1399/12/17

مدح پیامبر ص در شعر شعرای عصر عباسی- قسمت ۱۷

و جاءَ بِالمُعجِزاتِ الباهراتِ فَلَمیَرُدُّها فی البرایا مَن لَهُ جُوُلُ

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

فکانَ فی القمرِ المُشقِّ مُعجزَهٌما فی حقیقتهِا لِلعینِ تخییلُوَ سَبِّحَ الحصیاتُ السَبعُ فی یدِهِلَهُنَّ بِالذّکرِ تکبیرٌ و تهلیلُ[۲۵۲]

– محمد (ص) با آمدنش معجزه های شگفت انگیزی را آورد که در زمین حتی کسی که قدرت جولان دارد آن را رد نکرد
– معجزه ای در شکافتن ماه داشت که حقیقت آن برای چشم و عقل خیال توهمی بیش نیست
– موجودات هفتگانه آسمان در دستش بودند در حالیکه ذکر تکبیر و لا اله الّا الله داشتند.
و شاعر در قصیده ی دیگرش به حقیقت این معجزه اشاره می کند و می گوید:

 

و لَهُ بِا الأباطِح القَمَرُ انشَق بنصفین لیسَ فِیهِ خفاءُ[۲۵۳]

– برای او ماه در آسمان مکه به دو نیم گردید که در آن هیچ پنهانکاری نیست.
«محمد بن فرج سبتی مغربی» می گوید:

 

فَمِنها انشِقاقُ البَدرِ ثُمَّ نزولُهُ راهُ الذّی التوفیقُ وافَقَ رصدَهُ[۲۵۴]

– از جمله (معجزات او) شکافتن و دو نیم کردن ماه و سپس نزول آن می باشد و دید آن را کسی که در کمین دیدن آن نشسته بود.
۴-۱-۶-۲- معراج یا سیر شبانه رسول خدا (ص)
سفر آسمانی پیامبر اسلام که از آن تعبیر به معراج یا سیر فضایی می کنند یکی از معجزات پیامبر (ص) به شمار می آید که در قرآن بدان اشاره کرده است و می گوید: «سُبحانَ الذی اَسرَی بِعَبدِه لیلاً من المسجد الحرامِ الی المسجِدِ الاقصَی الّذی بَارکنا حَولَهُ لِنُریَهُ من آیاتنا انّهُ هُوَ السمیعُ البصیرُ».[۲۵۵] (منزه از هر عیبی است خدایی که شبانه بنده خود را از مسجد الحرام به مسجد الاقصی برد آن مسجدی که ما آن را برکت دادیم، چنین کردیم تا آیات صنع خود را به او نشان دهیم همانا او خدایی شنوا و داناست).
در این سفر پیامبر (ص) از مکه معظمه به بیت المقدس و از آنجا به آسمان ها و سدره المنتهی و عرش و حجب و سرادقات، تا آنکه به مقام خلوت خاص حضرت دوست رسید که علم و دانش آن از تمام مخلوقات پوشیده و از فرشتگان و پیامبران پنهان است.[۲۵۶]
مطابق نقل حسن بصری رسول خدا فرمود: در حجر اسماعیل خفته بودم که جبرئیل آمد و با سر انگشت پا مرا بیدار کرد و من برخاستم کسی را ندیدم و این کار تا سه بار تکرار شد و در بار سوم که برخاستم شانه ی من را گرفت پس با او برخاسته به در مسجد آمدیم در آنجا مرکب سفید رنگی دیدم که در دو طرف ران او دو بال قرار داشت و چون من نزدیک آن مرکب شدم و رفتم که سوار شوم چموشی کرد جبرئیل دست روی گردنش گذارده گفت: آیا شرم نمی کنی به خدا تاکنون شخصی که مانند محمد به درگاه خدا مقرب باشد بر تو سوار نشده در این حال بود که براق شرم کرد و خجالت کشید و آرام شده من بر او سوار شدم. و چون به مسجد الاقصی رسیدم در مقام پیامبران ابراهیم و موسی و عیسی و جمله ی پیامبران از من استقبال کردند و به من اقتدا کرده و با ایشان نماز خواندم. چون از نماز فارغ شدم دو کاسه آوردند یکی شیر بود و در دیگری شراب من کاسه ی شیر را برداشتم و از آن نوشیدم. جبرئیل به من گفت: «ای محمد فطرت اصلی خود را انتخاب کردی و راه راست را بر امت خود نشان دادی»
روایت دیگر در مورد معراج، روایت عایشه است که گفت: «جسم پیامبر (ص) در شب معراج از جای خود حرکت نکرد اما روح او را به معراج بردند».
روایت دیگر در معراج، روایت ام هانی دختر ابوطالب است. ام هانی گفت: «پیامبر شب معراج در خانه ی من بود و با هم نماز خواندیم وقتی برای نماز صبح بلند شدم به من فرمودند: ای ام هانی من فاصله ی نماز شب تا صبح به بیت المقدس رفتم و در مسجد الاقصی نماز خواندم و اینک به مکه برگشته ام تا نماز صبح را با شما بخوانم».
درباره ی زمان معراج اختلاف است که شش ماه قبل از هجرت در شب هفدهم ماه رمضان یا بیست و یکم آن یا دو سال بعد از بعثت پیامبر (ص) در هفدهم ربیع الاول بوده است و هم چنین در مورد مکان عروج نیز طبق گفته ی ام هانی خانه ی او بوده یا شعب ابی طالب و یا مسجد الحرام اختلاف است.[۲۵۷]
«صرصری» در این سه بیت زیر به ماجرای معراج اشاره کرده و می گوید: