1398/07/29

پایان نامه ضمانت اجراهای ناظر بر بزهکاری اطفال در پرتو قانون مجازات اسلامی

دچار وقفه نماید یا به آن آسیب هایی جدی وارد کند ممانعت کند لذا این پایان نامه بر آن است که با توجه به نتایج بدست آمده از تحقیق های صورت گرفته با در نظر گرفتن اصول و قواعد کلی حقوقی جزا اقدامات جایگزینی از قبیل جبران خسارت زیان دیده انجام کارهای عام المنفعه و خدمات عمومی و …. را به جای مقررات موجود پیشنهاد نماید که قاضی بتواند بدون توسل به روش هایی که خود زمینه ی جرم و جنایت هستند این مساله را حل کند و بتواند ضمن اصلاح اطفال و نوجوانان و جلوگیری از تکرار جرم عدالت امنیت آرامش را به اجتماع و خانواده بازگردان

           لذا حقیقت این است که نوجوانان به علت اینکه مانند بزرگسالان آمادگی پذیرفتن و یا مقابله با مشکلات زندگی را ندارند و برخی از مشکلات عادی برای آنان به صورت همگانی در بین نوجوانان بیشتر دیده می شود ، که با انجام دادن جرم به منظور برطرف کردن اضطراب و افسردگی صورت می گیرد .

واژگان کلیدی پایان نامه : ضمانت اجرا – بزهکاری – طفل – قانون

فهرست مطالب

عنوان…………………………. صفحه

مقدمه. 1

1- تعریف مساله و بیان سوال های اصلی.. 2

2- سابقه و ضرورت انجام تحقیق. 4

3- فرضیه های تحقیق. 4

4-اهداف تحقیق.

5- کاربرد متصور از تحقیق. 6

فصل اول: مفاهیم ، مبانی و اهداف ضمانت اجراهای جرایم اطفال و نوجوانان. 7

1-1 گونه شناسی.. 9

1-1-1 مفهوم طفل. 9

1-1-1-1 مفهوم لغوی طفل. 10

1-1-1-2 مفهوم اصطلاحی طفل. 10

1-1-1-2-1 مفهوم طفل از منظر حقوقی.. 10

1-1-1-2 مفهوم بلوغ از منظر فقهی.. 12

1-1-1-3 در حقوق بین الملل. 12

1-1-1-3-1 مفهوم طفل از منظر کنوانسیون حقوق کودک.. 12

1-1-1-3-2 مفهوم طفل از منظر مقررات اسناد سازمان ملل متحد. 13

1-1-2 مفهوم بلوغ. 14

1-1-2-1 مفهوم لغوی.. 14

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید

1-1-2-2 مفهوم اصطلاحی.. 15

1-1-2-2-1 مفهوم بلوغ از منظر حقوقی.. 15

1-1-2-2-2 مفهوم بلوغ از منتظر مفتهی.. 16

1-1-2-2-3 مفهوم بلوغ از منظر روان شناسی.. 17

1-1-3 مفهوم نوجوانی.. 17

1-1-3-1 مفهوم لغوی نوجوانی.. 17

1-1-3-2 مفهوم اصطلاحی نوجوانی.. 18

1-1-3-2-1 مفهوم نوجوانی از منظر حقوقی.. 19

1-1-3-2-2 مفهوم نوجوانی از منظر فقهی.. 21

1-1-3-2-3 مفهوم نوجوانی از منظر روان شناسی.. 22

1-1-4 مفهوم مسئولیت کیفری و بزهکاری.. 23

1-1-4-1 مفهوم مسئولیت کیفری.. 24

1-1-4-1-1 مسئولیت کیفری اطفال در قوانین ایران. 25

1-1-4-1-1-1  دوران طفولیت و عدم تفسیر مطلق. 25

1-1-4-1-1-2 دوران کودکی و عدم تفسیر نسبی.. 25

1-1-4-1-1-3  دوران بلوغ و سن کبر قانونی.. 26

1-1-4-2 مسئولیت کیفری اطفال در نظام حقوقی اسلام. 28

1-1-4-2-1 مفهوم بزهکاری.. 29

1-1-4-2-1-1 بزهکاری اطفال. 31

1-1-4-2-1-2 بزهکاری نوجوانان. 31

1-2 مبانی و اهداف ضمانت اجراهای جرایم اطفال و نوجوانان. 15

1-2-1 انواع بزهکاری اطفال و نوجوانان. 32

1-2-1-1 بزهکاری علیه اموال. 33

1-2-1-2 بزهکاری علیه اشخاص… 33

1-2-1-3 بزهکاری علیه عفت و اخلاق عمومی.. 34

1-2-1-4 بزهکاری علیه نظم عمومی جامعه. 34

1-2-2 عوامل بزهکاری اطفال و نوجوانان. 35

1-2-2-1 عوامل شخصی و شخصیتی.. 35

1-2-2-1-1 عوامل جسمی.. 35

1-2-2-1-2 عوامل روانی.. 5

1-2-2-2 عوامل محیطی.. 38

1-2-2-2-1 خانواده 40

1-2-2-2-2 تاثیر محیط تحصیلی ( مدرسه) بر بزهکاری.. 41

1-2-2-3 عوامل اجتماعی.. 42

1-2-2-3-1 معاشرت با دوستان ناباب.. 42

1-2-2-3-2 مهاجرت.. 43

1-2-2-4 عوامل اقتصادی.. 44

1-2-2-4-1 فقر و رفاه خانواده 45

1-2-2-4-2 بیکاری.. 46

1-2-2-4-3 میزان درآمد خانواده 46

1-2-2-5 عوامل فرهنگی.. 46

1-2-2-5-1 جهل و عدم آگاهی.. 47

1-2-2-5-2 میزان سواد والدین.. 47

1-2-2-5-3 امکانات فرهنگی.. 47

1-2-3 وضعیت اطفال بزهکار در ارتکاب جرم. 48

1-2-3-1 جنس و سن.. 48

1-2-3-2 وضعیت خاص اطفال. 50

1-2-4 اهداف ضمانت اجراهای بزهکاری اطفال و نوجوانان. 52

1-2-4-1 اهداف اصلاحی – تربیتی و درمانی.. 52

1-2-4-2 پیشگیری از بزهکاری و تکرار آن. 53

فصل دوم :ضمانت اجراهای حقوق کیفری درباره ی کودکان و نوجوانان بزهکار. 54

2-1 ضمانت اجراهای غیر سالب آزادی حقوق کیفری درباره ی کودکان و نوجوانان بزهکار 56

2-1-1 ضمانت اجرای رهایی ساز حقوق کیفری درباره ی کودکان و نوجوانان بزه کار. 57

2-1-1-1 پاسخ های رهایی ساز در مرحله پیش از صدور حکم. 58

2-1-1-1-2 تعویق پذیر بودن جرم ارتکاب یافته. 59

2-1-1-1-3 اصلاح پذیر بودن نوجوانان. 60

2-1-1-1-4 ترمیم زیان های وارد شده 61

2-1-1-1-5 نداشتن پیشینه کیفری موثر. 62

2-1-1-2 پاسخ های رهایی ساز در مرحله ی صدور حکم. 62

2-1-1-2-1 تخفیف ضمانت اجراها 62

2-1-1-2-2 تخفیف پذیر بودن جرم ارتکاب یافته. 64

2-1-1-2-3 وجود جهات تخفیف… 65

2-1-1-2-4 تعلیق ضمانت اجراها 68

2-1-1-2-5 نداشتن پیشینه کیفری مؤثر. 69

2-1-1-2-6 تعلیق پذیر بودن. 70

2-1-1-2-7 شایسته ارفاق بودن. 71

2-1-2 ضمانت اجراهای اصلاحی حقوق کیفری درباره ی کودکان و نوجوانان. 72

2-1-2-1 ضمانت اجراهای بازپرورانه. 74

2-1-2-1-1  نصیحت قاضی.. 74

2-1-2-1-2 اخطار و یادآوری قضایی.. 77

2-1-2-1-3 گرفتن تعهد نوشتاری.. 79

2-1-2-1-4 سپردن کودکان و نوجوانان بزه کار. 80

2-1-2-1-5  انجام خدمات عمومی رایگان. 82

2-1-2-2 ضمانت اجراهای غیر سالب آزادی.. 83

2-1-2-2-1 پاسخ سزاگرایانه. 84

2-1-2-2-2 پاسخ توان گیرانه. 86

2-1-2-2-3 پاسخ های باز دارنده 87

2-2 ضمانت اجراهای سالب آزادی حقوق کیفری کودکان و نوجوانان بزه کار. 89

2-2-1 ضمانت اجراهای نویافته سالب آزادی کودکان و نوجوانان بزهکار. 90

2-2-1-1 سلب آزادی کودکان و نوجوانان بزه کار در پایان هفته. 91

2-2-1-2 سلب آزادی نوجوانان بزه کار در منزل. 94

2-2-1-3 سلب نیمه وقت آزادی کودکان و نوجوانان بزه کار. 96

2-2-2 تعدیل ضمانت اجراهای سنتی سلب آزادی.. 98

2-2-2-1 کاهش مدت سلب آزادی.. 98

2-2-2-2 آزادی مشروط.. 102

2-2-2-2-1 چگونگی آزادی مشروط.. 103

2-2-2-2-2 سرانجام آزادی مشروط.. 105

فصل سوم :اقدامات تأمینی و تربیتی و جایگزین های قابل اعمال نسبت به اطفال و نوجوانان بزه کار  106

3-1 صور اقسام اقدامات تأمینی و تربیتی.. 107

3-1-1 مقایسه اقدامات تأمینی و تربیتی با کیفر و مجازات.. 121

3-1-1-1 وجوه اشتراک اقدامات تأمینی و کیفر. 121

3-1-1-2 وجوه افتراق اقدامات تأمینی و کیفر. 122

3-1-2 نتایج عملی اشتراک و افتراق اقدامات تأمینی و تربیتی با کیفر. 123

3-2 اقدامات تأمینی وتربیتی درباره اطفال بزه کار. 124

3-2-1 نگه داری در کانون اصلاح وتربیت.. 125

3-2-1-1 ساختار کانون اصلاح وتربیت.. 126

3-2-1-2 وظایف مسئولین کانون اصلاح و تربیت.. 128

3-2-3 انواع جایگزی های مجازات.. 130

3-2-3-1 استفاده از روش مصالحه و میانجی گری.. 132

3-2-3-2 جایگزین های قابل اعمال نسبت به اطفال و نوجوانان بزه کار. 133

3-2-3-3 احکام جایگزین در دادگاه و توضیحی در رابطه با قانونی بودن آن. 135

3-2-4 بررسی ضمانت اجراهای اجتماعی به عنوان جایگزین حبس و مجازات های بدنی.. 140

3-2-4-1 ارکان مجازات های اجتماعی.. 141

3-2-4-2 انواع ضمانت اجراهای اجتماعی قابل اعمال نسبت به اطفال و نوجوانان بزه کار. 144

3-2-4-3 خدمات عمومی ( خدمات عام المنفعه ) 147

نتیجه گیری و پیشنهادها 151

منابع و ماخذ. 158

مقدمه
طفل یا واژه های مشابه دیگری که در این معنا دلالت دارند از جمله صغیر کودک نوجوان به عنوان یکی از گروه های آسیب پذیر اجتماعی از زوایای مختلف و ازسوی روان شناسان و جامعه شناسان و جرم شناسان و فقها حقوقدانان مورد بررسی قرار گرفته اند .

موضوع رسیدگی به جرایم این گروه وقتی که مرتکب تخلف یا جرمی می شوند چالش برانگیز تر است زیرا از سویی زمینه ی وقوع این جرایم ناشی از اموری همچون جدایی پدر و مادر فقر اعتیاد تربیت ناصحیح و ازسوی دیگر واکنش غیر اصولی با اطفال سبب می گردد تا شخصیت مجرمانه در وجود آنها نهادینه گردد و تبدیل به مجرمین خطرناکی در بزرگسالی گردد.

با تصویب نهایی قانون مجازات به منظور اعمال دستاوردهای علوم جنایی پیشرفته دنیا و جرمشناسی و هماهنگی با اسناد بین المللی در زمینه ی حقوق کودک و با توجه به موازین شرعی تا حدود زیادی نواقص موجود در قوانین گذشته را رفع کرده است و با بازنگری درباره ی سن مسئولیت کیفری و توجه به رشد قضایی اطفال همگام با رشد مغزی و تقسیم بندی این گروه در مواجهه با جرایم و تدابیر واکنش مناسب هر گروه با توجه به شرایط خاص سنی و اصول حقوقی تحول مهمی در دادرسی صورت گرفته است .

فصل دهم قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1392 از مواد 88 الی 95 تحت عنوان مجازات ها و اقدامات تامینی و تربیتی اطفال و نوجوانان واکنشی حمایتی تربیتی هدایتی درمانی و آموزشی می باشد که در نگاهی گذرا جزو مهم ترین تغییرات قانون جدید محسوب می گردد.

1- تعریف مساله و بیان سوال های اصلی

یکی از مشکلاتی که همواره نظام های کیفری با آن مواجه بوده اندمشکل بزهکاری اطفال و نوجوانان و شیوه های رسیدگی قضایی،محاکمه، مجازات سر انجام نموده ی باز پروری و باز اجتمایی کردن این گونه بزهکاران است.

پدیده بزهکاری اطفال و نوجوانان امروزه تقریبا مشکل بزرگ جوامع کنون جهان است اگر این محفل در سال های گذشته ویژه کشورهای پیشرفته صنعتی بوده،هم اکنون با توسعه صنعت در ممالک جهان و انتقال عوارض آن و گسترش شهر نشینی در دنیا این پدیده جهانی شده است.

قوانین سال 306از میلاد مسیح در روم،مقررات حاکم در ایران باستان،ضوابط دین با پیش بینی موازین خاصی برای کودکان خردسال و نوجوانان،رژیم جزایی آنها را از بزرگسالان تفکیک نموده است.

سیستم کیفری اسلام نیز بنیاد نظامی نو دراین زمینه بر خورداری مترقی و مناسب با بزهکاری کودکان به عمل آورده در این نظام کودکان از نظر جزایی تا سن بلوغ شرعی فاقد مسئولیت کیفری می

1398/07/29

پایان نامه رضایت زناشویی//ابعاد کمال گرایی

هیویت و فلت (1991، به نقل از بشارت، 1381) مطرح نمود که کمال گرایی از سه بعد مجزا تشکیل شده است. شامل (کمال گرایی خود مدار، کمال گرایی دیگر مدار  و کمال گرایی القا شده اجتماعی)

1- کمال گرایی خود مدار

یک مؤلفه انگیزشی است که شامل کوشش های فرد برای دست یابی خویشتن کامل می باشد. در این بعد کمال گرایی افراد دارای انگیزه قوی برای کمال معیار های بالا غیر واقعی، کوشش اجباری و دارای تفکر همه یا هیچ و رابطه با نتایج بصورت موفقیت های تام یا شکست های تام می باشند. بر عیوب و شکستت های گذشته خویش تمرکز می کنند و معیار های شخصی غیر واقعی را در سر تاسر حوزه رفتاری خود تعمیم می دهند.  این افراد به حد افراطی مو شکاف و اقتصاد گر هستند، به طوری که نمی توانند عیوب و اشتباهات یا شکست های خود را در جنبه های مختلف زندگی بپذیرد.

2- کمال گرایی دیگر مدار

بعد مهم دیگر کمال گرایی شامل عقاید و انتظارات در مورد قابلیت های دیگران است. کمال گرایی دیگر مدار یک بعد بیان فردی است که شامل تمایل داشتن معیار های کمال گرایانه برای اشخاصی است که

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید

برای فرد اهمیت بسیاری دارند. از آنجایی که کمال گرایی دیگر ندار با عدم اعتماد و احساس خصوصیت نسبت به دیگران همراه می باشد، این بعد کمال گرایی ممکن است به روابط بین شخصی دشوار منتهی می گردد.

3- کمال گرایی القا شده اجتماعی

این بعد، از بیان فردی دیگران ساخته شده است.  عقیده ای است که دیگران انتظار اغراق آمیز و غیر واقعی را بر شخص اعمال می کند اگر چه برآوردن آنها مشکل است، ولی شخص باید به این استاندارد ها قائل آیند تا مورد پذیرش دیگران قرار گیرد. چون این معیار های افراطی از طرف دیگران به عنوان معیار های تحصیل شده خارجی تجزیه می شوند این احساس در فرد به وجود می آید که غیر قابل کنترل هستند و منجر به احساس شکست، اضطراب ، خشم درماندگی، نا امیدی می شود، که با تفکرات خود کشی و افسردگی مرتبط می گردند و  با سطوح بالای کمال گرایی القا شده اجتماعی و بر خورد با معیار های دیگران نگران می شوند. آنها از ارزیابی منفی دیگران می ترسند و از عدم تأیید دیگران اجتناب می کنند و اهمیت بیشتری برای دستیابی توجه دیگران 

1398/07/29

پایان نامه درمورد اعتبار برند/:مفهوم تصویر برند

 رسانی شده و بنابراین انتظارات مشتریان را افزایش می­دهد. هم چنین گفته می­شود که میزان خطر درک شده ارتباط مستقیم و مثبت با هزینه­های اطلاعات دارد. از طرفی تعدادی از محققان بیان داشته­اند که نام‌های تجاری، پرکاربردترین علامت ها به هنگام بررسی کیفیت ناملموس می‌باشند (اردم و همکاران­، 2006).  به طورکلی، مصرف­کنندگان می‌خواهند کالاهای مارک‌دار دارای کیفیت بالاتر و بهتری نسبت به کالاهای بدون مارک باشند و اگر مصرف­کنندگان به این مطلب ایمان داشته باشند، در آن صورت همان کیفیت منتظره را دریافت خواهند کرد. بنابراین، اسامی تجاری جزء نشان‌های مؤثر در ارائه کیفیت ناملموس می‌باشند. در حقیقت نام و نشان تجاری نوعی علامت مؤثر در بازار است که هر شرکت از آن برای ارائه انواع اطلاعات استفاده می‌کند (سویینی وسیت[2]، 2008). علامت­دهی­درنام‌و‌نشان تجاری شامل استراتژی‌های مختلط بازاریابی گذشته و حال آن شرکت و عملکرد شرکت در رابطه با آن نام‌و‌نشان تجاری می‌باشد. به عبارت دیگر، یک نام تجاری، یک علامت است زیرا بیانگر استراتژی‌های بازاریابی یک شرکت در گذشته و حال می‌باشد. بر اساس این تئوری اعتبار، عامل مهمی در نشان‌گذاری تجاری است زیرا از طریق آن اطلاعات مؤثری ایجاد می‌شود.

2-2-5) مفهوم تصویر برند
از زمانی که این موضوع برای اولین بار صریحا در میان نظم و انظباط بازاریابی توسط گاردنرو[3] (1995) معرفی شد، ارتباطات تصویر برند با یک بخش هدف به عنوان فعالیت مهم بازاریابی مورد توجه قرار گرفت. مخصوصا، این مهم در تحقیقات بر روی رفتار مصرف­کننده از 1980 در پیش روی قرار گرفت. این روند از آن وقت تاکنون از بین نرفته است. با این وجود، تصویر برند معنای متفاوت از روزی که در قاعده بازاریابی معرفی شد، یافت. مطابق قرارداد، تصویر برند به صورت متفاوت طبق کانون تحقیقاتی متفاوت به علت عدم پایگاه تجاری یا اساسی تعریف شد (بیان، 2011). محققان گرایش به استفاده از تصویر برند و دیگر ساخت­های قابل معاوضه مرتبط با برند مانند هویت برند دارند. آکر   (1996) درباره «فریب تصویر برند» در مقالات مرتبط با مدیریت برند و هویت برند هشدار داده و نشان داده بود که تصویر برند و هویت برند مفاهیمی متفاوت هستند اگرچه هردوی آنها از فرضیه شبکه ارتباطی شرکت­پذیر می­باشند. «هویت برند مجموعه­ای منحصر به فرد از ارتباطات برند است که متخصصان فن برند آرزو به ساخت یا نگهداری آن دارند»، این مهم نشان می­دهد که برند داوطلب چه بوده و به قولی به مشتریان از جانب اعضای سازمان دلالت دارد در حالی که تصویر برند به صورت «چگونه یک برند توسط مشتریان درک می­شود» می­باشد که خواستار مجموعه ای از ارتباطات برند در خاطرات مصرف­کننده است. یک برند قوی می­تواند به طبقات محصول جدید تعمیم داده شده و موجب صرفه­جویی در هزینه­های ایجاد یک برند جدیدبرای محصول گردد. ادارکات مصرف­کننده از یک برند، موجب برانگیختگی تصمیم خرید، در خریداران شده و روی سهم بازار سازمان تاثیر می­گذارد. بنابراین تصویر برند یک ابزار بازاریابی استراتژیک، یک دارایی قدرتمند می­باشد که موجب ایجاد سود بیشتر برای سازمان می­گردد (شین کیم­[4]،2000).

تصویر برند مهم است چرا که در تصمیم مصرف­کننده که برند همانی است که او می­خواهد دخیل بوده و

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید

رفتار خرید بعدی مصرف­کننده پس از آن در برابری برند مورد نفوذ خود قرار می­دهد. بیل (1993) تصویر برند را به عنوان یک خوشه از خواص یا تداعی معانی می­داند که، مصرف­کنندگان آن را به یک نام مرتبط می­نمایند. یک تصویر برند با ارتباط خوب به برقراری جایگاه برند کمک کرده و برند را جدای از رقابت قرار داده و به کارایی بازار برند کمک نموده و بنابراین نقشی جدای ناپذیر در ساخت برابری بلند مدت برند ایفا می­کند. خصوصیات، مزایا وعواقب استفاده از یک برند و خصوصیات برند سه جز کلیدی از تصویر برند هستند (پلامر،2000). شخصیت و تصویر ذهنی دو مفهوم متفاوت می­باشند، به طوری که پلامر[5] شخصیت برند را ماحصل ارتباطات شرکت بامشتری دانسته ولی تصویر ذهنی را به عنوان ادراکات مصرف کنندگان از شخصیت برند معرفی نمود است (موتمنی و همکارن،1389).

بیل (1993) بر این باور است که تصویر برند می­تواند بر مبنای عملیات ذاتی محصول، احساسات پیرامون محصول و شرکت، باشد. این عوامل برای محققان و بازاریابان یک چهارچوب ارائه می­نمایند. برای مثال بیل اجزای تصویر برند را بر مبنای قابلیت لمس و جنبه­های عملیاتی و احساسی برند طبقه بندی نمود. سهم هریک از این عوامل روی تصویر برند می­تواند تحت تاثیر طبقه­ی 

1398/07/29

تعامل مولوی با مخاطب در فیه ما فیه و مکتوبات

پرسش اساسی این بررسی این است که مولویِ واعظ و غیرواعظ، در جهت گیری نسبتبه مخاطب و گفته های خود، چه تفاوت هایی با هم دارد. تغییر بافت و اقتضای حال از وعظ به غیر آن، چه تأثیری بر بروز دیدگاه مولوی نسبت به مخاطب و نیز گفته های خود او گذاشته است؟ 
پس در این مطالعه، بافت موقعیّّت )Context of Situation( تولید متن یا به قول علمای بلاغت، اقتضای حال، بسیار مهم است و همان طور که گفته شد، اساس این پژوهش بررسی تأثیرگذاری بافت بر ایجاد متن است. به همین دلیل، رویکرد نظری این پژوهش مبتنی بر «دستور زبان نقش گرای نظام مند» )Systemic Functional Grammar( هلیدی )Halliday( است که متیسن )Matthiessen( آن را بازبینی کرده است. در این نظریه، هم بافت و مقتضای حال اهمیّت بسزایی دارد و هم به  جای توجه صرف به «بند»ها و جمله های مجزا، به کلیّت «متن» و «گفتمان» پرداخته می شود؛ البته به  دلیل آنکه جهت گیری مولانا نسبت به گفته ها و مخاطبانش موردنظر ماست ،فقط بخش «فرانقش بین الافرادی»8 )Interpesonal Metafunction( آن نظریّّه مبنای

83/
این تحقیق قرارگرفته است. همچنین اساس پژوهش حاضر بر بررسی بندبه بند نمونه ایآماری )مجموعاً حدود ۰333 بند( از دو کتاب یادشده است.
 

2. فرانقش بین الافرادی و سرشت مبادله ای سخن
به عقیده هلیدی تمام زبان ها حول دو معنای زیرساختی عمده شکل می گیرند: 8. معنای اندیشگانی )Ideational(؛ ۰. معنای بین الافرادی. این معانیِ عمده و فراگیر که نقش های اساسی زبان هستند ،«فرانقش» )Metafunction( نامیده می شوند. تمام کاربردهای زبان، دو هدف عام دارند: 8. ادراک محیط پیرامون؛ ۰. رابطۀ دوسویه با دیگران. فرانقش های  نامبرده، به ترتیب، همین دو هدف را بروز می دهند. مؤلفۀ سومی نیز به این دو گره خورده است و آنها را به یکدیگر و نیز به بافت و مقتضای حال گره می زند؛ این مؤلفه «فرانقش متنی» )Textual( نامیده می شود )هلیدی ،8317: xiii(.
از منظر هلیدی و متیسن، مرکز پردازش این مؤلّّفه ها و معانی گوناگون در زبان، بند )جمله واره( است )۰387: 83(. نقش گرایان بند را نه غایت، که به عنوان اوّّلین سطحِ تحلیل بررسی می کنند و نهایتاً آن را در قیاس با ساخت های بزرگتر و نیز کلیتّ اثر می سنجند .بندها در لایه ای با ساختار  پیچیدهتر، به  نام «متن» قرارمی گیرند و از رهگذر پیوند متن با بافت، موقعیّّت )اقتضای حال( لایۀ گفتمان به وجودمی آید )حق شناس، 831۰: 57- 55(.
       بنا بر  فرانقشهای یادشده ،هر بند به طور  همزمان سه کارکرد عمده می یابد: 8.
کارکرد  بهصورت پیام )فرانقش متنی(؛ ۰. کارکرد به صورت بازنمایی واقعیت )فرانقش اندیشگانی(؛ 3. کارکرد  بهصورت مبادله )فرانقش بین الافرادی(. کارکرد مبادله ای در واقع مبتنی بر مشارکت گوینده و مخاطب در فرآیند گفتوگوست. در این فرآیند، گوینده نقشی خاص برعهده می گیرد و مطابق با آن، به مخاطب نقشی مکمل می دهد؛ مثلاً در پرسش، گوینده نقش خواهنده اطلاعات را اتخاذ می کند و از مخاطب انتظار دارد تا نقش دهنده اطلاعات را بپذیرد )همان: 837(.
ازآنجاکه هر مبادله ای دو سر دارد، می تواند به دو شکل عرضه یا تقاضا صورت گیرد .تمام سخن ها نیز یکی از این دو شکل کلی را دارند. به علاوه، آنچه در سخن مبادله می شود، یا اطلاعات است یا اجناس و خدمات )کالا و

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید

کنش.( اگر این دو متغیّّر )شکل مبادله وآنچه مبادله می شود( در هم ضرب شوند، چهار کاربرد مبادله ای سخن به دست می آید: 8. خبر: عرضۀ اطلاعات، مثال: دیروز  کتابخانهام را مرتّّب کردم؛ ۰. پرسش: تقاضای اطلاعات، مثال: کتابخانه ات را کی مرتب می کنی؟ 3. پیشنهاد: عرضۀ اجناس و
/66
خدمات؛ مثال: می توانم در مرتب کردن کتابخانه ات کمکت کنم؛ 7. فرمان: تقاضایاجناس و خدمات، مثال: کتابخانه ات را مرتب کن.
آنچه در هر گفتوگو، مانند تمام مبادله ها اهمیّت دارد، این است که عرضه، یعنی دعوت به گرفتن و تقاضا، یعنی دعوت به عرضه. گوینده به مشارکت مخاطب و کاری از جانب او نیاز دارد؛ بنابراین، سخن گفتن را باید کنشی دوسویه دانست؛ تعاملی که در آن به هنگام واکنش و پاسخ، عرضه بر گرفتن و تقاضا بر دادن دلالت می کند )همان: 837(.
بنا بر آنچه گفته شد، در سخن، تقاضا صریحاً مشارکت مخاطب را می طلبد؛ حال آنکه سخن عرضه گر چنین صراحتی را ندارد؛ البته بنا بر سرشت پیشنهاد، گوینده از مخاطب انتظار دارد با پذیرش یا رد، تکلیف او را مشخص کند و بدین ترتیب، این کاربرد سخن نیز ذاتاً دوسویه به شمارمی رود؛ امّّا در خبر، هرچند مخاطب می تواند با ادامۀ گفتوگو ،کلام گوینده را تصدیق یا تکذیب کند، ضرورت و الزامی به ادامۀ گفتوگو وجود ندارد؛ بنابراین، برداشت نگارندگان چنین است که «خبر» ، نسبت به سایر کنش های مبادله ای سخن، ظرفیّت بسیار بیشتری برای یکسویه بودن دارد و الزاماً انتظاری برای دوسویه بودن کلام و مشارکت مخاطب در کنش گفتوگو پدید نمی آورد؛ به عبارتدیگر ،ذات و سرشت خبر دوسویه نیست.
 
2ـ1. قطبیّت و وجهیّت
در افعال تمام زبان ها تباینی میان دو قطب مثبت و منفی وجود دارد. این گزینش میان مثبت و منفی خصیصه ای است به نام «قطبیّّت» )Polarity(؛ به عبارت دقیق تر، قطبیّت یعنی «هست» یا «نیست» در خبر و پرسش، و «بکن» یا «نکن» در فرمان و پیشنهاد )همان: 877(، امّّا اینها تنها امکان های موجود نیستند. انواع گوناگونی از عدم تعیّّن نیز وجود دارند که در بین دو قطب مثبت و منفی قرارمی گیرند؛ مانند «گاهی اوقات» یا «شاید». این درجه های میانه بر روی هم «وجهیّّت» )Modality( نامیده می شوند. وجهیّّت، محدوده عدم قطعیّتی را بروز می دهد که در میان «بله» و «خیر» قراردارد، امّّا باید توجه داشت که حتی وجهیّّت شدید )مطمئناً، همواره و…( تعیّّن کمتری از شکل قطبی دارد.
محدوده کلی وجهیّّت گونه گونی هایی نیز دارد: 8. درجه های احتمال )Probability( در خبر و پرسش؛ مثال: ممکن است، احتمالاً، حتماًً؛ ۰. درجه های عادت )Usuality( در خبر و پرسش؛ مثال: گاهی، معمولاً، همیشه؛ 3. درجه های الزام )Obligation( در

61/
فرمان؛ مثال: اجازه هست، انتظار می رود، باید؛ 7. درجه های تمایل )Inclination( درپیشنهاد؛ مثال: راغبم که…، مشتاقم که…، مصمّّم ام که… )همان: 857ـ 851(.
 
2–2. عنصر وجه
عنصری که معنای بین الافرادی و تعاملی کلام را به دوشمی کشد ،«عنصر وجه» )Mood element( نام دارد )همان: 873(. باتوجهبه چهار کاربرد تعاملی سخن که پیش تر ذکر شد ،عنصر وجه سه حالت خبری، استفهامی و امری دارد. معمولاً خبر با وجه خبری، پرسش با وجه استفهامی و فرمان با وجه امری بیان می شود و پیشنهاد در وجه خاصی نمی گنجد.
ذکر این نکته ضروری است که در اینجا، مقصود از «وجه»، وجه «بند» است که در برخی زبان ها با «وجه فعل» تفاوت هایی دارد. هلیدی و متیسن برای ارجاع به وجه بند از اصطلاح Mood و برای ارجاع به وجه فعل از اصطلاح Mode استفاده می کنند )همان:
873، حاشیه(. فعل در زبان فارسی، سه وجه اخباری، امری و التزامی دارد. وجه اخباری فعل دربرگیرنده وجه های خبری و استفهامی بند و وجه امری فعل، بیانگر وجه امری بند است، امّّا وجه التزامی فعل رابطۀ پیچیده تری با اهداف چهارگانۀ تعاملی سخن دارد که در حین بررسی متون، به آن اشاره می کنیم.
هلیدی عنصر وجه را مجموعاً متشکل از سه بخش می داند:۰ 8. عملگر صرفی
  .)Modal Adjunct( ؛ 3. ادات جهتی)Subject( ؛ ۰. فاعل)Finite operator(
 
2–2–1. عملگر صرفی
عملگر صرفی بخشی از گروه فعلی است و کارکردش صرف کردن گروه فعلی است. این عنصر به دو شیوه سخن را ملموس و مشخص می کند و آن را در فرآیند گفتار به بافت پیوند  میزند: یکی ارجاع به زمان  سخنگفتن )زمان اصلی فعل، Primary Tense(؛ مثلاً «بود» در «او از آنجا رفته بود» و دیگری ارجاع به قضاوت گوینده )وجهیّت فعل(؛ مثلاً
«نمی تواند» در «این نمی تواند درست باشد» )همان: 877(.
 
2–2–2. فاعل
فاعل چیزی است که در سخن «مسئول» دانسته می شود و گوینده و مخاطب در فرآیند گفتوگو بر این امر اجماع می کنند. در پیشنهاد و فرمان، این مسئولیت به راحتی فهم می شود. در خبر و پرسش، مسئول یعنی چیزی که ارزمندی اطلاعات متکی بر آن است
/62
)هلیدی و متیسن ،۰387: 877ـ 877(؛ برای مثال، در بند «راننده زباله را از خودرو بیرونانداخت.»، «راننده» مسئول ارزمندی ادعایی است که در سخن مطرح شده است، امّا در بند «زباله از خودرو بیرون انداخته شد.»، مسئولیت بر عهده «زباله» نهاده شده است.
در زبان فارسی، کم ایرادترین راه شناسایی فاعل مطابقت آن با فعل در شخص و شمار است .
می گوییم «کم ایرادترین»؛ زیرا گاهی فاعل در شمار )و مطلقاً نه در شخص( با فعل ناهمساز است.
در زبان فارسی، فاعل از لحاظ شخص و شمار شش قسم است: 8. اولّ شخص مفرد )من(؛ ۰. اولّ شخص جمع )ما(؛ 3. دوم شخص مفرد )تو(؛ 7. دوم شخص جمع )شما(؛ 7. سوم شخص مفرد )او(؛ 7. سوم شخص جمع )ایشان(. هریک از این اقسام، دلالتی اوّّلیه دارند که به ترتیب عبارتاند از: 8.
گوینده؛ ۰. گویندگان؛ 3. شنونده؛ 7. شنوندگان؛ 7. دیگری؛ 7. دیگران، امّّا هریک از این اقسام، گاهی دلالتی دیگر می یابند و منظور گوینده از آوردن شخص و شمارهای اوّلیه ،اشاره به شخص و شماری دیگر است؛ مثلاً: «امّّا چون پاس این بدارد و نگوید…» )مولوی ،8317: 53(، به جای «بداری و نگویی»؛ «داعی منت دار باشد» )همان: 37(، به جای «من …
باشم».
فارغ از شخص وشمار ظاهری و اوّلیۀ هر فاعل، آنچه در این نوشته مهم است، دلالت موردنظر مؤلف و منظور نویسنده از شخص و شمار فاعل است؛ زیرا همان طور که گفته شد، ممکن است مؤلف گفته باشد «او رفت.» ولی منظورش این باشد که «من رفتم». به علاوه، از آنجا که مسئلۀ محوری این نوشته، تعامل و رابطۀ دوسویۀ مولوی با مخاطب است، آنچه ذیل دلالت های حقیقی فاعل و مقصود اصلی مؤلف اهمیت می یابد ،فاعل هایی هستند که منظور از آنها «من/ ما» )اولّ شخص( یا «تو/ شما» )دوم شخص( باشد .
پس صورت ظاهری فاعل های متن، با هر شخص  و شماری که داشته باشند، از یک منظر بی اهمیّت است و فقط مفهوم دلالی آنها مهم است. به این اعتبار، فاعل هایی را که دلالت بر اولّ شخص یا دوم شخص کنند، فاعل «گفتوگویی» می نامیم؛ بدینمعنی که به یکی از دو سوی گفتوگو )سوی گوینده یا سوی شنونده( ارجاع می دهند.
 
2–2–9. ادات جهتی
ادات جهتی بخشی از عنصر وجه است و کارکردی تعاملی دارد. ادات جهتی را می توان بر مبنای معنای بین الافرادی و ارزیابی های گوناگونی که درباره بندها صورت می دهد، به دو شاخه تقسیم کرد:
 

69/
الف. ادات وجه )Mood Adjunct(: این ادات جزئی از عنصر وجه است و وجهیّت ، زمان یا شدتّ را بیان می کند. به همین اعتبار، سه نوع دارد:

8. ادات وجهیّت نما که بیانگر وجهیّت )احتمال و عادت در خبر و پرسش، الزام در فرمان، تمایل در پیشنهاد( است؛ مثلاً: لاشک، شاید، دائماً، هرگز؛
۰. ادات زمان نما که به زمان تعاملی مربوط می شوند؛ یعنی یا به اینکه زمان گزاره به اکنونِ گوینده نزدیک یا دور است یا به انتظار گوینده نسبت به زمان مورد گفتوگو؛ مثلاً: عاقبت، زود، در این وقت، تاکنون؛

3. ادات شدتّ نما: این ادات یا درجۀ قضاوت گوینده را بیان می کنند یا مبین تحدید و توسیعی هستند که گوینده درباره بند به کارمی برد؛ مثلاً: به کلی، هیچ ،جز، فقط )هلیدی و متیسن ،۰387: 815ـ 811(.
 
ب. ادات اظهارنظری )Comment Adjunct(: این نوع ادات نگرش و نظر گوینده را درباره کلیّت گزاره یا کارکرد ویژه ای از سخن بیان می کند و فقط در خبر و پرسش )بندهای اطلاعاتی( به کارمی رود )همان: 833(؛ مثلاً: بحمداللّه، فرضاً ،متأسفانه، موقتاً، بهطور سرّّی، بی رودربایستی.
ادات نوعاً به صورت قید و متمم های قیدی می آیند )همان: 877(، امّّا گاهی نیز یک بند در حکم یکی از ادات عمل می کند و به جای آنکه خود به تنهایی گزاره ای را اظهار کند ،نماینده قضاوت جهت دار گوینده است؛ برای مثال: «تردیدی نیست که همه به آنجا می روند.» )وجهیّت احتمال( یا «انتظار دارم همه به آنجا بروند.» )وجهیّت الزام(. چنین کارکردهای زبانی و موارد مشابه آنها را «استعاره دستوری» می نامیم؛ چراکه به واسطۀ آنها، در محدوده دستورزبان چیزی جایگزین چیز دیگری شده است )همان: 817(.
 

9. توصیف متن های موردبررسی
9ـ1. فیه ما فیه
9ـ1ـ1. فاعل
فاعل در فیهمافیه به ندرت حالت گفتوگویی می یابد. مولوی در این کتاب، فاعل اوّلّ شخص مفرد را برای اشاره به شخص خود و هنگامی به کارمی برد که می خواهد در ضمن وعظ، به گفتۀ شخصی دیگر پاسخی بدهد؛ مثال:
ـ من این را به امیر پروانه برای آن گفتم که… )مولوی ،8317: 5(.
ـ یکی می گفت که مولانا سخن نمی فرماید؛ گفتم… )همان: 7(.
/66
مولوی فاعل اوّّل شخص جمع را متنو عتر از فاعل اوّّل شخص مفرد به کارمی برد. ویوقتی می گوید «ما»، ممکن است دو منظور داشته باشد:

8. برای اشاره به شخص خودش )حالت گفتوگویی(؛
۰. هنگامی که می خواهد در راستای بیان وعظ، به نوع بشر اشاره کند )می توان این دسته را
«حالت واعظانه» نامید(.
حالت واعظانه، به جز اوّّل شخص جمع ،با فاعل دوم شخص مفرد )هم در وجه اخباری و هم در وجه امری( نیز بیان می شود که جداگانه به همۀ آنها می پردازیم. در اینجا مثال هایی برای فاعل اوّّل شخص جمع در حالت گفتوگویی بیان می شود )«ما» برای اشاره به شخص گوینده(:
ـ این که می گوییم بی خبر، بی خبری محض نمی خواهیم )همان: ۰۰7(.
ـ ما از این غفلت، غفلت کلی نمی خواهیم )همان(.
حتی جالب است که در موردی مشابه، شناسۀ اوّّل شخص جمع را این گونه درکنار «من» آورده است: و مَـرا غرض این بود که گفتیم )همان: 7(؛ البته این کاربرد غریب ،ممکن است تحت تأثیر آن باشد که متن فیه ما فیه از گفتار شفاهی مولوی به کتابت درآمده است )صفا ،8351، ج 3: 8۰37( یا آنکه دستبرد کاتبان باشد؛ هرچند در تصحیح فروزانفر و نیز توفیق سبحانی از فیه ما فیه، همین ضبط بدون اشاره به اختلاف نسخ دیده می شود )ر.ک: مولوی ،8317: 7؛ 8311: 7(.
فاعل دوم شخص )اعم از مفرد یا جمع( نیز در فیه ما فیه دو نوع کاربرد دارد:

8. حالت واعظانه ،برای ارجاع به نوع بشر؛
۰. حالت گفتوگویی، برای اشاره به مخاطب خاص. دلالت گفتوگویی فاعل دوم شخص هم مانند فاعل اوّّل شخص، به ندرت در فیه ما فیه به کاررفته است. این نوع دلالت در جایی کاربرد دارد که مولوی یا به گفتۀ کسی واکنش نشان می دهد یا به طور غیرمستقیم، در خلال وعظ، مطلبی را درباره کسی بیان می کند. تذکر این نکته ضروری است که فاعل دوم شخص برای ارجاع به یک مخاطب )مخاطب مفرد(، هم به صورت مفرد و هم به صورت جمع )برای احترام( به کاررفته است؛ مثال:
ـ خود را فدا کرده اید ]…[ تا دل ایشان را به جایآرید3 )مولوی ،8317: 88(؛ ـ تو با تاتار یکی شده ای و یاری می دهی تا شامیان و مصریان را فنا کنی7 )همان: 7(.

68/
جالبتوجه آنکه در این مثال ها، فاعل جمع در مقام تشویق و تکریم و فاعل مفرد در مقام توبیخ و انکار ظاهر شده است.
عمده فاعل ها در فیه ما فیه )بیش از 37%( حالتی غیرگفتوگویی دارند؛ به عبارتدیگر ،در کمتر از 7% بندها، مولوی به شخص خود یا مخاطب مستقیماً اشاره کرده است .دراینمیان، وجه غالب با فاعل های سوم شخص است )در حدود 13% کل( و درصد محدودی نیز فاعل هایی هستند که در ظاهر به گوینده یا مخاطب ارجاع می دهند، امّّا عملاً به نوع بشر اشاره دارند )حالت واعظانه؛ درحدود 8۰% کل(. بسامد هریک از این حالت ها را در جدول زیر می بینیم:

 %7
حالت گفتوگویی )اشاره به گوینده یا مخاطب خاص(
 %37
 %8۰
حالت واعظانه )اشاره به نوع بشر(
حالت غیرگفتوگویی
 %13
سایر فاعل ها )اشاره به دیگری یا دیگران(
 %166
مجموع
 
9ـ1ـ2. کارکردهای مبادله ای سخن
از میان چهار کارکرد مبادله ای و تعاملی سخن )خبر، پرسش، فرمان، پیشنهاد(، سخن مولوی در فیه ما فیه عمدتاً بیانگر خبر است )حدود 13%(، امّّا در این متن، پرسش )حدود 7%( و فرمان )حدود 7%( نیز به چشممی خورند؛ بنابراین، به نظرمی رسد مولوی در 83% بندها مشارکت بیشتری را از شنونده طلب می کند، امّّا واقعیّّت چنین نیست؛ نکتۀ بسیار مهم درباره پرسش های فیه مافیه این است که اکثریّّت مطلق این گونه بندها، بیانگر پرسشی هدایت شده هستند؛ مثال: «چه حاجت چراغ است؟» )همان: 1(، «از دریا آب بردن چه قدر دارد؟» )همان: 3( و «چه عجب می آید که…؟» )همان: ۰۰3(.
البته در چند مورد معدود، پرسشی هدایت ناشده نیز بیان شده است، امّا جالب آن است که مولوی در این موارد ،بیدرنگ خود به آن پرسش پاسخ داده و بدین گونه هیچ جایی برای مشارکت مخاطب نگذاشته است. بدین ترتیب، کلام با آنکه ظاهری پرسشگر دارد، کاملاً یکسویه و ابلاغی است، نه دوسویه و رفت وبرگشتی؛ مانندِ «او جبّّه و مال را چه کند؟ می خواهد لباس تو را سبک کند تا گرمی آفتاب به تو رسد» )همان: ۰۰7(.
البته وضعیّّت فرمان ها کمی متفاوت است؛ آنها دو نوع کاربرد دارند:

8. کاربرد گفتوگویی و مشارکت جویانه، خطاب به مخاطبی خاص )حدود ۰% کل بندها(.
مصادیق این کاربرد در مواضعی ظاهر می شوند که همانند آنچه درباره فاعل دوم شخص
/66
گفته شد، مولوی به گفتۀ کسی واکنش نشان می دهد یا مطلبی را در ضمن وعظ دربارهکسی بیان می کند؛ مثال: «پس در این حالت، روی به خدای، عزّّوجل ،آور ]…[ و صدقه ها ده» )همان: 7(.
۰. کاربرد واعظانه، برای اشاره به نوع بشر )حدود ۰% کل بندها(.
به طورکلی در فیه ما فیه، بندهای حاوی پیشنهاد به چشمنمی خورد. بندهای نماینده پرسش با وجه فعل اخباری و بندهای نماینده فرمان با وجه فعل امری بیان شده اند. همچنین بندهای بیانگر خبر عمدتاً با وجه فعل اخباری و گاهی نیز التزامی آمده اند؛ مانند «اگر چراغ نیاوری، آفتاب خود را بنماید» )همان: 1(، «همچنان که چون خواهی که جایی روی، اوّّل رهبری عقل می کند» )همان: ۰۰7(. در واقع، وجه فعل التزامی برای بیان خبر هنگامی بروز می کند که حروف ربطی نظیر «که، اگر، تا و…» در بند ظاهر شوند و اگر فاعل بند دوم شخص بود، ادات  جهتیِ بیانگر الزام در بند نیایند؛ زیرا درصورت آمدن چنین اداتی در کنار فاعل دوم شخص، بند کارکرد فرمان دارد، نه خبر.
 
9ـ1ـ9. کاربردهای واعظانۀ فاعل در فیه ما فیه فاعل واعظانه در فیه ما فیه به سه شکل به کاررفته است:

8. فاعل اوّّل شخص جمع )«ما» در معنی همۀ ابنای بشر(؛ مثل «ما از جنس خود بدان قوّّت ممتاز شدیم و متصرف آن گشتیم تا در وی تصرف می کنیم به هر نوعی که می خواهیم» )همان: ۰۰3(.
۰. فاعل دوم شخص مفرد )«تو» در معنی همۀ ابنای بشر(؛ به دو شکل زیر:

وجه اخباری و بیانگر خبر؛ مثل «اگر بدی کرده ای، با خود کرده ای.» )همان: 3( و «قلم را می بینی، دست را نمی بینی» )همان: ۰۰7(.
وجه امری و بیانگر فرمان؛ مثل «سر راه را نگاه دار، مگو که کژی ها کردم؛ تو راستی پیش گیر، هیچ کژی نماند!» )همان: 3(.
 
9ـ1ـ6. عناصر جهتی
تعداد اندکی )7%( از بندهای فیه ما فیه دارای عناصر جهتی هستند. دراینمیان، عمده عناصر جهتی بیانگر الزام هستند؛ مثال:
ـ آدمی می باید که آن ممیّّز خود را عاری از غرض ها کند )همان: 1(.
ـ که نبادا این برنجد )همان: ۰۰7(.
 
/66همچنین تعداد اندکی از ادات  بیانگر احتمال اند؛ مثال:
ـ یقین است که در تنگ چیزی نفیس، خزینه ای، دست زنی )همان: ۰۰7(.
ـ بعضی را شاید که سخن اندک مفیدتر باشد از بسیاری )همان: ۰۰7(.
تعداد کمتر ی نیز بیانگر وجهیّّت عادت هستند؛ مثال:
ـ و هرگز آن جمال از این آینه خالى نباشد )همان: 83(.
ـ گاه درازش می کنیم ،گاه کوتاهش می کنیم )همان: ۰۰3(.
چند ادات غیر وجهیّّت نما نیز به چشممی خورند؛ مثال:
ـ اکنون تو در قلم نظر می کنی )همان: ۰۰7(. = ادات زمان نما؛ ـ و او را به کلّّی گذاشته ای )همان: 1(. = ادات شدت نما؛
ـ امّّا اگر او برنجد نعوذبالله، او را که گرداند؟ )همان: ۰۰7(= ادات اظهارنظری.
 
9ـ2. مکتوبات
9ـ2ـ1. فاعل
فاعل در مکتوبات، تنوع بیشتری از فیه ما فیه دارد. مجموعاً در 57% بندها، فاعل حالت گفتوگویی ندارد و بر گوینده یا شنونده دلالت نمی کند، امّّا جالب آن است که در میان همین بندها ،1% از کل بندهای بررسی شده، با آنکه فاعل سوم شخص دارند، درحقیقت درباره گوینده و شنونده اند. در چنین بندهایی، به واقع، کسی که کنشِ فعل را صورت داده است، نویسنده یا مخاطب اوست، امّا این کنشگری در ساختار بین الافرادی متن )از طریق فاعل( بروز نیافته است؛ زیرا کنشگر از متن حذف شده و فاعل دیگری به جای آن نشسته است؛ بنابراین، این بندها را نیز نهایتاً باید جزو بندهای مشارکت خواه تلقی کرد ،هرچند مؤلف با پنهان سازی کنشگر و دادن صدای منفعل دستوری به متن خود، ظاهر مشارکت جوی متن را پوشانده است. به هرحال، می توان تقسیم بندی زیر را درباره فاعل های غیرگفتوگویی مکتوبات ارائه کرد:
 
الف. 77% کل بندها فاعل سوم شخص مفرد یا جمع دارند که به چیزهایی به جز گوینده و شنونده اشاره می کنند و اساساً درباره گوینده و مخاطب او نیستند؛ 
 

8% از بندها فاعل اوّّل شخص جمع یا دوم شخص مفرد دارند که مدلول اصلی آنها نوع بشراست )حالت واعظانه(؛ مثل «هرکه توکل و اعتماد بر فضل حق دارد، تعالی و تقدس، و متوجه حضرت مقدس ازلی او باشد، معاذالله که گمان داریم که به هیچ حال حق تعالی او
/65
را بد پیش آرد.» )مولوی ،8358: 851( و «تا این عقل و زیرکی را نهلی، آن عقل رویننماید. تا بدین ابله نشوی، بدان ابله باشی» )همان: ۰۰7(.
 

%7 از بندها فاعل سوم شخص مفرد دارند، ولی کنشگر آنها خود گوینده است؛ به عبارتی، جمله به صورت مجهول ذکر شده و فاعل جملۀ معلوم کنار گذاشته شده است؛ مثل «اعلام می رود» )همان: 837( به جای «اعلام می کنم» و «شنوده آمد» )همان: 8۰1( به جای «شنودم»؛
 

7% از بندها فاعل سوم شخص مفرد دارند، ولی کنشگر آنها شخص مخاطب است؛ مثل «همه گوش او سوی مظلومان است.» )همان: 817( به جای «به نالۀ مظلومان گوش می دهی».
از میان کل بندها، حدود ۰% اصلاً فاعل ندارند و حتی فاعل آنها را نمی توان محذوف به شمارآورد. این بندها، بندهای بی فاعلی اند که رساننده دعا هستند؛ بندهایی نظیر «آمین یا ربّ العالمین». تمامی این بندها نیز در دوسویه شدن کلام نقش دارند، هرچند این نقش بر عهده فاعل نهاده نشده است. در ۰3% دیگر بندها نیز گوینده به شکل هایی دیگر در جهت دوسویه شدن سخن و برقراری تعامل گام برمی داشته است؛ بدین ترتیب:
 
الف. 3% بندها درباره شخص گوینده است؛ مثال:
ـ صدهزاران سلام و دعا می رسانم )همان:838(.
ـ سخن کوتاه کنیم ]= کنم[ و بر دعا اقتصار کنیم ]= کنم[ )همان: 837(.
ـ تا[…]  این والد ]= من[ بار دیگر ممنون ]…[ باشد ]= باشم[ )همان: 58(.
 
ب. 87% بندها درباره شخص مخاطب است؛ مثال:
ـ خوانا باش ابداً )همان: ۰۰7(.
ـ هنگام آن است که پادشاهی فرمایی این بار دیگر )همان: 33(.
ـ مظلوم شمایید ]= تویی[ )همان: 83۰(.
ـ الله الله الله محتاج نگرداند ]= نگردان[ به نوشتن نامه بار دیگر بعد از این نامه تا ثواب آسمان و زمین بیابد ]= بیابی[ )همان: 77(.
ـ حسبۀً لله تعالی ]…[ عنایت را از او کوتاه نکنند ]= نکن[ )همان: 887(.
 
 
 

63/
مجموع آنچه ذکر شد را می توان در جدول زیر جمع بندی کرد:

درصد مجموع
حالت تعاملی بند
درصد
توضیح
مدلول فاعل
 75
یکسویه
 8
حالت واعظانۀ فاعل
نوع بشر
 77
بدون هیچ گونه اشاره گفتوگویی
سوم شخص
 33
دوسویه و مشارکت جو
 7
کنشگر بند = من )گوینده(
سوم شخص
 7
کنشگر بند = تو )مخاطب(
سوم شخص
 3
ـ
من )گوینده(
 87
ـ
تو )مخاطب(
 ۰
بند بی فاعل بیانگر دعا
ـ
 
166
 
مجموع
 
بنابراین، از منظر بررسی فاعل و کنشگر، حدود یک سوم بندهای مکتوبات حالت گفتوگویی دارند و مولوی به گونه ای در آنها می کوشد که دریچۀ برقراری گفت وشنود دوطرفه را بر مخاطب خود بازنماید .
 
9ـ2ـ2. کارکردهای مبادله ای سخن
در مکتوبات بسیارکم به پرسش برمی خوریم7 )حدوداً 8%( و هرجا هم که پرسشی ذکر شده، یا از نوع هدایت شده است یا بلافاصله پاسخ آن آمده و درنتیجه، برای پیشبرد گفت وشنود و جلب مشارکت مخاطب طرح نشده است؛ مانند «خود چه جای این است؟»
)همان: 73(، «التماس از حضرت نکنیم، از که کنیم؟» )همان: 57( و «پرسیدم: سبب این شادی چیست؟ گفتند:
قدوم و احسان ملک الامرا» )همان: 35(.
تقریباً 3% بندها در مکتوبات، کارکرد فرمان دارند. این بندها به لحاظ وجه فعل به دو صورت به کاررفته اند:
 
الف. با وجه فعل امری )حدود %8 کل بندها(؛ مثل «مکن» )پنج بار؛ همان: 33(، «عذرش هم شما بخواهید.» )همان: 87۰( و «ایشان را کنار گیر» )همان: ۰38(.
 
ب. با وجه فعل التزامی )حدود 1% کل بندها(؛ این دسته، خود دو گونه دارد:

8. فعل التزامی همراه با اداتی که وجهیتّ الزام را می رساند )حدود 3% کل بندها(؛ به عبارتی، فرمانِفرمان وجهیتّی شده؛ مثال:
ـ الله الله الله در این باب به نوّّاب حواله نکند )همان: 7۰(.
/66
ـ توقّّع است که آتش در بنیاد عذرها زند و یکدم و یکنفس، نه قصد و نه سهو، حرکتینکند و وظیفۀ مراقبتی را نگرداند )همان: 73(.
ـ اماّ خواهم که هیچ غم نخوری و غمگین نباشی )همان: 837(.
۰. فعل التزامی بدون ادات جهتی، با مفهوم الزام مخاطب به کاری )حدود 7% کل بندها(؛  مثال:
ـ این وصیّّت را محفوظ دارد و مکتوم و با هیچ کس نگوید حدیث این نبشته )همان: 53(.
ـ فرزندِ عزیز ]…[، بهاء الدین و فرزند امجد ]…[، علاءالدین ـ دامت سعادتهما ـ سلام این پدر یاد دارند و پدر عزیز ]…[، شرفالدین را هیچ خشونت […] نکنند و به نظر این پدر نگرند و چنان پندارند که آن صفرا این پدر کرد، تحمّّل کنند )همان: 87۰(.
کارکرد تعاملی بسیاری از بندها )13% کل بندها(، خبر است. عمده این بندها وجه فعل اخباری دارند )77% کل بندها(؛ مثال:
ـ افغان کردن از فراق یاران دین تسبیح است و قرآن خواندن است و سنّّت انبیاست، صلوات اللّّه علیهم )همان: 73(.
ـ والله ]..[ که هیچ گله ای نکرده اند و پیغام نکرده اند… )همان: 73(.
ـ در این وقت، ملتمسان این تحیّّت وجاذبان این ابرام بدان حضرت ]…[ زنده شدند وحیات نو یافتند و در رکوع و سجود ]…[ شکر آن نعمت […] گفتند و می گویند و می خواهند )همان: 1۰(.
بعضی بندهای حاوی خبر نیز وجه فعل التزامی دارند )87% کل بندها(؛ مثلاً ،«الّّا چون گمان برده باشند، پاس آن داشتن عین فرض باشد تا چون ظاهر شود روز اجل […] پشیمانی نیاید، إن شاءالله تعالی» )همان: 33(.
تاکنون درباره وجه 33% بندهای مکتوبات سخن گفته ایم، امّّا 83% باقی مانده را نمی توان در چارچوب
کارکردهای چهارگانۀ فرمان، خبر، پرسش و پیشنهاد تحلیل کرد؛ زیرا این بندها نه تقاضای اجناس  و خدمات «از» مخاطب، که تقاضای اجناس و خدمات «برای» مخاطب یا خود گوینده هستند! البته این تقاضا گاهی در قالب خبر رخ می دهد؛ یعنی برای مخاطب، حاوی اطلاعات است، ولی غرض اصلی، دعایی برای اوست؛ مثلاً، «از خدا خواهانم که بر خاطر عاطر و ضمیر منیر، واضح و مکشوف گردد.» )همان: 78(، امّا گاهی این دعا و تقاضا، بهگونه ای بیان می شود که نمی توان آن را به هیچ یک از چهار هدفی که پیشتر گفته شد، نسبت داد. این گونه بندها، در واقع فعلی در حالت دعایی دارند؛ مثال: 

61/
ـ این سعادت توفیق ]…[ بی نهایت و بی انقطاع باد )همان: 7۰(!
ـ باری تعالی اسباب ملاقات ]…[ میسّّر و ]…[ گرداناد )همان: ۰33(!
اگر فعل دعایی در مثال های بالا به صورت «باشد» و «گرداند» آمده بود ،آنها را باید جزو حالت خبر درنظرمی گرفتیم؛ توضیح آنکه ادات اظهارنظری، بیانگر نگرش و اظهارنظر گوینده درباره کلیّت مضمون گزاره است. یکی از انواع این ادات، ادات بیانگر امید است؛ مانند «إن شاءالله» و «امیدوارم». در برخی بندهای خبری، اداتی ازایندست ظاهر می شود و فعل جمله را به صورت التزامی درمی آورد، امّّا گاهی نیز بدون بروز چنین اداتی، فعل جمله به صورت التزامی می آید و همین وجه فعل التزامی است که به تنهایی، بیانگر امید نویسنده نسبت به کلیّت مضمون بند می شود. ازآنجاکه طبق نظر هلیدی و متیسن، بیان نگرش گوینده با ادات  اظهارنظری، منحصراً در خبر و پرسش ظهور می کند )۰387: 833(، فعل های التزامی بیانگر امید )بدون ادات اظهارنظری( را نیز باید ذیل کارکرد خبر )عرضۀ اطلاعات( تعریف کرد .
به هرتقدیر، همان طور که اشاره شد ،83% بندها در مکتوبات، با کارکرد دعا و فعل های دعایی آمده اند و باید آنها را واجد حالت گفتوگویی و مشارکت محور دانست.
 
9ـ2ـ9. عناصر جهتی
تقریباً ۰3% از بندهای مکتوبات، حاوی عناصر جهتی هستند. این مقدار بیش از سه برابر تعداد بندهای مشابه در فیه ما فیه است. در زیر مثال هایی از هریک از انواع ادات  به دست می دهیم:
 
الف. ادات  وجهیّّت نما )87% کل بندها( 8. وجهیّت عادت )7% کل بندها(:
ـ محب هرگز در بندِ کمال و نیکونامیِ خود نباشد )مولوی ،8358: 73(.
ـ آن عزیز […] دائماً پای بر نردبان سعادت می نهد )همان: 8۰3(.
ـ سلام و دعا لیلاً و نهاراً ]…[ مورود می دارم )همان: 853(.
۰. وجهیّّت الزام )7% کل بندها(: 
ـ طمع است که تأخیر نفرماید )همان: 73(.
ـ الله الله الله الله، ملازم خانه و ملازم آن جماعت باشد )همان: 33(.
ـ توقع است که این ضعیف را معذور دارد )همان: 857(.

3. وجهیّّت احتمال )7% کل بندها(:
/62
ـ حق علیم است و گواهی دهد که آن فرزند عزیز ]…[ در شهر خویش و میان خویشانو تجمل خویش هم غریب است )همان: 73(.
ـ و والله الّّذی لا اله الّّا هو که هیچ گله ای نکرده اند )همان: 73(.
ـ و هیچ شک نیست که وعده صادق ملک الامراء و الحجّّاب، ادام الله علوه، در قبول این شفاعت معتمدٌٌعلیه است )همان: 37(.

ادات زمان نما )۰% کل بندها(:
ـ مال و تن او و عرض او، از صغر تاکنون، وقف فقراست )همان: 33(.
ـ الا هنوز قسمت نبود )همان: 35(.
ـ حقتعالی ملاقات را سببی سازد ،سریع )همان: 851(.
 
 

ادات شدّّت نما )۰% کل بندها(: 
ـ و باقی یاران از فقها و درویشان ،بأجمعهم، مشتاق اند )همان: 77(.
ـ و حقوقِ نِعََم ]…[ هیچ فراموش نیست )همان: ۰۰3(.

1398/07/29

پایان نامه پاسخ کیفری مناسب به تروریسم از منظر حقوق جزای بین‌الملل و افغانستان

مقدمه. 1

طرح تحقیق.. 2

الف) تبیین مسئله تحقیق.. 2

ب) ضرورت تحقیق.. 3

ج) نو آوری در تحقیق.. 3

د) موانع تحقیق.. 3

ه) هدف تحقیق.. 4

و) سوال‌‌های تحقیق.. 4

1-  سوال اصلی: 4

2- سوال‌های فرعی: 4

ز) فرضیه‌های تحقیق.. 5

ح)  روش تحقیق : 5

ط) پیشنه تحقیق.. 5

ی) ساماندهی تحقیق : 7

بخش اول: کلیات وجرایم خاص تروریستی.. 8

فصل اول: مفاهیم وکلیات… 9

1- تعریف تروریسم. 9

1-1 – تعریف تروریسم در دکترین حقوقی.. 9

1-2- تعریف تروریسم بین الملل.. 13

1-3-  تعریف تروریسم در اسناد سازمان ملل.. 14

1-3-1- تعریف تروریسم در کنوانسیون مبارزه با بمب‌گذاری تروریستی.. 14

1-3-2-  تعریف تروریسم درکنوانسیون ملل متحد سرکوب حمایت مالی از تروریسم. 16

1-3-3   تعریف تروریسم در دیگر اسناد بین المللی.. 18

الف) تعریف تروریسم در اسناد اتحادیه اروپا 18

ب) تعریف تروریسم در اسناد سازمان کنفرانس اسلامی.. 19

1-4-   تعریف تروریسم در حقوق داخلی کشورها 21

1-4-1-  تعریف تروریسم در حقوق ایران. 21

1-4-2-  تعریف تروریسم در حقوق آلمان. 24

1-4-3-  تعریف تروریسم در حقوق فرانسه. 26

1-4-4-  تعریف تروریسم در حقوق آمریکا 26

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید

1-4-5- تعریف تروریسم درحقوق افغانستان. 27

1-5-  معیارهای تعریف تروریسم. 27

1-5-1-  معیار ذهنی در تعریف تروریسم. 27

1-5-2- معیارعینی در تعریف تروریسم. 29

1-5-3- معیار مختلط در تعریف تروریسم. 31

1-6- استخراج رهیافت‌های موجود در تعریف تروریسم. 33

1-6-1-  برهم زدن جدی نظم و امنیت عمومی.. 33

1-6-2- به خطر انداختن جان و سلامتی شهروندان (غیرنظامیان) 34

1-6-3-  تأثیر گذاری بر تصمیمات دولت‌ها و سازمان‌های بین المللی.. 34

1-6-4- تعریف نهایی از تروریسم. 35

1-7-  عناصر که تا کنون در تعریف‌های مختلف تکرار شده است. 35

1-8-  تروریسم در قوانین کیفری اسلام. 37

1-8-1- محاربه. 37

1-8-2- افساد فی‌الارض…. 40

1-8-3- بغی.. 41

1-8-4- فتک… 43

1-8-5- اغتیال. 44

2- تدابیر و مجازات  تروریسم در اسناد بین الملل و قوانین افغانستان  46

فصل دوم:  جرایم علیه تأسیسات خاص وجرایم علیه اشخاص…. 47

1- عناصرجرایم تروریستی.. 48

1- 1- رکن قانونی.. 48

1-2- رکن مادی.. 49

1-2-1-  رفتار مجرمانه. 50

1- 2-2- مرتکب جرم. 52

1- 3-2- موضوع جرم. 53

1- 4-2- نتیجه مجرمانه. 54

1- 5-2- شروع در جرم. 54

1- 3- رکن روانی.. 55

1-3-1- سوءنیت عام. 56

1-3-2-  سوءنیت خاص…. 56

1- 3-3-  انگیزه در تروریسم. 57

2- جرایم علیه تأسیسات خاص…. 57

2-1- تروریسم فضایی.. 58

2-1-1- تصرف غیر قانونی هواپیما 58

2-1-2- گونه‌های ارتکاب جرم تصرف غیر قانونی هواپیما 59

2-1-3- مجازات تصرف غیر قانونی هوا پیما 62

2-1-4- .جرایم علیه امنیت پرواز هواپیما 62

2-1-4-1-  گونه‌های ارتکاب جرایم علیه امنیت پرواز. 63

2-1-4-2-  مجازات جرایم علیه امنیت پروازدر قانون مبارزه علیه جرایم تروریستی.. 67

2-1-5-   جرایم علیه فرودگاه ها 68

2-1-5-1-  گونه‌های ارتکاب جرایم علیه فرودگاه ها 68

2-1-5-2-  جرایم علیه کارکنان و تأسیسات فرودگاه‌ها 70

2-1-5-3- مجازات جرایم علیه فرودگاه‌ها 71

2-2- تروریسم دریایی.. 71

2-2-1- گونه‌های ارتکاب جرایم تروریسم دریایی.. 73

2-2-2- مجازات تروریسم دریایی.. 80

2-3-  جرایم علیه (تخریب) تأسیسات زیر بنایی.. 81

2-3-1- گونه‌های ارتکاب جرایم علیه تأسیسات زیر بنایی.. 82

2-3-2- مجازات جرایم علیه تأسیسات زیر بنایی در قانون مبارزه علیه جرایم تروریستی.. 82

3-  جرایم علیه اشخاص…. 82

3-1-  جرایم علیه اشخاص عادی.. 83

3-1-1-  قتل یا جراحت شدید. 84

3-1-2-  فشار جسمی یا روحی.. 85

3-1-3- گروگان‌گیری.. 87

3-1-4-  مجازات جرایم علیه اشخاص عادی.. 89

3-2- جرایم علیه اشخاص دارای مصونیت بین‌المللی.. 90

3-2-1- افراد دارای مصونیت بین المللی.. 91

3-2-2- گونههای ارتکاب جرایم علیه این اشخاص…. 92

3-2-3- مجازات جرایم علیه این اشخاص…. 93

بخش دوم: استفاده از مواد خاص، تمویل مالی تروریسم وچالش های حقوق بشر دربرابر تروریسم  94

فصل اول:تروریسم با استفاده از مواد خاص و جرم تامین مالی تروریسم  97

1- ارتکاب جرایم تروریستی به وسیله مواد هسته‌ای.. 98

1-1- گونه‌های ارتکاب جرایم مربوط مواد هسته‌ای.. 104

1-2- دست‌یابی، استعمال و انتشار مواد هسته ای.. 104

1-3- تهدید به بدست آوردن و استعمال مواد هسته ای.. 105

2-  مجازات جرایم مربوط مواد هسته ای.. 106

3- بمب گذاری تروریستی.. 107

3-1-  گونه‌های ارتکاب جرم بمب گذاری.. 110

3-2- مجازات جرم بمب گذاری.. 111

4-  استفاده از مواد شیمیایی و میکروبی.. 111

5-  سایبر تروریسم. 112

6- جرم تأمین مالی تروریسم. 112

6-1- گونه‌های ارتکاب جرم تأمین مالی تروریسم. 116

6-2- مجازات تمویل مالی تروریسم. 117

6-3 فرمان تقنینی جدیدریس جمهوردرموردجرایمتروریستی.. 119

7- تکالیف مشترک دولت‌های عضو کنوانسیون‌های ضد تروریسم. 120

فصل دوم: مبارزه با تروریزم وچالشهای حقوق بشر. 133

1-  توازن جنگ بین تروریسم و حقوق بشر. 133

1-1-  حقوق بشر قربانی جنگ علیه تروریسم. 137

1-2- آیا جنگ علیه تروریسم خارج از چارچوب حقوق بشر و فرا قانونی است؟. 138

1-3-  برخورد تبعیض آمیز با متهمان تروریسم. 140

1-4-  ضرورت مبارزه با تروریسم در چار چوب حقوق بشری.. 143

1-5- تامین حقوقی حیاتی و امنیت افراد در مبارزه علیه تروریسم. 143

1-6- کافی نبودن چارچوب حقوق بشری در جنگ علیه تروریسم. 145

1-7- ضرورت چارچوب حقوق بشری برای امنیت واقعی انسان. 147

1-8- جنگ با تروریسم و توجیه نقض حقوق بشر. 149

2- تشکیل دادگاه های نظامی مبارزه با تروریسم؛ نقض آشکار حقوق بشر. 152

2-1- سابقه این دادگاه‌ها در آمریکا 153

2-2-  ماهیت و ضرورت تشکیل دادگاههای نظامی.. 153

2-3-  آیین داد رسی دادگاه های نظامی.. 154

2-4- استدلال موافقان تشکیل دادگاه‌های نظامی.. 155

2-5- عدم مشروعیت دادگاههای نظامی.. 156

2-5-1-  مغایرت با قانون اساسی آمریکا 157

2-5-2-  مغایرت با اعلامیه حقوق بشر ۱۹۴۸. 160

نتیجه گیری: 162

فهرست منابع و ماخذ. 167

مقدمه
تروریسم به عنوان یک پدیده که تمام مرزهای جغرافیایی را در سطح ملی و مطقه‌ای در نوردیده و خود را به عنوان یک پدیده جهانی و بین المللی مطرح نموده است، امروز هیچ کشوری در گوشه و کنار جهان حتی قدرتمندترین کشورهای دنیا نمی‌تواند از شر این­پدیده بین المللی احساس امنیت کند.

در عرصه های مختلف انسانی، اقتصادی، سیاسی، بحران وسیع و عمیق را بوجود آورده است. عامل مهاجرت میلیونها انسان از سر زمین‌های شان گردیده و میلیونها انسان بی‌گناه وبی‌دفاع از زن و مرد و کودک، جوان و نوجوان را به صورت بسیار فجیع و اسفناک و غیر انسانی قتل عام و کشتار دسته جمعی نموده‌اند.

متأسفانه ما هر روز شاهد گونه‌های نوین و فراگیر از پدیده تروریسم در سطح منطقه و جهان هستیم، نسل‌های جدید از افراطیت که اندیشه و تفکر و نحوه رفتار آنها با هیچ آئین بشری همخوانی ندارد، نشاندادن اوج توحش و بربریت از جانب گروه‌های تروریستی، خود نشان دهنده فاصله آنها از اخلاق و روحیه انسانی است.

سربریدن هم­نوعان و هم کیشان و به آتش کشیدن انسانهای زنده، پاره کردن شکمهای زنان حامله، به جرم که ممکن است آنها مثل گروه­های تروریستی حاکم فکر نکنند و ممکن است یک نوزاد بعد از تولدو بلوغ نتوانند با این گروه‌های تروریستی همفکر باشد از شکم مادرش در آورده شده به قتل می‌رسانند.

برای یک چنین پدیده جهان­شمول که انواع جنایت وحشتناک را آفریدند و مرتکب تمام جرایم ضد بشری گردیدند، تمام کشورها و سازمان ملل متحد و شورای امنیت و همه مجموعه‌های منطقه‌ای خود را موظف میدانند که روشهای و مصادیق جرایم تروریستی را که توسط گروه‌های تروریستی مرتکب می‌شود مجازات و چارچوب حقوقی مشخصی را تصویب کند.

امروزه جامعه جهانی خوشبختانه در این جهت به سمت یک همگرایی بین المللی و منطقه‌ای روان است و در سطح جهانی، منطقه‌ای دارای چارچوبه‌های حقوقی مشخص است.

آنچه سازمان ملل و بسیاری از نهادهای بین المللی نسبت به آن عاجز مانده، رسیدن به یک تعریف جاممع و قابل پذیرش همه اعضای سازمان ملل و جامعه بین المللی است که متأسفانه برای تعیین مجازات جامع برای جرایم تروریستی یک چالش جدی است.

اکنون به این نتیجه رسیده اند فعلا تا رسیدن به تعریف جامع باید مصادیق جرایم تروریستی هر کدام جداگانه جرم نگاری و برای آنها مجازات تعیین کنند.

این تحقیق با موضوع «پاسخ کیفری مناسب به تروریسم از منظر حقوق جزای بین الملل و حقوق جزای افغانستان» در دو بخش و چهار فصل حول همین موضوع تدوین شده است.

طرح تحقیق
الف) تبیین مسئله تحقیق
در شرایط فعلی پدیده تروریسم به یک فاجعه جهانی، ملی و بین المللی تبدیل گردیده است. صاحب نظران و کار شناسان علوم مختلف تروریسم را بلحاظ خواستگاه، نفوذ، گسترش، محل ارتکاب، شیوه‌ها و ابزارهای اجرایی آن و نیز اهداف و انگیزه‌های ارتکاب،، ریشه‌ها و عوامل گسترش تروریسم در ابعاد مختلف، مورد تحلیل و ارزیابی قرار داده اند؛ و ضمن شناسایی آن، راهکارهای موثر در جهت جلوگیری از تروریسم وضع و به مرحله اجرا گذاشته است؛ اما معضل جدی جامعه ای جهانی شناسایی و ارایه تعریف جامع و مورد پذیرش همه گانی از پدیده ای تروریسم به منظورجلوگیری این پدیده است؛ که با تلفیق دیدگاه های سازمانهای بین المللی و کشورها در زمینه ای تروریسم می توان به ماهیت و مصادیق آن دست یافته و راهکارهای لازم را در جهت جلوگیری از تروریسم ارایه نمود.

آنچه که در این تحقیق مورد کنکاش و پژوهش قرار گرفته، واکنش مناسب کیفری با گونه‌های تروریسم از نظر حقوق جزای بین المللی و حقوق جزای افغانستان ـ که متأثراز کنوانسیون‌ها و معاهدات بین المللی است ـ و هم چنین جرم انگاری این پدیده، با نگاهی جهانی، ملی و منطقه‌ای می‌باشد.

ب) ضرورت تحقیق
این تحقیق جرایم تروریستی را با ابعاد مختلف آن در قوانین جزایی افغانستان و قوانین جزایی و کنوانسیونهای بین المللی مورد بررسی ومداقه قرار می‌دهد، از سوی مبارزه با تروریسم یکی از مسایل مبتلابه در سطح ملی و بین المللی، به ویژه در کشور افغانستان ـ که مردم ان بیشترین رنج و قربانی را از این پدیده مجرمانه متحمل شده‌اند ـ می‌باشد. با توجه به اینکه پدیده تروریسم هر روز در سراسر جهان از طرف دشمنان انسانیت گسترش یافته، خسارات سنگین و قربانیان بی شماری را در پی دارد، ضرورت دارد که کیفیت و چگونگی مجازات و پاسخ کیفری مناسب با این پدیده شوم  بررسی گردد که بدور از عوارض و پی آمد های منفی مانند نقض حقوق بشر و سایر عوارضات اجتماعی در سطح ملی و بین المللی باشد.

ج) نو آوری در تحقیق

1 ... 451 452 453 ...454 ... 456 ...458 ...459 460 461 ... 894