۲۰۰۹).
  • وقف خود: این بعد به صورت با درگیری شدید روانی فرد با کار خود، مشخص می شود که ترکیبی از احساس معنی داری، اشتیاق و چالش می باشد. این بعد به شکل سنتی با مفهوم دلبستگی شغلی نکات مشترک زیادی دارد.

تعریف عملیاتیاشتیاق شغلی نمره ای است که آزمودنی از طریق پاسخ به پرسشنامه اشتیاق شغلی شوفلی(۲۰۰۳)، کسب می کنند.

رهبری اصیل

تعریف مفهومی: رهبران اصیل کسانی هستند که با برخورداری از ویژگی های فوق نا خودآگاه منشأ اثرگذاری بر دیگران می شوند. هرچند اگر خودآگاهانه برای تقویت اثر خود بر دیگران تلاش مضاعف کنند، ممکن است تحولاتی در محیط پیرامونی خود ایجاد کنند. دیگران به آن ها اعتماد می کنند و نگرانی ها و ابهامات خود را با حضور آن ها به آرامش و اطمینان تبدیل می کنند (علوی،۱۳۹۳).

رهبری اصیل شامل چهار مؤلفه می­باشد: خودآگاهی، اخلاق مداری، پردازش متوازن، شفافیت رابطه­ای.

  • خودآگاهی: این مؤلفه به عنوان آگاهی یا اعتماد به شخصیت، ارزش ها، انگیزه ها، احساسات و ادراکات شخصی تعریف می شود.
  • اخلاق مداری:بیان کننده یک فرایند خودکنترلی است که به موجب آن رهبران، ارزش هایشان را با اهداف و فعالیتهایشان تطبیق می دهند.
  • پردازش متوازن:میزانی است که در آن رهبر، اطلاعات را قبل از تصمیم گیری تحلیل می­ کند و خواستار دیدگاه هایی ازسوی پیروان است که موضع گیری های او را مورد چالش قرار می­دهد.
  • شفافیت رابطه ای: میزانی است که رهبر اصالت خود را به دیگران نشان می دهد، اطلاعات را با دیگران تسهیم می کند و افکار و احساسات واقعی خود را ابراز می کند.

تعریف عملیاتیرهبری اصیل نمره ای است که آزمودنی در پاسخ به پرسشنامه رهبری اصیل، پرسشنامه استاندارد آوولیو، گاردنرو والیوم[۲۵] (۲۰۰۶) توسط پایگاه پارس مدیر، ساخته شده است، کسب کرده است.

سرمایه روانشناختی

تعریف مفهومی: سرمایه روانشناختی عبارت است از مجموعه ­ای از صفات و توانمندی­های مثبت افراد و سازمان­ها که می ­تواند مانند یک منبع قوی در رشد و ارتقاء فرد و سازمان نقش داشته باشد. امیدواری، خوش­بینی، خودکارآمدی و استقامت (تاب­آوری یا انعطاف­پذیری) مؤلفه ­های سرمایه روانشناختی هستند (کوگینز، ۲۰۱۲).

  • امیدواری: یکی از سازه ­هایی است که به عنوان شاخص توانمندی در بهزیستی مثبت افراد مورد توجه واقع شده است.
  • خوش بینی:اسناد درونی بالنسبه ثابت و کلی در مورد حوادث مثبت است.
  • خودکارآمدی:به معنی اطمینان داشتن به توانایی­های موردنیاز در دستیابی به موفقیت و باور به داشتن قدرت در غلبه بر تکالیف چالش­انگیز است.
  • تاب­آوری:را ظرفیت روانی مثبت برای برگشت، جهش از مصیبت و تغییر مثبت در جهت پیشرفت تعریف کرده ­اند که فرد را برای پذیرش مسئولیت آماده می کند (علی پور و همکاران، ۱۳۹۲).

تعریف عملیاتیسرمایه روانشناختی نمره ای است که فرد از پاسخ به پرسشنامه سرمایه روانشناختی لوتانز و همکاران، ۲۰۰۷ به دست می آورد.

فصل دوم

مبانی نظری و پیشینه تحقیق

در این بخش ادبیات تحقیق مورد بحث قرار می گیرد و شامل دو بخش می باشد، ابتدا بخش پیشینه نظری، که در این بخش به تعریف متغیرها، بیان ابعاد و مؤلفه های آن ها پرداخته می شود. بخش دوم پیشینه تجربی، که شامل تحقیقات انجام شده در داخل و خارج، مرتبط با موضوع پژوهش می باشد.

۲-۱- پیشینه نظری

۲-۱-۱- اشتیاق شغلی

تاکنون تعاریف بسیاری در مورد اشتیاق شغلی مطرح شده است اما هنوز در این زمینه تعریفی که مورد قبول و تأیید همگان باشــد ارائه نشده است. دلیل این عدم وحدت را این چنین بیان می کند: اشتیاق شــغلی کارکنان، از پارادایم های جدید حوزه منابع انسانی بوده و به دلیل راه های متنوع بهره برداری از آن، تعاریف چندگانه ای را داراســت. اکثر تعاریف اذعان دارند که اشتیاق از منابع شخصی و محیطی نشأت می گیرد. به نظرگیبونز[۲۶] (۲۰۰۶) اشتیاق شغلی افراد با استعداد، یک رابطه ی احساسی هوشــی است که کارمند با شغل، سازمان، مدیر و همکارانش وجود داشــته و بر روی تلاش های مضاعف او در کارش تأثیرگذار اســت(به نقل از زرگران مقدم، ۱۳۹۰).

بالاین و اسپارو[۲۷] ( ۲۰۰۹) نیز اشــتیاق را یک تفکرمثبت و واقعی دانســته که به وســیله ی قدرت، فداکاری و جذابیت توصیف می شود و موجبــات تمایل و رضایت افراد را در اشتیاق به انجام کار فراهم می نماید.

تراس و همکارانش[۲۸] (۲۰۰۶) اشتیاق را حاصل ایجاد فرصت برای کارکنان و همکارانش در برقراری ارتباط با همکاران و مدیران خود می دانند. اشتیاق شغلی کارکنان از نظر هویت[۲۹] (۲۰۰۴)مقدار اشتیاق و علاقه ای است که کارکنان به سازمان خود دارند. یکی از بررسی های انجام شده توسط بکر، آلبرشت و لیتر[۳۰] (۲۰۱۱) تشــخیص دادند که اجماع رو به رشــدی وجود دارد مبنی بر آنکه اشــتیاق می تواند معنای سطح بالایی از انرژی و همچنین ســطح بالایی از درگیری شــغلی باشد. (اینسئوگلو و وار[۳۱]،۲۰۱۲ ، به نقل از مقیمی مفرد، ۱۳۹۳).

در اکثر مواقع اشــتیاق به عنوان تعهد فکری و عاطفی نســبت به سازمان تعریف شده است، یا میزان تلاش اختیاری که توسط کارکنان در شغل شان به نمایش گذاشته می شود (فرانک[۳۲] و همکاران، ۲۰۰۴، نقل از عسگری، ۱۳۹۰). رابینسون [۳۳]و همکاران (۲۰۰۴) نیــز اشــتیاق را به عنوان نگرش مثبت کارکنان نســبت به ســازمان و ارزشهای آن تعریف کردند.

کریستین و همکاران (۲۰۱۱ ) نیز اشتیاق شغلی را این گونه تعریف کرده است: حالتی از ذهن که نسبتا بادوام است و نشانگر سرمایه گذاری هم زمان انرژی های افراد بر روی تجارب و یا عملکردهای کاری است.

کان، (۱۹۹۰) اشــتیاق فــردی را ابــراز و بکارگیری خود فردی اعضای ســازمان در نقشهای کاری تعریف کرد. وی به عنوان اولین فردی که از اصطلاح اشــتیاق شغلی اســتفاده کرد، معتقد بود که در اشــتیاق، افراد خود را به لحاظ فیزیکی، شــناختی و عاطفی در طول ایفای نقش ابراز و به‏ کار می گیرند. شوفلی و همکارانش متداول ترین تعریف را از مفهوم اشتیاق شــغلی ارائه دادند. آنها اشتیاق شغلی را یک وضعیت مثبت و رضایت بخش ذهنــی در ارتباط با کار توصیف کرده اند که در این وضعیت شخص یک احساس نیرومندی و ارتباط مؤثر با فعالیت هــای کارش دارد و خودش را به عنوان فردی توانمند برای پاســخگویی به تقاضاهای شغلی می داند. آنها بیان کردند که اشتیاق چیزی بیش از یک وضعیت هیجانی گذرا و خاص می باشد و به یک حالت پایای ســرایت کننده و هیجانی شناختی اشاره دارد که بر روی یک موضوع، واقعه یا رفتار خاص متمرکز می شود.( شوفلی و همکاران، ۲۰۱۱، به نقل از زرگران مقدم، ۱۳۹۰)

اشــتیاق شغلی کارکنان مشتمل بر سه جنبه شناختی، عاطفی و رفتاری می باشد. جنبه شــناختی اشتیاق شغلی مربوط به باورهای کارکنان درباره ســازمان، رهبران و شــرایط کار می باشد. جنبه عاطفی اشتیاق شغلی مربوط به چگونگی احساس کارکنان و نحوه نگرش آن ها نســبت به سازمان، رهبران و شرایط کار می باشد. نهایتاً جنبه رفتاری اشتیاق شغلی کارکنان، عاملی است که برای سازمان ایجــاد ارزش افزوده نمــوده و در برگیرنده تلاشهــای آگاهانه و داوطلبانه کارکنان برای افزایش سطح اشتیاق شغلی خود می باشد که منجر به انجام وظایف با حذف وقت و علاقه می­گردد (فیلیپس، ۲۰۰۹).

اغلب اشــتیاق شــغلی کارکنان را در تضاد با فرســودگی شغلی توصیف کرده اند. فرسودگی شــغلی ترکیبی از فرسودگی احساسات، زوال کیفیت و کاهش فضیلت می باشــد.در حقیقت طیف مقابل اشتیاق شغلی کارکنان بیکاری و بی قید و بندی نســبت به کار است که با واژه فرسودگی شــغلی در ارتباط می باشــد. زمانی که افراد، رها از قید و بند و تعهد باشــند، به صورت فیزیکی و احساســی و کاملا آگاهانه خود را از کار کنار می کشند. امــا با وجود تعاریف مختلف، نظریه پــردازان مدیریت معتقدند که اشتیاق شــغلی نتیجه ارتباطات دوطرفه بین کارمند و کارفرماست و کارهایی که باید به وسیله هر دو طرف انجام شود. آنها معتقدند هنگامی که مدیران فلسفه رهبری خدمت گزار را به‏کار ببرند که نقش اصلی مدیر حمایت و خدمت به کســانی اســت که آنها را رهبری می کند، محیط مستعد اشــتیاق کارکنان می گردد.

۲-۱-۱-۱- ابعاد اشتیاق شغلی

۱٫جذب : یکی از ابعاد اشتیاق شغلی، جذب است که مخصوصا به تمرکز و غرق شدن در کار اشاره دارد و وجه مشخصه آن، این است که برای افراد وقت سریع می گذرد و فرد به سختی می تواند از کارخود جدا شود. اخیرا تحقیقات نشان داده است که تجربه جذب به میزان درگیری در کار مربوط است به طوری که فرد گذر زمان را تشخیص نمی دهد. این بدان معنا است که گاهی برخی از افراد در زمان و شرایطی جذب کاری می شوند که برای آنان لذت بخش است و افراد برای آن بهای زیادی را می پردازند، تنها به خاطر اینکه این کار را داشته باشند. تجارب درگیری در کار و متوجه نشدن گذر زمان، معمولا هم خارج از زمینه کاری رخ می دهد(برای مثال کارهایی که به صورت سرگرمی صورت می گیرند). و هم ممکن است در همه حوزه ها و زمینه های زندگی صورت گیرد. تجارب درگیری در کار، هنگامی به وجود می آید که تعادل مناسبی بین نیازهای شغلی (مثل چالش برانگیزی آن) و مهارت حرفه ای کارکن ایجاد شود. تفاوت عمده ای که درمفهوم درگیری در کار و جذب وجود دارد، مقاومتی است که فرد از لحاظ ذهنی هنگام کار مبذول می دارد، که این حادثه ممکن است در همه زمینه های زندگی شان اتفاق بیفتد(اگوت[۳۴] و همکاران،۲۰۰۷).

  1. نیرومندی: بعد نیرومندی، به سطوح بالای انرژی و ارتجاعی بودن ذهن کارکنان هنگام کار اشاره دارد، به گونه ای که کارکنان تلاش قابل ملاحظه­ای برای انجام کارش مبذول می­دارد و نیز در موقعیت های دشوار پا فشاری می­ کند. همچنین بعد نیرومندی بیان می­ کند، کارکنانی که از نیرومندی بیشتری برخور دارند، بیشتر توسط کارشان برانگیخته شده و هنگامی که با مشکلی برخورد می کنند و یا جرو بحث کاری وجود دارد، مقاومت بیشتری از خود نشان می دهند. به بعد نیرومندی به عنوان یک مفهوم انگیزشی توجه شده است. این مطلب با در نظر گرفتن تعریف انگیزش شغلی تئوری اتکنسون[۳۵](۱۹۶۴) ارائه شده است. در این تعریف، انگیزش شغلی، نیرو و توان انجام کار یا مقاومت جهت انجام آن کار ایجاد می کند( به نقل از پور عباس، ۱۳۸۷).

۳٫وقف خود: سومین مؤلفه اشتیاق شغلی، وقف کردن خود در کار می باشد که با درگیری شدید روانی شخص نسبت به کار خود مشخص می شود و ترکیبی از احساس معنی داری، اشتیاق و چالش می باشد. این بعد به شکل سنتی با مفهوم دلبستگی شغلی، نکات مشترک زیادی دارد و به عنوان درجه ای که فرد ازلحاظ روانی خود را وابسته و مربوط به شغلش می داند عنوان شده است. هم چنین دلبستگی، به این که چگونه یک کار می تواند نیازهای کنونی یک فرد را پاسخ گوید، اشاره دارد (ماونو و کینونن[۳۶]،۲۰۰۰). هم دلبستگی شغلی و هم وقف کردن، به عنوان پدیده های پایدار و بادوام اشتیاق شغلی محسوب می شوند که تفاوت آن ها تاکنون به شکل دقیق مورد بحث قرار نگرفته است، در حالی که وقف کردن یک موضوع واضح ترو روشن تری نسبت به دلبستگی شغلی می­باشد. هنگامی که احساس وقف کردن وجود دارد، اشتیاق، الهام بخشی، غرور و چالش انگیزی بیشتری نسبت به وقتی که منحصرا به ارزش کار در زندگی کارکنان توجه می شود، وجود دارد. اخیرا محققین به این نکته توجه کرده اند که نیرومندی و وقف کردن را با هسته اصلی ابعاد اشتیاق شغلی مقایسه کنند، در حالی که وضعیت کنونی جذب شباهت زیادی به درگیری در کار دارد (اگوت و همکاران، ۲۰۰۷).

۲-۱-۱-۲- اشتیاق شغلی و مفاهیم مرتبط

بحثی که عده ای در مورد اشــتیاق شغلی مطرح کرده اند این است که تعاریفی که برای این مفهوم ارائه شــده اســت شبیه به تعاریف دیگر ساختارهای شناخته شده مثل تعهد سازمانی[۳۷] و رفتار شهروندی سازمانی[۳۸] است. اما با وجود این که اشتیاق شغلی، با دیگر نگرش های مربوط به شغل مثل رضایت شغلی، دلبستگی شغلی، و انگیزش درونی مرتبط است، در عین حال با آن ها تفاوت دارد. گروهی از محققان معتقدند که اشــتیاق نشــأت گرفته از دو مفهوم است که به صورت علمی شــناخته شده و موضوع پژوهش های تجربی زیادی بوده است؛ تعهد و رفتار شهروندی سازمانی (مارکوس،۲۰۱۰).

Job Satisfaction - رضایت شغلی

اشتیاق شغلی با دو مفهوم بالا شباهت دارد. اما رابینسون و همکاران (۲۰۰۴) بیان کردند که نه تعهد و نه رفتار شــهروندی ســازمانی به انــدازه کافی هر دو جنبه اشــتیاق را منعکس نمی کند (نقل از زرگران مقدم، ۱۳۹۰).

رافرتی[۳۹] و همکاران (۲۰۰۴) نیز اشــتیاق شغلی را از دو مفهوم قبلی، تعهد و رفتار شــهروندی سازمانی متمایز کردند، به دلیل اینکه اشــتیاق به وضوح نشــان دهنده یک فرایند متقابل دوطرفه بین کارکنان و ســازمان است (به نقل از زرگران مقدم، ۱۳۹۰).

طبق نظر ساکس[۴۰] (۲۰۰۵) تعهد سازمانی با اشتیاق متفاوت است؛ چرا که در آن اشاره به نگرش و دلبستگی فرد نسبت به سازمان است، در حالی‏که اشتیاق صرفا یک نگرش نیسـت. اشتیاق درجه ای اســت که یک فرد به کارش توجه می کند و مجذوب عملکرد نقش خود می شــود. به علاوه در حالی‏که شــهروندی سازمانی شامل رفتارهای داوطلبانه و غیررسمی است که می تواند به همکاران و سازمان کمک کند تمرکز اشتیاق روی ایفای نقش رسمی است، نه صرفا فرانقش ها و رفتارهای داوطلبانه.

پژوهش های اخیر همچنین نشان داد که تعهد کارکنان و رفتارهای شهروندی ســازمانی بخش های مهم و پیش بینی‏کننده های اشــتیاق کارکنان اســت. به این صورت که تعهد به عنوان دلبستگی مثبت به سازمان و تمایل به صرف انرژی برای موفقیت سازمان، احساس غرور و افتخار از عضویت در سازمان و شناســایی خود با آن و شهروندی سازمانی یک رفتار مشــاهده شده در محتوای کار اســت که خود را از طریق ابتکارات نوآورانه، جستجوی فرصت هایی برای پیشرفت و فراتر رفتن از قرارداد استخدام نشان می­دهد. با این حال، این ساختارها به همراه هم ســاختار بزرگتر اشتیاق شغلی را تشــکیل می دهد و هیچ‏کدام به تنهایی نمی توانند به عنوان جایگزینی برای اشتیاق عمل کنند (رحیمی و همکاران، ۱۳۹۰).

از جملــه مفاهیم دیگری که با اشــتیاق شــغلی همپوشــانی مفهومی دارد رضایت شــغلی اســت. ریچمن (۲۰۰۶) معتقد است که اشــتیاق با رضایت شــغلی نیز مرتبط اســت. با این تفاوت که رضایت شغلی شامل ارزیابی نتایج واقعی یک شغل در مورد نتایج مطلوب است، در حالی‏که اشتیاق شــامل ارزیابی تجربیات کاری فرد و رفتارهای کاری اوســت. رضایت شــغل یک نظر مثبت در مورد شــغل اســت و با ایده افزایش تلاش با شــور و شوق که خاص اشتیاق شــغلی است، مطابقت ندارد. کارکنان مشتاق نسبت به موقعیت شــان احســاس رضایت می کنند، امــا فراتر از رضایت صرف، آن­ها انگیزه دارنــد که برای انجام یک وظیفه انرژی خود را افزایش دهند (اینسئوگلو و وار، ۲۰۱۲، به نقل از مقیمی مفرد، ۱۳۹۳).

محققان دیگر رضایت را به عنوان بخشــی از اشتیاق شغلی در نظر گرفتند، اما رضایت فقط می تواند منعکس‏کننده روابط ســطحی و فعل و انفعالی باشــد. اشتیاق تمایل به سرمایه گذاری خود و توسعه تلاش های اختیاری برای کمک به موفقیت کارفرماســت که بسیار فراتر از رضایت ساده با ترتیبات ساده استخدام یا وفاداری اساسی به کارفرماست (مارکوس، ۲۰۱۰).

طبق نظر”می”[۴۱] و همکاران(۲۰۱۱ ) اشــتیاق در علوم اجتماعی رابطه بســیار نزدیکی با ساختارهای دلبستگی شغلی و غرقه شدن در کار دارد. طبق تعریف کانونگو[۴۲] (۲۰۰۹) دلبستگی شــغلی یک حالت شــناختی یا اعتقادی شناسایی روانی است. طبق تعریفی دیگر، دلبســتگی شغلی به اهمیت نیازها و پتانسیل یک شغل برای ارضای این نیازها بســتگی دارد (زرگران مقدم، ۱۳۹۰). بنابراین دلبســتگی نتیجه یک قضاوت شــناختی در مورد توانایی های یک شغل برای ارضای نیازهاست. مشاغل در این دیدگاه با تصویر فرد از خود مرتبط است. علاوه بر این اشتیاق مستلزم اســتفاده فعال از عواطف و رفتارهــا علاوه بر شناخت هاســت (می و همــکاران، ۲۰۱۱، به نقل از زرگران مقدم ۱۳۹۰).

۲-۱-۱- ۳- محرک های اشتیاق شغلی

با توجه به اهمیت بحث اشــتیاق شــغلی، جهت گیری بسیاری از پژوهش ها به ســمت تعییــن عواملی که منجر به اشــتیاق کارکنان می شود، معطوف شد. مؤسســه مدیریت و توسعه پرسنل[۴۳] با پژوهش بر روی این مفهوم اذعان نمود که هیچ فهرســت قطعی برای محرک های اشــتیاق وجود ندارد. اما از نظر آنها محرک های اصلی اشتیاق عبارتند از:

  1. داشتن فرصت برای ارائه و پرورش نظرات از سوی کارکنان.
  2. آگاهی کارکنان از آنچه در سازمان رخ می دهد.
  3. اعتقاد کارکنان به اینکه مدیرشــان به ســازمان متعهد است (پیریایی و همکاران،۱۳۹۰).

رابطــه قوی مدیر- کارمند یک جزء مهم در اشــتیاق کارکنان است. مؤسسه توسعه ابعاد بین المللی به عنوان یک شرکت مشاوره ای در زمینه منابع انسانی، بیان می کند که مدیر برای ایجاد یک نیروی کار مشــتاق باید پنــج کار انجام دهد: توازن تلاش ها با اســتراتژی، قدرت دادن، ترویــج و ترغیب به همکاری و کار گروهی، کمک به افراد برای رشد و توسعه و حمایت و به رسمیت شناختن افراد.

گــزارش پرینز[۴۴] (۲۰۰۳)، ۱۰ ویژگی محیــط کار را که منجر به اشتیاق کارکنان می شود شناسایی کرد. سه ویژگی مهم تر در میان ۱۰ ویژگی لیست شده توســط “پرینز” عبارتند از: علاقه مدیریت ارشد به رفاه کارکنان، کار چالش برانگیــز و اختیار و قدرت تصمیم گیری (مارکوس۲۰۱۰).

گیبونز (۲۰۰۶) محرک های اشتیاق شغلی را به صورت زیر بر شمرده است:

  • اعتمــاد: میزانی که رهبران ســازمان از کارکنان مواظبت کرده، حرف ها و نظراتشان را می شنوند و به آن پاسخ می دهند.
  • ماهیت شغل: میزان مشارکت و استقلال کارکنان.
  • رابطه بین عملکرد فردی و عملکرد سازمانی: مقداری که کارکنان مقاصد شرکت را درک می کنند و می دانند که چگونه به بهترین نحو در شیوه های دستیابی به آن مشارکت کنند.
  • فرصت های رشد شغلی: میزان فرصت هایی که کارکنان برای رشد و ترفیع شغلی دارند و یا مسیر شغلی شان به روشنی تعریف شده باشد.
  • فخر و مباهات به شــرکت: مقداری که کارکنان از کار و سازمان خود راضی بوده و از آن احساس عزت نفس می کنند.
  • همکاران و اعضای تیــم: گرایش ها و نظرهای همکاران درباره شغل و شرکت.
  • پرورش کارکنان: مقدار تلاشی که برای پرورش مهارت کارکنان صورت می گیرد.
  • رابطه با مدیر مستقیم: مقداری که کارکنان برای این رابطه ارزش قائل هستند (به نقل از زرگران مقدم، ۱۳۹۰(.

از مدیران همه ســطوح سازمان انتظار می رود که با صداقت و درســتی رفتار کنند، به کارکنان خود احتــرام بگذارند. به طور مؤثر با کارکنان گفتگو کنند و آنان را در تصمیم گیری درگیر نمایند. از طریق گفتگوهــای چهره به چهره و دو نفره روابــط مطلوب را پروش دهند و احســاس کارکنان را نسبت به شغلشان سرشــار از فخر و مباهات نماینــد (هیــوز و راگ، ۲۰۰۸، به نقل از مقیمی مفرد،۱۳۹۳).

گیبونــز (۲۰۰۶) تأکید مضاعفی بر اهمیت بعضی از این عوامل نموده و بیان داشته است که محرک های هیجانی چون رابطه ی فرد با مدیر مستقیم خود و تفاخر و مباهات در کار، چهار برابر بیشــتر از محرک های عقلایی مثل پرداخت مزایا بر تلاشهای کاری کارکنان مؤثرند.

بر اهمیت احســاس ارزشــمند بودن و درگیر بودن به عنوان یک محرک کلیدی اشتیاق کارکنان تأکید کردند. این احساس تحت تأثیرعناصر دیگری مثل مشــارکت در تصمیم گیری ها و فرصت هایی که کارکنان برای توســعه و پیشرفت در مشاغل شان دارند قرار می گیرد که هر یک تأثیر متفاوتی روی حدی که کارکنان احساس ارزشمند و درگیر بودن و به دنبال آن اشــتیاق خواهند داشت، دارند (رابینسون و همکاران، ۲۰۱۰، به نقل از زرگران مقدم، ۱۳۹۰(.

اشتیاق

آموزش وتوسعه شغلی

مدیریت فوری عملکرد وارزیابی ارتباطات

فرصت های برابر/ رفتار منصفانه

پرداخت و مزایا

سلامتی وامنیت

اهمیت

احساس ارزشمند و درگیربودن

شکل ۲-۱- مدل محرکهای شغلی (رابینسون وهمکاران ۲۰۱۰، نقل از زرگران مقدم،۱۳۹۰)

شکل(۲-۱) که براساس مدل تشخیصی رابینسون وهمکاران (۲۰۱۰) ارائه شده است. مطابق نظر رابینسون و همکاران این مدل می تواند راهنمایی مفید برای سازمان و نسبت به آن جنبه های زندگی کاری باشد که برای حفظ و بهبود اشتیاق کارکنان نیازمند توجه جدی است. بعضی از محرک ها در مدل بالا از الزامات اساسی یا قراردادی برای سازمان هستند(عوامل بهداشتی) مانند پرداخت و مزایای و بهداشت و ایمنی در حالی که دیگرمحرک ها حوزه هایی هستند که سازمان باید برای اطمینان از ارتباطات مؤثر و مدیریت و همکاری، تلاش بیشتری انجام دهد (عوامل انگیزشی، زرگران مقدم، ۱۳۹۰). محققــان پنــا[۴۵] (۲۰۰۷) یک مدل جدید به نام”سلســله مراتب اشــتیاق” ابداع کردند که شبیه مدل سلســله مراتب نیازهای مازلو است. در پایین این سلسله مراتب نیازهای اساسی پرداخت و مزایا قراردارد. هنگامی که یک کارمند از این نیازها راضی است به فرصت های توسعه، امکان ترفیع و سپس سبک رهبری توجه می کند که در مدل معرفی شده اســت. در نهایت، هنگامی که همه موارد بالا پایین تر از سطح آرمان و آرزوی کارمند باشد، کارمند به توازن ارزش – معنی در کار توجه می کند که توســط حس ارتباط، داشــتن هدف مشترک و حس معناداری در کار نشــان داده می شود. شکل (۲-۲) سلسله مراتب اشتیاق پنا (۲۰۰۷) را نشان می دهد.

معنادرکار

فرصت های تفریع و پیشرفت

یادگیری وتوسعه

افزایش اشتیاق در رهبری، اعتماد و احترام

سازمان

پرداخت، ساعات کاری،

شکل ۲-۲- سلسله مراتب اشتیاق (پنا،۲۰۰۷)

این مدل نشــان می دهد که کارکنان در پــی یافتن معنی در کار هســتند. پنا (۲۰۰۷) معناداری در کار را به عنــوان وضعیتی تعریف می کند که یک شــغل از طریق ارزش قائل شــدن بــرای کارکنان، قدردانی، ایجاد حس تعلق و هماهنگی با ســازمان و احساس سهیم بودن در سازمان، تحقق اهداف را برای کارمند به ارمغان می آورد. در این مدل، همان طور که سلســله مراتب به سمت بالا صعود می کند و ســازمان با موفقیت محرک های اشتیاق را برآورده می سازد، کارکنان بالقوه بیشــتری را جذب می کنــد و کارکنان موجــود خود را نیز مشتاق تر می سازد.

از نظر ونس[۴۶] (۲۰۰۶) اشــتیاق کارکنان به طور جدایی ناپذیری با اقدامات کارفرما مرتبط اســت. برای روشــن کردن این موضوع که اقدامات کارفرما بر عملکرد و اشــتیاق شــغلی تأثیر می گذارد او یک مدل عملکرد شغلی ارائه داد. بر طبق این مدل، اشتیاق شغلی کارمند نتیجه ویژگی های شــخصی مثل دانش، مهارت هــا، توانایی ها، خلق و خو، نگرش و شــخصیت؛ محتوای ســازمانی شامل رهبری، تنظیم محیط فیزیکی و اجتماعی و شــیوه های منابع انســانی است که مســتقیما بر فرد، فرایند و محتوای اجزای عملکرد شــغلی تاثیر می گذارد (مارکوس، ۲۰۱۰(.

اکثر محرک هایی که منجر به اشــتیاق شــغلی می شوند ماهیت غیرمالی دارند؛ بنابراین هر ســازمانی کــه از رهبری متعهد برخوردار است می تواند به سطح مطلوب اشتیاق با صرف هزینه های کم دست پیدا کند. توجه ویژه ای باید به این امر شود که سازمان ها پاداش ها را غیرمالی انتخاب کنند، مخصوصا به طوری‏ که احساس قدردانی افراد و حس تقدیر از آنها را تقویت کنند و همچنین آنها را ترغیب نمایند تا بیشتر خود را به شغل متعهد نمایند (هولکو و همکاران، ۲۰۱۲، به نقل از مقیمی مفرد،۱۳۹۳). این به این معنی نیست که مدیران باید جنبه های مالی کارکنان را نادیده بگیرند. در واقع عملکرد باید با پاداش در ارتباط باشد.

همان طور که اشــاره شد هیچ فهرســت قطعی برای محرک های اشــتیاق وجود ندارد. هر یک از مدل هــا و مطالعات تحقیقاتی طیف وســیعی از عوامل مختلف و اهمیت هر یک را در تحریک اشــتیاق کارکنان مورد بحث قرار داده اســت. آنچه می توان نتیجه گرفت این است که ســازمان در درجه اول قدرت نفوذ بر روی طیف وسیعی از عوامــل (قراردادی و خارج از قرارداد) را دارد و کارکنان نیز درجات مختلفی از اهمیت برای هر یک از این عوامل قائلند (پیریایی و همکاران، ۱۳۹۰).

۲-۱-۱-۴- پیشایندها و پیامدهای اشتیاق شغلی

اگر چه پژوهش های اندکی در رابطه با عوامل پیش بین اشتیاق کارکنان وجود دارد. مشخص کردن چند پیشایند بالقوه از مدل کان (۱۹۹۰)و ماسلاخ و همکاران (۲۰۰۱) ممکن است. گرچه ممکن است پیشایندها برای اشتیاق شغلی و سازمانی متفاوت باشند، فرض های مساوی برای هردو نوع اشتیاق ارائه شده است.

اشتیاق کارکنان، پیامدهای مثبتی برای سازمان دارد.یک توافق عام وجود دارد که بین اشتیاق کارکنان و نتایج رابطه است. به هرحال اشتیاق یک سازه در سطح فردی است و اگر منجر به نتایج تجاری گردد. در ابتدا باید بر بازده های سطح فردی اثر بگذارد. در این راستا می توان انتظار داشت اشتیاق کارکنان با نگرش ها، نیات و رفتارهای کارکنان مرتبط باشد. کان (۱۹۹۰) بیان کرد که اشتیاق هم منجر به بازده های فردی می شود. (یعنی کیفیت کارافراد و تجربیات انجام آن کار برای همان افراد) و هم بازده های سازمانی (یعنی رشد و بهره وری سازمانی). دلایل چندی وجود دارد که انتظار داشته باشیم. اشتیاق به بازده­های کاری مرتبط باشند. تجربه اشتیاق به عنوان تجربه و حالت ذهنی و ارضاگر کاری توصیف شده است. این تجارب مثبت احتمالا منجر به بازده های کاری مثبت می شوند. همان طور که توسط شاوفیلی و باکر(۲۰۱۱) مطرح شده است کارکنان دارای اشتیاق شغلی بالا وابستگی بیشتری به سازمان داشته و تمایل کمتری به ترک آن دارند.

برطبق نظریه مبادله اجتماعی، وقتی که فرد و سازمان، به قوانین مبادله ای متعهد می مانند، در نتیجه یک رابطه وفادارانه و قابل اعتماد و تعهد متقابل برقرار خواهد بود. به عبارتی افرادی که به درگیر کردن خودشان ادامه می دهند به علت تداوم مبادلات مطلوب متقابل چنین رفتار می­ کنند و در نتیجه، افراد دارای اشتیاق بالاتر بیشتر احتمال دارد که با کارفرمایشان روابط با کیفیت تر و با اطمینان تری داشته باشند و بنابراین بیشتراحتمال خواهد داشت که نگرش ها و نیات مثبتی نسبت به سازمان را گزارش دهند. به علاوه پند پژوهش تجربی رابطه بین اشتیاق و بازده های کاری را گزارش کرده اند. برای مثال یافت شده که اشتیاق با تعهد سازمانی رابطه مثبت و با قصد ترک رابطه منفی دارد و با عملکرد شغلی و رفتار برون نقش مرتبط است (روکالاینین[۴۷]،۲۰۰۷).

۲-۱-۱-۵- استراتژی های مناسب جهت افزایش اشتیاق شغلی

امروزه با توجه به تنوع بالای نیروی کار، یک رویکرد یکسـان، برای اشتیاق شغلی همه کارکنان موفق نخواهد بود. به دلیل گســتردگی دامنه نیازهای کارکنان، توجه به انعطاف پذیری امری ضروری است. کیفیــت روابط بین مدیران و کارکنــان به عنوان یک پیوند حیاتی برای افزایش اشــتیاق شــغلی کارکنان به حســاب می آید. علاوه بر رهبران، مدیران مســتقیم نیز نقش اساسی در افزایش سطح اشتیاق شغلی کارکنان بازی می کنند. تحقیقات نشان می دهد اعتماد مدیران و نیز اعتماد افراد به میل درونی شان به شغل می تواند ابزاری برای افزایش اشتیاق شغلی کارکنان در کارشان باشد. مدیران موظف به شناســایی مؤلفه های کلیدی اشتیاق شــغلی کارکنان و طراحی روش هایی جهت ارزیابی پیشرفت کارکنان در این زمینه می باشند. آنان باید منابع مالی و غیرمالی مورد نیاز برای اجرای برنامه های اشــتیاق شغلی کارکنان را فراهم نمایند و این چنین حمایت خود را در پیاده ســازی اســتراتژی اشتیاق شغلی کارکنان تکمیل نمایند (کوهل و همکاران[۴۸]، ۲۰۰۹).

گیبونــز (۲۰۰۶) معتقد اســت که عامل حیاتــی دیگر در افزایش اشتیاق شغلی کارکنان بسترسازی مناسب برای برقراری ارتباط شفاف از طرف رهبران به وسیله نشر اطلاعات صحیح از چشم انداز، اهداف و انتظارات می باشد. زمانی که رهبران فرصت های مداوم برای گفتگوو مباحثه را در سازمان گسترش دهند، این امر منجر به ایجاد اعتماد، بهبود درک کارکنان از کلیت سازمان و ساخت فضای حمایتی از کار تیمی می­ شود. ارتباطات شفاف در سازمان، جریان آزاد دریافت بازخور و ارائه گزارش را در میان کارکنان و مدیران تشویق می کند (زرگران مقدم، ۱۳۹۰).

استراتژی اثرگذار دیگر در افزایش اشتیاق شغلی کارکنان، مسطح سازی ساختاری سازمان هاست. ساختارهای ســازمانی کوتاه، استقلال داخلی و پاســخگویی کارکنان را از طریق تعامل بیشتر میان اعضای سازمان افزایــش می­دهد. ســیروتا[۴۹] (۲۰۰۵ ) مؤثرین ساختار برای سازمان را ساختاری می داند که مشتمل بر تیم های خود مدیریتی باشد. او بیان داشته است که سازمان ها برای افزایش و نگهداری ســطح اشتیاق شــغلی کارکنان خود باید بر موقعیت برنده – برنده، اعتماد پایدار، دیدگاه بلندمدت، برتری، شایستگی، تصمیم گیری یکپارچه، ارتباطات باز، نفوذ متقابل، شــناخت، پیگیری و درمان روز به روز و اشتراک مالی متمرکز باشند. یکی از اســتراتژی هایی که می تواند موجب افزایش اشتیاق شغلی شــود، در نظر گرفتن زمان های کافی و مناسبی جهت فراغت افراد از شغل شــان می­باشد. تعهدات شغلی تحت تأثیر تجاربی است که در طول فراغت از کار حاصل می­ شود. تجزیه و تحلیل ها نشان می دهدکه این جدائی فکری و روانی در طول استراحت کوتاه مدت به طور قابل توجهی می ­تواند تغییرات را در اشــتیاق شغلی پیش بینی کند، جداسازی فکری و فیزیکی از تقاضاهای مرتبط با کار به افراد اجازه می­دهد که منابع و نیروهای تقلیل یافته را ترمیم کنند که این ترمیم خــود را در افزایش حالت مثبت در کار ظاهــر می کند. بعد از یک استراحت کوتاه مدت، یک شخص کاملا مشتاق به کار از خود اشتیاق شغلی بیشتری را نشان می دهد نسبت به فردی که اشتیاق کمتری در کار دارد. یعنی فرد کاملا مشتاق به کار خیلی بهتر تمام نیروی به دست آمده اش را صرف کار می کند(به نقل از مقیمی مفرد، ۱۳۹۳).

سوننتیج[۵۰] و همکاران (۲۰۰۸) نیز اذعان دارند زمانی که اشــتیاق شــغلی بالا است، جدایی روانی از شغل در طول زمان استراحت بسیار مهم است.به خصوص کارکنان با اشتیاق شغلی بالا نیاز به زمان استراحت دارند تا بتوانند خودشــان را از کار دور کنند. دور شــدن از کار بهتر است با فعالیت ها و مســئولیت هایی باشد که با شــغل فرد مرتبط نباشد. از آنجایی که کارکنان با اشتیاق شغلی بالاسطح پایینی از خستگی ها و ناراحتی ها را تجربه می کنند، همین امر باعث می شود که آنها منابع شناختی و احساسات بیشتری برای رسیدگی کردن به فشارهای موقع کار داشته باشند و همچنین قادر باشند اتفاقات منفی کار را به اتفاقات مثبت کار تبدیل کنند فعالیت اشــخاص از طریق توسعه دادن راهکارهای کاری موفق و همچنین افزایش ســطح انگیزه های درونی و بیرونی افراد می تواند باعث افزایش اشــتیاق آن ها شــود. در این صورت فعالیت اشخاص را باید به عنوان یک منبع برای تعهدات شــغلی دانست. منابع شخصی مثل باور به سودهای شخصی باعث افزایش سطح اشتیاق شغلی فرد می شود. به دنبال تعریف و طرز کار ارائه شده از فعالیت اشخاص، این امر می تواند به عنوان منابع شـخصی برای کاهش تقاضاهای شغلی، رسیدن به اهداف شغلی، و یا رشد اهداف فردی در نظر گرفته شود که تمام این موارد باعث افزایش اشتیاق شغلی کارمندان می­ شود (دیکرز و همکاران، ۲۰۰۹، به نقل از پور عباس،۱۳۸۷).

استراتژی های اشتیاق شغلی کارکنان برای سازمان ها با اندازه های مختلف، متفاوت می باشد. مطالعات نشان داده است که سازمان های کوچک در زمینه اشتیاق شغلی کارکنان به مزیت های بزرگی دست یافته اند. افرادی که در ســازمان های کوچک مشغول به کار هستند، نســبت به افرادی که در ســازمان های بزرگ کار می کنند، نگرش بهتری در مورد شغل و رهبران خود دارند (بدلی، ۱۳۸۹).

۲-۱-۱-۶- مزایای افزایش اشتیاق شغلی کارکنان

اشــتیاق شــغلی کارکنان منافع بســیاری را به صورت مستقیم و غیرمســتقیم برای ســازمان و افراد در پی دارد این منافع در سطوح متفاوتی از سازمان نمودار می گردد. بعضی منافع فقط در محیط داخلی سازمانی هویدا می گردند؛ در حالی‏که بعضی از منافع تأثیر مستقیمی بر ذی نفعان خارجی سازمان دارند. مزایای داخلی اشتیاق شغلی کارکنان شامل بهبود مدیریت دانش، کاهش غیبــت کارکنان، بهبــود روحیه کارکنــان، افزایش ایمنی، قابلیت اســتفاده بیشتر از داوطلبان داخلی با اســتفاده از برنامه های جانشــین پروری، کاهش جابجایی کارکنان و افزایش انگیزه آنان می باشد مزایای خارجی اشتیاق شغلی کارکنان شامل افزایش بهره وری، افزایش حاشیه سود و درآمد، افزایش سطح وفاداری مشتریان و افزایش توانایی جذب کارکنان با استعداد از خارج از ســازمان با اتکا به شدت کارفرمای برگزیده شده می باشد. اثرات مثبت اشتیاق شغلی کارکنان نه تنها به نفع سازمان، بلکه به نفع تک تک کارکنان می باشــد. این مزایا ممکن است شامل افزایش بهــره وری کارکنان، بالا رفتن نرخ دســتمزد، افزایش عزت نفس و بهبود سلامتی کارکنان باشد. اکسل رود[۵۱] (۲۰۰۲) علاوه بر موافقت با مزایای برشــمرده برای افزایش اشــتیاق شغلی کارکنان، درباره تأثیر پیاده ســازی اشتباه این استراتژی هشدار داده و بیان داشــته است که اگر اشتیاق شغلی کارکنان به صورت ناصحیح و ناقص اجرا گردد، بدبینــی و تردید همچون بیماری فراگیر همه سازمان را در برخواهد گرفت (هاشمی شیخ شبانی و همکاران، ۱۳۹۱).

۲-۱-۱-۷- اشتیاق شغلی؛ معیاری مهم در محیط

یکی از مفاهیم روانشناسی مثبت گـرا در حیطه شغل اشتیاق شغلی محسوب مـی شود و در واقع به عنـوان برجسته ترین مفهوم مثبت سازمانی، به ویژه در بین مشاوران سازمانی مطرح است. اشتیاق شغلی به عنوان یک حالت ذهنی مثبت و نیرومند نسبت به شغل تعریف شده است که سه مشخصه اصلی آن نیرومندی، وقف خود و جذب می باشد. کارکنان مشتاق انرژی زیادی دارند، بیشتر درگیر شغل می شوند و شدیداً با شغل خود هم ذات پنداری می کنند طبق پژوهشی که درطی قرن پیش بر روی ۶۰۰ مدیر ارشد اجرایی از کشورهای سراسر دنیا انجام گرفته است، اشتیاق کارکنان یکی از پنج چالش مهم پیش روی مدیران بوده است. پژوهشی در انگلستان نشان می دهد که تنها ۱۷% کارکنان این کشور اشتیاق شغلی نشان دارند. همچنین محققین ایالات متحده دریافته اند که کمتر از نیمی از کارکنان این کشور کاملاً مشتاق به کار هستند و این خلاء اشتیاق با کاهش بهره وری، باعث تحمیل هزینه ای به مبلغ ۳۰۰ ملیارد دلار بر کسب و کار ایالات متحده می گردد. اشتیاق شغلی کارکنان یکی از پنج معیار برای جایزه سالانه سلامت محیط شغلی توسط انجمن روانشناسی امریکا شناخته شده است.

برخی از مزایای احتمالی وجود کارکنان مشتاق به شرح زیر است.

  1. کارکنان مشتاق در سازمان خواهند ماند، از سازمان و محصولات و خدمات آن دفاع خواهند کرد و در موفقیت کسب و کار سهیم خواهند بود.
  2. آن ها عملکرد بهتری داشته و بیشتر برانگیخته خواهند شد.
  3. آن ها یک ارتباط عاطفی با سازمان برقرار می کنند. این امر در نگرش آن ها نسبت به مشتریان سازمان، اثر می گذارد و در نتیجه رضایت مشتری و سطوح خدمات ارتقاء می یابد.
  4. اشتیاق شغلی باعث ایجاد شوق تعهد و انطباق با استراتژی ها و اهداف سازمان می شود.
  5. اعتماد کارکنان را به سازمان افزایش می دهد.
  6. اشتیاق شغلی حس وفاداری در یک محیط رقابتی ایجاد می کند.
  7. اشتیاق شغلی یک محیط کاری پرانرژی را فراهم می کند.
  8. اشتیاق شغلی به رشد کسب و کار کمک می کند.
  9. کارکنانی که اشتیاق بالایی دارند فراتر از انتظار کار می کنند.

ازجمله عوامل تأثیرگذار بر اشتیاق شغلی بحث سبک های رهبری است، بنابراین در ادامه سبک رهبری اصیل به عنوان جدیدترین سبک را مورد بررسی قرار می دهیم.

۲-۱-۲- رهبری اصیل

۲-۱-۲- ۱- تعاریف رهبری

در این جا برخی تعاریف رهبری ارائه می شود. رهبری را این چنین تعریف می کند. «رهبری عبارت است از عمل تاثیرگذاری بر افراد به طوری که از روی میل و علاقه برای هدف های گروهی تلاش کنند». رهبری، قوت اراده رهبر برای تحت تاثیر قراردادن رهروان و برانگیختن اطاعت، احترام، وفاداری و تعاون آن ها است (تری[۵۲]،۱۹۶۰، به نقل از فقهی فرهمند، ۱۳۸۷)

رهبری عبارت از نوع خاصی از رابطه قدرت که به وسیله ادراک عضوگروه مشخص می شود مبنی بر اینکه عضو دیگر حق دارد که با توجه به فعالیت وی به عنوان یکی ازاعضای گروه برای او الگوی رفتاری تعیین کند.(فیدلر[۵۳]،۱۹۹۴، به نقل از مؤمنی، ۱۳۹۰)

ازنظراستاگدیل[۵۴] (۱۹۸۱) « رهبری فراگرد نفوذ و فعالیت های یک گروه سازمان یافته در جهت تعیین هدف و برآوردآنهاست». برنز(۱۹۷۸) رهبری را این چنین تعریف کرد: « آماده ساختن زیردستان برای اهداف مشخصی که نماینده ارزش ها و انگیزه ها، خواسته ها و نیازها و آنان انتظارات رهبران و زیردستان است» (به نقل از مؤمنی، ۱۳۹۰).

شومرهون، هانت واوزبون[۵۵] (۲۰۰۵) رهبری را موردی خاص از تأثیر شخصی فرد بریک گروه با یک فرد می دانند. که آنان را وادار می سازد تا آنچه را که رهبرمی خواهد انجام دهند.به عبارتی رهبری، فرایند نفوذ در فعالیت های یک گروه سازمان یافته در جهت شکل گیری و نیل به اهداف است (به نقل از خلیلی باهر، ۱۳۹۲).

ازنظر سرتین[۵۶] (۱۹۹۰) رهبری درواقع صرفا ناشی ازخصوصیات فردی رهبران نیست و نمی تواند باشد. بلکه شامل خصوصیات روابط بین رهبر و پیروان نیز می باشد. پس رهبری نوعی تبادل اجتماعی است. به رغم تعاریف متعددی که از رهبری ارائه شده همه آنها در چند مورد با هم مشترک هستند.

الف) رهبری یک فرایند دو جانبه است. فرایند رهبری اقتضا می کند که رهبر هم تأثیرگذار بر بیرون و هم تأثیرپذیر از آن ها باشد.

ب) رهبری در داخل یک گروه اتفاق می افتد. رهبری هنراداره کردن خود و دیگران است.

ج) رهبری با تغییر آمیخته است رهبری شامل تأثیرگذاران و تغییر دادن گروهی از افراد که هدف عمومی مشترکی دارند، می شود (به نقل از فقهی فرهمند، ۱۳۸۷).

۲-۱-۲-۲- رویکردها وتئوری های سنتی ونوین رهبری

رویکردها و تئوری های رهبری برای معرفی روش های جدیدی از تفکر شکل گرفته اند که می ­تواند کمکی باشد به محققان در تمرکز برحوزه های مساله دار، کمک در امر تصمیم گیری و مبنایی برای پیش بینی موقعیت هایی که ممکن است مورد استفاده رهبران قرار گیرد (هوی و میسکل[۵۷]، ۲۰۰۸).

جدول شماره ۲-۱:رویکردها وتئوری های سنتی رهبری ومؤلفه ها ی آن

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

رویکرد ارائه دهنده سال ارائه مولفه ها و ویژگی ها
صفات مشخصه رهبری[۵۸] استاگدبل و هوس[۵۹] ۱۹۰۴ تاکید برخصوصیات ونگرش های رهبران؛ اعتقاد به ذاتی بودن امر رهبری و توانایی ها و ویژگی های آن.
رفتار رهبری[۶۰] محققان دانشگاه های آیووا[۶۱]، اوهایو[۶۲]، میشیگان، مک گریگور[۶۳] ۱۹۷۳ تعیین سبک وروش رهبران و شیوه آنان در برخورد با زیردستان، تاکید بر رفتار رهبری؛ ارتباط بین سبک رهبری باقدرت و تمایل زیردستان به پیروی کردن؛ اکتسابی بودن رهبری؛ آموزش افراد درجهت تربیت آنان برای رهبرشدن.
رهبری اقتضایی[۶۴] فیدلر[۶۵] ۱۹۶۷ عملکرد رهبرمتاثراست از میزان کنترل و میزان نفوذ وی ؛ تاکید بر جو محیطی و شرایط گروه؛ تاکید برساختار و موقعیت گروه؛ تاکید بر قدرت ناشی از پست و مقام رهبر.
مسیر – هدف[۶۶] ایوانز[۶۷] هاوس ومیشل[۶۸] ۱۹۷۰-۱۹۷۴ تاکید بر تطبیق رفتارهای رهبر با اقتضائات وضعیتی (شامل ویژگی های کارکنان و ویژگی های محیط کاری)؛ چگونگی نفوذ رهبر بر برداشت های زیردستان از هدف های کاری وشخصی وارتباط میان این دودسته هدف های کاری و شخصی در راستای اثرگذاری بررضایت خاطر کارکنان؛ پذیرش رهبر به وسیله زیردستان وانگیزش برای عملکرد کاری.
رهبری فرمند (کاریزماتیک)[۶۹] وبر[۷۰] – هاوس ۱۹۴۷-۱۹۷۷ تاکید بر رفتار نمادین رهبر؛ پیام های الهام بخش و رویایی؛ ارتباطات غیرکلامی؛ گرایش به ارزش های ایدئولوژیک، تحریک فکری پیروان توسط رهبر؛ ایجاد تغییر در پیروان خود به واسطه تغییر در اهداف، ارزش ها، نیازها، عقاید و آرزوهای آنان.
رهبری مشارکتی[۷۱] وروم ویتون[۷۲] ۱۹۷۳ بیانگررابطه میان رفتاررهبر- زیردستان و میزان مشارکت افراد در تصمیم گیری باتوجه به شرایط مختلف وتوجه به نتایج عملکرد؛ ارائه قوانین درراستای تعیین استراتژی ویژه؛ رعایت مجموعه قوانین ومقررات؛ توجه به شرایط مختلف محیطی.
رهبری وضعیتی هرسی وبلانچارد[۷۳] ۱۹۷۷ درجه کارآیی و اثربخشی هرسبک خاص از رهبری منوط است به وجود اوضاع مناسب با آن؛ انتخاب سبکی سازگار با موقعیت در یک زمان معین.
رهبری تمام عیار[۷۴] باس وآوولیو[۷۵] ۱۹۹۳ الگویی مبتنی بر یک مدل سلسله مراتبی؛ قرارگرفتن کارکرهای رهبری برروی یک دامنه ازفعالیت های منفعل، غیرموثرتافعال؛ در برگیرنده سه نوع سبک رهبری تعامل گرا،تحول گرا وانفعالی / اجتنابی وشامل سه پیامدرفتاری: تلاش بسیار، رهبری اثربخش و رضایت، تبیین بهتر فرایندهای رهبری؛ دیدن اشتباهات و تحریفات توسط رهبر؛ اثربخشی رهبری آن است که به طور منظم هم ازرفتارهای رهبری تحول گرا (نفوذآرمانی، ملاحظات فردی، انگیزش الهام بخش، تحریک ذهنی) و هم ازپاداش مشروط رهبری تعامل گرا استفاده کند.
رهبری راهبردی تایلور ۱۹۶۰ اثرگذاری رهبر برموقعیت مطلوب سازمان وفرهنگ سازمانی؛ تصمیم گیری پر بعد و پر برآیند؛ تصمیمات جهت دار، بلندمدت و بنیادی؛ سازواری سیستم ازطریق توسعه یادگیری سازمانی، نفوذ در حلقه های سازنده و ساختار تعاملی سازمان؛ فراهم کردن زمینه نفوذ بیشتر از طریق اعتمادسازی وتوسعه سرمایه اجتماعی در درون و برون سیستم و توسعه پتانسیل انگیزشی؛ هدایت از طریق سیاست گذاری واجماع برسر محیط جهانی پیچیده، مبهم، غیر قابل اطمینان و فرار؛ تخصص بهینه منابع؛ در نظرگرفتن کلیه تمایلات، تفاوت های شخصیتی، برنامه ها، ذی نفعان سازمان و فرهنگ های مختلف.
رهبری خدمت گزار گرین لیف[۷۶] ۱۹۷۷ برابری رهبر با زیردستان در راستای هدایت آنان؛ برابری تمام اعضای سازمان در حقوق، اطلاعات و چشم اندازهای سازمان؛ نقش رهبر به عنوان تسهیل گر در شکل گیری گروه درسازمان.
رهبری تحول گرا برنز باس[۷۷] ۱۹۷۸-۱۹۸۵ تاکید برخصوصیات اخلاقی و ایده آل های متعالی مانند آزادگی، عدالت، برابری، صلح و انسانیت؛ برانگیختن زیردستان به منظور تلاش بیشتر درجهت دستیابی به اهداف سازمان؛ ارتقای سطح آگاهی زیردستان از اهمیت و ارزش نتایج مشخص؛ واداشتن زیردستان به فراتر رفتن ازمنافع فردی به خاطر تیم،سازمان و نظام؛ ارتقای سطوح نیازهای زیردستان به نیازهای مرتبه بالاتر؛ تاکید بر نفوذ آرمانی، انگیزش الهام بخش، تحریک عقلانی، ملاحظات فردی.
رهبری اصیل مؤسسه رهبری گالوپ ۲۰۰۴ تمرکز بر خود کنترلی وخودآگاهی رهبر و پیروان؛ نقش تعدیل گر مثبت سازمانی و تأکید بر عمل.
رهبری معنوی براون وتروینو ۲۰۰۶ تأکید بر ارزش ها، عقاید و رفتارهای افراد ودادن انگیزه به آن ها.

منابع این جدول: نقل از جعفری، ۱۳۹۱ : ۱۴-۱۷٫

موضوع رهبری یکی ازموضوعات بسیار مهم مباحث مربوط به علم رفتار سازمانی می باشدکه البته از دیرباز و از زمان انسان های اولیه به انحاء مختلف مطرح و مورد عمل قرار گرفته است. درحدود یک صد سال اخیر که نظریات سیستمی در خصوص سازمان ها شکل گرفته است، موضوع رهبری سازمان نیز از موضوعات مهم و قابل توجه بوده که مباحث مختلف وتحقیقات و پژوهش های انجام شده در زمینه رهبری منجر به پیدایش رویکردها وتئوری ها ی سنتی و نوین رهبری را با ذکر مولفه های مهم آنها نشان می دهند.

۲-۱-۲-۳- رهبری خدمت گزار

برای نخستین بارگرین لیف، به عنوان اندیشمند مدیریتی، مفهوم خدمت گزار را درمقاله خود با عنوان خادم به مثابه رهبر، و یک کتاب بعدی خود که مقاله رهبری خدمت گزار: سفری به سوی ماهیت قدرت مشروع و بزرگی رادرخودداشت مطرح کرد. بنا براعتقاد گرین لیف و همکاران و همفکران او، رهبری خدمت گزار ریشه در فراهم کردن خدمت به دیگران دارد و این خدمت از احساس طبیعی، یا تمایل به خدمت او سرچشمه می گیرد (سسیک،۲۰۰۰ ؛ باس[۷۸]،۲۰۰۰).

همچنین، اعتقاد براین است که برخلاف بیشتر مدل های رهبری که در کار مشاهده می شود، سپس درقالب های رفتاری تبیین می شود. رهبری خدمت گزار از درون رهبر می جوشد و از اصول، ارزش ها و عقاید او سرچشمه می گیرد (اینگرام[۷۹]،۷ ،۲۰۰۳، به نقل از فقهی فرهمند، ۱۳۸۷). رهبر از طریق خدمت به دیگران است که می خواهد به اهداف برسد. انگیزش و رفتار رهبری خدمت گزار منحصرا از اصول، ارزش ها و عقاید شخصی وی حاصل می شود..

۲-۱-۲-۴- رهبری اصیل: پاسخی به چالش ها و ابهامات نظریه خدمت گزار

نظریه رهبری خدمت گزار نواقص و نارسایی هایی دارد و این نواقص و نارسایی ها ضرورت ارائه نظریه ای جدید را نشان می دهد. این نظریه جدید نظریه رهبری اصیل است. اندیشمندان آن، آوولیو و گاردنر، با پژوهش بر نظریه های پیشین به خصوص نظریه رهبری خدمت گزار تلاش داشته اند نظریه ای رضایت بخش برای جامعه علمی و مدیران سازمانی ارائه کنند.

۲-۱-۲-۵- پیشینه و خاستگاه رهبری اصیل

ریشه مفهوم اصالت به فلسفه یونان باز می گردد (آوولیو وگاردنر، ۲۰۰۵) و معنای آن «با خود صادق بودن[۸۰]» است (آوولیو وگاردنر، ۲۰۰۵؛ ایلیس و همکاران،۲۰۰۵؛ ایکلی، ۲۰۰۵). منشا این بحث به مسائل فلسفی وروانشناسی مربوط می شود (آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵؛ ایلیس و همکاران، ۲۰۰۵). دو روانشناس انسان گرا، کارل راجرز ومازلو، به مباحث مربوط به اصالت بیشتر پرداخته اند. راجرز ومازلو بر انسان های خود واقع گرا[۸۱] یا کاملا عمل گرا توجه دارند؛ بنابر تعریف این دو، انسان های خود واقع گرا با ماهیت طبیعی خود سازگار هستند و به طورواضح و صحیح، خود و زندگی خود را می­بینند (به نقل از آوولیوو گاردنر،۲۰۰۵). مازلو معتقد است که انسان های خود واقع گرا دارای عقاید محکم اخلاقی هستند (مازلو،۱۹۷۱، ص ۴۳۶). این ایده های روانشناسی انسان گرایانه اندیشه هایی را برای ظهور ایده توسعه رهبری اصیل ایجاد کرد.

۲-۱-۲-۶- رهبری اصیل و توسعه رهبری اصیل[۸۲]

جامعه شناسی و آموزش از اولین حوزه هایی بود که مفهوم «اصالت» در رهبری را به کار بردند. همچنین، جامعه شناسی به نام سیمن[۸۳] مقیاسی را برای اندازه گیری اصالت و عدم اصالت تهیه کرد (برومباگ[۸۴]، ۱۹۷۱). با چند سال تاخیر، هندرسون و هوی[۸۵] در سال ۱۹۸۳ساخت «اصالت» را در رهبری آموزشی به کار بردند و مقیاس سیمن را با تعدیل هایی به کار گرفتند.

با افزایش توجه به دیدگاه های مثبت روانشناسی و اخلاقی در رهبری سازمانی، این مفهوم درسازمان ها نیز به کار گرفته شد. پژوهش های گسترده در مورد دیدگاه های مثبت روانشناسی نشان می دهند که پدیده های (اخلاقی) مثبت سازمانی که به رفاه روانشناسی (کارکنان) منجرمی شود گسترش یافته است. این پدیده متفاوت از مطالعات سنتی است که در پی تنها یک حالت یعنی بهترین شرایط انسانی بودند (کامرون، داتون و کوین، ۲۰۰۳، ص۴، به نقل از مؤمنی،۱۳۹۰).

این حوزه نوظهور و بافت مناظره آشکار درباره اهمیت ویژگی های مثبت عملکرد انسانی همانند تجربه احساسات مثبت، اعتماد به نفس، امیدواری و توفیق به رفاه اجتماعی و روانشناسی گسترش یافته است. در این حوزه و بافت، بحث های نظری اخیر در مورد پایه های اخلاقی و انسانی رهبری سازمانی شکل گرفت و رویکردهای رهبری (با دیدگاه های اخلاقی) مثبت به وجود آمدند (لوتانز و آوولیو،۲۰۰۸ ، می و همکاران،۲۰۱۱). نتیجه این تلاش های موزون و هم راستا مفهوم رهبری اصیل است که بنا به اعتقادی، مفهوم ریشه ای برای رویکردهای رهبری (بادیدگاه های اخلاقی) مثبت همانند رهبری کاریزما، اخلاقی و تحول گرا و خدمت گزار است (آوولیو و گاردنر،۲۰۰۵)

ریشه های مفهومی رهبری اصیل با تعریف متداول امروزی آن را می توان در کار لوتانز و آوولیو یافت. این دو پژوهشگر به هنگام تحقیق در مورد توسعه رهبری اصیل بر روانشناسی مثبت و دیدگاه های مثبت تاکید داشتند.

پژوهش های بعدی وارد حوزه سازمانی شد. از جمله کامل ترین تعریفی که از رهبری اصیل در سازمان ارائه شد، تحقیق آوولیو، لوتانزو والومبوآ[۸۶] است. این سه محقق (۲۰۰۴، ص۴) رهبر اصیل را این چنین تعریف می­ کنند: رهبر اصیل آگاهی عمیقی نسبت به طرز تفکر و رفتار خود دارد و از ارزش­ها دیدگاه­ های اخلاقی، دانش و نقاط قوت خود و دیگران آگاه است؛ از بافتی که در آن فعالیت می­ کنند آگاه است؛ و اعتماد به نفس دارد، امیدوار، خوش بین و انعطاف پذیر است و خصوصیات اخلاقی بسیار خوبی دارد.

در ادامه پژوهشگران تلاش کردند تا تعریف اصیل را ارتقاء دهند. اما در نهایت همین تعریف مبنای نظریه رهبری اصیل قرار گرفت. در تعریف رهبری اصیل تلاش شده است تا این ساخت چند بعدی و چند سطحی باشد؛ به این معنا که عناصر حوزه های متفاوت را همچون ویژگی­های درونی، حالت ها، رفتارها، بافت ها و ویژگی ها داشته باشد. همچنین، سطح های متفاوت را – سطح فردی، تیمی و سازمانی- شامل شود (آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵؛ یا مارینو و همکاران، ۲۰۰۸). به دلیل درنظرگرفتن چند بعد و چند سطح این است که اندیشمندان سعی داشته اند تعریفی جامع وکامل ارائه دهند که پیچیدگی های پدیده را در بر گیرد (آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵؛ یا مارینو و همکاران، ۲۰۰۸) همانند بافتی که رهبری اصیل درآن فعالیت دارد (باس، ۱۹۹۰؛ راست[۸۷]، ۱۹۹۱؛ یوکل[۸۸]، ۲۰۰۲). زیرا معتقد بودند که رهبری اصیل در بافت سازمانی بسیار متعالی به وجود می آید و رشد می کند (آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵؛ ایلیس و همکاران، ۲۰۰۵). لازم به ذکراست آنچه به عنوان هسته رهبری اصیل مورد توجه است خودآگاهی و خودتنظیمی متمرکز باشد (آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵؛ ایلیس و همکاران، ۲۰۰۵).

شمیرو ایلام (۲۰۰۵) نیز رهبری اصیل را تا حدودی به طورمشابه تعریف کردند؛ نکته جالب در تعریف آنان تأکید این دو اندیشمند بر بداعت رهبر است به این معنا که رهبر اصیل کپی رهبران پیشین نیست، دیدگاه های فردی خاص خود را دارد و بر ارزش های خود پایبند است. اما آوولیو و گاردنر بر دیدگاه های اخلاقی تأکید بیشتری دارند (آوولیو و گاردنر،۲۰۰۵، ص۳۲۲-۳۲۳).

شمیرو ایلام (۲۰۰۵) و گاردنر و همکاران (۲۰۰۵) به هنگام بحث در مورد خودآگاهی و خودتنظیمی کارکنان، بر فرایندهای درونی کارکنان تأکید دارند اما آوولیو و گاردنر (۲۰۰۵) معتقدند که خودآگاهی و خودتنظیمی رهبراست که تعیین کننده عناصر خودآگاهی و خودتنظیمی کارکنان است. به عبارت دیگر، خودآگاهی و خودتنظیمی کارکنان را وابسته به شخصیت و حالت ها و رفتارهای رهبر می دانند. نکته دیگردر مورد تمایز دیدگاه شمیر و ایلام با دیدگاه آوولیو و گاردنر این است که شمیر و ایلام به بحث توسعه رهبران اصیل می ­پردازد اما تمرکز بیشتر آوولیو وگاردنر بر توسعه رهبری اصیل است و معتقد هستند کار ایشان مشکل تر است زیرا بحث توسعه رهبری اصیل شامل توسعه روابط اصیل بین رهبران وکارکنان است که فرایندهای پیچیده ای را در بر می گیرد.

نکته مهم دیگر این است که با یک برنامه آموزشی نمی توان به فرایند توسعه رهبری اصیل دست یافت؛ اندیشمندان این حوزه معتقد هستند که این برنامه گسترده تر از یک برنامه آموزشی است، و به کل برنامه زندگی فرد مربوط است (آوولیو، ۲۰۰۵، آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵؛ شمیر و ایلام، ۲۰۰۵). در ادامه به تبیین نظریه رهبری اصیل از دیدگاه آوولیو و گاردنر می پردازیم.

از مباحث فوق این نتیجه به دست می آید که تعاریف متفاوتی برای اصالت رهبرعنوان شده است اما تعریف آوولیو و همکاران اساس تعریف رهبراصیل قرارگرفته است. همچنین، آوولیو و گاردنر بحث نظریه رهبری اصیل را برای نخستین بار مطرح کرده اند. این دو پژوهشگر بر خلاف دیگر پژوهشگران این حوزه، بر بحث «وجود» یعنی ابعاد خودآگاهی و خودتنظیمی متمرکز شده اند و همان طور که دربخش نقد درونی رهبری خدمت گزار عنوان شد، «وجود» علت اصلی رفتارهای انسان و متعاقبا رهبر است. همچنین، رهبری را فراتر از بحث رشد و تعالی خود رهبر می دانند و روابط رهبر اصیل و پیروان او را نیز مدنظر قرارداده اند.

۲-۱-۲-۷- نظریه رهبری اصیل

با بحران اخلاق در مدیریت، ضرورت طرح نظریه ای جدید مطرح شده است که بتواند معضلات مدیریت را بر طرف کند. بر این اساس، در سال ۲۰۰۴، نظریه رهبری اصیل دریک کار تیمی توسط آوولیو و گاردنر در مؤسسه رهبری گالوپ [۸۹] ازدانشگاه نبراسکا- لینکولن مطرح شد. پس ازتحقیق بر ۸۰ مقاله در مورد رهبری و بررسی نقاط قوت وضعف آن ها، نظریه رهبری اصیل مطرح شد و در اختیار پژوهشگران و کارشناسان و مدیران قرار گرفت. تمایز اصلی این نظریه با دیگر نظریه های اخیر در زمینه رهبری این است که این نظریه برچالش جوامع امروزی یعنی مسائل اخلاقی، عدم اطمینان و تغییرهای پیوسته تمرکز کرده است. همچنین، تئوری رهبری اصیل کلی تراست و برپایه یک کارمیدانی قراردارد (آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵، ص ۳۱۶؛ تور و آفوری[۹۰]، ۲۰۰۸؛ یامارینو[۹۱] و همکاران، ۲۰۰۸).

ارزش های فی نفسه برتر[۹۲] (یعنی ارزش های جهان شمول همانند عدالت اجتماعی، برابری، روشن فکری، ارزش های نیک خواهی همانند صداقت، وفاداری، مسئولیت پذیری) و عواطف مثبت معطوف به دیگران[۹۳] (یعنی سپاسگزاری، حسن نیت، قدردانی و توجه به دیگران ) نقش اساسی را در ظهور و رشد نظریه رهبری اصیل ایفا می کنند (آوولیو و گاردنر،۲۰۰۵، ص۳۱۸).

۲-۱-۲-۸- مؤلفه های رهبری اصیل

۱- خودآگاهی: این مؤلفه به عنوان آگاهی یا اعتماد به شخصیت، ارزش ها، انگیزه ها، احساسات و ادراکات شخصی آنها تعریف می شود. رهبران خودآگاه، ضعف ها و قوت های خود را می شناسند، می­دانند که چگونه رفتارشان، دیگران را تحت تاثیر قرار می دهد، خودشان را می شناسند و می دانند خواهان چه هستند.

۲- جنبه اخلاقی درونی شده: بیان کننده یک فرایند خود کنترلی است که به موجب آن رهبران، ارزش­هایشان را با اهداف و فعالیتهایشان تطبیق می دهند. رهبران اصیل در مقابل فشارهای خارجی که بر خلاف استانداردهای اخلاقیشان است از طریق فرایند کنترل درونی مقاومت می کنند.

۳- پردازش متوازن: میزانی است که در آن رهبر، اطلاعات را قبل از تصمیم گیری تحلیل می کند و خواستار دیدگاه هایی ازسوی پیروان است که موضع گیری های او را مورد چالش قرار می دهد. در واقع رهبران اصیل توانایی شنیدن، تفسیرکردن و پردازش اطلاعات مثبت و منفی را قبل از تصمیم گیری و اتخاذ هر اقدامی دارند.

۴- شفافیت رابطه­ای: میزانی است که رهبر اصالت خود را به دیگران نشان می دهد، اطلاعات را با دیگران تسهیم می کند وافکارو احساسات واقعی خود را ابراز می کند. یک رهبر اصیل باید به انتقال این اطلاعات در یک حالت باز و صادق به دیگران از طریق خود افشاسازی حقیقی بپردازد. (میرمحمدی، رحیمیان، جلالی خان آبادی، ۱۳۹۱).

۲-۱-۲-۹- اجزای رهبری اصیل

آوولیو و گاردنر با تکیه برعلم تجربی «خود» و متعاقب آن فرایند توسعه فردی (رهبر و کارکنان) را شناسایی و تبیین کرده اند. این دو محقق با پژوهش بر ۸۰ مقاله رهبری مشابه، متغییرهای تجربی را برای شناسایی فرایند توسعه فردی ارائه کرده اند (آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵).

همچنین، بنا بر اعتقاد آوولیو و گاردنر، تحقق فرایند توسعه فردی نیازمند پشتوانه های اخلاقی است تا از هرگونه انحراف و نقصانی جلوگیری شود و آن ها را تحت عنوان “سرمایه های مثبت روانشناسی” و “دیدگاه های مثبت اخلاقی ” معرفی می­ کنند (آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵). از این رو، با تکیه بر علم تجربی و پشتوانه های اخلاقی، فرایند توسعه فردی رهبرشکل می گیرد: درون رهبر ارزش­های فطری متعالی وجود دارد (که همان سرمایه مثبت روانشناسی رهبر و دیدگاه های مثبت اخلاقی است) و رشد و تعالی یافته است (می و همکاران، ۲۰۱۱؛ آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵؛ ایگلی، ۲۰۰۵؛ براون و تروینو، ۲۰۰۶). رهبر با شناخت این ارزش ها و با پشتوانه آن ها، خود را می شناسد که به آن خودآگاهی می گویند (آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵؛ ایگلی، ۲۰۰۵؛ براون و تروینو، ۲۰۰۶) و بر اساس آن، معیارهای درونی را برای تنظیم رفتار خود تعریف و تبیین می کند و این امرخود تنظیمی نام دارد (آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵؛ شمیر و ایلام، ۲۰۰۵؛ تور و آفوری، ۲۰۰۸). سپس با تکیه بر این دو بعد، رفتار و فرآیندهای رهبری را شکل می دهد و اجرا می کند (آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵؛ ایگلی، ۲۰۰۵؛ براون و تروینو، ۲۰۰۶ و تور و آفوری، ۲۰۰۸). بر این اساس، رهبر الگویی متعالی و رشد یافته برای پیروان است و پیروان برای رشد و تعالی درفرآیند توسعه فردی خویش و متعاقب آن عملکرد خود باید به او اقتدا کنند (آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵؛ ایگلی، ۲۰۰۵؛ براون و تروینو، ۲۰۰۶). این ارتباط و وابستگی بین رشد و تعالی رهبر و پیروان برای نخستین بار در نظریه رهبری اصیل عنوان شده است. در نهایت نیز نظریه رهبری اصیل عنوان می کند که چنین رهبر و کارکنانی سازمان را به عملکردی پایدار و بدون نقص می رسانند که فراتر از هر انتظاری است.

از توضیحات فوق، مشخص می شود که این نظریه بر ارزش ها و عناصراخلاقی توجه فراوان دارد. همچنین پایه نظریه رهبری اصیل «رهبر» است؛ در نظریه رهبری اصیل پایه و اساس رفتار رهبر «خود» رهبر است. به عبارت دیگر، هسته رهبری اصیل خود آگاهی و خودتنظیمی رهبر است (آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵؛ ایگلی، ۲۰۰۵؛ براون و تروینو، ۲۰۰۶).

در ادامه هر یک از عناصر به طور مجزا توضیح داده می شود:

۱- سرمایه مثبت روانشناسی[۹۴]

آوولیو و گاردنر عنوان می کنند که سرمایه مثبت روانشناسی حالت های مثبت روانشناسی همانند اعتماد به نفس، امیدواری، خوش بینی و انعطاف پذیری هستند که درون فرد به طور ذاتی وفطری وجود دارند (آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵). این ویژگی ها منابع فردی در رهبری اصیل هستند. زمانی که با بافت مثبت سازمانی همراه می شوند، رفتارهای خودآگاهی و رفتارهای خود تنظیمی را رشد و بهبود می دهند (این صفات ارزش های فی نفسه برترهستند که همان طورکه در بخش قبل ذکر شد، در ذات انسان وجود دارند). سرمایه های روانشناسی نقش اساسی در توسعه و رشد افراد، تیم ها و جوامع دارند (لوتانز، ۲۰۰۲، ۲۰۰۲؛ لوتانز و آوولیو، ۲۰۰۳؛ سلیگمن[۹۵]، ۲۰۰۲؛ سلیگمن، سیکزنتمیهالی[۹۶]، ۲۰۰۰؛ اسنایدر و لوپز[۹۷]، ۲۰۰۲؛ به نقل از آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵).

۲- دیدگاه مثبت اخلاقی[۹۸]

عامل مهم دیگر در رهبری اصیل دیدگاه مثبت اخلاقی است (لوتانز و آوولیو، ۲۰۰۳؛ می و همکاران، ۲۰۰۳). دیدگاه، مثبت اخلاقی[۹۹] می شود و رهبر باید این عوامل اخلاقی را داشته باشد تا بتواند رهبری اصیل باشد. بنابر دیدگاه آوولیو و گاردنر، این دیدگاه نیز همانند سرمایه های روانشناسی ذاتی و فطری هستند. این عوامل سرمایه های اخلاقی رهبر اصیل هستند و در فرایند تصمیم گیری به رهبرکمک می کنند تا به تصمیم های واضح و اخلاقی توفیق یابد همانند شجاعت، انعطاف پذیری و تأثیر گذاری. این نکته قابل ذکر است که ظرفیت های اخلاقی و روانشناسی مدنظر است که عملیاتی باشند تا بتوانند در فرایند تصمیم گیری به رهبر اصیل کمک کنند(این صفات عواطف مثبت معطوف به دیگران هستند).

بنا به اعتقاد آوولیو و گاردنر (۲۰۰۵)، این دو بعد ویژگی های ذاتی و درونی رهبری اصیل هستند که به دیگر ابعاد رهبری اصیل منتهی می شوند.

۳- خودآگاهی رهبر[۱۰۰]

پایه رهبری اصیل و نقطه شروع رهبری اصیل خود آگاهی است (ایلیز و همکاران، ۲۰۰۵؛ شمیر و ایلام، ۲۰۰۵)

خودآگاهی یعنی آگاهی از وجود خود[۱۰۱] و آن وجود داخل بافتی شکل می گیرد که در آن برای مدتی آن «خود» کار و فعالیت می کند. خودآگاهی فرآیندی نوظهور[۱۰۲] است که فرد پیوسته استعدادها، توانمندی ها، اهداف و.. را درک می کند.

مؤلفه های خودآگاهی عبارتند از:

  1. ارزش ها[۱۰۳]
  2. شناخت در مورد هویت[۱۰۴]
  3. عواطف[۱۰۵]
  4. اهداف / انگیزه ها[۱۰۶]

تاکنون تمرکز بیشتر بر ارزش ها، شناخت ها و عواطف بوده است زیرا در ادبیات نظری تعریف بیشتری در مورد این مؤلفه ها وجود دارد.

۴- خودتنظیمی رهبر[۱۰۷]

در رهبری اصیل خودتنظیمی این گونه تعریف می شود: خودتنظیمی فرآیندی است که از طریق آن رهبران اصیل ارزش های خود را با اهداف و عملکردهایشان تنظیم می کنند. به طور دقیق تر، در فرایند خود تنظیمی، رهبران خودهای اصیل خود را به زیردستان خود منتقل می کنند. در رهبری اصیل توفیق به این فرایند ملزم به داشتن شرایط زیراست (استاجکویک و لوتانز[۱۰۸] ،۱۹۹۸، به نقل از آوولیو و همکاران، ۲۰۰۵).

  1. تنظیم استانداردهای درونی/ از درون هدایت شده (که به صورت فرموله شده و تدوین شده (درون فرد) وجود دارند یا به وجود می آیند).
  2. ارزیابی اختلاف بین استانداردها و نتایج واقعی یا مورد انتظار.
  3. مشخص کردن فعالیت های برنامه ریزی شده و مورد نظر برای بر طرف کردن اختلاف ها.

برای محقق شدن خود تنظیمی دو شرط بیان شده است (دسی و رایان، ۲۰۰۰، به نقل از آوولیو و همکاران، ۲۰۰۵ ).

  1. اصالت[۱۰۹]در رهبری زمانی محقق می شودکه فرآیندهای تنظیمی از درون هدایت شوند نه از طریق استانداردها و فرآیندهای بیرونی.
  2. اصالت رهبری شامل فرایند غیرمتعصبانه[۱۱۰]و متعادل[۱۱۱] ، اصالت و وضوح (صراحت) ارتباطی[۱۱۲] و رفتارهای اصیل است.

۵- رفتارها/ فرآیندهای رهبر

منظور رفتارها و فرآیندهایی از طریق آن ها رهبر بر پیروان خود تأثیر می گذارد. به عبارت دیگر، رفتارهایی است که رهبر را به عنوان الگو برای زیردستان معرفی می کند. رفتارهای زیر به عنوان رفتارهای اصیل برای رهبری پیشنهاد شده است: فرآیندهای شناسایی اجتماعی و فردی رهبر که به وسیله آن زیردستان با رهبران اصیل و ارزش های آن ها آشنا می شوند (گاردنر و همکاران، ۲۰۰۴؛ آوولیو و همکاران، ۲۰۰۴؛ گاردنر، ۲۰۰۵و ایلیز و همکاران، ۲۰۰۵؛ به نقل از آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵)، مدل سازی مثبت (شامل فرایند خودآگاهی و خودتنظیمی، حالت های مثبت روانشناسی و یا دیدگاه مثبت اخلاقی است) که مکانیزمی اساسی است که به وسیله آن رهبران اصیل زیردستان خود را تحت تأثیر قرارمی دهند و آن هارا رشد می دهند، افکار عاطفی و تعاملات مثبت اجتماعی که رهبران اصیل بین خود و زیردستان ایجاد می کنند.

آوولیو و گاردنر معتقد هستند که اگراین عوامل وجود نداشته باشند تنها چیزی که باقی می ماند نقش های اصیل و زیردستان است نه خود واقعی آن ها.

در نهایت، تمام این پنج فرایند، رهبری را به رهبری اصیل تبدیل می کند. اما تفاوتی که این نظریه با نظریه های پیشین خود دارد توجه به پیروان رهبر و بافت و شرایط محیطی است.

درادامه به این مباحث می پردازیم:

  • خودآگاهی و خودتنظیمی پیروان

ارزش ها، هویت و عواطف خود را می شناسند و رفتارشان را تنظیم می کنندو به اهدافی توفیق می یابند که مدنظر و موافق با اهداف رهبران ایشان است. از این رو انتظار می رود که پیروان عقاید و باورهای مورد حمایت رهبررا درونی کنند. این نظریه مطرح می کند که خود واقعی و ممکن پیروان در این صورت رشد و بهبود می یابد (آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵).

  • بافت سازمانی

ازآن جایی که تمام تعاملات رهبری در بافتی پویا و نوظهور رخ می دهد[۱۱۳]، مهم است که پژوهشگران بافت را در پیش بینی های اثربخشی و توسعه رهبری، در نظر بگیرند (آوولیو، ۲۰۰۵؛ دی[۱۱۴]، ۲۰۰۰؛ هاوس و آدیتا[۱۱۵]؛ ۱۹۹۷؛ لاندن[۱۱۶]، ۲۰۰۲؛ به نقل از آوولیو و گاردنر،۲۰۰۵). با در نظر گرفتن بافت سازمانی به عنوان نقش تعدیل گر در ارتباط عملکرد و رهبری اصیل (گاردنر و همکاران، ۲۰۰۵؛ لوتانز و آوولیو، ۲۰۰۳؛ به نقل از آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵)، این فرصت فراهم می شود تا رهبری اصیل دربافت پایدار و منسجم شود (بافت از دیدگاه آوولیو و گاردنر (محیط و شرایط) متنوع است که حاصل ناآرامی، عدم اطمینان و چالش می باشد).

این شرایط می تواند رهبری اصیل خلق کند.

بافت چهار مؤلفه دارد: عدم اطمینان، فراگیری، اخلاق و پایه های مثبت. (به این معنا که در محیط اصیل، جو/ فرهنگی فراگیر در شرایطی بدون اطمینان وجود دارد که بر اصول اخلاقی و مثبت پایه گذاری می شود) (آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵). این شرایط مستقیما به خودآگاهی رهبر و زیردستان او بر می گردد.

برای رهبری اصیل و ایجاد اصالت، نیازمند محیطی هستیم که درآن دستیابی به اطلاعات، منابع و حمایت و فرصت برابر یادگیری برای همه فراهم باشد و رهبران و کارکنان را توانمندو توانا سازد تا کارهای خود را با اثربخشی بیشتری انجام دهند. برای این منظور، رهبراصیل باید جو سازمانی کاملی را بهبود و ارتقاء دهد که خود و زیردستان اوپیوسته رشد و تعالی یابند(گاردنر و همکاران، ۲۰۰۵؛ لوتانز و آوولیو، ۲۰۰۳؛ به نقل از آوولیووگاردنر، ۲۰۰۵). این بعد نیز به نوبه خود قطعا متأثر از بافت محیطی دیگری نسبت به آن است که برای ظهور بحث رهبراصیل وتوسعه رهبری اصیل قضیه­ای مقدم و اساسی فرض می شود (منظور شرایط جامعه و دنیا است که حاکم بر سازمان ها و انسان ها می باشد).

  • هدف نظریه رهبری اصیل: عملکردی پایدار و تمام عیار و فراتر از انتظارات

هدف نظریه رهبری اصیل دستیابی به عملکرد پایدار و تمام عیار وفراتراز انتظارات[۱۱۷] و رشد عملکرد پایدار است. تعاریف مختلفی ازعملکرد پایدار و تمام عیار در حوزه رهبری اصیل شده است (به طور مثال واتسون، ۲۰۰۳؛ بیر،۲۰۰۱؛ وابرتس و داولینگ، ۲۰۰۲؛ به نقل از آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵). اما تعریف آوولیو و گاردنر (۲۰۰۵) جدیدترین و در برگیرنده تمام تعاریف است. بنا بر تعریف این دو محقق، عملکرد پایدار و تمام عیار شامل دانش ضمنی[۱۱۸] و منابع غیرمحسوس غیرمالی[۱۱۹] است. این موارد در برگیرنده سرمایه روانشناسی و اجتماعی و انسانی است و مشخص می کند چگونه سازمان به طور اصولی حرکت کند.

رشد عملکرد پایدار نیز رشدی حقیقی و منسجم و یکپارچه[۱۲۰] است که با توجه به معیارهای متنوع عنوان شده که عناصراصلی عملکرد سازمانی هستند محقق می شود.

مفهوم دیگری که در این تعریف عنوان شده است عملکرد فراتر از انتظارات است. این عبارت از تحقیق مفهومی باس (۱۹۸۵) در مورد رهبری تحول گرا گرفته شده است. برای دستیابی به عملکردی فراتراز انتظارات باید عملکردی را هدف قرار داد که تمام عملکردهای مدل های پیش از خود را شامل شود و فراتر از آن ها برود.

  • اصل پایه ای در نظریه رهبری اصیل

بنا بر دیگاه آوولیو و گاردنر، نظریه رهبری اصیل بر پایه اصلی قرارگرفته است که ارتباط اصلی را در فرایند رهبری اصیل نشان می دهد. آوولیو و گاردنر معتقدند که فرایند توسعه فردی که مجموعه خودآگاهی و خودتنظیمی است، عامل اساسی برای رفتار فرد است. به عبارت دیگر، فرایند توسعه فردی رفتار انسان را شکل می دهد. از این رو، فرایند توسعه فردی یا همان خودآگاهی و خود تنظیمی به هر نحوی شکل بگیرد رفتار انسان نیز متعاقب آن بر همان اساس بروز می کند.

رفتارها و عملکرد انسانفرآیند توسعه فردی:

 

خودآگاهی

خودتنظیمی

شکل ۲-۳: اصل پایه ای درنظریه رهبری اصیل

برهمین اساس و با توجه به اجزای دیگررهبری اصیل مدل رهبری اصیل به دست می آید.

برتری های درونی و رفتاری رهبر

سرمایه های فطری اخلاقی و روانشناسی

خودآگاهی و خودتنظیمی

فرایند توسعه فردی رهبر

رفتار و فرآیندهای رهبر

سرمایه های فطری اخلاقی و روانشناسی

خودآگاهی و خودتنظیمی

فرایند توسعه فردی پیروان

رفتار و عملکرد پیروان

شکل ۲-۴: مدل مفهومی رهبری اصیل

  • شایسته سالاری و مقبولیت رهبرازسوی جامعه

از مباحث فوق این نتیجه حاصل شد که منشأ نظریه رهبری اصیل فرایند توسعه فردی رهبر (خودآگاهی و خود تنظیمی) است. رهبر فردی است که در این دو بعد به کمال رسیده است زیرا رهبر با پشتوانه سرمایه اخلاقی و فطری که در خود به طور تمام و کمال به عینیت رسانیده است، توانسته خود را به طورکامل بشناسد و به استعدادهای درونی خود دست یابد. از این رو شایسته و لایق تابعیت است. دیگران نیز در فرایند توسعه فردی خود (خود آگاهی و خود تنظیمی) باید به او اقتدا کنند و او را سرمشق و الگو قرار دهند تا در نهایت تلاش و عملکرد گروه، تیم و یا سازمانی که تحت رهبری و هدایت رهبری اصیل است به بهترین نتیجه منتهی شود.

این مباحث نشان می دهد که نظریه رهبری اصیل مبتنی بر شایسته سالاری است و هرفردی که در فرایند توسعه فردی به تعالی رسیده است و در این فرایند از همه برتر باشد لایق رهبری است و برای دستیابی به بهترین عملکرد و نتیجه، افراد نیز باید از او تبعیت کنند و ازآن فراتر، در فرایند توسعه فردی خود باید رهبر را الگو قرار دهند و از او پیروی کنند.

اما از طرف دیگر، برای جلوگیری از استبداد و خودرأیی مطلق، این نظریه پیشنهاد می کند که در مواردی که تفاوت های ارزشی مشخص و اثرگذار است، رهبربرای ارزش گذاری از مذاکره استفاده کند (ایگلی، ۲۰۰۵). به عبارت دیگر، رهبردر فرایند رهبری از دیدگاه ها و نظرات دیگران نیز باید بهره بگیرد و از نظر اجماع پیروی کند. بنابراین، در نظریه رهبری اصیل، هر چند بحث شایسته سالاری حکم فرما است و رهبر برترین فردی است که در فرایند توسعه فردی به کمال رسیده و دیگران موظف به اطاعت و پیروی رضایتمند دیگران و جلوگیری از استبداد، رهبر از آراء و نظرات آنان نیز استفاده می کند. البته این نکته را نیز می توان نتیجه گرفت که این جلب رضایت وآراء افراد محدود است و اولویت با نظر و دیدگاه رهبراست زیرا او است که در فرایند توسعه فردی به کمال رسیده است و بهتر از دیگران درستی و نادرستی را تشخیص می دهد و عالم تراست.

با توجه به مباحث این بخش این مهم حاصل می شود که در نظریه رهبری اصیل ملاک واقعی شایسته سالاری است اما برای تحقق این نظریه نیازمند مقبولیت از جانب افراد نیز است (مؤمنی، ۱۳۹۰: ۶۵-۴۶).

از جمله عوامل مؤثر در ارتباط اشتیاق شغلی و رهبری اصیل، که به عنوان نقش واسطه ای عمل می کند، سرمایه روانشناختی است که در ادامه به آن پرداخته می شود.

۲-۱-۳- سرمایه­ روانشناختی

روانشناسی مثبت­نگر رشته تازه­ای در روانشناسی است. روانشناسی مثبت­نگر در اواخر دهه ۱۹۹۰ بر پا شده و تمرکز آن بیشتر بر قدرت­ها و توانایی­های فرد است تا جستجو در ضعف­ها و نقص­های او (حسینی­قمی، ۱۳۹۰).

روانشناسی مثبت­­نگر به عنوان رویکردی تازه در روانشناسی، بر فهم و تشریح شادمانی و احساس ذهنی بهزیستی و همچنین پیش ­بینی دقیق عواملی که بر آنها مؤثرند، تمرکز دارد. این رویکرد از منظری مثبت­گرایانه با ارتقای احساس ذهنی بهزیستی و شادمانی، در عوض درمان نواقص و اختلالات سرو کار دارد. بنابراین، روانشناسی مثبت­نگر تکمیل کننده روانشناسی بالینی سنتی است. فهم، درک و شفاف­سازی شادمانی و احساس ذهنی بهزیستی، موضوع محوری روانشناسی مثبت نگر است (سلیگمن و همکاران[۱۲۱]، ۲۰۰۵).

موضوع اصلی روانشناسی مثبت­نگر، تحقیق کردن درباره تجربیات ذهنی مثبت مانند: بهروزی، خشنودی، رضایت خاطر، لذت، امید، خوش­بینی، روانی، شایستگی، عشق، عشق به کار، جرأت، پشتکار، خودمختاری، مهارت میان فردی، استعداد، خلاقیت، ابتکار، دوراندیشی، خرد، مسئولیت میان فردی، نوع­دوستی، وجدان­ کاری و پرورش دیگران است (حسینی­قمی، ۱۳۹۰).

یکی از مهمترین متغیرهایی روانشناسی مثبت­گرا، سرمایه روانشناختی می­باشد. در ادامه این متغیر و مؤلفه ­های آن معرفی شده ­اند.

سرمایه روانشناختی عبارت است از مجموعه ­ای از صفات و توانمندی­های مثبت افراد و سازمان­ها که می ­تواند مانند یک منبع قوی در رشد و ارتقاء فرد و سازمان نقش داشته باشد. امیدواری، خوش­بینی، خودکارآمدی و استقامت (تاب­آوری یا انعطاف­پذیری) مؤلفه ­های سرمایه روانشناختی هستند. امیدواری حالتی انگیزشی است و سه مؤلفه عاملیت، طرح و هدف دارد. خوش بینی اسناد درونی بالنسبه ثابت و کلی در مورد حوادث مثبت است. خودکارآمدی به معنی اطمینان داشتن به توانایی­های مورد نیاز در دستیابی به موفقیت و باور به داشتن قدرت در غلبه بر تکالیف چالش­انگیز است و تاب­آوری را ظرفیت روانی مثبت برای برگشت، جهش از مصیبت و تغییر مثبت در جهت پیشرفت تعریف کرده ­اند که فرد را برای پذیرش مسئولیت آماده می کند (علی پور و همکاران، ۱۳۹۲).

در واقع، لوتانز و همکارانش در توسعه چارچوب رفتار سازمانی مثبت­گرا در سازمان­ها، سرمایه روانشناختی مثبت­گرا را به عنوان یک عامل ترکیبی و منبع مزیت رقابتی سازمان­ها مطرح کرده ­اند. آن ها بر این باورند که سرمایه روانشناختی، با تکیه بر متغیرهای روانشناختی مثبت گرایی همچون: امیدواری، خوش بینی، تاب­آوری و خودکارآمدی منجر به ارتقای ارزش سرمایه انسانی(دانش و مهارت­ های افراد) و سرمایه اجتماعی( شبکه روابط میان آنها) در سازمان می­ شود. بنا براین، سرمایه روانشناختی، از متغیرهای روا نشناختی مثبت گرایی تشکیل شده است که قابل اندازه ­گیری، توسعه و پرورش هستند و امکان اعمال مدیریت بر آنها وجود دارد (سیماراصل و فیاضی، ۱۳۸۸).

در سال­های اخیر، پژوهش­های تجربی فراوانی در زمینه تأثیرهای سرمایه روانشناختی بر متغیرهای سازمانی مانند: رضایت شغلی، عملکرد و تعهد سازمانی صورت گرفته است. نتایج این پژوهش­ها نشان از آن دارد که رابطه معنی­داری میان سرمایه روانشناختی و این متغیرهای سازمانی وجود دارد. نکته جالب توجه آن است که همبستگی میان سرمایه روانشناختی با هر یک از متغیرهای سازمانی، قوی­تر از همبستگی میان تک تک اجزای تشکیل دهنده سرمایه روانشناختی (امیدواری، خوش بینی، خودکارآمدی و تاب­آوری) و متغیرهای سازمانی است و این بدان معنا است که سرمایه روانشناختی دارای اثری هم افزاینده است. در مجموع، در مقوله رفتار سازمانی مثبت­گرا، سرمایه روانشناختی به مثابه درون دادی در نظر گرفته می شود که برون داد آن، سطح عملکرد سازمان است. لوتانز و همکارانش با پژوهش­هایی که در این زمینه انجام داده اند، به این نتیجه رسیده ­اند که می­توان با تقویت سرمایه روانشناختی در سازمان، عملکرد آن را دست کم تا ۱۰ در صد ارتقا داد (لوتانز و اولیو[۱۲۲]، ۲۰۰۷).

لوتانز و همکاران(۲۰۰۶) معتقدند که سرمایه­ روانشناختى فراتر از سرمایه­ انسانى و سرمایه­ اجتماعى است و به طور مستقیم با اینکه “شما که هستید” و مهم تر اینکه “شما که خواهید شد” مرتبط است. بحث تئورى منابع روانشناختى هابفل[۱۲۳] (۲۰۰۲) بیان مى­کند که بسیارى از سازه­هاى روانشناختى به عنوان شاخص­هاى سازه­هاى محورى گسترده تر یا “منابع روانشناختى”، بهتر درک مى شوند. در این رابطه، منبع مشترک اساسى بین این چهار قابلیت، یک “تلاش کارگزارى مثبت” است. که نشان دهنده­ تمایل افراد براى اقدام بر محیط به عنوان کارگزار، بر پایه ارزیابى­هاى مثبت فردى از موقعیت مى­باشد. آنچه در اینجا مهم مى­نماید، تمایز قائل شدن بین سرمایه روانشناختى و احساسات مقطعى است. سرمایه روانشناختى برخلاف احساسات مثبت، دوره زمانى طولانى­ترى دارد و احتمالاً در طول زمان، کمتر تغییر مى­کند. همچنین، سرمایه روانشناختى را مى­توان در رابطه با هر دو شرایط خاص و عمومى، مفهوم­پردازی کرد. در حالى که احساسات مثبت، نوعاً مربوط به برخى از “شرایط معنادار شخصى” هستند. اجزاى سرمایه روانشناختى، منابعى شخصى شامل منابع ذهنى، اجتماعى و روانشناختى را شکل مى­دهند که به نوبه خود به حالتى از سلامت کارى مانند عجین شدن شغلى منجر مى شود (به نقل از کریمی­ مزیدی و همکاران، ۱۳۹۱).

نتایج پژوهش­های انجام شده در زمینه رفتار سازمانی مثبت گرا حاکی از آن است که ظرفیت های روانشناختی از قبیل: امیدواری، تاب آوری، خوش بینی و خودکارآمدی، در کنار هم، عاملی را با عنوان «سرمایه روانشناختی» تشکیل می­ دهند. به عبارت دیگر، برخی متغیرهای روانشناختی، از قبیل:

  • امیدواری، تاب آوری، خوش بینی و خودکارآمدی، در مجموع یک منبع یا عامل نهفته جدیدی را تشکیل می­ دهند که در هر یک از این متغیرها، نمایان است (اوی و همکاران[۱۲۴]، ۲۰۰۶).

از این رو، در ادامه به ادبیات نظری مربوط به اجزای سرمایه روانشناختی پرداخته می­ شود:

۲-۱-۳-۱- اجزای سرمایه روانشناختی

۱- امیدواری

امید یکی از سازه ­هایی است که به عنوان شاخص توانمندی در بهزیستی مثبت افراد مورد توجه واقع شده است. ایده امید از زمان پیدایش نوع بشر وجود داشته است. زمانی که متقاعد می­شویم آینده به طور کلی غم­افزار و پوچ است، ممکن است اراده­مان را برای بردباری در زمان حال نیز از دست بدهیم. طبق نظر اگوستین «امید تنها با چیزهای خوب و آینده سروکار دارد و ارتباط مستقیم با فرد امیدوار دارد» هنگامی که هدف امید برآورده می­ شود، دیگر امید نیست بلکه تبدیل به دارایی فرد می­ شود همچنین امید اساس پشتکار افراد است (وال و همکاران[۱۲۵]، ۲۰۰۴).

لوپز و همکارانش[۱۲۶] (۲۰۰۷) بیان می کنند که قدرت امید به عنوان یک نیروی انگیزشی در تمام دوران معاصر مورد بحث بوده و در قرن گذشته صاحب نظران پزشکی و روانشناسی آن را بررسی کرده اند. بیش از ۴۰ سال پیش، اثر جروم فرانک[۱۲۷] (۲۰۰۸) امید را فرآیندی مفهوم سازی کرد که در تمام رویکردهای روان درمانی مشترک است (به نقل از بهاری، ۱۳۸۹).

از نظر اسنایدر[۱۲۸] (۲۰۰۲) امید فرایندی است که طی آن افراد ابتدا اهداف خود را تعیین می­ کنند،  سپس راهکارهایی برای رسیدن به آن اهداف خلق می­ کنند و بعد از آن انگیزه لازم برای به اجرا درآوردن این راهکارها را ایجاد کرده و در طول مسیر حفظ می­ کنند.

از این روی، امید یعنی انتظار مثبت برای دست یابی به هدف ها. این انتظار مثبت، خود دارای دو بعد گذرگاه و عامل است؛ یعنی: عامل + گذرگاه = امید (اسنایدر، ۲۰۰۲).

نظریه امید

چارلز ریک اسنایدر(۲۰۰۰) ملقب به سلطان امید برای اولین بار نظریه­اش را درباره امید مطرح کرد و آن را مرکب از «قدرت اراده»، «قدرت راه­یابی»، «داشتن هدف» و «تشخیص موانع» دانست. بر اساس این فرض که امید موجب امید بیشتر می­ شود، روابط خانوادگی، دوستی­های امید بخش می­توانند به عنوان عوامل روابط خواهر و برادری امید افزا عمل کنند (پرچم و همکاران، ۱۳۹۲).

مدتی بعد ورثینگتون[۱۲۹] (۲۰۰۵) از مولفه دیگری در امید به نام «قدرت صبر» موقعی که ما تغییری نمی بینیم، یاد کرد. او درباره بازسازی امید می­نویسد که زن و شوهر باید بتوانند با هم ارتباط برقرار کنند، اختلافاتشان را حل کنند، و آسیب­ها را جبران کنند. زن و شوهر باید الف) اراده برای بهسازی ازدواجشان داشته باشند، ب) باید به راه­هایی برای بهسازی ازدواجشان دست یابند، و ج) اعتقاد به صبر برای ازدواجشان داشته باشند و در عین حال برای بهبود ازدواجشان فعالانه بکوشند. به طور خلاصه، زوج­ها به امید احتیاج دارند تا بتوانند مشکلات را طلاق دهند نه اینکه شریک زندگیشان را به عنوان مشکل ببینند. باید این نگرش و طرز فکر را جدی گرفت تا زوج­ها برای مدتی طولانی از مشکلاتشان مرخصی بگیرند. راه این کار، امید است زیرا امید هسته اصلی ازدواج و برای موفقیت هر ازدواجی لازم است(به نقل از علاء الدینی، ۱۳۸۷).

بر خلاف گروپمن[۱۳۰] (۲۰۰۵) که امید را مانند دارونما نافعال تلقی می­ کند و آن را انتظار، تمایل و باور می­داند، اسنایدر معتقد بود که تلقی امید به عنوان مؤلفه­ای که دارای اجزایی مثل چشمداشت و آرزوست، تلقی منفعلانه­ای است و در عوض مضمون فعالی از امید را معرفی می­ کند که شامل داشتن هدف، قدرت برنامه ریزی و قدرت اراده برای دستیابی به هدف با در نظر گرفتن موانع رسیدن به هدف و رفع آنهاست. از نظر او، هدف که اولین مؤلفه امید است همان چیزی است که فرد آن را انجام می­دهد یا می­خواهد آن را داشته باشد و می ­تواند کوچک یا بزرگ باشد. کولریج[۱۳۱] (۱۹۱۲؛ به نقل از اسنایدر، ۲۰۰۱) می گوید، «امید بدون هدف نمی­تواند زنده بماند». بنابراین، اهداف نقطه ثقل نظریه امیدند. این بدان معنی است که نه اهداف ۱۰۰ درصدی قابل پیگیری­اند، نه اهداف صفر درصدی قابل دفاع­اند. در واقع، اشخاص امید را تحت شرایط احتمالی متوسط از رسیدن به هدف رونق بخش می­بینند. قدرت برنامه ­ریزی یا راهیابی، دومین جزء است و همان تصور توانایی یافتن راه­هایی به سوی هدف مورد نظر است، مثل «من می توانم برای این وضع راهی پیدا کنم». سرانجام، قدرت اراده یا پایوری، جزء سوم امید، یک نیروی سوق دهنده در تفکر امیدبخش است. در واقع همان نیرویی است که شخص را به سوی هدف می کشاند؛ یعنی تصور داشتن اراده برای به کارگیری راه­های پیدا خلق شده برای رسیدن به هدف است و به صورت «باخودگویی مثبت» درونی مثل: «من می­توانم این کار را بکنم»، «من آماده­ام»، «من به اوضاع مسلطم» است. در این نظریه، قدرت اراده در

آدمی نهفته است و چیزی نیست که باید آموخته شود یا از هیچ به وجود آید. در عوض می تواند افزایش یابد و به سوی اهداف خاصی سوق داده شود (به نقل از بهاری، ۱۳۸۹).

اسنایدر(۲۰۰۲) عقیده داشت که امید ماهیتی اضدادی دارد زیرا در چارچوب نظریه امید حتی کسی که قصد خودکشی دارد برای هدفی البته بسیار منفی در حال نقشه کشیدن(برنامه ­ریزی) است؛ یعنی او با تمام امید می­کوشد خودش را بکشد. به عقیده او خودکشی در نهایت ممکن است بازتاب تجلی آخرین تفکر امید بخش باشد. وقتی تعقیب اهداف مربوط به زندگی مسدود می­ شود، مردم سرشار از یأس و جستجو برای هدفی می­شوند که آنها را از دام­های غیرقابل تحمل برهاند. مرگ همان هدف غایی است. هر چند که شخص ممکن است با تصمیم برای تعقیب مرگ مبارزه کند. از نظر او، افراد خودکشی­گرا از نظر فکری فعال و پرتوان می­شوند تا راهی برای رسیدن به هدفشان یعنی مرگ پیدا کنند. در واقع، بر اساس این دانش بالینی است که متخصصان زمانی باید نسبت به اقدام به خودکشی که مرگ­آور است، نگران باشند که سه شاخص مطرح باشد: نخست، شخص شروع به توصیف مرگ خود در قالب کلمات روشن(هدف) کند؛ دوم، این طور به نظر بیاید که شخص دارای موج عظیمی از انرژی(تفکر پایورانه) است؛ و سوم، شخص طرح و نقشه­های خاصی درباره اینکه چگونه این تصمیم را عملی کند(تفکر رهیاب) دارا باشد. با این که درماندگی صحنه روانی را برای خودکشی از طریق تثبیت شخص روی هدف مرگ آماده می­سازد؛ اما تفکرات پایورانه و رهیاب این سناریو مرگ آور را تکمیل می­ کند. بنابراین، اصول تفکر امیدبخش را برای خودکشی قطعاً می­توان به کار بست.

ورثینگتون[۱۳۲] (۲۰۱۰) در تأیید نظریه امید اسنایدر می­نویسد: «تصور داشتن قدرت راه­یابی یا برنامه ­ریزی بدون تصور داشتن قدرت اراده، امیدی در پی ندارد. و تصور داشتن قدرت اراده بدون تصور قدرت راه­یابی، معنای امید را نمی­دهد. با این حال، او معتقد است که امید چیزی بیش از دست و پنجه نرم کردن با موانع است و شامل پشت کار است(به نقل از علاء الدینی، ۱۳۸۷).

بنابراین، اسنایدر(۲۰۰۰) در پاسخ به این سوال که امید به راستی چیست، آن را یک حالت انگیزشی مثبت می­داند که مبتنی بر حس پایوری و راهیابی و ناشی از تعامل فرد با محیط است. به سخن دیگر، امید، ظرفیت تصور توانایی ایجاد مسیرهایی به سمت اهداف مطلوب و تصور داشتن انگیزه برای حرکت در این مسیرهاست. او در تعریف دیگری، امید را مجموعه ­ای ذهنی می­داند که مبتنی بر حس متقابل اراده، و برنامه ­ریزی برای رسیدن به هدف است که دارای دو بعد شناختی به هم مرتبط: ۱- قدرت پایوری و ۲- قدرت راه­یابی است. به عقیده وی تفکر پایورانه. افکاری­اند که افراد در مورد توانایی خود برای شروع و حفظ حرکت در مسیر انتخاب شده به سمت هدف دارند. تفکر عاملیتی یا پایورانه یک مؤلفه انگیزشی است.

که معرف ارزیابی از تواناییش برای حفظ حرکت در مسیر هدف، و تصور شخص از تواناییش برای شروع حرکت در مسیرهای تعیین شده به سمت هدف است. همچنین، او تفکر رهیاب را عبارت از تصور توانایی شخص برای شناسایی و ایجاد مسیر به سمت هدف می داند(به نقل از پرچم و همکاران، ۱۳۹۲).

نقش موانع در پرورش امید

برای داشتن تفکر امیدوارانه باید یاد بگیریم چطور با موانع روبرو شویم و بدین منظور باید گذرگاه هایی مختلف را در نظر بگیریم؛ به عبارت دیگر، تفکر امیدوارانه با غلبه بر موانع ایجاد می­ شود؛ پس موانع، لزوماً از زندگی حذف نمی­شوند و حتی می­توانند باعث ارزشمندتر شدن هدف شوند(اسنایدر، ۲۰۰۲).

به طور کلی، برخورد با مانع در راه رسیدن به هدف، ممکن است برخی واکنش­های هیجانی منفی را ایجاد کند؛ اما این واکنش­ها در همۀ افراد، یکسان نیست و افراد دارای امید زیاد، هنگام برخورد با موانع، به دلیل ایجاد راه­های جایگزین برای رسیدن به هدف، پاسخ­های هیجانی سازگارتری می­ دهند؛ همچنین هنگام نبود امکان برای دست­یابی به هدف اصلی، از هدف­های جایگزین استفاده می­ کنند. آن ها در هر یک از حیطه­های زندگی خود، چندین هدف را مشخص می­ کنند و به این ترتیب، هنگام رویارویی با مانع می­توانند انعطاف­پذیر باشند و به دنبال هدفی دیگر بروند یا بر دیگر حیطه­های زندگی خود تأکید کنند؛ در حالی که افراد دارای امید کم، به روشنی نمی­دانند چطور باید به هدف­های خود برسند و هنگام رویارویی با موانع چگونه عمل کنند. در واقع، افراد امیدوار در نتیجۀ تجربه کردن سختی­ها، به این باور رسیده ­اند که می­توانند خود را با مشکلات و کاستی­های بالقوه وفق دهند(علاءالدینی، ۱۳۸۷).

هنگام رویارویی با موانع، افراد از مرحله­های روا نشناختی خاصی می­گذرند که در همۀ انسان­ها، طبق الگویی خاص ایجاد نمی­شوند؛ اما به طور کلی، فرد از امید به سمت خشم، از خشم به سمت ناامیدی و از ناامیدی به سمت بی احساسی پیش می­رود(اسنایدر، ۲۰۰۲).

مراحل نا امیدی

به نظر می رسد که نا امیدی نیز یک اتفاق نیست بلکه یک فرایند است. یعنی از جایی شروع می­ شود و به نا امیدی ختم می­ شود. تشخیص بین مراحل روانشناختی که فرد بدان طریق می ­تواند هنگامی که تفکر هدفمندش با مانع برخورد می­ کند، پیش برود بسیار مهم است. همان طور که گفته شد موانع قادرند که پاسخ­های هیجانی منفی ایجاد کنند. این مراحل درباره تمام افراد محدود به الگوی خاصی نمی­ شود؛ اما به طور کلی آن­ها از امید به سمت غضب، از غضب به سمت یاس، و از یأس به سمت بی تفاوتی پیش می­روند(اسنایدر، ۲۰۰۲).

الف) غضب

وقتی شخصی شدیداً عصبانی می­ شود که اولین واکنش به موقعی است که با منع بزرگی برخورد کرده است، هنوز انرژی دارد و سعی می کند اهداف دیگر را دنبال کند(البته این واکنش لزوماً عاطفی نیست). مردم اغلب هنگامی که غضبناک­اند اعمال تکانشی، خودشکن، و بدجوری را مرتکب می شوند.

ب)یأس

هنگام یأس، که قدم بعدی در این پیشروی فرضی است، فرد هنوز روی هدف مسدود شده متمرکز است. اما درباره غلبه بر مانع یا موانع مربوط احساس عجز می­ کند. براون و هریس[۱۳۳] (۱۹۷۸) به طور واضح و مختصر یأس را به صورت، «اوه، بازم یه چیز دیگه»، توصیف می­ کنند. با این حال، در افرادی که یأس را تجربه می­ کنند، تفاوت­هایی وجود دارد. برای مثال، بعضی افراد با وقایع ظاهراً بی ضرر مانند گم کردن کلید یا ناتوانی از پیروز شدن در بحث با همسرشان فوراً مأیوس می­شوند. همین طور، بعضی از مردم به ویژه مشکلات را پیچیده تصور می­ کنند که به نوبه خود بیشتر احساس ناشایستی می­ کنند و منابع روانشناختی­شان را از دست می­ دهند. به علاوه، به اعتقاد براون و هریس (۱۹۷۸) مردم ممکن است به دلیل فقدان آگاهی یا اطلاع از اینکه چگونه مشکلات را حل کنند، در یأس و نومیدی بلغزند (به نقل از بهاری، ۱۳۸۹).

ج) بی تفاوتی

سرانجام، اشخاص زمانی که شکست خود را تصدیق می­ کنند و دست از تعقیب اهداف می­کشند، بی تفاوت می­شوند. بی ­تفاوتی، به صورت «فقدان علاقه یا توجه، به ویژه به موضوعات دارای اهمیت کلی است» (پایکت و همکاران[۱۳۴]، ۱۹۹۷). بی تفاوتی، فقدان هیجان یا احساس یا منفعل بودن توصیف می­ شود. این یک حالت نباتی و عاری از توجه است که شخص حس رشد مداوم خود را از دست می­دهد و موجب دلواپسی نزدیکانش می­ شود(به نقل از اسنایدر، ۲۰۰۲).

این که چه کسی این مراحل را از امید تا بی تفاوتی طی می کند، به سطح امید اختیاری و نیز به ماهیت هدفی که مسدود شده، بستگی دارد. برای نمونه وقتی تصور می­ شود که هدف مهمی مسدود شده، که اهداف مکرراً با مانع مواجه می­شوند یا اهمیت موانع بسیار زیاد است، شخص هرگونه تعیین هدف را نادیده می­گیرد. برای مثال، پیتمن و پتیمن[۱۳۵] (۱۹۷۹) پی بردند که وقتی شرکت کننده ها فقط دو بار در یک تکلیف شکست می خوردند عملکرد آن­ها بعدها بهتر می شد، اماوقتی شش بار در یک تکلیف شکست می خوردند، عملکرد آنها به طرز چشمگیری تحلیل می­رفت. باید خاطر نشان کرد برای اشخاص آسیب پذیرتر حتی یکبار شکست در انجام کاری می ­تواند در آن­ها این تصور را به وجود آورد که ادامه دادن به آن کار ناممکن است، در نتیجه انگیزش آن­ها برای هرگونه تکلیف جدید کمتر می­ شود (به نقل از بهاری، ۱۳۸۹).

۲– تاب­آوری

هسته مرکزی سازه تاب­آوری را این پیش فرض تشکیل می دهد که فطرتی زیست شناختی برای رشد و کمال در هر انسان وجود دارد (برای نمونه طبیعت خود اصلاح­گری ارگانیسم انسانی) که به طور طبیعی و در شرایط معین محیطی می تواند آشکار شود. به باور ماستن[۱۳۶] (۲۰۰۱) هنگامی که فاجعه از سر بگذرد و نیاز های اولیه انسانی تأمین گردد، آن گاه تاب­آوری به ظهور می­رسد. در نتیجه فرایند تاب آوری، اثرات ناگوار، اصلاح یا تعدیل می­شوند و یا حتی ناپدید می­گردند (به نقل از رحیمیان و اصغرنژاد، ۱۳۸۷).

به طور کلی واژه تاب آوری به عوامل و فرایندهایی اطلاق می­ شود که خط سیر رشدی را از خطر گرفتاری به رفتارهای مشکل­زا و آسیب روانشناختی محافظت کرده و علی­رغم وجود شرایط ناگوار به پیامدهای سازگارانه منتهی می­ شود( محمدی و همکاران، ۱۳۸۵).

البته تاب­آوری، تنها پایداری در برابر آسیب ها یا شرایط تهدید کننده نیست و حالتی انفعالی در رویارویی با شرایط خطرناک نمی ­باشد، بلکه شرکت فعال و سازنده در محیط پیرامونی خود است .

از این رو، تاب­آوری جایگاه ویژه­ای در حوضه­های روانشناسی تحول و بهداشت روانی یافته است. گارمزی[۱۳۷] و ماستن (۱۹۹۱) تاب آوری را “یک فرایند، توانایی، یا پیامد سازگاری موفقیت آمیز با شرایط تهدید کننده” تعریف نموده ­اند. به بیان دیگر تاب آوری، سازگاری مثبت در واکنش به شرایط ناگوار است (والر[۱۳۸]، ۲۰۰۱، به نقل از سامانی و همکاران، ۱۳۸۶).

همچنین، زیمبرمن و ارونکومار[۱۳۹] (۱۹۹۴) تاب آوری را به عنوان توانایی بازگشت به حالت اولیه پس از دشواری یا آن عوامل و فرایندهایی که مسیر مخاطره به رفتار مشکل یا آسیب­شناسی را قطع می­ کند و بدان وسیله حتی در حضور شرایط چالش ­برانگیز و تهدید کننده به پیامدهای سازگارانه منجر می شود، توصیف می­ کنند(به نقل از علاء الدینی، ۱۳۸۷).

از طرفی، ورنر[۱۴۰] و اسمیت[۱۴۱] (۱۹۹۲) تاب­آوری را ساز و کار ذاتی خود اصلاح­گری انسان می­دانند. افزون بر آن به باور ورنر (۱۹۹۷) تاب­­آوری صرف نظر از خطرات تهدید کننده، عاملی بالقوه در همه افراد برای تغییر است (به نقل از رحیمیان و اصغرنژاد، ۱۳۸۷). به عبارت دیگر می توان گفت تاب­آوری، توانمندی فرد در برقراری تعادل زیستی- روانی، در شرایط خطرناک است (کانر و دیویدسون[۱۴۲]، ۲۰۰۳، به نقل از سامانی و همکاران، ۱۳۸۶).

به طور کلی می توان گفت تاب آوری بیانگر ظرفیت افراد برای سالم ماندن و مقاومت و تحمل در شرایط سخت و پر خطر است که فرد نه تنها بر آن شرایط فائق می­آید، بلکه طی آن و با وجود آن قوی­تر نیز می­گردد (فولادچنگ و موسوی، ۱۳۸۷).

ویژگی های افراد تاب آور

۱- احساس ارزشمندی: پذیرفتن خود به عنوان فردی ارزشمند، و احترام قایل شدن برای خود و توانایی­هایشان، بی قید و شرط دوست داشتن و سعی در شناخت نقاط مثبت خود و پرورش دادن آن­ها و از طرف دیگر شناخت نقاط ضعف خود و کتمان نکردن آن­ها از ویژگی­های افراد تاب­آور می­باشد. علاوه بر آن این افراد سعی می­ کنند که نارسایی­ها را با واقع بینی بر طرف کرده و در غیر این صورت با این ویژگی­ها کنار می­آیند.

۲– مهارت در حل مسئله: افراد تاب آور ذهنیتی تحلیلی- انتقادی نسبت به توانایی­های خود و شرایط موجود دارند، در مقابل شرایط مختلف انعطاف پذیرند و توانایی شگفت انگیزی درباره پیدا کردن راه حل­های مختلف درباره یک موقعیت یا مسأله خاص دارند. همچنین توانایی ویژه­ای در تجزیه و تحلیل واقع بینانه مشکلات شخصی و پیدا کردن راه حل­های فوری و راهبردهای دراز مدت برای حل و فصل مشکلاتی که به آسانی و سریع حل نمی­شوند را دارا هستند.

۳- کفایت اجتماعی: این دسته از افراد مهارت­ های ارتباط با دیگران را خیلی خوب آموخته­اند.آن­ها می­توانند در شرایط سخت هم، شوخ طبعی خودشان را حفظ کنند، می­توانند با دیگران صمیمی شوند و در مواقع بحرانی از حمایت اجتماعی دیگران بهره ببرند؛ ضمن اینکه این گونه آدم­ها می­توانند سنگ صبور خوبی باشند، وقتی برایشان حرف می­زنید خوب گوش می­ دهند و خودشان را جای شما می­گذارند. در ضمن آن­ها طیف وسیعی از مهارت ­ها و راهبردهای اجتماعی شامل مهارت­ های گفتگو، جرأت­مندی، آمادگی برای گوش دادن به دیگران و احترام گذاشتن به احساسات و عقاید دیگران که در تعاملات اجتماعی بسیار مهم است را دارا هستند.

۴- خوش بینی: افراد تاب­آور اعتقاد راسخ به این دارند که آینده می ­تواند بهتر باشد. همچنین، احساس امید و هدفمندی و باور به اینکه می­توانند زندگی و آینده خود را کنترل کنند و موانع احتمالی نمی­تواند آنها را متوقف سازد، از ویژگی چنین افرادی است.

۵- همدلی : تاب­آورها، دارای توانایی برقراری رابطه توأم با احترام متقابل با دیگران هستند که موجب به هم پیوستگی اجتماعی یعنی احساس تعلق به افراد، گروه­ها و نهادهای اجتماعی می­ شود(ماستن و همکاران[۱۴۳]، ۱۹۹۹).

در مجموع، لوتانز و همکاران(۲۰۰۷) معتقدند که افراد تاب­آور، دارای این ویژگی­ها هستند:

  1. واقعیت­های زندگی را به سهولت می پذیرند.
  2. ایمان دارند که زندگی پرمعنا است (این باور معمولاً به وسیله ارزش­های آن­ها حمایت می­ شود).
  3. دارای توانایی­های چشمگیری برای وفق دادن سریع خود با تغییرات بزرگ هستند.

مدل­های تاب­آوری

الف) مدل تاب آوری کامپفر

چارچوب تاب­آوری کامپفر[۱۴۴] (۱۹۹۹) یک مدل تبادلی تاب­آوری است، و شامل «هم سازه فرایند و هم سازه پیامد» است (گلانز و جانسون[۱۴۵]، ۱۹۹۹). این مدل تا اندازه­ای بر ماهیت تعاملی محتوای محیطی و تاب آوری درونی (فرایند تبادلی محیطی-شخص)، و عوامل تاب­آوری درونی و پیامدهای انسجام مجدد (فرایندهای تاب­آوری) گرایش یافته است. فرایندهای تاب­آوری شامل فرایندهای منحصر به فرد کنار آمدن است که از طریق مواجهه­های قبلی فرد با چالش و استرسورها آموخته شده اند. فریدمن[۱۴۶] (۲۰۰۲)، این فرایند را «سرچشمه تاب­آوری» نامیده است(به نقل از کردمیرزا نیکوزاده، ۱۳۸۸).

متغیرهای این مدل به شرح زیر است(کردمیرزا نیکوزاده، ۱۳۸۸):

    1. استرسورها، مثل: مشکلات اقتصادی و شغل.

عکس مرتبط با اقتصاد

  1. عوامل خطرآفرین محیطی، مثل: فقدان حمایت اجتماعی، منابع اقتصادی محدود یا فرصت­های شغلی محدود، تعارض با همسر، یا داشتن فرزندانی که در رشد زندگی اجتماعی بازداری شده ­اند.
  2. عوامل حفاظتی محیطی، مثل: شبکه حمایتی اجتماعی، امنیت شغلی، فرصت­های شغلی یا آموزشی و پذیرش کمک حرفه­ای.
  3. فرایندهای تبادلی محیط-شخص، مثل: ادراک شخص از وابستگی به مواد، قاب­دهی مجدد وابستگی به مواد و تغییر محیطی.
  4. عوامل شناختی، مثل: قابلیت حل مسئله، بینش، عزت نفس، ظرفیت برای یادگیری توانایی شخص برای قاب­دهی مجدد تجربه وابستگی به مواد.
  5. عوامل هیجانی، مثل: همدردی، حس شوخ طبعی، و توانایی برای بازسازی عزت نفس.
  6. عوامل معنوی، مثل: حس غایت، توانایی برای رؤیا، و مرجع کنترل درونی.
  7. مهارت­ های رفتاری، مثل: ارتباط مؤثر، مهارت­ های اجتماعی، انعطاف­پذیری، و بهزیستی جسمانی.

کامپفر(۱۹۹۹) باور داشت که تاب آوری، بازگشت به تعادل اولیه یا رسیدن به تعادل سطح بالا (در شرایط تهدید کننده) است، و از این رو سازگاری موفق در زندگی را فراهم می­ کند. بنابراین افراد با سطح تاب آوری بالا، بیشتر احتمال دارد که احساسات مثبت را تجربه کنند، سطح بالاتری از اعتماد به نفس دارند و سازگاری روانشناختی بهتری نیز نسبت به افراد دارای تاب آوری پایین، دارند. همچنین بیان می­ کند که افراد دارای تاب آوری پایین زمان روبرو شدن با پیشامدهای پر استرس، برخوردهای خشک و بدون انعطاف ازخود نشان می­ دهند و تمایل دارند از روش­های قبلی برای مقابله استفاده کنند، و بسیار آشفته می­شوند. در عین حال کامپفر به این نکته نیز اشاره می­نماید که سازگاری مثبت با زندگی، هم می ­تواند پیامد تاب­آوری به شمار رود و هم به عنوان پیش­آیند، سطح بالاتری از تاب­آوری را سبب شود. وی این مسئله را ناشی از پیچیدگی تعریف و نگاه فرآیندی به تاب­آوری می­داند (ووک[۱۴۷] و همکاران، ۲۰۰۷).

ب) مدل تاب­آوری اورال و همکاران

بر طبق مدل های ارائه شده از سوی اورال، آتروس و پاولسن[۱۴۸] (۲۰۰۶) سه حوزه عملکردی برای تاب آوری تعریف و بر آنها تمرکز شده است.

  1. تاب آوری به عنوان یک ویژگی شخصیتی یا توانایی پیش ­بینی افراد در مقابل تأثیرات منفی ناملایمات و احتمال خطر فرض می­ شود.
  2. یک وضعیت روحی مثبت یا سلامت روانی(مثل درک مثبت، خود پنداری، پیشرفت تحصیلی، موفقیت در وظایف و…) یا فقدان بیماری روحی روانی علیرغم وجود یا احتمال خطر تعریف می­گردد.
  3. یک فرایند پویا که بر کنش بین متغیرهای فردی و پیرامونی تأثیر گذاشته و در طول زمان تغییر می­ کند. این تعریف به دلیل چهارچوب فراگیر و تلفیق ویژگی­های فردی با محیطی ایجاد تاب­آوری بیش از تعاریف قبلی مورد توجه است(به نقل از یزدانی، ۱۳۹۱).

هاندرسن[۱۴۹] (۲۰۰۴) تاب آوری را ترکیبی از ۶ عامل زیر معرفی می کند:

  1. فراهم سازی حمایت مهربانانه
  2. طراحی و ارتباط سازی برای افزایش امیدواری
  3. فرصت سازی برای مشارکت معنادار
  4. پیشاهنگی در پیوند های اجتماعی
  5. مرزبندی شفاف و سازگار
  6. آموزش مهارت های زندگی

همچنین، لاتر و همکاران[۱۵۰] (۲۰۰۰) و ماستن و کواتسورث[۱۵۱] (۱۹۹۸) خصوصیات تاب آوری را به این شرح توصیف نموده اند:

  1. برخورداری از تیزهوشی و مهارت عقلانی، توانائی در صمیمیت و گسستگی
  2. توانایی در مفهوم پردازی موضوعات متعدد، دستیابی فرد به این اعتقاد که حق زندگی کردن دارد.
  3. برخوردار بودن از توانایی یادآوری و فراخوانی اشخاص و موضوعات خوب و نگهداری آن­ها(نمادهای خوب) در ذهن.
  4. برخورداری از توانایی در لمس عواطف، بجای این که وی هر زمان که عواطف مهم وی برانگیخته شدند، آن­ها را انکار یا سرکوب کند.
  5. داشتن هدف در زندگی
  6. برخورداری از توانائی جذب و استفاده از حمایت اجتماعی
  7. برخورداری از توان در نظر گرفتن احتمالات در زندگی و استفاده مطلوب از دستورات اخلاقی جامعه مدنی.
  8. نیاز و توانایی در کمک به دیگران.
  9. برخورداری از خزانه عاطفی و برخورداری از دیدگاهی نوع دوستانه نسبت به دیگران.

در مجموع می توان گفت که تاب­آوری فرایندی پویا است که در آن تأثیرات محیطی و شخصیتی در تعاملی متقابل بر یکدیگر اثر می گذارند. پژوهش های تاب­آوری الگوهای نظری رشد انسان را که پیش از این توسط اریکسون، برونفن، پیاژه، کلبرگ، گیلیان، استینر، مزلو و پیرس مطرح شده بود، مورد تأیید قرار می دهند. در تمامی این الگوهای نظری، در حالی که بر ابعاد مختلف رشد انسانی(روانی- اجتماعی- شناختی- اخلاقی- معنوی) تأکید می شود، هسته مرکزی این رویکردها را این پیش فرض تشکیل می دهد که فطرتی بیولوژیک برای رشد و کمال در هر انسان وجود دارد-طبیعت خود اصلاح گری ارگانیسم انسانی- که بطور طبیعی و تحت شرایط معین محیطی می ­تواند آشکار شود. همان­گونه که ماستن می گوید: هنگامی که فاجعه از سر بگذرد و نیازهای اولیه انسانی تأمین گردد، آن گاه تاب­آوری احتمال ظهور می­یابد (به نقل از سامانی و همکاران، ۱۳۸۶).

۳– خوش­بینی

محققان مطالعه بر روی خوش­بینی را به عنوان یک سازه روان شناختی درقرن بیستم آغاز کردند (میلیگان[۱۵۲]، ۲۰۰۳) خوش­بینی معادل کلمه لاتین به معنی بهترین است. تیگر[۱۵۳] (۱۹۷۹) خوش بینی را خلق یا نگرشی می­داند که با در نظر گرفتن انتظار فرد و اجتماع همراه است؛ یعنی فرد آنچه مطلوب اجتماع است را نسبت به آنچه برای خود سودمند می­داند در نظر می­گیرد. با توجه به این تعریف می­توان استنباط کرد که خوش­بینی مفهومی عینی یا واحد نیست و با مضامین آن مشخص می­ شود. زیرا در مورد هر فرد آنچه به عنوان خوش­بینی در نظر گرفته می­ شود به چیزهایی که برای او مطلوب و خواستنی است، بستگی دارد(پترسون[۱۵۴]، ۲۰۰۰؛ به نقل از بهاری، ۱۳۸۹).

خوش­بینی را توانایی بهتر نگریستن به دنیا و وقایعی که در آن اتفاق می­افتد و توانایی برخورد درست با واقعیات زندگی تعریف کرده ­اند(به نقل از گنجی، ۱۳۸۵).

خوش بینی با بهره­ گیری از راهبردهای کنار آمدن فعال ارتباط دارد. خوش بینی، نگرش­ها و گرایش­های مثبت برنامه ­ریزی برای بهبود، جستجوی اطلاعات و بازسازی موقعیت­های بد بر حسب مثبت­ترین جنبه­هایشان را پیش بینی می کند(اسنایدر و لوپز[۱۵۵]، ۲۰۱۲).

تایلر[۱۵۶] (۱۹۷۹) خوش­بینی را روحیه یا نگرشی تعریف می­ کند که با توقع درباره آینده اجتماعی یا مادی مرتبط است؛ آینده­ای که فرد ارزیابی کننده، از نظر اجتماعی به دلیل منافع یا لذتی که برایش دارد، مطلوب تلقی می­ کند(مکاینس و چان[۱۵۷] ۲۰۰۶، به نقل از محمدی و همکاران،۱۳۸۵).

انواع خوش­بینی

  1. خوش بینی سرشتی یا گرایشی

خوش بینی سرشتی یا گرایشی یک انتظار کلی است دایر بر این که در آینده بیشتر رویدادهای خوب اتفاق خواهند افتاد تا رویدادهای بد. شیبر و همکاران (۱۹۸۵) استدلال می­ کنند که افراد خوش بین در رویارویی با دشواری­ها به دنبال کردن هدف­های با ارزش خود ادامه می­ دهند و یا با به کارگیری کنار آمدن مؤثر، خودشان و حالت­های شخصی­شان را تنظیم می­ کنند تا این که بتوانند به هدف­های خود برسند.

خوش­بینی سرشتی با سلامت خوب و پاسخ مثبت به مداخله­های پزشکی در بعضی شرایط مانند بیماری قلبی و سرطانی همبسته است. تأثیر خوش­بینی سرشتی بر بهبودی از طریق شیوه ­های پزشکی را می­توان مدیون راهبردهای کنار آمدن مؤثر، مثل تعریف مجدد یا چارچوب­بندی مجدد زندگی دانست. در مقابل، افراد بدبین از راهبردهای کنار آمدن اجتنابی استفاده می کنند یا از کنار آمدن با مشکلات شانه خالی می کنند (ترجمه کریمی و افراز،۱۳۸۷).

۲ .خوش بینی تبیینی

استاد مارتین سلیگمن (۱۹۹۸) و همکارانش خوش­بینی را به جای یک صفت شخصیتی گسترده به عنوان یک سبک تبیینی، مفهومی کرده ­اند. بر طبق این دیدگاه، افراد خوش­بین رویدادها یا تجربه­های منفی را با نسبت دادن علت آنها به عوامل بیرونی گذرا و خاص مانند اوضاع و احوال حاکم، تبیین می­ کنند. برعکس، افراد بدبین رویدادها یا تجربه­های منفی را با نسبت دادن علت آنها به عوامل درونی و شکست شخصی تبیین می کنند (ترجمه کریمی و افراز،۱۳۸۷).

افراد خوش­بین، افراد بدبین

افراد بدبین افراد منفعل­تر هستند واحتمال کمتری وجود دارد که برای اجتناب از وقایع بد دست به اقداماتی بزنند وزمان وقوع حادثه برای توقف کردن آن کاری بکنند. در حقیقت، یک سیکل معیوب ایجاد می شود اگر افراد بدبین وقایع بد بیشتری داشته باشند واگر این وقایع بیشتر منجر به بیماری شوند، افراد بدبین باید بیماری بیشتری داشته باشند، دلیل نهایی که افراد خوش­بین باید از سلامتی بهتری برخوردار باشند مربوط است به حمایت اجتماعی، ظرفیت حفظ رفاقت عمیق وعشق، به نظر می رسد که برای سلامت جسمانی اهمیت داشته باشد. افراد میانسالی که حداقل یک دوست دارند و می توانند نیمه شب به او زنگ زده ومشکلات خود را در میان بگذارند باید سلامت جسمانی بهتری داشته باشند از کسانی که دوستی ندارند. مجردها آمادگی بیشتری برای افسردگی دارند تا افراد متأهل حتی یک تماس اجتماعی معمولی، می تواند سدی باشد در مقابل بیماری. افرادی که تمایل دارند موقع بیماری خود را از دیگران جدا کنند به مریضی گرایش بیشتری دارند (به نقل از خدایی، ۱۳۸۶).

نتیجه تصویری برای موضوع افسردگی

خوش­بین­ها حالت اطمینان پایدار دارند و معتقدند که ناملایمات را می­توان به شیوه موفقیت­آمیزی اداره کرد، اما بدبین­ها مردد و ناپایدار هستند و انتظار بدبختی دارند(اسنایدر و لوپز، ۲۰۰۲).

خوش­بینی با افسردگی کمتر، ناراحتی کمتر و حتی زایمان بهتر و سالم­تر در زنان باردار همراه بوده است (یالی و لوبل[۱۵۸]، ۲۰۰۲). علاوه بر این خوش­بینی با عملکرد تحصیلی و شغلی هم رابطه مثبت دارد(نانیس و رایت[۱۵۹]، ۲۰۰۳). همچنین، سگرستروم[۱۶۰] (۲۰۰۱) در پژوهشی مشاهده کرد کسانی که در بدبینی نمره بالایی می­گیرند به احتمال بیشتری به محرک­های منفی توجه می­ کنند، و افراد خوش­بین به هر دو محرک مثبت و منفی توجه می­ کنند(به نقل از حمزه­زاده و همکاران، ۱۳۹۱).

خوش­بینی نقش مهمی در سازگاری با رویدادهای استرس­زای زندگی دارد. هنگام رو به رو شدن با یک چالش، افراد خوش­بین حالت اطمینان و پایدار دارند(حتی اگر پیشرفت، سخت یا کند باشد). اما بدبین ها مردد و ناپایدارند. این تفاوت ممکن است در شرایط سخت بیشتر باشد. خوش­بین­ها بر این باورند که ناملایمات می­توانند به شیوه موفقیت­آمیزی اداره شوند. اما افراد بدبین انتظار بدبختی دارند. خوش­بین­ها جبرگرایی، سرزنش و فرار را کمتر به کار می برند، بر جنبه­ های منفی موقعیت متمرکز نمی­شوند یا در زمینه سرکوب نشانه­هایشان کوشش نمی­کنند و موقعیت­های غیرقابل تغییر را به جای تلاش در فرار از آن­ها، می­پذیرند. خوش­بین­ها هم چنین به واسطه کنار آمدن در برابر بیماری­های شدید و نگرانی­های مربوط به تهدیدهای سلامتی از بدبین­ها متمایز می­شوند. به طور کلی خوش­بین­ها نسبت به بدبین­ها گرایش بیشتری به کاربرد راهبردهای مسأله دار دارند(اسنایدر و لوپز، ۲۰۰۲).

رشد خوش بینی

رشد خوش بینی را سلامت روانی والدین، نوع سرمشق دهی نقش ارائه شده توسط والدین و میزان تشویق یا پاداشی که والدین در برابر خوش­بینی به فرزندان­شان ارائه می دهند مشخص می کند (آبرامسون و همکاران[۱۶۱] ۲۰۰۰، گیلهم[۱۶۲]، ۲۰۰۰) به احتمال زیاد افراد خوش­بین از خانواده­هایی هستند که در آن­ها پدر یا مادر افسردگی نداشته­اند والدین افراد خوش­بین برای به کاربری سبک تبیین خوش­بینانه، نسبت دادن موفقیت به عواملی درونی، کلی، و ثابت و تبیین شکست ها براساس عوامل بیرونی مشخص و گذرا، سرمشق­های نقشی خوبی برای فرزندان خود هستند افراد خوش­بین از خانواده­هایی هستند که در آن والدین از شکست های خود را می­فهمند و آن­ها را به جای عوامل درونی به عوامل بیرونی نسبت می­ دهند (به نقل از موسوی ­نسب و تقوی، ۱۳۸۵).

چنانچه جوانان به خانواده­هایی متعلق باشند که ضربه­های روانی عمده (مثل بیکاری وفقر) را تجربه کرده و با این بدبیاری ها به خوبی کنار آمده و از آن خلاص شده ­اند خوش­بین بار می­آیند، والدین افراد خوش­بین فرزندان­شان را تشویق می­ کنند تا با شکست­هایشان به نحو خوش­بینانه برخورد کنند و بدین ترتیب خوش­بینی و پشت­کار را به روش­های مختلف تقویت کنند. به احتمال زیاد افراد بدبین از خانواده­هایی هستند که والدین افسرده­اند سبک تبیینی بدبینانه را به فرزندان­شان سرمشق می­ دهند وبه گونه افتراقی رشد سبک تبیینی بدبینانه را تقویت می کنند جایی که والدین فرزندان را سرزنش و شکست آن­ها را به عوامل درونی، کلی و ثابت نسبت می­ دهند به احتمال زیاد این کودکان در بزرگی بدبین بار می­آیند کودک آزاری و غفلت از آن­ها نیز کودکان را در معرض آسیب پذیری پرورش سبک تبیینی بدبینانه و افسردگی قرار می­دهد. خوش­بینی، با به تأخیر انداختن رضامندی­های ناشی از منافع گذرا و کوتاه مدت به امید دستیابی به هدف­های بلند مدت نیز رابطه دارد و به احتمال زیاد افراد خوش­بین ایمان دارند که هدف های بلند مدت قابل دسترس­اند (ترجمه کریمی و افراز،۱۳۸۷).

مطالعات آینده­نگر و گذشته­نگر نشان داده­اند که افراد دارای سبک تبیینی خوش­بینانه در مقایسه با افراد دارای سبک تبیینی بدبینانه، کم تر احتمال دارد که به هنگام رویارویی با رویدادهای فشارانگیز عمده­ی زندگی، به ضعف سلامت جسمانی یا افسردگی دچار شده و یا به خودکشی دست بزنند برعکس افراد بدبینی که در کودکی با رویدادهای فشارزای عمده­ زندگی (مانند تعارض مزمن بین پدر و مادر، طلاق، یا غم از دست دادن مادر) روبه رو می­شوند احتمال بیشتر می­رود که به افسردگی دچار شوند اگر آن ها از یک رابطه­ حمایت اجتماعی خوب برخوردار باشند احتمال افسردگی کاهش می­یابد، اما اگر افسردگی باعث شود که آن­ها در مدرسه موفق نشوند و مورد سرزنش قرار گیرند، اسناد این شکست ها به صورت درونی، کلی و ثابت موجب می شود که افسردگی تشدید گردد و به صورت دایمی درآید. خوش­بینی در بزرگسالی با پیشرفت بهتر در تحصیلات دانشگاهی عملکرد ورزشی؛ سازگاری شغلی و خانوادگی همراه است(ترجمه کریمی و نیلوفری،۱۳۸۸).

۴- خودکارآمدی

یکی از ابعاد«خود» در نظریه شناختی- اجتماعی بندورا خودکارآمدی است که به توانایی ادراک شده­ فرد در انطباق با موقعیتی خاص گفته می­ شود. مفهوم خودکارآمدی به قضاوت افراد درباره توانایی آن­ها در انجام یک کار یا انطباق با یک موقعیت خاص است.

بندورا خودکارآمدی را به عنوان باور و قضاوت فرد از توانایی خود بر سازمان و انجام رشته­ای از اعمال که برای تولید نتایج مورد نظر نیاز است تعریف کرده است(زارع زاده، ۱۳۸۵).

همچنین، بندورا و همکاران[۱۶۳] (۱۹۹۵) خودکارآمدی را عبارت از باورهای افراد به توانایی­هایشان در بسیج انگیزه­ها، منابع شناختی و اعمال کنترل بر یک رخداد معین تعریف کرده ­اند. یکی از جنبه­ های اساسی خوکارآمدی شخص، این باور است که فرد از راه اعمال کنترل می ­تواند بر پیامدهای زندگی خود اثر بگذارد. به ویژه در هنگام رویارویی با عوامل استرس زا، داشتن احساس کنترل بر شرایط، عاملی مهم در سازگاری با موقعیت­های گوناگون است (به نقل از مسعودنیا، ۱۳۸۶).

خودکارآمدى جزیى از خودپنداره فرد مى­باشد که به باورهاى فرد در رابطه با توانایى­هایش جهت انجام تکالیفى که در آینده با آن­ها روبه رو مى­شود، مربوط است (بندورا، ۱۹۹۷، به نقل از کیامرثی و همکاران، ۱۳۹۰).

ابعاد خودکارآمدی

بطور کلی باورهای خودکارآمدی از لحاظ سطح، نیرومندی و عمومیت با یکدیگر تفاوت دارند:

  1. سطح:باورهای خودکارآمدی از لحاظ سطح متفاوت می­باشند به طوری که باورهای خودکارآمدی در یک حوزه ممکن است در حد فعالیت­های ساده، متوسط و دشوار باشند.لذا انتخاب فعالیت­ها باید مبتنی بر میزان و نیرومندی احساس خودکارآمدی افراد باشد. انتخاب نادرست یا فعالیت منجر به تضعیف احساس خودکارآمدی می­گردد. افراد در رویارویی با فعالیت­ها و تکالیف خیلی ساده، احساس کاذب خودکارآمدی و در مواجهه با فعالیت­ها و تکالیف خیلی دشوار احساس عدم خودکارآمدی خواهند کرد.
  2. نیرومندی:یکی دیگر از ابعاد خودکارآمدی، بعد نیرومندی است. باورهای خودکارآمدی ضعیف در اثر تجارب ناموفق به سهولت بی اعتبار می­گردند. اما افرادی که اعتماد بالایی نسبت به توانایی­های خود دارند در برابر مشکلات و سختی­ها نیز کارآمدی خویش را حفظ می کنند. بنابراین، احساس خودکارآمدی هر چقدر نیرومندتر باشد ثبات و دوام آن بیشتر خواهد بود، همچنین رابطه بیشتری نیز با رفتار پیدا می­ کند.
  3. عمومیت:افراد ممکن است در حد یک حوزه یا تنها بخشی از آن حوزه خود را کارآمد بدانند. باورهای خودکارآمدی در این بعد، متأثر از عواملی همچون شباهت فعالیت­ها و حیطه­ بروز آن­ها در رفتارهای شناختی و عاطفی، کیفیت شرایط و ویژگی­های افرادی که آن رفتار یا فعالیت به آنان مربوط می­گردد، می­باشد(بندورا، ۲۰۰۰، به نقل از کدیور، ۱۳۹۰).

منابع خودکارآمدی

باورهای خودکارآمدی عمدتاً مبتنی بر منابع اطلاعاتی پنج گانه به شرح ذیل شکل می گیرد:

  1. انطباق­های عملکرد:بندورا(۱۹۸۶) معتقد است که انتظارات کارآمدی در تجربیاتی که شخص در آنها مهارت دارد، ریشه دارد. تجارب موفق متمایلند که انتظارات سطح بالا ایجاد کنند در حالی که تجارب شکست تمایل به تولید انتظارات سطح پائین دارند. یکبار که انتظارات کارآمدی قوی و بالا ایجاد شد، به هر حال احتمال اینکه شکست­های موقتی تأثیر زیادی بر قضاوت فرد از قابلیت­های خود داشته باشد اندک است. بر عکس، یک­بار که انتظارات کارآمدی ضعیف و پائین ایجاد شد، موفقیت­های گهگاهی در قضاوت افراد از قابلیت­های خودشان چندان مؤثر نیستند. به هرحال، انتظارات سطح پائین می ­تواند به وسیله موفقیت­های فراوان و مکرر تغییر یابد. از طریق چنین کوشش­هایی بالاخره افراد می­توانند بر مشکل­ترین موانع غالب آیند و چیره شوند (به نقل از عزیزی ­ابر قوئی، ۱۳۸۹).

موثرترین و با نفوذترین منبع خودکارآمدی، دستاوردهای عملکرد است. افراد در کارها و فعالیت­هایی که مشغول می­شوند نتیجه اعمالشان را تفسیر می­ کنند و از این تفسیرها برای گسترش باورها و عقاید درباره توانایی­شان برای درگیر شدن در کارها و فعالیت­های بعدی استفاده می­ کنند. معمولاً نتایجی که به عنوان نتایج موفق تفسیر می­شوند، خودکارآمدی را افزایش می دهند و آن دسته که به عنوان نتایج ناموفق تفسیر می­شوند آن را کاهش می­ دهند (پاجاریس[۱۶۴]، ۲۰۰۲).

  1. تجربیات جانشینی:دومین منبع شکل­ گیری خودکارآمدی، تجربیات جانشینی است که به وسیله عمل دیگران ایجاد می­ شود، تأثیرات این منبع نسبت به انطباق­های عملکردی ضعیف­تر می باشد. قسمتی از تجربه­های جانشینی به وسیله مقایسه­های اجتماعی با دیگران ساخته می­ شود.مشاهده الگوهای شکست در صورتی که مشاهده­گر توانایی خود را قابل مقایسه و شبیه به الگو بداند تأثیر منفی بر روی خودکارآمدی خواهد داشت اگر مشاهده­گر توانایی خود را بالاتر از الگو بداند تأثیری منفی بر مشاهده­گر نخواهد داشت و همچنین اگر فردی مشاهده نماید که افراد دیگر با وجود تلاش نمی­گردند وی در آن حوزه نیز تأثیرات مدل­سازی به طور ویژه­ای به این زمینه مربوط می­ شود، بخصوص زمانی ­که شخص در مورد انجام کاری تجربه قبلی کمی دارد. اگر مدل­ها راه­های بهتر انجام کارها را به افراد آموزش دهند، با این وجود حتی افراد با تجربه و خودکارآمد، خودکارآمدی­شان را در سطح بالایی افزایش می­ دهند. تجربه جانشینی زمانی قدرتمند است که ناظران شباهت­هایی را در بعضی ویژگی­های مشاهده شونده ببینند. مشاهده موفقیت­های چنین مدل­هایی به مشاهده گر کمک می­ کند که توانایی­های خود را باور کند (اگر آن­ها می­توانند چنین کاری را انجام دهند پس من هم می­توانم). یک مدل مهم و مشخص در زندگی یک  نفر می ­تواند به القا کردن باورهای شخصی که راه و روش زندگی را تحت تأثیر قرار می دهد کمک کند (پاجاریس، ۲۰۰۲).
  2. ترغیب کلامی:باورهای افراد نسبت به توانایی­های خود از طریق ترغیب کلامی که اشخاص دریافت می­ کنند، تحت تأثیر قرار می­گیرد. پیغام­های کلامی و تشویق­های اجتماعی به اشخاص کمک می­ کنند که تلاش بیشتری به کار برند و پشتکار مورد نیاز برای موفقیت را تداوم بخشند و این امر به رشد پیوسته مهارت ­ها و کارآمدی شخصی منجر می­ شود. بسیاری از والدین که کودکان خود را تشویق می­ کنند تا باور کنند که می­توانند در مراتب مختلف زندگی موفق شوند و آن­ها را برای تلاش کردن تشویق می­ کنند شاید با این عمل، رشد مهارت ­ها و حس خودکارآمدی آنها را تسریع کنند. به هر حال، این تشویق باید در حد واقعی و معقول باشد زیرا ترغیب تلاش­ های ناموفق برای انطباق با اهداف ممکن است انتظارات کارآمدی پائین ایجاد کند. همچنین والدینی که همیشه تلاش­ های کسب مهارت فرزندان خود را از طریق استهزا، انتقاد و تحقیر، ناچیز می­انگارند باعث شکل­ گیری خودکارآمدی پائین در فرزندان می­شوند(به نقل ازعزیزی ­ابرقوئی، ۱۳۸۹).
  3. برانگیختگی هیجانی:حالات فیزیولوژیکی از قبیل ترس، برانگیختگی، خستگی و حالات خلقی، اطلاعاتی درباره خود کارآمدی فراهم می­ کند. فشار روانی و تنش اغلب به عنوان شاخص­ های آمادگی برای شکست تفسیر می­ شود، همچنین خلق فرد نیز می ­تواند تأثیر عمده­ای روی باورهای خودکارآمدی داشته باشد، به طور مثال خوش بینی و خلق مثبت باورهای خودکارآمدی را افزایش می­ دهند، در صورتی که ناامیدی و افسردگی باورهای خودکارآمدی را کاهش می دهند.

موقعیت­های مشکل باعث ایجاد حالت­های برانگیختگی بالا در اکثر افراد می­گردد و افراد با توجه به این اطلاعات، قابلیت توانایی خود را قضاوت می­ کنند، چون برانگیختگی بالا عملکرد افراد را کاهش می­دهد و بیشتر احتمال دارد که افراد منتظر شکست باشند و انتظارات کارآمدی پائین داشته باشند (به نقل از فراهانی، ۱۳۸۷).

  1. تلفیق اطلاعات کارآمدی:بندورا بر این اعتقاد است که اکتساب و تشکیل قضاوت­های خودکارآمدی تنها از طریق یک بعد صورت نمی­گیرد، بلکه اطلاعات کارآمدی تلفیق و ترکیبی از منابع متفاوت هستند (بندورا،۱۹۹۷، به نقل از زارع­زاده، ۱۳۸۵).

باورهای خودکارآمدی

باورهای خودکارآمدی (الدرمن[۱۶۵]، ۲۰۰۴؛ ارمرد[۱۶۶]، ۲۰۰۳؛ پاجارس، ۲۰۰۳؛ به نقل از کدیور، ۱۳۹۰) بر چهار فرایند زیر تأثیر می گذارند:

۱٫فرایندهای شناختی: باورهای خودکارآمدی به صورت های مختلف بر فرایندهای شناختی تأثیر می­گذارند. در بیشتر رفتارهای هدفمند، اهداف بر اساس آینده­نگری انتخاب می شوند. هدف­گزینی افراد بر اساس ارزیابی از توانایی­های خود است. افراد دارای خود­کارآمدی قوی­تر، هدف­های چالش انگیزتری برای خود انتخاب می­ کنند و نیز تعهد بیشتری نسبت به اهداف خود نشان می­ دهند. بیشتر فعالیت­ها در آغاز با تفکر شکل می گیرد. سپس، باورهای افراد بر این رفتارها تأثیر می گذارد. افراد دارای خودکارآمدی بالا، روش های مفید و مؤثری برای عملکرد در پیش می­گیرند، اما افرادی که به کارآمدی خود شک دارند از تجسم موفق اعمال ناتوان­اند.

۲٫فرایندهای انگیزشی: باورهای خودکارآمدی در تنظیم انگیزشی فرد، نقشی اساسی بر عهده دارند (بندورا،۱۹۹۳). بر اساس نظریه شناختی-اجتماعی، افراد خود را بر می­انگیزانند و اعمال و رفتارشان را به طور پیش بینی شده با بهره گرفتن از دور اندیشی هدایت می کنند. آنان همچنین پیامدهای اعمال آینده خود را پیش بینی می کنند، هدف­هایی برای خود انتخاب و برنامه­هایی جهت واقعیت بخشیدن به رویداد های ارزشمند آینده طراحی می کنند. از نظر بندورا، سه نوع برانگیزاننده شناختی وجود دارد که عبارت است از: اسنادهای علّی، انتظارات پیامدی و اهداف درک شده.

  1. فرایندهای عاطفی:باورهای افراد در مورد توانایی های خود، هم بر میزان فشار روانی و افسردگی ناشی از موقعیت­های تهدیدآمیز و هم بر سطح انگیزش آنها تأثیر می­گذارد. این تأثیر، میانجی عاطفی باورهای خودکارآمدی است. کارآمدی ادراک شده در کنترل عوامل فشارزا، نقشی مرکزی (محوری) دارد. افرادی که به توانایی خود در کنترل تهدیدها اعتماد دارند، به الگوهای فکری نگران کننده نمی­اندیشند. اما افرادی با باورهای ضعیف، در کنترل تهدید­ها به شدت مضطرب می شوند. این افراد به کمبودهایشان فکر می­ کنند و محیط خود را از بسیاری جنبه­ها پر خطر می­بینند، تهدیدها را بزرگ جلوه می­ دهند و درباره آنچه به ندرت اتفاق می افتد نگران می­شوند؛ سرانجام، به تبع تفکرات ناکارآمد، به خود بدبین شده، سطح عملکردشان را تضعیف می­ کنند.
  2. فرایندهای گزینشی:تاکنون بحث در مورد فرایندهای فعال ساز کارآمدی بود؛ فرایندهایی که افراد را قادر می ساخت تا محیط­های م‍‍‍‍ؤثری بسازند. انسان در اصل، محصول محیط خود است. بنابراین، باورهای خودکارآمدی باعث می شود فرد بتواند زندگی­اش را با انتخاب فعالیت­ها و محیط شکل داده و آن را تحت تأثیر قرار دهد. افراد از فعالیت و موقعیت­هایی که فراتر از توانایی­شان است، اجتناب می­ کنند، اما بلافاصله فعالیت­های چالش انگیزی را به عهده می گیرند و موقعیت­هایی را انتخاب می­ کنند که از عهده آن برمی­آیند. با این انتخاب­ها، افراد توانمندی­ها، علایق و روابط اجتماعی مختلفی ایجاد می­ کنند و روابط اجتماعی مختلفی ایجاد می­ کنند که بر زندگی­شان تأثیر می­گذارد.

ویژگی­های خودکارآمدی

لوتانز و همکاران(۲۰۰۷) برای خودکارآمدی ویژگی­هایی برشمردند که عبارتند از:

  1. خودکارآمدی در هر زمینه­ای مختص همان قلمروی فعالیت است و به سادگی نمی­توان آن را به دیگر عرصه های زندگی فرد، تعمیم داد.
  2. کسب خود- کارآمدی در هر فعالیتی مبتنی بر تمرین و کسب تسلط در آن رشته فعالیت است.
  3. در هر فعالیتی، هر چند فرد دارای خودکارآمدی باشد، همیشه امکان ارتقای خودکارآمدی وجود دارد.
  4. خودکارآمدی فرد تحت تاثیر باور دیگران به توانایی­های فرد است.
  5. خودکارآمدی فرد، تحت تاثیر عواملی مانند: دانش و مهارت­ های فرد، سلامتی جسمی و روانی او و نیز شرایط بیرونی دربرگیرنده فرد است.

از طرفی، افراد با خودکارآمدی بالا دارای این پنج ویژگی زیر هستند(به نقل از سیماراصل و فیاضی، ۱۳۸۸):

  1. هدف­های والایی برای خود تعیین می کنند و ایفای وظایفی دشوار برای رسیدن به آن هدف­ها را بر عهده می گیرند.
  2. به استقبال چالش­ها می­روند و برای رویارویی با چالش­ها سخت تلاش می کنند.
  3. انگیزه فردی آن­ها به شدت بالا است.
  4. برای دستیابی به هدف­های خود از هیچ تلاشی مضایقه نمی­کنند.

در رویارویی با موانع، ثابت قدم هستند.

۲-۱-۳-۲- سرمایه روانشناختی سازه ای متفاوت از دیگر سرمایه ها

تحقیقات پیشین از سرمایه انسانی که بر رشد ظرفیت ها و مهارت های فردی، تأکید می کند، حمایت می کنند. بر این اساس محققان ذکر کرده اند که سازمان های موفق با هوش ترین و بهترین کارکنان را جذب می کنند، به کار می گمارند، رشد می دهند و نگه می دارند و بنابراین سرمایه انسانی نیرومندتر دارند (لیندمولم، فری من[۱۶۷]،۲۰۰۷). دیگر محققان به سرمایه اجتماعی اشاره می کنند که برروابط و شبکه ها و پیوندهای اجتماعی هم برای سازمان ها با اهمیت است زیرا به عنوان اهرمی برای دستیابی به اطلاعات بیشتر و نتایج بهتر از طریق تأثیر گذاری بیشتر، قدرت کنترل و اتحاد سازمانی، به کار می رود (آدلرو وون[۱۶۸]،۲۰۰۷، به نقل مقیمی مفرد، ۱۳۹۳).

اسنل[۱۶۹] (۲۰۰۶) ذکر می کند که در کارکرد مدیریت منابع انسانی سرمایه انسانی و سرمایه اجتماعی باید به یک اندازه به کار روند زیرا مدیریت سرمایه انسانی در ایجاد زیربنایی برای اثربخشی به کار می رود در حالی که مدیریت سرمایه اجتماعی کلیدی برای پایان یافتن کار است. به هرحال علاوه برداشتن سرمایه انسانی و اجتماعی یک سازمان به این نیز نیازدارد که ازنظرروانشناختی سالم باشد تا بتواند رقابت داشته باشد. بر این اساس سرمایه روانشناختی منفعت های چندی درهمه سطوح از قبیل افراد، مدیران و کلا در سطح سازمان دارد(به نقل از مقیمی مفرد، ۱۳۹۳).

نظریه پردازان سرمایه روانشناختی معتقدند که سرمایه روانشناختی افراد را به چالش می کشاند تا در جستجوی این سوال برآیند که چه کسی هستند و بنابراین به عنوان نتیجه به خودآگاهی بهتر می رسند که برای رشد رهبری ضروری می باشد (ریچارد[۱۷۰]، ۲۰۱۲).

اصطلاح سرمایه، همچنین در کنار استفاده سنتی در اقتصاد و تجارت، برای نشان دادن ارزش منابع انسانی (سرمایه انسانی) همانند دیگر مفاهیمی مثل سرمایه عقلانی، سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی به کار می رود. سرمایه روانشناختی به واسطه الگوی سرمایه گذاری منابع روانی رشد کرده است که ناشی از کسب پاداش های تجربی از لحظه حال می باشد، درحالی که احتمال سودمندی هایی در آینده را نیز افزایش می دهد.سرمایه روانشناختی درباره حالتی از مؤلفه های زندگی درونی شماست. وقتی شما این مؤلفه ها (کارآمدی، خوش بینی، امیدواری و تاب آوری) را جمع می کنید، تجارب و سرمایه با ارزشی به وجود می آید (کرس تینگ[۱۷۱]،۲۰۱۰).

۲-۱-۳- ۳- پیامدهای سرمایه ­های­ روانشناختی

این سازه مفهومی، زیر مجموعه ­ای از روانشناسی مثبت­گرا می­باشد که با ویژگی­های زیر مشخص می شود: باور فرد به توانایی­هایش برای دستیابی به موفقیت در انجام وظایف معین، ایجاد اسنادهای مثبت در مورد موقعیت­های اکنون و آینده، داشتن پشتکار در دنبال کردن اهداف و پیگیری راه­های لازم برای رسیدن به موفقیت و تحمل کردن مشکلات و بازگشت به سطح معمولی عملکرد و حتی ارتقاء از آن تا دستیابی به موفقیت­ها. امیدواری، خوش بینی و خودکارآمدی و تاب­آوری همواره با بهزیستی روانی رابطه دارند. به نظر افرادی که دیدگاه مثبتی نسبت به دنیا و خودشان دارند به راحتی می­توانند از اتفاقات ناگوار دوری کنند. آن­ها به رفتارهایی می­پردازند که آن­ها را از وضعیت ناگوار فعلی می رهاند(هاشمی­نصرت آبادی و همکاران، ۱۳۹۱).

از طرفی، نتایج پژوهش­های انجام شده در حوزه سرمایه­ روانشناختی نشان می­دهد که رابطه معناداری میان آن و پیامدهای سازمانی وجود دارد. برای مثال، سرمایه روانشناختی، سطح استرس کارکنان را تحت تاثیر قرار می­دهد؛ فرایند تحول سازمانی را تسهیل می کند (آلیو و لوتانز، ۲۰۰۶) و به عنوان متغیر میانجی، نقش تعیین کننده ­ای در رابطه­ بین حمایت سازمانی و عملکرد شغلی دارد (لوتانز و همکاران، ۲۰۰۷). لوتانز و همکارانش با پژوهش­هایی که در این زمینه انجام دادند، به این نتیجه رسیدند که می­توان با تقویت سرمایه­ روانشناختی در سازمان، عملکرد آن را ارتقا داد(می­یر و بیکر[۱۷۲]، ۲۰۰۴). در مطالعه دیگری، فردریکسون[۱۷۳] (۲۰۱۱) نشان داد که سرمایه­ روانشناختی موجب کاهش انحرافات رفتاری و تعدیل رفتار شهروندی سازمانی می­ شود. او در این تحقیق، هویت سازمانی را به عنوان متغیر تعدیل کننده مطرح کرد (به نقل از نجاری و همکاران، ۱۳۹۲).

به عقیده آوی و همکارانش (۲۰۰۹)، سرمایه روانشناختی به عنوان عاملی تلقی شده است که برای درک بهتر تفاوت در علائم و نشانه های درک استرس و نیز بر قصد و تصمیم کارکنان به ترک کار و رفتارهایی که از آنان به منظور جستجوی شغل در سازمان­های دیگر رخ می­دهد­، مورد استفاده قرار می­گیرد. نتایج این تحقیق نشان می­دهدکه با ارتقاء سرمایه روانشناختی می­توان با ایجاد حس امید، خود­کارآمدی، خوش­بینی و تاب­آوری در سازمان، ماندگاری کارکنان در سازمان را افزایش داد.

۲-۲- پیشینه تجربی تحقیق

۲۲-۱- رابطه میان رهبری اصیل واشتیاق شغلی

پژوهش های چندی روابط میان اشتیاق شغلی و رهبری اصیل را بررسی کرده اند که نتایج برخی از این پژوهش ها در ذیل آورده می شود.

  • تحقیقات انجام شده درداخل کشور

نقی زاد ه باقی، زاهد بابلان، آخربین، (۱۳۹۲) در پژوهشی با عنوان «نقش سبک رهبری خدمت گزار و یادگیری سازمانی در اشتیاق شغلی پرستاران، دانشگاه علوم پزشکی اردبیل » به این نتیجه رسیدند که بین سبک رهبری و یادگیری سازمانی با اشتیاق شغلی رابطه مثبت و معنی دار وجود داشت. و سبک رهبری خدمت گزار و یادگیری سازمانی دارای میانگین بالاتری نسبت به میانگین مفهومی بودند، همچنین نتایج نشان داد که سبک رهبری خدمت گزار و یادگیری سازمانی می تواند اشتیاق شغلی را پیش بینی نماید.

میرمحمدی،  رحیمیان،  جلالی خان آبادی، (۱۳۹۱) در پژوهشی با عنوان «رهبری اصیل و دلبستگی شغلی: اعتماد به مثابه متغیر میانجی» هدف این پژوهش بررسی رابطه رهبری اصیل و دلبستگی شغلی با توجه به نقش اعتماد است. اعتماد بین فردی به عنوان متغیر میانجی اثر کامل در رابطه بین رهبری اصیل و دلبستگی شغلی دارد. به عبارت دیگر، رهبری اصیل از طریق اعتماد بین فردی، میزان دلبستگی شغلی کارکنان را تحت تاثیر قرار می دهد.

کاهه (۱۳۹۱) در پژوهشی با عنوان «رابطه رهبری اصیل با عملکرد خلاق و اشتیاق به کارکارکنان شرکت خودروسازی زامیاد» نشان می دهد که متغیر میانجی اشتیاق به کار، اثر نسبتا کاملی در رابطه بین رهبری اصیل و عملکرد خلاق دارد و رهبری اصیل با تأثیرگذاری بر روی اشتیاق به کارکنان، می تواند نقش به سزایی در بهبود عملکرد خلاق داشته باشد. این پژوهش به طورتجربی رهبری اصیل را به عنوان یک الگوی رفتاری مناسب جهت بهبود اشتیاق به کار کارکنان و شکوفایی عملکرد خلاق در سازمان معرفی می نماید.

  • تحقیقات انجام شده در خارج کشور

گوتیرز (۲۰۱۴) در تحقیق خود با عنوان «اکتشاف جو روانی، محیط کار دوستی و نیازهای روانی در رهبری تحول آفرین و اشتیاق شغلی» نشان داد بین رهبری تحول گرا و اشتیاق کار رابطه معنی داری وجود دارد و نیازهای روانی تا حدی به رابطه واسطه ای بین رهبری و اشتیاق کار مربوط می شود.

یان لیو (۲۰۱۲) در پژوهش خود با عنوان «ارتباط رهبری اصیل و اشتیاق رفتار و عملکرد شغلی» نشان داد که از رهبری اصیل می توان برای پیش بینی امنیت روانی کارکنان، تعامل شغل، سلامت مثبت کارکنان، اشتراک دانش و رفتار انحرافی کارکنان استفاده کرد. و همچنین رابطه بین رهبری اصیل و عملکرد شغلی از طریق اثر میانجی تعامل کار به صورت غیرمستقیم حمایت می شود.

ویفالد[۱۷۴] (۲۰۰۸) در پژوهش خود با عنوان« بررسی اشتیاق شغلی، رهبری تحولی و رابطه ساختاری روانشناختی» نشان داد که با بهره گرفتن از رگرسیون سلسله مراتبی یک ارتباط قوی بین اشتیاق شغلی، رهبری و ساختار روانشناختی وجود دارد.

۲-۲-۲- رابطه میان سرمایه روانشناختی و اشتیاق شغلی

پژوهش های چندی روابط میان اشتیاق شغلی وسرمایه روانشناختی را بررسی کرده اند که نتایج برخی از این پژوهش ها در ذیل آورده می شود.

  • تحقیقات انجام شده در داخل کشور

مقیمی مفرد (۱۳۹۳) درپژوهشی با عنوان «بررسی رابطه سرمایه روانشناختی با اشتیاق شغلی و میل ماندن در شغل کارکنان بهره برداری شرکت نفت گچساران» به این نتیجه دست یافته که بین مؤلفه های سرمایه روانشناختی و اشتیاق شغلی رابطه معناداری وجود دارد.

نجاری و همکاران (۱۳۹۲) در پژوهشی با عنوان بررسی و تبیین نقش سرمایه روانشناختی در پیامدهای سازمانی به یافته های زیر دست یافتند که سرمایه روانشناختی آثار و پیامدهای مثبتی بر عملکرد شغلی، رضایت شغلی و تعهد سازمانی دارد. در این میان، مؤلفه تاب آوری دارای بالاترین رتبه و خوش بینی، پایین ترین رتبه را داشته اند. همچنین این بررسی نشان داد که جو سازمانی نقش متغیرتعدیل گرمیان سرمایه روانشناختی و پیامدهای سازمانی ایفا می کند.

هاشمی شیخ شبانی و همکاران (۱۳۹۲) در پژوهشی با عنوان «بررسی اثر جو روانشناختی و خود ارزشیابی های محوری بر عملکرد وظیفه ای و قصد ترک شغل با میانجی گری اشتیاق شغلی در کارکنان شرکت صنایع چوب و کاغذ ایران (چوکا)» نشان داد که جو روانشناختی هم به طور مستقیم و هم از طریق اشتیاق شغلی و فقط از طریق اشتیاق شغلی با عملکرد وظیفه ای رابطه دارد. همچنین خودارزشیابی های محوری هم به طور مستقیم و هم از طریق اشتیاق شغلی با عملکرد وظیفه ای و فقط از طریق اشتیاق شغلی با قصد ترک شغل رابطه دارد.

شهبازی (۱۳۹۲) درتحقیقی با عنوان «تأثیر آموزش سرمایه روانشناختی بر عملکرد شغلی و اشتیاق شغلی» نشان داد که تأثیر معنادار مداخله آموزشی بر سرمایه روانشناختی و اشتیاق شغلی بود ولی تأثیری بر عملکرد شغلی نداشت.

دیانتی نسب (۱۳۹۲) در پژوهش خود با عنوان « بررسی نقش واسطه گری استرس شغلی در رابطه بین سرمایه روانشناختی و عملکرد شغلی کارکنان واحد عملیاتی منطقه دشت گز نفت و گاز گچساران» به این نتیجه رسید که بین استرس شغلی و عملکرد شغلی رابطه منفی و معنادار و بین سرمایه روانشناختی و عملکرد شغلی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد، استرس شغلی و عملکرد شغلی با واسطه گری روانشناختی رابطه معناداری وجود دارد.

علیپور، صفاری نیا، صرامی فروشانی، آقاعلیخانی، آخوندی (۱۳۹۲) در پژوهشی با عنوان «بررسی اثربخشی مداخله سرمایه روانشناختی لوتانز بر فرسودگی شغلی کارشناسان شاغل در شرکت ایران خودرو دیزل». نتیجه به دست آمده این است که : با توجه به یافته ها می توان گفت برنامه مداخله ای لوتانز بر کاهش فرسودگی شغلی به ویژه خرده مقیاس های خستگی هیجانی و مسخ شخصیت موثر است. بنابراین می تواند راهکار اجرایی مناسبی جهت کاهش فرسودگی شغلی باشد.

رحیمی و همکاران (۱۳۹۱) درتحقیقی با عنوان« رابطه سرمایه روانشناختی در محیط کار کارکنان با شور و شوق کاری آنان در سازمان» نشان داد که همبستگی میان مجموع عوامل روانشناختی مثبت با شور و شوق کاری قوی تر از همبستگی میان تک تک اجزای تشکیل دهنده آن است و این بدان معناست که عوامل سرمایه روانشناختی در محیط کار دارای اثری هم افزاینده است. در مجموع یافته ها نشان داد متغیرهای سرمایه روانشناختی در محیط کار هم چون خوش بینی، عاطفه مثبت و سرزندگی از آن جهت که می توانند رفتارهای انگیزشی و کاری کارکنان را پیش بینی نمایند.

جمال زاده (۱۳۹۱) در پژوهشی با عنوان «بررسی رابطه میزان اشتیاق شغلی و ابعاد نگرش های کاری کارکنان در دستگاه های اجرایی شهرستان کاشمر» نشان داد که میزان اشتیاق شغلی در بین کارکنان اجرایی شهرستان کاشمر به مقدار زیاد می باشد، همچنین بین اشتیاق شغلی و ابعاد نگرش های کاری کارکنان از منظرانرژی حرفه ای، فداکاری حرفه ای و شیفتگی حرفه ای رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین یافته های این پژوهش نشان می دهد که بین میزان اشتیاق شغلی و ابعاد نگرش های کاری از منظر رضایت شغلی و تعهد سازمانی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.اما بین اشتیاق شغلی و قصد ترک خدمت رابطه معناداری وجود ندارد. نتایج این پژوهش گویای ارتباط تأثیر مفاهیم سازمانی مثبت در ایجاد پیامدهای مثبتی چون رضایت شغلی و تعهد سازمانی است. مدیران سازمان ها باید با تأکید بیشتر برای ایجاد اشتیاق درکارکنان نسبت به شغلشان، پیامدهای مثبت حاصل ازآن را به خود و سازمان ها یشان بازگردانند.

  • تحقیقات انجام شده درخارج کشور

هربرت (۲۰۱۱) نیز در پژوهش خود با عنوان «رابطه سرمایه روانشناختی با برخی نگرش های شغلی» نشان داد که سرمایه روانشناختی با استرس شغلی و فرسودگی رابطه منفی دارد و با اشتیاق شغلی رابطه مثبت دارد. که همگی به شکل مستقیم و یا غیرمستقیم تأثیر به سزایی درتمایل به ماندن در سازمان کارکنان دارند.

لوک[۱۷۵] (۲۰۱۱) نیز در پژوهش خود که در میان ۲۰۰ پزشک هندی به بررسی رابطه هیجانات مثبت و سرمایه روانشناختی با میانجی گری استرس شغلی ادراک شده، رضایت شغلی پرداخته بود نشان داد که هیجانات مثبت روی سرمایه روانشناختی تأثیر می گذارد و سرمایه روانشناختی نیز نقش میانجی بین استرس شغلی ادراک شده، رضایت شغلی و در نهایت تمایل به خروج از سازمان دارد.

هاستینگ (۲۰۱۰) در پژوهش خود نشان داد که رابطه مثبت و معناداری بین مؤلفه های سرمایه روانشناختی و اشتیاق کارکنان وجود دارد. هر چند، تمام مؤلفه های سرمایه روانشناختی در ایجاد اشتیاق از اهمیت برخور داررند با این حال دو مؤلفه امیدواری و خودکارآمدی از قابلیت پیش بینی بالاتری برخوردار هستند.

آوی و همکاران (۲۰۰۶) نشان دادند که منابع مثبت کارکنان یا همان سرمایه روانشناختی آن ها رابطه مثبت دارد. براساس این مطالعه هیجانات مثبت به طورمستقیم بارفتارهای مدنی سازمان رابطه دارند، در این مطالعه همچنین نشان داده شد که سرمایه روانشناختی با اشتیاق شغلی ازطریق هیجانات مثبت رابطه غیرمستقیم دارد.

در اولین مطالعات در مورد رابطه بین سرمایه روانشناختی و پیامدهای شغلی، لوتانز و همکاران (۲۰۰۵) در مطالعه ای در بین کارگران چینی، رابطه بین هرکدام از مؤلفه های سرمایه روانشناختی با عملکرد شغلی و همین طور رابطه سرمایه روانشناختی کلی را با عملکرد آزمودند که نتایج نشانگر این بود که سرمایه روانشناختی با عملکرد شغلی حتی بیشتر از هرکدام مؤلفه هایش به تنهایی رابطه مثبت مستقیم دارد.

۲-۲-۳- رابطه میان رهبری اصیل و سرمایه روانشناختی

پژوهش های چندی روابط میان رهبری اصیل و سرمایه روانشناختی را بررسی کرده اند که نتایج برخی از این پژوهش ها در ذیل آورده می شود.

  • تحقیقات انجام شده در داخل کشور

میرمحمدی، رحیمیان (۱۳۹۳) در پژوهشی با عنوان «بررسی تأثیر رهبری اصیل برخلاقیت فردی کارکنان با توجه به نقش میانجی گری سرمایه روانشناختی» نشان دادند که همبستگی مثبت و معناداری بین دو متغیر رهبری اصیل و سرمایه روانشناختی وجود دارد و رهبری اصیل قابلیت های سرمایه های روانشناختی را تحت تأثیر قرار می دهد.

نیک پی (۱۳۹۳) در پژوهشی با عنوان «بررسی تأثیر ادراک رهبری اصیل بر رفتار شهروندی سازمانی از طریق سرمایه روانشناختی در میان اعضای هیأت علمی دانشگاه های خرم آباد»، نتایج پژوهش حاکی از آن است که رهبری اصیل به طور مستقیم و غیرمستقیم بر رفتارهای شهروندی سازمانی تأثیرگذار است، البته تأثیر غیر مستقیم رهبری اصیل بر هر دو بعد رفتار شهروندی سازمانی بیشتر از تأثیر مستقیم آن است. همچنین نتایج پژوهش نشان داد ادراک رهبری اصیل زنان و مردان متفاوت نیست اما میزان سرمایه روانشناختی و رفتار شهروندی سازمانی مردان بیشتر از زنان می باشد. سطح ادراک رهبری اصیل، میزان سرمایه روانشناختی و رفتار شهروندی سازمانی اعضای هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی لرستان در بین دانشگاه های مورد مطالعه پائین تر است. در نهایت مشاهده گردید مرتبه علمی اعضای هیأت علمی در ادراک رهبری اصیل، میزان سرمایه روانشناختی و رفتار شهروندی سازمانی آنان تأثیرگذار نمی باشد.

خلیلی باهر (۱۳۹۲) در پژوهشی با این عنوان« بررسی ارتباط رهبری اصیل با خلاقیت با توجه به نقش میانجی سرمایه روانشناختی کارکنان اداره کل آموزش فنی وحرفه ای استان گیلان» نشان می­دهد بین تمام متغیرهای تحقیق ارتباط معناداری وجود دارد و نقش متغیر میانجی محدود می باشد.

  • تحقیقات انجام شده درخارج کشور

شلایر (۲۰۱۴) در تحقیق خود با عنوان« نقش تعدیل کنندگی فرهنگ سازمانی و اقلیم روانی در رابطه بین رهبری اصیل و رفتارهای تعارض سازنده » بیان می کند که با بهره گرفتن از رگرسیون چند متغیره نشان داد که بین رهبری اصیل و رفتارهای تعارض سازنده رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.

کوگینز (۲۰۱۲) در پژهش خود با عنوان« رابطه برداشت پیروان از رهبران، رفتاررهبری خدمت گزار به دنبال چهارجزء سرمایه روانشناختی» و با بهره گرفتن از رگرسیون چندگانه سلسله مراتبی نشان می دهد که بین رهبری خدمت گزار و اجزاء سرمایه روان شناختی (امید، خودکارآمدی) رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد.

رندی پون (۲۰۱۲) در تحقیق خود با عنوان «تأثیر رهبری یکپارچه به دنبال سلامت روان و سرمایه روانی» نشان می دهد که بین رهبری یکپارچه و سرمایه روانی که شامل امید، خوش بینی و انعطاف پذیری است رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد.

رینولدز (۲۰۱۰) در پژوهش خود با عنوان «اثر یک رویکرد قوی به رهبری توسعه در سرمایه روانشناختی و ظرفیت های رهبری مبتنی بر ایمان مذهبی مؤسسات آموزش عالی» نشان داد که بین رهبری معتبر با چهارحالت سرمایه روانشناختی رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد.

کارول عبدالله (۲۰۰۹) درپژوهش خود با عنوان «مطالعه رابطه رفتارهای رهبری مثبت و پیروان سرمایه روانی» بیان می کند که همبستگی در رهبری مثبت و سرمایه روانی نزدیک به صفراست و از نظر آماری معنی دار بوده است. و همچنین بیان می کند که هر دو رفتار رهبری و سرمایه روانشناختی از یکدیگر مستقل هستند.

بریاند[۱۷۶] (۲۰۰۹) در پژوهش خود با عنوان« رابطه بین رهبری اصیل، رضایت، نیاز روانی و انگیزه» نشان می دهد که بین رهبری اصیل و نیازهای روانی و انگیزه رابطه معنی داری وجود ندارد.

۲-۳- جمع بندی پیشینه وارائه چارچوب نظری پژوهش :

به منظور ارائه یک مدل مناسب جهت پیش بینی اشتیاق شغلی دبیران تربیت بدنی، دامنه گسترده ای از مطالعات از لحاظ پیشینه نظری و تجربی مورد بررسی قرار گرفت. به طورکلی مرور پیشینه نشان داد که با یک نگاه سیستمی می توان بر اساس مؤلفه های رهبری اصیل و سرمایه های روانشناختی الگوی مناسبی را جهت پیش بینی اشتیاق شغلی دبیران تربیت بدنی ارائه نمود. همان طور که بحث کردیم مرور ادبیات نظری و تحقیقات قبلی نشان می دهد از یک سو رهبری اصیل منجر به سرمایه روانشناختی می شود. که در این تحقیقات بیان شده است: (خلیلی باهر، ۱۳۹۲؛ نیک پی، ۱۳۹۳؛ میرمحمدی، رحیمیان، ۱۳۹۳؛ بریاند، ۲۰۰۹؛ کارول عبدالله، ۲۰۰۹؛ رینولدز،۲۰۱۰؛ رندی پون، ۲۰۱۲؛ کوگینز،۲۰۱۲؛ شلایر، ۲۰۱۴). و همچنین از سوی دیگر پژوهش ها نشان داده اند که سرمایه روانشناختی منجر به اشتیاق شغلی می گردد. (جمال زاده، ۱۳۹۱؛ رحیمی و همکاران، ۱۳۹۱؛ علی پور،صفاری نیا، صراحی فروشان، آقاعلیخانی، آخوندی،۱۳۹۲؛ دیانتی نسب، ۱۳۹۲؛ شهبازی،۱۳۹۲؛ هاشمی شیخ شبانی و همکاران، ۱۳۹۲؛ نجاری و همکاران، ۱۳۹۲؛ مقیمی مفرد، ۱۳۹۳؛ لوتانز و همکاران، ۲۰۰۵؛ آوی و همکاران، ۲۰۰۶؛ هاستینگ، ۲۰۱۰؛ لوک،۲۰۱۱؛ هربرت، ۲۰۱۱). بر این اساس مفروضه و مساله اساسی مورد نظر پژوهش حاضر مطابق با ادبیات نظری و پیشینه تجربی، بررسی نقش واسطه ای سرمایه های روانشناختی در رابطه میان ادراک از رهبری اصیل و اشتیاق شغلی می باشد.

فصل سوم

روش تحقیق

در این فصل ابتدا طرح پژوهش جامعه آماری معرفی می شود. سپس به روش نمونه گیری و نحوه آن ها پرداخته و در ادامه ابزار گردآوری داده ها و روش های تعیین قابلیت اعتماد[۱۷۷] و اعتبار[۱۷۸] مقیاس ها معرفی می گردد. در گام بعد به بحث پیرامون مراحل اجرای پژوهش پرداخته و در پایان نیز روش های آماری مورد استفاده جهت تجزیه و تحلیل داده های گردآوری شده، آورده می شود.

۳-۱- روش و طرح تحقیق

روش اجرای این پژوهش توصیفی (غیرآزمایشی) طرح پژوهش از نوع طرح های همبستگی است. زیرا روابط بین متغیرهای رهبری اصیل و سرمایه های روانشناختی و اشتیاق شغلی در چارچوب مدل علی بررسی می شود.

پژوهش حاضر از منظر هدف کاربردی است، چون نتایج این پژوهش می تواند جهت ایجاد اشتیاق شغلی در دبیران تربیت بدنی مورد استفاده معلمان، برنامه ریزان و مسئولان آموزش و پرورش قرار گیرد.

۳-۲- جامعه آماری پژوهش

جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دبیران تربیت بدنی شیراز در سال ۱۳۹۴ می باشد که تعداد آن ها طبق بررسی میدانی صورت گرفته ۶۰۷ نفرکه برابر با (۳۱۲ مرد و ۲۹۵ زن ) می باشد.

۳-۳- روش نمونه گیری و حجم نمونه:

در این پژوهش برای ­انتخاب­ نمونه آماری با توجه به در دسترس بودن چارچوب نمونه گیری و پایین بودن حجم جامعه آماری پژوهش از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده گردید. حجم نمونه از طریق جدول مورگان ۲۳۴ انتخاب گردید. که از این تعداد ۱۱۷ مرد و ۱۱۷زن می باشند.

۳-۴- ابزار گردآوری داده ها

برای گردآوری داده ها در این پژوهش بر اساس پرسشنامه اشتیاق شغلی شوفلی (۲۰۰۳) شامل خرده مقیاس های انرژی، تعهد، جذب می باشد و سؤالات ۱۷-۱مربوط به اشتیاق شغلی است. و پرسشنامه رهبری اصیل آوولیو، گاردنر و والیوم (۲۰۰۶) توسط سایت پارس مدیر ساخته شده است. شامل خرده مقیاس های خودآگاهی، پردازش متوازن، اخلاق مداری، شفافیت رابطه ای می باشد. سؤالات ۳۲-۱۸ مربوط به رهبری اصیل است. و سرمایه روانشناختی لوتانز (۲۰۰۷)، شامل خرده مقیاس های خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری و خوش بینی می باشد. سؤالات ۵۶-۳۳ مربوط به سرمایه روانشناختی است.

۳-۵- مقیاس اشتیاق شغلی

در این پژوهش جهت سنجش متغیر اشتیاق شغلی از پرسشنامه اشتیاق شغلی شوفلی (۲۰۰۳) استفاده شده است. این پرسشنامه مشتمل بر ۱۷ گویه بوده و سه مؤلفه انرژی، تعهد و جذب را مورد سنجش قرار می دهد. در پرسشنامه کلی پژوهش سوالات ۱ تا ۱۷ مربوط به این متغیر می باشد. پاسخ های فراگیران به هر کدام از گویه های این پرسشنامه نیز بر روی طیف هفت درجه ای لیکرت (۶-۰)، همیشه، بیشتراوقات، اغلب، بعضی اوقات، به ندرت، تقریبا هرگز، هرگز ثبت می گردد. در این طیف به ترتیب نمرات ۶، ۵، ۴، ۳،۲،۱،۰ به پاسخ های همیشه، بیشتراوقات، اغلب، بعضی اوقات، به ندرت، تقریبا هرگز، هرگز تعلق می گیرد. لازم به ذکر است که این پرسشنامه در داخل کشور نیز در مطالعات متعددی از جمله مقیمی مفرد (۱۳۹۳) مورد استفاده قرار گرفته و نتایج حاکی از قابلیت های فنی مناسب این پرسشنامه می باشد. در ادامه به بحث پیرامون ویژگی های فنی پرسشنامه اشتیاق شغلی پرداخته می شود.

۳-۵-۱- قابلیت اعتماد (پایایی)

برای تعیین قابلیت اعتماد این پرسشنامه از روش آلفای کرو نباخ استفاده شد. ضریب آلفای کرونباخ گزارش شده توسط گوتیرز (۲۰۱۴)، برای مقیاس اشتیاق شغلی بین ۸۰/۰ تا ۸۸ /۰ می باشد. در پژوهش حاضر ضریب آلفای کرونباخ برای مقیاس اشتیاق شغلی ۷۲/ ۰به دست آمد. که بیانگر ثبات اندازه گیری این مقیاس می باشد.

۳-۵-۲- اعتبار(روایی)

تعیین اعتبار این پرسشنامه براساس تأیید اساتید راهنما، مشاور و متخصصان مشخص می شود. ضمنا برای تأیید روایی پرسشنامه در داخل کشور تحقیق نیک پی (۱۳۹۳)، گزارش شده است.

۳-۶- مقیاس رهبری اصیل

در این پژوهش جهت اندازه گیری رهبری اصیل فراگیران از پرسشنامه آوولیو، گاردنر و والیوم (۲۰۰۶) از سایت پارس مدیر استفاده شده است. و مشتمل بر۱۵ گویه می باشد. مؤلفه های آن شامل چهار خرده مقیاس خودآگاهی، پردازش متوازن، اخلاق مداری، شفافیت رابطه ای می باشد. در پرسشنامه کلی پژوهش سوالات ۱۸تا ۳۲ مربوط به این متغیر می باشد. پاسخ های فراگیران به هر کدام از گویه های این پرسشنامه بر روی طیف لیکرت پنج درجه ای شامل خیلی زیاد، زیاد، تا حدودی، کم، خیلی کم ثبت می گردد. در این طیف به ترتیب نمرات ۵، ۴، ۳، ۲ و ۱ به پاسخ های خیلی زیاد، زیاد، تا حدودی، کم، خیلی کم تعلق می گیرد. سؤالات ۲۱-۱۸ مربوط به خودآگاهی، سؤالات ۲۴-۲۲مربوط به پردازش متوازن، سؤالات ۲۸-۲۵مربوط به اخلاق مداری، سؤالات ۳۲-۲۹ مربوط به شفافیت رابطه ای است. لازم به ذکر است که برخی از خرده مقیاس های این پرسشنامه در داخل کشور در پژوهش نیک پی (۱۳۹۳) و کاهه (۱۳۹۱) مورد استفاده قرار گرفته و نتایج حاکی از قابلیت های فنی مناسب این پرسشنامه می باشد.

۳-۶-۱- قابلیت اعتماد(پایایی)

برای تعیین قابلیت اعتماد این پرسشنامه از روش آلفای کرونباخ استفاده شد. ضریب آلفای کرونباخ گزارش شده توسط یان لیو (۲۰۱۲) برای هر چهار خرده مقیاس خودآگاهی، پردازش متوازن، اخلاق مداری و شفافیت رابطه ای به ترتیب ۹۱/۰، ۹ ۷/۰، ۸۷/۰و ۸۷/۰ می باشد.. در مطالعه حاضر نیز ضرایب آلفای کرونباخ برای خرده مقیاس های خودآگاهی، پردازش متوازن، اخلاق مداری، شفافیت رابطه ای به ترتیب برابر با ۷۹/۰، ۷۸/۰، ۷۵/۰و۷۲/۰ به دست آمد که این ضرایب حاکی از قابلیت اعتماد مطلوب این پرسشنامه می باشد.

۳-۶-۲ – اعتبار(روایی)

روایی پرسشنامه با بهره گرفتن از تکنیک تحلیل عاملی تاییدی مورد بررسی قرار گرفته است. آوولیو وگاردنر در پژوهش های مختلف روایی و پایایی پرسشنامه را تایید کرده اند.

تعیین اعتباراین پرسشنامه براساس تأیید اساتید راهنما، مشاور و متخصصان مشخص می شود.

۳-۷- مقیاس سرمایه روانشناختی

برای اندازه گیری سرمایه روانشناختی از پرسشنامه سرمایه ­های روانشناختی لوتانز(۲۰۰۷) استفاده شده است. و مشتمل بر ۲۴ گویه می باشد. مؤلفه های آن شامل چهار خرده مقیاس خودکارآمدی، امیدواری، انعطاف پذیری (تاب آوری)، خوش بینی می باشد.. در پرسشنامه کلی پژوهش سوالات ۳۳ تا ۵۶ مربوط به این متغیر می باشد. پاسخ های فراگیران به هر کدام از گویه های این پرسشنامه بر روی طیف لیکرت شش درجه ای شامل خیلی مخالف، مخالف، تاحدی مخالف، تاحدی موافق، موافق، خیلی موافق ثبت می گردد. در این طیف به ترتیب نمرات ۶،۵،۴، ۳، ۲ و ۱ به پاسخ های خیلی مخالف، مخالف، تاحدی مخالف، تاحدی موافق، موافق، خیلی موافق تعلق می گیرد. سؤالات ۳۸-۳۳ مربوط به خودکارآمدی، سؤالات ۴۴-۳۹ مربوط به امیدواری، سؤالات ۵۰-۴۵ مربوط به تاب آوری، ۵۶-۴۶ مربوط به خوش بینی می باشد. لازم به ذکر است که برخی از خرده مقیاس های این پرسشنامه در داخل کشور در پژوهش های مقیمی مفرد (۱۳۹۳) و شهبازی(۱۳۹۲) مورد استفاده قرار گرفته و نتایج حاکی از قابلیت های فنی مناسب این پرسشنامه می باشد.

۳-۷-۱- قابلیت اعتماد (پایایی)

برای تعیین قابلیت اعتماد این پرسشنامه از روش آلفای کرونباخ استفاده شد. لوتانز(۲۰۰۷) گزارش کرد که نسبت کای دو این آزمون برابر با ۶/۲۴ است و آماره های CFI، RMSEA در این مدل به ترتیب ۹۷/۰ و ۰۸/۰ هستند. همچنین، میزان پایایی این پرسشنامه در ایران بر اساس آلفای کرونباخ ۸۵/۰ به دست آمد(بهادری­خسروشاهی و همکاران، ۱۳۹۱). ضریب آلفای کرونباخ گزارش شده توسط رینولدز (۲۰۱۰) برای هر چهار خرده مقیاس امید، خودکارآمدی، تاب آوری و خوش بینی به ترتیب ۸۰/۰ -۷۲/۰، ۸۵/۰ -۷۵/۰، ۷۲/۰- ۶۶/۰، ۷۹/۰- ۶۹/۰ می باشد.. در مطالعه حاضر نیز ضرایب آلفای کرونباخ برای خرده مقیاس های امید، خودکارآمدی، تاب آوری و خوش بینی به ترتیب برابر با ۷۳/۰، ۷۵/۰، ۷۲/۰و۷۱/۰ به دست آمد که این ضرایب حاکی از قابلیت اعتماد مطلوب این پرسشنامه می باشد.

۳-۷-۲- اعتبار(روایی)

تعیین اعتبار این پرسشنامه براساس تأیید اساتید راهنما، مشاور و متخصصان مشخص می شود. ضمنا برای تأیید روایی این پرسشنامه در داخل کشور تحقیق نجاری و همکاران (۱۳۹۲)، بیان شده است.

۳-۸- شیوه اجرای پژوهش

پس از تأیید موضوع و تصویب پروپوزال توسط گروه و همچنین تعیین پایایی و روایی پرسشنامه و اخذ مجوزهای لازم از دانشگاه، فرم نهایی پرسشنامه تهیه گردید و بعد ازآن با هماهنگی حراست نواحی چهارگانه آموزش و پرورش شیراز و گرفتن تأییدیه از بخش های تحقیقات و پژوهش این چهار ناحیه، این پرسشنامه در میان دبیران تربیت بدنی نواحی مختلف شیراز اجرا شد. ضمنا درحین اجرای پرسشنامه توضیحات لازم به دبیران مربوطه ارائه شد، و به آن ها اطمینان داده شد که مطالب پرسشنامه محرمانه است، و در اختیار کسی قرار نمی گیرد و صرفا جهت انجام پژوهش حاضر می باشد.

۳-۹- روش های آماری

برای تجزیه و تحلیل داده های حاصل از این پژوهش از شاخص های آمار توصیفی (میانگین – انحراف استاندارد- کجی و کشیدگی ) و آمار استنباطی (همبستگی پیرسون و روش تحلیل مسیر) به وسیله نرم افزار Lisrel استفاده گردید. ضمنا دراین پژوهش متغیرهای خودآگاهی، پردازش متوازن، اخلاق مداری، شفافیت رابطه ای به عنوان متغیرهای برون زا و متغیرهای خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری، خوش بینی و اشتیاق شغلی به عنوان متغیرهای درون زا در نظر گرفته شد.

فصل چهارم

یافته های پژوهش

در این فصل با هدف تحلیل داده ها ابتدا شاخص های آمار توصیفی مربوط به متغیرهای پژوهش گزارش و سپس ماتریس همبستگی متغیرها، ضرایب مسیر، مشخصه های نکویی برازش و نمودار مسیر مدل برازش شده ارائه شده است . ضمنا تحلیل یافته ها بدون در نظر گرفتن متغیر جمعیت شناختی انجام شده است.

۴-۱- شاخص های آمار توصیفی متغیرهای پژوهش

در جدول ۱-۴ شاخص های آمار توصیفی برای نمونه مورد بررسی (۲۳۴n=) شامل میانگین، انحراف استاندارد، کجی و کشیدگی برای متغیرهای مورد نظر آورده شده است.

جدول ۴-۱: شاخص های آمار توصیفی متغیرهای پژوهش

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

متغیر میانگین انحراف استاندارد کجی کشیدگی
خودآگاهی ۰۰/۱۵ ۹۷/۳ ۵۲/۰ ۳۶/۰
اخلاق مداری ۱۵/۱۳ ۵۴/۴ ۰۰/۱ ۰۵/۱
پردازش متوازن ۷۸/۱۰ ۶۲/۲ ۱۱/۰- ۰۹/۰
شفافیت متوازن ۷۲/۱۳ ۹۶/۳ ۲۴/۰ ۱۱/۰
خوش بینی ۸۵/۲۳ ۱۲/۵ ۱۶/۰ ۴۰/۰-
خودکارآمدی ۶۶/۲۵ ۳۵/۲ ۲۵/۰ ۱۱/۱
امیدواری ۹۷/۲۲ ۴۸/۴ ۴۳/۰ ۴۰/۰
تاب آوری ۵۸/۲۲ ۱۰/۳ ۱۱/۰ ۳۶/۰-
اشتیاق شغلی ۲۳/۷۸ ۶۲/۴ ۸۳/۰ ۱۷/۰-

همان طور که در جدول ۱-۴ مشاهده می شود با توجه به مقادیر بدست آمده کجی و کشیدگی برای متغیرهای پژوهش که تقریبا بین ۱- و ۱+ قرار دارد، توزیع تمامی متغیرها نرمال است. همچنین بررسی نتایج آزمون کالموگرف اسمیرنف و عدم معنی داری نتایج این آزمون نیز فرض نرمال بودن توزیع متغیرها را تایید کرد. بنابراین می توانیم جهت تجزیه و نحلیل یافته های پژوهش از مدل تحلیل مسیر استفاده کنیم.

۴-۲- ماتریس همبستگی

از آنجایی که پایه و اساس مطالعات تحلیل مسیر همبستگی بین متغیرها می باشد، در ادامه ماتریس همبستگی متغیرهای پژوهش آورده می شود.

جدول ۴ -۲: ماتریس همبستگی متغیرهای پژوهش

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

متغیرها ۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹
خودآگاهی ۱                
اخلاق مداری **۲۴/۰ ۱              
پردازش متوازن **۲۶/۰ **۲۵/۰ ۱            
شفافیت رابطه ای **۲۴/۰ **۱۳/۰ **۲۷/۰ ۱          
خوش بینی **۲۳/۰ **۲۱/۰ **۱۶/۰ **۲۴/۰ ۱        
خودکارآمدی **۳۰/۰ **۲۹/۰ **۲۹/۰ *۲۷/۰ **۲۴/۰ ۱      
امیدواری **۳۴/۰ **۲۷/۰ **۲۲/۰ **۲۸/۰ *۱۲/۰ **۲۳/۰ ۱    
تاب آوری **۲۳/۰ **۳۵/۰ **۲۸/۰ **۲۷/۰ **۱۶/۰ **۲۸/۰ **۲۲/۰ ۱  
اشتیاق شغلی **۱۶/۰ **۲۵/۰ **۲۹/۰ **۲۶/۰ **۳۴/۰ **۴۴/۰ **۴۱/۰ **۳۶/۰ ۱

۰۱/۰ P < ** ۰۵/۰ P < *

با توجه به جدول ۴-۲ می بینیم که از میان متغیرهای برونزا(مولفه های رهبری اصیل) به ترتیب پردازش متوازن(۲۹/۰)، شفافیت رابطه ای (۲۶/۰)، اخلاق مداری (۲۵/۰)، و خودآگاهی(۱۶/۰) بالاترین تا پایین ترین ضریب همبستگی را با اشتیاق شغلی دارا می باشند که تمامی این ضرایب از نظر آماری در سطح ۰۱/ معنی دار می باشند. از میان متغیر های درونزا(مولفه های سرمایه های روانشناختی) نیز به ترتیب خودکارآمدی(۴۴/۰)، امیدواری(۴۱/۰)، تاب آوری(۳۶/۰) و خوش بینی(۳۹/۰)بالاترین تا پایین ترین ضریب همبستگی را با اشتیاق شغلی دارا هستند که تمامی این ضرایب از نظر آماری در سطح ۰۱/۰ معنی دار هستند. ضمنا در ماتریس فوق بالاترین ضریب همبستگی مربوط به رابطه بین خودکارآمدی و اشتیاق شغلی (۴۴/۰) و پایین ترین ضریب همبستگی در این ماتریس مربوط به رابطه امیدوار و خوش بینی (۱۲/۰) است که از نظر آماری اولی در سطح ۰۱/۰ و دومی در سطح ۰۵/۰ معنی دار است.

۴-۳- تحلیل مسیر

در این پژوهش برای بررسی اثرات مستقیم و غیرمستقیم مولفه های رهبری اصیل(خودآگاهی، اخلاق مداری، پردازش متوازن، شفافیت متوازن) و ابعاد سرمایه های روانشناختی(خودکارآمدی، امیدواری، خوش بینی، تاب آوری) بر اشتیاق شغلی یک مدل فرضی بر اساس پیشینه نظری و تجربی طراحی شد که در فصل اوّل ارائه شده است. فرضیه های ارائه شده در فصل اوّل نیز بیانگر روابط علی میان متغیرهای موجود در مدل است. در این پژوهش بررسی همزمان فرضیه ها در قالب مدل اوّلیه صورت می گیرد. برای ارزیابی مدل فرضی این پژوهش، ابتدا با بهره گرفتن از روش بیشینه احتمال به برآورد پارامترها می پردازیم. پارامترهای برآورد شده شامل ضرایب اثر مستقیم، ضرایب اثر غیر مستقیم و ضرایب اثر کل می باشد که برای هر کدام از این پارامترها جدول جداگانه ای حاوی ضرایب برآورد استاندارد شده، خطای استاندارد برآورد و ارزش t مربوط به آزمون معنی داری این پارامترها ارائه شده است. در ضمن با توجه به این ضرایب تأیید یا عدم تأیید فرضیه های پژوهش مورد بررسی قرار می گیرد. در نهایت نیز مشخصه های برازندگی مدل و نمودار مدل برازش شده پیش بینی اشتیاق شغلی بر اساس رهبری اصیل و سرمایه های روانشناختی آورده می شود.

۴-۳-۱- اثرات مستقیم

در این قسمت با توجه به اطلاعات مندرج در جدول ۴-۳ به بحث و بررسی پیرامون رد یا تایید فرضیه های مرتبط با اثرات مستقیم متغیرها بر یکدیگر می پردازیم. در ادامه جدول ۴-۳ مربوط به اثرات مستقیم آورده می شود.

جدول ۴-۳- برآوردهای ضرایب اثر مستقیم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

متغیرها برآوردها پارامتر استاندارد شده خطای استاندارد برآورد t
اثر مستقیم خودآگاهی بر :      
خوش بینی **۱۵/۰ ۰۴/۰ ۷۱/۲
خودکارآمدی **۱۷/۰ ۰۳/۰ ۳۱/۳
امیدواری **۲۴/۰ ۰۳/۰ ۶۲/۴
تاب آوری ۰۹/۰ ۰۴/۰ ۷۵/۱
اثر مستقیم اخلاق مداری بر:      
خوش بینی **۱۴/۰ ۰۳/۰ ۵۳/۲
خودکارآمدی **۱۹/۰ ۰۴/۰ ۶۶/۳
امیدواری **۱۷/۰ ۰۳/۰ ۲۵/۳
تاب آوری **۲۷/۰ ۰۵/۰ ۱۹/۵
اثر مستقیم پردازش متوازن بر:      
خوش بینی ۰۳/۰ ۰۵/۰ ۶۱/۰
خودکارآمدی **۱۵/۰ ۰۵/۰ ۷۸/۲
امیدواری ۰۵/۰ ۰۴/۰ ۰۲/۱
تاب آوری **۱۴/۰ ۰۴/۰ ۶۰/۲
اثرمستقیم شفافیت متوازن بر:      
خوش بینی **۱۸/۰ ۰۵/۰ ۳۰/۳
خودکارآمدی **۱۶/۰ ۰۳/۰ ۰۷/۳
امیدواری **۱۸/۰ ۰۲/۰ ۵۶/۳
تاب آوری **۱۷/۰ ۰۴/۰ ۲۸/۳
اثرمستقیم خوش بینی بر:      
اشتیاق شغلی **۲۱/۰ ۰۴/۰ ۶۹/۴
اثرمستقیم خودکارآمدی بر:      
اشتیاق شغلی **۲۷/۰ ۰۴/۰ ۸۹/۵
اثر مستقیم امیدواری بر:      
اشتیاق شغلی **۲۹/۰ ۰۵/۰ ۴۶/۶
اثر مستقیم تاب آوری بر:      
اشتیاق شغلی **۱۹/۰ ۰۳/۰ ۳۱/۴

۰۱/۰ P < ** ۰۵/۰ P < *

فرضیه ۱: مولفه خودآگاهی رهبری اصیل بر خودکارآمدی، امیدواری، خوش بینی و تاب آوری دارای اثر مستقیم و مثبت می باشد.

با توجه به اطلاعات مندرج در جدول ۴-۳ اثر مستقیم خودآگاهی بر خوش بینی برابر با ۱۵/۰ و با توجه به مقدار(۷۱/۲ t = ) در سطح ۰۱/۰ معنی دار است. اثر مستقیم خودآگاهی بر خودکارآمدی برابر با ۱۷/۰ و با توجه به مقدار(۳۱/۳ t = ) در سطح ۰۱/۰ معنی دار است. همچنین اثر مستقیم خودآگاهی بر امیدواری برابر با ۲۴/۰ و با توجه به مقدار(۶۲/۴t = ) از نظر آماری در سطح ۰۱/۰ معنی دار است. در نهایت اثر مستقیم خودآگاهی بر تاب آوری برابر با ۰۹/۰ و با توجه به مقدار(۷۵/ ۱ t = ) از نظر آماری معنی دار نیست. بنابراین فرضیه اول پژوهش در ارتباط با اثر مستقیم مولفه خودآگاهی بر تاب آوری رد و در ارتباط با اثر مستقیم و مثبت این متغیر بر سایر مولفه های سرمایه روان شناختی (برخود کارآمدی، امیدواری، خوش بینی و تاب آوری) تایید می گردد.

فرضیه ۲: مولفه اخلاق مداری رهبری اصیل بر خودکارآمدی، امیدواری، خوش بینی و تاب آوری دارای اثر مستقیم و مثبت می باشد.

با توجه به اطلاعات مندرج در جدول ۴-۳ اثر مستقیم اخلاق مداری بر خوش بینی برابر با ۱۴/۰ و با توجه به مقدار(۵۳/۲ t = ) در سطح ۰۱/۰ معنی دار است. اثر مستقیم اخلاق مداری بر خودکارآمدی برابر با ۱۹/۰ و با توجه به مقدار(۶۶/۳ t = ) در سطح ۰۱/۰ معنی دار است. همچنین اثر مستقیم اخلاق مداری بر امیدواری برابر با ۱۷/۰ و با توجه به مقدار (۲۵/۳t = ) از نظر آماری در سطح ۰۱/۰ معنی دار است. در نهایت اثر مستقیم اخلاق مداری بر تاب آوری برابر با ۲۷/۰ و با توجه به مقدار (۱۹/ ۵ t =) از نظر آماری در سطح ۰۱/۰ معنی دار است. بنابراین فرضیه دوم پژوهش در ارتباط با اثر مستقیم و مثبت مولفه اخلاق مداری بر ابعادسرمایه های روان شناختی(برخودکارآمدی، امیدواری، خوش بینی و تاب آوری) تایید می گردد.

فرضیه ۳: مولفه پردازش متوازن رهبری اصیل بر خودکارآمدی، امیدواری، خوش بینی و تاب آوری دارای اثر مستقیم و مثبت می باشد.

با توجه به اطلاعات مندرج در جدول ۴-۳ اثر مستقیم پردازش متوازن بر خوش بینی برابر با ۰۳/۰ و با توجه به مقدار(۶۱/۰ t = ) از نظر آماری معنی دار نیست. همچنین اثر مستقیم پردازش متوازن بر خودکارآمدی برابر با ۱۵/۰ و با توجه به مقدار(۷۸/۲t = ) از نظر آماری در سطح ۰۱/۰ معنی دار است. اثر مستقیم پردازش متوازن بر امیدواری برابر با ۰۵/۰ و با توجه به مقدار(۰۲/۱ t = ) از نظر آماری معنی دار نیست. در نهایت اثر مستقیم پردازش متوازن بر تاب آوری برابر با ۱۴/۰ و با توجه به مقدار(۶۰/۲ t = ) از نظر آماری در سطح ۰۱/۰ معنی دار است. بنابراین فرضیه سوم پژوهش در ارتباط با اثر مستقیم و مثبت مولفه پردازش متوازن بر امیدواری و خوش بینی رد و در ارتباط با اثر این متغیر بر خودکارآمدی و تاب آوری تایید می گردد.

فرضیه ۴: مولفه شفافیت متوازن رهبری اصیل بر خودکارآمدی، امیدواری، خوش بینی و تاب آوری دارای اثر مستقیم و مثبت می باشد.

با توجه به اطلاعات مندرج در جدول ۴-۳ اثر مستقیم شفافیت متوازن بر خوش بینی برابر با ۱۸/۰ و با توجه به مقدار(۳۰/۳ t = ) در سطح ۰۱/۰ معنی دار است. همچنین اثر مستقیم شفافیت متوازن بر خودکارآمدی برابر با ۱۶/۰ و با توجه به مقدار(۰۷/۳t = ) از نظر آماری در سطح ۰۱/۰ معنی دار است. اثر مستقیم شفافیت متوازن بر امیدواری برابر با ۱۸/۰ و با توجه به مقدار(۵۶/۳ t = ) در سطح ۰۱/۰ معنی دار است. در نهایت اثر مستقیم شفافیت متوازن بر تاب آوری برابر با ۱۷/۰ و با توجه به مقدار(۲۸/۳ t = ) در سطح ۰۱/۰ معنی دار است. بنابراین فرضیه چهارم پژوهش در ارتباط با اثر مستقیم و مثبت مولفه شفافیت متوازن بر ابعاد سرمایه های روانشناختی(برخودکارآمدی، امیدواری، خوش بینی و تاب آوری) تایید می گردد.

فرضیه ۵: بعد خوش بینی سرمایه های روانشناختی بر اشتیاق شغلی دارای اثر مستقیم و مثبت می باشد.

با توجه به اطلاعات مندرج در جدول ۴-۳ اثر مستقیم خوش بینی بر اشتیاق شغلی برابر با ۲۱/۰ و با توجه به مقدار(۶۹/۴t = ) در سطح ۰۱/۰ معنی دار است. بنابراین فرضیه پنجم پژوهش در ارتباط با اثر مستقیم و مثبت خوش بینی بر اشتیاق شغلی تایید می گردد.

فرضیه ۶: بعد خودکارآمدی سرمایه های روانشناختی بر اشتیاق شغلی دارای اثر مستقیم و مثبت می باشد.

با توجه به اطلاعات مندرج در جدول ۴-۳ اثر مستقیم خودکارآمدی بر اشتیاق شغلی برابر با ۲۷/۰ و با توجه به مقدار(۸۹/۵t = ) در سطح ۰۱/۰ معنی دار است. بنابراین فرضیه پنجم پژوهش در ارتباط با اثر مستقیم و مثبت خودکارآمدی بر اشتیاق شغلی تایید می گردد.

فرضیه ۷: بعد امیدواری سرمایه های روانشناختی بر اشتیاق شغلی دارای اثر مستقیم و مثبت می باشد.

با توجه به اطلاعات مندرج در جدول ۴-۳ اثر مستقیم امیدواری بر اشتیاق شغلی برابر با ۲۹/۰ و با توجه به مقدار (۴۶/۶t = ) در سطح ۰۱/۰ معنی دار است. بنابراین فرضیه هفتم پژوهش در ارتباط با اثر مستقیم امیدواری بر اشتیاق شغلی تایید می گردد.

فرضیه ۸: بعد تاب آوری سرمایه های روانشناختی بر اشتیاق شغلی دارای اثر مستقیم و مثبت می باشد.

با توجه به اطلاعات مندرج در جدول ۴-۳ اثر مستقیم تاب آوری بر اشتیاق شغلی برابر با ۱۹/۰ و با توجه به مقدار(۳۱/۴t = ) در سطح ۰۱/۰ معنی دار است. بنابراین فرضیه هشتم پژوهش در ارتباط با اثر مستقیم تاب آوری بر اشتیاق شغلی تایید می گردد.

۴-۳-۲ – اثرات غیرمستقیم

در این قسمت با توجه به اطلاعات مندرج در جدول ۴-۴ به بحث و بررسی پیرامون رد یا تایید فرضیه های مرتبط با اثرات غیرمستقیم متغیرها بر یکدیگر می پردازیم. در ادامه جدول ۴-۴ مربوط به اثرات غیرمستقیم آورده می شود.

جدول ۴-۴ برآورد ضرایب اثر غیر مستقیم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

متغیرها برآوردها پارامتر استاندارد شده خطای استاندارد برآورد t
اثر غیرمستقیم خودآگاهی بر:      
اشتیاق شغلی **۱۶/۰ ۰۳/۰ ۷۶/۵
اثر غیرمستقیم اخلاق مداری بر:      
اشتیاق شغلی **۱۸/۰ ۰۳/۰ ۱۸/۶
اثر غیرمستقیم پردازش متوازن بر:      
اشتیاق شغلی **۰۹/۰ ۰۴/۰ ۵۶/۳
اثر غیرمستقیم شفافیت رابطه ای بر:      
اشتیاق شغلی **۱۷/۰ ۰۳/۰ ۸۸/۵

۰۱/۰ P < ** ۰۵/۰ P < *

فرضیه ۹: مولفه خودآگاهی رهبری اصیل از طریق واسطه گری ابعاد سرمایه های روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، خوش بینی و تاب آوری) بر اشتیاق شغلی دارای اثر غیر مستقیم و مثبت می باشد.

با توجه به اطلاعات جدول ۴-۴ اثر غیر مستقیم مولفه خودآگاهی بر اشتیاق شغلی برابر با ۱۶/۰ و با توجه به (۷۶/ ۵ t = ) در سطح ۰۱/۰ معنی دار است. لازم به ذکر است که با توجه به عدم معنی داری اثر مستقیم خودآگاهی بر تاب آوری که در بحث اثرات مستقیم به آن اشاره شد، این اثر غیر مستقیم و مثبت صرفا از طریق سایر مولفه های سرمایه روانشناختی(خودکارآمدی، امیدواری، خوش بینی) صورت گرفته است. بنابراین فرضیه نهم پژوهش در ارتباط با نقش واسطه ای مولفه تاب آوری در میان خودآگاهی و اشتیاق شغلی رد و در ارتباط با واسطه گری سایر مولفه های سرمایه روانشناختی(خودکارآمدی، امیدواری، خوش بینی) در میان این دو متغیر تایید می گردد.

فرضیه ۱۰: مولفه اخلاق مداری رهبری اصیل از طریق واسطه گری ابعاد سرمایه های روانشناختی(خودکارآمدی، امیدواری، خوش بینی و تاب آوری) بر اشتیاق شغلی دارای اثر غیر مستقیم و مثبت می باشد.

با توجه به اطلاعات جدول ۴-۴ اثر غیر مستقیم مولفه اخلاق مداری بر اشتیاق شغلی برابر با ۱۸/۰ و با توجه به (۱۸/ ۶t = ) در سطح ۰۱/۰ معنی دار است. لازم به ذکر است که این اثر غیر مستقیم و مثبت اخلاق مداری بر اشتیاق شغلی از طریق مولفه های سرمایه روانشناختی(خودکارآمدی، امیدواری، خوش بینی و تاب آوری) صورت گرفته است. بنابراین فرضیه دهم پژوهش در ارتباط با نقش واسطه ای سرمایه روانشناختی(خودکارآمدی، امیدواری، خوش بینی و تاب آوری) در میان بعد اخلاق مداری و اشتیاق شغلی تایید می گردد.

فرضیه ۱۱: مولفه پردازش متوازن رهبری اصیل از طریق واسطه­گری ابعاد سرمایه ­های روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، خوش بینی و تاب آوری) بر اشتیاق شغلی دارای اثر غیر مستقیم و مثبت می باشد..

با توجه به اطلاعات جدول ۴-۴ اثر غیر مستقیم مولفه پردازش متوازن بر اشتیاق شغلی برابر با ۰۹/۰و با توجه به (۵۶/۳ t = ) در سطح ۰۱/۰ معنی دار است. ضمنا با توجه به عدم معنی داری اثر مستقیم پردازش متوازن بر خوش بینی و امیدواری این اثر غیر مستقیم صرفا از طریق سایر ابعاد سرمایه روانشناختی یعنی خودکارآمدی و تاب آوری صورت می گیرد. بنابراین فرضیه یازدهم پژوهش در ارتباط با نقش واسطه ای و مثبت خودکارآمدی و تاب آوری در میان پردازش متوازن و اشتیاق شغلی تایید و در ارتباط با نقش واسطه ای خوش بینی و امیدواری در میان این دو متغیر رد می گردد.

فرضیه ۱۲: مولفه شفافیت متوازن خدمت گذار از طریق واسطه گری ابعاد سرمایه های روانشناختی(خودکارآمدی، امیدواری، خوش بینی و تاب آوری) بر اشتیاق شغلی دارای اثر غیر مستقیم و مثبت می باشد.

با توجه به اطلاعات جدول ۴-۴ اثر غیر مستقیم مولفه شفافیت متوازن بر اشتیاق شغلی برابر با ۱۷/۰و با توجه به (۸۸/۵ t = ) در سطح ۰۱/۰ معنی دار است. لازم به ذکر است که این اثر غیر مستقیم و مثبت از طریق مولفه های سرمایه روانشناختی(خودکارآمدی، امیدواری، خوش بینی و تاب آوری) صورت گرفته است. بنابراین فرضیه دوازدهم پژوهش در ارتباط با نقش واسطه ای سرمایه روانشناختی(خودکارآمدی، امیدواری، خوش بینی و تاب آوری) در میان بعد شفافیت متوازن و اشتیاق شغلی تایید می گردد.

۴-۳-۳- اثرات کلی

یکی دیگر از پارامترهای برآورد شده اندازه گیری اثرات کل می باشد که از ترکیب اثرات مستقیم و غیرمستقیم بدست می آید. در برخی موارد متغیرها بر یکدیگر اثر مستقیم و یا فقط غیرمستقیم دارند که در این صورت اثر کل برابر با اثر مستقیم و یا غیرمستقیم می باشد. با توجه به اینکه اثرات مستقیم و غیرمستقیم تمامی متغیرها در جداول مربوطه آورده شده و تمامی متغیر های پژوهش بر اشتیاق شغلی فقط دارای اثر مستقیم یا غیرمستقیم هستند، در اینجا جهت اجتناب از تکرار از آوردن جدول جداگانه ای جهت بررسی اثرات کل خودداری می کنیم.

در ادامه به مقایسه اثرات مستقیم، غیر مستقیم و کل متغیرها بر اشتیاق شغلی پرداخته می شود.

۴-۳-۴ – مقایسه اثرات مستقیم، غیرمستقیم و کل متغیرها بر اشتیاق شغلی

از دیگر ویژگی های تحلیل مسیر امکان مقایسه اثرات کل، مستقیم و غیرمستقیم متغیرها بر یکدیگر می باشد. بر این اساس در جداول ۴-۵ به منظور مقایسه اثرات مستقیم، غیرمستقیم و کل متغیرها بر اشتیاق شغلی، برآورد ضرایب استاندارد شده اثرات مستقیم، اثرات غیرمستقیم و اثرات کل متغیرها بر اشتیاق شغلی گزارش شده است.

جدول: ۴ -۵ ضرایب استاندارد شده اثرات مستقیم، غیرمستقیم و کل متغیرها بر اشتیاق شغلی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

متغیرها برآوردها اثرات مستقیم اثرات غیرمستقیم اثرات کل
به روی اشتیاق شغلی از:      
خودآگاهی **۱۶/۰ **۱۶/۰
اخلاق مداری **۱۸/۰ **۱۸/۰
پردازش متوازن **۰۹/۰ **۰۹/۰
شفافیت رابطه ای **۱۷/۰ **۱۷/۰
خوش بینی **۲۱/۰ **۲۱/۰
خودکارآمدی **۲۷/۰ **۲۷/۰
امیدواری **۲۹/۰ **۲۹/۰
تاب آوری **۱۹/۰ **۱۹/۰

همان طور که در جدول ۴-۵ مشاهده می کنیم هیچ کدام از ابعاد رهبری اصیل به عنوان متغیرهای برونزای پژوهش (خودآگاهی، اخلاق مداری، پردازش متوازن، شفافیت رابطه ای) بر اشتیاق شغلی دارای اثر مستقیم نیستند. در حالی که اثر غیر مستقیم هر چهار بعد رهبری اصیل شامل خودآگاهی (۱۶/۰)، اخلاق مداری(۱۸/۰)، پردازش متوازن(۰۹/۰) و شفافیت متوازن (۱۷/۰) بر اشتیاق شغلی از نظر آماری در سطح ۰۱/۰ معنی دار است که این امر بیانگر نقش واسطه ای موثر متغیر سرمایه های روان شناختی در میان مولفه های رهبری اصیل و اشتیاق شغلی است. همچنین مشاهده می گردد که بیشترین اثر غیر مستقیم بر اشتیاق شغلی مربوط به مولفه اخلاق مداری و بیشترین اثر مستقیم بر این متغیر مربوط به مولفه امیدواری می باشد.

۴-۳- ۵- واریانس تبیین شده

در جدول ۴-۶ واریانس تبیین شده متغیرهای پژوهش آورده شده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ردیف متغیر واریانس تبیین شدهR2
۱ خوش بینی ۱۱/۰
۲ خودکارآمدی ۱۹/۰
۳ امیدواری ۱۹/۰
۴ تاب آوری ۲۰/۰
۵ اشتیاق شغلی ۳۵/۰

جدول ۴-۶: واریانس تبیین شده متغیرهای پژوهش

۴-۳- ۶- مشخصه های برازندگی مدل و مدل برازش شده

جهت بررسی برازندگی مدل از شاخص های برازندگی استفاده شده است. بطور کلی از میان مشخصه های برازندگی متنوعی که وجود دارد، در این پژوهش شاخص های برازش x2/df، RMSEA، [۱۷۹]CFI، GFI و AGFI گزارش می شود. در جدول زیر مشخصه های برازندگی مدل پیش بینی اشتیاق شغلی ارائه شده است.

جدول ۴-۷: مشخصه های نکویی برازندگی مدل پیش بینی اشتیاق شغلی

 

 

 

 

 

 

مشخصه برآورد
نسبت مجذور کای به درجه آزادی (/df2x) ۳۹/۲ =۱۰/۲۳٫۹۲
شاخص برازندگی تطبیقی (CFI) ۹۸/۰
شاخص نکویی برازش (GFI) ۹۸/۰
شاخص تعدیل شده نکویی برازش (AGFI) ۹۳/۰
جذر برآورد واریانس خطای تقریب (RMSEA) ۰۶/۰

با توجه به مشخصه های نکویی برازش که درجدول ۴-۷ گزارش شده برازش مدل پیش بینی اشتیاق شغلی در سطح مطلوبی می باشد. در ادامه نمودار مسیر مدل برازش شده همراه با پارامترهای برآورد شده(مقادیر استاندارد) ارائه شده است (شکل ۴-۱).

شکل ۴-۱ نمودار مسیر و برآورد پارامترهای مدل برازش شده پیش بینی اشتیاق شغلی ۰۱/۰ P < ** ۰۵/۰ P <*

 

در ادامه شکل ۴-۲ مربوط به نمودار مسیر مدل برازش شده بر اساس مقادیر t آورده شده است.

فصل پنجم

بحث و نتیجه گیری

پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای سرمایه های روانشناختی در میان ابعاد رهبری اصیل و اشتیاق شغلی انجام شده، برای این منظور بر اساس مباحث تجربی و نظری قبلی مدلی را ارائه کردیم و بر اساس روش تحلیل مسیر در این جامعه آماری مورد آزمون قرار دادیم. مشخصه های مدل نشان داد که داده های جمع آوری شده با این جامعه آماری برازش مناسب دارد. در ادامه به بحث در مورد اثرات مستقیم و غیرمستقیم فرضیه ها می پردازیم و در ادامه پیشنهادهای کاربردی، پیشنهادهایی برای تحقیقات آتی، محدودیت ها و موانع آورده می شود.

۵-۱- فرضیه های مرتبط با اثرات مستقیم

فرضیه ۱: خودآگاهی بر مؤلفه های سرمایه روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری، خوش بینی) دارای اثرمستقیم مثبت است.

یافته های مربوط به فرضیه فوق نشان می دهد که خودآگاهی به عنوان یکی از مؤلفه های رهبری اصیل بر خودکارآمدی دارای اثر مستقیم، مثبت و معنادار است. این یافته با نتایج تحقیقات (خلیلی باهر،۱۳۹۲؛ میرمحمدی، رحیمیان، ۱۳۹۳ و بندورا و همکاران، ۱۹۹۷، نقل از کیامرثی و همکاران، ۱۳۹۰؛ ایلیز و همکاران، ۲۰۰۵؛ شمیر و ایلام، ۲۰۰۵؛ کارول عبدالله، ۲۰۰۹؛ رندی پون، ۲۰۱۲؛ شلایر، ۲۰۱۴) همخوانی دارد. اما با یافته های تحقیقات (بریاند، ۲۰۰۹) همخوانی ندارد. یافته دیگر مربوط به فرضیه فوق این است که خودآگاهی بر امیدواری به صورت مثبت و معنی داری اثر می گذارد. این یافته با نتایج تحقیقات (خلیلی باهر، ۱۳۹۲؛ میرمحمدی، رحیمیان، ۱۳۹۳و اسنایدر، ۲۰۰۶، نقل از پرچم و همکاران، ۱۳۹۲؛ کارول عبدالله،۲۰۰۹ ؛ رندی پون، ۲۰۱۲؛ شلایر، ۲۰۱۴) همخوانی دارد. اما با یافته های تحقیقات ( بریاند، ۲۰۰۹) همخوانی ندارد. یافته دیگرمربوط به فرضیه فوق این است که خودآگاهی برتاب آوری به صورت مثبت ومعنی داری اثر می گذارد. این یافته بانتایج تحقیقات (خلیلی باهر،۱۳۹۲؛ میرمحمدی، رحیمیان، ۱۳۹۳و والر، ۲۰۰۱، به نقل از سامانی و همکاران، ۱۳۸۶؛ کارول عبدالله، ۲۰۰۹؛ رندی پون،۲۰۱۲ ؛ شلایر،۲۰۱۴) همخوانی دارد. اما با یافته های تحقیقات (بریاند،۲۰۰۹) همخوانی ندارد. یافته دیگر مربوط به فرضیه فوق این است که خودآگاهی برخوش بینی به صورت مثبت ومعنی داری اثر می گذارد. این یافته بانتایج تحقیقات (خلیلی باهر،۱۳۹۲؛ میرمحمدی، رحیمیان، ۱۳۹۳و میلیگان،۲۰۰۳؛ کارول عبدالله،۲۰۰۹؛ رندی پون،۲۰۱۲؛ شلایر،۲۰۱۴) همخوانی دارد. اما با یافته های تحقیقات( بریاند، ۲۰۰۹) همخوانی ندارد.. با توجه به یافته فوق می توان گفت که اگر معلمان احساس کنند، مدیران مدارس از شخصیت، ارزش ها و انگیزه های خود آگاهند، معلمان آن مدارس تاب و تحمل مواجهه با مشکلات و سختی ها را دارند، همیشه مستقل و مثبت نگر بوده و درکارشان به توانمندی هایشان اعتماد می کنند. چرا که چنین افرادی در مدارس می توانند شاگردان مستعدتر و با انگیزه تری را تربیت کنند.

فرضیه ۲ : اخلاق مداری برمؤلفه های سرمایه روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری، خوش بینی) دارای اثرمستقیم مثبت است.

نتایج مربوط به فرضیه فوق نشان می دهدکه اخلاق مداری برخودکارآمدی دارا ی اثرمستقیم، مثبت و معناداراست. این یافته با نتایج تحقیقات(خلیلی باهر،۱۳۹۲؛ میرمحمدی، رحیمیان، ۱۳۹۳و آوولیو و گاردنر،۲۰۰۵؛ بندورا و همکاران،۱۹۹۷، نقل از کیامرثی و همکاران،۱۳۹۰؛ ایلیز و همکاران، ۲۰۰۵؛ شمیر و ایلام،۲۰۰۵؛ کارول عبدالله،۲۰۰۹؛ رندی پون،۲۰۱۲؛ شلایر،۲۰۱۴) همخوانی دارد. اما با یافته های تحقیقات( بریاند، ۲۰۰۹) همخوانی ندارد. یافته دیگرمربوط به فرضیه فوق این است که اخلاق مداری برامیدواری به صورت مثبت و معنی داری اثر می گذارد. این یافته با نتایج تحقیقات (خلیلی باهر،۱۳۹۲؛ میرمحمدی، رحیمیان، ۱۳۹۳و اسنایدر، ۲۰۰۶،نقل از پرچم و همکاران،۱۳۹۲؛ کارول عبدالله، ۲۰۰۹؛ رندی پون،۲۰۱۲؛ شلایر،۲۰۱۴) همخوانی دارد. اما با یافته های تحقیقات (بریاند، ۲۰۰۹) همخوانی ندارد. یافته دیگرمربوط به فرضیه فوق این است که اخلاق مداری برتاب آوری به صورت مثبت و معنی داری اثر می گذارد. این یافته بانتایج تحقیقات (خلیلی باهر،۱۳۹۲؛ میرمحمدی، رحیمیان، ۱۳۹۳و و الر، ۲۰۰۱، به نقل از سامانی و همکاران،۱۳۸۶ ؛ کارول عبدالله، ۲۰۰۹؛ رندی پون، ۲۰۱۲؛ شلایر،۲۰۱۴) همخوانی دارد. اما با یافته های تحقیقات (بریاند،۲۰۰۹) همخوانی ندارد. یافته دیگرمربوط به فرضیه فوق این است که اخلاق مداری برخوش بینی به صورت مثبت و معنی داری اثر می گذارد. این یافته با نتایج تحقیقات(خلیلی باهر،۱۳۹۲؛ میرمحمدی، رحیمیان، ۱۳۹۳و میلیگان،۲۰۰۳؛ کارول عبدالله، ۲۰۰۹؛ رندی پون، ۲۰۱۲؛ شلایر،۲۰۱۴) همخوانی دارد. اما با یافته های تحقیقات( بریاند،۲۰۰۹) همخوانی ندارد. به طورکلی نتایج بالا نشان می دهد که اگر معلمان احساس کنند مدیران مدارس، ارزش هایشان با اهداف و فعالیتهایشان منطبق است، آن ها برای رسیدن به اهداف خود، راه های متعدد را طی می کنند، از کارهای طاقت فرسا ترسی نداشته و به همین دلیل به آینده کاری خود خوش بین هستند، این باعث ایجاد محیط آموزشی با عملکرد خوب و همچنین انگیزه معلمان، به خصوص معلمان تربیت بدنی برای کار و فعالیت های ورزشی دو چندان می شود.

فرضیه ۳ : پردازش متوازن برمؤلفه های سرمایه روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری، خوش بینی)دارای اثرمستقیم مثبت است.

نتایج مربوط به فرضیه فوق نشان می دهد که پردازش متوازن برخودکارآمدی دارا ی اثرمستقیم، مثبت و معناداراست. این یافته با نتایج تحقیقات(خلیلی باهر،۱۳۹۲؛ میرمحمدی، رحیمیان، ۱۳۹۳و آوولیو و گاردنر، ۲۰۰۵؛ بندورا و همکاران، ۱۹۹۷،نقل ازکیامرثی و همکاران،۱۳۹۰؛ ایلیزو همکاران، ۲۰۰۵؛ شمیر و ایلام، ۲۰۰۵؛ کارول عبدالله، ۲۰۰۹؛ رندی پون، ۲۰۱۲؛ شلایر، ۲۰۱۴) همخوانی دارد. اما با یافته های تحقیقات( بریاند، ۲۰۰۹) همخوانی ندارد. یافته دیگر مربوط به فرضیه فوق این است که پردازش متوازن بر امیدواری به صورت مثبت و معنی داری اثر می گذارد. این یافته بانتایج تحقیقات(خلیلی باهر،۱۳۹۲؛ میرمحمدی، رحیمیان، ۱۳۹۳و اسنایدر، ۲۰۰۶، نقل از پرچم و همکاران،۱۳۹۲؛ کارول عبدالله، ۲۰۰۹؛ رندی پون، ۲۰۱۲؛ شلایر، ۲۰۱۴) همخوانی دارد. اما با یافته های تحقیقات( بریاند، ۲۰۰۹) همخوانی ندارد. یافته دیگرمربوط به فرضیه فوق این است که پردازش متوازن برتاب آوری به صورت مثبت و معنی داری اثر می گذارد. این یافته با نتایج تحقیقات (خلیلی باهر،۱۳۹۲؛ میرمحمدی، رحیمیان، ۱۳۹۳و والر،۲۰۰۱، به نقل از سامانی و همکاران،۱۳۸۶ ؛ کارول عبدالله، ۲۰۰۹؛ رندی پون، ۲۰۱۲؛ شلایر، ۲۰۱۴) همخوانی دارد. اما با یافته های تحقیقات (بریاند، ۲۰۰۹) همخوانی ندارد. یافته دیگرمربوط به فرضیه فوق این است که پردازش متوازن برخوش بینی به صورت مثبت ومعنی داری اثر می گذارد. این یافته با نتایج تحقیقات (خلیلی باهر،۱۳۹۲؛ میرمحمدی، رحیمیان، ۱۳۹۳و میلیگان،۲۰۰۳؛ کارول عبدالله، ۲۰۰۹؛ رندی پون، ۲۰۱۲؛ شلایر، ۲۰۱۴) همخوانی دارد. اما با یافته های تحقیقات (بریاند، ۲۰۰۹) همخوانی ندارد. به طورکلی نتایج بالا نشان می دهد که اگر معلمان به این نتیجه برسند که مدیران مدارس به تحلیل اطلاعات قبل از تصمیم گیری می پردازند و همیشه از دیدگاه های دیگران بهره می برند، معلمان نیز به تبع آن ها درباره استراتژی های مدرسه بحث می کنند و در این راستا اطلاعاتی به همکاران ارائه می دهند و مشکلات کاری خود را با روش های متعدد مدیریت می کنند، در این چنین محیط آموزشی فضا برای کار کردن معلمان تربیت بدنی فراهم است. همچنین در این فرضیه این نتیجه به دست آمد که برخلاف انتظار ما، پردازش متوازن بر امیدواری و خوش بینی اثر ندارد. به این دلیل است که معلمان احساس می کنند که برخی از تصمیمات اتخاذ شده توسط مدیرانشان قبل از ابلاغ به آن ها صورت گرفته، که این از لحاظ فرهنگی یا ارتباطات فردی و سازمانی صحیح نمی باشد. که این ارتباطی با امیدواری و خوش بینی ندارد.

: شفافیت رابطه ای بر مؤلفه های سرمایه روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب فرضیه۴

آوری، خوش بینی)دارای اثرمستقیم مثبت است.

نتایج مربوط به فرضیه فوق نشان می دهد که شفافیت رابطه ای بر خودکارآمدی دارا ی اثر مستقیم، مثبت و معنادار است. این یافته بانتایج تحقیقات (خلیلی باهر،۱۳۹۲؛ میرمحمدی، رحیمیان، ۱۳۹۳و آوولیو و گاردنر،۲۰۰۵؛ بندورا و همکاران،۱۹۹۷، نقل از کیامرثی و همکاران،۱۳۹۰؛ ایلیز و همکاران، ۲۰۰۵؛ شمیر و ایلام،۲۰۰۵؛ کارول عبدالله، ۲۰۰۹؛ رندی پون، ۲۰۱۲؛ شلایر،۲۰۱۴) همخوانی دارد. اما با یافته های تحقیقات (بریاند، ۲۰۰۹) همخوانی ندارد. یافته دیگرمربوط به فرضیه فوق این است که شفافیت رابطه ای بر امیدواری به صورت مثبت و معنی داری اثر می گذارد. این یافته با نتایج تحقیقات خلیلی باهر،۱۳۹۲؛ میرمحمدی، رحیمیان، ۱۳۹۳و اسنایدر،۲۰۰۶، نقل ازپرچم و همکاران،۱۳۹۲؛ کارول عبدالله،۲۰۰۹؛ رندی پون،۲۰۱۲؛ شلایر،۲۰۱۴) همخوانی دارد. اما با یافته های تحقیقات( بریاند،۲۰۰۹) همخوانی ندارد. یافته دیگرمربوط به فرضیه فوق این است که شفافیت رابطه ای بر تاب آوری به صورت مثبت و معنی داری اثر می گذارد. این یافته با نتایج تحقیقات(خلیلی باهر،۱۳۹۲؛ میرمحمدی، رحیمیان، ۱۳۹۳و والر، ۲۰۰۱، به نقل از سامانی و همکاران،۱۳۸۶ ؛ کارول عبدالله، ۲۰۰۹؛ رندی پون،۲۰۱۲؛ شلایر، ۲۰۱۴) همخوانی دارد. اما با یافته های تحقیقات( بریاند،۲۰۰۹) همخوانی ندارد. یافته دیگر مربوط به فرضیه فوق این است که شفافیت رابطه ای برخوش بینی به صورت مثبت و معنی داری اثر می گذارد. این یافته با نتایج تحقیقات(خلیلی باهر،۱۳۹۲؛ میرمحمدی، رحیمیان، ۱۳۹۳و میلیگان،۲۰۰۳؛ کارول عبدالله، ۲۰۰۹؛ رندی پون، ۲۰۱۲؛ شلایر، ۲۰۱۴) همخوانی دارد. اما با یافته های تحقیقات( بریاند، ۲۰۰۹) همخوانی ندارد. به طورکلی در مورد یافته بالا می توان گفت که اگر معلمان به این نتیجه برسند که مدیران مدارس افکار و احساسات واقعی خود را ابراز می کنندو به بیان دیدگاه های خود به صورت شفاف می پردازند، معلمان آن مدارس، می توانند با تجزیه و تحلیل مشکلات از پس آن ها بر آیند و همیشه از خود انتظار بهترین نتیجه را داشته باشند و به راحتی ابراز عقیده کنند، در چنین محیطی است که با تعامل گره از کار معلمان به خصوص معلمان تربیت بدنی باز شده و به راحتی به کارهایشان ادامه می دهند.

فرضیه ۵: خودکارآمدی براشتیاق شغلی اثرمستقیم مثبت دارد.

یافته مربوط به فرضیه فوق این است که خودکارآمدی براشتیاق شغلی به صورت مستقیم، مثبت و معناداری اثر می گذارد. این یافته با نتایج تحقیقات(جمال زاده، ۱۳۹۱؛ رحیمی و همکاران، ۱۳۹۱؛ علی پور، صفاری نیا، صراحی فروشانی، آقاعلیخانی، آخوندی، ۱۳۹۲؛ دیانتی نسب، ۱۳۹۲؛ شهبازی، ۱۳۹۲؛ هاشمی شیخ شبانی و همکاران، ۱۳۹۲؛ مقیمی مفرد،۱۳۹۳ و لوتانز و همکاران، ۲۰۰۵؛ آوی و همکاران، ۲۰۰۸؛ هاستینگ، ۲۰۱۰؛ لوک، ۲۰۱۱؛ هربرت، ۲۰۱۱) همخوانی دارد. با توجه به یافته فوق می توان گفت معلمانی که خود را با موقعیت های خاص تطبیق می دهند و به توانایی هایشان درسازمان ایمان دارند و بر این اساس می توانند اطلاعاتی را به همکاران ارائه دهند، این اشخاص درحرفه شان از اشتیاق و نشاط خوبی بر خور دارند که این خود باعث رشد و تعالی شاگردان در درس و فعالیتشان می شود.

فرضیه ۶ : امیدواری براشتیاق شغلی اثرمستقیم مثبت دارد.

نتایج مربوط به فرضیه بالا این است که امید بر اشتیاق شغلی به صورت مستقیم، مثبت و معناداری اثرمی گذارد. این یافته با نتایج تحقیقات (جمال زاده، ۱۳۹۱؛ رحیمی و همکاران، ۱۳۹۱؛ علی پور، صفاری نیا، صراحی فروشانی، آقاعلیخانی، آخوندی، ۱۳۹۲؛ دیانتی نسب، ۱۳۹۲؛ شهبازی، ۱۳۹۲؛ هاشمی شیخ شبانی وهمکاران، ۱۳۹۲؛ مقیمی مفرد،۱۳۹۳و ورثینگتون،۲۰۰۵؛ آوی و همکاران، ۲۰۰۸؛ هاستینگ، ۲۰۱۰؛ لوک، ۲۰۱۱؛ هربرت،۲۰۱۱) همخوانی دارد. به طورکلی نتایج بالا نشان می دهد که معلمانی که دارای «قدرت اراده»، «قدرت راه­یابی»، «داشتن هدف» و «تشخیص موانع» هستند و در موقعیت های شغلی که در تنگنا قرار می گیرند، می توانند به راه های متعدد برای رهایی از آن فکر کنند، پس بر این مبنا، آنان در خدمت آموزشی و تعلیم و تربیت موفق هستند و نتیجه عملکردشان به وجود آمدن نسلی با نشاط و امیدوار است.

فرضیه ۷ : تا ب آوری براشتیاق شغلی اثرمستقیم مثبت دارد.

یافته مربوط به فرضیه فوق این است که تاب آوری بر اشتیاق شغلی به صورت مستقیم، مثبت و معناداری اثرمی گذارد. این یافته با نتایج تحقیقات(فولادچنگ موسوی،۱۳۸۷؛ جمال زاده، ۱۳۹۱؛ رحیمی و همکاران، ۱۳۹۱؛ علی پور، صفاری نیا، صراحی فروشانی، آقاعلیخانی، آخوندی، ۱۳۹۲؛ دیانتی نسب، ۱۳۹۲؛ شهبازی، ۱۳۹۲؛ هاشمی شیخ شبانی و همکاران، ۱۳۹۲؛ مقیمی مفرد،۱۳۹۳و ورنر و اسمیت، ۱۹۹۲؛ آوی و همکاران، ۲۰۰۸؛ هاستینگ، ۲۰۱۰؛ لوک، ۲۰۱۱؛ هربرت، ۲۰۱۱) همخوانی دارد. به طور کلی در مورد یافته فوق می توان گفت که دبیران تاب آور طبق گفته لاتر و همکاران (۲۰۱۰)، ذهنیتی تحلیلی- انتقادی نسبت به توانایی­های خود و شرایط موجود دارند، در مقابل شرایط مختلف انعطاف پذیرند و توانایی شگفت انگیزی درباره پیدا کردن راه حل­های مختلف درباره یک موقعیت یا مسأله خاص دارند. همچنین توانایی ویژه­ای در تجزیه و تحلیل واقع بینانه مشکلات شخصی و پیدا کردن راه حل­های فوری و راهبردهای دراز مدت برای حل و فصل مشکلاتی که به آسانی و سریع حل نمی­شوند را دارا هستند. براین اساس در عملکردشان از شور و نشاط خوبی برخوردارند.

فرضیه ۸ : خوش بینی براشتیاق شغلی اثرمستقیم مثبت دارد.

یافته مربوط به فرضیه بالا این است که خوش بینی بر اشتیاق شغلی به صورت مستقیم، مثبت و معناداری اثرمی گذارد. این یافته با نتایج تحقیقات (جمال زاده، ۱۳۹۱؛ رحیمی وهمکاران، ۱۳۹۱؛ علی پور، صفاری نیا،صراحی فروشانی، آقاعلیخانی، آخوندی، ۱۳۹۲؛ دیانتی نسب، ۱۳۹۲؛ شهبازی، ۱۳۹۲؛ هاشمی شیخ شبانی و همکاران، ۱۳۹۲؛ مقیمی مفرد،۱۳۹۳و تایلر،۱۹۷۹؛ هاستینگ،۲۰۱۰؛ لوک،۲۰۱۱؛ هربرت،۲۰۱۱ ) همخوانی دارد. به طورکلی نتایج بالا نشان می دهد که معلمانی که در رویارویی با ناکامی ها، انتظار بهترین نتیجه را دارند و به توانایی ها وتلاش و همتشان ایمان دارند، در حرفه آموزشی خود و تربیت نسلی خوش بین موفق ترند.

در ادامه به ترتیب به بحث و بررسی پیرامون اثرات غیرمستقیم می پردازیم.

۵-۲- فرضیه های مرتبط با اثرات غیرمستقیم

فرضیه ۹ : خودآگاهی ازطریق مؤلفه ها ی سرمایه های روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری، خوش بینی) براشتیاق شغلی اثر غیر مستقیم مثبت دارد.

یافته مربوط به فرضیه فوق این است که خودآگاهی از طریق خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری و خوش بینی بر اشتیاق شغلی به صورت غیر مستقیم تأثیر مثبت دارد. در خصوص اثر غیر مستقیم خودآگاهی در اشتیاق شغلی معلمان تربیت بدنی اگر چه هیچ پژوهشی مستقیما این رابطه را در داخل و خارج کشور مورد بررسی قرار نداده ولی با توجه به اثر مستقیم خودآگاهی بر سرمایه روانشناختی تحقیقات ( کاهه، ۱۳۹۱؛ میرمحمدی،رحیمیان، جلالی خان آبادی، ۱۳۹۱؛ نقی زاده باقی، زاهدبابلان، آخربین، ۱۳۹۲؛ تحقیقات ایلیزو همکاران، ۲۰۰۵؛ ویفالد، ۲۰۰۸؛ گوتیرز، ۲۰۱۴). ازیک سو و رابطه سرمایه های روانشناختی با اشتیاق شغلی ( مقیمی مفرد، ۱۳۹۳؛ نجاری و همکاران، ۱۳۹۲؛ شهبازی، ۱۳۹۲؛ هاستینگ، ۲۰۱۰؛ لوک، ۲۰۱۱؛ هربرت، ۲۰۱۱). از سوی دیگرمی توان این یافته راتبیین نمود. به طورکلی نتایج بالا با توجه به دیدگاه آوولیو و گاردنر، (۲۰۱۰) نشان می دهند که اگر معلمان احساس کنند مدیران مدارس از شخصیت، ارزش ها و انگیزه های خود آگاهند، معلمان آن مدارس تاب و تحمل مواجهه با مشکلات و سختی ها را دارند، همیشه مستقل و مثبت نگر بوده و درکارشان به توانمندی هایشان اعتماد می کنند. چرا که چنین افرادی درمدارس می توانند شاگردان مستعدتر و با انگیزه تری را تربیت کنند. و بدیهی است که این سبب افزایش اشتیاق و نشاط معلمان به خصوص معلمان تربیت بدنی می شود.

فرضیه ۱۰ : اخلاق مداری از طریق مؤلفه ها ی سرمایه های روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری، خوش بینی) بر اشتیاق شغلی اثر غیر مستقیم مثبت دارد.

یافته مربوط به فرضیه فوق این است که اخلاق مداری از طریق خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری و خوش بینی بر اشتیاق شغلی به صورت غیرمستقیم تأثیر مثبت دارد. در خصوص اثر غیرمستقیم اخلاق مداری در اشتیاق شغلی معلمان تربیت بدنی اگرچه هیچ پژوهشی مستقیما این رابطه را درداخل و خارج کشور مورد بررسی قرار نداده ولی با توجه به اثر مستقیم اخلاق مداری برسرمایه روانشناختی تحقیقات (نقی زاده، زاهدبابلان، آخربین،۱۳۹۲؛ میرمحمدی، رحیمیان، جلالی خان آبادی،۱۳۹۱؛ لوتانز و آوولیو،۲۰۱۰؛ می و همکاران، ۲۰۱۲؛ ویفالد، ۲۰۰۸؛ گوتیرز، ۲۰۱۴) ازیک سو و رابطه سرمایه های روانشناختی با اشتیاق شغلی ( مقیمی مفرد، ۱۳۹۳؛ نجاری و همکاران، ۱۳۹۲؛ شهبازی، ۱۳۹۲؛ هاستینگ،۲۰۱۰؛ لوک، ۲۰۱۱؛ هربرت،۲۰۱۱). ازسوی دیگر می توان این یافته را تبیین نمود. به طورکلی نتایج بالا نشان می دهد اگر معلمان احساس کنند که مدیران مدارس، ارزش هایشان با اهداف و فعالیتهایشان منطبق است، آن ها برای رسیدن به اهداف خود، راه های متعدد را طی می کنند، از کارهای طاقت فرسا ترسی نداشته و به همین دلیل به آینده کاری خود خوش بین هستند، این باعث ایجاد محیط آموزشی با عملکرد خوب و همچنین انگیزه و اشتیاق معلمان، به خصوص معلمان تربیت بدنی برای کار و فعالیت های ورزشی دو چندان می شود.

فرضیه ۱۱: شفافیت رابطه ای ازطریق مولفه ها ی سرمایه های روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری، خوش بینی) براشتیاق شغلی اثرغیر مستقیم مثبت دارد.

یافته مربوط به فرضیه فوق این است که شفافیت رابطه ای از طریق خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری و خوش بینی براشتیاق شغلی به صورت غیرمستقیم تأثیرمثبت دارد. در خصوص اثر غیرمستقیم شفافیت رابطه ای در اشتیاق شغلی معلمان تربیت بدنی اگرچه هیچ پژوهشی مستقیما این رابطه را در داخل و خارج کشور مورد بررسی قرار نداده ولی با توجه به اثر مستقیم شفافیت رابطه ای بر سرمایه روانشناختی تحقیقات( نقی زاده، زاهدبابلان، آخربین، ۱۳۹۲؛ میرمحمدی، رحیمیان، جلالی خان آبادی، ۱۳۹۱؛ لوتانز و آوولیو، ۲۰۱۰؛ می و همکاران، ۲۰۱۲؛ ویفالد، ۲۰۰۸؛ گوتیرز، ۲۰۱۴) ازیک سو و رابطه سرمایه های روانشناختی با اشتیاق شغلی ( مقیمی مفرد، ۱۳۹۳؛ نجاری و همکاران، ۱۳۹۲؛ شهبازی،۱۳۹۲؛ هاستینگ،۲۰۱۰؛ لوک،۲۰۱۱؛ هربرت،۲۰۱۱). از سوی دیگرمی توان این یافته را تبیین نمود. به طورکلی نتایج بالا نشان می دهد که اگر معلمان به این نتیجه برسند که مدیران مدارس افکار و احساسات واقعی خود را ابراز می کنند و به بیان دیدگاه های خود به صورت شفاف می پردازند، معلمان آن مدارس، می توانند با تجزیه و تحلیل مشکلات از پس آن ها بر آیند و همیشه از خود انتظار بهترین نتیجه را داشته باشند و به راحتی ابراز عقیده کنند، در چنین محیطی است که با تعامل گره از کار معلمان به خصوص معلمان تربیت بدنی باز شده و بر شور و نشاط آن ها افزوده می شود.

فرضیه ۱۲ : پردازش متوازن از طریق مولفه ها ی سرمایه های روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری، خوش بینی) براشتیاق شغلی اثرغیر مستقیم مثبت دارد.

یافته مربوط به فرضیه بالا این است که پردازش متوازن از طریق خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری و خوش بینی بر اشتیاق شغلی به صورت غیرمستقیم تأثیر مثبت دارد. در خصوص اثر غیر مستقیم پردازش متوازن در اشتیاق شغلی معلمان تربیت بدنی اگرچه هیچ پژوهشی مستقیما این رابطه را در داخل و خارج کشور مورد بررسی قرارنداده ولی با توجه به اثر مستقیم پردازش متوازن بر سرمایه روانشناختی تحقیقات( نقی زاده، زاهدبابلان، آخربین،۱۳۹۲؛ میرمحمدی، رحیمیان، جلالی خان آبادی،۱۳۹۱؛ لوتانز و آوولیو،۲۰۱۰؛ می و همکاران، ۲۰۱۲؛ ویفالد،۲۰۰۸؛ گوتیرز،۲۰۱۴) از یک سو و رابطه سرمایه های روانشناختی با اشتیاق شغلی ( مقیمی مفرد، ۱۳۹۳؛ نجاری و همکاران،۱۳۹۲؛ شهبازی،۱۳۹۲؛ هاستینگ،۲۰۱۰؛ لوک،۲۰۱۱؛ هربرت،۲۰۱۱) از سوی دیگر می توان این یافته را تبیین نمود. به طورکلی نتایج بالا نشان می دهد که اگر معلمان به این نتیجه برسند که مدیران مدارس به تحلیل اطلاعات قبل از تصمیم گیری می پردازند و همیشه از دیدگاه های دیگران بهره می برند، معلمان نیز به تبع آن ها درباره استراتژی های مدرسه بحث می کنند و در این راستا اطلاعاتی به همکاران ارائه می دهند و مشکلات کاری خود را با روش های متعدد مدیریت می کنند، در این چنین محیط آموزشی فضا برای کار کردن معلمان تربیت بدنی فراهم است و اشتیاق بیشتری را به کار نشان می دهند.

۵-۳- نتایج ضمنی پژوهش

در ارتباط با یافته های فوق می توان گفت که عامل حیاتــی در افزایش اشتیاق شغلی معلمان بسترسازی مناسب برای برقراری ارتباط شفاف از طرف رهبران به وسیله نشر اطلاعات صحیح از چشم انداز، اهداف و انتظارات می باشد. زمانی که رهبران فرصت های مداوم برای گفتگو و مباحثه را در سازمان گسترش دهند، این امر منجر به ایجاد اعتماد، بهبود درک معلمان از کلیت سازمان و می شود. ارتباطات شفاف در سازمان ارائه گزارش را در میان معلمان و مدیران تشویق می کند.

از میان متغیرهای درون زا (خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری، خوش بینی) امیدواری بیشترین اثر مستقیم و مثبت را بر اشتیاق شغلی دارد. این یافته در پژوهش اسنایدر(۲۰۰۲) مشاهده می شود.

همچنین از میان متغیرهای برون زا (خودآگاهی، اخلاق مداری، پردازش متوازن، شفافیت رابطه ای) اخلاق مداری بیشترین اثر غیرمستقیم را بر اشتیاق شغلی دارد. این یافته در پژوهش لوتانز و آوولیو(۲۰۰۸) مشاهده می شود.

هیچ کدام از ابعاد رهبری اصیل به عنوان متغیرهای برونزای پژوهش (خودآگاهی، اخلاق مداری، پردازش متوازن، شفافیت رابطه ای) بر اشتیاق شغلی دارای اثر مستقیم نیستند. در حالی که اثر غیر مستقیم هر چهار بعد رهبری اصیل شامل خودآگاهی، اخلاق مداری، پردازش متوازن و شفافیت رابطه ای بر اشتیاق شغلی معنی دار است که این امر بیانگر نقش واسطه ای موثر متغیر سرمایه های روانشناختی در میان مولفه های رهبری اصیل و اشتیاق شغلی است. در تبیین بررسی نقش واسطه ای سرمایه روانشناختی گوتیرز(۲۰۱۴)، یان لیو(۲۰۱۲) بیان می دارند که حفظ نقش واسطه ای سرمایه روانشناختی بهترین راهکار است و بهتر است این نقش با بهره گرفتن از ابعاد چهار وجهی سرمایه های روانشناختی آزموده شود.. ویفالد(۲۰۰۸) نیز با بهره گرفتن از رگرسیون سلسله مراتبی بیان می دارد که یک ارتباط قوی بین اشتیاق شغلی و رهبری و ساختار روانشناختی وجود دارد.

در بین مؤلفه های سرمایه های روانشناختی بیشترین واریانس تبیین شده به ترتیب به تاب آوری، خودکارآمدی، امیدواری، خوش بینی اختصاص دارد.

همچنین با توجه به این که میزان واریانس تبیین شده هیچ کدام ازمتغیرهای موجود در مدل صد درصد نیست به نظرمی رسد عوامل دیگری در پیش بینی این متغیرها نقش دارند.

بررسی مشخصه های برازندگی نشان داد که مدل پیشنهادی این پژوهش جهت پیش بینی اشتیاق شغلی از برازش مناسبی برخوردار است. در بررسی کلی مدل نیز می بینیم که مدل پیشنهادی با یک سری تغییرات جزئی تقریبا میان دبیران تربیت بدنی قابل کاربرد است و می تواند در تصمیم گیری های دست اندرکاران آموزش وپرورش مورد استفاده قرار گیرد.

۵-۴- پیشنهادهای کاربردی پژوهش

۱- با توجه به اثرمستقیم رهبری اصیل بر سرمایه روانشناختی، بنابراین پیشنهاد می شود که مدیران مدارس با بهره گرفتن از شاخصه های سرمایه، نقشه راهی را برای دبیران تربیت بدنی خود فراهم کنند. به این صورت که رهبران با ایجاد محیطی امن، چه ازنظر حمایت عاطفی و چه از نظر حمایت مالی در جهت اطمینان بخشی و خوش بینی دبیران گام برداشته، و لذا چنین عملکردی از سوی رهبر سبب فراهم آمدن محیطی فعال و پویا می شود.

۲- با توجه به اثرمستقیم سرمایه روانشناختی بر اشتیاق شغلی معلمان، بنابراین پیشنهاد می شود که دبیران با افزایش امیدواری، تاب و تحمل مشکلات، اعتماد به توانایی هایشان و خوش بینی در خود و دوستانشان، باعث افزایش روحیه و شادمانی در کار می شوند. و همان طورکه می دانیم رسالت دبیران تربیت بدنی به عنوان دبیری که با سلامتی جسمی شاگردان درگیر است، لذا افزایش این مشخصه ها در او به سلامتی و نشاط شاگردان می انجامد.

۳- باتوجه به نقش غیرمستقیم رهبری اصیل در افزایش اشتیاق شغلی معلمان، بنابراین پیشنهاد می شود که مدیران با شناســایی مؤلفه های کلیدی اشتیاق شــغلی معلمان و طراحی روش هایی جهت ارزیابی پیشرفت آن ها تلاش کنند. و همچنین مدیران آموزش و پرورش نیز با فراهم کردن امکانات و رفع مشکلات، بستری را برای افزایش اشتیاق در معلمان تربیت بدنی فراهم کنند.

۴- نتایج نشان داد از میان مؤلفه های رهبری اصیل، اخلاق مداری بیشترین اثر غیرمستقیم را بر اشتیاق شغلی دارد. بنابراین پیشنهاد می شود که اگرمعلمان تربیت بدنی احساس کنند که مدیرانشان از اخلاق خوب و خوش برخوردارند، این سبب افزایش شور و نشاط آن ها درحرفه تربیت بدنی می شود و بدیهی است که درچنین محیطی دانش آموزان بیشتر به ورزش و حفظ سلامتی رو می آورند.

۵- نتایج نشان داد از میان مؤلفه های سرمایه روانشناختی، امیدواری بیشترین اثر مستقیم و مثبت را بر اشتیاق شغلی دارد. بنابراین پیشنهاد می شود که مدیران و دست اندرکاران تعلیم و تربیت عواملی را که منجر به افزایش امیدواری به کار می شود، را مورد توجه قرار دهند. به عنوان مثال با افزایش حقوق و دستمزد، و دادن پاداش های ماهیانه این احساس را دو چندان کنند.

۵-۵- پیشنهادهایی برای پژوهش های آینده

۱- در مدل برازش شده این پژوهش میزان واریانس تبیین شده اشتیاق شغلی(۳۵/۰)است. این امر بیانگرتأثیرعوامل دیگری بر اشتیاق شغلی است که در پژوهش مورد بررسی قرار نگرفته اند. بنابراین پیشنهاد می شود در پژوهش های آتی مؤلفه های دیگر فرسودگی شغلی، میل ماندن در شغل و درگیری شغلی مورد بررسی قرارگیرد.

۲- پژوهش حاضردر میان دبیران تربیت بدنی شیراز انجام شده است. لذا پیشنهاد می شود چنین پژوهشی در میان دبیران

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:20:00 ب.ظ ]