مارتین بابر معتقد به اثر بالقوه شفادهندگی داستان درمورد دردهای روحی بود. او داستان را بعنوان رسانهای میدانست که در آن موضوعات وجودی زندگی، تعلق، امید، شهامت، شکوفایی و عشق در هم بافته میشوند و از یک گروه به گروه دیگر، از یک نسل به نسل دیگر منتقل میشود ( استوا رت، ۲۰۰۵، ترجمه نوابی ن‍‍ژاد،۱۳۸۶ ). شاید مهمترین نفشی که قصه یا حکایت و تمثیل در درمان ایفا می کند، همگانی جلوه دادن مشکلاتی است که مراجع با آنها دست و پنجه نرم می کند . بنابراین مراجع احساس نمی کند که تنها است و مشکلش منحصر به فرد و غیرقابل حل است.
پژوهشگران علم ارتباطات نیز که راه های اثرگزاری بر دیگران را مورد مطالعه قرار میدهند یکی از روش های اقناع یا قانع ساختن مخاطب با ارائه نمونه، استدلال، استنادات محکم یا توسل به روایتهای دیگران میدانند که به اقتضای مورد میتوان از چهار روش اقناعی از جمله استقرایی، قیاسی (منطقی)، اشراقی و الهامی استفاده نمود .گروهی از مردم را با تمثیل، داستان و اسطوره بهتر میتوان قانع نمود و این از جمله شگردهایی که موجب ماندگاری آثاری مثل مولانا شده است(باهر،۱۳۸۶).
تمثیل و داستان بدلیل جذابیت ذاتی خود به طرق گوناگون با خواننده ارتباط برقرار می کنند. و از آنجا ئیکه در سطوح مختلف با افراد ارتباط برقرار می سازد، در سطح وسیعی میتواند برای تغییر خلق و وضعیت روانی با افزایش سطح انرژی فرد یا گروه، به چالش کشیدن رفتارها ی غیر قابل قبول، خلق تداعی های قدرتمند در ذهن شنونده و تقویت خلاقیت، تسهیل ارتباط با بهره گرفتن از حواس چند گانه، فعال سازی نیمکره راست مغز، ساده سازی و نه (ساده انگاری) ایده های پیچیده سودمند واقع شود (صاحبی،بی تا).
روش کاربرد تمثیل در فرایند بازسازی شناختی
در رویکرد شناختی،تمام مشکلات عاطفی و روان شناختیِ افراد از شناخت واره ها[۲۷۱]، خطاهای فکری[۲۷۲]، تحریف های شناختی[۲۷۳] و باورهای ناکارآمد[۲۷۴] (غیر منطقی) ناشی می شود. از دیدگاه شناختی، افراد در مراودات اجتماعی و رخدادهایی که برایشان اتفاق می افتد، اکثراً به هنگام ادراک و تفسیر وقایع دچار خطاهای فکری از قبیل: اغراق، فاجعه پنداری، تحریف، نتیجه گیری شتاب زده، تعمیم مبالغه آمیز و… می شوند. از این رو وقایع و اتفاقات را عامل اصلی ناراحتی و مشکلات خود می پندارند. این در حالی است که وقایع و رویدادها به خودی خود نمی توانند باعث ایجاد مشکلات روان شناختی در افراد شوند، بلکه شیوه فکری[۲۷۵] و سبک پردازش[۲۷۶] اطلاعات و معنادهی به وقایع یا همان تفسیر رویدادهاست که این گونه احساسات و هیجانات منفی را در افراد ایجاد می کند(الیس و هارپر[۲۷۷]، ۱۹۸۱ ) .
درمان به شیوه رفتاری – شناختی روشی استاندارد، ساختار مند و کاملاً طرح و برنامه ریزی شده است. در این روش اصول و فنون کار با مراجع گام به گام تعریف و تعیین می شود اصول و فنون و روش های که قرار است در این مسیر بکار گرفته شوند مشخص شده است: متغیرهای دخیل در مشکل عبارتند از ۱- متغیرهای آغازگر یا ایجاد کننده ۲- متغیرهای زمینه ساز ۳-متغیرهای نگهدارنده و ۴-متغیرهای تعدیل گر. هدف اصلی در این رویکرد حذف یا تعدیل متغیرهای نگهدارنده است که همواره یک فکر و یا باور نادرست است که به آن خطاهای فکری یا باورهای غیرمنطقی می گویند. شش گام اساسی برای آموزش بازسازی شناختی عبارتند از گام اول: شناسایی موقعیت وآنچه باعث رنج و ناراحتی میشود، گام دوم: شناسایی هیجانهاومیزان شدت آنها ،گام سوم: شناسایی افکار، شامل افکار اتوماتیک مقدم بر هیجان، گام چهارم: چالش با افکار و باورهااز طریق شواهد و مدارک موجود برعلیه افکار، گام پنجم: عکس العمل نشان دادن به افکار بیفایده و جایگزین کردن افکارمنطقی بشکل مفید، گام ششم: ارزیابی مجدد باورها ، افکار و هیجانها(شیدلینگر،۲۰۰۴). به منظور فهم مراجع از نوع خطایی که در فکرش وجود دارد درگام چهارم و پنچم مشاوره گروهی از تمثیل استفاده میشود و این مدا خله ،کار چالش با افکار مراجع را به حداقل می رساند. بطور کلی در رویکرد شناختی، ده خطای فکری (تحریف شناختی) و سیزده باور ناکارآمد به منزله عوامل اصلی شکل گیری و تداوم اختلالات هیجانی شناسایی شدهاند که درفرایند درمان شناختی نحوه بازشناسی و بازسازی آنها به افراد آموزش داده میشود (مک مولین، ۲۰۰۰ به نقل از صاحبی ۱۳۸۷)که انسانهای متعارف نیز کمابیش از این خطاهای فکری و باورهای ناکارآمد در فرایند زندگی شان استفاده میکنند.
در جداول( ۶-۲ و ۷-۲ )ابتدا تحریفهای شناختی و باورهای غیر منطقی معرفی شده اند سپس برای هر یک از این تحریف ها و باورها دو تمثیل یا داستان پیشنهاد شده تا به تناسب تشخیص مراجعین از هر کدام استفاده شود.
جدول( ۶-۲ ) تمثیل های مرتبط با تحریفهای شناختی

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت fumi.ir

 

 

 

 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت