1398/07/30

پایان‌نامه‌ ارشد زبان و ادبیات فارسی گرایش ادبیات کودک: بررسی تکنیکهای طنز در ادبیات داستانی نوجوان دهه‌ی هشتاد

پرکارتر ظاهر شده‌اند. هم‌چنین در به کارگیری تکنیک‌ها و عناصر طنز و چگونگی طرح موضوعات، آثار اواخر دهه از پختگی و یکدستی بیشتری برخوردار هستند.

 


فهرست مطالب

 

فصل اول

مقدمه و مبانی نظری …………………………………………………………………بیان مسئله
اهمیت و ضرورت پژوهش
پیشینه پژوهش
روش پژوهش
فصل دوم بررسی و تحلیل تکنیک‌های طنز

تکنیک‌ها و روش بیان طنز
1.2. احمد اکبرپور

1.1.2. درباره‌ی نویسنده

2.1.2. آثار

1.2.1.2. من نوکر بابام نیستم

2.2.1.2.سه سوت جادویی

3.1.2. ارزیابی کلی

و
2.2. طاهره ایبد

1.2.2.درباره‌ی نویسنده

2.2.2. آثار

1.2.2.2. خانواده آقای چرخشی

3.2.2. ارزیابی کلی

3.2. فرهاد حسن‌زاده

1.3.2. درباره‌ی نویسنده

2.3.2. آثار

1.2.3.2. بند رختی که برای خودش دل داشت

2.2.3.2. لبخندهای کشمشی یک خانواده خوشبخت

3.2.3.2. هندوانه به شرط عشق

4.2.3.2.در روزگاری که هنوز پنجشنبه و جمعه اختراع نشده بود

3.3.2. ارزیابی کلی

4.2. فریدون عموزاده خلیلی

ح ح
1.4.2. درباره‌ی نویسنده

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید

2.4.2. آثار

1.2.4.2. پروفسور اسکولسکی و ژنرال پیسکولسکی

3.4.2. ارزیابی کلی

5.2. شهرام شفیعی

1.5.2. درباره‌ی نویسنده

2.5.2. آثار

1.2.5.2. ماجراهای سلطان و آقا کوچول

2.2.5.2. عشق خامه‌ای

3.2.5.2. به دنبال دماغ خیس

4.2.5.2. مرغ سوخاری برای جنازه

5.2.5.2. گربه در جوراب زنانه

6.2.5.2. عزیزم چه رنگی بپوشم

7.2.5.2. با تخم مرغ مهربان باش

3.5.2. ارزیابی کلی

ط
6.2. محمدرضا شمس

1.6.2. درباره‌ی نویسنده

2.6.2. آثار

1.2.6.2. دیوانه و چاه

2.2.6.2. بادکنک و اسب آبی

3.2.6.2. من، زن بابام و دماغ بابام

3.6.2. ارزیابی کلی

7.2. فریبا کلهر

1.7.2. درباره‌ی نویسنده

2.7.2. آثار

1.2.7.2. سالومه و خرگوش

3.7.2. ارزیابی کلی

8.2. سعید هاشمی

1.8.2. درباره‌ی نویسنده

2.8.2. آثار

1.2.8.2. محله‌ی میکروب خان

ی
3.8.2. ارزیابی کلی

نتیجه‌گیری
1.3. تکنیک‌های مورد استفاده

2.3. تنوع تکنیکی و طرز بیان

3.3. سیر طنزپردازی

 


 
 فصل اول

مقدمه و مبانی نظری

 


 بیان مسئله

 

طنز و مطایبه همواره از سوی نویسندگان و شاعران مورد توجه بوده است. با این وجود، باید گفت که نویسندگان کودک و نوجوان در سال‌های اخیر به این نوع ادبی گرایش بیشتری پیدا کرده و آثاری در این زمینه آفریده‌اند. ارائه‌ی تعریفی جامع از طنز، کار چندان ساده‌ای نیست. در فرهنگ اصطلاحات طنز در این‌باره آمده است:« در اصطلاح ادبی، طنز به نوع خاصی از آثار منظوم یا منثور ادبی گفته می‌شود که اشتباهات یا جنبه‌های نامطلوب رفتار بشری، فسادهای اجتماعی و سیاسی یا حتی تفکرات فلسفی را به شیوه‌ای خنده‌دار به چالش می‌کشد. طنز گرچه طبیعتش بر خنده استوار است اما خنده را تنها وسیله‌ای می‌انگارد، برای نیل به هدفی برتر و آگاه کردن انسان به عمق رذالت‌ها.» (اصلانی،140:1385-141). اندوهجردی طنز را این‌گونه تعریف می‌کند:«شیوه‌ی خاص بیان مفاهیم تند اجتماعی و انتقادی و سیاسی و طرز افشای حقایق تلخ و تنفرآمیز ناشی از فساد و بی‌رسمی‌های فرد یا جامعه را که دم‌زدن از آن‌ها به‌صورت عادی یا به‌طور جدی، ممنوع و متعذر باشد، در پوششی از استهزا و نیشخند، به‌منظور نفی کردن و برافکندن ریشه‌های فساد و موارد بی‌رسمی «طنز» می‌نامیم. به‌عبارت ساده‌تر، طنز را می‌توان انتقاد و نکته‌جویی آمیخته به ریشخند تعریف کرد و آن را طرزی خاص از انواع ادبی برشمرد که با تعریض و به‌طور غیرمستقیم اظهار می‌شود» (اندوهجردی،5:1378). حسن جوادی در کتاب «تاریخ طنز» می‌نویسد:

«استعمال کلمه‌ی ساتیر برای انتقادی که به صورت خنده‌آور و مضحک بیان شود در فارسی معاصر سابقه‌ی زیاد طولانی ندارد. هرچند که« طنز» در تاریخ بیهقی و دیگر آثار قدیم زبان فارسی به کار رفته است، ولی استعمال وسیعی به معنی فعلی کلمه یا بهتر بگویم به معنی  اروپایی نداشته است. سابقاً در فارسی هجو به کار برده می‌شد که بیش‌تر جنبه‌ی انتقاد مستقیم و شخصی دارد و جنبه‌ی غیرمستقیم و طنزآمیز بودن« ساتیر» را دارا نیست و اغلب آموزنده و اجتماعی هم نیست. هجو ضد مدح است و اصولاً صراحت لفظی که در آن است نمی‌تواند نظیر لحن طنزآمیز «ساتیر» باشد. در فارسی «هزل» را  به کار برده‌اند که ضد «جد» است و بیش‌تر جنبه‌ی مزاح و مطایبه دارد» (جوادی،11:1384).

جوادی سپس به بیان سیر تاریخی واژه‌ی «ساتیر» در ایران می‌پردازد و می‌گوید:«در دوره‌ی مشروطیت که شعرا و نویسندگان تعهد فوق‌العاده‌ای نسبت به اصلاح جامعه و ارشاد مردم احساس می‌کردند، اشعار و نوشته‌های طنزآمیز و انتقادی زیادی به‌وجود آوردند و کم‌کم احتیاج به وجود کلمه‌ای که این‌گونه آثار را توصیف کند احساس شد…در چند دهه‌ی گذشته، کلمه‌ی «طنز» اغلب به‌جای «ساتیر» فرنگی به‌کار برده شده و کم‌کم در فارسی مفهوم کلی آن را پیدا کرده است»(همان:15).

«با پیدایی مشروطیت، ادبیات طنزی حقیقی، که لبه‌ی تیز خود را بیش از افراد متوجه اجتماع و معایب عمومی جامعه ساخته بود، پدید آمد… طنزنویسی از نثر کم‌تر استفاده کرد. معهذا با آغاز مشروطیت و پیدایش روزنامه‌نگاری، در نثر فارسی  مرحله‌ی نسبتاً جالب توجهی به‌وجود آمد و طغیان افکار آزادی‌خواهانه و شور آزادی و احساسات میهن‌پرستی گذشته از اشعار سیاسی و وطنی در


فرم در حال بارگذاری ...